پرش به محتوا

بحث:مکه در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۱٬۴۵۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲ دسامبر ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۳: خط ۲۳:


با توجه به آنچه گذشت؛ می‌توان به این نتیجه رسید؛ که [[مکه]] به معنی شهری است، که [[خانه کعبه]] در آن احداث شده و [[بکه]] محل بنای خانه کعبه می‌باشد؛ لذا با دانستن این دو نکته، ما به دو نوع [[جغرافیا]] باید بپردازیم؛ یکی بکه و دیگری مکه، که به خواست [[خدای سبحان]]، به جغرافیای آن دو مکان، زیر عنوان‌های [[مسجدالحرام]]، [[کعبه]] و مکه، در جای خود اشاره خواهیم نمود<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص۱۶۱ ـ ۱۶۲.</ref>.
با توجه به آنچه گذشت؛ می‌توان به این نتیجه رسید؛ که [[مکه]] به معنی شهری است، که [[خانه کعبه]] در آن احداث شده و [[بکه]] محل بنای خانه کعبه می‌باشد؛ لذا با دانستن این دو نکته، ما به دو نوع [[جغرافیا]] باید بپردازیم؛ یکی بکه و دیگری مکه، که به خواست [[خدای سبحان]]، به جغرافیای آن دو مکان، زیر عنوان‌های [[مسجدالحرام]]، [[کعبه]] و مکه، در جای خود اشاره خواهیم نمود<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص۱۶۱ ـ ۱۶۲.</ref>.
==مقدمه==
نام [[مکه]] فقط یک بار در [[قرآن مجید]] خلال [[آیه]] ۲۴ از [[سوره فتح]] مسطور است و در [[سوره آل عمران]] آیه ۹۶ لفظ [[بکه]] مذکور می‌باشد. بعضی معتقدند که بکه نام بقعه [[کعبه]] و مکه نام [[شهر]] است. این نظر تا حدی درست می‌نماید چه اولا بکه با بقعه [[قرابت]] لفظی دارد و ثانیا بقعۀ خدای بعل به نام بعلبک نامیده شده است و ارباب لغت گفته‌اند بک به معنی [[تذلل]] و ازدحام است و چون گردنکشان در برابر کعبه سر [[تسلیم]] فرود می‌آورند و اظهار [[زبونی]] می‌کنند و برای انجام تشریفات [[حج]] ازدحام می‌نمایند مکه، شایسته اطلاق عنوان مکه شده است.
در قرآن مجید خلال آیه ۹۳ از [[سوره انعام]] از مکه به عنوان [[ام القری]] یاد شده و بعضی صفت [[امی]] را که از [[صفات]] [[پیغمبر]] است منسوب به ام القری دانسته‌اند (مشهور این است که امی به معنی درس ناخوانده باشد و مستشرقین معتقدند که امی، [[عبری]] الأصل و مأخوذ از هائولام به معنی [[شریف]] است). [[شهر مکه]] امروز از شهرهای بزرگ [[حجاز]] و مرکز عالم [[اسلام]] به شمار می‌رود و [[تاریخی]] قدیم دارد. بر حسب داستان‌های مذهبی، [[قوم عاد]] و بنی [[جرهم]] در حدود مکه اقامت داشته‌اند. [[حضرت ابراهیم]] زوجه خود [[هاجر]] و فرزند خویش اسماعیل را در مکه ساکن ساخت و بنی جرهم و [[فرزندان]] اسماعیل و سپس [[بنی خزاعه]] بر مکه [[حکومت]] کردند و آنگاه نوبت به [[قریش]] رسید. ([[رجوع]] شود به مقاله قریش). کعبه در مکه به دست حضرت ابراهیم بنا شد و [[قبائل]] [[عرب]] از تمام نقاط [[عربستان]] به طرف آن متوجه گردیدند. کعبه فعلا بیش از دو متر از سطح [[مسجد الحرام]] ارتفاع دارد لکن گویا در [[زمان]] پیغمبر ارتفاع آن از [[زمین]] به این اندازه نبوده زیرا سیلاب سطح آن را در زمان پیغمبر فرا گرفته بود و [[حضرت رسول]] آب را از داخل کعبه بیرون می‌ریخت و درباره [[حدس]] [[منجمان]] که گفته بودند [[کعبه]] را آب فرا می‌گیرد و زورق‌ها در آن روان می‌شود می‌فرمود: {{متن حدیث|كذب المنجمون}} همچنین می‌گویند [[حکیم بن حزام]] برادرزاده [[خدیجه]] در داخل کعبه متولد شده و [[ولادت حضرت علی]]{{ع}} در جوف کعبه مشهور است و از این دو واقعه می‌‌توان [[حدس]] زد که ارتفاع کعبه از سطح [[مسجد الحرام]] در قدیم چندان نبوده است. [[ابن خلدون]] می‌نویسد که [[ایرانیان]] هم به [[زیارت]] کعبه می‌آمده‌اند و آهوان زرین که [[عبدالمطلب]] در [[چاه زمزم]] یافته است، از بقایای نذور ایرانیان بوده است. برخی از زبان شناسان جدید [[ایران]] هم پنداشته‌اند که ریشه [[مکه]] «مهگه» به معنی جایگاه ماه باشد. لکن تصور بعید به نظر می‌رسد.
بطلمیوس از مکه به نام مکربا یاد کرده و ناحیه مکربا را یکی از مراکز [[تجاری]] به شمار آورده است. موقع جغرافیای مکه مقتضی آن بوده که مرکز [[تجارت]] باشد چه اولاً آن ناحیه در مسیر کاروان‌های تجاری [[حبشه]] و [[یمن]] و [[سوریه]] و ایران و [[بابل]] قرار داشته و می‌توانسته ملتقای [[اقوام]] گوناگون [[افریقا]] و [[آسیا]] واقع باشد.
ثانیا مکه دره‌ای است میان دو رشته [[کوه]] و این حسن موقع، آن را از [[هجوم]] [[قبایل]] تا حدی مصون داشته و برای مرکزیت تجاری آماده و مناسبش گردانیده است. گر چه اهمیت مکه با ظهور [[پیغمبر اکرم]] شروع می‌شود با وجود آن بر حسب [[قصص]] و شواهد [[تاریخی]] که در دست است [[پیش از بعثت]] حضرت [[پیغمبر]] مکه هم از جهت تجاری و هم از جهت تشریفات مذهبی اعتبار و [[ارزش]] داشته است حتی [[حبشیان]] خواستند که با [[بنای کعبه]] صنعاء و کعبه [[نجران]] و [[معابد]] دیگری [[قبایل عرب]] را از توجه به مکه باز گردانند و این امر ممکن نگردید.
بر حسب قرائن، [[مردم]] مکه پیش از [[اسلام]] [[حکومت جمهوری]] تجاری داشته‌اند و از [[تمدن]] پالمیروتدمر [[تقلید]] می‌کردند. کارهای مهم با [[مشورت]] «ملا» که از بزرگان و آزمودگان [[قوم]] بودند فیصل می‌یافت و خصومت‌ها نیز غالباً با [[مداخله]] ملا یا با وساطت خطبا و [[شعرا]] پایان می‌پذیرفت. بیشتر [[مردم]] [[مکه]] به کسب و [[تجارت]] می‌پرداختند و هر دسته یکی از [[شئون]] [[تجاری]] را عهده دار بود. بعضی [[سرمایه]] خود را در [[اختیار]] کاروان‌ها قرار می‌دادند و برخی برای تهیه مال‌التجاره به [[یمن]] و [[شام]] [[سفر]] می‌کردند. عده‌ای هم به [[راهنمائی]] و تهیه خواروبار کاروان و اموری از این قبیل [[اشتغال]] داشتند. حتی [[زنان]] هم در تجارت مداخله می‌کردند چنان که [[خدیجه]] زوجه [[پیغمبر]] و [[هند]] زوجه [[ابوسفیان]] در کاروان‌های تجاری سرمایه گزاف داشتند.
در [[قرآن مجید]] از سفرهای تجاری [[قریش]] در زمستان و تابستان یاد شده است و شاید اهمیت و اعتبار [[کعبه]] پیش از [[اسلام]] نیز ناشی از موقع تجاری مکه باشد.
هنگامی که [[پیغمبر اکرم]] به [[رسالت]] [[مبعوث]] گردید مردم مکه عالی‌ترین مقامی را که ممکن بود در تجارت به دست آورند احراز کرده بودند و [[امتناع]] ایشان از قبول [[دین حنیف]] بیشتر از آن جهت بود که مبادا [[قبائل]] [[عرب]] از [[معامله]] و [[داد و ستد]] با آنان خودداری کنند. آنان می‌ترسیدند که [[مقام]] تجاری خود را پس از قبول [[دین جدید]] از دست بدهد و [[بازار]] ایشان کاسد گردد.
[[حضرت محمد]] پس از سیزده سال [[مبارزه]] با [[مشرکین مکه]]، به [[مدینه]] [[هجرت]] فرمود و چون [[روز]] به روز اسلام بیشتر [[پیشرفت]] می‌کرد به همان نسبت به اعتبار مدینه می‌افزود و از اهمیت مکه می‌کاست. در [[سال دوم هجرت]]، [[مسلمانان]] [[مکلف]] شدند که به جانب کعبه [[نماز]] بگزارند و از همین [[زمان]] مسلمانان [[فتح مکه]] را [[انتظار]] داشتند. در [[سال ششم هجرت]] [[صلح حدیبیه]] واقع شد و در سال هفتم مسلمانان به انجام [[حج]] [[توفیق]] یافتند و در [[سال هشتم هجرت]]، پیغمبر مکه را گشود و آثار [[بت پرستی]] را از آن محو فرمود اما چون [[حضرت رسول]] و [[خلفای راشدین]] مکه را [[مرکز حکومت]] خود قرار ندادند این [[شهر]] در ردیف شهر‌های درجه دوم قرار گرفت.
[[معاویه]] سر سلسلۀ [[بنی امیه]] به [[مکه]] زیاد توجه داشت و افراد دیگر [[خاندان]] بنی امیه هم پس از آنکه ثروتی می‌اندوختند و از کار کناره می‌گرفتند در مکه برای خود ابنیه‌ای می‌ساختند و با [[آسایش]] در آن شهر بقیه زندگانی را به عیش و [[عشرت]] می‌گذراندند و از این رو [[شهر مکه]] محل [[اجتماع]] [[موسیقی]] دانان و هنرمندان شد. پیش از دوران [[خلافت]]، شهر مکه مجموعه چندین کوچه بود که به میدانی باز می‌‌شد و در وسط میدان [[بنای کعبه]] قرار داشت. چون مرکز شهر مکه گود بود سیلاب‌هائی که از کوهستان‌های دو طرف سرازیر می‌‌شد به مکه و ابنیه آن لطمه شدید وارد می‌آورد. [[عمر]] و [[عثمان]] به وسیله مهندسین [[رومی]] برای [[پیشگیری]] سیل، سدها ساختند و بنی امیه دنبال کار ایشان را گرفتند و در [[آبادانی]] [[شهر]] و در احداث ابنیه و چاه‌های آب کوشیدند. از جهت [[تشکیلات]] [[تجاری]] هم مکه در [[زمان]] بنی امیه با اهمیتی فوق العاده تلقی می‌‌شد و [[حکومت]] آن با افراد خاندان بنی امیه یا با اشخاص بسیار لایق بود. در [[زمان عباسیان]] ادارۀ مکه به [[نقبا]] که [[هاشمی]] بودند واگذار شد و بعد از نقبا عده‌ای با [[لقب]] [[شریف]]، از طرف [[خلفا]] بر مکه حکومت داشتند تا آنکه آل‌عثمان بر [[حجاز]] مسلط شدند و مکه مانند شهرهای دیگر حجاز در [[قلمرو حکومت]] آنان قرار گرفت. در سال ۱۹۱۶ میلادی شریف حسین حجاز را از [[تصرف]] عثمانیان به در آورد. ده سال بعد یعنی در سال ۱۹۲۶ [[امیر]] سعود وهابی بر شریف [[تسلط]] یافت و حجاز را [[متصرف]] گردید. اینک حجاز به ضمیمة نجد تحت حکومت سعودی است و وسعت مملکت ابن سعود به ۴۰۰ هزار کیلومتر مربع بالغ می‌شود.
در حدود مکه اخیرا [[معادن]] نفت [[کشف]] شده که امتیاز آن را به امریکائیان واگذار کرده‌اند و خط آهن سرتا سری [[اردن]] از نزدیکی [[مکه]] می‌گذرد و [[حجاز]] را به ممالک [[شام]] و اردن متصل می‌سازد.<ref>[[محمد خزائلی|خزائلی، محمد]]، [[اعلام قرآن (کتاب)|اعلام قرآن]]، ص606-609.</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۱۱۵٬۲۶۲

ویرایش