←وداع امام حسین{{ع}} با قبر جدش پیامبر{{صل}}
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۲۴: | خط ۱۲۴: | ||
امام{{ع}} انگیزه اصلی [[قیام]] خود- یعنی امر به نیکیها و مبارزه با [[زشتیها]] و [[پلیدیها]]- را در این عبارت کوتاه در پیشگاه خداوند و در یکی از مقدسترین مکانها در کنار قبر جدش [[پیامبر]]{{صل}} بیان میدارد و آن را به سینه [[تاریخ]] برای [[قضاوت]] آیندگان میسپارد.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشهها انگیزهها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشهها انگیزهها رویدادها پیامدها]]، ص ۳۱۸.</ref>. | امام{{ع}} انگیزه اصلی [[قیام]] خود- یعنی امر به نیکیها و مبارزه با [[زشتیها]] و [[پلیدیها]]- را در این عبارت کوتاه در پیشگاه خداوند و در یکی از مقدسترین مکانها در کنار قبر جدش [[پیامبر]]{{صل}} بیان میدارد و آن را به سینه [[تاریخ]] برای [[قضاوت]] آیندگان میسپارد.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشهها انگیزهها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشهها انگیزهها رویدادها پیامدها]]، ص ۳۱۸.</ref>. | ||
== | ==وداع [[امام حسین]]{{ع}} با قبر جدش پیامبر{{صل}}== | ||
برای مدتی کوتاه [[خواب]] چشمان امام{{ع}} را فرا گرفت؛ پس از [[بیداری]] برخاست با قبر جدش وداع کرد و عرضه داشت: «پدر و مادرم فدای تو ای [[رسول خدا]]! من به ناچار از جوار قبر تو خارج میشوم. میان من و تو جدایی افتاد؛ زیرا من دست [[بیعت]] به [[یزید بن معاویه]]، آن مرد شرابخوار و [[فاجر]]، ندادم. اکنون با [[ناراحتی]] تمام از نزد تو بیرون میروم. خداحافظ (ای [[پیامبر خدا]])».<ref>{{متن حدیث|بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي یَا رَسُولَ اللهِ لَقَدْ خَرَجْتُ مِنْ جَوَارِكَ کُرْهاً، وَ فُرِّقَ بَیْنِي وَ بَیْنَكَ حَیْثُ أَنِّي لَمْ أُبَایِعْ لِیَزِیدَ بْنِ مُعَاوِیَةَ، شَارِبِ الْخُمُورِ، وَ رَاکِبِ الْفُجُورِ، وَ هَا أَنَا خَارِجٌ مِنْ جَوَارِكَ عَلَی الْکَرَاهَةِ، فَعَلَیْكَ مِنِّي اَلسَّلَامُ}}</ref>. | برای مدتی کوتاه [[خواب]] چشمان امام{{ع}} را فرا گرفت؛ پس از [[بیداری]] برخاست با قبر جدش وداع کرد و عرضه داشت: «پدر و مادرم فدای تو ای [[رسول خدا]]! من به ناچار از جوار قبر تو خارج میشوم. میان من و تو جدایی افتاد؛ زیرا من دست [[بیعت]] به [[یزید بن معاویه]]، آن مرد شرابخوار و [[فاجر]]، ندادم. اکنون با [[ناراحتی]] تمام از نزد تو بیرون میروم. خداحافظ (ای [[پیامبر خدا]])».<ref>{{متن حدیث|بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي یَا رَسُولَ اللهِ لَقَدْ خَرَجْتُ مِنْ جَوَارِكَ کُرْهاً، وَ فُرِّقَ بَیْنِي وَ بَیْنَكَ حَیْثُ أَنِّي لَمْ أُبَایِعْ لِیَزِیدَ بْنِ مُعَاوِیَةَ، شَارِبِ الْخُمُورِ، وَ رَاکِبِ الْفُجُورِ، وَ هَا أَنَا خَارِجٌ مِنْ جَوَارِكَ عَلَی الْکَرَاهَةِ، فَعَلَیْكَ مِنِّي اَلسَّلَامُ}}</ref>. | ||
هنگامی که [[مردم]] از قصد [[امام حسین]]{{ع}} برای حرکت به [[کوفه]] با خبر شدند، گروهی از آنان [[امام]]{{ع}} را از این [[سفر]] برحذر داشتند<ref>منتخب طریحی، ص۴۱۰؛ ناسخ التواریخ، ج۲، ص۱۴؛ ینابیع الموده، ص۴۰۱ (به اختصار).</ref>. | هنگامی که [[مردم]] از قصد [[امام حسین]]{{ع}} برای حرکت به [[کوفه]] با خبر شدند، گروهی از آنان [[امام]]{{ع}} را از این [[سفر]] برحذر داشتند<ref>منتخب طریحی، ص۴۱۰؛ ناسخ التواریخ، ج۲، ص۱۴؛ ینابیع الموده، ص۴۰۱ (به اختصار).</ref>. | ||
امام{{ع}} بعد از خودداری و | امام{{ع}} بعد از خودداری و استنکاف از [[بیعت با یزید]] و در واقع [[اعلان]] [[جنگ]] به [[حکومت بنیامیه]]، همان تفالههای [[دوران جاهلیت]] [[عرب]]، ناگزیر از سفر به سوی کوفه بود؛ زیرا نفوذ [[بنیامیه]] در [[مدینه]] که در دوران [[حکومت]] [[عثمان]] به اوج خود رسیده بود، هنوز در میان افراد سرشناس و متنفذ مدینه زیاد بود، و [[مکه]] نیز به عنوان [[حرم امن]] [[خدا]] باید از هر گونه درگیری برکنار باشد. | ||
در حالی که کوفه مرکز [[شیعیان]] و علاقهمندان [[اهل بیت]]{{عم}} بود و اگر [[اختلاف]] و پراکندگی و [[ترس]] و بزدلی را از خود دور میکردند ساقط کردن [[حکومت یزید]] و [[یزیدیان]] منفور برای آنان کار مشکلی نبود. | در حالی که کوفه مرکز [[شیعیان]] و علاقهمندان [[اهل بیت]]{{عم}} بود و اگر [[اختلاف]] و پراکندگی و [[ترس]] و بزدلی را از خود دور میکردند ساقط کردن [[حکومت یزید]] و [[یزیدیان]] منفور برای آنان کار مشکلی نبود. | ||
به هر حال امام{{ع}} بعد از [[مخالفت]] علنی با [[بیعت]] و به طور کل با حکومت یزید و [[آل ابی سفیان]] ناچار از این سفر بود.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشهها انگیزهها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشهها انگیزهها رویدادها پیامدها]]، ص ۳۱۹.</ref>. | به هر حال امام{{ع}} بعد از [[مخالفت]] علنی با [[بیعت]] و به طور کل با حکومت یزید و [[آل ابی سفیان]] ناچار از این سفر بود.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشهها انگیزهها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشهها انگیزهها رویدادها پیامدها]]، ص ۳۱۹.</ref>. | ||