پرش به محتوا

ذکر در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۳٬۴۸۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۵ مهٔ ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۶ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۷: خط ۷:


== معناشناسی ==
== معناشناسی ==
ذکر در لغت به معنای این است که [[انسان]] چیزی را در خاطر خویش نگاه دارد و پیوسته به یاد آوَرَد<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، فرهنگ شیعه]]، ص ۲۶۵.</ref>. ذکر به معنای یادکردن [[قلبی]] و زبانی چیزی نیز آمده است<ref>العین، ج۵، ص۳۴۶؛ لسان العرب، ج۵، ص۴۸، «ذکر».</ref> که در این صورت ممکن است هریک از دو قسم در برابر [[فراموشی]] یا [[غفلت]] باشد<ref>مفردات، ص۳۲۸؛ التحقیق، ج۳، ص۲۹۶۲۹۷، «ذکر».</ref>. البته گاهی ذکر بر هیئتی در نفس اطلاق می‌شود (قوه ذاکره) که با آن می‌توان معرفت‌های به دست آمده را [[حفظ]] کرد<ref>مفردات، ص۳۲۸.</ref>.
ذکر در لغت به معنای این است که [[انسان]] چیزی را در خاطر خویش نگاه دارد و پیوسته به یاد آوَرَد<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، فرهنگ شیعه]]، ص ۲۶۵.</ref>. ذکر به معنای یادکردن [[قلبی]] و زبانی چیزی نیز آمده است<ref>العین، ج۵، ص۳۴۶؛ لسان العرب، ج۵، ص۴۸، «ذکر».</ref> که در این صورت ممکن است هریک از دو قسم در برابر فراموشی یا [[غفلت]] باشد<ref>مفردات، ص۳۲۸؛ التحقیق، ج۳، ص۲۹۶۲۹۷، «ذکر».</ref>. البته گاهی ذکر بر هیئتی در نفس اطلاق می‌شود (قوه ذاکره) که با آن می‌توان معرفت‌های به دست آمده را [[حفظ]] کرد<ref>مفردات، ص۳۲۸.</ref>.


معنای اصطلاحی ذکر، یاد کردن زبانی و [[قلبی]] [[خداوند]] به [[تکبیر]]، [[تسبیح]]، [[تحمید]]، [[تهلیل]] و حوقله است. البته، در محاورات [[اهل]] [[شرع]]، ذکر همان یاد خداست<ref>نثر طوبی، ج۱، ص۲۷۵، «ذکر».</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ذکر (مقاله)|ذکر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]].</ref> این واژه از اصطلاحات [[اسلامی]] است که بیش‌تر در مباحث [[اخلاقی]] مطرح است و پژوهشگران [[علوم دینی]] در دو عرصۀ [[اخلاق]] و [[عرفان]] بیش‌تر بدان پرداخته‌اند. ذکر [[اخلاقی]]، بر [[تهذیب نفس]] و ذکر [[عرفانی]] بر [[قرب]] [[خدا]] مبتنی است<ref>مفردات راغب‌، ذیل واژه ذکر.</ref>.<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، فرهنگ شیعه]]، ص ۲۶۵.</ref>
معنای اصطلاحی ذکر، یاد کردن زبانی و [[قلبی]] [[خداوند]] به [[تکبیر]]، [[تسبیح]]، [[تحمید]]، [[تهلیل]] و حوقله است. البته، در محاورات [[اهل]] [[شرع]]، ذکر همان یاد خداست<ref>نثر طوبی، ج۱، ص۲۷۵، «ذکر».</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ذکر (مقاله)|ذکر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]].</ref> این واژه از اصطلاحات [[اسلامی]] است که بیش‌تر در مباحث [[اخلاقی]] مطرح است و پژوهشگران [[علوم دینی]] در دو عرصۀ [[اخلاق]] و [[عرفان]] بیش‌تر بدان پرداخته‌اند. ذکر [[اخلاقی]]، بر [[تهذیب نفس]] و ذکر [[عرفانی]] بر [[قرب]] [[خدا]] مبتنی است<ref>مفردات راغب‌، ذیل واژه ذکر.</ref>.<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، فرهنگ شیعه]]، ص ۲۶۵.</ref>
خط ۱۴: خط ۱۴:
واژه ذکر در مقابل غفلت به کار می‌رود که به معنای یادآوری امری فراموش شده است؛ لذا هرچند ذکر به معانی علم و [[حفظ]] و یا جاری کردن نام کسی یا چیزی بر زبان نیز به کار می‌رود، ولی اصل در معنای ذکر، «علم به علم» است؛ یعنی توجه پیدا کردن به چیزی که قبلاً در ذهن موجود بوده، ولی مورد غفلت واقع شده است<ref>مفردات الفاظ قرآن، ج۲، ص۳۲۸.</ref>.
واژه ذکر در مقابل غفلت به کار می‌رود که به معنای یادآوری امری فراموش شده است؛ لذا هرچند ذکر به معانی علم و [[حفظ]] و یا جاری کردن نام کسی یا چیزی بر زبان نیز به کار می‌رود، ولی اصل در معنای ذکر، «علم به علم» است؛ یعنی توجه پیدا کردن به چیزی که قبلاً در ذهن موجود بوده، ولی مورد غفلت واقع شده است<ref>مفردات الفاظ قرآن، ج۲، ص۳۲۸.</ref>.


ذکر در امور خارجی نیز به کار می‌رود؛ به این ترتیب که انسان به امری توجه داشته باشد، ولی به اینکه این همان مطلوب اوست توجه نداشته باشد؛ مثلاً مدت‌ها عکسی را ببیند، ولی نداند که عکس پدربزرگ اوست و سپس متذکر به آن شود. چنان‌که برادران حضرت یوسف {{ع}} در [[مصر]] بارها ایشان را در هیأت عزیز مصر دیده بودند، ولی توجه به اینکه او [[برادر]] گمشده آن‎ها است نداشتند؛ به عبارت دیگر، آن‎ها توجه به توجه خود نداشتند؛ مراد از توجه اول، نگاه ابتدایی در کسوت عزیز مصر است و توجه دوم، [[تطبیق]] عزیز مصر بر [[یوسف]] گم‎گشته آنان است.
ذکر در امور خارجی نیز به کار می‌رود؛ به این ترتیب که انسان به امری توجه داشته باشد، ولی به اینکه این همان مطلوب اوست توجه نداشته باشد؛ مثلاً مدت‌ها عکسی را ببیند، ولی نداند که عکس پدربزرگ اوست و سپس متذکر به آن شود. چنان‌که برادران حضرت یوسف {{ع}} در [[مصر]] بارها ایشان را در هیأت عزیز مصر دیده بودند، ولی توجه به اینکه او [[برادر]] گمشده آن‎ها است نداشتند؛ به عبارت دیگر، آن‎ها توجه به توجه خود نداشتند؛ مراد از توجه اول، نگاه ابتدایی در کسوت عزیز مصر است و توجه دوم، تطبیق عزیز مصر بر [[یوسف]] گم‎گشته آنان است.


در فرهنگ قرآن، اموری از قبیل معارف توحیدی، [[اصول دین]] و مسئله [[ولایت]]، [[فطری]] [[انسان‌ها]]ست؛ چنان‌که [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. معنای این سخن آن است که معلوم، مانند اصل [[توحید]] و معارف توحیدی و یا مانند صفات و [[اسماء الهی]] و اصول [[دینی]] و [[اخلاقی]] و یا مانند [[ضرورت]] [[شکر]] [[پروردگار]] و [[حسن و قبح عقلی]]، حضوراً در نزد عالم حاضر است و همه فطرتاً به آن‎ها توجه دارند؛ اما گرفتار [[غفلت]] به این توجه خود می‌شوند و در نتیجه، آن را فراموش می‌کنند؛ لذا [[انبیاء الهی]] {{عم}} در میان [[انسان‌ها]] نقش مذکّر را دارند، تا [[علم]] به علم قدیم و [[فطری]] خود پیدا کنند<ref>المیزان فی تفسیر القرآن (ط. جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ﻫ.ق)، ج۱۴، ص۱۲۰.</ref>. [[امام علی]] {{ع}} می‌فرمایند: {{متن حدیث|فَبَعَثَ‏ فِيهِمْ‏ رُسُلَهُ‏ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ}}<ref>نهج البلاغة (للصبحی صالح) (ط. هجرت، ۱۴۰۴ﻫ.ق)، ص۴۳.</ref>.
در فرهنگ قرآن، اموری از قبیل معارف توحیدی، [[اصول دین]] و مسئله [[ولایت]]، [[فطری]] [[انسان‌ها]]ست؛ چنان‌که [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. معنای این سخن آن است که معلوم، مانند اصل [[توحید]] و معارف توحیدی و یا مانند صفات و [[اسماء الهی]] و اصول [[دینی]] و [[اخلاقی]] و یا مانند [[ضرورت]] [[شکر]] [[پروردگار]] و [[حسن و قبح عقلی]]، حضوراً در نزد عالم حاضر است و همه فطرتاً به آن‎ها توجه دارند؛ اما گرفتار [[غفلت]] به این توجه خود می‌شوند و در نتیجه، آن را فراموش می‌کنند؛ لذا [[انبیاء الهی]] {{عم}} در میان [[انسان‌ها]] نقش مذکّر را دارند، تا [[علم]] به علم قدیم و [[فطری]] خود پیدا کنند<ref>المیزان فی تفسیر القرآن (ط. جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ﻫ.ق)، ج۱۴، ص۱۲۰.</ref>. [[امام علی]] {{ع}} می‌فرمایند: {{متن حدیث|فَبَعَثَ‏ فِيهِمْ‏ رُسُلَهُ‏ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ}}<ref>نهج البلاغة (للصبحی صالح) (ط. هجرت، ۱۴۰۴ﻫ.ق)، ص۴۳.</ref>.
خط ۳۱: خط ۳۱:
در آیاتی هم به معنای یاد کردن کسی جز [[خداوند]] استفاده شده است: {{متن قرآن|اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ فَأَنْسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ}}<ref>«نزد سرورت از من یاد کن! اما شیطان یادکرد سرورش را از یاد او برد» سوره یوسف، آیه ۴۲.</ref>، {{متن قرآن|فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَمَا أَنْسَانِيهُ إِلَّا الشَّيْطَانُ أَنْ أَذْكُرَهُ}}<ref>«من آن ماهی را از یاد بردم و جز شیطان کسی یادکرد آن را از یاد من نبرد» سوره کهف، آیه ۶۳.</ref>.
در آیاتی هم به معنای یاد کردن کسی جز [[خداوند]] استفاده شده است: {{متن قرآن|اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ فَأَنْسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ}}<ref>«نزد سرورت از من یاد کن! اما شیطان یادکرد سرورش را از یاد او برد» سوره یوسف، آیه ۴۲.</ref>، {{متن قرآن|فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَمَا أَنْسَانِيهُ إِلَّا الشَّيْطَانُ أَنْ أَذْكُرَهُ}}<ref>«من آن ماهی را از یاد بردم و جز شیطان کسی یادکرد آن را از یاد من نبرد» سوره کهف، آیه ۶۳.</ref>.


ذکر در [[قرآن کریم]]، گاهی در برابر [[غفلت]] (عدم [[علم]] به دانسته‌ها) و به معنای [[علم]] به دانسته‌هاست: {{متن قرآن|وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا}}<ref>«و از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل کرده‌ایم پیروی مکن» سوره کهف، آیه ۲۸.</ref>. زمانی نیز در مقابل [[نسیان]] و به معنای وجود صورت [[علم]] در [[خزانه]] ذهن: {{متن قرآن|وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذَا نَسِيتَ}}<ref>«و چون فراموش کردی پروردگارت را یاد کن» سوره کهف، آیه ۲۴.</ref> به کار رفته است<ref>المیزان، ج۱، ص۳۳۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ذکر (مقاله)|ذکر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]].</ref>
ذکر در [[قرآن کریم]]، گاهی در برابر [[غفلت]] (عدم [[علم]] به دانسته‌ها) و به معنای [[علم]] به دانسته‌هاست: {{متن قرآن|وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا}}<ref>«و از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل کرده‌ایم پیروی مکن» سوره کهف، آیه ۲۸.</ref>. زمانی نیز در مقابل نسیان و به معنای وجود صورت [[علم]] در خزانه ذهن: {{متن قرآن|وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذَا نَسِيتَ}}<ref>«و چون فراموش کردی پروردگارت را یاد کن» سوره کهف، آیه ۲۴.</ref> به کار رفته است<ref>المیزان، ج۱، ص۳۳۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ذکر (مقاله)|ذکر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]].</ref>


== مصادیق ذکر الهی در قرآن ==
== مصادیق ذکر الهی در قرآن ==
خط ۵۵: خط ۵۵:
ذکر کثیر را عدم اکتفا به ذکر زبانی، بلکه تداوم ذکر زبانی و [[قلبی]] در همه حال دانسته‌اند<ref>تفسیر ابن کثیر، ج۵، ص۲۵۰؛ اطیب البیان، ج۹، ص۲۷؛ من هدی القرآن، ج۷، ص۱۵۳.</ref>. مردان [[خدا]] را [[تجارت]] و خرید و فروش از [[یاد خدا]] باز نمی‌دارد: {{متن قرآن|رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ}}<ref>«مردانی که هیچ داد و ستد و خرید و فروشی آنان را از یاد خداوند و برپا داشتن نماز و دادن زکات (به خود) سرگرم نمی‌دارد» سوره نور، آیه ۳۷.</ref>. [[تجارت]] و [[داد و ستد]] یاد شدند، چون مهم‌ترین و سودآورترین کار روزانه مردم‌اند، وگرنه هیچ امری از زندگی مادی، ایشان را از [[ذکر خدا]] باز نمی‌دارد<ref>التفسیر الکاشف، ج۵، ص۴۲۶.</ref>. برخی از تقابل "[[تجارت]]" و "بیع" و تفاوت آن دو چنین برداشت کرده‌اند که هیچ امر پیوسته و ناپیوسته، آنان را از یاد همیشگی و موقّت [[خدا]] [[غافل]] نمی‌کند<ref>المیزان، ج۱۵، ص۱۲۷-۱۲۸.</ref>.
ذکر کثیر را عدم اکتفا به ذکر زبانی، بلکه تداوم ذکر زبانی و [[قلبی]] در همه حال دانسته‌اند<ref>تفسیر ابن کثیر، ج۵، ص۲۵۰؛ اطیب البیان، ج۹، ص۲۷؛ من هدی القرآن، ج۷، ص۱۵۳.</ref>. مردان [[خدا]] را [[تجارت]] و خرید و فروش از [[یاد خدا]] باز نمی‌دارد: {{متن قرآن|رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ}}<ref>«مردانی که هیچ داد و ستد و خرید و فروشی آنان را از یاد خداوند و برپا داشتن نماز و دادن زکات (به خود) سرگرم نمی‌دارد» سوره نور، آیه ۳۷.</ref>. [[تجارت]] و [[داد و ستد]] یاد شدند، چون مهم‌ترین و سودآورترین کار روزانه مردم‌اند، وگرنه هیچ امری از زندگی مادی، ایشان را از [[ذکر خدا]] باز نمی‌دارد<ref>التفسیر الکاشف، ج۵، ص۴۲۶.</ref>. برخی از تقابل "[[تجارت]]" و "بیع" و تفاوت آن دو چنین برداشت کرده‌اند که هیچ امر پیوسته و ناپیوسته، آنان را از یاد همیشگی و موقّت [[خدا]] [[غافل]] نمی‌کند<ref>المیزان، ج۱۵، ص۱۲۷-۱۲۸.</ref>.


از موارد [[ضرورت]] ذکر، [[وجوب]] یاد کرد [[نام خدا]] برای صید و [[ذبح]] حیوانات است: {{متن قرآن|فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ بِآيَاتِهِ مُؤْمِنِينَ وَلَا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ}}<ref>«پس، از آنچه (به هنگام ذبح) نام خداوند بر آن برده شده است بخورید، اگر به آیات وی ایمان دارید و از چیزی که (در ذبح) نام خداوند بر آن برده نشده است نخورید» سوره انعام، آیه ۱۱۸ ـ ۱۱۹</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ذکر (مقاله)|ذکر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]].</ref>
از موارد [[ضرورت]] ذکر، [[وجوب]] یاد کرد [[نام خدا]] برای صید و ذبح حیوانات است: {{متن قرآن|فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ بِآيَاتِهِ مُؤْمِنِينَ وَلَا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ}}<ref>«پس، از آنچه (به هنگام ذبح) نام خداوند بر آن برده شده است بخورید، اگر به آیات وی ایمان دارید و از چیزی که (در ذبح) نام خداوند بر آن برده نشده است نخورید» سوره انعام، آیه ۱۱۸ ـ ۱۱۹</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ذکر (مقاله)|ذکر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]].</ref>


== آثار ذکر ==
== آثار ذکر ==
[[ذکر خدا]] دارای آثار مثبت بسیاری در [[دنیا]] و [[آخرت]] است که برخی از آنها عبارت‌اند از:
[[ذکر خدا]] دارای آثار مثبت بسیاری در [[دنیا]] و [[آخرت]] است که برخی از آنها عبارت‌اند از:
# '''[[آرامش]]:''' از بزرگ‌ترین [[مشکلات]] [[بشر]]، پریشانی و [[نگرانی]] و از گمشده‌های او [[آرامش]] است. [[قرآن کریم]] [[یاد خدا]] را تنها آرامبخش دل‌های [[مؤمنان]] می‌داند: {{متن قرآن|أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ}}<ref>«آگاه باشید! با یاد خداوند دل‌ها آرام می‌یابد» سوره رعد، آیه ۲۸.</ref>، [[خدای متعال]] تنها خاستگاه تمام [[خیرات]] و [[زمامدار]] همه امور [[حاکم]] بر [[جهان]] است، بنابراین یاد او تنها آرامش‌بخش برای [[قلب]] هر [[انسانی]] است<ref>المیزان، ج۱۱، ص۳۵۵.</ref>. با اینکه [[یاد خدا]] آرامبخش دل‌هاست، مشرکانی که به [[آخرت]] [[ایمان]] ندارند، بر اثر عناد شدیدشان هرگاه [[خدا]] به تنهایی یاد شود، جان‌هایشان از [[توحید]] متنفّر و منزجر می‌شوند و هرگاه بت‌هایشان یاد شوند، بسیار شاد می‌گردند: {{متن قرآن|وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ}}<ref>«و چون خداوند را به یکتایی یاد کنند دل‌های آنان که به رستخیز ایمان ندارند می‌رمد و چون جز او را (که به پرستش گرفته‌اند) نام برند ناگهان شاد می‌شوند» سوره زمر، آیه ۴۵.</ref>.
# '''[[آرامش]]:''' از بزرگ‌ترین [[مشکلات]] [[بشر]]، پریشانی و نگرانی و از گمشده‌های او [[آرامش]] است. [[قرآن کریم]] [[یاد خدا]] را تنها آرامبخش دل‌های [[مؤمنان]] می‌داند: {{متن قرآن|أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ}}<ref>«آگاه باشید! با یاد خداوند دل‌ها آرام می‌یابد» سوره رعد، آیه ۲۸.</ref>، [[خدای متعال]] تنها خاستگاه تمام [[خیرات]] و [[زمامدار]] همه امور [[حاکم]] بر [[جهان]] است، بنابراین یاد او تنها آرامش‌بخش برای [[قلب]] هر [[انسانی]] است<ref>المیزان، ج۱۱، ص۳۵۵.</ref>. با اینکه [[یاد خدا]] آرامبخش دل‌هاست، مشرکانی که به [[آخرت]] [[ایمان]] ندارند، بر اثر عناد شدیدشان هرگاه [[خدا]] به تنهایی یاد شود، جان‌هایشان از [[توحید]] متنفّر و منزجر می‌شوند و هرگاه بت‌هایشان یاد شوند، بسیار شاد می‌گردند: {{متن قرآن|وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ}}<ref>«و چون خداوند را به یکتایی یاد کنند دل‌های آنان که به رستخیز ایمان ندارند می‌رمد و چون جز او را (که به پرستش گرفته‌اند) نام برند ناگهان شاد می‌شوند» سوره زمر، آیه ۴۵.</ref>.
# '''[[ترس از خدا]]:''' دل‌های [[مؤمنان]] و متواضعان، هنگام [[یاد خدا]] ترسان می‌شوند: {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ}}<ref>«مؤمنان، تنها آن کسانند که چون یاد خداوند پیش آید دل‌هاشان بیمناک می‌شود» سوره انفال، آیه ۲.</ref>. میان ایجاد [[خوف]] در [[دل]] [[مؤمنان]] و [[آرامش]] [[قلبی]] [[اهل]] [[ایمان]] که هر دو از آثار ذکر خدایند منافاتی نیست، زیرا هرگاه [[دل]] به [[یاد خدا]] می‌افتد، نخست کوتاهی‌ها و [[گناهان]] خود را در می‌یابد و می‌ترسد و در ادامه، توجه به [[رحمت الهی]] دلش را آرام می‌سازد<ref>المیزان، ج۱۱، ص۳۵۵.</ref>.
# '''[[ترس از خدا]]:''' دل‌های [[مؤمنان]] و متواضعان، هنگام [[یاد خدا]] ترسان می‌شوند: {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ}}<ref>«مؤمنان، تنها آن کسانند که چون یاد خداوند پیش آید دل‌هاشان بیمناک می‌شود» سوره انفال، آیه ۲.</ref>. میان ایجاد [[خوف]] در [[دل]] [[مؤمنان]] و [[آرامش]] [[قلبی]] [[اهل]] [[ایمان]] که هر دو از آثار ذکر خدایند منافاتی نیست، زیرا هرگاه [[دل]] به [[یاد خدا]] می‌افتد، نخست کوتاهی‌ها و [[گناهان]] خود را در می‌یابد و می‌ترسد و در ادامه، توجه به [[رحمت الهی]] دلش را آرام می‌سازد<ref>المیزان، ج۱۱، ص۳۵۵.</ref>.
# '''[[بصیرت]]:''' [[یاد خدا]] مایه [[بصیرت]] [[تقواپیشگان]] است: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ}}<ref>«بی‌گمان پرهیزگاران چون دمدمه‌ای از شیطان به ایشان رسد (از خداوند) یاد می‌کنند و ناگاه دیده‌ور می‌شوند» سوره اعراف، آیه ۲۰۱.</ref>. [[تذکر]] در این [[آیه]] به یادآوری [[مالکیت]]، [[ربوبیت]] و [[قدرت]] مطلق [[خدا]]<ref>المیزان، ج۸، ص۳۸۱.</ref>، یاد کرد [[اوامر و نواهی]] [[الهی]]<ref>الکشاف، ج۲، ص۱۹۱؛ الصافی، ج۲، ص۲۶۲.</ref>، یادآوری [[ثواب]] و [[عقاب]] [[خدا]]<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۷۹۰؛ تفسیر جلالین، ج۱، ص۱۷۹.</ref>، نام بردن از [[خدا]]<ref>روض الجنان، ج۹، ص۴۸.</ref> و یاد کرد امر [[خدا]] به استعاذه<ref>کشف الاسرار، ج۳، ص۸۲۵؛ فتح القدیر، ج۲، ص۳۱۸.</ref> [[تفسیر]] شده است.
# '''[[بصیرت]]:''' [[یاد خدا]] مایه [[بصیرت]] [[تقواپیشگان]] است: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ}}<ref>«بی‌گمان پرهیزگاران چون دمدمه‌ای از شیطان به ایشان رسد (از خداوند) یاد می‌کنند و ناگاه دیده‌ور می‌شوند» سوره اعراف، آیه ۲۰۱.</ref>. [[تذکر]] در این [[آیه]] به یادآوری [[مالکیت]]، [[ربوبیت]] و [[قدرت]] مطلق [[خدا]]<ref>المیزان، ج۸، ص۳۸۱.</ref>، یاد کرد [[اوامر و نواهی]] [[الهی]]<ref>الکشاف، ج۲، ص۱۹۱؛ الصافی، ج۲، ص۲۶۲.</ref>، یادآوری [[ثواب]] و عقاب [[خدا]]<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۷۹۰؛ تفسیر جلالین، ج۱، ص۱۷۹.</ref>، نام بردن از [[خدا]]<ref>روض الجنان، ج۹، ص۴۸.</ref> و یاد کرد امر [[خدا]] به استعاذه<ref>کشف الاسرار، ج۳، ص۸۲۵؛ فتح القدیر، ج۲، ص۳۱۸.</ref> [[تفسیر]] شده است.
# '''[[رستگاری]]:''' ذکر [[نام خدا]] کنار تزکیۀ نفس و به جای آوردن [[نماز]]، عامل [[رستگاری]] [[انسان]] است: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى}}<ref>«بی‌گمان آنکه پاکیزه زیست رستگار شد و نام پروردگار خویش برد، آنگاه نماز گزارد» سوره اعلی، آیه ۱۴ ـ ۱۵</ref>. فراوانی [[ذکر خدا]] مایه [[رستگاری]] [[مؤمنان]] است: {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref>«و خداوند را بسیار یاد کنید باشد که رستگار گردید» سوره انفال، آیه ۴۵.</ref>. درباره چگونگی [[رستگاری]] [[انسان]] بر اثر تداوم ذکر گفته شده: ادامه دادن ذکر سبب می‌شود [[یاد خدا]] در اعماق [[جان انسان]] [[رسوخ]] کند و ریشه‌های [[غفلت]] را که عامل اصلی هرگونه [[گناه]] است، بسوزاند و [[انسان]] را در مسیر [[رستگاری]] نهد<ref>المیزان، ج۱، ص۳۴۰؛ نمونه، ج۲۴، ص۱۲۸.</ref>.
# '''[[رستگاری]]:''' ذکر [[نام خدا]] کنار تزکیۀ نفس و به جای آوردن [[نماز]]، عامل [[رستگاری]] [[انسان]] است: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى}}<ref>«بی‌گمان آنکه پاکیزه زیست رستگار شد و نام پروردگار خویش برد، آنگاه نماز گزارد» سوره اعلی، آیه ۱۴ ـ ۱۵</ref>. فراوانی [[ذکر خدا]] مایه [[رستگاری]] [[مؤمنان]] است: {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref>«و خداوند را بسیار یاد کنید باشد که رستگار گردید» سوره انفال، آیه ۴۵.</ref>. درباره چگونگی [[رستگاری]] [[انسان]] بر اثر تداوم ذکر گفته شده: ادامه دادن ذکر سبب می‌شود [[یاد خدا]] در اعماق [[جان انسان]] [[رسوخ]] کند و ریشه‌های [[غفلت]] را که عامل اصلی هرگونه [[گناه]] است، بسوزاند و [[انسان]] را در مسیر [[رستگاری]] نهد<ref>المیزان، ج۱، ص۳۴۰؛ نمونه، ج۲۴، ص۱۲۸.</ref>.
# '''یاد کردن [[خدا]] از [[بنده]]:''' [[ذکر خدا]] [[انسان]] را مورد توجه و عنایت الهی قرار می‌دهد و موجب می‌شود تا [[خدا]] نیز از او یاد کند: {{متن قرآن|فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ}}<ref>«پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم» سوره بقره، آیه ۱۵۲.</ref>.
# '''یاد کردن [[خدا]] از [[بنده]]:''' [[ذکر خدا]] [[انسان]] را مورد توجه و عنایت الهی قرار می‌دهد و موجب می‌شود تا [[خدا]] نیز از او یاد کند: {{متن قرآن|فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ}}<ref>«پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم» سوره بقره، آیه ۱۵۲.</ref>.
خط ۸۱: خط ۸۱:
# '''[[اخلاص]]:''' براساس تعبیر {{متن قرآن|فِي نَفْسِكَ}} ذکر باید از [[ریا]] تهی باشد.
# '''[[اخلاص]]:''' براساس تعبیر {{متن قرآن|فِي نَفْسِكَ}} ذکر باید از [[ریا]] تهی باشد.
# '''[[تضرع]]:''' [[تضرع]] به معنای تذلل و [[خشوع]] است.
# '''[[تضرع]]:''' [[تضرع]] به معنای تذلل و [[خشوع]] است.
# '''[[خوف]]:''' [[انسان]] باید از [[عقاب]] [[خدا]] که ممکن است بر اثر کوتاهی و [[غفلت]] دامنگیرش شود، بترسد. دو [[ادب]] [[تضرع]] ـ که در بر دارنده امید به رحمت خداست ـ و [[خوف]] یعنی اینکه ذکر باید در حالت خوف و رجا باشد.
# '''[[خوف]]:''' [[انسان]] باید از عقاب [[خدا]] که ممکن است بر اثر کوتاهی و [[غفلت]] دامنگیرش شود، بترسد. دو [[ادب]] [[تضرع]] ـ که در بر دارنده امید به رحمت خداست ـ و [[خوف]] یعنی اینکه ذکر باید در حالت خوف و رجا باشد.
# دوری از صدای بلند: [[قرآن کریم]] به ذکر درونی و ذکر زبانی آهسته [[فرمان]] می‌دهد؛ اما از ذکر زبانی بلند یاد نمی‌کند، زیرا بلند کردن صوت به هنگام ذکر، با ادب عبودیت منافات دارد<ref>المیزان، ج۸، ص۳۸۲.</ref>.
# دوری از صدای بلند: [[قرآن کریم]] به ذکر درونی و ذکر زبانی آهسته [[فرمان]] می‌دهد؛ اما از ذکر زبانی بلند یاد نمی‌کند، زیرا بلند کردن صوت به هنگام ذکر، با ادب عبودیت منافات دارد<ref>المیزان، ج۸، ص۳۸۲.</ref>.


از دیگر [[آداب]] [[قرآنی]] ذکر، انقطاع از غیر [[خدا]] و توجه کامل به [[پروردگار]] است: {{متن قرآن|وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا}}<ref>«و نام پروردگارت را یاد کن و از همه بگسل و بدو بپیوند» سوره مزمل، آیه 8.</ref>. البته [[آداب]] دیگری نظیر، انقطاع از غیر [[خدا]] و توجه کامل به [[پروردگار]]<ref>{{متن قرآن|وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا}}«و نام پروردگارت را یاد کن و از همه بگسل و بدو بپیوند» سوره مزمل، آیه 8.</ref> و مطابقت [[دعا]] با تعالیم [[خدای متعال]] نیز برای آداب ذکر بیان شده است<ref>ر.ک: [[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ذکر (مقاله)|ذکر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]].</ref>.
از دیگر [[آداب]] [[قرآنی]] ذکر، انقطاع از غیر [[خدا]] و توجه کامل به [[پروردگار]] است: {{متن قرآن|وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا}}<ref>«و نام پروردگارت را یاد کن و از همه بگسل و بدو بپیوند» سوره مزمل، آیه 8.</ref>. البته [[آداب]] دیگری نظیر، انقطاع از غیر [[خدا]] و توجه کامل به [[پروردگار]]<ref>{{متن قرآن|وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا}}«و نام پروردگارت را یاد کن و از همه بگسل و بدو بپیوند» سوره مزمل، آیه 8.</ref> و مطابقت [[دعا]] با تعالیم [[خدای متعال]] نیز برای آداب ذکر بیان شده است<ref>ر.ک: [[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ذکر (مقاله)|ذکر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]].</ref>.
== اهل الذکر ==
{{اصلی|اهل الذکر}}
اهل‌ الذکر واژه‌ای برگرفته از [[آیه ۴۳ سوره نحل]] و [[آیه ۷ سوره انبیاء]] به معنای کسانی است که اهل علم بوده و مسائلی را که دیگران ناآگاهند، ایشان می‌دانند. در این دو آیه بر [[لزوم]] مراجعه به [[اهل ذکر]] تاکید شده است که امری [[عقلانی]] نیز هست. معنا و مصداق آیه عام است اما مهمترین مصداقی که در [[روایات]] برای اهل الذکر مطرح شده [[اهل بیت]] {{ع}} هستند<ref>ر.ک: [[حسین عبدالمحمدی بنچناری|عبدالمحمدی بنچناری، حسین]]، [[بررسی تطبیقی دلالت آیه فاسئلوا أهل الذکر بر مرجعیت علمی اهل بیت (مقاله)|بررسی تطبیقی دلالت آیه فاسئلوا أهل الذکر بر مرجعیت علمی اهل بیت]]؛ [[محسن اصغرپور قراملکی|اصغرپور قراملکی، محسن]]، [[اهل الذکر - اصغرپور قراملکی (مقاله)|مقاله «اهل الذکر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص ۱۳۰ - ۱۳۳.</ref>.
=== آیه اهل ذکر ===
{{اصلی|آیه اهل ذکر}}
[[خداوند متعال]] در دو [[آیه]] [[آیه ۴۳ سوره نحل]] و [[آیه ۷ سوره انبیاء]] [[لزوم]] مراجعه به [[اهل ذکر]] را بیان کرده است. این دو آیه که به "آیه اهل الذکر" یا "آیه سوال" معروف هستند<ref>آخوند خراسانی، محمد کاظم، کفایة الاصول، ص۳۰۰.</ref>، همگان را به لزوم [[پرسش‌گری]] از اهل خبره در مسائلی که [[علم]] ندارند فرا می‌خواند. رجوع به آگاهان و دانایان در هرمسأله‌ای، امری [[عقلانی]] و طبیعی است و رجوع [[جاهل]] به عالم مبنای ارتباطات بشری است. [[علامه طباطبایی]] می‌گوید: [[آیه]] اشاره به یك اصل عمومی عقلایی است كه [[جاهل]] به اهل خبره مراجعه می‌كند<ref> المیزان، ج ۱۲ ص ۲۷۵</ref>.<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۲.</ref>


== موانع ذکر ==
== موانع ذکر ==
موانع بسیاری برای ذکر و یاد [[خداوند]] وجود دارد که برخی از آنها عبارت‌اند از:
موانع بسیاری برای ذکر و یاد [[خداوند]] وجود دارد که برخی از آنها عبارت‌اند از:
# '''[[خدای متعال]]:''' [[خداوند]] به [[دلیل]] آنکه برخی با [[حق]] درافتادند و در پذیرش [[حق]] عناد ورزیدند [[قلب]] آنها را از ذکر خود [[غافل]] می‌کند: {{متن قرآن|وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا}}<ref>«و از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل کرده‌ایم پیروی مکن» سوره کهف، آیه ۲۸.</ref>؛ بدین معنا که [[غفلت]] را بر دل‌هایشان مسلط می‌کند، در نتیجه [[یاد خدا]] را فراموش می‌کنند<ref>المیزان، ج۱۳، ص۳۰۳.</ref>.
# '''[[خدای متعال]]:''' [[خداوند]] به [[دلیل]] آنکه برخی با [[حق]] درافتادند و در پذیرش [[حق]] عناد ورزیدند [[قلب]] آنها را از ذکر خود [[غافل]] می‌کند: {{متن قرآن|وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا}}<ref>«و از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل کرده‌ایم پیروی مکن» سوره کهف، آیه ۲۸.</ref>؛ بدین معنا که [[غفلت]] را بر دل‌هایشان مسلط می‌کند، در نتیجه [[یاد خدا]] را فراموش می‌کنند<ref>المیزان، ج۱۳، ص۳۰۳.</ref>.
# '''[[شیطان]]:''' گاهی [[انسان]] با [[اراده]] خود از [[شیطان]] [[پیروی]] کرده و سبب [[تسلط]] او بر خویش می‌شود که نتیجۀ آن [[فراموشی]] خداست، چنان‌که بر اثر [[تسلط]] [[شیطان]] بر [[منافقان]]، آنان [[یاد خدا]] را فراموش می‌کنند: {{متن قرآن|اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنْسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ}}<ref>«شیطان بر آنان چیرگی یافت و یادکرد خداوند را از یاد آنان برد» سوره مجادله، آیه ۱۹.</ref>. [[شیطان]] با ابزار شراب و قمار به ایجاد [[دشمنی]] و [[کینه]] در [[دل]] [[انسان‌ها]] پرداخته و آنان را از [[یاد خدا]] باز می‌دارد: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ}}<ref>«شیطان، تنها بر آن است تا با شراب و قمار میان شما دشمنی و کینه افکند و از یاد خداوند و از نماز بازتان دارد؛ اکنون آیا دست می‌کشید؟» سوره مائده، آیه ۹۱.</ref>.
# '''[[شیطان]]:''' گاهی [[انسان]] با [[اراده]] خود از [[شیطان]] [[پیروی]] کرده و سبب [[تسلط]] او بر خویش می‌شود که نتیجۀ آن فراموشی خداست، چنان‌که بر اثر [[تسلط]] [[شیطان]] بر [[منافقان]]، آنان [[یاد خدا]] را فراموش می‌کنند: {{متن قرآن|اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنْسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ}}<ref>«شیطان بر آنان چیرگی یافت و یادکرد خداوند را از یاد آنان برد» سوره مجادله، آیه ۱۹.</ref>. [[شیطان]] با ابزار شراب و قمار به ایجاد [[دشمنی]] و [[کینه]] در [[دل]] [[انسان‌ها]] پرداخته و آنان را از [[یاد خدا]] باز می‌دارد: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ}}<ref>«شیطان، تنها بر آن است تا با شراب و قمار میان شما دشمنی و کینه افکند و از یاد خداوند و از نماز بازتان دارد؛ اکنون آیا دست می‌کشید؟» سوره مائده، آیه ۹۱.</ref>.
# '''[[دوست]] [[گمراه‌کننده]]:''' [[قرآن کریم]] با یادآوری [[حسرت]] شدید برخی از [[ستمگران]] در [[روز قیامت]]، به [[پشیمانی]] آنان از [[دوستی]] با کسانی اشاره می‌کند که ایشان را از [[یاد خدا]] باز داشته و [[گمراه]] کردند: {{متن قرآن|يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِي}}<ref>«ای وای! کاش فلانی را به دوستی نمی‌گرفتم! به راستی او مرا از قرآن پس از آنکه به من رسیده بود گمراه کرد» سوره فرقان، آیه ۲۸ ـ ۲۹</ref>.
# '''[[دوست]] [[گمراه‌کننده]]:''' [[قرآن کریم]] با یادآوری [[حسرت]] شدید برخی از [[ستمگران]] در [[روز قیامت]]، به [[پشیمانی]] آنان از [[دوستی]] با کسانی اشاره می‌کند که ایشان را از [[یاد خدا]] باز داشته و [[گمراه]] کردند: {{متن قرآن|يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِي}}<ref>«ای وای! کاش فلانی را به دوستی نمی‌گرفتم! به راستی او مرا از قرآن پس از آنکه به من رسیده بود گمراه کرد» سوره فرقان، آیه ۲۸ ـ ۲۹</ref>.
# '''بهره‌های مادی:''' [[خداوند]] [[مؤمنان]] را [[نهی]] می‌کند که [[اموال]] و فرزندانشان آنان را از [[یاد خدا]] [[غافل]] کنند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ}}<ref>«ای مؤمنان! مبادا دارایی‌ها و فرزندانتان شما را از یاد خداوند باز دارد و آنان که چنین کنند زیانکارند» سوره منافقون، آیه ۹.</ref>. [[ذکر خدا]] در [[آیه]] [[تسبیح]]، [[تحمید]]، [[قرآن]] و واجباتی مانند [[نماز]]، [[حج]]، [[جهاد]]، [[زکات]] یا همه فرائض دانسته شده است که همگی از مصادیق ذکرند. "الهاء" به معنای سرگرم کردن [[انسان]] به امری و [[غافل]] کردن وی از امری مهم‌تر است، بنابراین الهاء [[اموال]] و [[فرزندان]] از [[یاد خدا]]، یعنی توجه و [[وابستگی]] [[دل]] به آنها به گونه‌ای باشد که [[دل]] را از [[یاد خدا]] خالی، در نتیجه از آن [[اعراض]] کند. [[اموال]] و [[فرزندان]] از مواهب خدایند و رویکرد افراطی به آنها مذموم است، وگرنه توجه به آنها در جهت فرمان‌های [[خدا]]، عاملی برای سعادتمندی [[انسان]] است<ref>نمونه، ج۲۴، ص۱۷۲؛ التحریر و التنویر، ج۲۸، ص۲۲۵.</ref>.
# '''بهره‌های مادی:''' [[خداوند]] [[مؤمنان]] را [[نهی]] می‌کند که [[اموال]] و فرزندانشان آنان را از [[یاد خدا]] [[غافل]] کنند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ}}<ref>«ای مؤمنان! مبادا دارایی‌ها و فرزندانتان شما را از یاد خداوند باز دارد و آنان که چنین کنند زیانکارند» سوره منافقون، آیه ۹.</ref>. [[ذکر خدا]] در [[آیه]] [[تسبیح]]، [[تحمید]]، [[قرآن]] و واجباتی مانند [[نماز]]، [[حج]]، [[جهاد]]، [[زکات]] یا همه فرائض دانسته شده است که همگی از مصادیق ذکرند. "الهاء" به معنای سرگرم کردن [[انسان]] به امری و [[غافل]] کردن وی از امری مهم‌تر است، بنابراین الهاء [[اموال]] و [[فرزندان]] از [[یاد خدا]]، یعنی توجه و [[وابستگی]] [[دل]] به آنها به گونه‌ای باشد که [[دل]] را از [[یاد خدا]] خالی، در نتیجه از آن [[اعراض]] کند. [[اموال]] و [[فرزندان]] از مواهب خدایند و رویکرد افراطی به آنها مذموم است، وگرنه توجه به آنها در جهت فرمان‌های [[خدا]]، عاملی برای سعادتمندی [[انسان]] است<ref>نمونه، ج۲۴، ص۱۷۲؛ التحریر و التنویر، ج۲۸، ص۲۲۵.</ref>.
خط ۱۰۹: خط ۱۱۷:
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
# [[پرونده:1379153.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)|'''ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶''']]
# [[پرونده:1379153.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)|'''ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶''']]
# [[پرونده:11128.jpg|22px]] [[حسین عبدالمحمدی بنچناری|عبدالمحمدی بنچناری، حسین]]، [[بررسی تطبیقی دلالت آیه فاسئلوا أهل الذکر بر مرجعیت علمی اهل بیت (مقاله)|بررسی تطبیقی دلالت آیه فاسئلوا أهل الذکر بر مرجعیت علمی اهل بیت]]، [[پژوهش‌های تفسیر تطبیقی (نشریه)|دوفصلنامه پژوهش‌های تفسیر تطبیقی]]
# [[پرونده:000057.jpg|22px]] [[محسن اصغرپور قراملکی|اصغرپور قراملکی، محسن]]، [[اهل الذکر - اصغرپور قراملکی (مقاله)|مقاله «اهل الذکر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵''']]
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۱۳۰٬۲۶۲

ویرایش