ابولهب در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


عبدالعزی فرزند [[عبدالمطلب]] [[هاشمی]]، کنیه‌اش "اباعتبه" و "[[ابولهب]]"، عمو و [[دشمن]] سرسخت [[رسول خدا]] بود. در اینکه چرا ابولهب خوانده شده، [[اختلاف]] است. بر پایه روایتی، [[خداوند]] او را به این [[کنیه]] خوانده چون [[عاقبت]] او با [[آتش]] است.
عبدالعزی فرزند [[عبدالمطلب]] [[هاشمی]]، کنیه‌اش "اباعتبه" و "[[ابولهب]]"، عمو و [[دشمن]] سرسخت [[رسول خدا]] بود. در اینکه چرا ابولهب خوانده شده، [[اختلاف]] است. بر پایه روایتی، [[خداوند]] او را به این کنیه خوانده چون عاقبت او با [[آتش]] است.


ابولهب پس از [[بعثت پیامبر]]{{صل}} برخلاف [[سنت]] [[عربی]]، از در [[دشمنی]] و ستیزگی با [[پیامبر]] درآمد و به شیوه‌های گوناگون به [[آزار]] حضرت پرداخت و با [[نزول]] این [[سوره]]، [[دشمنی]] ابولهب با پیامبر و [[اسلام]] شدت یافت و رسماً با دیگر سران [[مشرک]] [[قریش]] هم‌دست شد. او بعد از [[هجرت پیامبر]]{{صل}} و پس از شنیدن خبر [[شکست]] [[مشرکان]] در [[بدر]]، پس از هفت [[روز]] بر اثر [[بیماری]] پوستی درگذشت.
ابولهب پس از [[بعثت پیامبر]]{{صل}} برخلاف [[سنت]] عربی، از در [[دشمنی]] و ستیزگی با [[پیامبر]] درآمد و به شیوه‌های گوناگون به [[آزار]] حضرت پرداخت و با نزول این [[سوره]]، [[دشمنی]] ابولهب با پیامبر و [[اسلام]] شدت یافت و رسماً با دیگر سران [[مشرک]] [[قریش]] هم‌دست شد. او بعد از [[هجرت پیامبر]]{{صل}} و پس از شنیدن خبر [[شکست]] [[مشرکان]] در [[بدر]]، پس از هفت [[روز]] بر اثر [[بیماری]] پوستی درگذشت.


== [[نسب]] ==
== نسب ==
عبدالعزی فرزند عبدالمطلب هاشمی، کنیه‌اش "اباعتبه" و "ابولهب"، عمو و دشمن سرسخت [[رسول]] خداست<ref> الطبقات الکبری، ج۱، ص۷۵؛ البدء والتاریخ، ج‌۴، ص‌۱۵۵.</ref>. مادرش لُبنی دختر "[[هاجر]] بن [[عبد مناف]]" از بنی [[خُزاعه]]<ref> السیرة النبویة، ج۱، ص۱۱۰؛ المعارف، ۱۱۹.</ref> و همسرش اَروی یا [[عوراء]]، مشهور به [[ام جمیل دختر حرب بن امیه]] و [[خواهر]] [[ابوسفیان]] بود<ref>السیرة الحلبیه، ج‌۱، ص‌۴۶۶؛ تفسیر ابن‌کثیر، ج‌۴، ص‌۶۰۳.</ref>.  
عبدالعزی فرزند عبدالمطلب هاشمی، کنیه‌اش "اباعتبه" و "ابولهب"، عمو و دشمن سرسخت [[رسول]] خداست<ref> الطبقات الکبری، ج۱، ص۷۵؛ البدء والتاریخ، ج‌۴، ص‌۱۵۵.</ref>. مادرش لُبنی دختر "[[هاجر]] بن [[عبد مناف]]" از بنی [[خُزاعه]]<ref> السیرة النبویة، ج۱، ص۱۱۰؛ المعارف، ۱۱۹.</ref> و همسرش اَروی یا [[عوراء]]، مشهور به [[ام جمیل دختر حرب بن امیه]] و [[خواهر]] [[ابوسفیان]] بود<ref>السیرة الحلبیه، ج‌۱، ص‌۴۶۶؛ تفسیر ابن‌کثیر، ج‌۴، ص‌۶۰۳.</ref>.  


خط ۲۸: خط ۲۸:
انگیزه دشمنی ابولهب با پیامبر{{صل}} در کتاب‌های [[تاریخی]]، گوناگون آمده است. برخی [[دفاع]] از [[بت‌ها]] را عامل اصلی دانسته‌اند؛ چنان‌که خود به هند ([[همسر]] [[ابوسفیان]]) می‌گوید: با رد [[دعوت]] محمد، [[لات]] و [[عزی]] را [[یاری]] کردم<ref>البدایة والنهایه، ج‌۳، ص‌۶۹.</ref>. شاید [[همراهی]] با همسرش را که در پی [[ریاست]] [[برادر]] خویش ابوسفیان بود، بتوان انگیزه این دشمنی ذکر کرد؛ چراکه تثبیت [[مقام پیامبر]]{{صل}} موقعیت وی را به مخاطره می‌افکند؛ ولی برخی، آن را تا سر حد خصومتی شخصی فرو کشیدند و گفتند: روزی ابولهب و [[ابوطالب]] کشتی می‌گرفتند. ابولهب او را بر [[زمین]] افکند و روی سینه‌اش نشست. در این هنگام، پیامبر{{صل}} به یاری ابوطالب شتافت و به او کمک کرد تا بر فراز آید وقتی ابولهب به او گفت که من نیز عموی تو هستم. چرا او را یاری کردی؟ حضرت گفت: چون او نزد من از تو محبوب‌تر است و همین امر موجب دشمنی و [[خشونت]] او با پیامبر شد<ref>انساب الاشراف، ج‌۱، ص‌۱۴۷.</ref>؛ اما گویا داعیه [[سروری]] [[قریش]] و ریاست [[مکه]] که در [[خاندان]] [[عبدالمطلب]]، کم و بیش به آن چشم داشتند، انگیزه اصلی او بود؛ به‌ویژه که وی از یک سو در پیوندی سببی به تیره [[بنی‌امیه]] ارتباط می‌یافت<ref> السیرة الحلبیه، ج‌۱، ص‌۴۶۶.</ref> که در [[رقابت]] با [[بنی‌هاشم]] کوششی بی‌وقفه داشتند و از دیگر سو، در پیوندی نسبی، از‌طرف مادر با تیره [[بنی‌خزاعه]]<ref>المعارف، ص‌۱۱۹.</ref> که خود زمانی [[ریاست]] [[مکه]] و [[کعبه]] را عهده‌دار بودند، پیوند داشت. [[مشرکان]] نیز وی را از همین زاویه تحریک می‌کردند<ref>اعلام النبوه، ج‌۱، ص‌۱۳۰؛ مناقب، ج‌۱، ص‌۱۷۵.</ref>. بدیهی است روی کار آمدن [[پیامبر]] و [[توسعه]] [[امر]] [[نبوت]]، مسیر ریاست را به هم می‌زد و این امر خوشایند او نبود؛ به هر روی، [[دشمنی]] [[ابولهب]] با [[رسول خدا]]{{صل}} به آن حد بود که پیامبر{{صل}} می‌فرمود: من بین دو [[همسایه]] بد، ابولهب و [[عقبة بن ابی‌معیط]] قرار گرفته‌ام؛ چون هرگاه کثافاتی بیابند، بر در [[خانه]] من می‌ریزند<ref>الطبقات، ج‌۱، ص‌۱۵۷؛ انساب الاشراف، ج‌۱، ص‌۱۴۸.</ref>. دشمنی او با پیامبر{{صل}} به‌گونه‌ای بود که چون حضرت در [[یوم‌الانذار]] خواست براساس امر الهیِ: {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref> [[خویشاوندان]] خود را جمع و [[پیام]] [[خدا]] را [[ابلاغ]] کند، برخی از [[زنان]] بنی‌هاشم از رسول خدا{{صل}} خواستند تا ابولهب را به آن جمع [[دعوت]] نکند<ref>انساب الاشراف، ج‌۱، ص‌۱۳۴.</ref> و چون به آن مجلس فرا خوانده شد، با دیدن [[کرامت]] پیامبر{{صل}} که با اندک غذا و شربت آماده شده به‌وسیله علی{{ع}} همه را [[سیر]] و [[سیراب]] کرد، پیش از [[سخن پیامبر]]{{صل}} روی به [[بنی‌عبدالمطلب]] کرد و گفت: [[محمد]] شما را [[جادو]] کرده<ref>تاریخ طبری، ج‌۱، ص‌۵۴۲.</ref> و بدین‌گونه مانع [[انذار]] حضرت شد و هنگام [[دعوت عمومی]]، چون پیامبر بر فراز [[کوه صفا]]<ref>الطبقات، ج‌۱، ص‌۱۵۶‌ـ‌۱۵۷.</ref> یا [[مروه]]<ref>الطبقات، ج‌۱، ص‌۶۱؛ تاریخ یعقوبی، ج‌۲، ص‌۲۷.</ref> رفت و از [[مردم]] خواست تا خدای واحد را بپرستند، حضرت را از اینکه آنان را برای چنین پیامی به آنجا کشانده، [[نفرین]] کرد که [[خداوند]] در پاسخ او، [[سوره مسد]] را فرو فرستاد و نفرینی [[ابدی]] را برای او ثبت کرد<ref>السیرة النبویه، ج‌۱، ص‌۳۵۱؛ البدایة و النهایه، ج‌۳، ص‌۳۱.</ref>.<ref>[[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا]]، [[ابولهب (مقاله)|ابولهب]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲]]، ص۵۱-۵۲؛ [[محسن ابراهیمی|ابراهیمی، محسن]]، [[ابولهب - ابراهیمی (مقاله)|مقاله «ابولهب»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>
انگیزه دشمنی ابولهب با پیامبر{{صل}} در کتاب‌های [[تاریخی]]، گوناگون آمده است. برخی [[دفاع]] از [[بت‌ها]] را عامل اصلی دانسته‌اند؛ چنان‌که خود به هند ([[همسر]] [[ابوسفیان]]) می‌گوید: با رد [[دعوت]] محمد، [[لات]] و [[عزی]] را [[یاری]] کردم<ref>البدایة والنهایه، ج‌۳، ص‌۶۹.</ref>. شاید [[همراهی]] با همسرش را که در پی [[ریاست]] [[برادر]] خویش ابوسفیان بود، بتوان انگیزه این دشمنی ذکر کرد؛ چراکه تثبیت [[مقام پیامبر]]{{صل}} موقعیت وی را به مخاطره می‌افکند؛ ولی برخی، آن را تا سر حد خصومتی شخصی فرو کشیدند و گفتند: روزی ابولهب و [[ابوطالب]] کشتی می‌گرفتند. ابولهب او را بر [[زمین]] افکند و روی سینه‌اش نشست. در این هنگام، پیامبر{{صل}} به یاری ابوطالب شتافت و به او کمک کرد تا بر فراز آید وقتی ابولهب به او گفت که من نیز عموی تو هستم. چرا او را یاری کردی؟ حضرت گفت: چون او نزد من از تو محبوب‌تر است و همین امر موجب دشمنی و [[خشونت]] او با پیامبر شد<ref>انساب الاشراف، ج‌۱، ص‌۱۴۷.</ref>؛ اما گویا داعیه [[سروری]] [[قریش]] و ریاست [[مکه]] که در [[خاندان]] [[عبدالمطلب]]، کم و بیش به آن چشم داشتند، انگیزه اصلی او بود؛ به‌ویژه که وی از یک سو در پیوندی سببی به تیره [[بنی‌امیه]] ارتباط می‌یافت<ref> السیرة الحلبیه، ج‌۱، ص‌۴۶۶.</ref> که در [[رقابت]] با [[بنی‌هاشم]] کوششی بی‌وقفه داشتند و از دیگر سو، در پیوندی نسبی، از‌طرف مادر با تیره [[بنی‌خزاعه]]<ref>المعارف، ص‌۱۱۹.</ref> که خود زمانی [[ریاست]] [[مکه]] و [[کعبه]] را عهده‌دار بودند، پیوند داشت. [[مشرکان]] نیز وی را از همین زاویه تحریک می‌کردند<ref>اعلام النبوه، ج‌۱، ص‌۱۳۰؛ مناقب، ج‌۱، ص‌۱۷۵.</ref>. بدیهی است روی کار آمدن [[پیامبر]] و [[توسعه]] [[امر]] [[نبوت]]، مسیر ریاست را به هم می‌زد و این امر خوشایند او نبود؛ به هر روی، [[دشمنی]] [[ابولهب]] با [[رسول خدا]]{{صل}} به آن حد بود که پیامبر{{صل}} می‌فرمود: من بین دو [[همسایه]] بد، ابولهب و [[عقبة بن ابی‌معیط]] قرار گرفته‌ام؛ چون هرگاه کثافاتی بیابند، بر در [[خانه]] من می‌ریزند<ref>الطبقات، ج‌۱، ص‌۱۵۷؛ انساب الاشراف، ج‌۱، ص‌۱۴۸.</ref>. دشمنی او با پیامبر{{صل}} به‌گونه‌ای بود که چون حضرت در [[یوم‌الانذار]] خواست براساس امر الهیِ: {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref> [[خویشاوندان]] خود را جمع و [[پیام]] [[خدا]] را [[ابلاغ]] کند، برخی از [[زنان]] بنی‌هاشم از رسول خدا{{صل}} خواستند تا ابولهب را به آن جمع [[دعوت]] نکند<ref>انساب الاشراف، ج‌۱، ص‌۱۳۴.</ref> و چون به آن مجلس فرا خوانده شد، با دیدن [[کرامت]] پیامبر{{صل}} که با اندک غذا و شربت آماده شده به‌وسیله علی{{ع}} همه را [[سیر]] و [[سیراب]] کرد، پیش از [[سخن پیامبر]]{{صل}} روی به [[بنی‌عبدالمطلب]] کرد و گفت: [[محمد]] شما را [[جادو]] کرده<ref>تاریخ طبری، ج‌۱، ص‌۵۴۲.</ref> و بدین‌گونه مانع [[انذار]] حضرت شد و هنگام [[دعوت عمومی]]، چون پیامبر بر فراز [[کوه صفا]]<ref>الطبقات، ج‌۱، ص‌۱۵۶‌ـ‌۱۵۷.</ref> یا [[مروه]]<ref>الطبقات، ج‌۱، ص‌۶۱؛ تاریخ یعقوبی، ج‌۲، ص‌۲۷.</ref> رفت و از [[مردم]] خواست تا خدای واحد را بپرستند، حضرت را از اینکه آنان را برای چنین پیامی به آنجا کشانده، [[نفرین]] کرد که [[خداوند]] در پاسخ او، [[سوره مسد]] را فرو فرستاد و نفرینی [[ابدی]] را برای او ثبت کرد<ref>السیرة النبویه، ج‌۱، ص‌۳۵۱؛ البدایة و النهایه، ج‌۳، ص‌۳۱.</ref>.<ref>[[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا]]، [[ابولهب (مقاله)|ابولهب]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲]]، ص۵۱-۵۲؛ [[محسن ابراهیمی|ابراهیمی، محسن]]، [[ابولهب - ابراهیمی (مقاله)|مقاله «ابولهب»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>


== [[ابولهب]] بعد از [[نزول]] [[سوره مسد]] ==
== [[ابولهب]] بعد از نزول [[سوره مسد]] ==
با نزول این [[سوره]]، [[دشمنی]] ابولهب با [[پیامبر]] و [[اسلام]] شدت یافت و رسماً با دیگر سران [[مشرک]] [[قریش]] هم‌دست شد<ref>الطبقات، ج‌۱، ص‌۱۵۷.</ref> و برای [[آزردن]] و به [[سختی]] انداختن حضرت، پسرانش را به [[طلاق]] دادن [[دختران]] او وا داشت<ref>البدء و التاریخ، ج‌۵، ص‌۱۷؛ الاصابه، ج‌۸، ص‌۴۶۱.</ref>؛ گرچه بر پایه روایتی، این پیامبر{{صل}} بود که دختران خویش را از آنان جدا ساخت؛ زیرا [[خداوند]] [[دوست]] نمی‌داشت دخترانش جز با [[اهل بهشت]] [[تزویج]] کنند<ref>معجم الصحابه، ج‌۳، ص‌۱۹۶.</ref>. ابولهب پس از آن در [[پیمان]] [[صحیفه]] بر ضد پیامبر و [[مسلمانان]] شرکت کرد و تنها فرد از [[بنی‌عبدالمطلب]] بود که در شعب، با آنان همراه نشد<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص‌۲۶۹؛ تاریخ طبری، ج۱، ص‌۵۵۰.</ref> و پس از [[درگذشت ابوطالب]] که [[دشمنی]] [[قریش]] با پیامبر{{صل}} افزایش یافت، او در رأس آنان قرار گرفت<ref>البدء والتاریخ، ج‌۴، ص‌۱۵۴‌ـ‌۱۵۵.</ref>.
با نزول این [[سوره]]، [[دشمنی]] ابولهب با [[پیامبر]] و [[اسلام]] شدت یافت و رسماً با دیگر سران [[مشرک]] [[قریش]] هم‌دست شد<ref>الطبقات، ج‌۱، ص‌۱۵۷.</ref> و برای [[آزردن]] و به [[سختی]] انداختن حضرت، پسرانش را به [[طلاق]] دادن [[دختران]] او وا داشت<ref>البدء و التاریخ، ج‌۵، ص‌۱۷؛ الاصابه، ج‌۸، ص‌۴۶۱.</ref>؛ گرچه بر پایه روایتی، این پیامبر{{صل}} بود که دختران خویش را از آنان جدا ساخت؛ زیرا [[خداوند]] [[دوست]] نمی‌داشت دخترانش جز با [[اهل بهشت]] [[تزویج]] کنند<ref>معجم الصحابه، ج‌۳، ص‌۱۹۶.</ref>. ابولهب پس از آن در [[پیمان]] [[صحیفه]] بر ضد پیامبر و [[مسلمانان]] شرکت کرد و تنها فرد از [[بنی‌عبدالمطلب]] بود که در شعب، با آنان همراه نشد<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص‌۲۶۹؛ تاریخ طبری، ج۱، ص‌۵۵۰.</ref> و پس از [[درگذشت ابوطالب]] که [[دشمنی]] [[قریش]] با پیامبر{{صل}} افزایش یافت، او در رأس آنان قرار گرفت<ref>البدء والتاریخ، ج‌۴، ص‌۱۵۴‌ـ‌۱۵۵.</ref>.


خط ۴۶: خط ۴۶:
در شأن نزول این [[سوره]] (با اختلافی اندک) آمده که چون پیامبر{{صل}} پس از نزولِ {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref> [[دعوت]] از خویشاوندانش را آغاز کرد<ref>جامع‌البیان، مج۱۵، ج۳۰، ص‌۴۳۹؛ الطبقات، ج۱، ص‌۱۵۶‌ـ‌۱۵۷.</ref> یا برای [[دعوت عمومی]] بر فراز [[کوه صفا]] رفت<ref>البصائر، ج‌۶۰، ص‌۲۹۸؛ جامع‌البیان، مج‌۱۵، ج‌۳۰، ص‌۴۴۰.</ref> و پس از أخذ [[تأیید]] از [[مردم]] به [[راست‌گویی]]، [[پیام الهی]] را آشکار کرد، ابولهب از سر [[خشم]] به او گفت: "دستت زیان‌کار باد برای همین ما را دعوت کردی؟"<ref>{{عربی|تَبّاً لَكَ، أَ لِهَذَا دَعَوْتَنَا؟}}؛ جامع البیان، مج‌۱۵، ج‌۳۰، ص‌۴۳۹.</ref>.
در شأن نزول این [[سوره]] (با اختلافی اندک) آمده که چون پیامبر{{صل}} پس از نزولِ {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref> [[دعوت]] از خویشاوندانش را آغاز کرد<ref>جامع‌البیان، مج۱۵، ج۳۰، ص‌۴۳۹؛ الطبقات، ج۱، ص‌۱۵۶‌ـ‌۱۵۷.</ref> یا برای [[دعوت عمومی]] بر فراز [[کوه صفا]] رفت<ref>البصائر، ج‌۶۰، ص‌۲۹۸؛ جامع‌البیان، مج‌۱۵، ج‌۳۰، ص‌۴۴۰.</ref> و پس از أخذ [[تأیید]] از [[مردم]] به [[راست‌گویی]]، [[پیام الهی]] را آشکار کرد، ابولهب از سر [[خشم]] به او گفت: "دستت زیان‌کار باد برای همین ما را دعوت کردی؟"<ref>{{عربی|تَبّاً لَكَ، أَ لِهَذَا دَعَوْتَنَا؟}}؛ جامع البیان، مج‌۱۵، ج‌۳۰، ص‌۴۳۹.</ref>.


[[خداوند]] در پاسخ به این سخن، سوره مسد را فرو فرستاد: {{متن قرآن|تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ}}<ref>«توش و توان ابو لهب تباه و او نابود باد» سوره مسد، آیه ۱.</ref>. بخش اول در [[لعن]] و [[نفرین]] او و بخش دیگر گزارشی [[غیبی]] است و چون تحقق آن [[قطعی]] است، به صیغه ماضی آمده است<ref>تفسیر بیضاوی، ج‌۴، ص‌۴۶۱.</ref>؛ بنابراین، قول به اینکه وجود فعل ماضی، دلیل بر [[نزول]] [[سوره]] پس از [[مرگ]] [[ابولهب]] است<ref>اعلام القرآن، ص‌۹۱.</ref>، چندان مدلّل نمی‌نماید؛ به‌هر [[حال]]، مراد [[آیه]] این است: [[عمل]]ابولهب که از دست بر می‌آید، سودی برای او نداشته<ref>جامع البیان، مج‌۱۵، ج‌۳۰، ص‌۴۳۸.</ref>، خودش نیز با افتادن در [[آتش]] زیان‌کار شد<ref>مجمع البیان، ج‌۱۰، ص‌۸۵۱.</ref>.
[[خداوند]] در پاسخ به این سخن، سوره مسد را فرو فرستاد: {{متن قرآن|تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ}}<ref>«توش و توان ابو لهب تباه و او نابود باد» سوره مسد، آیه ۱.</ref>. بخش اول در [[لعن]] و [[نفرین]] او و بخش دیگر گزارشی [[غیبی]] است و چون تحقق آن [[قطعی]] است، به صیغه ماضی آمده است<ref>تفسیر بیضاوی، ج‌۴، ص‌۴۶۱.</ref>؛ بنابراین، قول به اینکه وجود فعل ماضی، دلیل بر نزول [[سوره]] پس از [[مرگ]] [[ابولهب]] است<ref>اعلام القرآن، ص‌۹۱.</ref>، چندان مدلّل نمی‌نماید؛ به‌هر [[حال]]، مراد [[آیه]] این است: [[عمل]]ابولهب که از دست بر می‌آید، سودی برای او نداشته<ref>جامع البیان، مج‌۱۵، ج‌۳۰، ص‌۴۳۸.</ref>، خودش نیز با افتادن در [[آتش]] زیان‌کار شد<ref>مجمع البیان، ج‌۱۰، ص‌۸۵۱.</ref>.


[[زمخشری]] مراد از تباب را نابودی دانسته و بر آن است که روزی ابولهب سنگی برداشت تا به [[پیامبر]]{{صل}} بزند؛ اما نتوانست و آیه اشاره به آن است<ref>الکشاف، ج‌۴، ص‌۸۱۳.</ref>. در زیان‌کاری دستان او، آرای دیگری نیز وجود دارد<ref>المغازی، ج۳، ص۸۷۴؛ انساب‌الاشراف، ج‌۱، ص‌۱۳۸؛ غرائب‌القرآن، ج‌۶، ص‌۵۸۹.</ref>.
[[زمخشری]] مراد از تباب را نابودی دانسته و بر آن است که روزی ابولهب سنگی برداشت تا به [[پیامبر]]{{صل}} بزند؛ اما نتوانست و آیه اشاره به آن است<ref>الکشاف، ج‌۴، ص‌۸۱۳.</ref>. در زیان‌کاری دستان او، آرای دیگری نیز وجود دارد<ref>المغازی، ج۳، ص۸۷۴؛ انساب‌الاشراف، ج‌۱، ص‌۱۳۸؛ غرائب‌القرآن، ج‌۶، ص‌۵۸۹.</ref>.
خط ۶۴: خط ۶۴:


=== تفسیری از [[سوره مسد]] ===
=== تفسیری از [[سوره مسد]] ===
این [[سوره]] گذشته از آنچه بیان شد، از دیرباز مورد گفت و گوهای تفسیری فراوانی واقع شده است؛ به‌ویژه از این جهت که چرا [[خداوند]]، برخلاف [[سوره کافرون]]، [[پیامبر]]{{صل}} را به گفتن و [[نفرین]] کردن، [[مأمور]] نکرده و خود به [[دفاع]] از حضرت برخاسته است؟ و اینکه آیا این سوره، زمینه [[ایمان آوردن]] ابولهب را مسدود نمی‌کند و او را در کفرش مجبور نمی‌سازد؟...<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۳۲، ص‌۱۶۸‌ـ‌۱۶۹.</ref>. در پاسخ به سؤال دوم برخی از [[مفسران]] گفته‌اند: تعلق قضای حتمی [[الهی]] به [[افعال]] اختیاری [[انسان]]، باعث بطلان [[اختیار]] نمی‌شود؛ چون فرض این است که فعل و [[اراده الهی]] به فعل اختیاری انسان تعلق گرفته و اگر فعل انسان به اختیار خود او صادر نشود باعث می‌شود [[اراده خداوند]] از مرادش [[تخلف]] پیدا کند و این محال است<ref> المیزان، ج‌۲۰، ص‌۳۸۵.</ref>. به عبارت دیگر، خداوند می‌داند که هر کس با استفاده از اختیار و آزادی‌اش چه کاری را انجام می‌دهد؛ مثلاً در [[آیات]] مورد بحث خداوند از آغاز می‌دانسته که ابولهب و همسرش با میل و [[اراده]] خود هرگز [[ایمان]] نمی‌آورند نه با [[اجبار]] و [[الزام]]. به تعبیر دیگر عنصر [[آزادی اراده]] و اختیار نیز جزء معلوم خداوند بوده، او می‌دانسته است که [[بندگان]] با [[صفات]]اختیار و با اراده خویش چه عملی را انجام می‌دهند؛ بنابراین، چنین [[علمی]] و خبر دادن از چنان آینده‌ای تأکیدی است بر مسأله اختیار، نه دلیلی بر اجبار<ref>نمونه، ج‌۲۷، ص‌۴۲۴.</ref>. به‌هر [[حال]]، [[نزول]] این سوره، به دیگران نشان داد که نزد [[خدا]] و در امور [[دین]]، هرگز به [[خویشاوندی]] توجه نمی‌شود<ref>الفرقان، ج‌۲۰، ص‌۵۰۱.</ref>.<ref>[[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا]]، [[ابولهب (مقاله)|ابولهب]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲]]، ص۵۴.</ref>
این [[سوره]] گذشته از آنچه بیان شد، از دیرباز مورد گفت و گوهای تفسیری فراوانی واقع شده است؛ به‌ویژه از این جهت که چرا [[خداوند]]، برخلاف [[سوره کافرون]]، [[پیامبر]]{{صل}} را به گفتن و [[نفرین]] کردن، [[مأمور]] نکرده و خود به [[دفاع]] از حضرت برخاسته است؟ و اینکه آیا این سوره، زمینه [[ایمان آوردن]] ابولهب را مسدود نمی‌کند و او را در کفرش مجبور نمی‌سازد؟...<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۳۲، ص‌۱۶۸‌ـ‌۱۶۹.</ref>. در پاسخ به سؤال دوم برخی از [[مفسران]] گفته‌اند: تعلق قضای حتمی [[الهی]] به [[افعال]] اختیاری [[انسان]]، باعث بطلان [[اختیار]] نمی‌شود؛ چون فرض این است که فعل و [[اراده الهی]] به فعل اختیاری انسان تعلق گرفته و اگر فعل انسان به اختیار خود او صادر نشود باعث می‌شود [[اراده خداوند]] از مرادش [[تخلف]] پیدا کند و این محال است<ref> المیزان، ج‌۲۰، ص‌۳۸۵.</ref>. به عبارت دیگر، خداوند می‌داند که هر کس با استفاده از اختیار و آزادی‌اش چه کاری را انجام می‌دهد؛ مثلاً در [[آیات]] مورد بحث خداوند از آغاز می‌دانسته که ابولهب و همسرش با میل و [[اراده]] خود هرگز [[ایمان]] نمی‌آورند نه با [[اجبار]] و [[الزام]]. به تعبیر دیگر عنصر [[آزادی اراده]] و اختیار نیز جزء معلوم خداوند بوده، او می‌دانسته است که [[بندگان]] با [[صفات]]اختیار و با اراده خویش چه عملی را انجام می‌دهند؛ بنابراین، چنین [[علمی]] و خبر دادن از چنان آینده‌ای تأکیدی است بر مسأله اختیار، نه دلیلی بر اجبار<ref>نمونه، ج‌۲۷، ص‌۴۲۴.</ref>. به‌هر [[حال]]، نزول این سوره، به دیگران نشان داد که نزد [[خدا]] و در امور [[دین]]، هرگز به [[خویشاوندی]] توجه نمی‌شود<ref>الفرقان، ج‌۲۰، ص‌۵۰۱.</ref>.<ref>[[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا]]، [[ابولهب (مقاله)|ابولهب]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲]]، ص۵۴.</ref>


=== ابولهب در آیات دیگر ===
=== ابولهب در آیات دیگر ===
خط ۸۳: خط ۸۳:
[[سید مرتضی عسکری]] [[معتقد]] است خطاب آیه انذار فقط به [[اقوام]] نزدیک [[پیامبر]] (عموها و فرزندانشان) است. وی حضور پیامبر بر [[کوه صفا]] را مربوط به سال [[فتح مکه]] می‌داند نه [[یوم الانذار]] زمانی که ابولهب زنده نبوده تا [[مخالفت]] کند<ref>احادیث أم المؤمنین عائشه، ج۲، ص۲۹۳-۲۹۹.</ref>.
[[سید مرتضی عسکری]] [[معتقد]] است خطاب آیه انذار فقط به [[اقوام]] نزدیک [[پیامبر]] (عموها و فرزندانشان) است. وی حضور پیامبر بر [[کوه صفا]] را مربوط به سال [[فتح مکه]] می‌داند نه [[یوم الانذار]] زمانی که ابولهب زنده نبوده تا [[مخالفت]] کند<ref>احادیث أم المؤمنین عائشه، ج۲، ص۲۹۳-۲۹۹.</ref>.


سید قطب<ref>فی ظلال القرآن، ج۳۰، ص۲۸۱.</ref> با بیان مواردی از [[آزار]] ابولهب بر پیامبر {{عربی|"اشد الناس ایذا"}} از او به عنوان کسی که بیشترین آزار را به پیامبر رساند یاد می‌کند. به گفته [[علامه طباطبایی]]<ref>المیزان، ج۲۰، ص۳۸۴.</ref> [[قرآن کریم]] برای ابولهب از [[کنیه]] استفاده کرده تا طعنه‌ای باشد بر اینکه او را پاره‌ای از [[آتش]] معرفی کند،؛ چراکه وی با تمام وجود بر [[تکذیب]] و [[آزار پیامبر]] به [[طور]] [[افراطی]] فعال بود و در این کار از هیچ عمل و سخنی دریغ نمی‌کرد. به گفته [[سید محمد شیرازی]] [[سوره]] تبت، گویای [[ناتوانی]] [[دشمنان پیامبر]] در برابر [[قدرت خداوند]] است<ref>شیرازی، تفسیر، ج۵، ص۷۵۰.</ref> و به گفته مصطفوی کاربرد "ید" توسط [[قرآن]] به این جهت است که ابولهب با دست خودش کاری کرد که موجب هلاکتش شد<ref> التحقیق، ج۱، ص۳۷۴.</ref>. به گفته [[سید جعفر مرتضی]] در [[تفسیر]] [[سوره کوثر]]، [[سوره]] تبت و برخی سور و برخی از [[آیات]]<ref>اول سوره مجادله.</ref> گرچه به ظاهر امری شخصی است، اما در واقع [[حق تعالی]] درصدد بیان یکی از [[احکام کلی]] برای [[مسلمانان]] است<ref>[[محسن ابراهیمی|ابراهیمی، محسن]]، [[ابولهب - ابراهیمی (مقاله)|مقاله «ابولهب»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>.
سید قطب<ref>فی ظلال القرآن، ج۳۰، ص۲۸۱.</ref> با بیان مواردی از [[آزار]] ابولهب بر پیامبر {{عربی|"اشد الناس ایذا"}} از او به عنوان کسی که بیشترین آزار را به پیامبر رساند یاد می‌کند. به گفته [[علامه طباطبایی]]<ref>المیزان، ج۲۰، ص۳۸۴.</ref> [[قرآن کریم]] برای ابولهب از کنیه استفاده کرده تا طعنه‌ای باشد بر اینکه او را پاره‌ای از [[آتش]] معرفی کند،؛ چراکه وی با تمام وجود بر [[تکذیب]] و [[آزار پیامبر]] به [[طور]] [[افراطی]] فعال بود و در این کار از هیچ عمل و سخنی دریغ نمی‌کرد. به گفته [[سید محمد شیرازی]] [[سوره]] تبت، گویای [[ناتوانی]] [[دشمنان پیامبر]] در برابر [[قدرت خداوند]] است<ref>شیرازی، تفسیر، ج۵، ص۷۵۰.</ref> و به گفته مصطفوی کاربرد "ید" توسط [[قرآن]] به این جهت است که ابولهب با دست خودش کاری کرد که موجب هلاکتش شد<ref> التحقیق، ج۱، ص۳۷۴.</ref>. به گفته [[سید جعفر مرتضی]] در [[تفسیر]] [[سوره کوثر]]، [[سوره]] تبت و برخی سور و برخی از [[آیات]]<ref>اول سوره مجادله.</ref> گرچه به ظاهر امری شخصی است، اما در واقع [[حق تعالی]] درصدد بیان یکی از [[احکام کلی]] برای [[مسلمانان]] است<ref>[[محسن ابراهیمی|ابراهیمی، محسن]]، [[ابولهب - ابراهیمی (مقاله)|مقاله «ابولهب»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۰٬۳۵۲

ویرایش