پرش به محتوا

تقرب به خداوند در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'قرب فرایض و نوافل' به 'قرب فرایض و نوافل'
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
جز (جایگزینی متن - 'قرب فرایض و نوافل' به 'قرب فرایض و نوافل')
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = تقرب به خداوند| عنوان مدخل  = تقرب به خداوند| مداخل مرتبط = [[تقرب به خداوند در قرآن]] - [[مقام قرب الهی]]  - [[تقرب به خداوند در معارف دعا و زیارات]] - [[تقرب به خداوند در معارف و سیره سجادی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = تقرب به خداوند| عنوان مدخل  = تقرب به خداوند| مداخل مرتبط = [[تقرب به خداوند در قرآن]] - [[مقام قرب الهی]]  - [[تقرب به خداوند در معارف دعا و زیارات]] - [[تقرب به خداوند در معارف و سیره سجادی]]| پرسش مرتبط  = }}
'''[[قرب]]''' به معنای نزدیکی و در اینجا به معنای [[نزدیکی به خدای متعال]] است. '''[[تقرّب]]''' نیز به معنای نزدیکی جستن به [[خدا]]<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/8/36.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۸، ص ۳۹۵]</ref>.
== واژه‌شناسی لغوی ==
== واژه‌شناسی لغوی ==
[[تقرّب]] مصدر باب تفعّل و از ریشه «ق ـ رـ ب» است. قُرب در لغت خلاف بُعد<ref>لسان العرب، ج ۱۱، ص۸۲؛ مقاییس اللغه، ج ۵، ص۸۰؛ مفردات، ص۶۶۳، «قرب».</ref>. و به معنای نزدیکی است<ref>ترتیب العین، ج ۳، ص۱۴۵۴؛ الصحاح، ج ۱، ص۱۹۸؛ القاموس المحیط، ج ۱، ص۲۱۱، «قرب».</ref>؛ خواه مادی یا [[معنوی]]<ref>التحقیق، ج ۹، ص۲۲۶،«قرب».</ref>، بنابراین در موارد گوناگونی مانند نزدیکی از حیث [[زمان]]، مکان، نسبت، [[منزلت]] و... به کار می‌رود<ref>مفردات، ص۶۶۳؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۴، ص۲۵۳؛ نثر طوبی، ص۲۹۳ - ۲۹۴، «قرب».</ref>. گفته شده است: [[قرب]] در مکان و قربت در منزلت و [[قربی]] و [[قرابت]] در [[خویشاوندی]] استعمال می‌‌شوند<ref>المصباح، فیومی، ص۴۹۵، «قرب».</ref>. به [[اعتقاد]] برخی واژه قرب ابتدا درباره پدیده‌های [[جسمانی]] به اعتبار نسبت مکانی آنها به کار می‌رفت؛ ولی پس از آن [[توسعه]] یافت و در غیر مکان مانند نزدیکی از جهت زمان نیز استعمال شد و سپس مجدداً گسترش یافت و در [[حقایق]] غیر جسمانی نیز به کار رفت<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۲۰.</ref>. تقرّب در لغت به معنای [[طلب]] نزدیکی است<ref>القاموس المحیط، ج ۱، ص۲۱۱.</ref>.
[[تقرّب]] مصدر باب تفعّل و از ریشه «ق ـ رـ ب» است. قُرب در لغت خلاف بُعد<ref>لسان العرب، ج ۱۱، ص۸۲؛ مقاییس اللغه، ج ۵، ص۸۰؛ مفردات، ص۶۶۳، «قرب».</ref>. و به معنای نزدیکی است<ref>ترتیب العین، ج ۳، ص۱۴۵۴؛ الصحاح، ج ۱، ص۱۹۸؛ القاموس المحیط، ج ۱، ص۲۱۱، «قرب».</ref>؛ خواه مادی یا [[معنوی]]<ref>التحقیق، ج ۹، ص۲۲۶،«قرب».</ref>، بنابراین در موارد گوناگونی مانند نزدیکی از حیث [[زمان]]، مکان، نسبت، [[منزلت]] و... به کار می‌رود<ref>مفردات، ص۶۶۳؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۴، ص۲۵۳؛ نثر طوبی، ص۲۹۳ - ۲۹۴، «قرب».</ref>. گفته شده است: [[قرب]] در مکان و قربت در منزلت و [[قربی]] و [[قرابت]] در [[خویشاوندی]] استعمال می‌‌شوند<ref>المصباح، فیومی، ص۴۹۵، «قرب».</ref>. به [[اعتقاد]] برخی واژه قرب ابتدا درباره پدیده‌های [[جسمانی]] به اعتبار نسبت مکانی آنها به کار می‌رفت؛ ولی پس از آن [[توسعه]] یافت و در غیر مکان مانند نزدیکی از جهت زمان نیز استعمال شد و سپس مجدداً گسترش یافت و در [[حقایق]] غیر جسمانی نیز به کار رفت<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۲۰.</ref>. تقرّب در لغت به معنای [[طلب]] نزدیکی است<ref>القاموس المحیط، ج ۱، ص۲۱۱.</ref>.
خط ۱۳: خط ۱۱:
در [[علم فقه]]، [[قصد قربت]]، شرط [[صحت]] [[عبادات]] دانسته شده<ref>الروضة البهیه، ج ۱، ص۳۲۱؛ روض الجنان، ص۲۷.</ref>. و [[وجوب]] آن در عبادات با [[آیات]]، [[روایات]] و [[اجماع]] [[ثابت]] شده است<ref>مدارک الاحکام، ج ۱، ص۱۸۶؛ ج ۳، ص۳۱۰؛ ریاض المسائل، ج ۱، ص۱۸؛ مستند الشیعه، ج ۲، ص۴۵.</ref>؛ ولی [[فقیهان]] در [[تفسیر]] قصد قربت مفاهیم دیگری به جز [[قرب]] [[روحانی]] را ارائه کرده اند<ref>ذخیرة المعاد، ص۲۴؛ مفتاح الکرامه، ج ۲، ص۳۱۲ - ۳۱۳؛ مستند الشیعه، ج ۲، ص۴۸.</ref>. یکی از بزرگ‌ترین [[فقیهان امامیه]]، [[قصد قرب]] روحانی را از غایات و انگیزه‌های قصد [[امتثال]] دانسته و گفته است: قصد قرب روحانی قطعاً [[واجب]] نیست و [[اثبات]] وجوب آن با آیات و روایات ناممکن است<ref>جواهر الکلام، ج ۲، ص۸۶ - ۸۸؛ ج ۹، ص۱۵۷.</ref>.
در [[علم فقه]]، [[قصد قربت]]، شرط [[صحت]] [[عبادات]] دانسته شده<ref>الروضة البهیه، ج ۱، ص۳۲۱؛ روض الجنان، ص۲۷.</ref>. و [[وجوب]] آن در عبادات با [[آیات]]، [[روایات]] و [[اجماع]] [[ثابت]] شده است<ref>مدارک الاحکام، ج ۱، ص۱۸۶؛ ج ۳، ص۳۱۰؛ ریاض المسائل، ج ۱، ص۱۸؛ مستند الشیعه، ج ۲، ص۴۵.</ref>؛ ولی [[فقیهان]] در [[تفسیر]] قصد قربت مفاهیم دیگری به جز [[قرب]] [[روحانی]] را ارائه کرده اند<ref>ذخیرة المعاد، ص۲۴؛ مفتاح الکرامه، ج ۲، ص۳۱۲ - ۳۱۳؛ مستند الشیعه، ج ۲، ص۴۸.</ref>. یکی از بزرگ‌ترین [[فقیهان امامیه]]، [[قصد قرب]] روحانی را از غایات و انگیزه‌های قصد [[امتثال]] دانسته و گفته است: قصد قرب روحانی قطعاً [[واجب]] نیست و [[اثبات]] وجوب آن با آیات و روایات ناممکن است<ref>جواهر الکلام، ج ۲، ص۸۶ - ۸۸؛ ج ۹، ص۱۵۷.</ref>.


برای قرب تقسیماتی ذکر شده است که مهم‌ترین آنها تقسیم به قرب [[فرایض]] و [[نوافل]] است. [[عارفان]] با اقتباس از [[حدیث مشهور]] [[نبوی]]<ref>الکافی، ج ۲، ص۳۵۲؛ کنزالعمال، ج ۷، ص۷۷۰.</ref> این تقسیم را ارائه کرده و در توضیح آن گفته‌اند: قرب فرایض هنگام فنای ذات [[بنده]] در [[ذات خداوند]] حاصل می‌شود و نتیجه آن این است که بنده، گوش و چشم و [[دست خدا]] می‌گردد و قرب نوافل، هنگام فنای صفات وی در [[صفات الهی]] حاصل می‌شود و نتیجه آن این است که خدا، گوش و چشم بنده می‌گردد، بنابراین رتبه قرب فرایض از قرب نوافل [[برتر]] است<ref>شرح فصوص الحکم، ص۳۵۰ - ۳۵۱؛ کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۲، ص۱۳۱۳؛ فرهنگ نوربخش، ج ۶، ص۲۴۲ - ۲۴۳.</ref>؛ ولی برخی مرتبه قرب نوافل را برتر دانسته‌اند<ref>شرح توحید صدوق، ج ۱، ص۲۹؛ کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۲، ص۱۳۱۳.</ref>.
برای قرب تقسیماتی ذکر شده است که مهم‌ترین آنها تقسیم به [[قرب فرایض و نوافل]] است. [[عارفان]] با اقتباس از [[حدیث مشهور]] [[نبوی]]<ref>الکافی، ج ۲، ص۳۵۲؛ کنزالعمال، ج ۷، ص۷۷۰.</ref> این تقسیم را ارائه کرده و در توضیح آن گفته‌اند: قرب فرایض هنگام فنای ذات [[بنده]] در [[ذات خداوند]] حاصل می‌شود و نتیجه آن این است که بنده، گوش و چشم و [[دست خدا]] می‌گردد و قرب نوافل، هنگام فنای صفات وی در [[صفات الهی]] حاصل می‌شود و نتیجه آن این است که خدا، گوش و چشم بنده می‌گردد، بنابراین رتبه قرب فرایض از قرب نوافل [[برتر]] است<ref>شرح فصوص الحکم، ص۳۵۰ - ۳۵۱؛ کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۲، ص۱۳۱۳؛ فرهنگ نوربخش، ج ۶، ص۲۴۲ - ۲۴۳.</ref>؛ ولی برخی مرتبه قرب نوافل را برتر دانسته‌اند<ref>شرح توحید صدوق، ج ۱، ص۲۹؛ کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۲، ص۱۳۱۳.</ref>.


برپایه تقسیم دیگری، [[قرب]] یا با [[علم]] نظری به دست می‌‌آید یا با علم کشفی یا با عمل و قسم سوم، خود یا با ادای [[واجبات]] حاصل می‌شود یا با انجام دادن [[مستحبات]] و [[برترین]] قرب، علم کشفی [[توحید]] است<ref>رساله‌های شاه نعمت الله ولی، ج ۲، ص۱۷۹.</ref>.
برپایه تقسیم دیگری، [[قرب]] یا با [[علم]] نظری به دست می‌‌آید یا با علم کشفی یا با عمل و قسم سوم، خود یا با ادای [[واجبات]] حاصل می‌شود یا با انجام دادن [[مستحبات]] و [[برترین]] قرب، علم کشفی [[توحید]] است<ref>رساله‌های شاه نعمت الله ولی، ج ۲، ص۱۷۹.</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[تقرب - جمالی (مقاله)|مقاله «تقرب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۸، ص395 - 408.</ref>


== [[تقرّب]] در [[قرآن]] ==
== [[تقرّب]] در [[قرآن]] ==
خط ۳۶: خط ۳۴:
# '''[[نسک]]:''' {{متن قرآن|قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref> بگو: بی‌گمان نمازم و نیایشم و زندگیم و مرگم از آن خداوند پروردگار جهانیان است؛ سوره انعام، آیه:۱۶۲.</ref><ref>روح البیان، ج ۳، ص۱۲۸ - ۱۲۹.</ref>.
# '''[[نسک]]:''' {{متن قرآن|قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref> بگو: بی‌گمان نمازم و نیایشم و زندگیم و مرگم از آن خداوند پروردگار جهانیان است؛ سوره انعام، آیه:۱۶۲.</ref><ref>روح البیان، ج ۳، ص۱۲۸ - ۱۲۹.</ref>.
# '''[[تسلیم چهره به سوی خدا]]:''' {{متن قرآن|وَمَن يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الأُمُورِ}}<ref> و هر که روی (دل) خویش به سوی خداوند نهد و نکوکار باشد بی‌گمان به دستاویز استوارتر چنگ زده است و سرانجام کارها با خداوند است؛ سوره لقمان، آیه:۲۲.</ref>؛ {{متن قرآن|بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref> آری، آن کسان که روی (دل) خویش به (سوی) خداوند نهند در حالی که نکوکار باشند، بی‌گمان پاداش آنان نزد پروردگارشان است. و بیمی نخواهند داشت و اندوهگین نمی‌شوند؛ سوره بقره، آیه:۱۱۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّه وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلاً}}<ref> و بهدین‌تر از آن کس که روی (دل) خویش به (سوی) خداوند نهد در حالی که نکوکار باشد و از آیین ابراهیم درست‌آیین پیروی کند، کیست؟ و خداوند، ابراهیم را دوست (خود) گرفت؛ سوره نساء، آیه:۱۲۵.</ref><ref>روح البیان، ج ۸، ص۵۰۲.</ref>.
# '''[[تسلیم چهره به سوی خدا]]:''' {{متن قرآن|وَمَن يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الأُمُورِ}}<ref> و هر که روی (دل) خویش به سوی خداوند نهد و نکوکار باشد بی‌گمان به دستاویز استوارتر چنگ زده است و سرانجام کارها با خداوند است؛ سوره لقمان، آیه:۲۲.</ref>؛ {{متن قرآن|بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref> آری، آن کسان که روی (دل) خویش به (سوی) خداوند نهند در حالی که نکوکار باشند، بی‌گمان پاداش آنان نزد پروردگارشان است. و بیمی نخواهند داشت و اندوهگین نمی‌شوند؛ سوره بقره، آیه:۱۱۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّه وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلاً}}<ref> و بهدین‌تر از آن کس که روی (دل) خویش به (سوی) خداوند نهد در حالی که نکوکار باشد و از آیین ابراهیم درست‌آیین پیروی کند، کیست؟ و خداوند، ابراهیم را دوست (خود) گرفت؛ سوره نساء، آیه:۱۲۵.</ref><ref>روح البیان، ج ۸، ص۵۰۲.</ref>.
# '''مشتقات [[اخلاص]]:''' {{متن قرآن|إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَاعْتَصَمُواْ بِاللَّهِ وَأَخْلَصُواْ دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولَئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref> مگر آنان که توبه کنند و به راه آیند و به خداوند توسّل جویند و دینشان را برای خداوند، ناب گردانند؛ که اینان با مؤمنان (همراه)‌اند و زودا که خداوند به مؤمنان پاداشی سترگ بخشد؛ سوره نساء، آیه:۱۶.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ}}<ref> ما این کتاب را به حقّ به سوی تو فرو فرستاده‌ایم، از این روی خداوند را در حالی که دین (خود) را برای او ناب می‌داری بپرست؛ سوره زمر، آیه:۲.</ref>؛ {{متن قرآن|قُلْ أَتُحَاجُّونَنَا فِي اللَّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ}}<ref> بگو: آیا درباره خداوند با ما چون و چرا می‌کنید با آنکه او پروردگار ما و پروردگار شماست و کردارهای ما از آن ما و کردارهای شما از آن شماست و ما برای او یکرنگیم؛ سوره بقره، آیه:۱۳۹.</ref>؛ {{متن قرآن|قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُواْ وُجُوهَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ}}<ref> بگو: پروردگارم به دادگری فرمان داده است و در هر نمازگاهی روی خود را (به سوی او) راست گردانید و او را در حالی که دین را برای وی ناب می‌سازید بخوانید؛ چنان که شما را در آغاز آفرید (به سوی او) باز می‌گردید؛ سوره اعراف، آیه:۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء وَيُقِيمُوا الصَّلاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ}}<ref> و فرمانی نیافته بودند جز این که خدا را در حالی که دین خویش را برای او ناب داشته‌اند، با درستی آیین، بپرستند و نماز بر پا دارند و زکات بپردازند و این است آیین پایدار و استوار؛ سوره بینه، آیه:۵.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ إِلَهَكُمْ لَوَاحِدٌ}}<ref> که بی‌گمان خدای شما یگانه است؛ سوره صافات، آیه:۴.</ref> عمل [[خالص]]، عملی است که هیچ [[انگیزه]] ای جز [[طلب]] [[قرب الهی]] در آن نیست<ref>محجة البیضاء، ج ۸، ص۱۲۹؛ التبیان فی آداب حملة القرآن، ص۳۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۲، ص۹۸.</ref> در [[روایات]]<ref>الکافی، ج ۱، ص۱۸۷ - ۱۸۸؛ ج ۲، ص۷۴ - ۷۵، ۸۰، ۱۹۶؛ کنزالعمال، ج ۳، ص۲۴.</ref> و [[ادعیه]]<ref>الکافی، ج ۲، ص۵۴۵؛ المعجم المفهرس لالفاظ صحیفة السجادیه، ص۴۶۸ - ۴۷۰.</ref> نیز به [[تقرّب]]، توجّهی ویژه شده است.
# '''مشتقات [[اخلاص]]:''' {{متن قرآن|إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَاعْتَصَمُواْ بِاللَّهِ وَأَخْلَصُواْ دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولَئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref> مگر آنان که توبه کنند و به راه آیند و به خداوند توسّل جویند و دینشان را برای خداوند، ناب گردانند؛ که اینان با مؤمنان (همراه)‌اند و زودا که خداوند به مؤمنان پاداشی سترگ بخشد؛ سوره نساء، آیه:۱۶.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ}}<ref> ما این کتاب را به حقّ به سوی تو فرو فرستاده‌ایم، از این روی خداوند را در حالی که دین (خود) را برای او ناب می‌داری بپرست؛ سوره زمر، آیه:۲.</ref>؛ {{متن قرآن|قُلْ أَتُحَاجُّونَنَا فِي اللَّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ}}<ref> بگو: آیا درباره خداوند با ما چون و چرا می‌کنید با آنکه او پروردگار ما و پروردگار شماست و کردارهای ما از آن ما و کردارهای شما از آن شماست و ما برای او یکرنگیم؛ سوره بقره، آیه:۱۳۹.</ref>؛ {{متن قرآن|قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُواْ وُجُوهَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ}}<ref> بگو: پروردگارم به دادگری فرمان داده است و در هر نمازگاهی روی خود را (به سوی او) راست گردانید و او را در حالی که دین را برای وی ناب می‌سازید بخوانید؛ چنان که شما را در آغاز آفرید (به سوی او) باز می‌گردید؛ سوره اعراف، آیه:۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء وَيُقِيمُوا الصَّلاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ}}<ref> و فرمانی نیافته بودند جز این که خدا را در حالی که دین خویش را برای او ناب داشته‌اند، با درستی آیین، بپرستند و نماز بر پا دارند و زکات بپردازند و این است آیین پایدار و استوار؛ سوره بینه، آیه:۵.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ إِلَهَكُمْ لَوَاحِدٌ}}<ref> که بی‌گمان خدای شما یگانه است؛ سوره صافات، آیه:۴.</ref> عمل [[خالص]]، عملی است که هیچ [[انگیزه]] ای جز [[طلب]] [[قرب الهی]] در آن نیست<ref>محجة البیضاء، ج ۸، ص۱۲۹؛ التبیان فی آداب حملة القرآن، ص۳۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۲، ص۹۸.</ref> در [[روایات]]<ref>الکافی، ج ۱، ص۱۸۷ - ۱۸۸؛ ج ۲، ص۷۴ - ۷۵، ۸۰، ۱۹۶؛ کنزالعمال، ج ۳، ص۲۴.</ref> و [[ادعیه]]<ref>الکافی، ج ۲، ص۵۴۵؛ المعجم المفهرس لالفاظ صحیفة السجادیه، ص۴۶۸ - ۴۷۰.</ref> نیز به [[تقرّب]]، توجّهی ویژه شده است.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[تقرب - جمالی (مقاله)|مقاله «تقرب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۸، ص395 - 408.</ref>


== مفهوم تقرّب ==
== مفهوم تقرّب ==
خط ۵۳: خط ۵۱:
در برابر [[معتقدان]] به [[حقیقی]] بودن [[قرب الهی]]، برخی [[مفسران]] با رویکردی [[کلامی]]، نزدیک شدن به [[خداوند]] را مجازی و آن را نزدیک شدن به [[بهشت]] و [[نعمت‌های بهشتی]] و برخورداری هرچه بیشتر از آنها<ref>ر ک: مجموعه آثار، ج ۳، ص۲۹۱، «ولاها و ولایتها».</ref> یا نزدیک شدن به [[ثواب]] و [[کرامت الهی]]<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۷۴۹؛ ج ۱۰، ص۷۸۳؛ المیزان، ج ۲۰، ص۳۲۷.</ref> و فضل و [[رحمت خداوند]]<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۷۹۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۱۱.</ref> یا قرب به [[شرف]] نظیر نزدیک بودن [[وزیر]] به [[پادشاه]]<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۱۱.</ref> دانسته‌اند.
در برابر [[معتقدان]] به [[حقیقی]] بودن [[قرب الهی]]، برخی [[مفسران]] با رویکردی [[کلامی]]، نزدیک شدن به [[خداوند]] را مجازی و آن را نزدیک شدن به [[بهشت]] و [[نعمت‌های بهشتی]] و برخورداری هرچه بیشتر از آنها<ref>ر ک: مجموعه آثار، ج ۳، ص۲۹۱، «ولاها و ولایتها».</ref> یا نزدیک شدن به [[ثواب]] و [[کرامت الهی]]<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۷۴۹؛ ج ۱۰، ص۷۸۳؛ المیزان، ج ۲۰، ص۳۲۷.</ref> و فضل و [[رحمت خداوند]]<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۷۹۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۱۱.</ref> یا قرب به [[شرف]] نظیر نزدیک بودن [[وزیر]] به [[پادشاه]]<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۱۱.</ref> دانسته‌اند.


بعضی در [[تفسیر]] نزد خدا بودن [[فرشتگان]]{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُونَ}}<ref> بی‌گمان کسانی که نزد پروردگار تو هستند از بندگی او سرکشی نمی‌ورزند و او را پاک می‌خوانند و برای او سجده می‌کنند؛ سوره اعراف، آیه: ۲۰۶.</ref> گفته‌اند: فرشتگان در مکانی هستند که خداوند به آن مکان [[کرامت]] و [[شرافت]] بخشیده است<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۷۹۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۱۱.</ref> و برخی نیز هر گونه قرب [[حسی]] و [[عقلی]] میان ممکنات و خداوند را نفی کرده و نسبت میان جمیع ممکنات و [[واجب]] را نسبت بُعد و مباینت صرف معنوی دانسته‌اند<ref>احیای حکمت، ج ۲، ص۵۱۵.</ref>.
بعضی در [[تفسیر]] نزد خدا بودن [[فرشتگان]]{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُونَ}}<ref> بی‌گمان کسانی که نزد پروردگار تو هستند از بندگی او سرکشی نمی‌ورزند و او را پاک می‌خوانند و برای او سجده می‌کنند؛ سوره اعراف، آیه: ۲۰۶.</ref> گفته‌اند: فرشتگان در مکانی هستند که خداوند به آن مکان [[کرامت]] و [[شرافت]] بخشیده است<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۷۹۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۱۱.</ref> و برخی نیز هر گونه قرب [[حسی]] و [[عقلی]] میان ممکنات و خداوند را نفی کرده و نسبت میان جمیع ممکنات و [[واجب]] را نسبت بُعد و مباینت صرف معنوی دانسته‌اند<ref>احیای حکمت، ج ۲، ص۵۱۵.</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[تقرب - جمالی (مقاله)|مقاله «تقرب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۸، ص395 - 408.</ref>


== عوامل [[تقرب]] ==
== عوامل [[تقرب]] ==
خط ۷۰: خط ۶۸:
در آیه‌ای ایمان وسیله دستیابی به [[مقام قرب]] خدا معرفی شده است<ref>جامع البیان، ج ۲۲، ص۱۲۲؛ مجمع البیان، ج ۸، ص۶۱۵؛ الصافی، ج ۴، ص۲۲۲.</ref>: {{متن قرآن|أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَيْنَا إِلَى رَجُلٍ مِّنْهُمْ أَنْ أَنذِرِ النَّاسَ وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُواْ أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِندَ رَبِّهِمْ قَالَ الْكَافِرُونَ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ مُّبِينٌ}}<ref> آیا برای مردم شگرف است به مردی از آنان وحی کنیم که به مردم هشدار بده و مؤمنان را آگاه ساز که نزد پروردگارشان پایگاهی راستین دارند؛ کافران می‌گویند: بی‌گمان این جادوگری آشکار است؛ سوره یونس، آیه:۲.</ref>. و در آیه‌ای دیگر از صعود "کلم [[طیب]]" به سوی [[خدا]] و اینکه [[عمل صالح]] آن را بالا می‌برد سخن رفته است: {{متن قرآن|مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُوْلَئِكَ هُوَ يَبُورُ}}<ref> هر که عزّت می‌خواهد (بداند که) عزّت همگی از آن خداوند است؛ سخن پاک به سوی او بالا می‌رود و کردار نیکو آن را فرا می‌برد و آنان که نیرنگ‌های بد می‌بازند عذابی سخت خواهند داشت و نیرنگ آنان خود از میان خواهد رفت؛ سوره فاطر، آیه:۱۰.</ref> مقصود از صعود، [[تقرّب]] به خدا و مقصود از کلم طیب، [[اعتقادات]] حقی است که [[انسان]] با پذیرش آنها و عمل بر اساس آنها [[سعادتمند]] می‌شود و از آنجا که هر [[اعتقادی]] [[قائم]] به معتقِد آن است، تقرّب [[اعتقاد]] به خدا همان تقرّب معتقِد به [[خداوند]] است. عمل صالح نیز اعتقاد[[حق]] را در صعود به سوی خدا [[یاری]] کرده، آن را بالا می‌برد؛ زیرا هر چه عمل بر اساس اعتقاد تکرار شود، [[باور]] راسخ‌تر و روشن‌تر و تأثیر آن بیشتر می‌گردد<ref>راهنما، ج ۷، ص۳۶۷.</ref>.
در آیه‌ای ایمان وسیله دستیابی به [[مقام قرب]] خدا معرفی شده است<ref>جامع البیان، ج ۲۲، ص۱۲۲؛ مجمع البیان، ج ۸، ص۶۱۵؛ الصافی، ج ۴، ص۲۲۲.</ref>: {{متن قرآن|أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَيْنَا إِلَى رَجُلٍ مِّنْهُمْ أَنْ أَنذِرِ النَّاسَ وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُواْ أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِندَ رَبِّهِمْ قَالَ الْكَافِرُونَ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ مُّبِينٌ}}<ref> آیا برای مردم شگرف است به مردی از آنان وحی کنیم که به مردم هشدار بده و مؤمنان را آگاه ساز که نزد پروردگارشان پایگاهی راستین دارند؛ کافران می‌گویند: بی‌گمان این جادوگری آشکار است؛ سوره یونس، آیه:۲.</ref>. و در آیه‌ای دیگر از صعود "کلم [[طیب]]" به سوی [[خدا]] و اینکه [[عمل صالح]] آن را بالا می‌برد سخن رفته است: {{متن قرآن|مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُوْلَئِكَ هُوَ يَبُورُ}}<ref> هر که عزّت می‌خواهد (بداند که) عزّت همگی از آن خداوند است؛ سخن پاک به سوی او بالا می‌رود و کردار نیکو آن را فرا می‌برد و آنان که نیرنگ‌های بد می‌بازند عذابی سخت خواهند داشت و نیرنگ آنان خود از میان خواهد رفت؛ سوره فاطر، آیه:۱۰.</ref> مقصود از صعود، [[تقرّب]] به خدا و مقصود از کلم طیب، [[اعتقادات]] حقی است که [[انسان]] با پذیرش آنها و عمل بر اساس آنها [[سعادتمند]] می‌شود و از آنجا که هر [[اعتقادی]] [[قائم]] به معتقِد آن است، تقرّب [[اعتقاد]] به خدا همان تقرّب معتقِد به [[خداوند]] است. عمل صالح نیز اعتقاد[[حق]] را در صعود به سوی خدا [[یاری]] کرده، آن را بالا می‌برد؛ زیرا هر چه عمل بر اساس اعتقاد تکرار شود، [[باور]] راسخ‌تر و روشن‌تر و تأثیر آن بیشتر می‌گردد<ref>راهنما، ج ۷، ص۳۶۷.</ref>.


در [[آیه]] ای نیز به کسی که [[امید]] دارد به لقای پروردگارش برسد دستور عمل صالح و [[پرهیز]] از [[شرک در عبادت]] داده شده است: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلا صَالِحًا وَلا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا}}<ref> بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم (جز اینکه) به من وحی می‌شود که خدای شما خدایی یگانه است؛ پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد باید کاری شایسته کند و در پرستش پروردگارش هیچ کس را شریک نسازد؛ سوره کهف، آیه:۱۱۰.</ref>.
در آیه‌ای نیز به کسی که [[امید]] دارد به لقای پروردگارش برسد دستور عمل صالح و [[پرهیز]] از [[شرک در عبادت]] داده شده است: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلا صَالِحًا وَلا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا}}<ref> بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم (جز اینکه) به من وحی می‌شود که خدای شما خدایی یگانه است؛ پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد باید کاری شایسته کند و در پرستش پروردگارش هیچ کس را شریک نسازد؛ سوره کهف، آیه:۱۱۰.</ref>.


در آیاتی متعدد به اموری اشاره شده است که مایه [[تقرّب]] [[انسان]] به خداست؛ مانند [[انفاق]]: {{متن قرآن|وَمِنَ الأَعْرَابِ مَن يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَاتٍ عِندَ اللَّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَّهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> و برخی از تازیان بیابان‌نشین به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و آنچه هزینه می‌کنند مایه نزدیکی (خود) نزد خداوند و دعاهای خیر پیامبر می‌شمارند؛ آگاه باشید که این مایه نزدیکی آنهاست؛ به زودی خداوند آنان را در (کنف) بخشایش خود در می‌آورد که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره توبه، آیه: ۹۹.</ref><ref>تفسیر قرطبی، ج ۸، ص۲۳۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۳۹۸؛ نثر طوبی، ص۲۹۴.</ref>؛ [[زکات]]: {{متن قرآن|وَمَا آتَيْتُم مِّن زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ}}<ref> آنچه زکات بدهید که خشنودی خداوند را بخواهید؛ چنین کسان دو چندان (پاداش) دارند؛ سوره روم، آیه: ۳۸ - ۳۹.</ref>؛ [[اطعام]] [[فقیران]]: {{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلا شُكُورًا}}<ref> با خود می‌گویند: شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی؛ سوره انسان، آیه:۹.</ref>؛ [[صبر]]: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ}}<ref> و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه می‌کنند؛ سوره رعد، آیه:۲۲.</ref>؛ [[امید به لقای الهی]]: {{متن قرآن|مَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ}}<ref> هر کس لقای خداوند را امید می‌دارد (بداند که) زمان (مقرر کرده) خداوند آمدنی است؛ سوره عنکبوت، آیه:۵.</ref>؛ [[تقوا]]: {{متن قرآن|لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ}}<ref> برای کسانی که پرهیزگارند نزد پروردگارشان؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۵ - ۱۶.</ref><ref>راهنما، ج ۲، ص۳۵۲.</ref>، [[دعا]]: {{متن قرآن|وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ}}<ref> و کسانی را که پروردگارشان را در سپیده‌دمان و در پایان روز در پی به دست آوردن خشنودی وی می‌خوانند از خود مران؛ سوره انعام، آیه:۵۲.</ref>؛ دعای [[پیامبر اکرم]]{{صل}}: {{متن قرآن|وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَّهُمْ}}<ref> و دعاهای خیر پیامبر می‌شمارند؛ آگاه باشید که این مایه نزدیکی آنهاست؛ سوره توبه، آیه: ۹۹.</ref><ref>جامع البیان، ج ۱۱، ص۹؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۹۶؛ المیزان، ج ۹، ص۳۷۱.</ref>؛ [[نماز]]: {{متن قرآن|فَصَلِّ لِرَبِّكَ}}<ref> پس برای پروردگارت نماز بگزار؛ سوره کوثر، آیه:۲.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۸۳۷؛ نمونه، ج ۲۷، ص۳۷۲ - ۳۷۳.</ref> و نیز {{متن قرآن|كَلاَّ لا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ}}<ref> هرگز از او فرمان مبر و سجده بگزار و (به خداوند) نزدیکی بجوی!؛ سوره علق، آیه:۱۹.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۸۳؛ تفسیر قرطبی، ج ۲۰، ص۱۲۸.</ref>؛ [[سجده]]: {{متن قرآن|كَلاَّ لا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ}}<ref> هرگز از او فرمان مبر و سجده بگزار و (به خداوند) نزدیکی بجوی!؛ سوره علق، آیه:۱۹.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۸۳؛ تفسیر ثعالبی، ج ۳، ص۵۰۴.</ref>؛ کشته شدن در [[راه خدا]]: {{متن قرآن|وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ}}<ref> و کسانی را که در راه خداوند کشته شده‌اند مرده مپندار که زنده‌اند، نزد پروردگارشان روزی می‌برند؛ سوره آل عمران، آیه:۱۶۹.</ref>، [[قربانی]]: {{متن قرآن|فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ}}<ref>پس برای پروردگارت نماز بگزار و قربانی کن!؛ سوره کوثر، آیه:۲.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۸۳۷.</ref> و نیز {{متن قرآن|رُدُّوهَا عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالأَعْنَاقِ}}<ref> آنها را نزد من بازگردانید! آنگاه به دست کشیدن به ساق و گردن‌ها‌ی آنها آغازید؛ سوره ص، آیه:۳۳.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۸، ص۷۴۱.</ref>، [[التزام]] به [[آیات الهی]] و [[پرهیز]] از [[دنیاگرایی]] و [[هواپرستی]]: {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِيَ آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث ذَّلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref> و خبر آن کسی را برای آنان بخوان که (دانش) آیات خویش را بدو ارزانی داشتیم اما او از آنها کناره گرفت و شیطان در پی او افتاد و از گمراهان شد. و اگر می‌خواستیم (جایگاه) او را با آن آیات فرا می‌بردیم اما او به دنیا‌گرایید و از هوای نفس خود پیروی کرد؛ از این رو داستان او چون داستان سگ است که اگر به او بتازی له‌له می‌زند و اگر او را وانهی (باز) له‌له می‌زند؛ این داستان گروهی است که آیات ما را دروغ شمردند پس این داستان را باز گوی باشد که آنان بیندیشند؛ سوره اعراف، آیه:۱۷۵ - ۱۷۶.</ref><ref>راهنما، ج ۶، ص۳۴۴.</ref>، [[پاکی]] [[دل]] از مرض‌های [[روحی]] و [[اخلاقی]]: {{متن قرآن|إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref> که دلی پاک را نزد پروردگار خود آورد؛ سوره صافات، آیه:۸۴.</ref><ref>راهنما، ج ۱۵، ص۴۱۸.</ref>، ادای [[شهادت]]: {{متن قرآن|وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ}}<ref> گواهی را برای خداوند برپا دارید؛ سوره طلاق، آیه:۲.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۴۶۰.</ref> و [[تذکر]]: {{متن قرآن|قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ... لَهُمْ دَارُ السَّلامِ عِندَ رَبِّهِمْ}}<ref> سرای آرامش نزد پروردگارشان از آن آنهاست؛ سوره انعام، آیه: ۱۲۷.</ref> [[روایات]] نیز برای [[تقرّب]] به [[خدا]] عوامل گوناگونی برمی‌شمرند؛ مانند [[اطاعت از خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}} و [[اولواالامر]]<ref>الکافی، ج۱، ص۱۸۷ - ۱۸۸؛ ج۲، ص۷۴ - ۷۵.</ref>، [[دوری از گناهان]]، [[زهد]]، [[گریه]] از [[ترس]] خدا<ref>الکافی، ج ۲، ص۸۰، ۴۸۳.</ref>، تلاش برای برآوردن [[حاجت]] [[مؤمن]]<ref>الکافی، ص۱۹۶.</ref>، [[دشمنی]] با [[اهل]] [[معاصی]] و دوری از آنان<ref>کنز العمال، ج ۳، ص۶۵.</ref>[[تعقل]]<ref>کنز العمال، ص۳۸۴.</ref>.
در آیاتی متعدد به اموری اشاره شده است که مایه [[تقرّب]] [[انسان]] به خداست؛ مانند [[انفاق]]: {{متن قرآن|وَمِنَ الأَعْرَابِ مَن يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَاتٍ عِندَ اللَّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَّهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> و برخی از تازیان بیابان‌نشین به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و آنچه هزینه می‌کنند مایه نزدیکی (خود) نزد خداوند و دعاهای خیر پیامبر می‌شمارند؛ آگاه باشید که این مایه نزدیکی آنهاست؛ به زودی خداوند آنان را در (کنف) بخشایش خود در می‌آورد که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره توبه، آیه: ۹۹.</ref><ref>تفسیر قرطبی، ج ۸، ص۲۳۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۳۹۸؛ نثر طوبی، ص۲۹۴.</ref>؛ [[زکات]]: {{متن قرآن|وَمَا آتَيْتُم مِّن زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ}}<ref> آنچه زکات بدهید که خشنودی خداوند را بخواهید؛ چنین کسان دو چندان (پاداش) دارند؛ سوره روم، آیه: ۳۸ - ۳۹.</ref>؛ [[اطعام]] [[فقیران]]: {{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلا شُكُورًا}}<ref> با خود می‌گویند: شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی؛ سوره انسان، آیه:۹.</ref>؛ [[صبر]]: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ}}<ref> و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه می‌کنند؛ سوره رعد، آیه:۲۲.</ref>؛ [[امید به لقای الهی]]: {{متن قرآن|مَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ}}<ref> هر کس لقای خداوند را امید می‌دارد (بداند که) زمان (مقرر کرده) خداوند آمدنی است؛ سوره عنکبوت، آیه:۵.</ref>؛ [[تقوا]]: {{متن قرآن|لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ}}<ref> برای کسانی که پرهیزگارند نزد پروردگارشان؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۵ - ۱۶.</ref><ref>راهنما، ج ۲، ص۳۵۲.</ref>، [[دعا]]: {{متن قرآن|وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ}}<ref> و کسانی را که پروردگارشان را در سپیده‌دمان و در پایان روز در پی به دست آوردن خشنودی وی می‌خوانند از خود مران؛ سوره انعام، آیه:۵۲.</ref>؛ دعای [[پیامبر اکرم]]{{صل}}: {{متن قرآن|وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَّهُمْ}}<ref> و دعاهای خیر پیامبر می‌شمارند؛ آگاه باشید که این مایه نزدیکی آنهاست؛ سوره توبه، آیه: ۹۹.</ref><ref>جامع البیان، ج ۱۱، ص۹؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۹۶؛ المیزان، ج ۹، ص۳۷۱.</ref>؛ [[نماز]]: {{متن قرآن|فَصَلِّ لِرَبِّكَ}}<ref> پس برای پروردگارت نماز بگزار؛ سوره کوثر، آیه:۲.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۸۳۷؛ نمونه، ج ۲۷، ص۳۷۲ - ۳۷۳.</ref> و نیز {{متن قرآن|كَلاَّ لا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ}}<ref> هرگز از او فرمان مبر و سجده بگزار و (به خداوند) نزدیکی بجوی!؛ سوره علق، آیه:۱۹.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۸۳؛ تفسیر قرطبی، ج ۲۰، ص۱۲۸.</ref>؛ [[سجده]]: {{متن قرآن|كَلاَّ لا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ}}<ref> هرگز از او فرمان مبر و سجده بگزار و (به خداوند) نزدیکی بجوی!؛ سوره علق، آیه:۱۹.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۸۳؛ تفسیر ثعالبی، ج ۳، ص۵۰۴.</ref>؛ کشته شدن در [[راه خدا]]: {{متن قرآن|وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ}}<ref> و کسانی را که در راه خداوند کشته شده‌اند مرده مپندار که زنده‌اند، نزد پروردگارشان روزی می‌برند؛ سوره آل عمران، آیه:۱۶۹.</ref>، [[قربانی]]: {{متن قرآن|فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ}}<ref>پس برای پروردگارت نماز بگزار و قربانی کن!؛ سوره کوثر، آیه:۲.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۸۳۷.</ref> و نیز {{متن قرآن|رُدُّوهَا عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالأَعْنَاقِ}}<ref> آنها را نزد من بازگردانید! آنگاه به دست کشیدن به ساق و گردن‌ها‌ی آنها آغازید؛ سوره ص، آیه:۳۳.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۸، ص۷۴۱.</ref>، [[التزام]] به [[آیات الهی]] و [[پرهیز]] از [[دنیاگرایی]] و [[هواپرستی]]: {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِيَ آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث ذَّلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref> و خبر آن کسی را برای آنان بخوان که (دانش) آیات خویش را بدو ارزانی داشتیم اما او از آنها کناره گرفت و شیطان در پی او افتاد و از گمراهان شد. و اگر می‌خواستیم (جایگاه) او را با آن آیات فرا می‌بردیم اما او به دنیا‌گرایید و از هوای نفس خود پیروی کرد؛ از این رو داستان او چون داستان سگ است که اگر به او بتازی له‌له می‌زند و اگر او را وانهی (باز) له‌له می‌زند؛ این داستان گروهی است که آیات ما را دروغ شمردند پس این داستان را باز گوی باشد که آنان بیندیشند؛ سوره اعراف، آیه:۱۷۵ - ۱۷۶.</ref><ref>راهنما، ج ۶، ص۳۴۴.</ref>، [[پاکی]] [[دل]] از مرض‌های [[روحی]] و [[اخلاقی]]: {{متن قرآن|إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref> که دلی پاک را نزد پروردگار خود آورد؛ سوره صافات، آیه:۸۴.</ref><ref>راهنما، ج ۱۵، ص۴۱۸.</ref>، ادای [[شهادت]]: {{متن قرآن|وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ}}<ref> گواهی را برای خداوند برپا دارید؛ سوره طلاق، آیه:۲.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۴۶۰.</ref> و [[تذکر]]: {{متن قرآن|قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ... لَهُمْ دَارُ السَّلامِ عِندَ رَبِّهِمْ}}<ref> سرای آرامش نزد پروردگارشان از آن آنهاست؛ سوره انعام، آیه: ۱۲۷.</ref> [[روایات]] نیز برای [[تقرّب]] به [[خدا]] عوامل گوناگونی برمی‌شمرند؛ مانند [[اطاعت از خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}} و [[اولواالامر]]<ref>الکافی، ج۱، ص۱۸۷ - ۱۸۸؛ ج۲، ص۷۴ - ۷۵.</ref>، [[دوری از گناهان]]، [[زهد]]، [[گریه]] از [[ترس]] خدا<ref>الکافی، ج ۲، ص۸۰، ۴۸۳.</ref>، تلاش برای برآوردن [[حاجت]] [[مؤمن]]<ref>الکافی، ص۱۹۶.</ref>، [[دشمنی]] با [[اهل]] [[معاصی]] و دوری از آنان<ref>کنز العمال، ج ۳، ص۶۵.</ref>[[تعقل]]<ref>کنز العمال، ص۳۸۴.</ref>.
خط ۷۸: خط ۷۶:
در [[آیه]] دیگری عامل [[تقرّب]] بودن اموالی که برخی به آن [[افتخار]] می‌کنند و فرزندانی که به آنان [[تکبر]] می‌ورزند، [[نفی]] شده است: {{متن قرآن|وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلا أَوْلادُكُم بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِندَنَا زُلْفَى إِلاَّ مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَئِكَ لَهُمْ جَزَاء الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ}}<ref> و چیزی که شما را به ما نزدیک می‌کند، دارایی‌ها و فرزندانتان نیست مگر کسانی که ایمان آورده و کاری شایسته کرده باشند، که آنان را برای آنچه کرده‌اند پاداش دو چندان است و آنها در کوشک‌ها‌ی بهشتی آسوده‌اند؛ سوره سبأ، آیه:۳۷.</ref><ref>جامع البیان، ج ۲۲، ص۱۲۱.</ref>.
در [[آیه]] دیگری عامل [[تقرّب]] بودن اموالی که برخی به آن [[افتخار]] می‌کنند و فرزندانی که به آنان [[تکبر]] می‌ورزند، [[نفی]] شده است: {{متن قرآن|وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلا أَوْلادُكُم بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِندَنَا زُلْفَى إِلاَّ مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَئِكَ لَهُمْ جَزَاء الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ}}<ref> و چیزی که شما را به ما نزدیک می‌کند، دارایی‌ها و فرزندانتان نیست مگر کسانی که ایمان آورده و کاری شایسته کرده باشند، که آنان را برای آنچه کرده‌اند پاداش دو چندان است و آنها در کوشک‌ها‌ی بهشتی آسوده‌اند؛ سوره سبأ، آیه:۳۷.</ref><ref>جامع البیان، ج ۲۲، ص۱۲۱.</ref>.


بر اساس آیاتی [[یهودیان]] و [[نصارا]] خود را [[فرزندان]] و [[دوستان]] [[خدا]] و از [[مقربان]] [[الهی]] می‌پنداشتند<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۲۷۲؛ تفسیر غریب القرآن، ص۹۳؛ المیزان، ج ۵، ص۲۴۹.</ref>: {{متن قرآن|نَحْنُ أَبْنَاء اللَّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ}}<ref> ما فرزندان خداوند و دوستان اوییم؛ سوره مائده، آیه:۱۸.</ref> و در آیه‌ای از یهودیان خواسته شده است اگر در ادعای خود بر [[ایمان]] و [[قرب به خدا]] صادق‌اند آرزوی [[مرگ]] کنند و به این ترتیب، [[دروغ]] بودن ادعای آنان برای همگان آشکار می‌شود: {{متن قرآن|قُلْ إِن كَانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الآخِرَةُ عِندَ اللَّهِ خَالِصَةً مِّن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُاْ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ}}<ref> بگو، اگر راست می‌گویید که از میان همه مردم، سرای واپسین نزد خداوند، ویژه شماست پس آرزوی مرگ کنید؛ سوره بقره، آیه:۹۴.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۱، ص۵۹۶.</ref>
بر اساس آیاتی [[یهودیان]] و [[نصارا]] خود را [[فرزندان]] و [[دوستان]] [[خدا]] و از [[مقربان]] [[الهی]] می‌پنداشتند<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۲۷۲؛ تفسیر غریب القرآن، ص۹۳؛ المیزان، ج ۵، ص۲۴۹.</ref>: {{متن قرآن|نَحْنُ أَبْنَاء اللَّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ}}<ref> ما فرزندان خداوند و دوستان اوییم؛ سوره مائده، آیه:۱۸.</ref> و در آیه‌ای از یهودیان خواسته شده است اگر در ادعای خود بر [[ایمان]] و [[قرب به خدا]] صادق‌اند آرزوی [[مرگ]] کنند و به این ترتیب، [[دروغ]] بودن ادعای آنان برای همگان آشکار می‌شود: {{متن قرآن|قُلْ إِن كَانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الآخِرَةُ عِندَ اللَّهِ خَالِصَةً مِّن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُاْ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ}}<ref> بگو، اگر راست می‌گویید که از میان همه مردم، سرای واپسین نزد خداوند، ویژه شماست پس آرزوی مرگ کنید؛ سوره بقره، آیه:۹۴.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۱، ص۵۹۶.</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[تقرب - جمالی (مقاله)|مقاله «تقرب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۸، ص395 - 408.</ref>


== اهمّیت و آثار [[تقرّب]] ==
== اهمّیت و آثار [[تقرّب]] ==
خط ۹۵: خط ۹۳:
[[خداوند]] از نعمت‌های گوناگون مقربان در بهشت نعیم چنین یاد می‌کند: {{متن قرآن|عَلَى سُرُرٍ مَّوْضُونَةٍ مُتَّكِئِينَ عَلَيْهَا مُتَقَابِلِينَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ بِأَكْوَابٍ وَأَبَارِيقَ وَكَأْسٍ مِّن مَّعِينٍ لا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلا يُنزِفُونَ وَفَاكِهَةٍ مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ وَلَحْمِ طَيْرٍ مِّمَّا يَشْتَهُونَ وَحُورٌ عِينٌ كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ لا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلا تَأْثِيمًا إلاَّ قِيلا سَلامًا سَلامًا}}<ref> بر تخت‌هایی گوهرنشان. روبه‌روی هم بر آنها پشت می‌دهند خدمتگزارانی هماره جوان گرد آنان می‌گردند. با جام‌ها و آبریزها و پیاله‌ای از شرابی روان. که نه از آن سردرد گیرند و نه مستی یابند. و میوه، آنچه بگزینند. و گوشت پرندگان، آنچه بخواهند. و سیاه‌دیده زنانی درشت چشم. همانند مروارید فرو پوشیده. به پاداش آنچه انجام می‌داده‌اند. در آن سخن یاوه و گناه‌آلودی نمی‌شنوند. هیچ سخنی نشنوند جز گفته: درود، درود؛ سوره واقعه، آیه:۱۵ - ۲۶.</ref>
[[خداوند]] از نعمت‌های گوناگون مقربان در بهشت نعیم چنین یاد می‌کند: {{متن قرآن|عَلَى سُرُرٍ مَّوْضُونَةٍ مُتَّكِئِينَ عَلَيْهَا مُتَقَابِلِينَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ بِأَكْوَابٍ وَأَبَارِيقَ وَكَأْسٍ مِّن مَّعِينٍ لا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلا يُنزِفُونَ وَفَاكِهَةٍ مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ وَلَحْمِ طَيْرٍ مِّمَّا يَشْتَهُونَ وَحُورٌ عِينٌ كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ لا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلا تَأْثِيمًا إلاَّ قِيلا سَلامًا سَلامًا}}<ref> بر تخت‌هایی گوهرنشان. روبه‌روی هم بر آنها پشت می‌دهند خدمتگزارانی هماره جوان گرد آنان می‌گردند. با جام‌ها و آبریزها و پیاله‌ای از شرابی روان. که نه از آن سردرد گیرند و نه مستی یابند. و میوه، آنچه بگزینند. و گوشت پرندگان، آنچه بخواهند. و سیاه‌دیده زنانی درشت چشم. همانند مروارید فرو پوشیده. به پاداش آنچه انجام می‌داده‌اند. در آن سخن یاوه و گناه‌آلودی نمی‌شنوند. هیچ سخنی نشنوند جز گفته: درود، درود؛ سوره واقعه، آیه:۱۵ - ۲۶.</ref>


بر اساس برخی [[آیات]] نیز در [[بهشت]] چشمه‌ای به نام [[تسنیم]] هست که تنها [[مقربان]] از آن به صورت [[خالص]] می‌نوشند؛ ولی [[ابرار]] از شرابی ممزوج با تسنیم می‌‌نوشند: {{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ عَلَى الأَرَائِكِ يَنظُرُونَ تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ}}<ref> آری، نیکان در ناز و نعمتی بی‌شمار‌اند. نشسته بر تخت‌ها (به هر سو) می‌نگرند، شادابی نعمت را در سیمای آنان باز می‌شناسی، به آنان از شرابی دست ناخورده می‌نوشانند، که مهر آن، مشک است و در چنین چیزی رغبت‌کنندگان باید رغبت کنند. و آمیخته آن از (آب) تسنیم است، چشمه‌ای که مقرّبان (درگاه خداوند) از آن می‌نوشند؛ سوره مطففین، آیه:۲۲ - ۸.</ref><ref>جامع البیان، ج ۳۰، ص۱۳۵ ـ ۱۳۶؛ فتح القدیر، ج ۵، ص۴۰۴؛ المیزان، ج ۲۰، ص۲۳۹.</ref> برخی مقصود از چشمه تسنیم را [[معرفت خدا]] و [[محبت]] و [[لذت]] لقای او دانسته‌اند<ref>روح البیان، ج ۱۰، ص۳۷۲.</ref>.
بر اساس برخی [[آیات]] نیز در [[بهشت]] چشمه‌ای به نام [[تسنیم]] هست که تنها [[مقربان]] از آن به صورت [[خالص]] می‌نوشند؛ ولی [[ابرار]] از شرابی ممزوج با تسنیم می‌‌نوشند: {{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ عَلَى الأَرَائِكِ يَنظُرُونَ تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ}}<ref> آری، نیکان در ناز و نعمتی بی‌شمار‌اند. نشسته بر تخت‌ها (به هر سو) می‌نگرند، شادابی نعمت را در سیمای آنان باز می‌شناسی، به آنان از شرابی دست ناخورده می‌نوشانند، که مهر آن، مشک است و در چنین چیزی رغبت‌کنندگان باید رغبت کنند. و آمیخته آن از (آب) تسنیم است، چشمه‌ای که مقرّبان (درگاه خداوند) از آن می‌نوشند؛ سوره مطففین، آیه:۲۲ - ۸.</ref><ref>جامع البیان، ج ۳۰، ص۱۳۵ ـ ۱۳۶؛ فتح القدیر، ج ۵، ص۴۰۴؛ المیزان، ج ۲۰، ص۲۳۹.</ref> برخی مقصود از چشمه تسنیم را [[معرفت خدا]] و [[محبت]] و [[لذت]] لقای او دانسته‌اند<ref>روح البیان، ج ۱۰، ص۳۷۲.</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[تقرب - جمالی (مقاله)|مقاله «تقرب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۸، ص395 - 408.</ref>


== مقربان ==
== مقربان ==
خط ۱۰۵: خط ۱۰۳:


[[عارفان]] در تقسیمی مقربان را ۴ نوع دانسته‌اند:
[[عارفان]] در تقسیمی مقربان را ۴ نوع دانسته‌اند:
#کسی که تنها صاحب [[قرب]] [[نوافل]] است؛
#کسی که تنها صاحب [[قرب نوافل]] است؛
#کسی که فقط صاحب قرب [[فرایض]] است؛
#کسی که فقط صاحب [[قرب فرایض]] است؛
#کسی که جامع میان دو قرب با هم است و این شخص، صاحب مرتبه جمع و دارای [[مقام]] "قاب قوسین" است؛
#کسی که جامع میان دو قرب با هم است و این شخص، صاحب مرتبه جمع و دارای [[مقام]] "قاب قوسین" است؛
#کسی که به هیچ یک از [[مقامات]] سه گانه [[مقید]] نیست، بلکه به گونه‌ای است که در هر یک از آنها ظهور می‌یابد و میان آنها جمع می‌کند، بی‌آنکه به هیچ یک از آنها مقید شود و این شخص، صاحب مرتبه [[احدیت]] جمع و دارای مقام "اَو اَدنی" است و این مقام، [[بالاصاله]] به [[رسول اکرم]]{{صل}}اختصاص دارد<ref>شرح فصوص الحکم، ص۳۵۱.</ref> بدین ترتیب، پیامبر اکرم{{صل}} در معراج تمام مراحل قرب را به دست آورده‌اند.
#کسی که به هیچ یک از [[مقامات]] سه گانه [[مقید]] نیست، بلکه به گونه‌ای است که در هر یک از آنها ظهور می‌یابد و میان آنها جمع می‌کند، بی‌آنکه به هیچ یک از آنها مقید شود و این شخص، صاحب مرتبه [[احدیت]] جمع و دارای مقام "اَو اَدنی" است و این مقام، [[بالاصاله]] به [[رسول اکرم]]{{صل}}اختصاص دارد<ref>شرح فصوص الحکم، ص۳۵۱.</ref> بدین ترتیب، پیامبر اکرم{{صل}} در معراج تمام مراحل قرب را به دست آورده‌اند.


از دیگر پیامبرانی که قرآن کریم مقرب بودن آنان را اعلام کرده عبارت‌اند از [[حضرت ابراهیم]]{{ع}}: {{متن قرآن|إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref> که دلی پاک را نزد پروردگار خود آورد؛ سوره صافات، آیه:۸۴.</ref>؛ [[حضرت عیسی]]{{ع}}: {{متن قرآن|إِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ}}<ref> آنگاه فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را به کلمه‌ای از خویش نوید می‌دهد (که) نامش مسیح پسر مریم است، در این جهان و در جهان واپسین آبرومند و از نزدیک‌شدگان (به خداوند) است؛ سوره آل عمران، آیه:۴۵.</ref><ref>راهنما، ج ۲، ص۴۵۷.</ref>، [[حضرت موسی]]{{ع}}{{متن قرآن|وَقَرَّبْنَاهُ نَجِيًّا}}<ref>او را رازگویان (به خویش) نزدیک کردیم؛ سوره مریم، آیه:۵۲.</ref>، [[حضرت داوود]]{{ع}}: {{متن قرآن|فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ}}<ref> آنگاه ما آن کار او را آمرزیدیم و بی‌گمان او را نزد ما نزدیکی و سرانجامی نیک بود؛ سوره ص، آیه:۲۵.</ref>، [[حضرت سلیمان]]{{ع}}{{متن قرآن|وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ}}<ref> و بی‌گمان نزد ما او را نزدیکی و سرانجامی نیک بود؛ سوره ص، آیه: 40.</ref> و [[حضرت یوسف]]{{ع}}: {{متن قرآن|إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}<ref> او از بندگان ناب ما بود؛ سوره یوسف، آیه:۲۴.</ref>.
از دیگر پیامبرانی که قرآن کریم مقرب بودن آنان را اعلام کرده عبارت‌اند از [[حضرت ابراهیم]]{{ع}}: {{متن قرآن|إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref> که دلی پاک را نزد پروردگار خود آورد؛ سوره صافات، آیه:۸۴.</ref>؛ [[حضرت عیسی]]{{ع}}: {{متن قرآن|إِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ}}<ref> آنگاه فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را به کلمه‌ای از خویش نوید می‌دهد (که) نامش مسیح پسر مریم است، در این جهان و در جهان واپسین آبرومند و از نزدیک‌شدگان (به خداوند) است؛ سوره آل عمران، آیه:۴۵.</ref><ref>راهنما، ج ۲، ص۴۵۷.</ref>، [[حضرت موسی]]{{ع}}{{متن قرآن|وَقَرَّبْنَاهُ نَجِيًّا}}<ref>او را رازگویان (به خویش) نزدیک کردیم؛ سوره مریم، آیه:۵۲.</ref>، [[حضرت داوود]]{{ع}}: {{متن قرآن|فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ}}<ref> آنگاه ما آن کار او را آمرزیدیم و بی‌گمان او را نزد ما نزدیکی و سرانجامی نیک بود؛ سوره ص، آیه:۲۵.</ref>، [[حضرت سلیمان]]{{ع}}{{متن قرآن|وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ}}<ref> و بی‌گمان نزد ما او را نزدیکی و سرانجامی نیک بود؛ سوره ص، آیه: 40.</ref> و [[حضرت یوسف]]{{ع}}: {{متن قرآن|إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}<ref> او از بندگان ناب ما بود؛ سوره یوسف، آیه:۲۴.</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[تقرب - جمالی (مقاله)|مقاله «تقرب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۸، ص395 - 408.</ref>


==[[تقرب]] در فرهنگ‌نامه [[پیامبر]] در [[قرآن کریم]] ج۱==
==[[تقرب]] در فرهنگ‌نامه [[پیامبر]] در [[قرآن کریم]] ج۱==
خط ۱۲۲: خط ۱۲۰:
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:000059.jpg|22px]] [[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[تقرب - جمالی (مقاله)|مقاله «تقرب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۸''']]
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}
۲۲۷٬۳۸۰

ویرایش