بحث:رشوه در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۱۵: | خط ۱۱۵: | ||
#خروج از [[شریعت اسلام]]: از نظر قرآن کسانی که رشوه میگیرند همانند [[اهل کتاب]] بهویژه [[یهود]] عمل کرده و از شریعت اسلام خارج شدهاند. | #خروج از [[شریعت اسلام]]: از نظر قرآن کسانی که رشوه میگیرند همانند [[اهل کتاب]] بهویژه [[یهود]] عمل کرده و از شریعت اسلام خارج شدهاند. | ||
# [[عذاب]] عظیم [[دوزخ]]: خدا در قرآن به رشوه گیران هشدار میدهد که [[کیفر]] رشوهگیری در [[آخرت]] عذاب بزرگی است که از آن فراری ندارند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[رشوه سوء استفاده مالی از قدرت (مقاله)|رشوه سوء استفاده مالی از قدرت]].</ref> | # [[عذاب]] عظیم [[دوزخ]]: خدا در قرآن به رشوه گیران هشدار میدهد که [[کیفر]] رشوهگیری در [[آخرت]] عذاب بزرگی است که از آن فراری ندارند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[رشوه سوء استفاده مالی از قدرت (مقاله)|رشوه سوء استفاده مالی از قدرت]].</ref> | ||
==چیستی ماهیت [[رشوه]]== | |||
[[قرآن]] در [[آیه]] ۱۸۸ [[سوره بقره]] مسأله رشوه را به عنوان امر نابهنجار در حوزه عمل [[اجتماعی]] مطرح میسازد. از نظر قرآن اموری که موجب میشود تا شخصی به پرداخت رشوه [[اقدام]] کند نمیتواند امری هنجاری و قانونی باشد و در اصل شخص میکوشد تا با رشوه دادن، [[قانون]] را دور بزند و یا مجریان را به [[اعمال]] ضدقانونی وادار کرده و بدان سو بکشاند. | |||
مهمترین عاملی که موجب میشود تا شخص رشوه دهد [[امور مالی]] و کسب درآمدهای [[نامشروع]] است. در [[حقیقت]] عامل [[مالی]]، انگیزه بیشترین رشوه دهی هاست. از این رو قرآن [[هدف]] عمده و اساسی رشوه دهی را خوردن [[اموال]] دیگران از راه [[باطل]] و نامشروع و غیرقانونی برمی شمارد. این مسأله به ویژه در حوزه [[اموال عمومی]] بسیار اتفاق میافتد. به این معنا که برخی از [[صاحب منصبان]] و کسانی که دستشان برای [[تصرف در اموال]] عمومی باز است با [[سوء]] استفاده میکوشند تا بخش بیش تری را در [[اختیار]] گیرند. از این مسأله گاه به [[سوء استفاده از قدرت]] نیز تعبیر میشود؛ زیرا آنان برای دست یابی به اموال بیشتر و بهرهگیری از آن از [[مقام]] خود [[سود]] میجویند. استفاده نادرست از [[قدرت]] به این معناست که شخص از اعتبار و [[جایگاه اجتماعی]] و نقش خود در حوزه عمومی بهره گیرد و به جای این که دستگیر دیگران باشد جیبهای خویش را پر کند و از [[نفوذ]] خود برای انباشت [[ثروت]] و [[سرمایه]] استفاده نماید. | |||
یکی از [[مدیران]] کل که با نگارنده آشنائی داشت میگفت من از [[دولت]] [[حقوق]] نمیگیرم و همان چیزی را هم که به دست میآورم.به [[نیازمندان]] میدهم وی این مطلب را راست میگفت ولی از طرف دیگر [[دروغ]] میگفت؛ زیرا همین شخص از مقام مدیرکلی در سطح استان بهره میگرفت و اعتبار اجتماعی و مقام و [[منصب]] او برای وی کار میکرد و صدها برابر آن چه به عنوان حقوق به او میرسید از راههای دیگر از [[اموال عمومی]] به دستش میرسید. اعتبار [[مقام]] و [[منصب]] به وی [[اجازه]] میداد که وامهای میلیاردی با بهرههای کم را دریافت کند. این همان مسأله ای است که در [[آیه]] ۱۸۸ [[سوره بقره]] به عنوان [[نابهنجاری]] مورد تحلیل و نقد [[خداوند]] قرار میگیرد و میفرماید: ولا تاکلوا اموالکم بینکم بالباطل و تدلوا بها الی الحکام لتاکلوا فریقا من [[اموال]] [[الناس]] بالاثم و انتم تعلمون؛ اموالی را که به همه شما [[مردم]] تعلق دارد و باید بر طبق [[مقررات الهی]] میان شما تقسیم شود، از راههای ناروا به دست نیاورید و [[مصرف]] نکنید و آنها را به رسم [[رشوه]] پیش داوران نبرید تا به [[حکم]] آنان بخشی از اموال مردم را به [[گناه]] به چنگ آورید درحالی که خود نادرستی این کار را میدانید. | |||
در [[حقیقت]] با آنکه میدانند اموالی که از این راه به دست میآورند [[نامشروع]] و بخشی از اموال مردم است ولی به دلیل ارتباطی که با دیگر [[صاحبان مناصب]] و [[اهل]] [[قدرت]] دارند و با زد و بندهایی که میان آنان اتفاق میافتد از آن اموال به نفع خود سوءاستفاده میکنند. به عنوان نمونه اموالی که در بانکهای دولتی است بخش معظم آن [[اموال دولتی]] است که میبایست برای تقویت و [[رشد اقتصادی]] مورد استفاده قرار گیرد و به کسانی که خواهان راه اندازی بخشهای تولیدی هستند وام داده شود؛ ولی برخی که درصد بسیار اندکی از مردم را تشکیل میدهند به سبب اعتبار و نقش [[اجتماعی]] بالا و منصب خود میتوانند به شکل میلیاردی از بانکها وام بگیرندو سوءاستفاده کنند و نه تنها آن را در کارهای غیرقانونی به جریان میاندازند بلکه حتی در مواردی که قانونی است در بخش خدمات و یا [[واردات]] بکار میگیرند که دو مشکل عمده را سبب میشود؛ نخست موجب [[تورم]] و افزایش نقدینگی میشود و دیگر آنکه تولیدات [[کشور]] از دست میرود و این افزون بر این است که [[نامشروع]] بوده و تنها به جهت زد و بندهای غیرقانوی این مبالغ هنگفت را به دست آوردهاند. | |||
در [[آیه]] فوق الذکر از واژه ادلاء به معنای [[رشوه]] دهی استفاده شده است. رشوه میتواند به صورت [[اموال]] نقدی و یا امری حکمی انجام شود. به این معنا که یا بصورت پرداختهای نقدی باشد یا با [[وعده]] و یا حتی ایجاد بستر برای [[نفوذ]] و کارهای بعدی برای شخص [[حاکم]] انجام پذیرد. از این رو، رشوه همانند [[ربا]] و [[نزول]] [[خواری]] میتواند به دو شکل انجام شود.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قرآن و آسیبشناسی منکری به نام رشوه (مقاله)|قرآن و آسیبشناسی منکری به نام رشوه]].</ref> | |||
==رشوه حکمی== | |||
بسیاری از [[مردم]] پرداختهایی را به عنوان رشوه نقدی دارند و در هر اداره و مرکز صاحب قدرتی که میروند برای دور زدن [[قانون]] و یا نادیده گرفتن آن رشوه پرداخت میکنند. این رشوه به نام زیر میزی و یا [[پول]] چای و مانند آن انجام میشود. در این میان کسانی به عنوان لابی و واسطه نیز وجود دارند که همین کار را به عنوان [[وکیل]] و یا مانند آن انجام میدهند. | |||
اما شکل خاصی از رشوه است که از آن به رشوه حکمی یاد میشود. به این معنا که شخص در این جا پول نقدی را به عنوان رشوه پرداخت نمیکند بلکه شخص حاکم و یا [[صاحب منصب]] و [[قاضی]] برای جلب [[رضایت]] شخص دیگری که به نظر وی هم تراز و یا حتی [[برتر]] و دارای اعتبار [[اجتماعی]] است از باب بده و بستان، کاری را برای وی انجام میدهد. در این جا اشخاص برای رضایت دیگری [[مال]] و یا جنسی را دریافت نمیکنند بلکه اعتباری برای خود در نزد دیگری کسب میکنند که بسیار مهمتر و ارزشیتر است که گاه نمیتوان برای آن بها و قیمتی گذاشت. شخص به این شکل مدیون دیگری میشود و او حتی در زمانهای بسیار حساس مانند زمانی که طرف مقابل گرفتار [[حکم]] [[افساد فی الارض]] و یا [[بغی]] و [[جاسوسی]] و یا اموری دیگر از این دست میشود میتواند مفید و سازنده باشد و او را از [[مرگ]] برهاند و یا از [[کشور]] بگریزاند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قرآن و آسیبشناسی منکری به نام رشوه (مقاله)|قرآن و آسیبشناسی منکری به نام رشوه]].</ref> | |||
==آثار و تبعات [[رشوه]] و [[حرام]] خوری== | |||
[[خداوند]] در [[آیه]] ۶۲ و ۶۳ [[سوره مائده]] به شدت کسانی را که گرفتار رشوه و حرام [[خواری]] هستند [[سرزنش]] و [[نکوهش]] میکند و [[رفتار]] آنان را امری نابهنجار و [[زشت]] ازنظر [[اخلاقی]] و [[جرم]] از نظر [[حقوقی]] میشمارد و [[مالی]] را که از این طریق به دست میآورند به نام [[سحت]] و [[گناه]] و یا پاره ای از [[آتش دوزخ]] میشمارد. | |||
در این آیه با نکوهش این افراد، از وضعیت [[جامعه]] ای خبر میدهد که در آن، مسأله [[امر به معروف و نهی از منکر]] به [[فراموشی]] سپرده شده یا از سوی بیشتر [[مردم]] نادیده گرفته میشود. در این [[زمان]] است که هر کسی میکوشد به جای تلاش و [[سبقت]] در [[کارها]] و [[امور خیر]] و هنجاری در [[کارهای زشت]] و [[رشوه خواری]] و حرام خواری [[شتاب]] گیرد. این چنین [[وضعیت اجتماعی]] به معنای [[انحطاط جامعه]] و [[فروپاشی]] آن است؛ زیرا [[قانون]] وقتی از سوی بیشتر مردم نادیده گرفته و یا دور زده شود و یا پایمال گردد، زمینه ای برای رفتارهای هنجاری و قانونی باقی نمیماند و جامعه ازنظر [[امنیت]] [[روحی]] و [[اجتماعی]] به مرحله [[بحران]] میرسد و هیچ کس به دیگری [[اطمینان]] و [[اعتماد]] نمیکند و میهراسد که مورد [[تعدی]] قرار گیرد و [[اموال]] خصوصی و عمومیاش از دست برود. | |||
خداوند در آیه ۶۳ سوره مائده این گونه رفتار را نابهنجارترین شکل [[رفتاری]] بر میشمارد که آثار آن در [[دنیا]] و [[آخرت]] خطرناک است. | |||
[[زشتی]] آثار و تبعات عمل [[رشوهگیری]] و رشوه دهی تا آن اندازه است که خداوند آن را به عنوان عملی زشت مورد سرزنش قرار میدهد و رشوه خواری را [[ننگ]] آورترین عمل اجتماعی میشمارد.<ref>مائده آیه۴۲</ref> | |||
[[قرآن]] در آیه ۱۸۸ [[سوره بقره]] بیان میکند که همگان از زشتی و [[نابهنجاری]] عمل رشوه [[آگاهی]] دارند با این همه بیشتر [[مردم]] برای دور زدن [[قانون]] و نادیده گرفتن [[حقوق دیگران]] این عمل ناروا را انجام میدهند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قرآن و آسیبشناسی منکری به نام رشوه (مقاله)|قرآن و آسیبشناسی منکری به نام رشوه]].</ref> | |||
==[[مسئولیت]] [[علما]] و [[دینداران]]== | |||
مشکل اساسی این گونه [[جوامع]] که رشوههای نقدی و حکمی در آن به عنوان [[عادت]] در همه جا و در میان همه کس گسترش یافته است که علما و [[دانشمندان]] که از پیامدهای آن [[آگاه]] هستند به مردم هشدار نمیدهند و یا [[اهل]] [[باور]] و [[دین]] داران در برابر آن [[سکوت]] میکنند. این [[بیتفاوتی]] از نظر [[خداوند]] [[جرم]] و گناهی نابخشودنی برای [[اهل علم]] است؛ زیرا آنان میدانند که [[نابهنجاری]] [[رشوه]] چه آثار سوئی بر عمل کرد تولیدی و نیز [[روحی]] و روانی [[جامعه]] دارد و تا چه اندازه ممکن است جامعه را به سوی نابودی [[فرهنگی]] و [[امنیتی]] سوق دهد. در [[حقیقت]] [[عالمان]] و دانشمندان و دینداران به سبب [[آگاهی]] میبایست مسئولیت خویش را بپذیرند و در برابر این نابهنجاری بایستند و با اهل آن [[مبارزه]] کنند تا جلوی [[رفتار]] نابهنجار [[رشوه خواری]] گرفته شود.<ref>مائده آیه۶۳</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قرآن و آسیبشناسی منکری به نام رشوه (مقاله)|قرآن و آسیبشناسی منکری به نام رشوه]].</ref> | |||
==رشوه گیران و رشوه خواران== | |||
در [[آیات]] ۵۹ و ۶۲ [[مائده]] هنگامی که از مسئله رشوه سخن به میان میآید به تاریخچه آن نیز اشاره ای دارد. در این آیات آمده است که کسانی از [[اهل کتاب]] از [[یهود]] و [[مسیحی]] گرفتار [[رشوهگیری]] شده بودند. آنان که در [[عصر پیامبر]]{{صل}} میزیستند برای دست یابی به [[اموال]] از راههای غیرقانونی و [[سوءاستفاده از بیت المال]] که دراختیارشان بود [[قوانین]] را دور میزنند و پارههای [[آتش]] را به عنوان [[مال]] [[حلال]] میخوردند. | |||
از دیگر کسانی که [[گرایش]] بیش تری به رشوه خواری و رشوهگیری دارند [[صاحبان قدرت]] و [[منصب]] [[اجتماعی]] هستند که مردم همواره برای برآورد نیازهای خویش بدانان نیازمندند. با آنکه منصبهای اجتماعی از سوی مردم به بخشی از افراد جامعه داده میشود تا به عنوان خدمتکاران و [[کارگزاران]] مردم و جامعه عمل کنند و زمینههای [[رشد]] و تعالی و [[آرامش]] و [[امنیت]] و [[آسایش]] را فراهم و برقرار کنند با این همه افراد نقش و جایگاه خویش را فراموش میکنند و به جای آنکه خود را [[کارگزاران]] [[مردم]] برشمارند [[سرور]] و سالار ایشان میدانند. درحالی که در [[اندیشه]] و [[بینش سیاسی]] و [[اجتماعی]] [[اسلام]]، امراءالقوم خدامهم؛ [[مدیران]] و کارگزاران مردم خادمین مردم هستند درحالی که اینگونه اشخاص مردم و [[ملت]] را [[خادم]] خویش میشمارند و از [[مقام]] و [[منصب]] واگذار شده به ایشان استفاده نادرست کرده و برای هرکاری که [[وظیفه]] شان است [[رشوه]] میگیرند و آتشی را به عنوان [[مال]] بر سر سفرههای خویش میبرند.<ref>بقره آیه ۱۸۸</ref> | |||
در این میان [[قضات]] درمعرض خطر بزرگ تری هستند؛ زیرا در بسیاری از زمانها میان مردم حتی در بخش [[اموال]] مشترک و عمومی [[اختلاف]] میافتد و برای این که حل و فصلی از سوی خادمانشان که قضات باشند انجام شود به سوی ایشان میروند. دراین جا ممکن است برخی از این [[خادمان]] که در [[منصب قضاوت]] نشستهاند به عنوان خائنان عمل کنند و از مقام و منصب خویش سوءاستفاده کرده و [[مالی]] را به عنوان رشوه از یکی بگیرند تا به نفع او [[حکم]] صادر کنند.<ref>بقره آیه ۱۸۸</ref> | |||
این قاضیان و [[حاکمان]] و [[صاحب منصبان]] به جهت این که رشوه گرفتهاند از [[عدالت]] خارج میشوند و در حکم [[اصحاب]] [[جور]] و [[باطل]] قرار میگیرند و ازنظر اسلام و [[قرآن]] از اعتبار میافتند و [[ولایت]] ایشان دیگر به عنوان ولایت [[حق]] و [[عدل]] نیست بلکه به عنوان ولایت جورو باطل قلمداد شده و میبایست آماده دو [[مجازات]] باشند؛ مجازاتی که به عنوان [[اهل]] جور گرفتار آن میشوند و مجازاتی که از مال رشوه و [[حرام]] بر گردن ایشان است؛ زیرا [[خداوند]] حکم کرده است؛ لاینال عهدی الظالمین؛ ولایت و [[حکمرانی]] و [[قضاوت]] در میان مردم که از سوی خداوند واگذار شده تنها برای اهل عدالت است نه کسانی که [[ظلم]] کردهاند. و از آن جایی که هر [[بت]] پرست و [[کافر]] و [[رشوه خواری]] از [[اهل]] [[ظلم]] است لاجرم اهل [[جور]] شده و از [[ولایت]] ساقط میگردد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قرآن و آسیبشناسی منکری به نام رشوه (مقاله)|قرآن و آسیبشناسی منکری به نام رشوه]].</ref> | |||
==[[رشوه]] گیرندگان، منافقند== | |||
بدون تردید کسانی که اهل [[رشوهگیری]] و رشوه خواری هستند، اهل [[نفاق]] میباشند و ایشان درحقیقت [[دین]] وایمان را تنها برای رسیدن به [[منافع دنیوی]] [[اختیار]] کردهاند. از این رو ازنظر [[خداوند]] اهل رشوه، همان اهل نفاق هستند که در زبان چیزی را به زبان میرانند و در عمل چیز دیگری که انجام میدهند.<ref>مائده آیه ۴۱ و ۴۲</ref> | |||
به هرحال رشوه و رشوهگیری نه تنها موجب میشود تا [[جامعه]] [[امنیت]] [[روحی]] و روانی خود را نسبت به [[اعمال]] [[قانون]] ازدست دهد بلکه از [[صاحب منصبان]] و [[قضات]] و دیگر کسانی که در [[مقام]] [[خدمت]] گزاران جامعه قرار دارند سلب [[اعتماد]] و [[اطمینان]] میشود و جامعه از درون [[فاسد]] شده و فرومی پاشد. از این رو خداوند رشوه خواری را موجب [[گرفتاری]] به عذابی دردناک و بزرگ در [[آخرت]] برمی شمارد؛ زیرا اگر جامعه دچار این گونه مسائل نابهنجار شود وبه شکل [[رفتار]] و [[فرهنگ عمومی]] در جامعه گسترش یابد [[قوانین]]، از [[ارزش]] و اعتبار میافتد و [[هرج و مرج]] جامعه را فرامی گیرد و درنتیجه آن جامعه نمیتواند در مسیر کمالی خویش حرکت کند که این مهمترین مسئله در برابر دعوتهای [[پیامبران]] است و لذا خداوند با هر مسئله [[نابهنجاری]] که با اصول اساسی [[دعوت]]، [[مخالفت]] و منافات داشته باشد برخورد کرده و افراد [[بزهکار]] را به عذابی سخت [[تهدید]] میکند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قرآن و آسیبشناسی منکری به نام رشوه (مقاله)|قرآن و آسیبشناسی منکری به نام رشوه]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۱۲۰: | خط ۱۵۵: | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[رشوه آتشی در جان آدمی (مقاله)|'''رشوه آتشی در جان آدمی''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[رشوه آتشی در جان آدمی (مقاله)|'''رشوه آتشی در جان آدمی''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[رشوه سوء استفاده مالی از قدرت (مقاله)|'''رشوه سوء استفاده مالی از قدرت''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[رشوه سوء استفاده مالی از قدرت (مقاله)|'''رشوه سوء استفاده مالی از قدرت''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قرآن و آسیبشناسی منکری به نام رشوه (مقاله)|'''قرآن و آسیبشناسی منکری به نام رشوه''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||