فدک در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۴٬۸۳۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۸ نوامبر ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۹۹: خط ۹۹:


[[فدک]] در حال حاضر به نام "الحائط" در مرز شرقی [[خیبر]] قرار دارد و شامل تعدادی روستا و بیش از ۱۱ هزار سکنه و سرزمینی پوشیده از نخلستان و برخوردار از امکانات [[کشاورزی]] است<ref>ر. ک: [[حسین قاضی خانی|قاضی خانی، حسین]]، [[فدک (مقاله)|فدک]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ص۲۱۷؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۵۷؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۵۵.</ref>.
[[فدک]] در حال حاضر به نام "الحائط" در مرز شرقی [[خیبر]] قرار دارد و شامل تعدادی روستا و بیش از ۱۱ هزار سکنه و سرزمینی پوشیده از نخلستان و برخوردار از امکانات [[کشاورزی]] است<ref>ر. ک: [[حسین قاضی خانی|قاضی خانی، حسین]]، [[فدک (مقاله)|فدک]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ص۲۱۷؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۵۷؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۵۵.</ref>.
==نقش [[خلیفه دوم]] در [[ماجرای فدک]]==
[[قاضی نورالله تستری]] از طرائف [[ابن طاووس]] چنین نقل می‌کند:
برخی از [[دانشمندان]] [[اهل تسنن]] [[روایت]] نموده‌اند که چون [[فاطمه زهرا]]{{س}} در رد [[فدک]] با [[ابوبکر]] سخن گفت و اظهار کرد که پدر [[بزرگوار]] و [[سید]] [[ابرار]] آن را به او بخشیده است، ابوبکر گفت: مرا آن [[گمان]] بود که تو به عنوان [[ارث]] از [[پیامبر]] [[متصرف]] در فدک شده‌ای؛ اما اگر قبل از [[وفات]] آن را به تو بخشیده باشد، تو را از آن منع نمی‌کنم، و خواست که در باب رد فدک کاغذی به جهت او بنویسد. [[عمر]] او را از [[نوشتن]] آن منع کرد و گفت: او زنی بیش نیست؛ از او [[گواه]] [[طلب]] باید کرد<ref>شوشتری، نورالله، مجالس المؤمنین، ص۲۲.</ref>.
همچنین [[علامه حلی]] گوید: هنگامی که فاطمه زهرا{{س}} ابوبکر را در مورد فدک [[موعظه]] کرد (و او را از کار خلاف و [[گناه]] برحذر داشت)، ابوبکر نوشته‌ای به فاطمه زهرا{{س}} داد که فدک به او برگردانده شود. اما همین که فاطمه زهرا{{س}} از نزد ابوبکر خارج شد، عمر او را دید و آن نوشته را گرفت و پاره کرد<ref>فاضل مقداد، اللوامع الالهیه، ص۳۰۸، به نقل از: منهاج الکرامه.</ref>.
در روایتی دیگر این طور گزارش شده است: پس از [[گواهی دادن]] علی{{ع}} و [[ام ایمن]]، ابوبکر نامه‌ای برای [[فاطمه]]{{س}} نوشت که فدک را به او برگرداند. در این هنگام، عمر وارد شد و نوشته را گرفت و پاره کرد. در برخی [[روایات]] نیز آمده است که فاطمه زهرا{{س}} [[نامه]] را نمی‌داد و او به [[زور]] و با [[اسائه ادب]] گرفت و فاطمه [[زهرا]] نیز او را [[نفرین]] کرد<ref>شیخ طوسی، تلخیص الشافی، ج۳، ص۱۲۴؛ اللمعه البیضاء فی شرح خطبه الزهراء، ص۷۴۷.</ref>.
با توجه به آنچه گفته آمد، نمی‌توان [[خلیفه اول]] را تبرئه کرد؛ زیرا اگر وی تصمیم داشت که [[حق علی]]{{ع}} و فاطمه{{س}} را به آنان بدهد، به عمر [[اعتراض]] می‌کرد و نامه را دوباره می‌نوشت.<ref>[[رضا استادی|استادی، رضا]]، [[فدک - استادی (مقاله)| مقاله «فدک»]]، [[دانشنامه امام علی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۸]] ص ۳۶۹.</ref>
==بررسی [[داوری]] [[خلیفه اول]]==
[[فاطمه]]، علی{{ع}} و [[ام ایمن]] را [[شاهد]] گرفت؛ اما [[ابوبکر]] نپذیرفت. در [[فتوح البلدان]] آمده است: {{متن حدیث|وَ شَهِدَ لَهَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ فَسَأَلَهَا شَاهِداً آخَرَ فَشَهِدَتْ لَهَا أُمُ أَيْمَنَ‌، فَقَالَ: قَدْ عَلِمْتِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ أَنَّهُ لَا تَجُوزُ إِلَّا شَهَادَةُ رَجُلَيْنِ أَوْ رَجُلٍ وَ امْرَأَتَيْنِ! فَانْصَرَفَتْ}}<ref>فتوح البلدان، ص۳۸: علی{{ع}} گواهی داد. ابوبکر شاهدی دیگر خواست. ام ایمن گواهی داد. ابوبکر گفت: باید دو مرد، یا یک مرد و دو زن گواهی دهند. بنابراین، گواهی علی{{ع}} و ام ایمن را نپذیرفت. در نقل دیگر به جای علی{{ع}}، ریاح مولی رسول الله{{صل}} آمده است.</ref>. پس از این ماجرا، تا پایان [[خلافت ابوبکر]] و سال‌های متمادی پس از او، [[فدک]] به فاطمه{{س}} و [[فرزندان]] او بازگردانیده نشد.
اکنون به بررسی این [[داوری]] می‌پردازیم. در این داوری، اشتباهاتی متعدد روی داده است:
#در [[فقه]] [[اسلام]] و کتاب [[قضا]]، از مسلمات است که اگر کسی خانه‌ای را در [[تصرف]] داشته باشد و دیگری ادعای [[مالکیت]] آن را نماید، مدعی باید ادعای خود را [[اثبات]] کند، نه کسی که [[خانه]] در تصرف او است. اما ابوبکر برخلاف این [[حکم]] مسلم، از علی{{ع}} و فاطمه{{س}} خواست که مالکیت خود را اثبات کنند.
#همچنین از مسلمات فقه است که تاکسی علیه [[متصرف]] [[شکایت]] نکرده است، [[قاضی]] نمی‌تواند متعرض او شود، و در این باره کسی نزد [[خلیفه]] شکایت نبرده بود.
#اگر خود خلیفه شکایت داشت، می‌بایست طبق مقررات قضای [[اسلامی]] نزد یک قاضی دیگر شکایت می‌کرد؛ زیرا به قول خود او، فاطمه{{س}} مدعی، و وی منکر بوده است، و لازم بود [[داور]] غیر از مدعی و منکر باشد.
#خلیفه که خود مدعی بود، به [[قضاوت]] پرداخت، و این نیز از نظر فقه اسلام مجاز نیست.
#قاضی ابتدا باید سخن مدعی و منکر را بشنود، و بعد حکم کند، و پس از آن، حکم [[اجرا]] شود؛ اما در این نمونه، قبل از داوری و [[حکم قطعی]]، ابوبکر [[فدک]] را گرفته بود. این نیز با [[موازین]] [[قضایی]] [[اسلام]] [[سازش]] ندارد.
#[[قاضی]] می‌تواند به [[علم]] خود عمل کند و [[ابوبکر]] به [[حکم]] [[آیه تطهیر]] که درباره [[فاطمه]]{{س}} نازل شده بود، می‌دانست که فاطمه [[دروغ]] نمی‌گوید، اما سخن حضرت را نپذیرفت و دو شاهد‌طلبید.
#از دو [[شاهد]] [[حضرت زهرا]]{{س}} یکی [[معصوم]] بود و دیگری را [[رسول خدا]] [[اهل بهشت]] معرفی کرده بود. واضح است که [[شهادت]] دادن علی{{ع}} به [[دلیل عصمت]] او، برای کسی که به آیه تطهیر [[اعتقاد]] داشته باشد، علم‌آور است و می‌تواند جایگزین دو شاهد باشد. همچنین شهادت [[ام ایمن]] به دلیل سخنی که رسول خدا درباره او فرموده بود<ref>{{عربی|قال رسول الله: أم أيمن إمراة من أهل الجنة}} «رسول خدا{{صل}} فرمود: ام ایمن زنی است که از اهل بهشت است». در برخی از نقل‌ها آمده است که [[اسماء بنت عمیس]] هم [[گواهی]] داد. (ر.ک: تستری، مجالس [[المؤمنین]]، ص۲۲) در برخی نقل‌ها [[ام سلمه]] و نیز در برخی گزارش‌ها [[امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} یاد شده‌اند. در [[شرح المواقف]] [[میر]] [[سید]] [[شریف]]، ج۸ ص۳۵۶ آمده است: {{عربی|و شهد عليه علي والحسن والحسين وأم كلثوم والصحيح أم أيمن...}}.</ref>، برای کسی که به [[گفتار رسول خدا]] [[ایمان]] داشته باشد، [[اطمینان]] آور است و می‌تواند جایگزین شهادت دو [[زن]] باشد؛ اما ابوبکر شهادت این دو شاهد را نپذیرفت.
#برای [[اثبات]] [[مالکیت]] در [[محکمه]]، به دو شاهد مرد نیاز نیست، بلکه یک شاهد و قسم را نیز کارساز دانسته‌اند؛ یعنی [[سوگند]]، مکمل گواهی یک شاهد می‌شود. [[نزاع]] فدک نیز نزاعی [[مالی]] بوده است.
#فاطمه{{س}} فدک را در [[تصرف]] داشت و مدعی مالکیت آن بود و او و علی و حتی [[حسنین]]{{ع}} و ام ایمن به این مطلب گواهی می‌دادند. گذشته از این، طبق گفته یکی از [[علمای شیعه]]، به دلیل کثرت [[مصاحبت]] [[خلیفه اول]] و دوم با رسول خدا، آنان به طور قطع، از واگذاری فدک به حضرت زهرا{{س}} اطلاع داشته‌اند. بنابراین، ابوبکر و [[عمر]] با [[علم]] و عمد، و با هدفی دیگر، مسئله را این گونه طراحی کردند.
[[ابن ابی الحدید]] می‌گوید: از علی بن الفارقی که از مدرسان [[مدرسه]] غربیه [[بغداد]] بود، پرسیدم: با اینکه [[ابوبکر]] می‌دانست [[فاطمه]]{{س}} در مسئله [[فدک]] راست می‌گوید، چرا فدک را به او نداد؟ استادم لبخند زد و سخنی لطیف گفت. او گفت: اگر آن [[روز]] ابوبکر به مجرد ادعای [[فاطمه زهرا]]{{س}} فدک را به او می‌داد و به [[راستگویی]] وی اعتراف می‌کرد، فاطمه روز دیگر می‌آمد و مسئله [[خلافت علی]]{{ع}} را از قول پدرش مطرح می‌کرد و ابوبکر در عدم قبول گفتار او عذر و بهانه‌ای نداشت؛ زیرا خودش قبلاً به راستگویی فاطمه{{س}} اعتراف کرده بود، و بدون [[گواه]] و [[شهود]]، ادعای او را پذیرفته بود...<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۸۴.</ref>؛
۱۰. شاید از مهمترین [[ادله]] بی‌اساس بودن [[داوری]] ابوبکر این باشد که هیچگاه در طول [[تاریخ]]، [[قضاوت]] او پذیرفته نشده و بارها فدک به [[اهل‌بیت]]{{عم}} برگردانده شده است. این کار اولین بار به دست [[عمر بن عبدالعزیز]] صورت گرفت.<ref>[[رضا استادی|استادی، رضا]]، [[فدک - استادی (مقاله)| مقاله «فدک»]]، [[دانشنامه امام علی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۸]] ص ۳۷۰.</ref>
==سرگذشت فدک، پس از فاطمه{{س}}==
هنگامی که عمر بن عبدالعزیز به [[خلافت]] رسید، گفت: ای [[مردم]]، به هرکس ظلمی شده بود، جبران کردم، و اول مظلمه‌ای را که به صاحبانش بازگرداندم، فدک بود [که به [[امام باقر]]{{ع}} برگردانده شد]. گروهی از [[مشایخ]] [[اهل شام]] و [[قریش]] نزد او آمدند و گفتند: تو با این کار، [[خلیفه اول]] و دوم را [[غاصب]] و [[ظالم]] معرفی کردی و موجب [[طعن]] بر آنان شدی. عمر بن عبدالعزیز به آنان گفت: نزد من و شما ثابت است که فاطمه [[دختر رسول خدا]]{{صل}} فدک را ادعا کرد و فدک در [[تصرف]] او بود، و فاطمه زنی نبود که به [[پیامبر]] [[دروغ]] نسبت دهد. علاوه بر این، علی و [[ام ایمن]] و [[ام سلمه]] نیز [[شهادت]] دادند، و به نظر من، و فاطمه{{س}} در ادعای خود صادق بود؛ گرچه نمی‌توانست دو [[شاهد]] بیاورد. او [[سیده زنان]] [[بهشت]] است. پس امروز به قصد [[تقرب به خدا]]، [[فدک]] را به [[وارثان]] او برگرداندم و امیدوارم که در [[روز قیامت]] از [[شفاعت]] او و حسن و حسین بهره‌مند باشم. سپس افزود که اگر من به جای [[ابوبکر]] بودم و [[فاطمه]] فدک را ادعا می‌کرد، او را [[تصدیق]] می‌کردم و فدک را به او می‌دادم...<ref>مجالس المؤمنین، ص۲۲، با تصرف در عبارات.</ref>.
[[محدث قمی]] در [[هدایه‌الانام (کتاب)|هدایه‌الانام]] می‌نویسد: دهم [[ربیع الاول]] سال ۳۲۹، [[وفات]] [[راضی بالله]]، بیستمین [[خلیفه عباسی]] است. از [[محاسن]] کارهای او رد فدک به وارثان [[حضرت فاطمه]]{{س}} است، و تا [[زمان]] او، نه دفعه، بلکه ده دفعه، فدک [[غصب]] و رد شده است<ref>محدث قمی، شیخ عباس، هدایه الانام، ص۷۳.</ref>. همچنین در کتاب [[فیض]] العلام می‌نویسد:
پس از [[عمر بن عبدالعزیز]]، دیگرباره فدک را غصب کردند، [[سفاح]] رد کرد. پس دیگرباره غصب کردند، و [[مهدی]] رد کرد. باز غصب کردند، [[مأمون]] بر ایشان رد کرد. پس از آن باز مغصوب شد و [[واثق]] برگردانید. دیگرباره غصب شد، [[منتصر]] رد کرد. باز غصب شد، [[معتمد]] رد کرد. باز غصب شد، [[معتضد]] ردکرد. دیگرباره مغصوب شد و راضی بالله برگردانید؛ و در احوال [[مهتدی]] بالله، [[خلیفه]] چهاردهم [[عباسی]]، نیز نوشته شده که او فدک را پس از آن‌که بعد از منتصر غصب شده بود، رد کرد. پس تا زمان راضی بالله، ده دفعه فدک غصب و رد شده است<ref>محدث قمی، شیخ عباس، فیض العلام، ص۲۱۲.</ref>.
بنابراین، روشن است که اگر [[داوری]] ابوبکر با [[موازین اسلامی]] موافق بود، [[معتقدان]] به [[خلافت]] او، برای بازگرداندن آن انگیزه‌ای نداشتند.<ref>[[رضا استادی|استادی، رضا]]، [[فدک - استادی (مقاله)| مقاله «فدک»]]، [[دانشنامه امام علی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۸]] ص ۲۵۹.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۱۱۰: خط ۱۳۹:
# [[پرونده:IM010213.jpg|22px]] [[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[جانشین پیامبر (کتاب)|'''جانشین پیامبر''']]
# [[پرونده:IM010213.jpg|22px]] [[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[جانشین پیامبر (کتاب)|'''جانشین پیامبر''']]
# [[پرونده:13681302.jpg|22px]] [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]
# [[پرونده:13681302.jpg|22px]] [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]
# [[پرونده:1368106.jpg|22px]] [[رضا استادی|استادی، رضا]]، [[فدک - استادی (مقاله)| مقاله «فدک»]]، [[دانشنامه امام علی ج۸ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۸''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۳۸۷

ویرایش