پرش به محتوا

جامعه اسلامی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


== مبانی جامعه مطلوب ==
== مقدمه ==
محوری‌ترین عنصر مطلوبیت جامعه در منظومه [[فکری]] حضرت امام، [[سعادت انسان]] است. به [[اعتقاد]] ایشان، [[خداوند]] [[انسان]] را فطرتاً [[عاشق]] کمال و سعادت مطلقه [[آفریده]]<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۴۸۰؛ الطلب و الاراده، ص۸۶؛ آداب الصلاة، ص۱۴۲.</ref>، و در نتیجه، رسیدن به «سعادت» آرزوی همه انسان‌هاست<ref>جوادی آملی، ولایت فقیه، ص۲۵.</ref>. اتکاء و ابتنای تعریف سعادت بر مبانی معرفتی [[هستی‌شناختی]] و [[انسان‌شناختی]]، منشأ [[اختلاف]] آراء [[اندیشمندان]] و [[عالمان]] در [[تفسیر]] سعادت گشته، که نهایتاً ترسیم و تبیین انواع متفاوت جامعه مطلوب و [[فاضله]]، ارائه شاخص‌های متنوع و راهکارهای مختلف برای تحقق آن را در پی داشته است.
یکی از مسائل اساسی در [[اندیشه سیاسی]] طراحی و تبیین اهمیت، ماهیت و جایگاه [[جامعه]] و سامانه [[زندگی]] [[شهروندی]] است. هیچ [[فلسفه]] سیاسی‌ای نمی‌تواند نسبت بدان بی‌توجه باشد. جامعه در اصطلاح [[علمی]] عبارت است از مجموعه‌ای از [[انسان‌ها]] که در [[جبر]] یک سلسله نیازها و تحت [[نفوذ]] یک سلسله عقیده‌ها و ایده‌ها و [[آرمان‌ها]] در یکدیگر ادغام شده و در یک زندگی مشترک غوطه‌ورند<ref>برایان، آبرکراسبی، نیکلاس؛ هیل، استفن؛ اس ترنر، فرهنگ سیاسی، ترجمه حسن پویان، ذیل واژه جامعه.</ref>. [[اندیشمندان]] و [[عالمان دینی]] از آغاز به دنبال طراحی یک [[الگوی مطلوب]] از [[جامعه اسلامی]] بوده‌اند و چون جامعه از یک طرف ظرف تحقق تمام [[آموزه‌های دینی]] و [[ارزش‌های اخلاقی]] و هنجارهای [[اجتماعی]] است و از طرف دیگر [[ارتباط]] وثیق با [[فرهنگ عمومی]] و [[حاکمیت سیاسی]] دارد، به تناسب حاکمیت‌ها و [[غلبه]] فرهنگ‌های مختلف [[هویت]] ارزشی جامعه، تحولات مختلفی را به خود دیده است. در دوره [[حاکمیت استبداد]]، جامعه دچار [[انحطاط]] بوده است، همان طور که در دوره [[حاکمیت]] [[معصومان]] و گسترش [[ارزش‌های دینی]]، جامعه سالم و پویا مطرح بوده است. نظر به اینکه جامعه نامطلوب بیشترین گستره [[تاریخ اسلام]] را به خود اختصاص داده است، [[اندیشمندان مسلمان]] از زوایای گوناگون به ترسیم [[جامعه مطلوب]] و نامطلوب، مبادرت کرده‌اند. برخی مانند [[حکیم]] ابونصر [[فارابی]]، [[خواجه نصیرالدین طوسی]]، اخوان الصفاء از منظر [[فلسفه سیاسی]] با استفاده از [[ادبیات]] [[دینی]] دو گونه جامعه فوق را با تعبیر «جامعه [[فاضله]]» و «جامعه غیر فاضله» بیان کرده‌اند و جامعه فاضله را در قالب پانزده سطح مختلف مطرح نموده‌اند و جامعه غیر فاضله را با عناوین کلی «جامعه ضاله»، «جامعه فاسقه»، «جامعه مبدله» و «جامعه جاهله» در قالب هفتاد و دو جامعه نامطلوب ذکر کرده‌اند<ref>ر.ک: اندیشه سیاسی فارابی اثر نگارنده (قم: بوستان کتاب، ۱۳۸۰)، ص۲۲۵.</ref>.  


تأثیرگذاری این مبانی به این صورت است که، [[هستی‌شناسی]] و [[جهان‌بینی]] هر شخص، [[انسان‌شناسی]] او را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هر انسان‌شناسی خاص، مفهوم ویژه‌ای از [[سعادت]] به ما عرضه می‌کند. از این رو، سعادت از نظر [[اسلام]] با سعادت مورد نظر مکاتب غربی، غیر [[دینی]]، و غیر [[اسلامی]] تفاوت بسیار دارد؛ زیرا پایه‌های [[شناختی]] اسلام و مکاتب دیگر درباره [[جهان]] و [[انسان]] و سعادت او متفاوت می‌باشند<ref>جوادی آملی، ولایت فقیه، ص۲۴.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۲.</ref>
معمولاً در [[فقه سیاسی]]، جامعه به دو گونه [[اسلامی]] ([[مشروع]]، دینی، [[الهی]]، [[دارالاسلام]] و...) و جامعه غیر اسلامی (جامعه [[کفر]]، [[دارالکفر]]، [[دارالشرک]] و...) تقسیم می‌شود. در منظومه [[فکری]] [[مقام معظم رهبری]] به طور مستوفی به مقوله [[جامعه]] توجه شده است و [[جامعه‌سازی]] را یکی از بزرگ‌ترین هدف‌های [[اسلام]] می‌دانند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در سالروز عید سعید مبعث، ۲/۷/۱۳۸۲.</ref> و [[رشد]] و [[انحطاط]] فردی و [[اجتماعی]] را به شرایط جامعه مرتبط ساخته‌اند. از نگاه ایشان بر اساس مبانی ارزشی، ابتدا جامعه به دو بخش [[جامعه اسلامی]] ([[توحیدی]]، [[معنوی]]، مطلوب) و [[جامعه جاهلی]] تقسیم شده است و معتقدند یکی از رسالت‌های عمومی [[انبیاء]] ساختن [[جامعه توحیدی]] بوده است. جامعه‌سازی بر پایه خمیرمایه [[دینی]] ابتدا توسط [[انبیاء الهی]] شکل گرفته است و [[آرمان]] اجتماعی [[بشریت]] در آموزه‌های انبیاء{{عم}} قابل تحقق است. در [[قرآن]] جامعه با تعابیری چون؛ [[قریه]]، [[مدینه]]، [[مدین]]، [[مصر]]، هم [[زمان]] با [[پیامبران اولوالعزم]] استعمال شده است. تا قبل از [[حضرت نوح]] [[زندگی]] [[کوچ نشینی]] و [[اقتصاد]] بر پایه شکار و [[دامداری]] است اما با آمدن حضرت نوح با رواج [[کشاورزی]] زندگی یک [[جانشینی]] و اولین نطفه جامعه به وجود آمد<ref>محسن عبداللهی آرن (مهاجرنیا)، اصول تفکر سیاسی در قرآن، قبسات، ش۲۰-۲۱.</ref>. ایشان با اشاره به نقش انبیاء در جامعه‌سازی می‌فرمایند: «انبیاء این را می‌خواهند به وجود بیاورند. جامعه‌ای [[الهی]]، جامعه‌ای با [[دل]] [[انسانی]]، جامعه‌ای با [[احساسات]] و [[عواطف]] صحیح و سالم، جامعه‌ای که در آن کسی به کسی و آن جامعه به [[جوامع]] دیگر [[ظلم]] نکند... جامعه‌ای که [[مردم]] آن جامعه دچار [[غفلت]] نباشند، [[غرق]] در [[مادیت]] نباشند، غرق در [[خودخواهی]] و [[خودپرستی]] نباشند. کار برای [[خدا]]، کار برای رسیدن به آستان [[لقاء]] [[ربوبیت]]. این [[انسان کامل]] است. این جامعه کامل است. انبیاء می‌آیند تا این [[جور]] جامعه‌ای را به وجود بیاورند، آن وقت اگر جامعه‌ای که انسان‌هایش و مردمش درست [[فکر]] می‌کنند، درست عمل می‌کنند، دارای رحم و مروت‌اند، دارای [[احساس مسئولیت]] در پیش خدای بزرگ‌اند، دارای [[احساس]] معنویت‌اند، غرق در ماده نیستند، همه چیز را برای خود نمی‌خواهند»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در اجتماع زائران حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا{{ع}}، ۱۵/۱/۱۳۷۱.</ref>.
 
بنابراین از منظر [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]]، ساخت [[اجتماعی]] [[جامعه اسلامی]] تنها بر اساس [[اعتقاد]] به [[خدا]] و بر پایه [[توحید]] به سامان می‌رسد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۲۱/۶/۱۳۶۲.</ref> و بر [[اساس دین]] [[تدبیر]] می‌شود<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با طلاب و فضلاء در مدرسه فیضیه قم، ۱۱/۹/۱۳۶۶.</ref> و ماهیت آن به گونه‌ای است که به [[صراحت]] می‌توان گفت؛ جامعه اسلامی آن است که بر طبق [[تعالیم]] و توصیه‌های [[پیغمبران]] خدا [[مردم]] دارای [[اندیشه]] و [[فکر]] شده‌اند، [[قدرت]] [[تصمیم‌گیری]] پیدا کرده‌اند، خودشان [[انتخاب]] می‌کنند، خودشان [[دشمن]] را می‌شناسند، دشمن را دفع می‌کنند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۲/۹/۱۳۶۱.</ref> و در آن از [[تبعیض]] و [[ظلم]] و نابرابری‌ها هیچ نشانه‌ای نباشد در آن از [[فقر]] از [[محرومیت]] خبری نباشد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۳۱/۴/۱۳۶۷.</ref>.
 
با این رویکرد، [[فلسفه]] [[رسالت انبیای الهی]] این است که [[دنیا]] را به شکل نوینی بسازند تا نابسامانی‌ها را ریشه‌کن کنند، تا رستاخیزی در محیط [[جاهلی]] [[زمان]] پدید آورند. جامعه‌ای بسازند بر اساس توحید و [[عدل]] اجتماعی و [[تکریم]] [[انسان]] و تأمین [[آزادی]] و [[برابری]] [[حقوقی]] و قانونی میان همه گروه‌ها و افراد و [[نفی]] [[استثمار]] و [[استبداد]] و [[احتکار]]، یعنی تحمق و [[تحمیق]] و میدان دادن به استعدادهای انسان و [[تشویق]] به اندیشمندی و [[دانش‌آموزی]] و خلاصه جامعه‌ای که مهد پرورش و تعالی انسان از همه سو و با همه ابعاد اصلی‌اش باشد و او را در مسیر [[تکامل]] تاریخ‌اش از نقطه [[تحول]] و نقطه عطفی بس مهم بگذراند. این است وظیفه‌ای که [[پیامبران خدا]] برای [[قیام]] به آن برانگیخته شده‌اند<ref>کتاب پیشوای صادق، ۱۵-۱۶.</ref>.
 
نکته قابل توجه در اندیشه [[مقام معظم رهبری]] این است که، ایشان رابطه وثیقی بین مبانی اندیشه و ساخت [[جامعه]] قائل هستند که در ادامه در بخش مبانی بدان اشاره خواهد شد. همان طور که اشاره شد، در [[اندیشه]] [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]] برای واژه [[جامعه مطلوب]] از اصطلاحاتی چون [[جامعه اسلامی]]، [[جامعه دینی]]، [[جامعه توحیدی]] و [[جامعه]] [[معنوی]] هم استفاده می‌شود و در تعریف جامعه معنوی و [[دینی]] معتقدند؛ جامعه معنوی، جامعه‌ای است که در آن، توجه به اصول و [[معارف دینی]] و متکی به [[اهداف الهی]] و [[هدف]] گیرنده [[آخرت]] از طریق [[دنیا]]، [[غرق]] نشدن و محدود نشدن در چهارچوب [[ظواهر]] مادی است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار اعضای ستاد ارتحال حضرت امام، ۱۲/۳/۱۳۸۰.</ref>. و در تعریف جامعه توحیدی آن را جامعه‌ای می‌داند که در آن [[نبی]] ظهور می‌کند و می‌خواهد آن جامعه را، آن [[نظم]] را دگرگون کند و عوض کند و یک نظم بهتری برقرار بکند و [[نظام]] بهتری مستقر کند. به این نظم [[جاهلی]] به اصطلاح متشرعه و به تعبیر [[اسلام]]، نظم قبل از نبی، نظم جاهلی گفته می‌شود، و نظم [[نبوی]] را نظم [[توحیدی]] می‌گوییم<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۳۱/۲/۱۳۶۳.</ref>. همه اصطلاحات فوق بیانگر جامعه‌ای است که در اندیشه دینی بر اساس مبانی ارزشی و [[اعتقادی]]، [[خداوند]] تحقق آن را از آرمان‌های [[دینداران]] قرار داده است. بنابراین، [[جامعه مطلوب اسلامی]] یعنی آن جامعه‌ای که در رأس آن جامعه، [[خدا]] [[حکومت]] می‌کند. [[قوانین]] آن جامعه، قوانین خدایی است، [[حدود الهی]] در آن جامعه جاری می‌شود، [[عزل و نصب]] را خدا می‌کند، در مخروط [[اجتماعی]] اگر جامعه را به شکل مخروط فرض و ترسیم کنیم همچنان که معمول و مرسوم عده‌ای از [[جامعه شناسان]] است در رأس مخروط خداست و [[پایین‌تر]] از خدا همه [[انسانیت]] و همه [[انسان‌ها]] هستند، [[تشکیلات]] را [[دین خدا]] به وجود می‌آورد، [[قانون]] [[صلح و جنگ]] را [[مقررات الهی]] ایجاد می‌کند، [[روابط اجتماعی]] را، [[اقتصاد]] را، حکومت را، [[حقوق]] را همه و همه را دین خدا تعیین می‌کند و دین خدا [[اجرا]] می‌کند و دین خدا دنبال این قانون می‌ایستد و این جامعه اسلامی است<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]]، ص ۳۲۷.</ref>.
 
== مبانی [[جامعه مطلوب]] ==
اگر [[اندیشه سیاسی]] را مجموعه آراء و تأملات [[سیاسی]] در باب [[نظم عمومی]] و [[تدبیر زندگی]] جمعی بدانیم و فرض کنیم همه [[اندیشمندان]] بر این مفهوم [[اتفاق نظر]] دارند، مع الوصف به تعداد نگرش‌ها و بینش‌ها و رویکردهای افراد همین مفهوم واحد، متکثر و متفاوت می‌شود. بین اندیشمندی که [[معتقد]] به خداست و همه عالم را مخلوق و جلوه او می‌داند با [[اندیشمند]] ماتریالیست ملحدی که معتقد به هیچ مبدأ و معادی در ورای این [[جهان]] نیست، در تلقی از [[سیاست]] و اندیشه سیاسی تفاوت اساسی وجود دارد، تلقی هر اندیشمندی از «[[انسان]]» نوع خاصی از [[فکر]] سیاسی برای او به وجود می‌آورد. آنکه [[انسان‌ها]] را [[شرور]] و گرگ‌صفت می‌بیند برداشت او از [[جامعه]]، سیاست، [[قدرت]] و [[حکومت]] و همه پدیده‌های سیاسی متفاوت از کسی است که انسان را موجودی [[نیک]] [[سرشت]] می‌پندارد و متفکری که انسان خودبسنده را محور و مدار همه چیز می‌داند اندیشه سیاسی او با دیگری که انسان را [[خلیفة الله]] می‌پندارد متفاوت است. بنابراین [[باورها]] و [[معتقدات]] [[فکری]] انسان‌ها جهت‌گیری و سمت و سوی حرکت و رویکردهای انسان را در فرآیند [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] مشخص می‌نمایند. این بخش از [[افکار]] و ایده‌ها در اصطلاح «مبانی و زیربنای فکری» نامیده می‌شوند، همان طور که رویکردهای فکری مبتنی بر آن را روبنا یا [[اندیشه]] می‌نامند و چنانچه این زیربنا و روبنا در حوزه [[حیات سیاسی]] باشد در اصطلاح سیاسی بدان اندیشه سیاسی و مبانی آن اطلاق می‌شود. البته خصوصیت [[تفکر]] [[اسلامی]] این است که برای هریک از [[سیاست‌ها]] و برنامه‌های عمومی و کلی، یک مبنایی وجود دارد. یک سر این برنامه‌های اصلی وصل است به آبشخور اندیشه اسلامی، [[جهان‌بینی اسلامی]]، تلقی و برداشت اسلامی، که این [[ایمان]] ماست، [[اعتقاد]] ماست، [[دین]] ماست؛ بر اساس آن برداشت و آن تلقی است که [[وظایف]] خودمان را مشخص می‌کنیم آن مبنای فکری خطوط اصلی تلقی و [[بینش]] [[اسلام]] از [[کائنات]]، از عالم، از [[انسان]]، است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام، ۱۲/۹/۱۳۷۹.</ref>.
 
ایشان با اشاره به [[ارتباط]] وثیق بین مبانی [[اعتقادی]] و ساخت کلی [[جامعه اسلامی]] بر این باورند که [[اعتقاد]] به [[خدا]] در شکل کلی [[جامعه]] و همچنین در [[روحیات]] یکایک افراد جامعه باید آثار سازنده و فعّالی داشته باشد. آن عقیده‌ای که یک نظامی را به وجود می‌آورد و ذکر و [[ورد]] یکایک مردمی است که در این [[نظام]] [[زندگی]] می‌کنند باید تأثیری در روحیات این [[مردم]]، در [[اخلاق]] این مردم، در روش این مردم و همچنین در شکل کلی این جامعه داشته باشد<ref>در مکتب جمعه، ج۶، ص۲۱۳- ۲۱۲.</ref>. [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]] تحقیق [[ارزشمندی]] با عنوان «طرح کلی [[اندیشه]] [[اسلامی]] در [[قرآن]]» در سال ۱۳۵۳ داشته‌اند که گویا محصول بحث‌هایی است که در آن سال‌ها داشته‌اند<ref>طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۵۴.</ref>. در پیش گفتار آن تحقیق، طرح [[اسلام]] به صورت یک مسلک [[اجتماعی]] و دارای اصول منسجم و هماهنگ و ناظر به زندگی جمعی [[انسان‌ها]] یکی از فوری‌ترین ضرورت‌های [[تفکر]] مذهبی تلقی شده است و با ارزیابی و [[آسیب‌شناسی]] از [[فکر]] [[دینی]] برای برقراری ارتباط بین [[مبانی فکری]] و اندیشه‌های زندگی ساز سه پیشنهاد کلیدی مطرح شده است.
 
نخست آنکه معارف و دستگاه [[فکری]] اسلامی از تجرد و ذهنیت محض خارج گشته و همچون همه مکاتب اجتماعی ناظر به [[تکالیف]] عملی و به ویژه [[زندگی اجتماعی]] باشد و هر یک از مباحث نظری از این دیدگاه که چه طرحی برای زندگی انسان و چه هدفی برای بودن او و چه راهی برای رسیدن به این [[هدف]] ارائه می‌دهد مورد بررسی و [[تأمل]] و تحقیق قرار گیرد.
 
دیگر آنکه مسائل فکری اسلام به صورت پیوسته و به عنوان اجزاء یک واحد مورد مطالعه قرار گیرد و هر یک به لحاظ آنکه جزئی از مجموعه [[دین]] و عنصری از این [[مکتب]] و استوانه‌ای در این بنای [[استوار]] است و با دیگر اجزاء و عناصر، هم‌آهنگ و مرتبط است - و نه جدا و بی‌ارتباط با دیگر اجزاء - بررسی شود تا مجموعاً از [[شناخت]] این اصول طرح کلی و همه جانبه‌ای از [[دین]] به صورت یک [[ایدئولوژی]] کامل و بی‌ابهام و دارای ابعادی متناسب با [[زندگی]] چند بعدی [[انسان]] [[استنتاج]] شود.
 
دیگر آنکه در [[استنباط]] و [[فهم]] [[اصول اسلامی]] مدارک و متون اساسی دین اصل و منبع باشد نه سلیقه‌ها و نظرهای شخصی با اندوخته‌های [[ذهن]] و [[فکر]] این و آن، تا حاصل [[کاوش]] و تحقیق به [[راستی]] «[[اسلامی]]» باشد و نه هرچه جز آن<ref>طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، ص۶.</ref>. بعد از این مقدمه ایشان اصول و مبانی [[اندیشه]] اسلامی را مستند به [[آیات قرآن]] می‌کنند و در مواردی چون «مبانی هستی [[شناختی]]»، «مبانی انسان شناختی»، «مبانی فرجام‌شناسی» بر این باورند که همین ایده‌ها ساخت کلی [[جامعه اسلامی]] و مطلوب را سامان می‌دهد و معیار تمایز بخش جامعه اسلامی از [[جامعه]] غیر اسلامی است؛ زیرا یکایک [[انسان‌ها]] و افرادی که در [[جامعه توحیدی]] زندگی می‌کنند، روش تفکرشان، رفتارشان با برادرانشان، رفتارشان با همه انسان‌ها، رفتارشان با [[زندگی شخصی]] خودشان وضعیتی دارد جدا از وضعیت مردمی که در [[جوامع]] مادی زندگی می‌کنند، با [[خدا]] زندگی می‌کنند، از خدا می‌خواهند، به خدا [[عشق]] می‌ورزند، از خدا می‌ترسند، به خدا پناه می‌برند، خود را [[بنده]] خدا می‌دانند، به [[بندگان خدا]] [[احساس]] مهر و [[عطوفت]] می‌کنند، به بندگان خدا [[ستم]] نمی‌کنند، به آنها [[حسد]] نمی‌ورزند، به آنها نمی‌خواهند [[حرص]] بورزند، و همه [[اخلاقیات]] فاضله‌ای که در کتب [[اخلاق]] ذکر شده است ناشی از [[ایمان به خدا]] است و پایه [[اخلاق اسلامی]] [[ایمان]] به خداست. همان طوری که ملاحظه می‌کنید [[اعتقاد]] به خدا و به [[توحید]] مبنای ساخت [[اجتماعی]] جامعه اسلامی است و همه مسائل اجتماعی باید از این چاشنی اساسی بهره‌مند باشد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۲۱/۶/۱۳۶۲.</ref>.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]]، ص ۳۳۱.</ref>
 
== مبانی جامعه مطلوب از دیدگاه امام خمینی ==
محوری‌ترین عنصر مطلوبیت جامعه در منظومه [[فکری]] [[امام خمینی]]، [[سعادت انسان]] است. به [[اعتقاد]] ایشان، [[خداوند]] [[انسان]] را فطرتاً [[عاشق]] کمال و سعادت مطلقه [[آفریده]]<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۴۸۰؛ الطلب و الاراده، ص۸۶؛ آداب الصلاة، ص۱۴۲.</ref>، و در نتیجه، رسیدن به «سعادت» آرزوی همه انسان‌هاست<ref>جوادی آملی، ولایت فقیه، ص۲۵.</ref>. اتکاء و ابتنای تعریف سعادت بر مبانی معرفتی [[هستی‌شناختی]] و [[انسان‌شناختی]]، منشأ [[اختلاف]] آراء اندیشمندان و [[عالمان]] در [[تفسیر]] سعادت گشته، که نهایتاً ترسیم و تبیین انواع متفاوت جامعه مطلوب و [[فاضله]]، ارائه شاخص‌های متنوع و راهکارهای مختلف برای تحقق آن را در پی داشته است.
 
تأثیرگذاری این مبانی به این صورت است که، [[هستی‌شناسی]] و [[جهان‌بینی]] هر شخص، [[انسان‌شناسی]] او را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هر انسان‌شناسی خاص، مفهوم ویژه‌ای از [[سعادت]] به ما عرضه می‌کند. از این رو، سعادت از نظر [[اسلام]] با سعادت مورد نظر مکاتب غربی، غیردینی و غیر [[اسلامی]] تفاوت بسیار دارد؛ زیرا پایه‌های [[شناختی]] اسلام و مکاتب دیگر درباره [[جهان]] و [[انسان]] و سعادت او متفاوت می‌باشند<ref>جوادی آملی، ولایت فقیه، ص۲۴.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۲.</ref>


=== هستی‌شناسی ===
=== هستی‌شناسی ===
سعادت در [[اندیشه]] [[امام خمینی]]، بر هستی‌شناسی [[الهی]] و [[توحیدی]] و انسان‌شناسی متناسب با آن [[استوار]] است<ref>ر. ک: امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، فصول ۱ و ۲.</ref>. بر اساس هستی‌شناسی الهی، جهان دارای [[مبدأ و معاد]]، و برای انسان، [[وحی]] و رسالتی آمده است و انسان در عین طبیعی بودن، دارای حیثیتِ وجودی فراطبیعی می‌باشد و مسافری است که عوالمی را پشت سر گذاشته و عوالمی را پیش رو دارد و با [[مرگ]]، نابود نمی‌شود؛ بلکه روحش، از عالَمی به عالم دیگر منتقل می‌گردد<ref>جوادی آملی، ولایت فقیه، ص۲۹.</ref>؛ و این [[دنیا]] محل کشت و زرع به منزله مزرعه‌ای<ref>{{عربی|الدنیا مزرعة الآخرة}}.</ref> است که محصول آن در [[جهان آخرت]] برداشت می‌گردد<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۳.</ref>.
سعادت در [[اندیشه]] [[امام خمینی]]، بر هستی‌شناسی [[الهی]] و [[توحیدی]] و انسان‌شناسی متناسب با آن [[استوار]] است<ref>ر.ک: امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، فصول ۱ و ۲.</ref>. بر اساس هستی‌شناسی الهی، جهان دارای مبدأ و معاد و برای انسان، [[وحی]] و رسالتی آمده است و انسان در عین طبیعی بودن، دارای حیثیتِ وجودی فراطبیعی است و مسافری است که عوالمی را پشت سر گذاشته و عوالمی را پیش رو دارد و با [[مرگ]]، نابود نمی‌شود؛ بلکه روحش، از عالَمی به عالم دیگر منتقل می‌گردد<ref>جوادی آملی، ولایت فقیه، ص۲۹.</ref>؛ و این [[دنیا]] محل کشت و زرع به منزله مزرعه‌ای<ref>{{عربی|الدنیا مزرعة الآخرة}}.</ref> است که محصول آن در [[جهان آخرت]] برداشت می‌گردد<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۳.</ref>.


=== انسان‌شناسی ===
=== انسان‌شناسی ===
هستی‌شناسی و [[جهان‌بینی توحیدی]] با بهره‌گیری از دو منبع [[معرفتی]] [[عقل]] و وحی، انسان را در [[عالم هستی]] به عنوان [[خلیفة الله]] معرفی می‌کند<ref>پارسانیا، هستی و هبوط، ص۱۱.</ref>: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: می‌خواهم جانشینی در زمین بگمارم» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>. انسان که [[خلیفه]] خداست، همچون [[حضرت]] [[باری‌تعالی]] که مستخلف‌عنه است، مستجمع صفات متقابله [[جمال]] و جلال یا [[لطف]] و [[قهر]] است<ref>امام خمینی، شرح دعای سحر، ص۵۸.</ref>. یعنی، [[خداوند]] به گونه‌ای در آیینه انسان [[خودنمایی]] و تجلی کرد که باید گفت «همانا [[خدا]] [[آدم]] را به صورت خود آفرید»<ref>امام خمینی، شرح دعای سحر، ص۱۶۷.</ref>.
هستی‌شناسی و [[جهان‌بینی توحیدی]] با بهره‌گیری از دو منبع [[معرفتی]] [[عقل]] و وحی، انسان را در [[عالم هستی]] به عنوان [[خلیفة الله]] معرفی می‌کند<ref>پارسانیا، هستی و هبوط، ص۱۱.</ref>: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: می‌خواهم جانشینی در زمین بگمارم» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>. انسان که [[خلیفه]] خداست، همچون حضرت [[باری‌تعالی]] که مستخلف‌عنه است، مستجمع صفات متقابله [[جمال]] و جلال یا [[لطف]] و قهر است<ref>امام خمینی، شرح دعای سحر، ص۵۸.</ref>. یعنی، [[خداوند]] به گونه‌ای در آیینه انسان [[خودنمایی]] و تجلی کرد که باید گفت «همانا [[خدا]] [[آدم]] را به صورت خود آفرید»<ref>امام خمینی، شرح دعای سحر، ص۱۶۷.</ref>.


از نگاه انسان‌شناسی الهی و توحیدی، خدا اصل و انسان، خلیفه، [[آیت]] و [[مظهر]] [[صفات خداوند]] و مرآت [[افعال]] اوست؛ هر خیر وحسنه‌ای که تحقق می‌یابد از جانب خداست: {{متن قرآن|مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ}}<ref>«(ای آدمی!) هر نیکی به تو رسد از خداوند است » سوره نساء، آیه ۷۹.</ref> و [[انسان کامل]] و [[خلیفه خدا]]، تنها آستینی است که دست [[قدرت خدا]] از آن بیرون می‌آید و در او [[ظهور]] می‌کند<ref>جوادی آملی، تسنیم، ج۳، ص۱۰۸.</ref>: {{متن قرآن|و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی}}.
از نگاه انسان‌شناسی الهی و توحیدی، خدا اصل و انسان، خلیفه، [[آیت]] و مظهر [[صفات خداوند]] و مرآت [[افعال]] اوست؛ هر خیر وحسنه‌ای که تحقق می‌یابد از جانب خداست: {{متن قرآن|مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ}}<ref>«(ای آدمی!) هر نیکی به تو رسد از خداوند است » سوره نساء، آیه ۷۹.</ref> و [[انسان کامل]] و [[خلیفه خدا]]، تنها آستینی است که دست [[قدرت خدا]] از آن بیرون می‌آید و در او [[ظهور]] می‌کند<ref>جوادی آملی، تسنیم، ج۳، ص۱۰۸.</ref>: {{متن قرآن|و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی}}.


در این نگاه، با توجه به دو بعدی بودن [[انسان]] که دارای [[روحی]] است و جسمی؛ [[انسانیت]] انسان، به [[روح]] بوده، نه به [[جسم]] او<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۲۴۶.</ref>، و روح و جسم با هم [[وحدت]] دارند. جسم ظاهر، ظلّ و سایه روح؛ و روح باطنِ جسم است، اینها با هم یکی هستند و جدایی ندارند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۳۴۴.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۳.</ref>
در این نگاه، با توجه به دو بعدی بودن [[انسان]] که دارای [[روحی]] است و جسمی؛ [[انسانیت]] انسان، به [[روح]] بوده، نه به جسم او<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۲۴۶.</ref> و روح و جسم با هم [[وحدت]] دارند. جسم ظاهر، ظلّ و سایه روح؛ و روح باطنِ جسم است، اینها با هم یکی هستند و جدایی ندارند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۳۴۴.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۳.</ref>


=== تربیت‌پذیری انسان ===
=== تربیت‌پذیری انسان ===
چون [[خداوند متعال]] انسان را [[جانشین]] خود قرار داده و از او خواسته که هم خود [[هدایت]] شود و هم زمینه هدایت دیگران را فراهم سازد؛ می‌بایست مقدمات این کار نیز فراهم گردد. [[پیش‌بینی]] [[فطرت]] در وجود انسان، اولین زمینه برای پذیرش [[تربیت الهی]] و [[آمادگی]] لازم جهت نیل به [[سعادت ابدی]] و [[قرب]] [[حق]] است<ref>ر. ک امام خمینی، تقریرات فلسفی، ج۲، ص۳۳۰.</ref>. همین [[خصلت]] و ویژگی انسان است که او را از موجودات، متمایز و حتی [[برتر]] نموده است. این [[برتری]] تا آنجاست که [[رسالت]] و [[مأموریت]] [[پیامبران الهی]] نیز برای هدایت [[انسان‌ها]] صورت گرفته است. اگر انسان موجودی [[اجتماعی]] و تربیت‌پذیر نبود، [[ارسال پیامبران]] [[الهی]] و راهنمایی‌های آنها [[لغو]] و بی‌مورد بود<ref>امام خمینی، تفسیر سوره حمد، ص۴۵ و ۲۳۸.</ref>. [[امام خمینی]] نه تنها به خصیصه تربیت‌پذیری انسان بلکه به [[شوق]] و [[طمع]] انسان به رسیدن به [[فلاح]] و [[رستگاری]] و [[سعادت اخروی]] اشاره می‌کنند و بر این نکته تأکید دارند که حرکت در مسیر هدایت که همان مسیر [[تربیت]] است می‌بایست با [[اراده]] و [[انتخاب]] خود انسان صورت پذیرد و جز این ممکن نیست زیرا در غیر این صورت پاداش‌های [[اخروی]] سزاوار او نیست<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ص۳۷.</ref>.
چون [[خداوند متعال]] انسان را [[جانشین]] خود قرار داده و از او خواسته که هم خود [[هدایت]] شود و هم زمینه هدایت دیگران را فراهم سازد؛ می‌بایست مقدمات این کار نیز فراهم گردد. پیش‌بینی [[فطرت]] در وجود انسان، اولین زمینه برای پذیرش تربیت الهی و آمادگی لازم جهت نیل به [[سعادت ابدی]] و [[قرب]] [[حق]] است<ref>ر.ک: امام خمینی، تقریرات فلسفی، ج۲، ص۳۳۰.</ref>. همین خصلت و ویژگی انسان است که او را از موجودات، متمایز و حتی [[برتر]] نموده است. این [[برتری]] تا آنجاست که [[رسالت]] و مأموریت [[پیامبران الهی]] نیز برای هدایت [[انسان‌ها]] صورت گرفته است. اگر انسان موجودی [[اجتماعی]] و تربیت‌پذیر نبود، [[ارسال پیامبران]] [[الهی]] و راهنمایی‌های آنها [[لغو]] و بی‌مورد بود<ref>امام خمینی، تفسیر سوره حمد، ص۴۵ و ۲۳۸.</ref>. [[امام خمینی]] نه تنها به خصیصه تربیت‌پذیری انسان بلکه به [[شوق]] و [[طمع]] انسان به رسیدن به [[فلاح]] و [[رستگاری]] و سعادت اخروی اشاره می‌کنند و بر این نکته تأکید دارند که حرکت در مسیر هدایت که همان مسیر [[تربیت]] است می‌بایست با [[اراده]] و [[انتخاب]] خود انسان صورت پذیرد و جز این ممکن نیست زیرا در غیر این صورت پاداش‌های [[اخروی]] سزاوار او نیست<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ص۳۷.</ref>.


نکته مهمی که در این باره وجود دارد، غلطیدن به سوی [[افراط]] و [[تفریط‌ها]] است. حرکت به سوی [[سعادت]] و قرار گرفتن در مسیر [[تربیت]] به معنای ترک نیازهای مادی و طبیعی نیست، بلکه هر [[انسانی]] لازم است به نیازهای مادی و طبیعی خود توجه داشته و از راه‌های [[مشروع]] به تأمین آن نیازها [[همت]] گمارد<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ص۲۵؛ و نیز تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۵۹.</ref>. وقتی در مسیر [[هدایت]] و تربیت قرار گرفت نباید دچار [[غفلت]] شود<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۵۹.</ref> و یا به خود واگذار شود؛ زیرا همه [[انسان‌ها]] همواره در معرض خطر [[انحراف]] از مسیر اصلی قرار دارند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۵۹.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۴.</ref>
نکته مهمی که در این باره وجود دارد، غلطیدن به سوی [[افراط]] و تفریط‌ها است. حرکت به سوی [[سعادت]] و قرار گرفتن در مسیر [[تربیت]] به معنای ترک نیازهای مادی و طبیعی نیست، بلکه هر [[انسانی]] لازم است به نیازهای مادی و طبیعی خود توجه داشته و از راه‌های [[مشروع]] به تأمین آن نیازها [[همت]] گمارد<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ص۲۵؛ و نیز تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۵۹.</ref>. وقتی در مسیر [[هدایت]] و تربیت قرار گرفت نباید دچار [[غفلت]] شود<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۵۹.</ref> و یا به خود واگذار شود؛ زیرا همه [[انسان‌ها]] همواره در معرض خطر [[انحراف]] از مسیر اصلی قرار دارند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۵۹.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۴.</ref>


== [[اهداف]] [[جامعه مطلوب]] ==
== [[اهداف]] [[جامعه مطلوب]] ==
تحقق جامعه مطلوب و [[فاضله]] در [[اندیشه]] حضرت امام، اگرچه [[هدف]] مهم و والایی است، اما هدف نهایی نبوده؛ بلکه هدفی میانی و مقدمه و وسیله‌ای است برای تأمین سعادت و پرورش انسان‌هایی که در جهت «[[خلیفة الله]]» شدن گام برمی‌دارند. هدف، [[پیروز]] بیرون آمدن از میدان نبردی است که [[خداوند]] پس از سوگندهای متوالی و با تأکید فراوان می‌فرماید: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا}}<ref>«بی‌گمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد،» سوره شمس، آیه ۹.</ref>، {{متن قرآن|وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا}}<ref>«و آنکه آن را بیالود نومیدی یافت» سوره شمس، آیه ۱۰.</ref>. یعنی، تربیت [[انسان]] و هدایت او در [[سیر]] از عالم [[خاک]] تا [[ملکوت]] [[اعلی]]، و [[تشکیل جامعه]] و ایجاد محیطی که تنها [[خدا]] در آن [[عبادت]] شود و [[انوار]] [[عبودیت]] و [[اخلاص]] و جلوه [[ایمان به غیب]]، ظلمت‌های علایق [[نفسانی]] و [[شهوات]] [[دنیایی]] را محو نماید و دیدگان [[بشر]] را بر پرتو [[جمال]] [[حق]] در پهنه هستی [[بینا]] سازد و [[توحید]] و ابعاد رفیع آن را در تمامی [[روابط]] و مناسبات انسانی [[حاکم]] گرداند<ref>امام خمینی، جهاد اکبر، پیش‌گفتار، ص۷.</ref>.
[[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]] اندیشمندی است که در [[اندیشه سیاسی]] خویش غایت‌گرا است و جهت‌گیری منظومه [[فکری]] او و همه اجزای [[اندیشه]] وی بر اساس غایات [[استوار]] شده است و در مقوله جامعه مطلوب نیز به غایات آن توجه دارد. در ورای [[رفتارها]] و کارکردهای آن، به حقایقی مانند «کمال»، «[[سعادت]]»، «[[حیات طیبه]]»، «خیر [[برتر]]» و «[[فضیلت]]» [[اعتقاد]] دارد و همانند سایر [[فیلسوفان مسلمان]] بهترین [[جامعه]] را آن می‌داند که هدفمند و هماهنگ با [[نظام هستی]]، به سوی غایتی در حرکت است. از نظر او مهم‌ترین هدفی که [[جامعه اسلامی]] تعقیب می‌کند، آن است که از یک سو [[انسان]] را به [[مقام]] خلیفة اللهی برساند و از سوی دیگر [[مدینه فاضله]] ایده‌آلی را به وجود آورد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در حرم علی بن موسی الرضا{{ع}}، ۱۲/۱۲/۱۳۸۰.</ref>؛ زیرا [[اسلام]] به عنوان یک [[ایدئولوژی]] انسان‌ساز برای خود [[رسالت]] قائل است. این رسالت، ساختن انسان است، به وجود آوردن جامعه [[فاضله]] و مدینه فاضله است، از بین بردن همه موانع این راه است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خصوص نقش نیروهای نظامی کشور، ۱۱/۱۰/۱۳۶۰.</ref>.
 
جامعه از نظر ایشان مجموعه‌ای از انسان‌هاست که در آن هم انسان دارای [[هویت]] و اصالت و [[تکلیف]] است و هم جامعه دارای ارزش‌های اصیل می‌باشد. ایشان درباره مسأله هویت [[انسانی]] جامعه معتقدند جامعه بدون انسان [[صالح]]، یک پدیده بی‌جان و [[کور]] و تاریک است. آن چیزی که به عالم خاکی [[جان]] می‌بخشد، [[ارزش]] می‌دهد، [[نور]] می‌دهد و معنا و مضمون به وجود می‌آورد، انسان است. همان طور که در [[آیه شریفه]] می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً}}<ref>«می‌خواهم جانشینی در زمین بگمارم» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref> [[جانشین]]، عنوانی است که [[خدا]] به انسان داده است. این جانشین را کجا گذاشته‌اند؟ {{متن قرآن|فِي الْأَرْضِ}}. [[ارض]] بدون این جانشین چیست و چه ارزشی دارد؟<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با کمیته‌های انقلاب اسلامی، ۱۰/۱۰/۱۳۶۹.</ref>.
 
لازمه [[خلافت الهی]] آن است که [[انسان]] [[خلیفة الله]]، به اندازه سعه وجودی خود، [[کمالات الهی]] را در خویش فراهم نموده و [[مظهر]] [[صفات خداوند]] قرار گیرد؛ چراکه [[خلافت خداوند]] مستلزم آن است که [[خلیفه]] وی، مظهر همه آنچه که در [[تأمین سعادت]] [[ابدی]] دخیل است و در [[تدبیر]] [[جوامع بشری]] نقش سازنده دارد، نقش آفرین باشد.
 
ایشان، [[جامعه]] [[فاضله]] و مطلوب [[اسلامی]] را جامعه‌ای می‌دانند که در رأس آن [[انسان کامل]] یعنی [[امام]] [[معصوم]] باشد؛ زیرا از منظر ایشان [[امامت]] یعنی همان اوج معنای مطلوب [[اداره جامعه]]، در مقابل انواع و اقسام مدیریت‌های جامعه است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در حرم علی بن موسی الرضا{{ع}}، ۱۲/۱۲/۱۳۸۰.</ref>؛ لذا با ترسیم این [[جامعه مطلوب]] و عناصر و مؤلفه‌های آن به جایگاه [[آرمان‌ها]] در بین این عناصر اشاره می‌کنند و از این جهت گاهی به جامعه مطلوب آرمانی اشاره دارند و گاهی از آرمان‌های جامعه مطلوب سخن می‌گویند و معتقدند جامعه‌ای می‌تواند [[هدف]] و [[آرمان]] یک جامعه یک [[ملت]] زنده، بیدار، باهوش قرار بگیرد که در آن [[معنویت]] باشد، [[عدالت]] باشد، [[عزت]] و [[قدرت]] باشد، [[ثروت]] باشد، [[رفاه]] باشد. این مجموعه با هم باشد، چون بدون معنویت ممکن نیست، بدون آرمان [[معنوی]] ممکن نیست، بدون [[اخلاق]] ممکن نیست، بدون در نظر گرفتن [[خدا]] ممکن نیست، بدون [[مجاهدت]] [[فی سبیل الله]] ممکن نیست<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با پاسداران به مناسبت روز پاسدار، ۱۷/۷/۱۳۸۱.</ref>. از این جهت در نگاه ایشان [[جامعه اسلامی]]، برای گسترش [[آرمان‌های اسلامی]] است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با علماء و طلاب در مدرسه فیضیه، ۱۶/۹/۱۳۷۴.</ref>. با این رویکرد [[غایت]] گرایانه است که تشکیل جامعه اسلامی فی نفسه حتی توسط [[پیامبر]]{{صل}} نمی‌تواند هدف باشد بلکه وسیله و پایگاه و نقطه عزیمتی است که برای تأمین دو هدف دیگر به کار می‌رفت:
# یک هدف عبارت است از [[تکامل]] افراد [[بشر]]، یعنی در [[سایه]] [[جامعه اسلامی]] [[انسان‌ها]] [[فرصت]] پیدا کنند که خودشان را کامل کنند، متخلق به [[اخلاق الهی]] بشوند، [[معرفت خدا]] و [[عشق]] به [[خدا]] را در خودشان به وجود بیاورند و به خدا [[واصل]] بشوند، که [[سعادت بشر]] و [[فلاح]] [[حقیقی]] [[بشر]] در این است.
# [[هدف]] دوم اینکه [[جامعه بشری]] و [[تاریخ]] بشر یک قدم به سمت آن کمالی که در جهت آن حرکت می‌کند نزدیک‌تر بشود و بیشتر، مسأله این است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در پادگان ستاد مرکزی سپاه، ۱۷/۷/۱۳۶۷.</ref>.
بنابراین، در [[اندیشه سیاسی]] ایشان، معیار مطلوبیت و عدم مطلوبیت [[جامعه]] به آرمان‌های آن بستگی دارد. از این رو، چنانچه جامعه و [[حکومتی]] تشکیل شد؛ ولی در جهت [[تحقق آرمان‌ها]] پیش نرفت، آن [[جامعه مطلوب]] نیست، [[منحرف]] است؛ این یک قاعده کلی است؛ این، معیار است. ممکن است تحقق آرمان‌ها سال‌هایی طول بکشد، موانعی، مشکلاتی بر سر راه وجود داشته باشد، اما جهت جامعه و [[حکومت]] و سمت‌گیری آن، حتماً باید به سمت آن [[هدف‌ها]] و آرمان‌های متعالی باشد. معیار این است، تا [[عدالت اجتماعی]] به وجود بیاید، تا [[نظم]] متکی بر [[قانون]] به وجود بیاید، تا [[مقررات الهی]] همه جا مستقر بشود<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با کارگزاران نظام در روز عید سعید مبعث، ۱۹/۹/۱۳۷۵.</ref>. اما آنچه در اندیشه سیاسی [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]]، قابل توجه است اینکه [[دنیا]] و [[آخرت]] با هم دیده شود و بازسازی دنیا و آخرت با هم لحاظ شود. جامعه اسلامی دنیای [[مردم]] را باید آباد بکند، اما به آن اکتفا نمی‌خواهد بکند. دنیا و آخرت توأمان‌اند. در [[نظام اسلامی]] و در برنامه این [[نظام]] انسان‌ها باید [[زندگی]] را سرافراز و با [[رفاه]] بگذرانند، اما این رفاه و [[آسایش]] و هرچه که این آسایش را برای انسان‌ها فراهم می‌کند، همه و همه مقدمه است برای [[رضای الهی]] و آن ذی المقدمه است. کسب رضای [[پروردگار]]. این یک چیز استثنایی است در صحنه امروز عالم، بلکه در همیشه [[تاریخ]]، جز در [[جوامع]] و حکومت‌های [[انبیاء]] و [[جانشینان]] و [[اوصیاء]] آنها. همه ادعا می‌کنند که دنیای [[مردم]] را می‌خواهند [[اصلاح]] کنند. غالباً هم نمی‌توانند. اما [[نظام اسلامی]] [[دین]] و [[دنیا]] را اصلاح می‌کند. این [[قدرت]] را [[اسلام]] نشان داده است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۱۴/۳/۱۳۷۳.</ref>.
 
در [[اندیشه سیاسی]] [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]]، هم رویکرد غایت‌گرایانه نسبت به [[جامعه]] وجود دارد و هم با رویکرد وظیفه‌گرایانه بدان نگریسته می‌شود. ترکیب این دو نگاه است که [[حکومت]] و [[حاکمان]] را ضمن [[تحفظ]] بر آرمان‌های متعالی و جهت‌گیری‌های کلان به سمت واقع‌نگری، [[عمل‌گرایی]]، [[وظیفه‌شناسی]] و [[مسئولیت‌پذیری]] [[هدایت]] می‌نماید.
 
با رویکرد ترکیب فوق، جامعه و [[حکومت اسلامی]]، به جامعه و [[حکومتی]] اطلاق می‌شود که هم [[معنویت]] [[انسان‌ها]] را بالا می‌برد، هم [[عدالت]] را [[توسعه]] می‌دهد، [[امنیت]] را توسعه می‌دهد، [[رفاه]] قشرهای مختلف مردم را تأمین می‌کند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با کارمندان و کارکنان دولت، ۷/۶/۱۳۷۵.</ref>. و در نهایت [[هدف]] [[جامعه مطلوب اسلامی]] آن است که الگویی از [[زندگی سیاسی]] را ارائه بدهد که در [[شأن]] [[انسان]] باشد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۲۸/۱/۱۳۷۴.</ref>. البته لازمه طراحی این [[الگو]] آن است که [[اهداف]] [[جامعه اسلامی]] به اعتبارات مختلف مورد توجه قرار گیرند. این اهداف گاهی به اعتبار اهمیت زمانی به سه دسته اهداف بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت تقسیم می‌شوند و گاهی به اعتبار کلان‌تر به اهداف استراتژیک، [[راهبردی]] و کاربردی و گاهی به دو دسته کلی اهداف غایی و غیرغایی تقسیم می‌شوند. البته ممکن است، برخی از این اهداف منطبق بر یکدیگر شوند. در اینجا به دو دسته اهداف غایی و اهداف میانی اشاره می‌شود:
 
=== اهداف غایی ===
اهداف غایی در سخنان [[مقام معظم رهبری]] با تعابیری چون «تحصیل [[رضایت الهی]]»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۱۴/۳/۱۳۷۳.</ref>، «[[سعادت]]»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با خانواده شهدا و ایثارگران کرج، ۲۴/۷/۱۳۷۶.</ref>، «کمال»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۱۲/۱۱/۱۳۶۶.</ref>، «[[نورانیت]]»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با مسئولان وزارت امور خارجه، ۱۸/۴/۱۳۷۰.</ref>، «هدایت»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه، ۵/۴/۱۳۶۰.</ref>، «[[حیات طیبه]]»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۱۱/۴/۱۳۶۸.</ref>، «[[کرامت]]»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۲۰/۱۰/۱۳۶۱.</ref> «[[متخلق شدن به اخلاق الهی]]»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با مسئولان وزارت امور خارجه، ۱۸/۴/۱۳۷۰.</ref> یاد شده است. نیل به این اهداف [[غایت]]، نهایی [[جامعه مطلوب]] و [[حکومت اسلامی]] است و برای رسیدن به این غایات لازم است اهداف میانی و کوتاه مدت، به [[استخدام]] گرفته شوند. از همین جا تفاوت اهداف غایی با دیگر اهداف هم روشن می‌شود زیرا اهداف غایی فی نفسه برای جامعه مطلوب اصالت دارند و وسیله برای [[هدف]] دیگری قرار نمی‌گیرند. این دسته از اهداف وجه متمایز کننده [[اندیشه سیاسی]] [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]] با سایر [[اندیشه‌ها]] و فلسفه‌های [[سیاسی]] در دنیای مدرن است. ایشان درباره [[سعادت]] به مثابه هدف [[جامعه]] و [[نظام سیاسی اسلامی]] معتقدند: «نظامی که در [[جامعه اسلامی]] [[حاکم]] است، نظامی است که قصد اجرای تمام [[احکام]] و [[موازین اسلامی]] را به صورت کامل دارد. این [[نظام]]، مایه [[سعادت انسان]] و [[سربلندی]] [[ملت]] و [[کشور]] و مایه [[آبادی]] روی [[زمین]] و کشور و منطقه زیست و مایه [[شادی]] محیط [[زندگی]] و نیز [[استحکام خانواده]] و [[اصلاح]] [[روابط اجتماعی]] میان [[مردم]] و خلاصه مایه [[خوشبختی]] [[زندگی مادی]] و [[معنوی]] انسان‌هاست»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۱۵/۹/۱۳۶۸.</ref>. ایشان از این هدف در [[انقلاب اسلامی]] به عنوان هدف اول که به دنبال [[تشکیل جامعه]] و کشور نمونه‌ای است که [[انسان‌ها]] در این کشور، آنچنانی که [[اراده الهی]] است زندگی کنند یعنی در این کشور دیگر [[زورگویی]] نباشد، [[فقر]] نباشد، فشار و [[تحمیل]] نباشد، [[تبعیض]] و [[اختلاف طبقاتی]] نباشد کار از هر کنده کاری در [[خدمت]] تعالی [[انسان]] قرار بگیرد و انسان‌ها [[احساس]] سعادت و خوشبختی کامل کنند. اولین هدف [[انقلاب]] این است»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در جمع کارکنان پتروشیمی، ۲۳/۱۱/۱۳۶۷.</ref>.
 
ایشان درباره [[هدف غایی]] [[کرامت انسانی]]، بر این باورند که کرامت از [[حق حیات]] هم ترجیح دارد. این [[حق]] امری قابل زوال نیست و مشروط به برخورداری صحیح از همه نیروها و استعدادها و ابعاد مثبت است. [[کرامت]] یعنی اینکه [[انسان]] دارای [[شرف]] و [[عزت]] و حیثیت ارزشی است. با توجه به این که [[عقل]] و [[آیات]]، امتیازات عالی مانند [[اندیشه]] و [[استعداد]] کمال‌یابی و [[وجدان]] و [[حس]] گذشت از [[لذائذ]] و [[فداکاری]] در راه ارزش‌های عالی [[انسانی]] را برای [[بشر]] [[اثبات]] نموده؛ لذا کرامت و [[ارزش انسانی]] برای [[آدمی]] ثابت شده و موجب بروز [[حق]] و [[تکلیف]] است، [[حق حیات]] و کرامت [[انسان‌ها]] می‌بایست در [[جامعه اسلامی]] و در نزد [[حکومت‌ها]] و توسط آنها محفوظ بماند.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]]، ص ۳۳۸.</ref>
 
=== اهداف میانی ===
مقصود از اهداف میانی، آن دسته از اهداف است که خود به خود اصالت ندارند و تحصیل آنها زمینه‌ساز دسترسی به اهداف غایی است و معمولاً دسترسی به آنها آسان است و همه حکومت‌ها با [[اختلافات]] مبنایی، به نوعی آنها را تعقیب می‌کنند که ذیلاً به مواردی از این اهداف در [[فلسفه سیاسی]] [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]] اشاره می‌شود:
 
==== [[هدف]] [[عدالت]] ====
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با استفاده از [[آیات قرآن]]، عدالت را جزء ذات [[ادیان]] می‌دانند به طوری که هدف ادیان، ایجاد [[نظام]] عادلانه است و بدون داشتن این هدف، هیچ [[دینی]] وجود ندارد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۱۳/۱۰/۱۳۶۳.</ref>. ایشان عدالت را بارزترین [[آرمان]] و هدف جامعه اسلامی می‌دانند و کثرت استعمال این هدف را در [[نصوص]] و متون [[اسلامی]] دلیل بر اهمیت آن تلقی می‌کنند و تصریح دارند به اینکه هر کس در اهمیت عدالت [[شک]] دارد، کافی است مراجعه کند به آنچه که درباره تشکیل یک نظامی بر مبنای [[حاکمیت]] [[دین در قرآن]] و در [[حدیث]] و در کلمات بزرگان آمده. [[بدیهی]] است که در [[نظام اسلامی]]، در یک [[نظام دینی]] همه [[مردم]] بایستی به سمت [[دین‌داری]]، [[خداپرستی]]، [[عبادت خدا]]، [[اخلاق حسنه]] پیش بروند. این موضوع کمتر از موضوع عدالت در آثار اسلامی مورد تأکید قرار گرفته است. در [[قرآن]] وقتی که می‌فرماید که ما [[پیغمبران]] را فرستادیم، چه کردیم، بعد می‌گوید: {{متن قرآن|لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ}}<ref>«تا مردم به دادگری برخیزند» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref> [[هدف]] از [[ارسال پیامبران]] [[الهی]]، دستیابی به [[قسط]] است. قسط یعنی [[زندگی]] عادلانه<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۲۷/۲/۱۳۷۷.</ref>. اهمیت این هدف تا آنجاست که در [[نظام اسلامی]]، مبنای همه [[تصمیم]] گیری‌های اجرایی است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۱۳/۳/۱۳۷۰.</ref>. در پرتو [[عدالت]] و [[نظام]] عادلانه به [[کمالات انسانی]] می‌توان نائل شد<ref>کتاب راه امام راه ما، ص۲۸-۲۹.</ref>. اهمیت عدالت از نظر [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]] تا آنجاست که عدالت را در بین اهداف میانی از همه آنها مهم‌تر می‌دانند و راه رسیدن به اهداف غایی را هم در گرو [[تحقق عدالت]] در [[جامعه]] می‌دانند؛ زیرا [[قسط و عدل]] از منظر ایشان از واجب‌ترین کارهاست. [[انسان‌ها]]، [[رفاه]] را هم برای قسط و عدل می‌خواهند. کارهای گوناگون را، [[مبارزه]] را، [[جنگ]] را [[سازندگی]] را، [[توسعه]] را برای قسط و عدل می‌خواهند. برای اینکه در جامعه، عدالت برقرار بشود. از [[خیرات]] جامعه همه بتوانند استفاده بکنند. یک عده‌ای [[محروم]] نشوند، یک عده‌ای به آنها [[ظلم]] نکنند. در محیط قسط و عدل است که انسان‌ها می‌توانند [[رشد]] کنند، به [[مقامات]] عالی بشری برسند و [[کمال انسانی]] خودشان را به دست بیاورند. بنابراین قسط و عدل از نگاه ایشان، یک مقدمه [[واجب]] برای [[کمال نهایی]] [[انسان]] است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۲۵/۴/۱۳۷۶.</ref>.
ایشان مصداق بارز و الگوی [[حکومت اسلامی]] [[عدالت محور]] را [[حکومت علوی]] معرفی می‌کنند؛ زیرا [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در همان چند سالی که به [[خلافت]] و [[حکومت]] رسیدند، نشان دادند که [[اولویت]] در نظر آن بزرگوار، استقرار [[عدل الهی]] و [[اسلامی]] است. [[جامعه اسلامی]] با [[عدل و قسط]] است که قوام پیدا می‌کند و می‌تواند به عنوان [[شاهد]] و مبشر و [[هدایت‌گر]] و [[الگو]] و نمونه، برای ملت‌های عالم مطرح بشود. بدون [[عدل]] ممکن نیست. ولو همه ارزش‌های مادی و ظاهری و [[دنیایی]] را هم کسب بکند، اگر عدالت نبود، در [[حقیقت]] هیچ کار انجام نشده است. این، آن برجسته‌ترین مسأله در [[زندگی]] [[حکومتی]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بود<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۳۰/۳/۱۳۷۱.</ref>.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]]، ص ۳۳۹.</ref>
 
==== تأمین رفاه و [[امنیت]] ====
[[رفاه]] و امنیت از ضروریات اولیه زندگی [[بشر]] است و از این جهت، اولین هدفی است که همه [[جوامع]] در تعقیب آن هستند. [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]] وجود امنیت در [[جامعه]] را مثل وجود هوا برای نفس کشیدن ضروری می‌دانند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با جمعی از فرماندهان و پرسنل نیروی انتظامی، ۲۵/۴/۱۳۷۶.</ref> و معتقدند [[متولیان]] [[جامعه اسلامی]] باید [[آرامش]] و امنیت را تأمین کنند که این برای زندگی کردن ضروری است و بدون آرامش و امنیت [[زندگی مادی]] معنی ندارد؛ لذا یکی از [[اهداف]] [[انقلاب اسلامی]] را تأمین رفاه و [[تأمین امنیت]] معرفی می‌کند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه، ۱۷/۱۲/۱۳۵۸.</ref>. ایجاد محیط [[امن]] در جامعه اسلامی یکی از مهمترین [[تکالیف]] و وظایفی است که [[دولت اسلامی]] و [[حاکم اسلامی]] موظف است که آن را انجام بدهد و در کنار امنیت تأمین رفاه برای [[مردم]] هم ضروری است. در [[اندیشه سیاسی]] حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رفاه و امنیت دو خصوصیت فوق العاده حساس و مهم برای [[جوامع بشری]] اعم از جامعه اسلامی و غیر [[اسلامی]] معرفی شده‌اند. جامعه و [[نظام اسلامی]] [[حاکم]] بر آن، باید زندگی مادی و [[رفاه مردم]] را تأمین بکند، به [[فکر]] [[مسکن]] مردم باشد، به فکر ایجاد [[شغل]] برای مردم باشد، به فکر زندگی آسوده‌ای که [[غم]] نان و غم حداقل [[معیشت]] را هیچ یک از [[آحاد]] مردم نداشته باشند، باشد؛ {{متن قرآن|رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ}}<ref>«پروردگارا! اینجا را شهری امن کن و از اهل آن هر کس را که به خداوند و روز واپسین ایمان دارد، از میوه‌ها روزی رسان» سوره بقره، آیه ۱۲۶.</ref> که [[حضرت ابراهیم]] آن وقتی که [[خانه کعبه]] را بنیان‌گذاری کرد و این [[مدینه]] [[الهی]] را به وجود آورد، دعایی که کرد برای [[مردم]]، [[دعا]] برای [[رفاه]] و [[امنیت]] بود؛ یعنی امنیت هم یک احتیاج و نیاز [[حقیقی]] برای مردم یک [[جامعه]] است که [[حکومت اسلامی]] باید او را تأمین کند و رفاه هم یک نیاز حقیقی و [[واقعی]] است برای مردم که حکومت اسلامی موظف است آن را تأمین کند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه، ۲۳/۶/۱۳۶۳.</ref>.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]]، ص ۳۴۱.</ref>
 
==== [[تعلیم و تربیت]] ====
از اهداف مهم [[جامعه اسلامی]] [[آموزش]] و [[تربیت]] [[شهروندان]] آن است. و تأمین این [[هدف]] وظیفه‌ای است که بر دوش [[دولت اسلامی]] است؛ یعنی دولت اسلامی نمی‌تواند [[بی‌سوادی]] را در جامعه [[تحمل]] و قبول کند و حکومت اسلامی نمی‌تواند مردم را به حال خودشان بگذارد هر کسی توانست باسواد شد، هر کس هم نتوانست وسعش نرسید، اهمیتی نداشته باشد. نکته اساسی، این است که دولت اسلامی موظف است که سواد و معلومات را در سطح جامعه گسترش بدهد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه، ۱۴/۱۰/۱۳۶۳.</ref>.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]]، ص ۳۴۲.</ref>
 
==== [[آزادی]] ====
یکی از اهداف مهم و مبانی جامعه اسلامی و [[نظام سیاسی اسلام]] تأمین آزادی شهروندان است. در راستای این هدف، [[رهبری جامعه]] موظف است، برای افراد جامعه شرایط [[فکری]] و زیستی آزادانه را فراهم سازد و زمینه‌های [[رهایی]] [[انسان]] از همه موانع حرکت و [[رشد]] و جهش [[انسان‌ها]] و [[مبارزه]] با اینها که همان مبارزه برای آزادی افراد جامعه است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۴/۹/۱۳۶۵.</ref> را ایجاد نماید.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]]، ص ۳۴۲.</ref>
 
==== برقراری نظم و قانون ====
یکی دیگر از اهداف مبانی [[جامعه مطلوب]]، برقراری نظم و قانون است در جامعه اسلامی باید [[قانون]] [[حاکم]] باشد و همه چیز بر اساس قانون [[اجرا]] شود؛ بین حاکم و مردم در [[اجرای قانون]] هیچ فرقی نباشد و قانون بدون هیچ کم و [[کاستی]] و مصلحت‌اندیشی‌های ظاهری در مورد همه [[اعمال]] شود. بنابراین حکومت اسلامی باید در یک [[جامعه دینی]]، قوانینی را وضع کند و ترتیباتی را پیگیری کند تا بتواند آن جامعه را اداره کند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه، ۱۱/۶/۱۳۶۷.</ref>.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]]، ص ۳۴۲.</ref>
 
== [[اهداف]] [[جامعه مطلوب]] از دیدگاه امام خمینی ==
تحقق جامعه مطلوب و فاضله در [[اندیشه]] حضرت امام، اگرچه [[هدف]] مهم و والایی است، اما هدف نهایی نبوده؛ بلکه هدفی میانی و مقدمه و وسیله‌ای است برای تأمین سعادت و پرورش انسان‌هایی که در جهت «[[خلیفة الله]]» شدن گام برمی‌دارند. هدف، [[پیروز]] بیرون آمدن از میدان نبردی است که [[خداوند]] پس از سوگندهای متوالی و با تأکید فراوان می‌فرماید: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا}}<ref>«بی‌گمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد،» سوره شمس، آیه ۹.</ref>، {{متن قرآن|وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا}}<ref>«و آنکه آن را بیالود نومیدی یافت» سوره شمس، آیه ۱۰.</ref>. یعنی، تربیت [[انسان]] و هدایت او در [[سیر]] از عالم خاک تا [[ملکوت]] اعلی و تشکیل جامعه و ایجاد محیطی که تنها [[خدا]] در آن [[عبادت]] شود و [[انوار]] [[عبودیت]] و [[اخلاص]] و جلوه [[ایمان به غیب]]، ظلمت‌های علایق [[نفسانی]] و [[شهوات]] [[دنیایی]] را محو نماید و دیدگان [[بشر]] را بر پرتو [[جمال]] [[حق]] در پهنه هستی [[بینا]] سازد و [[توحید]] و ابعاد رفیع آن را در تمامی روابط و مناسبات انسانی [[حاکم]] گرداند<ref>امام خمینی، جهاد اکبر، پیش‌گفتار، ص۷.</ref>.


به [[اعتقاد]] ایشان، هدف جامعه مطلوب و [[سعادتمند]]، ساختن انسان‌های سعادتمند است، و تمام آنچه به نام [[آزادی]]، [[امنیت]]، [[قسط و عدل]]، [[تأسیس حکومت]] و نظایر آنکه به اسم اهداف جامعه مطلوب و فاضله از آنها یاد می‌شود، گرچه همه کمال به شمار می‌آیند؛ اما آنها جزو اوصاف و شرایط چنین جامعه‌ای هستند. به عبارت دیگر، جامعه‌ای مطلوب است که بهترین شرایط و محیط را برای کسب [[مقام]] خلیفة [[الهی]] فراهم نموده و بسترهای [[اجتماعی]] اعم از نهادها و سازمان‌های [[تربیت]] [[انسان‌ها]] و رسیدن آنها به [[سعادت حقیقی]]، که همان [[قرب به خداوند]] و مرآت و [[مظهر]] صفات او شدن است، را [[تدارک]] نماید<ref>امام خمینی، تفسیر سوره حمد، ص۷۱، ۱۷۱؛ صحیفه نور، ج۱۹، ص۲۸۵؛ ج۲۰، ص۴۰۹؛ ج۱۲، ص۴۲۵ - ۴۲۶؛ ج۱۱، ص۴۵۰؛ جوادی آملی، بنیان مرصوص امام خمینی، ص۳۳۴.</ref>.
به [[اعتقاد]] ایشان، هدف جامعه مطلوب و [[سعادتمند]]، ساختن انسان‌های سعادتمند است و تمام آنچه به نام [[آزادی]]، [[امنیت]]، [[قسط و عدل]]، تأسیس حکومت و نظایر آنکه به اسم اهداف جامعه مطلوب و فاضله از آنها یاد می‌شود، گرچه همه کمال به شمار می‌آیند؛ اما آنها جزو اوصاف و شرایط چنین جامعه‌ای هستند. به عبارت دیگر، جامعه‌ای مطلوب است که بهترین شرایط و محیط را برای کسب مقام خلیفة [[الهی]] فراهم نموده و بسترهای [[اجتماعی]] اعم از نهادها و سازمان‌های [[تربیت]] [[انسان‌ها]] و رسیدن آنها به [[سعادت حقیقی]]، که همان [[قرب به خداوند]] و مرآت و مظهر صفات او شدن است، را [[تدارک]] نماید<ref>امام خمینی، تفسیر سوره حمد، ص۷۱، ۱۷۱؛ صحیفه نور، ج۱۹، ص۲۸۵؛ ج۲۰، ص۴۰۹؛ ج۱۲، ص۴۲۵ - ۴۲۶؛ ج۱۱، ص۴۵۰؛ جوادی آملی، بنیان مرصوص امام خمینی، ص۳۳۴.</ref>.


[[امام خمینی]] در سایه مبانی [[معرفتی]]، به تبیین [[سعادت]] فردی و اجتماعی پرداخته، و با ارایه [[شناخت]] صحیحی از [[جهان]]، نقش و [[تکلیف]] انسان‌ها و [[جوامع]] نسبت به یکدیگر، نسبت به هستی و نیز نسبت به [[خالق هستی]] را بیان و راه [[حق]] و مسیر سعادت را ترسیم نموده است<ref>ر. ک: امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، فصول ۱ و ۲.</ref>.
[[امام خمینی]] در سایه مبانی [[معرفتی]]، به تبیین [[سعادت]] فردی و اجتماعی پرداخته و با ارایه [[شناخت]] صحیحی از [[جهان]]، نقش و [[تکلیف]] انسان‌ها و [[جوامع]] نسبت به یکدیگر، نسبت به هستی و نیز نسبت به [[خالق هستی]] را بیان و راه [[حق]] و مسیر سعادت را ترسیم نموده است<ref>ر.ک: امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، فصول ۱ و ۲.</ref>. به [[اعتقاد]] ایشان، اگرچه حقیقتِ سعادت [[کمال مطلق]] و راحت مطلق<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ص۱۴۲.</ref> و [[لذت]] دریافتن<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۴۴۹.</ref> است؛ ولی بسیاری از [[مردم]] [[انسان]] را در حد حیوانات تنزل داده و سعادت او را در [[راحتی]] [[جسم]] و دنیای مادی او خلاصه می‌کنند<ref>ر.ک: امام خمینی، الطلب و الاراده، ص۷۳-۷۵.</ref>؛ در حالی‌که بر پایه [[هستی‌شناسی]] و [[انسان‌شناسی]] الهی، [[سعادت انسان]] اولاً مربوط به [[روح]] اوست نه جسم او<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۷، ص۳۰۱-۳۰۲.</ref> و ثانیاً در این دنیای مادی خلاصه نمی‌شود<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۴۵۳-۴۵۷.</ref>.
به [[اعتقاد]] ایشان، اگرچه حقیقتِ سعادت [[کمال مطلق]] و راحت مطلق<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ص۱۴۲.</ref> و [[لذت]] دریافتن<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۴۴۹.</ref> است؛ ولی بسیاری از [[مردم]] [[انسان]] را در حد حیوانات تنزل داده و سعادت او را در [[راحتی]] [[جسم]] و دنیای مادی او خلاصه می‌کنند<ref>ر. ک: امام خمینی، الطلب و الاراده، ص۷۳-۷۵.</ref>؛ در حالی‌که بر پایه [[هستی‌شناسی]] و [[انسان‌شناسی]] الهی، [[سعادت انسان]] اولاً مربوط به [[روح]] اوست نه جسم او<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۷، ص۳۰۱-۳۰۲.</ref> و ثانیاً در این دنیای مادی خلاصه نمی‌شود<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۴۵۳-۴۵۷.</ref>.


در این دیدگاه، سعادت حقیقی انسان [[تقرب به خداوند]]<ref>جوادی آملی، تسنیم، ج۲۱، ص۵۹۷.</ref> و رسیدن به مقام خلیفة اللهی و مظهر و مرآت اسمای [[خداوند]] شدن است، که هرکس به [[میزان]] سعه وجودی و [[استعداد]] خویش باید تلاش نماید در آن سمت و جهت حرکت نموده و آینه تجلی‌گر حق و [[حقیقت]] باشد<ref>جوادی آملی، ادب فنای مهربان، ج۲، ص۱۰۸.</ref>.
در این دیدگاه، سعادت حقیقی انسان [[تقرب به خداوند]]<ref>جوادی آملی، تسنیم، ج۲۱، ص۵۹۷.</ref> و رسیدن به مقام خلیفة اللهی و مظهر و مرآت اسمای [[خداوند]] شدن است، که هرکس به [[میزان]] سعه وجودی و [[استعداد]] خویش باید تلاش نماید در آن سمت و جهت حرکت نموده و آینه تجلی‌گر حق و [[حقیقت]] باشد<ref>جوادی آملی، ادب فنای مهربان، ج۲، ص۱۰۸.</ref>.
خط ۴۱: خط ۱۰۲:


== ویژگی‌های [[جامعه مطلوب]] ==
== ویژگی‌های [[جامعه مطلوب]] ==
لازمه [[شناخت]] [[جامعه مطلوب]]، در [[اختیار]] داشتن ویژگی‌ها و شاخصه‌هایی است که بیانگر خصوصیت مورد نظر و تمایز آن از سایر انواع [[جوامع]] باشد. از مهم‌ترین ویژگی‌های [[جامعه مطلوب]] در نگاه [[امام خمینی]] جهت‌گیری به سوی [[حاکمیت]] [[احکام]] و [[قوانین اسلام]]، [[عدالت]]، [[آزادی]] و [[استقلال]]، [[قانون‌مداری]]، [[معنویت]]، و [[پیشرفت]] دائمی و مستمر نهادها و نظام‌های [[اقتصادی]]، [[سیاسی]]، [[اجتماعی]]، [[مدیریتی]]، [[تربیتی]]، و [[علمی]] و [[فرهنگی]] بر پایه [[اعتقادات اسلامی]] است<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۸.</ref>.
لازمه [[شناخت]] [[جامعه مطلوب]]، در [[اختیار]] داشتن ویژگی‌ها و شاخصه‌هایی است که بیانگر خصوصیت مورد نظر و تمایز آن از سایر انواع [[جوامع]] باشد. از مهم‌ترین ویژگی‌های [[جامعه مطلوب]] در نگاه [[امام خمینی]] جهت‌گیری به سوی [[حاکمیت]] [[احکام]] و [[قوانین اسلام]]، [[عدالت]]، [[آزادی]] و [[استقلال]]، [[قانون‌مداری]]، [[معنویت]]، و [[پیشرفت]] دائمی و مستمر نهادها و نظام‌های [[اقتصادی]]، [[سیاسی]]، [[اجتماعی]]، [[مدیریتی]]، [[تربیتی]]، و [[علمی]] و [[فرهنگی]] بر پایه اعتقادات اسلامی است<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۸.</ref>.


=== عدالت ===
=== عدالت ===
[[عدل]] در [[اسلام]] از اصول اساسی و در کنار [[توحید]] است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۳۲۲، ۲۶۷.</ref>؛ لذا [[برقراری عدالت]] [[اسلامی]]، مقصد بزرگ اسلام<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱، ص۱۹۸.</ref>، مهم‌ترین [[هدف]] و [[وظیفه انبیاء]]<ref>امام خمینی، ولایت فقیه، ص۷۰؛ صحیفه امام، ج۲۰، ص۲۰۳.</ref>، [[وظیفه]] تمام اقشار [[جامعه]] به‌ویژه دانشجویان و روشن‌بینان<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۱۱۳، ۱۱۴.</ref> و یگانه راه [[سعادت]] [[ملت]] است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۳۲۷.</ref>. در نتیجه جلوگیری از [[ظلم و جور]] و اقامه [[عدالت اجتماعی]] از بزرگ‌ترین [[واجبات]] و والاترین [[عبادات]] است<ref>امام خمینی، وصیت‌نامه، ص۲۴.</ref>.
[[عدل]] در [[اسلام]] از اصول اساسی و در کنار [[توحید]] است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۳۲۲، ۲۶۷.</ref>؛ لذا [[برقراری عدالت]] [[اسلامی]]، مقصد بزرگ اسلام<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱، ص۱۹۸.</ref>، مهم‌ترین [[هدف]] و وظیفه انبیاء<ref>امام خمینی، ولایت فقیه، ص۷۰؛ صحیفه امام، ج۲۰، ص۲۰۳.</ref>، [[وظیفه]] تمام اقشار [[جامعه]] به‌ویژه دانشجویان و روشن‌بینان<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۱۱۳، ۱۱۴.</ref> و یگانه راه [[سعادت]] [[ملت]] است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۳۲۷.</ref>. در نتیجه جلوگیری از [[ظلم و جور]] و اقامه [[عدالت اجتماعی]] از بزرگ‌ترین [[واجبات]] و والاترین [[عبادات]] است<ref>امام خمینی، وصیت‌نامه، ص۲۴.</ref>.


امام خمینی وجود فاصله طبقاتی در [[جامعه اسلامی]] را به شدت مورد [[انتقاد]] قرار داده و [[معتقد]] است فاصله طبقاتی باید به حداقل رسیده و نهایتاً از بین برود<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۵، ص۲۹۳؛ ج۱۰، ص۳۴۵ - ۳۴۷.</ref>. در [[اندیشه]] ایشان [[حکومت اسلامی]] باید بر پایه عدل باشد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۴۵۵، ۵۰۹.</ref> و باید تلاش کرد عدالت را در تمام اقشار جامعه برقرار نموده و برای هیچ قشر و گروهی، جز به امتیازات [[انسانی]] که دارند، [[برتری]] و امتیازی قائل نشد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۷۲.</ref>. [[زندگی]] [[حاکم]] باید در حد طبقه [[فقرا]] و بلکه فقیرترین افراد جامعه<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۴، ص۴۱۷.</ref> و از [[خیانت]] و دست‌درازی به [[بیت‌المال]] [[مسلمین]] مصون باشد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۵۰۹.</ref>.
امام خمینی وجود فاصله طبقاتی در [[جامعه اسلامی]] را به شدت مورد [[انتقاد]] قرار داده و [[معتقد]] است فاصله طبقاتی باید به حداقل رسیده و نهایتاً از بین برود<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۵، ص۲۹۳؛ ج۱۰، ص۳۴۵ - ۳۴۷.</ref>. در [[اندیشه]] ایشان [[حکومت اسلامی]] باید بر پایه عدل باشد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۴۵۵، ۵۰۹.</ref> و باید تلاش کرد عدالت را در تمام اقشار جامعه برقرار نموده و برای هیچ قشر و گروهی، جز به امتیازات [[انسانی]] که دارند، [[برتری]] و امتیازی قائل نشد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۷۲.</ref>. [[زندگی]] [[حاکم]] باید در حد طبقه [[فقرا]] و بلکه فقیرترین افراد جامعه<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۴، ص۴۱۷.</ref> و از [[خیانت]] و دست‌درازی به [[بیت‌المال]] [[مسلمین]] مصون باشد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۵۰۹.</ref>.


تمام تلاش [[دولت اسلامی]] باید صرف تحقق و برقراری عدالت اسلامی گردد نه ساختن کاخ‌های مجلل برای وزارتخانه‌های گوناگون<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۳۲۹.</ref>. دولت اسلامی به جای [[حمایت]] از مرفهین و کاخ‌نشینان و [[سرمایه‌داران]]، باید با [[الگوگیری]] از [[حکومت پیامبر اسلام]] {{صل}} و [[امیرمؤمنان]] {{ع}} [[حمایت]] خود را معطوف به طبقه [[فقرا]] و کوخ‌نشینان و [[مستضعفان]] نماید<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۱۱۷.</ref>.
تمام تلاش [[دولت اسلامی]] باید صرف تحقق و برقراری عدالت اسلامی گردد نه ساختن کاخ‌های مجلل برای وزارتخانه‌های گوناگون<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۳۲۹.</ref>. دولت اسلامی به جای [[حمایت]] از مرفهین و کاخ‌نشینان و [[سرمایه‌داران]]، باید با [[الگوگیری]] از [[حکومت پیامبر اسلام]] {{صل}} و [[امیرمؤمنان]] {{ع}} حمایت خود را معطوف به طبقه [[فقرا]] و کوخ‌نشینان و [[مستضعفان]] نماید<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۱۱۷.</ref>. حوزه‌ها و دانشگاه‌ها به عنوان نهادهای [[علمی]] و فرهنگ‌ساز، باید در [[شناخت]] اصول اساسی اسلام از جمله [[عدالت]] و پایه‌گذاران آن تلاش نمایند و با ترویج و [[تبلیغ]]، [[جامعه]] را به سوی [[فرهنگ]] [[عدالت‌محور]] سوق دهند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۳۲۲.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۸.</ref>
حوزه‌ها و دانشگاه‌ها به عنوان نهادهای [[علمی]] و [[فرهنگ‌ساز]]، باید در [[شناخت]] [[اصول اساسی اسلام]] از جمله [[عدالت]] و پایه‌گذاران آن تلاش نمایند و با [[ترویج]] و [[تبلیغ]]، [[جامعه]] را به سوی [[فرهنگ]] [[عدالت‌محور]] سوق دهند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۳۲۲.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۸.</ref>


=== [[امنیت]] ===
=== [[امنیت]] ===
یکی از ارکان و [[دلایل]] شکل‌گیری [[حکومت‌ها]]، [[برقراری امنیت]] عمومی بوده و می‌باشد. برقراری امنیت بر دو پایه [[استوار]] است. وجود [[تدابیر]] [[امنیتی]] در برابر [[دشمنان خارجی]] اعم از تهاجم نظامی آشکار و یا [[اعمال]] تروریستی و زیرزمینی. همچنین تدابیری در راستای مهار فعالیت‌های مجرمانه داخلی و تعرض به [[جان]]، [[مال]] و یا عرض [[شهروندان]]. [[امام خمینی]] با استناد به [[تاریخ صدر اسلام]] و [[برخورد امام علی]] {{ع}} درباره تعرض به [[زن]] [[یهودی]] و خارج کردن خلخال از پای او در قلمرو حاکمیتی [[معاویه]]، [[اذعان]] می‌کنند که برخورداری از امنیت از جمله [[حقوق شهروندی]] است و همه می‌بایست از آن برخوردار باشند حتی [[اقلیت‌های دینی]] که در تحت حمایت و [[ذمه]] [[حاکمیت اسلامی]] هستند می‌بایست از امنیت برخوردار باشند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۴۴۱ - ۴۴۲.</ref>؛ لذا هیچ‌کس مجاز نیست به دیگران هیچ‌گونه تعرضی داشته باشد و همه شهروندان براساس [[قانون]] و آزادی‌هایی که به ایشان داده شده می‌توانند امکانات و استعدادهای خود را به کار انداخته و از مواهب [[زندگی]] جمعی در کنار دیگران بهره‌مند شوند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۷، ص۱۶۵.</ref>.
یکی از ارکان و [[دلایل]] شکل‌گیری [[حکومت‌ها]]، برقراری امنیت عمومی بوده و می‌باشد. برقراری امنیت بر دو پایه [[استوار]] است. وجود [[تدابیر]] [[امنیتی]] در برابر دشمنان خارجی اعم از تهاجم نظامی آشکار و یا [[اعمال]] تروریستی و زیرزمینی. همچنین تدابیری در راستای مهار فعالیت‌های مجرمانه داخلی و تعرض به [[جان]]، [[مال]] و یا عرض [[شهروندان]]. [[امام خمینی]] با استناد به تاریخ صدر اسلام و برخورد امام علی {{ع}} درباره تعرض به [[زن]] [[یهودی]] و خارج کردن خلخال از پای او در قلمرو حاکمیتی [[معاویه]]، [[اذعان]] می‌کنند که برخورداری از امنیت از جمله حقوق شهروندی است و همه می‌بایست از آن برخوردار باشند حتی [[اقلیت‌های دینی]] که در تحت حمایت و [[ذمه]] حاکمیت اسلامی هستند می‌بایست از امنیت برخوردار باشند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۴۴۱ - ۴۴۲.</ref>؛ لذا هیچ‌کس مجاز نیست به دیگران هیچ‌گونه تعرضی داشته باشد و همه شهروندان براساس [[قانون]] و آزادی‌هایی که به ایشان داده شده می‌توانند امکانات و استعدادهای خود را به کار انداخته و از مواهب [[زندگی]] جمعی در کنار دیگران بهره‌مند شوند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۷، ص۱۶۵.</ref>.


امنیت در [[جامعه اسلامی]] از مطلوبیت خاصی برخوردار است و همه موظف‌اند بر اساس [[قوانین اسلامی]] عمل کنند. بنابراین هر عملی برخلاف قانون [[جرم]] تلقی شده و دستگاه‌های [[قضایی]] متناسب با نوع و اندازه جرم با آن مقابله خواهند کرد. اگر [[قوانین]] معیار عمل واقع نشود، به جای امنیت [[هرج و مرج]] تار و پود [[نظام اجتماعی]] را در بر خواهد گرفت و هیچ حقی محفوظ نمی‌نماند و به صاحب [[حق]] نمی‌رسد<ref>امام خمینی، ولایت فقیه (حکومت اسلامی)، ص۲۷.</ref>.
امنیت در [[جامعه اسلامی]] از مطلوبیت خاصی برخوردار است و همه موظف‌اند بر اساس [[قوانین اسلامی]] عمل کنند. بنابراین هر عملی برخلاف قانون [[جرم]] تلقی شده و دستگاه‌های [[قضایی]] متناسب با نوع و اندازه جرم با آن مقابله خواهند کرد. اگر [[قوانین]] معیار عمل واقع نشود، به جای امنیت [[هرج و مرج]] تار و پود [[نظام اجتماعی]] را در بر خواهد گرفت و هیچ حقی محفوظ نمی‌نماند و به صاحب [[حق]] نمی‌رسد<ref>امام خمینی، ولایت فقیه (حکومت اسلامی)، ص۲۷.</ref>.


در [[برخورد با دشمن]] خارجی نیز [[امام]] بدین نکته تصریح کرده‌اند که [[اسلام]] اجازه نمی‌دهد هیچ ظالمی بر [[مسلمانان]] چیره شود<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۵، ص۲۳۵.</ref>. بنابراین مسلمانان می‌بایست همواره خود را در مقابل انواع تحرکات [[دشمنان خارجی]] آماده کنند تا آنان [[فرصت]] پیدا نکنند [[امنیت جامعه]] را به مخاطره بیاندازند و این امر یکی از جلوه‌های [[نهی از منکر]] در چارچوب [[معرفتی]] و تحلیلی [[امام خمینی]] شناخته شده است<ref>امام خمینی، ولایت فقیه (حکومت اسلامی)، ص۱۱۴.</ref>.
در برخورد با دشمن خارجی نیز [[امام]] بدین نکته تصریح کرده‌اند که [[اسلام]] اجازه نمی‌دهد هیچ ظالمی بر [[مسلمانان]] چیره شود<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۵، ص۲۳۵.</ref>. بنابراین مسلمانان می‌بایست همواره خود را در مقابل انواع تحرکات دشمنان خارجی آماده کنند تا آنان فرصت پیدا نکنند [[امنیت جامعه]] را به مخاطره بیاندازند و این امر یکی از جلوه‌های [[نهی از منکر]] در چارچوب [[معرفتی]] و تحلیلی [[امام خمینی]] شناخته شده است<ref>امام خمینی، ولایت فقیه (حکومت اسلامی)، ص۱۱۴.</ref>.


نیروهای مسلح (نظامی و انتظامی) به عنوان بخشی از [[جامعه]] و جزئی از اقشار اجتماعی‌اند که ضمن رعایت [[وحدت]] و [[احترام]] در میان خود، با [[دشمنان]] [[جامعه اسلامی]] برخورد می‌نمایند و امنیت جامعه را تأمین می‌کنند. نیروهای مسلح در [[جامعه مطلوب]] مورد نظر امام خمینی به [[مردم]] خود احترام گذاشته و خود را ضامن [[امنیت]] آنها می‌دانند تا از [[نفوذ]] و توطئه‌های دشمنان آنها جلوگیری نموده و خود در مقابل [[دشمن]] [[صف‌آرایی]] کنند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۴۴۵.</ref>. رعایت وحدت در میان نیروهای نظامی به معنای نادیده گرفتن سلسله مراتب و [[سرپیچی]] از [[دستورات]] مافوق نیست بلکه همه نیروهای مسلح می‌بایست ضمن رعایت کلیه [[قوانین]] و مقررات از مافوق خود [[تبعیت]] کرده و همگان می‌بایست سلسله مراتب نظامی را رعایت کنند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۴۴۵.</ref>. بنابراین نیروهای مسلح و [[نظامیان]] از طبقات و اقشار خاصی از جامعه [[گزینش]] نمی‌شوند بلکه همگان می‌توانند از این فرصت [[اجتماعی]] بهره‌مند شوند<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۹.</ref>.
نیروهای مسلح (نظامی و انتظامی) به عنوان بخشی از [[جامعه]] و جزئی از اقشار اجتماعی‌اند که ضمن رعایت [[وحدت]] و [[احترام]] در میان خود، با [[دشمنان]] [[جامعه اسلامی]] برخورد می‌نمایند و امنیت جامعه را تأمین می‌کنند. نیروهای مسلح در [[جامعه مطلوب]] مورد نظر امام خمینی به [[مردم]] خود احترام گذاشته و خود را ضامن [[امنیت]] آنها می‌دانند تا از [[نفوذ]] و توطئه‌های دشمنان آنها جلوگیری نموده و خود در مقابل [[دشمن]] [[صف‌آرایی]] کنند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۴۴۵.</ref>. رعایت وحدت در میان نیروهای نظامی به معنای نادیده گرفتن سلسله مراتب و [[سرپیچی]] از [[دستورات]] مافوق نیست بلکه همه نیروهای مسلح می‌بایست ضمن رعایت کلیه [[قوانین]] و مقررات از مافوق خود [[تبعیت]] کرده و همگان می‌بایست سلسله مراتب نظامی را رعایت کنند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۴۴۵.</ref>. بنابراین نیروهای مسلح و [[نظامیان]] از طبقات و اقشار خاصی از جامعه [[گزینش]] نمی‌شوند بلکه همگان می‌توانند از این فرصت [[اجتماعی]] بهره‌مند شوند<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۹.</ref>.


=== [[قانون‌مداری]] ===
=== [[قانون‌مداری]] ===
در جامعه اسلامی همه تابع قانون‌اند و [[قانون]] هم قانون خداست. قانونی که از روی [[عدالت الهی]] پیدا شده است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۴۲۵.</ref>؛ لذا فرقی بین اشخاص، گروه‌ها، [[اقوام]] و نژادهای گوناگون نیست و همه آنها ضمن آنکه [[برادر]] یکدیگر می‌باشند، می‌بایست به صورت عادلانه و برابر به امکانات و فرصت‌های اجتماعی دسترسی داشته باشند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۴۵۳.</ref>. در این زمینه با استناد به فرموده [[پیامبر اکرم]] {{صل}} تمایز و [[شرافت]] [[اقوام]] و طوائف را بر یکدیگر محکوم نموده است. بنابراین تنها معیار شرافت و [[کرامت]] [[تقوا]] و [[تبعیت]] از [[اسلام]] است. هر کس بیشتر از اسلام تبعیت کرد، بیشتر شرافت دارد و هر کس کمتر، شرافتش کم است. در این ارزش‌گذاری وابستگان به [[پیامبران]] [[اکرم]] هم استثناء نشده‌اند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۴۲۵؛ ج۶، ص۴۵۳.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۷۱.</ref>
در جامعه اسلامی همه تابع قانون‌اند و [[قانون]] هم قانون خداست. قانونی که از روی [[عدالت الهی]] پیدا شده است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۴۲۵.</ref>؛ لذا فرقی بین اشخاص، گروه‌ها، اقوام و نژادهای گوناگون نیست و همه آنها ضمن آنکه [[برادر]] یکدیگر می‌باشند، می‌بایست به صورت عادلانه و برابر به امکانات و فرصت‌های اجتماعی دسترسی داشته باشند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۴۵۳.</ref>. در این زمینه با استناد به فرموده [[پیامبر اکرم]] {{صل}} تمایز و [[شرافت]] اقوام و طوائف را بر یکدیگر محکوم نموده است. بنابراین تنها معیار شرافت و [[کرامت]] [[تقوا]] و [[تبعیت]] از [[اسلام]] است. هر کس بیشتر از اسلام تبعیت کرد، بیشتر شرافت دارد و هر کس کمتر، شرافتش کم است. در این ارزش‌گذاری وابستگان به [[پیامبران]] هم استثناء نشده‌اند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۴۲۵؛ ج۶، ص۴۵۳.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۷۱.</ref>


=== [[استقلال]] و [[آزادی]] ===
=== [[استقلال]] و [[آزادی]] ===
از مهم‌ترین ویژگی‌های [[جامعه اسلامی]] در [[اندیشه]] [[امام خمینی]]، آزادی و استقلال در سایه [[حکومت اسلامی]] است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۵، ص۳۴۸؛ ج۶، ص۳۳۷.</ref>؛ زیرا استقلال و آزادی از [[حقوق]] اولیه [[بشر]] است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۵، ص۴۳.</ref>. جامعه اسلامی نباید زیر [[سلطه]] [[ظالمانه]] [[کفار]] و [[ابرقدرت‌ها]] باشد؛ بلکه باید [[آزاد]] و مستقل و تنها تحت لوای [[توحید]] و [[احکام]] مترقی اسلام باشد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۵، ص۲۹۲.</ref>.
از مهم‌ترین ویژگی‌های [[جامعه اسلامی]] در [[اندیشه]] [[امام خمینی]]، آزادی و استقلال در سایه [[حکومت اسلامی]] است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۵، ص۳۴۸؛ ج۶، ص۳۳۷.</ref>؛ زیرا استقلال و آزادی از [[حقوق]] اولیه [[بشر]] است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۵، ص۴۳.</ref>. جامعه اسلامی نباید زیر [[سلطه]] [[ظالمانه]] [[کفار]] و [[ابرقدرت‌ها]] باشد؛ بلکه باید [[آزاد]] و مستقل و تنها تحت لوای [[توحید]] و [[احکام]] مترقی اسلام باشد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۵، ص۲۹۲.</ref>.


به [[اعتقاد]] ایشان علاوه بر آنکه جامعه اسلامی آزاد است و زیر سلطه [[استعمار]] قرار نمی‌گیرد، اعضاء [[جامعه]] و کلیه [[شهروندان]] از [[حقوق شهروندی]] برخوردار بوده و از [[آزادی‌های مشروع]] برخوردار خواهند بود؛ لذا در جامعه اسلامی تمام افراد باید از [[حق]] [[آزادی عقیده]] و بیان برخوردار باشند، اما جلوی خیانت‌ها و خراب‌کاری‌های افراد یا گروه‌ها باید گرفته شود<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۴، ص۴۳۵؛ ج۵، ص۱۳۹.</ref>. [[احزاب سیاسی]] مادامی که فعالیت‌هایشان [[مضر]] به جامعه اسلامی نباشد، آزادند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۵، ص۴۸۳.</ref>. بنابراین استقلال جامعه و [[حکومت]] و نیز آزادی‌های مشروع اعضاء از شرایط و پیش‌فرض‌های اصلی [[جامعه مطلوب]] در اندیشه [[امام]] است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۴، ص۵۲۳.</ref>.
به [[اعتقاد]] ایشان علاوه بر آنکه جامعه اسلامی آزاد است و زیر سلطه [[استعمار]] قرار نمی‌گیرد، اعضاء [[جامعه]] و کلیه [[شهروندان]] از حقوق شهروندی برخوردار بوده و از آزادی‌های مشروع برخوردار خواهند بود؛ لذا در جامعه اسلامی تمام افراد باید از [[حق]] [[آزادی عقیده]] و بیان برخوردار باشند، اما جلوی خیانت‌ها و خراب‌کاری‌های افراد یا گروه‌ها باید گرفته شود<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۴، ص۴۳۵؛ ج۵، ص۱۳۹.</ref>. احزاب سیاسی مادامی که فعالیت‌هایشان مضر به جامعه اسلامی نباشد، آزادند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۵، ص۴۸۳.</ref>. بنابراین استقلال جامعه و [[حکومت]] و نیز آزادی‌های مشروع اعضاء از شرایط و پیش‌فرض‌های اصلی [[جامعه مطلوب]] در اندیشه [[امام]] است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۴، ص۵۲۳.</ref>.


استقلال مورد نظر امام تنها در حوزه [[سیاست]] و حکومت نیست بلکه دامنه وسیع‌تری را شامل می‌شود؛ به گونه‌ای که عرصه‌های [[فرهنگی]]، [[آموزش]]، دستاوردهای [[علمی]] و... را در برمی‌گیرد. [[استقلال اقتصادی]] نیز از اهمیت خاصی برخوردار است؛ زیرا [[وابستگی]] [[اقتصادی]]، وابستگی در زمینه‌های دیگر، مانند [[امور سیاسی]] و نظامی را به دنبال می‌آورد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۴۳۳؛ ج۱۱، ص۴۲۶.</ref>. به [[اعتقاد]] [[امام خمینی]] [[گرسنگی]]، فقدان وسیله نقلیه شخصی، [[انزوای سیاسی]] همراه با تلاش در جهت [[استقلال]]، [[شکوفایی]] و خودکفایی، بهتر از [[رفاه]] و [[آسایش]] توأم با [[وابستگی]] است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۶، ص۵۲۴.</ref>.
استقلال مورد نظر امام تنها در حوزه [[سیاست]] و حکومت نیست بلکه دامنه وسیع‌تری را شامل می‌شود؛ به گونه‌ای که عرصه‌های [[فرهنگی]]، [[آموزش]]، دستاوردهای [[علمی]] و... را در برمی‌گیرد. [[استقلال اقتصادی]] نیز از اهمیت خاصی برخوردار است؛ زیرا [[وابستگی]] [[اقتصادی]]، وابستگی در زمینه‌های دیگر، مانند [[امور سیاسی]] و نظامی را به دنبال می‌آورد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۴۳۳؛ ج۱۱، ص۴۲۶.</ref>. به [[اعتقاد]] [[امام خمینی]] [[گرسنگی]]، فقدان وسیله نقلیه شخصی، انزوای سیاسی همراه با تلاش در جهت [[استقلال]]، شکوفایی و خودکفایی، بهتر از [[رفاه]] و [[آسایش]] توأم با [[وابستگی]] است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۶، ص۵۲۴.</ref>.


[[بی‌نیازی]] و خودکفایی در محصولات [[کشاورزی]] به دلیل تأثیراتش بر سایر عرصه‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۱۵۸.</ref>. به اعتقاد وی [[جامعه اسلامی]] باید در محصولات کشاورزی به حدی تولیدات خود را بالا ببرد که نه تنها واردات نداشته باشد بلکه مازاد بر نیاز خود را به دیگر [[جوامع]] صادر نماید<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۴۳۸.</ref>. در بخش [[صنعت]] نیز جامعه اسلامی باید تلاش نماید با ساخت و [[تولید]] ابزار و آلات صنعتی، به ویژه صنایع [[مادر]]، به استقلال و بی‌نیازی کامل دست یابد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۳۷۰؛ ج۴، ص۴۱۴؛ ج۵، ص۶۹، ۲۹۴، ۴۷۲.</ref>. [[رشد]] و [[توسعه اقتصادی]] می‌تواند بر سایر فرآیندهای [[اجتماعی]] تأثیرات قابل توجهی داشته باشد. کنترل نرخ [[اشتغال]] و [[بیکاری]] و تأثیرات بر سامان‌یافتگی [[خانواده]] و [[ازدواج]]، حجم خانواده، مهاجرت‌های داخلی و فرار مغزها از جمله مواردی است که می‌تواند در [[جامعه مطلوب]] مورد توجه واقع شود.
[[بی‌نیازی]] و خودکفایی در محصولات [[کشاورزی]] به دلیل تأثیراتش بر سایر عرصه‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۱۵۸.</ref>. به اعتقاد وی [[جامعه اسلامی]] باید در محصولات کشاورزی به حدی تولیدات خود را بالا ببرد که نه تنها واردات نداشته باشد بلکه مازاد بر نیاز خود را به دیگر [[جوامع]] صادر نماید<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۴۳۸.</ref>. در بخش [[صنعت]] نیز جامعه اسلامی باید تلاش نماید با ساخت و [[تولید]] ابزار و آلات صنعتی، به ویژه صنایع [[مادر]]، به استقلال و بی‌نیازی کامل دست یابد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۳۷۰؛ ج۴، ص۴۱۴؛ ج۵، ص۶۹، ۲۹۴، ۴۷۲.</ref>. [[رشد]] و [[توسعه اقتصادی]] می‌تواند بر سایر فرآیندهای [[اجتماعی]] تأثیرات قابل توجهی داشته باشد. کنترل نرخ [[اشتغال]] و [[بیکاری]] و تأثیرات بر سامان‌یافتگی [[خانواده]] و [[ازدواج]]، حجم خانواده، مهاجرت‌های داخلی و فرار مغزها از جمله مواردی است که می‌تواند در [[جامعه مطلوب]] مورد توجه واقع شود.
خط ۸۶: خط ۱۴۶:
در بخش علمی و فرهنگی، [[حاکمان]]، [[حوزویان]] و دانشگاهیان باید تلاش نمایند با تبیین صحیح مبانی و [[اعتقادات دینی]]، و [[ترویج]] و [[تبلیغ]] [[احکام]] و [[دستورات]] [[فقهی]] و حقوقی اسلامی، [[جهالت]] علمی و [[ضلالت]] عملی و [[اخلاقی]] را از جامعه بزدایند؛ تا با برطرف شدن [[جهل و نادانی]]، [[علم]] و [[حکمت]] جایگزین گردد و با برطرف شدن ضلالت و [[گمراهی]] اخلاقی و انحرافِ عملی، [[تزکیه]]، [[تهذیب روح]]، [[اخلاق]] و معنویت [[جانشین]] شود<ref>جوادی آملی، بنیان مرصوص امام خمینی، ص۳۳۹.</ref>.
در بخش علمی و فرهنگی، [[حاکمان]]، [[حوزویان]] و دانشگاهیان باید تلاش نمایند با تبیین صحیح مبانی و [[اعتقادات دینی]]، و [[ترویج]] و [[تبلیغ]] [[احکام]] و [[دستورات]] [[فقهی]] و حقوقی اسلامی، [[جهالت]] علمی و [[ضلالت]] عملی و [[اخلاقی]] را از جامعه بزدایند؛ تا با برطرف شدن [[جهل و نادانی]]، [[علم]] و [[حکمت]] جایگزین گردد و با برطرف شدن ضلالت و [[گمراهی]] اخلاقی و انحرافِ عملی، [[تزکیه]]، [[تهذیب روح]]، [[اخلاق]] و معنویت [[جانشین]] شود<ref>جوادی آملی، بنیان مرصوص امام خمینی، ص۳۳۹.</ref>.


توسعه و پیشرفت اقتصادی در نگاه [[امام خمینی]] از شاخصه‌های مهم جامعه اسلامی است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۳۶۸.</ref>. نهادها و سازمان‌های اقتصادی باید با تکیه بر اصول اساسی [[اقتصاد اسلامی]] نظیر «مالک بودن [[انسان]] نسبت به دیگران و [[امین]] بودن او نسبت به [[خداوند]]»<ref>جوادی آملی، اسلام و محیط زیست، ص۴۸.</ref>، و با در نظر گرفتن ارکان یک [[اقتصاد سالم]] به ویژه [[حلال]] بودن [[مال]] در همه مراحل تحصیل، نگهداری، [[توزیع]] و [[مصرف]]<ref>جوادی آملی، بنیان مرصوص امام خمینی، ص۳۴۰.</ref>، تمام سعی و تلاش خود را برای [[تولید]] بهترین محصولات بنمایند. تولیدات در جامعه اسلامی باید علاوه بر کیفیت بالا، مازاد بر نیاز جامعه بوده و به حد صادرات به دیگر [[جوامع]] برسد<ref>ر. ک: امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۴۳۶ - ۴۴۰؛ ج۱۱، ص۲۲۸؛ ج۱۲، ص۷۷؛ ج۱۳، ص۳۳۵ و....</ref>. به [[اعتقاد]] امام خمینی پیشرفت اقتصادی گرچه مهم است؛ اما نباید به گونه‌ای باشد که به تقسیم شدن [[جامعه]] به دو قشر [[فقیر]] و [[غنی]] منجر گردد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۴۶۱؛ ج۹، ص۴۸۵.</ref>.
توسعه و پیشرفت اقتصادی در نگاه [[امام خمینی]] از شاخصه‌های مهم جامعه اسلامی است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۳۶۸.</ref>. نهادها و سازمان‌های اقتصادی باید با تکیه بر اصول اساسی [[اقتصاد اسلامی]] نظیر «مالک بودن [[انسان]] نسبت به دیگران و [[امین]] بودن او نسبت به [[خداوند]]»<ref>جوادی آملی، اسلام و محیط زیست، ص۴۸.</ref>، و با در نظر گرفتن ارکان یک [[اقتصاد سالم]] به ویژه [[حلال]] بودن [[مال]] در همه مراحل تحصیل، نگهداری، [[توزیع]] و [[مصرف]]<ref>جوادی آملی، بنیان مرصوص امام خمینی، ص۳۴۰.</ref>، تمام سعی و تلاش خود را برای [[تولید]] بهترین محصولات بنمایند. تولیدات در جامعه اسلامی باید علاوه بر کیفیت بالا، مازاد بر نیاز جامعه بوده و به حد صادرات به دیگر [[جوامع]] برسد<ref>ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۴۳۶ - ۴۴۰؛ ج۱۱، ص۲۲۸؛ ج۱۲، ص۷۷؛ ج۱۳، ص۳۳۵ و....</ref>. به [[اعتقاد]] امام خمینی پیشرفت اقتصادی گرچه مهم است؛ اما نباید به گونه‌ای باشد که به تقسیم شدن [[جامعه]] به دو قشر [[فقیر]] و [[غنی]] منجر گردد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۴۶۱؛ ج۹، ص۴۸۵.</ref>.


[[جامعه اسلامی]] باید متناسب با شرایط و نیازهای زمانی و مکانی، [[صنعت]] خود را گسترش دهد تا بتواند محصولات و کالاهای مورد نیاز جامعه را [[تولید]] نماید. توان و [[قدرت]] صنعتی جامعه اسلامی باید به گونه‌ای باشد که بتواند وسایل و ابزارآلات مورد نیاز در بخش‌های مختلف [[کشاورزی]]، [[امنیتی]]، ارتباطی، نظامی و [[دفاعی]] زمینی، دریایی و هوایی را به بهترین وجه تأمین نماید. [[تغییر]] شرایط و نیازهای جدید داخلی و بین‌المللی، داشتن یک صنعت به‌روز، پیش‌رونده و در حال [[رشد]] دائمی را برای جامعه اسلامی مستقل ضروری می‌سازد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۳۷۰؛ ج۵، ص۴۵۱، ۴۷۲؛ ج۱۳، ص۳۳۶، ۳۹۶، ۵۳۶؛ ج۱۴، ص۳۰۷، ۳۶۲.</ref>.
[[جامعه اسلامی]] باید متناسب با شرایط و نیازهای زمانی و مکانی، [[صنعت]] خود را گسترش دهد تا بتواند محصولات و کالاهای مورد نیاز جامعه را [[تولید]] نماید. توان و [[قدرت]] صنعتی جامعه اسلامی باید به گونه‌ای باشد که بتواند وسایل و ابزارآلات مورد نیاز در بخش‌های مختلف [[کشاورزی]]، [[امنیتی]]، ارتباطی، نظامی و [[دفاعی]] زمینی، دریایی و هوایی را به بهترین وجه تأمین نماید. [[تغییر]] شرایط و نیازهای جدید داخلی و بین‌المللی، داشتن یک صنعت به‌روز، پیش‌رونده و در حال [[رشد]] دائمی را برای جامعه اسلامی مستقل ضروری می‌سازد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۳۷۰؛ ج۵، ص۴۵۱، ۴۷۲؛ ج۱۳، ص۳۳۶، ۳۹۶، ۵۳۶؛ ج۱۴، ص۳۰۷، ۳۶۲.</ref>.
خط ۹۳: خط ۱۵۳:


=== [[نخبه‌گرایی]] ===
=== [[نخبه‌گرایی]] ===
از آنجا که [[امام خمینی]] از یک سو برای [[تهذیب]] و [[تربیت اخلاقی]] و [[معنوی]] جامعه و از سوی دیگر برای [[استقلال]] و خودکفایی تمام عیار جامعه اهمیت ویژه‌ای قائل است؛ برای [[نخبگان]]، [[منزلت]] و [[پایگاه اجتماعی]] ویژه‌ای معرفی می‌کند؛ لذا همواره بر این اصل تأکید می‌کنند که [[عالمان دینی]] و دانشگاهیان بیش از هرچیز به [[فکر]] [[تربیت]] و [[تهذیب]] خود بوده و مراتب کمال [[اخلاقی]] را در خود ایجاد نمایند<ref>امام خمینی، جهاد اکبر، ص۱۲ - ۱۴؛ صحیفه امام، ج۱۷، ص۴۶۸؛ ج۱۵، ص۲۴۵؛ ج۱۹، ص۱۳۴.</ref>؛ زیرا کمال [[واقعی]] و [[حقیقی]] در گروه توجه به تربیت و [[رشد اخلاقی]] و [[معنوی]] و [[تهذیب نفس]] است و بدون آن هیچ رشدی صورت نمی‌گیرد. عدم توجه به [[اخلاق]] و [[معنویت]] زمینه‌ای می‌شود برای قرار گرفتن در میدان [[دشمنان]] [[نفسانی]] [[انسان]] و [[شیاطین]] و [[دشمنان داخلی]] و خارجی<ref>امام خمینی، جهاد اکبر، ص۲۶.</ref>.
از آنجا که [[امام خمینی]] از یک سو برای [[تهذیب]] و تربیت اخلاقی و [[معنوی]] جامعه و از سوی دیگر برای [[استقلال]] و خودکفایی تمام عیار جامعه اهمیت ویژه‌ای قائل است؛ برای [[نخبگان]]، [[منزلت]] و پایگاه اجتماعی ویژه‌ای معرفی می‌کند؛ لذا همواره بر این اصل تأکید می‌کنند که [[عالمان دینی]] و دانشگاهیان بیش از هرچیز به [[فکر]] [[تربیت]] و [[تهذیب]] خود بوده و مراتب کمال [[اخلاقی]] را در خود ایجاد نمایند<ref>امام خمینی، جهاد اکبر، ص۱۲ - ۱۴؛ صحیفه امام، ج۱۷، ص۴۶۸؛ ج۱۵، ص۲۴۵؛ ج۱۹، ص۱۳۴.</ref>؛ زیرا کمال [[واقعی]] و [[حقیقی]] در گروه توجه به تربیت و [[رشد اخلاقی]] و [[معنوی]] و [[تهذیب نفس]] است و بدون آن هیچ رشدی صورت نمی‌گیرد. عدم توجه به [[اخلاق]] و [[معنویت]] زمینه‌ای می‌شود برای قرار گرفتن در میدان [[دشمنان]] [[نفسانی]] [[انسان]] و [[شیاطین]] و دشمنان داخلی و خارجی<ref>امام خمینی، جهاد اکبر، ص۲۶.</ref>.


نخبگان پس از آنکه بر [[خواسته‌ها]] و [[امیال]] خود مسلط شده و پیروزمند [[جنگ]] در میدان [[مبارزه]] با [[دشمن]] نفس و [[جهاد اکبر]] باشند، می‌بایست در دو عرصه به فعالیت بپردازند؛ از یک‌سو لازم است در تربیت اعضاء [[جامعه]] نقش ایفاء کرده و آنها را هم‌زمان آماده دریافت آموزه‌های [[علمی]]، اخلاقی و معنوی نموده تا نسل‌های بعد بتوانند نیازهای علمی جامعه را به صورت متعهدانه تأمین نمایند<ref>امام خمینی، صحیفه نور، ج۷، ص۲۵۴.</ref>. از سوی دیگر نخبگان می‌بایست خود به نیازهای [[مدیریتی]] و اجرایی جامعه توجه نموده و برای پذیرش مسئولیت‌های مرتبط به توانایی‌های آنها [[اقدام]] نموده و جامعه را به سوی اهداف به پیش ببرند<ref>امام خمینی، صحیفه نور، ج۱۷، ص۲۳۲؛ ج۱۹، ص۳۰۴.</ref>. در غیر این صورت دشمنان جامعه ممکن است بر جامعه مسلط شده و آن را از مسیر خود خارج نمایند<ref>امام خمینی، صحیفه نور، ج۲۱، ۲۸۲.</ref>.
نخبگان پس از آنکه بر [[خواسته‌ها]] و [[امیال]] خود مسلط شده و پیروزمند [[جنگ]] در میدان [[مبارزه]] با [[دشمن]] نفس و [[جهاد اکبر]] باشند، می‌بایست در دو عرصه به فعالیت بپردازند؛ از یک‌سو لازم است در تربیت اعضاء [[جامعه]] نقش ایفاء کرده و آنها را هم‌زمان آماده دریافت آموزه‌های [[علمی]]، اخلاقی و معنوی نموده تا نسل‌های بعد بتوانند نیازهای علمی جامعه را به صورت متعهدانه تأمین نمایند<ref>امام خمینی، صحیفه نور، ج۷، ص۲۵۴.</ref>. از سوی دیگر نخبگان می‌بایست خود به نیازهای [[مدیریتی]] و اجرایی جامعه توجه نموده و برای پذیرش مسئولیت‌های مرتبط به توانایی‌های آنها [[اقدام]] نموده و جامعه را به سوی اهداف به پیش ببرند<ref>امام خمینی، صحیفه نور، ج۱۷، ص۲۳۲؛ ج۱۹، ص۳۰۴.</ref>. در غیر این صورت دشمنان جامعه ممکن است بر جامعه مسلط شده و آن را از مسیر خود خارج نمایند<ref>امام خمینی، صحیفه نور، ج۲۱، ۲۸۲.</ref>.
در عرصه دیگر نخبگان می‌بایست به [[بالندگی]] علمی [[کشور]] کمک کرده و با نوآوری‌های نظری و کاربردی خود به [[استقلال]] و خود کفایی کشور کمک نمایند<ref>امام خمینی، صحیفه نور، ج۸، ص۴۴۱؛ ج۱۹، ص۳۰۴؛ ج۲۱، ص۱۷۷.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۲۷۷.</ref>
 
در عرصه دیگر نخبگان می‌بایست به بالندگی علمی [[کشور]] کمک کرده و با نوآوری‌های نظری و کاربردی خود به [[استقلال]] و خود کفایی کشور کمک نمایند<ref>امام خمینی، صحیفه نور، ج۸، ص۴۴۱؛ ج۱۹، ص۳۰۴؛ ج۲۱، ص۱۷۷.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۲۷۷.</ref>


=== [[تولی و تبری]] ===
=== [[تولی و تبری]] ===
[[امام خمینی]] بر اساس منابع [[دین اسلام]] [[معتقد]] است که در [[جامعه اسلامی]]، می‌بایست همه [[مؤمنین]] با یکدیگر [[مهربان]] و با [[دشمنان]] سرسخت باشند و تحت هیچ شرایطی نسبت به [[ظلم]] [[ظالمان]] [[تمکین]] نکنند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۴۴۰.</ref>. [[وحدت]] را در بالاترین سطح ممکن [[حفظ]] نموده و از هرگونه [[تفرقه]] و تشتت [[پرهیز]] نمایند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۷، ص۲۰۳.</ref>. بر همین اساس، امروزه [[جوامع]] و حکومت‌های [[مسلمان]] می‌بایست با [[اسرائیل]] و [[صهیونیزم]] که [[مظهر]] تمام‌عیار [[دشمنی]] با [[اسلام]] و [[مسلمین]] است رابطه‌ای خصمانه داشته باشند و هرگونه رابطه [[مسالمت‌آمیز]] با آن می‌بایست قطع شود<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱، ص۲۶۲.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۲۷۸.</ref>
[[امام خمینی]] بر اساس منابع [[دین اسلام]] [[معتقد]] است که در [[جامعه اسلامی]]، می‌بایست همه [[مؤمنین]] با یکدیگر [[مهربان]] و با [[دشمنان]] سرسخت باشند و تحت هیچ شرایطی نسبت به [[ظلم]] [[ظالمان]] [[تمکین]] نکنند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۴۴۰.</ref>. [[وحدت]] را در بالاترین سطح ممکن [[حفظ]] نموده و از هرگونه [[تفرقه]] و تشتت پرهیز نمایند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۷، ص۲۰۳.</ref>. بر همین اساس، امروزه [[جوامع]] و حکومت‌های [[مسلمان]] می‌بایست با اسرائیل و [[صهیونیزم]] که مظهر تمام‌عیار [[دشمنی]] با [[اسلام]] و [[مسلمین]] است رابطه‌ای خصمانه داشته باشند و هرگونه رابطه مسالمت‌آمیز با آن می‌بایست قطع شود<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱، ص۲۶۲.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۲۷۸.</ref>
 
== شاخصه‌های جامعه مطلوب اسلامی ==
در [[اندیشه سیاسی]] [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]]، بارزترین مصداق [[جامعه مطلوب]]، [[جامعه ولایی]] است که در عصر ظهور [[معصومین]]{{عم}} محقق شده است و پس از دوره طولانی [[غیبت امام]] [[معصوم]]{{عم}} با [[ظهور امام عصر]]{{ع}} محقق می‌گردد. جامعه مطلوب مهدوی از نظر ایشان، بر چند پایه [[استوار]] شده است:
# خصوصیت [[جامعه]] ایده‌آل و مطلوب، ارتقاء سطح [[اندیشه]] [[انسان]] است هم اندیشه [[علمی]] و هم اندیشه [[اسلامی]] انسان، شما باید نشانی از [[جهل]] و بی‌سوادی و [[فقر]] [[فکری]] و [[فرهنگی]] در عالم پیدا نکنید.
# خصوصیت دیگر جامعه مهدوی این است که در آن همه نیروهای طبیعت و همه نیروهای انسانی استخراج می‌شود و چیزی در بطن [[زمین]] نمی‌ماند که [[بشر]] از آن استفاده نکند.
# خصوصیت دیگر این است که محور در زمان امام زمان، محور فضلیت و [[اخلاق]] است. هر کس که دارای فضلیت [[اخلاقی]] بیشتر است او مقدم‌تر و پیش‌تر است. در جامعه مطلوب اسلامی... [[دنیا]] به یک کمال نسبی رسیده... جامعه مهدوی را ما یک [[جامعه انسانی]] عادلانه صددرصد می‌دانیم<ref>کتاب درس‌هایی از نهج البلاغه، ص۴۸.</ref>.
 
بنابراین جامعه مطلوب و شاخصه‌های اساسی آن، جامعه‌ای است که [[هدف]] یک [[ملت]] زنده، بیدار، باهوش قرار بگیرد؛ یعنی آن تصویر آرمانی یک جامعه برای یک چنین ملتی، آن جامعه‌ای است که در او [[معنویت]] باشد، [[عدالت]] باشد، [[عزت]] و [[قدرت]] باشد، [[ثروت]] باشد، [[رفاه]] باشد. اگر بخواهیم این مجموعه با هم باشد، بدون معنویت ممکن نیست، بدون آرمان [[معنوی]] ممکن نیست، بدون اخلاق ممکن نیست، بدون در نظر گرفتن [[خدا]] ممکن نیست، بدون [[مجاهدت]] [[فی سبیل الله]] ممکن نیست<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار پاسداران به مناسبت روز پاسدار، ۱۷/۷/۱۳۸۱.</ref>. [[اسلام]] برای [[جامعه اسلامی]] قدرت، [[صلابت]]، تمکن مادی و معنوی، [[آزادی]] [[حقیقی]] از قید همه اسارت‌هایی که بشر را [[اسیر]] می‌کند و [[مبتلا]] می‌کند، می‌خواهد. یک چنین چیزی را برای جامعه اسلامی خواسته تا جامعه اسلامی بتواند دنیا را [[نجات]] بدهد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۲۶/۲/۱۳۶۵.</ref>.
 
با بررسی شاخصه‌های کلی [[جامعه مطلوب]] به موارد ذیل در دستگاه [[اندیشه]] [[مقام معظم رهبری]]، می‌توان اشاره کرد:
# پویایی و تحول پذیری<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با اعضای شورای مرکزی و مسئولان کمیته امداد امام خمینی.</ref>.
# بنا بر اساس [[آزادی فکر]] و اندیشه<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه ۱۰/۱۱/۱۳۵۹و در دیدار با نویسندگان نشریات دانشجویی ۴/۱۲/۱۳۷۷. و خطبه‌های نماز جمعه ۵/۴/۱۳۶۰.</ref>.
# ساخت [[اجتماعی]] [[جامعه اسلامی]] بر پایه [[توحید]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران ۲۱/۶/۱۳۶۲ و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در صحن امام رضا{{ع}}، ۳/۱/۱۳۶۱.</ref>.
# [[امامت]] محور<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در جمع فرماندهان لشکر ۲۷ محمد رسول الله{{صل}}، ۲۰/۳/۱۳۷۵.</ref>.
# [[هدایت]] محور<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در کانون توحید پیرامون مسأله نبوت، ۱۰/۸/۱۳۶۵.</ref>.
# [[عدالت محور]]<ref>جلسه پرسش و پاسخ در دانشگاه تهران ۱۳/۹/۱۳۶۴. و در دیدار هیأت دولت ۳/۶/۱۳۷۲. و در خطبه‌های نماز جمعه تهران ۳۱/۴/۱۳۶۷ و ۷/۱/۱۳۶۰ و در دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام ۹/۱۱/۱۳۶۸ و در دیدار دانشجویان ۷/۹/۱۳۸۱.</ref>.
# جامعه‌ای [[فرهنگی]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در مراسم دیدار وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۴/۹/۱۳۷۱.</ref>.
# [[معنویت]] محور<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار پاسداران به مناسبت روز پاسدار ۱۷/۷/۱۳۸۱ و در نماز جمعه، ۲۱/۶/۱۳۶۲.</ref>.
# [[اخلاق]] محور<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۹/۹/۱۳۶۳.</ref>.
# جهادگری و [[مبارزه]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، پیام به حجاج بیت الله الحرام، ۲۶/۳/۱۳۷۰.</ref>.
# نقش والای [[شهروندان]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران ۲۷/۳/۱۳۶۲ و در خطبه نماز جمعه، ۱۴/۵/۱۳۶۲.</ref>.
# [[حرمت]] و [[کرامت انسانی]] در جامعه اسلامی<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۰/۱۰/۱۳۶۱.</ref>.
# تکامل‌گرایی در جامعه اسلامی<ref>مصاحبه با گروه ورزش و مردم تلویزیون ۶/۱۲/۱۳۶۰ و در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۶/۸/۱۳۶۲.</ref>.
# ابزار بودن [[اقتصاد]] در جامعه اسلامی<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۵/۸/۱۳۶۶.</ref>.
# تخصص‌گرایی در جامعه اسلامی<ref>کتاب رسالت انقلابی نسل جوان روحانی، ص۲۵.</ref>.
# [[قانون‌گرایی]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در رابطه با پرتوی از قرآن، ۲۵/۹/۱۳۶۲.</ref>.
# [[رفتار]] عالمانه در اداره جامعه اسلامی<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۶/۸/۱۳۶۲.</ref>.
# نبود تناقض در [[جامعه اسلامی]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار عمومی، ۱۸/۷/۱۳۷۵.</ref>.
# برخوردار از [[عزت]] و [[قدرت]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار پاسداران به مناسبت روز پاسدار، ۱۷/۷/۱۳۸۱.</ref>.
# فضلیت محوری<ref>کتاب دیدگاه‌ها، ص۲۱۴ - ۲۱۲.</ref>.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۳۴۳.</ref>


== [[حاکمان]] در [[جامعه اسلامی]] ==
== [[حاکمان]] در [[جامعه اسلامی]] ==
[[امام خمینی]] با استناد به [[صدر اسلام]] و [[حاکمیت امام]] علی {{ع}}، که علیرغم وسعت سرزمینی آن دوران، [[حضرت علی]] {{ع}} با تمام اقشار مختلف [[اجتماعی]]، رابطه‌ای مهربانانه و از سر [[محبت]] و [[دلسوزی]] داشته است؛ علی {{ع}} را به عنوان یک [[حاکم]] موفق، و [[زندگی]] شخصی‌اش را مطابق با اقشار [[محروم]] و کم درآمد و نیازمند معرفی می‌کنند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۴۴۱.</ref>. در چنین جامعه‌ای است که حاکمان نیز همانند همه اقشار اجتماعی در برابر [[قانون]] [[مطیع]] بوده و هیچ‌یک از آنان مجاز نیستند از [[قوانین]] که ریشه [[الهی]] دارند تخطی نمایند<ref>ولایت فقیه (حکومت اسلامی)، ص۴۵.</ref>. آنها در کنار الزامات [[اعتقادی]]، از [[اخلاق حسنه]] بهره‌مند بوده و در تمام [[شئون]] [[حکومت‌داری]] ضمن رعایت [[اعتدال]] و [[عدالت]]، در [[بیت‌المال]] مسلمین حداکثر [[امانتداری]] را رعایت خواهند کرد و در [[توزیع]] [[مسئولیت‌ها]] و مدیریت‌ها و نیز فرصت‌های اجتماعی به اطرافیان و [[نزدیکان]] خود، نگاه ویژه‌ای ندارند<ref>ولایت فقیه (حکومت اسلامی)، ص۴۹.</ref>.
[[امام خمینی]] با استناد به صدر اسلام و حاکمیت امام علی {{ع}}، که علیرغم وسعت سرزمینی آن دوران، [[حضرت علی]] {{ع}} با تمام اقشار مختلف [[اجتماعی]]، رابطه‌ای مهربانانه و از سر [[محبت]] و دلسوزی داشته است؛ علی {{ع}} را به عنوان یک [[حاکم]] موفق، و [[زندگی]] شخصی‌اش را مطابق با اقشار [[محروم]] و کم درآمد و نیازمند معرفی می‌کنند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۴۴۱.</ref>. در چنین جامعه‌ای است که حاکمان نیز همانند همه اقشار اجتماعی در برابر [[قانون]] [[مطیع]] بوده و هیچ‌یک از آنان مجاز نیستند از [[قوانین]] که ریشه [[الهی]] دارند تخطی نمایند<ref>ولایت فقیه (حکومت اسلامی)، ص۴۵.</ref>. آنها در کنار الزامات [[اعتقادی]]، از [[اخلاق حسنه]] بهره‌مند بوده و در تمام [[شئون]] [[حکومت‌داری]] ضمن رعایت [[اعتدال]] و [[عدالت]]، در [[بیت‌المال]] مسلمین حداکثر [[امانتداری]] را رعایت خواهند کرد و در [[توزیع]] [[مسئولیت‌ها]] و مدیریت‌ها و نیز فرصت‌های اجتماعی به اطرافیان و [[نزدیکان]] خود، نگاه ویژه‌ای ندارند<ref>ولایت فقیه (حکومت اسلامی)، ص۴۹.</ref>.


رعایت [[دستورات الهی]] توسط حاکمان باعث می‌شود که ضمن توسعه [[روابط]] صمیمی میان حاکمان و [[مردم]]، همه مسئولین خود را خدمتگزاران مردم بدانند و در نتیجه روابط آن نه تنها خصمانه نمی‌شود بلکه همه آنها نسبت به هم [[مهربان]] و [[متعهد]] خواهند بود<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۴۴۳.</ref>.
رعایت [[دستورات الهی]] توسط حاکمان باعث می‌شود که ضمن توسعه [[روابط]] صمیمی میان حاکمان و [[مردم]]، همه مسئولین خود را خدمتگزاران مردم بدانند و در نتیجه روابط آن نه تنها خصمانه نمی‌شود بلکه همه آنها نسبت به هم [[مهربان]] و [[متعهد]] خواهند بود<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۴۴۳.</ref>.


با توجه به آنکه خصائص و ویژگی‌های یاد شده به شکل مطلق در حضرات [[معصومین]] یافت می‌شود، نمونه بارز و برجسته [[حاکمیت]] بر [[جامعه مطلوب]]، حاکم [[معصوم]] است و بعد از [[معصومین]]، نزدیکترین کسانی که ضمن دارا بودن شرایط لازم، نسبت به انجام [[قوانین الهی]] و [[سنت معصومین]] [[اصرار]] داشته باشند. چنین کسی در [[نظام فکری]] [[امام خمینی]]، [[فقیه]] جامع‌الشرائط است. در این دستگاه [[فکری]]، فقیه می‌بایست همانند معصومین با اجرای [[دستورات اخلاقی]]، [[قوانین]] و مقررات [[جامعه اسلامی]] هرچه بیشتر خود را به معصومین نزدیک کند. چنین شخصی همان [[ولایتی]] را بهره‌مند خواهند بود که معصومین داشته‌اند<ref>ولایت فقیه (حکومت اسلامی)، ص۵۰.</ref>. در نگاه امام خمینی به دلیل جایگاه ویژه [[مردم]] در [[جامعه مطلوب]]، [[حاکمیت]] می‌بایست نسبت به خواست و [[خدمت به مردم]] دل‌مشغولی داشته باشد و [[ارزش]] هریک از مسئولین به [[میزان]] خدمتی که به مردم ارائه می‌دهد بستگی دارد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۶، ص۴۴۵؛ ج۱۷، ص۱۶۶.</ref>. هرچند [[حاکمان]] موظف‌اند به مردم [[خدمت]] کنند و با آنان در [[ارتباط]] دائمی باشند؛ اما این بدان معنا نیست که هر نوع خواسته‌ای از ناحیه مردم [[مشروع]] باشد و حاکمان می‌بایست بدان [[خواسته‌ها]] عمل کنند؛ بلکه میزان، عمل [[کارگزاران]] و حاکمان [[اسلام]] است و در جامعه مطلوب مورد نظر امام خمینی می‌بایست همواره تطابق با [[دستورات اسلامی]] سرلوحه کار [[مسئولان]] باشد و می‌بایست در هر کاری «محتوای آن هم از هر جهت [[اسلامی]]»<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۲، ص۱۰۳.</ref> باشد.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۲۷۸.</ref>
با توجه به آنکه خصائص و ویژگی‌های یاد شده به شکل مطلق در حضرات [[معصومین]] یافت می‌شود، نمونه بارز و برجسته [[حاکمیت]] بر [[جامعه مطلوب]]، حاکم [[معصوم]] است و بعد از [[معصومین]]، نزدیکترین کسانی که ضمن دارا بودن شرایط لازم، نسبت به انجام [[قوانین الهی]] و [[سنت معصومین]] [[اصرار]] داشته باشند. چنین کسی در [[نظام فکری]] [[امام خمینی]]، [[فقیه]] جامع‌الشرائط است. در این دستگاه [[فکری]]، فقیه می‌بایست همانند معصومین با اجرای [[دستورات اخلاقی]]، [[قوانین]] و مقررات [[جامعه اسلامی]] هرچه بیشتر خود را به معصومین نزدیک کند. چنین شخصی همان [[ولایتی]] را بهره‌مند خواهند بود که معصومین داشته‌اند<ref>ولایت فقیه (حکومت اسلامی)، ص۵۰.</ref>. در نگاه امام خمینی به دلیل جایگاه ویژه [[مردم]] در [[جامعه مطلوب]]، [[حاکمیت]] می‌بایست نسبت به خواست و [[خدمت به مردم]] دل‌مشغولی داشته باشد و [[ارزش]] هریک از مسئولین به [[میزان]] خدمتی که به مردم ارائه می‌دهد بستگی دارد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۶، ص۴۴۵؛ ج۱۷، ص۱۶۶.</ref>. هرچند [[حاکمان]] موظف‌اند به مردم [[خدمت]] کنند و با آنان در [[ارتباط]] دائمی باشند؛ اما این بدان معنا نیست که هر نوع خواسته‌ای از ناحیه مردم [[مشروع]] باشد و حاکمان می‌بایست بدان [[خواسته‌ها]] عمل کنند؛ بلکه میزان، عمل [[کارگزاران]] و حاکمان [[اسلام]] است و در جامعه مطلوب مورد نظر امام خمینی می‌بایست همواره تطابق با دستورات اسلامی سرلوحه کار [[مسئولان]] باشد و می‌بایست در هر کاری «محتوای آن هم از هر جهت [[اسلامی]]»<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۲، ص۱۰۳.</ref> باشد<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۲۷۸.</ref>.


== [[خانواده]] در جامعه مطلوب ==
== [[خانواده]] در جامعه مطلوب ==
خانواده در منظومه فکری و [[اجتماعی]] امام خمینی از جایگاه ویژه و برجسته‌ای برخوردار است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۴۸۰.</ref>. اولین سلول اجتماعی هر جامعه‌ای را خانواده تشکیل می‌دهد. این واحد اجتماعی از یک‌سو عهده‌دار [[تولید]] [[جمعیت]] و [[نسل]] آن [[جامعه]]<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۳۷.</ref> و از سوی دیگر عهده‌دار پشتیبانی‌های دیگر از اعضاء می‌باشد. در طول فرآیند اجتماعی کردن و [[تربیت فرزندان]]، خانواده مؤثرترین نقش را ایفاء می‌کند. چنانکه [[گرایش]] و [[تمایل]] به [[انحراف]] و [[گناه]] نیز از خانواده آغاز می‌شود و می‌تواند سرمنشأ [[خانوادگی]] داشته باشد<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱۵۵.</ref>. در میان اعضاء [[خانواده]] با توجه به [[نظام]] تقسیم کار [[خانوادگی]]، [[سرپرستی]] کلان و [[مدیریت]] خانواده بر عهده مرد و [[پدر]] خانواده و مدیریت داخلی خانواده و خصوصاً [[تربیت فرزندان]] بیشتر بر عهده [[مادران]] و [[زنان]] می‌باشد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۷، ص۱۶۲؛ ج۸، ص۳۶۳.</ref>.
خانواده در منظومه فکری و [[اجتماعی]] امام خمینی از جایگاه ویژه و برجسته‌ای برخوردار است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۴۸۰.</ref>. اولین سلول اجتماعی هر جامعه‌ای را خانواده تشکیل می‌دهد. این واحد اجتماعی از یک‌سو عهده‌دار [[تولید]] جمعیت و [[نسل]] آن [[جامعه]]<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۳۷.</ref> و از سوی دیگر عهده‌دار پشتیبانی‌های دیگر از اعضاء می‌باشد. در طول فرآیند اجتماعی کردن و تربیت فرزندان، خانواده مؤثرترین نقش را ایفاء می‌کند. چنانکه [[گرایش]] و [[تمایل]] به [[انحراف]] و [[گناه]] نیز از خانواده آغاز می‌شود و می‌تواند سرمنشأ [[خانوادگی]] داشته باشد<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱۵۵.</ref>. در میان اعضاء [[خانواده]] با توجه به [[نظام]] تقسیم کار [[خانوادگی]]، [[سرپرستی]] کلان و [[مدیریت]] خانواده بر عهده مرد و [[پدر]] خانواده و مدیریت داخلی خانواده و خصوصاً تربیت فرزندان بیشتر بر عهده مادران و [[زنان]] می‌باشد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۷، ص۱۶۲؛ ج۸، ص۳۶۳.</ref>.


نوع تعامل [[والدین]] در خانواده می‌بایست بر مدار [[اخلاق اسلامی]] و [[محبت]] و [[مودت]] باشد. محبت و مودت والدین در خانواده باعث می‌شود [[فرزندان]] در آن محیط آرام [[رشد]] کرده و [[تربیت]] شده و با [[تربیت اسلامی]] آشنا شوند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۲۰۰ - ۲۰۱.</ref>. اگر محیط خانواده به جای سازگاری، میدان تخاصم و [[جنگ]] و [[جدال]] و یا احیاناً تربیت غیر [[اسلامی]] باشد، فرزندان پس از رشد جسمی [[مبتلا]] به [[انحراف]] و [[گناه]] می‌شوند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۸، ص۳۶۳؛ ج۱۵، ص۲۴۵.</ref>.
نوع تعامل والدین در خانواده می‌بایست بر مدار [[اخلاق اسلامی]] و [[محبت]] و [[مودت]] باشد. محبت و مودت والدین در خانواده باعث می‌شود [[فرزندان]] در آن محیط آرام [[رشد]] کرده و [[تربیت]] شده و با [[تربیت اسلامی]] آشنا شوند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۲۰۰ - ۲۰۱.</ref>. اگر محیط خانواده به جای سازگاری، میدان تخاصم و [[جنگ]] و [[جدال]] و یا احیاناً تربیت غیر [[اسلامی]] باشد، فرزندان پس از رشد جسمی [[مبتلا]] به [[انحراف]] و [[گناه]] می‌شوند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۸، ص۳۶۳؛ ج۱۵، ص۲۴۵.</ref>.
هرچند [[امام]] معتقدند که تکیه‌گاه خانواده در امور [[تربیتی]] و [[عاطفی]] و مدیریت داخلی بر دوش زنان است، اما این امر بدان معنا نیست که زنان به عنوان عضوی از [[جامعه]] در نظر گرفته نشوند و [[حق]] حضور [[اجتماعی]] آنان سلب گردد؛ بلکه آنان همانند دیگر [[شهروندان]] از [[حقوق اجتماعی]] متناسب با [[دستورات اسلامی]] برخوردار می‌باشند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۸، ص۴۰۲-۴۰۳.</ref>.


همچانکه جلوگیری از [[تولید مثل]] باعث قطع [[نسل]] و کاهش [[جمعیت]] می‌شود، شکستن حریم‌های [[اخلاقی]] نیز حدود و [[ثغور]] خانواده و نسل اعضاء جامعه را با آسیب مواجه می‌سازد. یکی از عواملی که باعث می‌شود قلمرو و حدود خانواده نادیده گرفته شود، اختلاط‌های غیر ضابطه‌مند پسران و [[دختران]] و زنان و مردان می‌باشد؛ لذا امام معتقدند در [[جامعه اسلامی]] می‌بایست این [[حریم‌ها]] [[حفظ]] گردد و [[تعدی]] به این حریم‌ها به وسیله [[دشمنان]] و یا [[ناآگاهان]] صورت می‌گیرد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۲۰۳.</ref>. وی به [[رفتار]] طاغوتی در خانواده اشاره می‌کند و [[معتقد]] است اگر کسی در خانواده [[طاغوت]] شد، می‌تواند در قلمرو وسیع‌تری رفتار طاغوتی از خود نشان دهد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۱۳.</ref>. بنابراین خانواده در [[جامعه مطلوب]] به گونه‌ای است که زمینه [[طغیان]] را از بین می‌برد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۴۲.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۲۸۰.</ref>
هرچند [[امام]] معتقدند که تکیه‌گاه خانواده در امور [[تربیتی]] و [[عاطفی]] و مدیریت داخلی بر دوش زنان است، اما این امر بدان معنا نیست که زنان به عنوان عضوی از [[جامعه]] در نظر گرفته نشوند و [[حق]] حضور [[اجتماعی]] آنان سلب گردد؛ بلکه آنان همانند دیگر [[شهروندان]] از حقوق اجتماعی متناسب با دستورات اسلامی برخوردار می‌باشند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۸، ص۴۰۲-۴۰۳.</ref>.
 
همچانکه جلوگیری از تولید مثل باعث قطع [[نسل]] و کاهش جمعیت می‌شود، شکستن حریم‌های [[اخلاقی]] نیز حدود و [[ثغور]] خانواده و نسل اعضاء جامعه را با آسیب مواجه می‌سازد. یکی از عواملی که باعث می‌شود قلمرو و حدود خانواده نادیده گرفته شود، اختلاط‌های غیر ضابطه‌مند پسران و [[دختران]] و زنان و مردان می‌باشد؛ لذا امام معتقدند در [[جامعه اسلامی]] می‌بایست این حریم‌ها [[حفظ]] گردد و [[تعدی]] به این حریم‌ها به وسیله [[دشمنان]] و یا [[ناآگاهان]] صورت می‌گیرد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۲۰۳.</ref>. وی به [[رفتار]] طاغوتی در خانواده اشاره می‌کند و [[معتقد]] است اگر کسی در خانواده [[طاغوت]] شد، می‌تواند در قلمرو وسیع‌تری رفتار طاغوتی از خود نشان دهد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۱۳.</ref>. بنابراین خانواده در [[جامعه مطلوب]] به گونه‌ای است که زمینه [[طغیان]] را از بین می‌برد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۴۲.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۲۸۰.</ref>


== رسانه‌های جمعی ==
== رسانه‌های جمعی ==
خط ۱۳۱: خط ۲۲۳:
== راهبردهای تحقق جامعه مطلوب ==
== راهبردهای تحقق جامعه مطلوب ==
تحقّق جامعه مطلوب و [[فاضله]] [[اسلامی]] در [[اندیشه]] [[حضرت امام خمینی]] تحصیلی است، نه حصولی<ref>جوادی آملی، بنیان مرصوص امام خمینی، ص۲۳.</ref>. در نتیجه این افراد جامعه اسلامی و [[امت]] مسلمان‌اند که باید شرایط تحقق چنین جامعه‌ای را به وجود آورده و آن را بسازند.
تحقّق جامعه مطلوب و [[فاضله]] [[اسلامی]] در [[اندیشه]] [[حضرت امام خمینی]] تحصیلی است، نه حصولی<ref>جوادی آملی، بنیان مرصوص امام خمینی، ص۲۳.</ref>. در نتیجه این افراد جامعه اسلامی و [[امت]] مسلمان‌اند که باید شرایط تحقق چنین جامعه‌ای را به وجود آورده و آن را بسازند.
در هندسه و [[نظام فکری]] امام خمینی، مهم‌ترین [[راهبرد]] برای تحقق [[جامعه اسلامی]]، [[تشکیل حکومت اسلامی]] است؛ زیرا ساختن جامعه اسلامی [[فاضله]] و مطلوب، پیوند و [[ارتباط]] [[قوی]] و محکمی با نوع [[حکومت]] دارد. وی [[معتقد]] است برای [[اسلامی]] شدن [[جامعه]]، حکومت باید اسلامی باشد؛ چراکه بدون [[حکومتی]] [[دینی]] و اسلامی، هرگز یک [[جامعه مطلوب اسلامی]] به وجود نخواهد آمد. ایشان با استدلال‌ها و [[براهین عقلی]] و [[نقلی]]، [[ضرورت]] تشکیل حکومت اسلامی را تبیین نموده و آن را با اصل [[اعتقادی]] مهم [[امامت]] پیوند می‌دهند.
در هندسه و [[نظام فکری]] امام خمینی، مهم‌ترین [[راهبرد]] برای تحقق [[جامعه اسلامی]]، [[تشکیل حکومت اسلامی]] است؛ زیرا ساختن جامعه اسلامی [[فاضله]] و مطلوب، پیوند و [[ارتباط]] [[قوی]] و محکمی با نوع [[حکومت]] دارد. وی [[معتقد]] است برای [[اسلامی]] شدن [[جامعه]]، حکومت باید اسلامی باشد؛ چراکه بدون [[حکومتی]] [[دینی]] و اسلامی، هرگز یک [[جامعه مطلوب اسلامی]] به وجود نخواهد آمد. ایشان با استدلال‌ها و [[براهین عقلی]] و [[نقلی]]، [[ضرورت]] تشکیل حکومت اسلامی را تبیین نموده و آن را با اصل [[اعتقادی]] مهم [[امامت]] پیوند می‌دهند.


خط ۱۴۰: خط ۲۳۳:


عامل مهم دیگر، [[ملت]] و [[امت]] مسلمان‌اند که بدون خواست و [[همت]] آنها تحقق چنین جامعه‌ای اصلاً ممکن نخواهد بود<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۲۶۲؛ ج۷، ص۵۱۴؛ ج۸، ص۳۶۱؛ ج۱۰، ص۴۰۵؛ ج۱۴، ص۹۴، ۱۵۴.</ref>. تأکید حضرت امام بر «[[جمهوری اسلامی]]» به جای هر مفهوم و عنوان دیگری ناشی از همین مطلب است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۴، ص۲۴۸-۲۵۰، ۲۶۳، ۳۳۲؛ ج۵، ص۱۷۰؛ ج۶، ص۳۱۳، ۳۲۴، ۳۴۸.</ref>.
عامل مهم دیگر، [[ملت]] و [[امت]] مسلمان‌اند که بدون خواست و [[همت]] آنها تحقق چنین جامعه‌ای اصلاً ممکن نخواهد بود<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۲۶۲؛ ج۷، ص۵۱۴؛ ج۸، ص۳۶۱؛ ج۱۰، ص۴۰۵؛ ج۱۴، ص۹۴، ۱۵۴.</ref>. تأکید حضرت امام بر «[[جمهوری اسلامی]]» به جای هر مفهوم و عنوان دیگری ناشی از همین مطلب است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۴، ص۲۴۸-۲۵۰، ۲۶۳، ۳۳۲؛ ج۵، ص۱۷۰؛ ج۶، ص۳۱۳، ۳۲۴، ۳۴۸.</ref>.
به اعتقاد امام خمینی [[تبلیغات]] و تعلیمات دو فعالیت مهم و اساسی است که بر عهده [[علما]] و [[خواص]] و [[روشنفکران]] است<ref>ولایت فقیه، ص۱۲۸.</ref>. اینان باید با تشریح وضع مطلوب [[جامعه اسلامی]] و ابهام‌زدایی از [[قوانین اسلام]]، [[عقاید]] و [[احکام]] و [[نظامات]] [[اسلام]] را به [[مردم]] [[تعلیم]] دهند، تا زمینه برای [[اجرای احکام]] و برقراری نظامات اسلام در [[جامعه]] فراهم شود<ref>ولایت فقیه، ص۱۳۰، ۱۶۹.</ref>.
به اعتقاد امام خمینی [[تبلیغات]] و تعلیمات دو فعالیت مهم و اساسی است که بر عهده [[علما]] و [[خواص]] و [[روشنفکران]] است<ref>ولایت فقیه، ص۱۲۸.</ref>. اینان باید با تشریح وضع مطلوب [[جامعه اسلامی]] و ابهام‌زدایی از [[قوانین اسلام]]، [[عقاید]] و [[احکام]] و [[نظامات]] [[اسلام]] را به [[مردم]] [[تعلیم]] دهند، تا زمینه برای [[اجرای احکام]] و برقراری نظامات اسلام در [[جامعه]] فراهم شود<ref>ولایت فقیه، ص۱۳۰، ۱۶۹.</ref>.


خط ۱۴۵: خط ۲۳۹:


== موانع رسیدن به [[جامعه مطلوب]] ==
== موانع رسیدن به [[جامعه مطلوب]] ==
در منظومه [[فکری]] امام خمینی، همان‌گونه که [[حکومت اسلامی]] مهم‌ترین [[راهبرد]] تحقق جامعه اسلامی است، عمده‌ترین مانع بر سر راه [[امت مسلمان]] برای تحقق جامعه اسلامی مطلوب، غیر اسلامی بودن [[حکومت]] است<ref>امام خمینی، ولایت فقیه.</ref>. علاوه بر این، مواردی همچون [[تفرقه]] و [[اختلاف]]، [[جهل]] و [[جهالت]]، [[علم]] بدون عمل، [[خودباختگی]]، [[تحمیل]] [[قوانین]] [[بیگانه]] و [[تبلیغات]] [[استعمار]] نیز از مهم‌ترین موانع رسیدن به جامعه [[فاضله]] و مطلوب اسلامی به شمار می‌آیند.
در منظومه [[فکری]] امام خمینی، همان‌گونه که [[حکومت اسلامی]] مهم‌ترین راهبرد تحقق جامعه اسلامی است، عمده‌ترین مانع بر سر راه [[امت مسلمان]] برای تحقق جامعه اسلامی مطلوب، غیر اسلامی بودن [[حکومت]] است<ref>امام خمینی، ولایت فقیه.</ref>. علاوه بر این، مواردی همچون [[تفرقه]] و [[اختلاف]]، [[جهل]] و [[جهالت]]، [[علم]] بدون عمل، خودباختگی، [[تحمیل]] [[قوانین]] [[بیگانه]] و [[تبلیغات]] [[استعمار]] نیز از مهم‌ترین موانع رسیدن به جامعه فاضله و مطلوب اسلامی به شمار می‌آیند.
به اعتقاد حضرت امام، تفرقه و اختلاف مهم‌ترین عامل [[نفوذ]] [[دشمنان]] در بین [[امت]] و [[ملت]] [[مسلمان]]<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۱۲۳؛ ج۲۰، ص۳۰۵.</ref>، اساس [[شکست]] و [[عقب‌ماندگی]]<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۲۳۸؛ ج۱۰، ص۳۴۰.</ref> و منشأ تمام [[مشکلات]]، [[اسارت‌ها]] و گرفتاری‌های [[مسلمانان]] و دولت‌های [[کشورهای اسلامی]] است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۸۰؛ ج۱۵، ص۲۹۱.</ref>. [[دشمنان اسلام]] تمام توان خود را صرف شایعه‌ها و دروغ‌های [[تفرقه‌افکن]] نموده و میلیاردها دلار برای آن صرف می‌کنند<ref>امام خمینی، وصیت‌نامه، ص۲۰.</ref>، تا با درگیری میان [[مسلمانان]] و [[جوامع اسلامی]] زمینه را برای [[تسلط]] کامل خود بر مسلمانان و [[چپاول]] و [[غارتگری]] [[کشورهای اسلامی]] مساعد سازند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۴، ص۵۱۰.</ref>.


[[اختلاف]] و [[تفرقه]] میان نهادهای [[تعلیم و تربیت]] مخصوصاً [[دانشگاه]] و [[روحانیت]] مانعی بزرگ بر سر راه شکل‌گیری [[جامعه اسلامی]] است؛ زیرا اگر [[دشمنان]] بتوانند چنین تفرقه‌ای را ایجاد کنند و دانشگاه را در [[تصرف]] خودشان بیاورند، فاتحه [[اسلام]] خوانده خواهد شد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۴، ص۵۰۶.</ref>.
به اعتقاد حضرت امام، تفرقه و اختلاف مهم‌ترین عامل نفوذ [[دشمنان]] در بین [[امت]] و [[ملت]] [[مسلمان]]<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۱۲۳؛ ج۲۰، ص۳۰۵.</ref>، اساس [[شکست]] و عقب‌ماندگی<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۲۳۸؛ ج۱۰، ص۳۴۰.</ref> و منشأ تمام [[مشکلات]]، [[اسارت‌ها]] و گرفتاری‌های [[مسلمانان]] و دولت‌های [[کشورهای اسلامی]] است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۸۰؛ ج۱۵، ص۲۹۱.</ref>. دشمنان اسلام تمام توان خود را صرف شایعه‌ها و دروغ‌های تفرقه‌افکن نموده و میلیاردها دلار برای آن صرف می‌کنند<ref>امام خمینی، وصیت‌نامه، ص۲۰.</ref>، تا با درگیری میان [[مسلمانان]] و [[جوامع اسلامی]] زمینه را برای [[تسلط]] کامل خود بر مسلمانان و [[چپاول]] و [[غارتگری]] [[کشورهای اسلامی]] مساعد سازند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۴، ص۵۱۰.</ref>.
اهمیت این مسأله شده تا [[قرآن کریم]]، مهم‌ترین منبع [[معرفتی]] مسلمانان، آنها را به [[اعتصام]] به حبل‌الله فراخوانده و از تفرقه و اختلاف [[تحذیر]] و [[نهی]] فرماید<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۶، ص۵۱۳.</ref>.


به [[باور]] [[امام خمینی]] همان‌گونه که [[جهل و نادانی]] مانع از تحقق جامعه اسلامی است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۳، ص۴۵۲؛ ج۱۴، ص۲۷؛ ج۱۵، ص۲۹۱؛ ج۱۹، ص۳۵۴.</ref>؛ [[علم]] بدون عمل نیز از موانع مهم به شمار می‌آید<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۱۷-۱۸؛ ج۱۳، ص۵۰۷ - ۵۰۸.</ref>. اسلام و جامعه اسلامی در طول [[تاریخ]] از دو گروه [[جاهلان]] متنسک و [[عالمان]] متهتک بسیار صدمه دیده است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۷، ص۱۵۲؛ ج۱۸، ص۸۹، ۴۰۹-۴۱۰.</ref>؛ لذا [[پیامبر اکرم]] {{صل}} فرموده است دو [[طایفه]] کمر من را شکستند: عالم‌های که متهتک و جاهل‌های که متنسُک. هر دو گروه به نام اسلام مانع از [[شکل‌گیری حکومت اسلامی]] و تحقق جامعه اسلامی مطلوب بوده و خواهند بود<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۸، ص۴۰۹ - ۴۱۰.</ref>.
[[اختلاف]] و [[تفرقه]] میان نهادهای [[تعلیم و تربیت]] مخصوصاً دانشگاه و [[روحانیت]] مانعی بزرگ بر سر راه شکل‌گیری [[جامعه اسلامی]] است؛ زیرا اگر [[دشمنان]] بتوانند چنین تفرقه‌ای را ایجاد کنند و دانشگاه را در تصرف خودشان بیاورند، فاتحه [[اسلام]] خوانده خواهد شد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۴، ص۵۰۶.</ref>. اهمیت این مسأله شده تا [[قرآن کریم]]، مهم‌ترین منبع [[معرفتی]] مسلمانان، آنها را به اعتصام به حبل‌الله فراخوانده و از تفرقه و اختلاف [[تحذیر]] و [[نهی]] فرماید<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۶، ص۵۱۳.</ref>.


مانع مهم دیگر بر سر راه جامعه اسلامی [[خودباختگی]] در برابر [[بیگانگان]] و عدم [[اعتماد به نفس]] است. اگر [[امت مسلمان]] به ویژه [[نخبگان]] و [[علما]] و [[روشنفکران]]، تحت تأثیر [[تبلیغات]] [[دشمنان اسلام]] [[اعتماد]] به خود و اسلام را از دست بدهند تحقق جامعه اسلامی مطلوب ممکن نخواهد بود<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۴۸۸؛ ج۸، ص۷۹، ۹۵؛ ج۹، ص۳۷۵؛ ولایت فقیه، ص۱۰ - ۲۰.</ref>.
به [[باور]] [[امام خمینی]] همان‌گونه که [[جهل و نادانی]] مانع از تحقق جامعه اسلامی است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۳، ص۴۵۲؛ ج۱۴، ص۲۷؛ ج۱۵، ص۲۹۱؛ ج۱۹، ص۳۵۴.</ref>؛ [[علم]] بدون عمل نیز از موانع مهم به شمار می‌آید<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۱۷-۱۸؛ ج۱۳، ص۵۰۷ - ۵۰۸.</ref>. اسلام و جامعه اسلامی در طول [[تاریخ]] از دو گروه [[جاهلان]] متنسک و [[عالمان]] متهتک بسیار صدمه دیده است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۷، ص۱۵۲؛ ج۱۸، ص۸۹، ۴۰۹-۴۱۰.</ref>؛ لذا [[پیامبر اکرم]] {{صل}} فرموده است دو طایفه کمر من را شکستند: عالم‌های که متهتک و جاهل‌های که متنسُک. هر دو گروه به نام اسلام مانع از [[شکل‌گیری حکومت اسلامی]] و تحقق جامعه اسلامی مطلوب بوده و خواهند بود<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۸، ص۴۰۹ - ۴۱۰.</ref>.


دیگر از موانع شکل‌گیری [[جامعه اسلامی]] مطلوب [[تبلیغات]] [[دشمنان]] [[استعمارگر]] و استثمارگر است. آنها برای به‌دست گرفتن [[حکومت]] [[جوامع اسلامی]] و [[غارت]] و [[چپاول]] سرمایه‌ها و ذخایر آنان تبلیغات گسترده‌ای به راه انداخته و هزینه‌های فراوانی صرف آن می‌کنند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۱۴۲، ۴۸۴؛ ج۳، ص۳۲۲.</ref>. از جمله اصول اساسی مورد [[تبلیغ]] اینان [[جدایی دین از سیاست]] است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۵، ص۱۸۸.</ref>. آنها دائما تبلیغ می‌کنند که [[اسلام]] [[دین]] جامعی نیست و برای حکومت برنامه و قانونی ندارد؛ بلکه صرفاً یک سری مسائل مربوط به [[طهارت]] و [[نجاست]] است و اخلاقیاتی هم دارد؛ اما راجع به [[شیوه زندگی]] و [[اداره جامعه]] چیزی ندارد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۳۱، ۲۵۵؛ ج۴، ص۴۶۷؛ ولایت فقیه، ص۱۰ - ۱۱.</ref>. مؤثر افتادن این تبلیغات در [[امت مسلمان]] به خصوص در میان قشر تحصیل کرده و [[اهل]] [[علم]] مانع از [[فهم]] درست اسلام و در نتیجه [[تشکیل حکومت اسلامی]] و به وجود آوردن جامعه اسلامی مطلوب است<ref>ولایت فقیه، ص۱۰ - ۱۱ و ۱۴۲-۱۴۳.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۲۸۶.</ref>
مانع مهم دیگر بر سر راه جامعه اسلامی خودباختگی در برابر [[بیگانگان]] و عدم [[اعتماد به نفس]] است. اگر [[امت مسلمان]] به ویژه [[نخبگان]] و [[علما]] و روشنفکران، تحت تأثیر [[تبلیغات]] دشمنان اسلام اعتماد به خود و اسلام را از دست بدهند تحقق جامعه اسلامی مطلوب ممکن نخواهد بود<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۴۸۸؛ ج۸، ص۷۹، ۹۵؛ ج۹، ص۳۷۵؛ ولایت فقیه، ص۱۰ - ۲۰.</ref>.


==جامعه اسلامی==
دیگر از موانع شکل‌گیری [[جامعه اسلامی]] مطلوب [[تبلیغات]] [[دشمنان]] [[استعمارگر]] و استثمارگر است. آنها برای به‌دست گرفتن [[حکومت]] [[جوامع اسلامی]] و [[غارت]] و [[چپاول]] سرمایه‌ها و ذخایر آنان تبلیغات گسترده‌ای به راه انداخته و هزینه‌های فراوانی صرف آن می‌کنند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۱۴۲، ۴۸۴؛ ج۳، ص۳۲۲.</ref>. از جمله اصول اساسی مورد [[تبلیغ]] اینان [[جدایی دین از سیاست]] است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۵، ص۱۸۸.</ref>. آنها دائما تبلیغ می‌کنند که [[اسلام]] [[دین]] جامعی نیست و برای حکومت برنامه و قانونی ندارد؛ بلکه صرفاً یک سری مسائل مربوط به [[طهارت]] و [[نجاست]] است و اخلاقیاتی هم دارد؛ اما راجع به [[شیوه زندگی]] و اداره جامعه چیزی ندارد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۳۱، ۲۵۵؛ ج۴، ص۴۶۷؛ ولایت فقیه، ص۱۰ - ۱۱.</ref>. مؤثر افتادن این تبلیغات در [[امت مسلمان]] به خصوص در میان قشر تحصیل کرده و [[اهل]] [[علم]] مانع از فهم درست اسلام و در نتیجه [[تشکیل حکومت اسلامی]] و به وجود آوردن جامعه اسلامی مطلوب است<ref>ولایت فقیه، ص۱۰ - ۱۱ و ۱۴۲-۱۴۳.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۲۸۶.</ref>
یکی از مسائل اساسی در [[اندیشه سیاسی]] طراحی و تبیین اهمیت، ماهیت و جایگاه [[جامعه]] و سامانه [[زندگی]] [[شهروندی]] است. هیچ [[فلسفه]] سیاسی‌ای نمی‌تواند نسبت بدان بی‌توجه باشد. جامعه در اصطلاح [[علمی]] عبارت است از مجموعه‌ای از [[انسان‌ها]] که در [[جبر]] یک سلسله نیازها و تحت [[نفوذ]] یک سلسله عقیده‌ها و ایده‌ها و [[آرمان‌ها]] در یکدیگر ادغام شده و در یک زندگی مشترک غوطه‌ورند<ref>برایان، آبرکراسبی، نیکلاس؛ هیل، استفن؛ اس ترنر، فرهنگ سیاسی، ترجمه حسن پویان، ذیل واژه جامعه.</ref>. [[اندیشمندان]] و [[عالمان دینی]] از آغاز به دنبال طراحی یک [[الگوی مطلوب]] از [[جامعه اسلامی]] بوده‌اند و چون جامعه از یک طرف ظرف تحقق تمام [[آموزه‌های دینی]] و [[ارزش‌های اخلاقی]] و هنجارهای [[اجتماعی]] است و از طرف دیگر [[ارتباط]] وثیق با [[فرهنگ عمومی]] و [[حاکمیت سیاسی]] دارد، به تناسب حاکمیت‌ها و [[غلبه]] فرهنگ‌های مختلف [[هویت]] ارزشی جامعه، تحولات مختلفی را به خود دیده است. در دوره [[حاکمیت استبداد]]، جامعه دچار [[انحطاط]] بوده است، همان طور که در دوره [[حاکمیت]] [[معصومان]] و گسترش [[ارزش‌های دینی]]، جامعه سالم و پویا مطرح بوده است. نظر به اینکه جامعه نامطلوب بیشترین گستره [[تاریخ اسلام]] را به خود اختصاص داده است، [[اندیشمندان مسلمان]] از زوایای گوناگون به ترسیم [[جامعه مطلوب]] و نامطلوب، مبادرت کرده‌اند. برخی مانند [[حکیم]] ابونصر [[فارابی]]، [[خواجه نصیرالدین طوسی]]، اخوان الصفاء از منظر [[فلسفه سیاسی]] با استفاده از [[ادبیات]] [[دینی]] دو گونه جامعه فوق را با تعبیر «جامعه [[فاضله]]» و «جامعه غیر فاضله» بیان کرده‌اند و جامعه فاضله را در قالب پانزده سطح مختلف مطرح نموده‌اند و جامعه غیر فاضله را با عناوین کلی «جامعه ضاله»، «جامعه فاسقه»، «جامعه مبدله» و «جامعه جاهله» در قالب هفتاد و دو جامعه نامطلوب ذکر کرده‌اند<ref>ر.ک: اندیشه سیاسی فارابی اثر نگارنده (قم: بوستان کتاب، ۱۳۸۰)، ص۲۲۵.</ref>. معمولاً در [[فقه سیاسی]]، جامعه به دو گونه [[اسلامی]] ([[مشروع]]، دینی، [[الهی]]، [[دارالاسلام]] و...) و جامعه غیر اسلامی (جامعه [[کفر]]، [[دارالکفر]]، [[دارالشرک]] و...) تقسیم می‌شود. در منظومه [[فکری]] [[مقام معظم رهبری]] به طور مستوفی به مقوله [[جامعه]] توجه شده است و [[جامعه‌سازی]] را یکی از بزرگ‌ترین هدف‌های [[اسلام]] می‌دانند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در سالروز عید سعید مبعث، ۲/۷/۱۳۸۲.</ref> و [[رشد]] و [[انحطاط]] فردی و [[اجتماعی]] را به شرایط جامعه مرتبط ساخته‌اند. از نگاه ایشان بر اساس مبانی ارزشی، ابتدا جامعه به دو بخش [[جامعه اسلامی]] ([[توحیدی]]، [[معنوی]]، مطلوب) و [[جامعه جاهلی]] تقسیم شده است و معتقدند یکی از رسالت‌های عمومی [[انبیاء]] ساختن [[جامعه توحیدی]] بوده است. جامعه‌سازی بر پایه خمیرمایه [[دینی]] ابتدا توسط [[انبیاء الهی]] شکل گرفته است و [[آرمان]] اجتماعی [[بشریت]] در آموزه‌های انبیاء{{عم}} قابل تحقق است. در [[قرآن]] جامعه با تعابیری چون؛ [[قریه]]، [[مدینه]]، [[مدین]]، [[مصر]]، هم [[زمان]] با [[پیامبران اولوالعزم]] استعمال شده است. تا قبل از [[حضرت نوح]] [[زندگی]] [[کوچ نشینی]] و [[اقتصاد]] بر پایه شکار و [[دامداری]] است اما با آمدن حضرت نوح با رواج [[کشاورزی]] زندگی یک [[جانشینی]] و اولین نطفه جامعه به وجود آمد<ref>محسن عبداللهی آرن (مهاجرنیا)، اصول تفکر سیاسی در قرآن، قبسات، ش۲۰-۲۱.</ref>. ایشان با اشاره به نقش انبیاء در جامعه‌سازی می‌فرمایند: «انبیاء این را می‌خواهند به وجود بیاورند. جامعه‌ای [[الهی]]، جامعه‌ای با [[دل]] [[انسانی]]، جامعه‌ای با [[احساسات]] و [[عواطف]] صحیح و سالم، جامعه‌ای که در آن کسی به کسی و آن جامعه به [[جوامع]] دیگر [[ظلم]] نکند... جامعه‌ای که [[مردم]] آن جامعه دچار [[غفلت]] نباشند، [[غرق]] در [[مادیت]] نباشند، غرق در [[خودخواهی]] و [[خودپرستی]] نباشند. کار برای [[خدا]]، کار برای رسیدن به آستان [[لقاء]] [[ربوبیت]]. این [[انسان کامل]] است. این جامعه کامل است. انبیاء می‌آیند تا این [[جور]] جامعه‌ای را به وجود بیاورند، آن وقت اگر جامعه‌ای که انسان‌هایش و مردمش درست [[فکر]] می‌کنند، درست عمل می‌کنند، دارای رحم و مروت‌اند، دارای [[احساس مسئولیت]] در پیش خدای بزرگ‌اند، دارای [[احساس]] معنویت‌اند، غرق در ماده نیستند، همه چیز را برای خود نمی‌خواهند»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در اجتماع زائران حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا{{ع}}، ۱۵/۱/۱۳۷۱.</ref>. بنابراین از منظر [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]]، ساخت [[اجتماعی]] [[جامعه اسلامی]] تنها بر اساس [[اعتقاد]] به [[خدا]] و بر پایه [[توحید]] به سامان می‌رسد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۲۱/۶/۱۳۶۲.</ref> و بر [[اساس دین]] [[تدبیر]] می‌شود<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با طلاب و فضلاء در مدرسه فیضیه قم، ۱۱/۹/۱۳۶۶.</ref> و ماهیت آن به گونه‌ای است که به [[صراحت]] می‌توان گفت؛ جامعه اسلامی آن است که بر طبق [[تعالیم]] و توصیه‌های [[پیغمبران]] خدا [[مردم]] دارای [[اندیشه]] و [[فکر]] شده‌اند، [[قدرت]] [[تصمیم‌گیری]] پیدا کرده‌اند، خودشان [[انتخاب]] می‌کنند، خودشان [[دشمن]] را می‌شناسند، دشمن را دفع می‌کنند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۲/۹/۱۳۶۱.</ref> و در آن از [[تبعیض]] و [[ظلم]] و نابرابری‌ها هیچ نشانه‌ای نباشد در آن از [[فقر]] از [[محرومیت]] خبری نباشد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۳۱/۴/۱۳۶۷.</ref>.


با این رویکرد، [[فلسفه]] [[رسالت انبیای الهی]] این است که [[دنیا]] را به شکل نوینی بسازند تا نابسامانی‌ها را ریشه‌کن کنند، تا رستاخیزی در محیط [[جاهلی]] [[زمان]] پدید آورند. جامعه‌ای بسازند بر اساس توحید و [[عدل]] اجتماعی و [[تکریم]] [[انسان]] و تأمین [[آزادی]] و [[برابری]] [[حقوقی]] و قانونی میان همه گروه‌ها و افراد و [[نفی]] [[استثمار]] و [[استبداد]] و [[احتکار]]، یعنی تحمق و [[تحمیق]] و میدان دادن به استعدادهای انسان و [[تشویق]] به اندیشمندی و [[دانش‌آموزی]] و خلاصه جامعه‌ای که مهد پرورش و تعالی انسان از همه سو و با همه ابعاد اصلی‌اش باشد و او را در مسیر [[تکامل]] تاریخ‌اش از نقطه [[تحول]] و نقطه عطفی بس مهم بگذراند. این است وظیفه‌ای که [[پیامبران خدا]] برای [[قیام]] به آن برانگیخته شده‌اند<ref>کتاب پیشوای صادق، ۱۵-۱۶.</ref>.
== آسیب‌شناسی [[جامعه مطلوب]] ==
نکته قابل توجه در اندیشه [[مقام معظم رهبری]] این است که، ایشان رابطه وثیقی بین مبانی اندیشه و ساخت [[جامعه]] قائل هستند که در ادامه در بخش مبانی بدان اشاره خواهد شد. همان طور که اشاره شد، در [[اندیشه]] [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]] برای واژه [[جامعه مطلوب]] از اصطلاحاتی چون [[جامعه اسلامی]]، [[جامعه دینی]]، [[جامعه توحیدی]] و [[جامعه]] [[معنوی]] هم استفاده می‌شود و در تعریف جامعه معنوی و [[دینی]] معتقدند؛ جامعه معنوی، جامعه‌ای است که در آن، توجه به اصول و [[معارف دینی]] و متکی به [[اهداف الهی]] و [[هدف]] گیرنده [[آخرت]] از طریق [[دنیا]]، [[غرق]] نشدن و محدود نشدن در چهارچوب [[ظواهر]] مادی است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار اعضای ستاد ارتحال حضرت امام، ۱۲/۳/۱۳۸۰.</ref>. و در تعریف جامعه توحیدی آن را جامعه‌ای می‌داند که در آن [[نبی]] ظهور می‌کند و می‌خواهد آن جامعه را، آن [[نظم]] را دگرگون کند و عوض کند و یک نظم بهتری برقرار بکند و [[نظام]] بهتری مستقر کند. به این نظم [[جاهلی]] به اصطلاح متشرعه و به تعبیر [[اسلام]]، نظم قبل از نبی، نظم جاهلی گفته می‌شود، و نظم [[نبوی]] را نظم [[توحیدی]] می‌گوییم<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۳۱/۲/۱۳۶۳.</ref>. همه اصطلاحات فوق بیانگر جامعه‌ای است که در اندیشه دینی بر اساس مبانی ارزشی و [[اعتقادی]]، [[خداوند]] تحقق آن را از آرمان‌های [[دینداران]] قرار داده است. بنابراین، [[جامعه مطلوب اسلامی]] یعنی آن جامعه‌ای که در رأس آن جامعه، [[خدا]] [[حکومت]] می‌کند. [[قوانین]] آن جامعه، قوانین خدایی است، [[حدود الهی]] در آن جامعه جاری می‌شود، [[عزل و نصب]] را خدا می‌کند، در مخروط [[اجتماعی]] اگر جامعه را به شکل مخروط فرض و ترسیم کنیم همچنان که معمول و مرسوم عده‌ای از [[جامعه شناسان]] است در رأس مخروط خداست و [[پایین‌تر]] از خدا همه [[انسانیت]] و همه [[انسان‌ها]] هستند، [[تشکیلات]] را [[دین خدا]] به وجود می‌آورد، [[قانون]] [[صلح و جنگ]] را [[مقررات الهی]] ایجاد می‌کند، [[روابط اجتماعی]] را، [[اقتصاد]] را، حکومت را، [[حقوق]] را همه و همه را دین خدا تعیین می‌کند و دین خدا [[اجرا]] می‌کند و دین خدا دنبال این قانون می‌ایستد و این جامعه اسلامی است.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۳۲۷.</ref>
[[مقام معظم رهبری]] در مقابل جامعه اسلامی و مطلوب خویش [[جامعه]] نامطلوب و [[جاهلی]] را قرار می‌دهد و با معیارهای [[دینی]] در تعریف آن می‌فرماید: «جامعه‌ای که بر مبنای [[شرک]] بنا شده باشد، طبقات [[انسان]] هم جدا و [[بیگانه]] از یکدیگر است. وقتی در یک جامعه [[شرک‌آلود]]، ربط [[انسان‌ها]] به مبدأ هستی و نیروی [[قاهر]] و مسلط عالم مطرح می‌شود، به طور طبیعی و قهری، در این جامعه انسان‌ها از هم جدا می‌افتند؛ یکی به یک [[خدا]]، دیگری به خدایی دیگر و سومی هم به خدایی دیگر، جامعه‌ای که بر مبنای شرک باشد، میان آحاد و [[طوایف]] انسان، یک دیوار غیر قابل نفوذ و یک دره جدایی غیر قابل وصل وجود دارد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با جمع کثیری از دانشگاهیان و طلاب حوزه‌های علمیه، ۲۹/۹/۱۳۶۸.</ref>. چنین جامعه‌ای دارای ویژگی‌های ذیل است:
 
# مناسبات [[اجتماعی]] تحت [[حاکمیت طاغوت]] است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۰/۱۰/۱۳۶۱.</ref>.
==مبانی [[جامعه مطلوب]]==
# خود فراموشی در چنین [[جوامع]] جاهلی تبدیل به قاعده می‌شود<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۲/۹/۱۳۶۱.</ref>.
اگر [[اندیشه سیاسی]] را مجموعه آراء و تأملات [[سیاسی]] در باب [[نظم عمومی]] و [[تدبیر زندگی]] جمعی بدانیم و فرض کنیم همه [[اندیشمندان]] بر این مفهوم [[اتفاق نظر]] دارند، مع الوصف به تعداد نگرش‌ها و بینش‌ها و رویکردهای افراد همین مفهوم واحد، متکثر و متفاوت می‌شود. بین اندیشمندی که [[معتقد]] به خداست و همه عالم را مخلوق و جلوه او می‌داند با [[اندیشمند]] ماتریالیست ملحدی که معتقد به هیچ مبدأ و معادی در ورای این [[جهان]] نیست، در تلقی از [[سیاست]] و اندیشه سیاسی تفاوت اساسی وجود دارد، تلقی هر اندیشمندی از «[[انسان]]» نوع خاصی از [[فکر]] سیاسی برای او به وجود می‌آورد. آن‌که [[انسان‌ها]] را [[شرور]] و گرگ‌صفت می‌بیند برداشت او از [[جامعه]]، سیاست، [[قدرت]] و [[حکومت]] و همه پدیده‌های سیاسی متفاوت از کسی است که انسان را موجودی [[نیک]] [[سرشت]] می‌پندارد و متفکری که انسان خودبسنده را محور و مدار همه چیز می‌داند اندیشه سیاسی او با دیگری که انسان را [[خلیفة الله]] می‌پندارد متفاوت است. بنابراین [[باورها]] و [[معتقدات]] [[فکری]] انسان‌ها جهت‌گیری و سمت و سوی حرکت و رویکردهای انسان را در فرآیند [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] مشخص می‌نمایند. این بخش از [[افکار]] و ایده‌ها در اصطلاح «مبانی و زیربنای فکری» نامیده می‌شوند، همان طور که رویکردهای فکری مبتنی بر آن را روبنا یا [[اندیشه]] می‌نامند و چنانچه این زیربنا و روبنا در حوزه [[حیات سیاسی]] باشد در اصطلاح سیاسی بدان اندیشه سیاسی و مبانی آن اطلاق می‌شود. البته خصوصیت [[تفکر]] [[اسلامی]] این است که برای هریک از [[سیاست‌ها]] و برنامه‌های عمومی و کلی، یک مبنایی وجود دارد. یک سر این برنامه‌های اصلی وصل است به آبشخور اندیشه اسلامی، [[جهان‌بینی اسلامی]]، تلقی و برداشت اسلامی، که این [[ایمان]] ماست، [[اعتقاد]] ماست، [[دین]] ماست؛ بر اساس آن برداشت و آن تلقی است که [[وظایف]] خودمان را مشخص می‌کنیم آن مبنای فکری خطوط اصلی تلقی و [[بینش]] [[اسلام]] از [[کائنات]]، از عالم، از [[انسان]]، است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام، ۱۲/۹/۱۳۷۹.</ref>.
# دوری از [[انسانیت]] و [[معنویت]] و [[اخلاق]] و [[فضیلت]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار طلاب و اساتید مدرسه علمیه آیت‌الله مجتهدی، ۲۲/۳/۱۳۸۳.</ref>.
ایشان با اشاره به [[ارتباط]] وثیق بین مبانی [[اعتقادی]] و ساخت کلی [[جامعه اسلامی]] بر این باورند که [[اعتقاد]] به [[خدا]] در شکل کلی [[جامعه]] و همچنین در [[روحیات]] یکایک افراد جامعه باید آثار سازنده و فعالی داشته باشد. آن عقیده‌ای که یک نظامی را به وجود می‌آورد و ذکر و [[ورد]] یکایک مردمی است که در این [[نظام]] [[زندگی]] می‌کنند باید تأثیری در روحیات این [[مردم]]، در [[اخلاق]] این مردم، در روش این مردم و همچنین در شکل کلی این جامعه داشته باشد<ref>در مکتب جمعه، ج۶، ص۲۱۳- ۲۱۲.</ref>. [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]] تحقیق [[ارزشمندی]] با عنوان «طرح کلی [[اندیشه]] [[اسلامی]] در [[قرآن]]» در سال ۱۳۵۳ داشته‌اند که گویا محصول بحث‌هایی است که در آن سال‌ها داشته‌اند<ref>طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۵۴.</ref>. در پیش گفتار آن تحقیق، طرح [[اسلام]] به صورت یک مسلک [[اجتماعی]] و دارای اصول منسجم و هماهنگ و ناظر به زندگی جمعی [[انسان‌ها]] یکی از فوری‌ترین ضرورت‌های [[تفکر]] مذهبی تلقی شده است و با ارزیابی و [[آسیب‌شناسی]] از [[فکر]] [[دینی]] برای برقراری ارتباط بین [[مبانی فکری]] و اندیشه‌های زندگی ساز سه پیشنهاد کلیدی مطرح شده است.
# [[ضعف]] [[معرفتی]] انسان در [[جامعه جاهلی]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۱/۸/۱۳۶۳.</ref>.
 
# طبقاتی شدن جامعه<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۱۲/۱۱/۱۳۶۲.</ref>.
نخست آنکه [[معارف]] و دستگاه [[فکری]] اسلامی از تجرد و ذهنیت محض خارج گشته و همچون همه مکاتب اجتماعی ناظر به [[تکالیف]] عملی و به ویژه [[زندگی اجتماعی]] باشد و هر یک از مباحث نظری از این دیدگاه که چه طرحی برای زندگی انسان و چه هدفی برای بودن او و چه راهی برای رسیدن به این [[هدف]] ارائه می‌دهد مورد بررسی و [[تأمل]] و تحقیق قرار گیرد.
دیگر آنکه مسائل فکری اسلام به صورت پیوسته و به عنوان اجزاء یک واحد مورد مطالعه قرار گیرد و هر یک به لحاظ آنکه جزئی از مجموعه [[دین]] و عنصری از این [[مکتب]] و استوانه‌ای در این بنای [[استوار]] است و با دیگر اجزاء و عناصر، هم‌آهنگ و مرتبط است - و نه جدا و بی‌ارتباط با دیگر اجزاء - بررسی شود تا مجموعاً از [[شناخت]] این اصول طرح کلی و همه جانبه‌ای از [[دین]] به صورت یک [[ایدئولوژی]] کامل و بی‌ابهام و دارای ابعادی متناسب با [[زندگی]] چند بعدی [[انسان]] [[استنتاج]] شود.
دیگر آنکه در [[استنباط]] و [[فهم]] [[اصول اسلامی]] مدارک و متون اساسی دین اصل و منبع باشد نه سلیقه‌ها و نظرهای شخصی با اندوخته‌های [[ذهن]] و [[فکر]] این و آن، تا حاصل [[کاوش]] و تحقیق به [[راستی]] «[[اسلامی]]» باشد و نه هرچه جز آن<ref>طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، ص۶.</ref>. بعد از این مقدمه ایشان اصول و مبانی [[اندیشه]] اسلامی را مستند به [[آیات قرآن]] می‌کنند و در مواردی چون «مبانی هستی [[شناختی]]»، «مبانی انسان شناختی»، «مبانی فرجام‌شناسی» بر این باورند که همین ایده‌ها ساخت کلی [[جامعه اسلامی]] و مطلوب را سامان می‌دهد و معیار تمایز بخش جامعه اسلامی از [[جامعه]] غیر اسلامی است؛ زیرا یکایک [[انسان‌ها]] و افرادی که در [[جامعه توحیدی]] زندگی می‌کنند، روش تفکرشان، رفتارشان با برادرانشان، رفتارشان با همه انسان‌ها، رفتارشان با [[زندگی شخصی]] خودشان وضعیتی دارد جدا از وضعیت مردمی که در [[جوامع]] مادی زندگی می‌کنند، با [[خدا]] زندگی می‌کنند، از خدا می‌خواهند، به خدا [[عشق]] می‌ورزند، از خدا می‌ترسند، به خدا [[پناه]] می‌برند، خود را [[بنده]] خدا می‌دانند، به [[بندگان خدا]] [[احساس]] مهر و [[عطوفت]] می‌کنند، به بندگان خدا [[ستم]] نمی‌کنند، به آنها [[حسد]] نمی‌ورزند، به آنها نمی‌خواهند [[حرص]] بورزند، و همه [[اخلاقیات]] فاضله‌ای که در کتب [[اخلاق]] ذکر شده است ناشی از [[ایمان به خدا]] است و پایه [[اخلاق اسلامی]] [[ایمان]] به خداست. همان طوری که ملاحظه می‌کنید [[اعتقاد]] به خدا و به [[توحید]] مبنای ساخت [[اجتماعی]] جامعه اسلامی است و همه مسائل اجتماعی باید از این چاشنی اساسی بهره‌مند باشد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۲۱/۶/۱۳۶۲.</ref>. به جهت اختصار توضیح بیشتر را به اصل کتاب فوق الذکر ارجاع می‌دهیم.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۳۳۱.</ref>
 
==[[اهداف]] [[جامعه مطلوب]]==
[[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]] اندیشمندی است که در [[اندیشه سیاسی]] خویش غایت‌گرا است و جهت‌گیری منظومه [[فکری]] او و همه اجزای [[اندیشه]] وی بر اساس غایات [[استوار]] شده است و در مقوله جامعه مطلوب نیز به غایات آن توجه دارد. در ورای [[رفتارها]] و کارکردهای آن، به حقایقی مانند «کمال»، «[[سعادت]]»، «[[حیات طیبه]]»، «خیر [[برتر]]» و «[[فضیلت]]» [[اعتقاد]] دارد و همانند سایر [[فیلسوفان مسلمان]] بهترین [[جامعه]] را آن می‌داند که هدفمند و هماهنگ با [[نظام هستی]]، به سوی غایتی در حرکت است. از نظر او مهم‌ترین هدفی که [[جامعه اسلامی]] تعقیب می‌کند، آن است که از یک سو [[انسان]] را به [[مقام]] خلیفة اللهی برساند و از سوی دیگر [[مدینه فاضله]] ایده‌آلی را به وجود آورد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در حرم علی بن موسی الرضا{{ع}}، ۱۲/۱۲/۱۳۸۰.</ref>؛ زیرا [[اسلام]] به عنوان یک [[ایدئولوژی]] انسان‌ساز برای خود [[رسالت]] قائل است. این رسالت، ساختن انسان است، به وجود آوردن جامعه [[فاضله]] و مدینه فاضله است، از بین بردن همه موانع این راه است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خصوص نقش نیروهای نظامی کشور، ۱۱/۱۰/۱۳۶۰.</ref>.
جامعه از نظر ایشان مجموعه‌ای از انسان‌هاست که در آن هم انسان دارای [[هویت]] و اصالت و [[تکلیف]] است و هم جامعه دارای ارزش‌های اصیل می‌باشد. ایشان درباره مسأله هویت [[انسانی]] جامعه معتقدند جامعه بدون انسان [[صالح]]، یک پدیده بی‌جان و [[کور]] و تاریک است. آن چیزی که به عالم خاکی [[جان]] می‌بخشد، [[ارزش]] می‌دهد، [[نور]] می‌دهد و معنا و مضمون به وجود می‌آورد، انسان است. همان طور که در [[آیه شریفه]] می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً}}<ref>«می‌خواهم جانشینی در زمین بگمارم» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref> [[جانشین]]، عنوانی است که [[خدا]] به انسان داده است. این جانشین را کجا گذاشته‌اند؟ {{متن قرآن|فِي الْأَرْضِ}}. [[ارض]] بدون این جانشین چیست و چه ارزشی دارد؟<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با کمیته‌های انقلاب اسلامی، ۱۰/۱۰/۱۳۶۹.</ref>.


لازمه [[خلافت الهی]] آن است که [[انسان]] [[خلیفة الله]]، به اندازه سعه وجودی خود، [[کمالات الهی]] را در خویش فراهم نموده و [[مظهر]] [[صفات خداوند]] قرار گیرد؛ چراکه [[خلافت خداوند]] مستلزم آن است که [[خلیفه]] وی، مظهر همه آنچه که در [[تأمین سعادت]] [[ابدی]] دخیل است و در [[تدبیر]] [[جوامع بشری]] نقش سازنده دارد، نقش آفرین باشد.
ایشان، [[جامعه]] [[فاضله]] و مطلوب [[اسلامی]] را جامعه‌ای می‌دانند که در رأس آن [[انسان کامل]] یعنی [[امام]] [[معصوم]] باشد؛ زیرا از منظر ایشان [[امامت]] یعنی همان اوج معنای مطلوب [[اداره جامعه]]، در مقابل انواع و اقسام مدیریت‌های جامعه است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در حرم علی بن موسی الرضا{{ع}}، ۱۲/۱۲/۱۳۸۰.</ref>؛ لذا با ترسیم این [[جامعه مطلوب]] و عناصر و مؤلفه‌های آن به جایگاه [[آرمان‌ها]] در بین این عناصر اشاره می‌کنند و از این جهت گاهی به جامعه مطلوب آرمانی اشاره دارند و گاهی از آرمان‌های جامعه مطلوب سخن می‌گویند و معتقدند جامعه‌ای می‌تواند [[هدف]] و [[آرمان]] یک جامعه یک [[ملت]] زنده، بیدار، باهوش قرار بگیرد که در آن [[معنویت]] باشد، [[عدالت]] باشد، [[عزت]] و [[قدرت]] باشد، [[ثروت]] باشد، [[رفاه]] باشد. این مجموعه با هم باشد، چون بدون معنویت ممکن نیست، بدون آرمان [[معنوی]] ممکن نیست، بدون [[اخلاق]] ممکن نیست، بدون در نظر گرفتن [[خدا]] ممکن نیست، بدون [[مجاهدت]] [[فی سبیل الله]] ممکن نیست<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با پاسداران به مناسبت روز پاسدار، ۱۷/۷/۱۳۸۱.</ref>. از این جهت در نگاه ایشان [[جامعه اسلامی]]، برای گسترش [[آرمان‌های اسلامی]] است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با علماء و طلاب در مدرسه فیضیه، ۱۶/۹/۱۳۷۴.</ref>. با این رویکرد [[غایت]] گرایانه است که تشکیل جامعه اسلامی فی نفسه حتی توسط [[پیامبر]]{{صل}} نمی‌تواند هدف باشد بلکه وسیله و پایگاه و نقطه عزیمتی است که برای تأمین دو هدف دیگر به کار می‌رفت:
#یک هدف عبارت است از [[تکامل]] افراد [[بشر]]، یعنی در [[سایه]] [[جامعه اسلامی]] [[انسان‌ها]] [[فرصت]] پیدا کنند که خودشان را کامل کنند، متخلق به [[اخلاق الهی]] بشوند، [[معرفت خدا]] و [[عشق]] به [[خدا]] را در خودشان به وجود بیاورند و به خدا [[واصل]] بشوند، که [[سعادت بشر]] و [[فلاح]] [[حقیقی]] [[بشر]] در این است.
# [[هدف]] دوم اینکه [[جامعه بشری]] و [[تاریخ]] بشر یک قدم به سمت آن کمالی که در جهت آن حرکت می‌کند نزدیک‌تر بشود و بیشتر، مسأله این است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در پادگان ستاد مرکزی سپاه، ۱۷/۷/۱۳۶۷.</ref>.
بنابراین، در [[اندیشه سیاسی]] ایشان، معیار مطلوبیت و عدم مطلوبیت [[جامعه]] به آرمان‌های آن بستگی دارد. از این رو، چنانچه جامعه و [[حکومتی]] تشکیل شد؛ ولی در جهت [[تحقق آرمان‌ها]] پیش نرفت، آن [[جامعه مطلوب]] نیست، [[منحرف]] است؛ این یک قاعده کلی است؛ این، معیار است. ممکن است تحقق آرمان‌ها سال‌هایی طول بکشد، موانعی، مشکلاتی بر سر راه وجود داشته باشد، اما جهت جامعه و [[حکومت]] و سمت‌گیری آن، حتماً باید به سمت آن [[هدف‌ها]] و آرمان‌های متعالی باشد. معیار این است، تا [[عدالت اجتماعی]] به وجود بیاید، تا [[نظم]] متکی بر [[قانون]] به وجود بیاید، تا [[مقررات الهی]] همه جا مستقر بشود<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با کارگزاران نظام در روز عید سعید مبعث، ۱۹/۹/۱۳۷۵.</ref>. اما آنچه در اندیشه سیاسی [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]]، قابل توجه است اینکه [[دنیا]] و [[آخرت]] با هم دیده شود و بازسازی دنیا و آخرت با هم لحاظ شود. جامعه اسلامی دنیای [[مردم]] را باید آباد بکند، اما به آن اکتفا نمی‌خواهد بکند. دنیا و آخرت توأمان‌اند. در [[نظام اسلامی]] و در برنامه این [[نظام]] انسان‌ها باید [[زندگی]] را سرافراز و با [[رفاه]] بگذرانند، اما این رفاه و [[آسایش]] و هرچه که این آسایش را برای انسان‌ها فراهم می‌کند، همه و همه مقدمه است برای [[رضای الهی]] و آن ذی المقدمه است. کسب رضای [[پروردگار]]. این یک چیز استثنایی است در صحنه امروز عالم، بلکه در همیشه [[تاریخ]]، جز در [[جوامع]] و حکومت‌های [[انبیاء]] و [[جانشینان]] و [[اوصیاء]] آنها. همه ادعا می‌کنند که دنیای [[مردم]] را می‌خواهند [[اصلاح]] کنند. غالباً هم نمی‌توانند. اما [[نظام اسلامی]] [[دین]] و [[دنیا]] را اصلاح می‌کند. این [[قدرت]] را [[اسلام]] نشان داده است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۱۴/۳/۱۳۷۳.</ref>.
در [[اندیشه سیاسی]] [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]]، هم رویکرد غایت‌گرایانه نسبت به [[جامعه]] وجود دارد و هم با رویکرد وظیفه‌گرایانه بدان نگریسته می‌شود. ترکیب این دو نگاه است که [[حکومت]] و [[حاکمان]] را ضمن [[تحفظ]] بر آرمان‌های متعالی و جهت‌گیری‌های کلان به سمت واقع‌نگری، [[عمل‌گرایی]]، [[وظیفه‌شناسی]] و [[مسئولیت‌پذیری]] [[هدایت]] می‌نماید.
با رویکرد ترکیب فوق، جامعه و [[حکومت اسلامی]]، به جامعه و [[حکومتی]] اطلاق می‌شود که هم [[معنویت]] [[انسان‌ها]] را بالا می‌برد، هم [[عدالت]] را [[توسعه]] می‌دهد، [[امنیت]] را توسعه می‌دهد، [[رفاه]] قشرهای مختلف مردم را تأمین می‌کند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با کارمندان و کارکنان دولت، ۷/۶/۱۳۷۵.</ref>. و در نهایت [[هدف]] [[جامعه مطلوب اسلامی]] آن است که الگویی از [[زندگی سیاسی]] را ارائه بدهد که در [[شأن]] [[انسان]] باشد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۲۸/۱/۱۳۷۴.</ref>. البته لازمه طراحی این [[الگو]] آن است که [[اهداف]] [[جامعه اسلامی]] به اعتبارات مختلف مورد توجه قرار گیرند. این اهداف گاهی به اعتبار اهمیت زمانی به سه دسته اهداف بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت تقسیم می‌شوند و گاهی به اعتبار کلان‌تر به اهداف استراتژیک، [[راهبردی]] و کاربردی و گاهی به دو دسته کلی اهداف غایی و غیرغایی تقسیم می‌شوند. البته ممکن است، برخی از این اهداف منطبق بر یکدیگر شوند. در اینجا به دو دسته اهداف غایی و اهداف میانی اشاره می‌شود:
===اهداف غایی===
اهداف غایی در سخنان [[مقام معظم رهبری]] با تعابیری چون «تحصیل [[رضایت الهی]]»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۱۴/۳/۱۳۷۳.</ref>، «[[سعادت]]»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با خانواده شهدا و ایثارگران کرج، ۲۴/۷/۱۳۷۶.</ref>، «کمال»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۱۲/۱۱/۱۳۶۶.</ref>، «[[نورانیت]]»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با مسئولان وزارت امور خارجه، ۱۸/۴/۱۳۷۰.</ref>، «هدایت»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه، ۵/۴/۱۳۶۰.</ref>، «[[حیات طیبه]]»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۱۱/۴/۱۳۶۸.</ref>، «[[کرامت]]»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۲۰/۱۰/۱۳۶۱.</ref> «[[متخلق شدن به اخلاق الهی]]»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با مسئولان وزارت امور خارجه، ۱۸/۴/۱۳۷۰.</ref> یاد شده است. نیل به این اهداف [[غایت]]، نهایی [[جامعه مطلوب]] و [[حکومت اسلامی]] است و برای رسیدن به این غایات لازم است اهداف میانی و کوتاه مدت، به [[استخدام]] گرفته شوند. از همین جا تفاوت اهداف غایی با دیگر اهداف هم روشن می‌شود زیرا اهداف غایی فی نفسه برای جامعه مطلوب اصالت دارند و وسیله برای [[هدف]] دیگری قرار نمی‌گیرند. این دسته از اهداف وجه متمایز کننده [[اندیشه سیاسی]] [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]] با سایر [[اندیشه‌ها]] و فلسفه‌های [[سیاسی]] در دنیای مدرن است. ایشان درباره [[سعادت]] به مثابه هدف [[جامعه]] و [[نظام سیاسی اسلامی]] معتقدند: «نظامی که در [[جامعه اسلامی]] [[حاکم]] است، نظامی است که قصد اجرای تمام [[احکام]] و [[موازین اسلامی]] را به صورت کامل دارد. این [[نظام]]، مایه [[سعادت انسان]] و [[سربلندی]] [[ملت]] و [[کشور]] و مایه [[آبادی]] روی [[زمین]] و کشور و منطقه زیست و مایه [[شادی]] محیط [[زندگی]] و نیز [[استحکام خانواده]] و [[اصلاح]] [[روابط اجتماعی]] میان [[مردم]] و خلاصه مایه [[خوشبختی]] [[زندگی مادی]] و [[معنوی]] انسان‌هاست»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۱۵/۹/۱۳۶۸.</ref>. ایشان از این هدف در [[انقلاب اسلامی]] به عنوان هدف اول که به دنبال [[تشکیل جامعه]] و کشور نمونه‌ای است که [[انسان‌ها]] در این کشور، آنچنانی که [[اراده الهی]] است زندگی کنند یعنی در این کشور دیگر [[زورگویی]] نباشد، [[فقر]] نباشد، فشار و [[تحمیل]] نباشد، [[تبعیض]] و [[اختلاف طبقاتی]] نباشد کار از هر کنده کاری در [[خدمت]] تعالی [[انسان]] قرار بگیرد و انسان‌ها [[احساس]] سعادت و خوشبختی کامل کنند. اولین هدف [[انقلاب]] این است»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در جمع کارکنان پتروشیمی، ۲۳/۱۱/۱۳۶۷.</ref>.
ایشان درباره [[هدف غایی]] [[کرامت انسانی]]، بر این باورند که کرامت از [[حق حیات]] هم ترجیح دارد. این [[حق]] امری قابل زوال نیست و مشروط به برخورداری صحیح از همه نیروها و استعدادها و ابعاد مثبت است. [[کرامت]] یعنی اینکه [[انسان]] دارای [[شرف]] و [[عزت]] و حیثیت ارزشی است. با توجه به این که [[عقل]] و [[آیات]]، امتیازات عالی مانند [[اندیشه]] و [[استعداد]] کمال‌یابی و [[وجدان]] و [[حس]] گذشت از [[لذائذ]] و [[فداکاری]] در راه ارزش‌های عالی [[انسانی]] را برای [[بشر]] [[اثبات]] نموده؛ لذا کرامت و [[ارزش انسانی]] برای [[آدمی]] ثابت شده و موجب بروز [[حق]] و [[تکلیف]] است، [[حق حیات]] و کرامت [[انسان‌ها]] می‌بایست در [[جامعه اسلامی]] و در نزد [[حکومت‌ها]] و توسط آنها محفوظ بماند.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۳۳۸.</ref>
===اهداف میانی===
مقصود از اهداف میانی، آن دسته از اهداف است که خود به خود اصالت ندارند و تحصیل آنها زمینه‌ساز دسترسی به اهداف غایی است و معمولاً دسترسی به آنها آسان است و همه حکومت‌ها با [[اختلافات]] مبنایی، به نوعی آنها را تعقیب می‌کنند که ذیلاً به مواردی از این اهداف در [[فلسفه سیاسی]] [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]] اشاره می‌شود:
====[[هدف]] [[عدالت]]====
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با استفاده از [[آیات قرآن]]، عدالت را جزء ذات [[ادیان]] می‌دانند به طوری که هدف ادیان، ایجاد [[نظام]] عادلانه است و بدون داشتن این هدف، هیچ [[دینی]] وجود ندارد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۱۳/۱۰/۱۳۶۳.</ref>. ایشان عدالت را بارزترین [[آرمان]] و هدف جامعه اسلامی می‌دانند و کثرت استعمال این هدف را در [[نصوص]] و متون [[اسلامی]] دلیل بر اهمیت آن تلقی می‌کنند و تصریح دارند به اینکه هر کس در اهمیت عدالت [[شک]] دارد، کافی است مراجعه کند به آنچه که درباره تشکیل یک نظامی بر مبنای [[حاکمیت]] [[دین در قرآن]] و در [[حدیث]] و در کلمات بزرگان آمده. [[بدیهی]] است که در [[نظام اسلامی]]، در یک [[نظام دینی]] همه [[مردم]] بایستی به سمت [[دین‌داری]]، [[خداپرستی]]، [[عبادت خدا]]، [[اخلاق حسنه]] پیش بروند. این موضوع کمتر از موضوع عدالت در آثار اسلامی مورد تأکید قرار گرفته است. در [[قرآن]] وقتی که می‌فرماید که ما [[پیغمبران]] را فرستادیم، چه کردیم، بعد می‌گوید: {{متن قرآن|لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ}}<ref>«تا مردم به دادگری برخیزند» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref> [[هدف]] از [[ارسال پیامبران]] [[الهی]]، دستیابی به [[قسط]] است. قسط یعنی [[زندگی]] عادلانه<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۲۷/۲/۱۳۷۷.</ref>. اهمیت این هدف تا آنجاست که در [[نظام اسلامی]]، مبنای همه [[تصمیم]] گیری‌های اجرایی است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۱۳/۳/۱۳۷۰.</ref>. در پرتو [[عدالت]] و [[نظام]] عادلانه به [[کمالات انسانی]] می‌توان نائل شد<ref>کتاب راه امام راه ما، ص۲۸-۲۹.</ref>. اهمیت عدالت از نظر [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]] تا آنجاست که عدالت را در بین اهداف میانی از همه آنها مهم‌تر می‌دانند و راه رسیدن به اهداف غایی را هم در گرو [[تحقق عدالت]] در [[جامعه]] می‌دانند؛ زیرا [[قسط و عدل]] از منظر ایشان از واجب‌ترین کارهاست. [[انسان‌ها]]، [[رفاه]] را هم برای قسط و عدل می‌خواهند. کارهای گوناگون را، [[مبارزه]] را، [[جنگ]] را [[سازندگی]] را، [[توسعه]] را برای قسط و عدل می‌خواهند. برای اینکه در جامعه، عدالت برقرار بشود. از [[خیرات]] جامعه همه بتوانند استفاده بکنند. یک عده‌ای [[محروم]] نشوند، یک عده‌ای به آنها [[ظلم]] نکنند. در محیط قسط و عدل است که انسان‌ها می‌توانند [[رشد]] کنند، به [[مقامات]] عالی بشری برسند و [[کمال انسانی]] خودشان را به دست بیاورند. بنابراین قسط و عدل از نگاه ایشان، یک مقدمه [[واجب]] برای [[کمال نهایی]] [[انسان]] است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۲۵/۴/۱۳۷۶.</ref>.
ایشان مصداق بارز و الگوی [[حکومت اسلامی]] [[عدالت محور]] را [[حکومت علوی]] معرفی می‌کنند؛ زیرا [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در همان چند سالی که به [[خلافت]] و [[حکومت]] رسیدند، نشان دادند که [[اولویت]] در نظر آن بزرگوار، استقرار [[عدل الهی]] و [[اسلامی]] است. [[جامعه اسلامی]] با [[عدل و قسط]] است که قوام پیدا می‌کند و می‌تواند به عنوان [[شاهد]] و مبشر و [[هدایت‌گر]] و [[الگو]] و نمونه، برای ملت‌های عالم مطرح بشود. بدون [[عدل]] ممکن نیست. ولو همه ارزش‌های مادی و ظاهری و [[دنیایی]] را هم کسب بکند، اگر عدالت نبود، در [[حقیقت]] هیچ کار انجام نشده است. این، آن برجسته‌ترین مسأله در [[زندگی]] [[حکومتی]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بود<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۳۰/۳/۱۳۷۱.</ref>.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۳۳۹.</ref>
====[[تأمین رفاه]] و [[امنیت]]====
[[رفاه]] و امنیت از ضروریات اولیه زندگی [[بشر]] است و از این جهت، اولین هدفی است که همه [[جوامع]] در تعقیب آن هستند. [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]] وجود امنیت در [[جامعه]] را مثل وجود هوا برای نفس کشیدن ضروری می‌دانند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با جمعی از فرماندهان و پرسنل نیروی انتظامی، ۲۵/۴/۱۳۷۶.</ref> و معتقدند [[متولیان]] [[جامعه اسلامی]] باید [[آرامش]] و امنیت را تأمین کنند که این برای زندگی کردن ضروری است و بدون آرامش و امنیت [[زندگی مادی]] معنی ندارد؛ لذا یکی از [[اهداف]] [[انقلاب اسلامی]] را تأمین رفاه و [[تأمین امنیت]] معرفی می‌کند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه، ۱۷/۱۲/۱۳۵۸.</ref>. ایجاد محیط [[امن]] در جامعه اسلامی یکی از مهمترین [[تکالیف]] و وظایفی است که [[دولت اسلامی]] و [[حاکم اسلامی]] موظف است که آن را انجام بدهد و در کنار امنیت تأمین رفاه برای [[مردم]] هم ضروری است. در [[اندیشه سیاسی]] حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رفاه و امنیت دو خصوصیت فوق العاده حساس و مهم برای [[جوامع بشری]] اعم از جامعه اسلامی و غیر [[اسلامی]] معرفی شده‌اند. جامعه و [[نظام اسلامی]] [[حاکم]] بر آن، باید زندگی مادی و [[رفاه مردم]] را تأمین بکند، به [[فکر]] [[مسکن]] مردم باشد، به فکر ایجاد [[شغل]] برای مردم باشد، به فکر زندگی آسوده‌ای که [[غم]] نان و غم حداقل [[معیشت]] را هیچ یک از [[آحاد]] مردم نداشته باشند، باشد؛ {{متن قرآن|رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ}}<ref>«پروردگارا! اینجا را شهری امن کن و از اهل آن هر کس را که به خداوند و روز واپسین ایمان دارد، از میوه‌ها روزی رسان» سوره بقره، آیه ۱۲۶.</ref> که [[حضرت ابراهیم]] آن وقتی که [[خانه کعبه]] را بنیان‌گذاری کرد و این [[مدینه]] [[الهی]] را به وجود آورد، دعایی که کرد برای [[مردم]]، [[دعا]] برای [[رفاه]] و [[امنیت]] بود؛ یعنی امنیت هم یک احتیاج و نیاز [[حقیقی]] برای مردم یک [[جامعه]] است که [[حکومت اسلامی]] باید او را تأمین کند و رفاه هم یک نیاز حقیقی و [[واقعی]] است برای مردم که حکومت اسلامی موظف است آن را تأمین کند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه، ۲۳/۶/۱۳۶۳.</ref>.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۳۴۱.</ref>
====[[تعلیم و تربیت]]====
از اهداف مهم [[جامعه اسلامی]] [[آموزش]] و [[تربیت]] [[شهروندان]] آن است. و تأمین این [[هدف]] وظیفه‌ای است که بر دوش [[دولت اسلامی]] است؛ یعنی دولت اسلامی نمی‌تواند [[بی‌سوادی]] را در جامعه [[تحمل]] و قبول کند و حکومت اسلامی نمی‌تواند مردم را به حال خودشان بگذارد هر کسی توانست باسواد شد، هر کس هم نتوانست وسعش نرسید، اهمیتی نداشته باشد. نکته اساسی، این است که دولت اسلامی موظف است که سواد و معلومات را در سطح جامعه گسترش بدهد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه، ۱۴/۱۰/۱۳۶۳.</ref>.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۳۴۲.</ref>
====[[آزادی]]====
یکی از اهداف مهم و مبانی جامعه اسلامی و [[نظام سیاسی اسلام]] تأمین آزادی شهروندان است. در راستای این هدف، [[رهبری جامعه]] موظف است، برای افراد جامعه شرایط [[فکری]] و زیستی آزادانه را فراهم سازد و زمینه‌های [[رهایی]] [[انسان]] از همه موانع حرکت و [[رشد]] و جهش [[انسان‌ها]] و [[مبارزه]] با اینها که همان مبارزه برای آزادی افراد جامعه است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۴/۹/۱۳۶۵.</ref> را ایجاد نماید.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۳۴۲.</ref>
====[[برقراری نظم و قانون]]====
یکی دیگر از اهداف مبانی [[جامعه مطلوب]]، برقراری نظم و قانون است در جامعه اسلامی باید [[قانون]] [[حاکم]] باشد و همه چیز بر اساس قانون [[اجرا]] شود؛ بین حاکم و مردم در [[اجرای قانون]] هیچ فرقی نباشد و قانون بدون هیچ کم و [[کاستی]] و مصلحت‌اندیشی‌های ظاهری در مورد همه [[اعمال]] شود. بنابراین حکومت اسلامی باید در یک [[جامعه دینی]]، قوانینی را وضع کند و ترتیباتی را پیگیری کند تا بتواند آن جامعه را اداره کند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه، ۱۱/۶/۱۳۶۷.</ref>.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۳۴۲.</ref>
==شاخصه‌های [[جامعه مطلوب اسلامی]]==
در [[اندیشه سیاسی]] [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]]، بارزترین مصداق [[جامعه مطلوب]]، [[جامعه ولایی]] است که در [[عصر ظهور]] [[معصومین]]{{عم}} محقق شده است و پس از دوره طولانی [[غیبت امام]] [[معصوم]]{{عم}} با [[ظهور امام عصر]]{{ع}} محقق می‌گردد. [[جامعه مطلوب مهدوی]] از نظر ایشان، بر چند پایه [[استوار]] شده است:
خصوصیت [[جامعه]] ایده‌آل و مطلوب، ارتقاء سطح [[اندیشه]] [[انسان]] است هم اندیشه [[علمی]] و هم اندیشه [[اسلامی]] انسان، شما باید نشانی از [[جهل]] و [[بی‌سوادی]] و [[فقر]] [[فکری]] و [[فرهنگی]] در عالم پیدا نکنید.
خصوصیت دیگر [[جامعه مهدوی]] این است که در آن همه نیروهای [[طبیعت]] و همه [[نیروهای انسانی]] استخراج می‌شود و چیزی در بطن [[زمین]] نمی‌ماند که [[بشر]] از آن استفاده نکند.
خصوصیت دیگر این است که محور در [[زمان امام زمان]]، محور فضلیت و [[اخلاق]] است. هر کس که دارای فضلیت [[اخلاقی]] بیشتر است او مقدم‌تر و پیش‌تر است.
در جامعه مطلوب اسلامی... [[دنیا]] به یک کمال نسبی رسیده... جامعه مهدوی را ما یک [[جامعه انسانی]] عادلانه صددرصد می‌دانیم<ref>کتاب درس‌هایی از نهج البلاغه، ص۴۸.</ref>.
بنابراین جامعه مطلوب و شاخصه‌های اساسی آن، جامعه‌ای است که [[هدف]] یک [[ملت]] زنده، بیدار، باهوش قرار بگیرد؛ یعنی آن تصویر آرمانی یک جامعه برای یک چنین ملتی، آن جامعه‌ای است که در او [[معنویت]] باشد، [[عدالت]] باشد، [[عزت]] و [[قدرت]] باشد، [[ثروت]] باشد، [[رفاه]] باشد. اگر بخواهیم این مجموعه با هم باشد، بدون معنویت ممکن نیست، بدون [[آرمان]] [[معنوی]] ممکن نیست، بدون اخلاق ممکن نیست، بدون در نظر گرفتن [[خدا]] ممکن نیست، بدون [[مجاهدت]] [[فی سبیل الله]] ممکن نیست<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار پاسداران به مناسبت روز پاسدار، ۱۷/۷/۱۳۸۱.</ref>. [[اسلام]] برای [[جامعه اسلامی]] قدرت، [[صلابت]]، تمکن مادی و معنوی، [[آزادی]] [[حقیقی]] از قید همه اسارت‌هایی که بشر را [[اسیر]] می‌کند و [[مبتلا]] می‌کند، می‌خواهد. یک چنین چیزی را برای جامعه اسلامی خواسته تا جامعه اسلامی بتواند دنیا را [[نجات]] بدهد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۲۶/۲/۱۳۶۵.</ref>.
با بررسی شاخصه‌های کلی [[جامعه مطلوب]] به موارد ذیل در دستگاه [[اندیشه]] [[مقام معظم رهبری]]، می‌توان اشاره کرد:
# [[پویایی]] و [[تحول]] پذیری<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با اعضای شورای مرکزی و مسئولان کمیته امداد امام خمینی.</ref>.
#بنا بر اساس [[آزادی فکر]] و اندیشه<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه ۱۰/۱۱/۱۳۵۹و در دیدار با نویسندگان نشریات دانشجویی ۴/۱۲/۱۳۷۷. و خطبه‌های نماز جمعه ۵/۴/۱۳۶۰.</ref>.
#ساخت [[اجتماعی]] [[جامعه اسلامی]] بر پایه [[توحید]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران ۲۱/۶/۱۳۶۲ و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در صحن امام رضا{{ع}}، ۳/۱/۱۳۶۱.</ref>.
# [[امامت]] محور<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در جمع فرماندهان لشکر ۲۷ محمد رسول الله{{صل}}، ۲۰/۳/۱۳۷۵.</ref>.
# [[هدایت]] محور<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در کانون توحید پیرامون مسأله نبوت، ۱۰/۸/۱۳۶۵.</ref>.
# [[عدالت محور]]<ref>جلسه پرسش و پاسخ در دانشگاه تهران ۱۳/۹/۱۳۶۴. و در دیدار هیأت دولت ۳/۶/۱۳۷۲. و در خطبه‌های نماز جمعه تهران ۳۱/۴/۱۳۶۷ و ۷/۱/۱۳۶۰ و در دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام ۹/۱۱/۱۳۶۸ و در دیدار دانشجویان ۷/۹/۱۳۸۱.</ref>.
#جامعه‌ای [[فرهنگی]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در مراسم دیدار وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۴/۹/۱۳۷۱.</ref>.
# [[معنویت]] محور<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار پاسداران به مناسبت روز پاسدار ۱۷/۷/۱۳۸۱ و در نماز جمعه، ۲۱/۶/۱۳۶۲.</ref>.
# [[اخلاق]] محور<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۹/۹/۱۳۶۳.</ref>.
#جهادگری و [[مبارزه]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، پیام به حجاج بیت الله الحرام، ۲۶/۳/۱۳۷۰.</ref>.
#نقش والای [[شهروندان]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران ۲۷/۳/۱۳۶۲ و در خطبه نماز جمعه، ۱۴/۵/۱۳۶۲.</ref>.
# [[حرمت]] و [[کرامت انسانی]] در جامعه اسلامی<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۰/۱۰/۱۳۶۱.</ref>.
#تکامل‌گرایی در جامعه اسلامی<ref>مصاحبه با گروه ورزش و مردم تلویزیون ۶/۱۲/۱۳۶۰ و در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۶/۸/۱۳۶۲.</ref>.
#ابزار بودن [[اقتصاد]] در جامعه اسلامی<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۵/۸/۱۳۶۶.</ref>.
#تخصص‌گرایی در جامعه اسلامی<ref>کتاب رسالت انقلابی نسل جوان روحانی، ص۲۵.</ref>.
# [[قانون‌گرایی]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در رابطه با پرتوی از قرآن، ۲۵/۹/۱۳۶۲.</ref>.
# [[رفتار]] عالمانه در [[اداره جامعه اسلامی]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۶/۸/۱۳۶۲.</ref>.
#نبود تناقض در [[جامعه اسلامی]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار عمومی، ۱۸/۷/۱۳۷۵.</ref>.
#برخوردار از [[عزت]] و [[قدرت]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار پاسداران به مناسبت روز پاسدار، ۱۷/۷/۱۳۸۱.</ref>.
#فضلیت محوری<ref>کتاب دیدگاه‌ها، ص۲۱۴ - ۲۱۲.</ref>.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۳۴۳.</ref>
==[[آسیب‌شناسی]] [[جامعه مطلوب]]==
[[مقام معظم رهبری]] در مقابل جامعه اسلامی و مطلوب خویش [[جامعه]] نامطلوب و [[جاهلی]] را قرار می‌دهد و با معیارهای [[دینی]] در تعریف آن می‌فرماید: «جامعه‌ای که بر مبنای [[شرک]] بنا شده باشد، طبقات [[انسان]] هم جدا و [[بیگانه]] از یکدیگر است. وقتی در یک جامعه [[شرک‌آلود]]، ربط [[انسان‌ها]] به مبدأ هستی و نیروی [[قاهر]] و مسلط عالم مطرح می‌شود، به طور طبیعی و قهری، در این جامعه انسان‌ها از هم جدا می‌افتند؛ یکی به یک [[خدا]]، دیگری به خدایی دیگر و سومی هم به خدایی دیگر، جامعه‌ای که بر مبنای شرک باشد، میان [[آحاد]] و [[طوایف]] انسان، یک [[دیوار]] غیر قابل [[نفوذ]] و یک دره جدایی غیر قابل وصل وجود دارد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با جمع کثیری از دانشگاهیان و طلاب حوزه‌های علمیه، ۲۹/۹/۱۳۶۸.</ref>. چنین جامعه‌ای دارای ویژگی‌های ذیل است:
#مناسبات [[اجتماعی]] تحت [[حاکمیت طاغوت]] است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۰/۱۰/۱۳۶۱.</ref>.
# [[خود فراموشی]] در چنین [[جوامع]] جاهلی تبدیل به قاعده می‌شود<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۲/۹/۱۳۶۱.</ref>.
#دوری از [[انسانیت]] و [[معنویت]] و [[اخلاق]] و [[فضیلت]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار طلاب و اساتید مدرسه علمیه آیت‌الله مجتهدی، ۲۲/۳/۱۳۸۳.</ref>.
# [[ضعف]] [[معرفتی]] انسان در [[جامعه جاهلی]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۱/۸/۱۳۶۳.</ref>.
#طبقاتی شدن جامعه<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۱۲/۱۱/۱۳۶۲.</ref>.
مقام معظم رهبری ریشه‌های [[فساد]]، [[انحراف]] و زوال جامعه را علاوه بر [[گرایش]] به ویژگی‌های جامعه جاهلی در اموری می‌دانند که به مواردی از آن اشاره می‌شود.
مقام معظم رهبری ریشه‌های [[فساد]]، [[انحراف]] و زوال جامعه را علاوه بر [[گرایش]] به ویژگی‌های جامعه جاهلی در اموری می‌دانند که به مواردی از آن اشاره می‌شود.
#خروج جامعه از [[سنت‌های الهی]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۲۵/۹/۱۳۶۷.</ref>.
# خروج جامعه از [[سنت‌های الهی]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۲۵/۹/۱۳۶۷.</ref>.
#مصرفی شدن جامعه<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، مصاحبه با مجله شاهد بانوان، ۱۳/۹/۱۳۶۷.</ref>.
# مصرفی شدن جامعه<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، مصاحبه با مجله شاهد بانوان، ۱۳/۹/۱۳۶۷.</ref>.
# [[پوچ‌گرایی]] [[اخلاقی]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، مصاحبه با مجله شاهد بانوان، ۱۳/۹/۱۳۶۷.</ref>.
# پوچ‌گرایی [[اخلاقی]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، مصاحبه با مجله شاهد بانوان، ۱۳/۹/۱۳۶۷.</ref>.
# [[ستمگری]] و [[ستم‌پذیری]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با گروهی از معلمان سراسر کشور به مناسبت روز معلم، ۱۱/۲/۱۳۶۵.</ref>.
# [[ستمگری]] و [[ستم‌پذیری]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با گروهی از معلمان سراسر کشور به مناسبت روز معلم، ۱۱/۲/۱۳۶۵.</ref>.
# [[غرور]] و [[استبداد]] فردی [[جامعه]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دانشگاه امام حسین{{ع}}، ۲۴/۲/۱۳۷۷.</ref>.
# غرور و [[استبداد]] فردی [[جامعه]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دانشگاه امام حسین{{ع}}، ۲۴/۲/۱۳۷۷.</ref>.
# [[ترویج]] [[فساد اخلاقی]] و بی‌بند و باری<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۲۵/۹/۱۳۶۷.</ref>.
# ترویج فساد اخلاقی و بی‌بند و باری<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۲۵/۹/۱۳۶۷.</ref>.
# [[تبعیض]] و [[بی‌عدالتی]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۲۵/۹/۱۳۶۷.</ref>.
# [[تبعیض]] و [[بی‌عدالتی]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۲۵/۹/۱۳۶۷.</ref>.
#بی‌تقوایی و [[غفلت]] و بی‌توجهی و [[غرق]] شدن در منجلاب [[شهوات]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۰/۱/۱۳۶۹.</ref>.
#بی‌تقوایی و [[غفلت]] و بی‌توجهی و غرق شدن در منجلاب [[شهوات]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۰/۱/۱۳۶۹.</ref>.
# [[خود فراموشی]] در جامعه<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۲/۹/۱۳۶۱.</ref>.
# خود فراموشی در جامعه<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۲/۹/۱۳۶۱.</ref>.
#دور شدن از [[معنویت]] و [[دین]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در اجتماع بزرگ اساتید، فضلا و طلاب حوزه علمیه، ۱۴/۷/۱۳۷۹.</ref>.
#دور شدن از [[معنویت]] و [[دین]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در اجتماع بزرگ اساتید، فضلا و طلاب حوزه علمیه، ۱۴/۷/۱۳۷۹.</ref>.
# [[فسق]] و [[فساد]] عامل زوال جامعه<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۲۸/۱۱/۱۳۶۷.</ref>.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۳۴۶.</ref>
# [[فسق]] و [[فساد]] عامل زوال جامعه<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۲۸/۱۱/۱۳۶۷.</ref>.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۳۴۶.</ref>
۱۳۳٬۵۶۵

ویرایش