بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
هنوز از خلافت علی{{ع}} دیر زمانی نگذشته بود که نخستین [[شورش]] علیه حکومتش به سردمداری [[عایشه]] و [[طلحه]] و [[زبیر]] و همراهی گروه [[ناکثین]] شکل گرفت. علی{{ع}} با آنان به مقابله برخاست و در این راه، گروههایی از [[قبیله خزاعه]] -که [[عبدالله بن بدیل بن ورقاء خزاعی]] و برادرش محمد از جمله ایشان بودند-<ref>شیخ مفید، الجمل، ص۵۰.</ref>، به [[یاری]] حضرت شتافتند. نقل است: هنگامی که عایشه برای [[جنگ با امیرالمؤمنین]]{{ع}} عازم [[بصره]] بود، عبدالله بن بدیل نزد او رفت و او را [[سوگند]] داد و گفت: مگر از تو نشنیدیم که از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل میکردی که فرمود: «علی با [[حق]] است و حق با علی، و این دو هرگز از هم جدا نمیشوند تا کنار [[حوض]] بر من وارد شوند» عایشه گفت: چرا؛ من این [[حدیث]] را از رسول خدا{{صل}} شنیده و نقل کردهام. عبدالله گفت: پس چرا میخواهی بر ضد [[حضرت علی]]{{ع}} [[قیام]] کنی؟ [[عایشه]] پاسخ داد: «مرا رها کنید، به [[خدا]] قسم، [[دوست]] میداشتم همۀ آنها یکدیگر را فنا و نابود میکردند»<ref>شیخ مفید، الجمل، ص۲۳۱؛ مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج۳۲، ص۲۸۵.</ref> با آغاز [[جنگ]]، دو طرف سخت به [[ستیزه]] با هم پرداختند تا اینکه جنگ، پس از کشته شدن جمع زیادی از دو طرف، با پی شدن شتر عایشه توسط [[عبدالله بن بدیل خزاعی]]، [[مالک اشتر]] و دیگر بزرگان [[سپاه علی]]{{ع}} با [[شکست]] [[ناکثین]] خاتمه یافت<ref>دینوری، اخبار الطوال، ص۱۵۱.</ref>. | هنوز از خلافت علی{{ع}} دیر زمانی نگذشته بود که نخستین [[شورش]] علیه حکومتش به سردمداری [[عایشه]] و [[طلحه]] و [[زبیر]] و همراهی گروه [[ناکثین]] شکل گرفت. علی{{ع}} با آنان به مقابله برخاست و در این راه، گروههایی از [[قبیله خزاعه]] -که [[عبدالله بن بدیل بن ورقاء خزاعی]] و برادرش محمد از جمله ایشان بودند-<ref>شیخ مفید، الجمل، ص۵۰.</ref>، به [[یاری]] حضرت شتافتند. نقل است: هنگامی که عایشه برای [[جنگ با امیرالمؤمنین]]{{ع}} عازم [[بصره]] بود، عبدالله بن بدیل نزد او رفت و او را [[سوگند]] داد و گفت: مگر از تو نشنیدیم که از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل میکردی که فرمود: «علی با [[حق]] است و حق با علی، و این دو هرگز از هم جدا نمیشوند تا کنار [[حوض]] بر من وارد شوند» عایشه گفت: چرا؛ من این [[حدیث]] را از رسول خدا{{صل}} شنیده و نقل کردهام. عبدالله گفت: پس چرا میخواهی بر ضد [[حضرت علی]]{{ع}} [[قیام]] کنی؟ [[عایشه]] پاسخ داد: «مرا رها کنید، به [[خدا]] قسم، [[دوست]] میداشتم همۀ آنها یکدیگر را فنا و نابود میکردند»<ref>شیخ مفید، الجمل، ص۲۳۱؛ مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج۳۲، ص۲۸۵.</ref> با آغاز [[جنگ]]، دو طرف سخت به [[ستیزه]] با هم پرداختند تا اینکه جنگ، پس از کشته شدن جمع زیادی از دو طرف، با پی شدن شتر عایشه توسط [[عبدالله بن بدیل خزاعی]]، [[مالک اشتر]] و دیگر بزرگان [[سپاه علی]]{{ع}} با [[شکست]] [[ناکثین]] خاتمه یافت<ref>دینوری، اخبار الطوال، ص۱۵۱.</ref>. | ||
در [[جنگ صفین]] نیز که به [[سال ۳۷ هجری]] به وقوع پیوست، شمار زیادی از [[خزاعیان]] همراه با رهبرانشان -که بسیاری از آنان از [[صحابه]] [[رسول]] خدا{{صل}} بودند،- حضور یافتند. در این جنگ، | در [[جنگ صفین]] نیز که به [[سال ۳۷ هجری]] به وقوع پیوست، شمار زیادی از [[خزاعیان]] همراه با رهبرانشان -که بسیاری از آنان از [[صحابه]] [[رسول]] خدا{{صل}} بودند،- حضور یافتند. در این جنگ، بنی عدی بن عمرو همگام با دیگر خزاعیان، با چهرههای سرشناس خود به میدان آمدند که از جمله آنان میتوان از عبداللّه بن بُدَیل نام برد. وی به هنگام [[حرکت]] [[سپاه امام]]{{ع}} به [[صفین]]، در پاسخ به مانعتراشیهای برخی [[عراقیها]] که جنگ را به صلاح نمیدانستند همراه با تنی چند از سران [[لشکر]] [[امام]]{{ع}} به ایراد سخن پرداخت و گفت: «ای [[امیرالمؤمنین]]، همانا آن [[قوم]] ([[شامیان]]) اگر خدا را میخواستند و برای او عمل میکردند هرگز با ما [[مخالفت]] نمینمودند، ولی آنها برای [[فرار]] از [[عدالت]]، و علاقه به [[انحصارطلبی]]، و [[حرص]] به [[قدرت]]، و بیعلاقگی به این که مبادا دنیایشان از دست برود با ما میجنگند، و کینههایی که در [[جان]] و [[خصومت]] و [[دشمنی]] که در سینه [[نهان]] دارند به سبب [[جنگهای صدر اسلام]] بوده که بر ضد آنان برپا کردهای و در آن، [[پدران]] و [[خویشان]] و برادرانشان را به [[هلاکت]] رساندهای، اینک برای [[انتقام]] از کشتههای اجداد [[کفار]] خود با تو سر جنگ دارند». سپس رو به [[مردم]] کرد و گفت: «چه طور ممکن است معاویه با امیرالمؤمنین{{ع}} [[بیعت]] کند؟ در حالی که علی{{ع}} در یک [[جنگ]] (در [[جنگ بدر]]) برادرش حنظله، و داییاش ولید، و جد مادریاش [[عتبه]] را به [[هلاکت]] رسانده است؟ به [[خدا]] [[سوگند]]، [[گمان]] نمیبرم که او [[بیعت]] کند و آنان هرگز [[مطیع]] شما نخواهند شد و [[راه راست]] را [[انتخاب]] نخواهند کرد مگر آنکه نیزههای [[استوار]] ما، میان آنان به کار افتد، و شمشیرها سرهایشان را از تن جدا سازد و پیشانیهایشان به گرزهای آهنین شکافته شود و کارهایی سخت میان دو گروه صورت گیرد»<ref>ر.ک: ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۳، ص۱۷۵-۱۸۰.</ref> به [[روز]] [[صفین]]، [[عبدالله بن بدیل بن ورقاء خزاعی]] [[فرمانده]] پیاده [[نظام]] [[سپاه کوفه]] بود<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۲۰۵ و ۲۰۸.</ref>. وی با آغاز جنگ، رشادتها از خود نشان داد و در حالی که دو [[زره]] پوشیده و دو [[شمشیر]] آویخته بود، دلیرانه به [[دشمن]] [[حمله]] میبرد و در حالی که [[رجز]] میخواند آنان را با تیغ میزد<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۲۴۵.</ref>. از حضور پر رنگ و فعالانه او در صفین و نیز سخنان او در این جنگ در منابع سخنها گفته شده است<ref>ر.ک: نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ج۴، ص۲۴۵-۲۴۶؛ دینوری، اخبار الطوال، ص۱۷۵-۱۷۶.</ref>. در یکی از [[مواقف]] این جنگ، هنگامی که [[جناح چپ]] [[لشکر شام]] به جناح راست [[سپاه عراق]] [[یورش]] آورد، عبدالله و دیگر [[یاران]] عراقیاش به مقابله برخاستند. وی دلیرانه شمشیر میزد و پیش میرفت تا خود را به معاویه رساند و او را از جایگاهش به عقب راند. معاویه که از [[ترس]] جانش از مقر فرماندهیاش دور شده بود، کمی جلو آمد و مکرر به [[حبیب بن مسلمه فهری]] [[پیام]] میفرستاد و از او [[یاری]] و مدد میخواست. [[حبیب بن مسلمه]] با همه افراد تحت امرش در جناح چپ [[سپاه معاویه]]، به جناح راست سپاه عراق حمله کرد و [[مقاومت]] کرد تا این که جناح راست [[سپاه امام]]{{ع}} از هم گسیخت؛ تا جایی که فاصلهاش تا عبدالله، تنها صد [[مرد]] [[جنگی]] از [[قاریان قرآن]] بود. [[عبدالله بن بدیل]] و یارانش، پشت به پشت هم داده بودند و از خود [[دفاع]] میکردند. آنان حاضر به [[عقبنشینی]] نبودند و همچنان به سوی [[خیمه]] معاویه به پیش میرفتند. عبدالله، مصمم به کشتن معاویه بود و آهنگ جایگاه او را داشت، در این هنگام، معاویه خطاب به سپاهش بانگ برداشت: ای وای بر شما، حال که از به کار بردن تیر و کمان و [[شمشیر]] عاجزید، با سنگ و پاره سنگ، عبدالله بن بدیل و همراهانش را بزنید. با این [[فرمان]]، نیروهای [[محافظ]] معاویه و [[جنگجویان]] اطرافش، با سنگ و پاره سنگ به [[ابن بدیل]] و یارانش [[حمله]] کردند و آنقدر سنگ زدند تا این که عبدالله به [[زمین]] افتاد و به [[شهادت]] رسید<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۲۴۴؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۱۹۶؛ ر.ک: محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۱۸.</ref>. شهادت [[عبدالله بن بدیل بن ورقاء]]، معاویه را بسیار شاد کرد. او عبدالله را شیری از شیران [[خزاعه]] میخواند و از این که کبش [[قوم]] -یعنی پهلوان [[سپاه امام]]{{ع}}- را کشته است، اظهار [[خوشحالی]] و مسرت میکرد<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۲۴۷.</ref>. | ||
[[محمد بن بدیل]]<ref>شیخ مفید، الجمل، ص۵۰.؛ شیخ طوسی، رجال، ص۴۹؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۱۸.</ref> و [[عبدالرحمن بن بدیل]]<ref>شیخ طوسی، رجال، ص۷۰؛ ابنعبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۲، ص۸۲۳؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۱۸.</ref> –برادران عبدالله بن بدیل- را هم از دیگر عدویهای حاضر در [[جنگ صفین]] و از شهدای این [[جنگ]] گفتهاند. [[ابوشریح خزاعی]] نیز از چهرههای سرشناس این قوم در [[صفین]] بود<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۳۸۲.</ref>. آنان با رجزها و اشعاری که در میدان [[نبرد]] میخواندند، نقش مؤثری در [[تشویق]] [[عراقیها]] به [[پایداری]] در جنگ و تشجیع آنان و نیز انتقال [[افکار]] خود داشتند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | [[محمد بن بدیل]]<ref>شیخ مفید، الجمل، ص۵۰.؛ شیخ طوسی، رجال، ص۴۹؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۱۸.</ref> و [[عبدالرحمن بن بدیل]]<ref>شیخ طوسی، رجال، ص۷۰؛ ابنعبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۲، ص۸۲۳؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۱۸.</ref> –برادران عبدالله بن بدیل- را هم از دیگر عدویهای حاضر در [[جنگ صفین]] و از شهدای این [[جنگ]] گفتهاند. [[ابوشریح خزاعی]] نیز از چهرههای سرشناس این قوم در [[صفین]] بود<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۳۸۲.</ref>. آنان با رجزها و اشعاری که در میدان [[نبرد]] میخواندند، نقش مؤثری در [[تشویق]] [[عراقیها]] به [[پایداری]] در جنگ و تشجیع آنان و نیز انتقال [[افکار]] خود داشتند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
===[[کارگزاری]]=== | ===[[کارگزاری]]=== | ||
علاوه بر میادین نظامی، افرادی از این [[طایفه]] | علاوه بر میادین نظامی، افرادی از این [[طایفه]] بنی عدی بن عمرو، [[یار]] و مددکار علی{{ع}} در امر امارت و کارپردازیهای آن حضرت در [[امور سیاسی]] و [[اجتماعی]] بودند که از جمله این [[کارگزاران]]، میتوان به نام [[عبدالرحمن بن بدیل خزاعی]] اشاره کرد. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، عبدالرحمن را در [[سال ۳۶ هجری]] و به هنگام [[حرکت]] از [[مدینه]] به سوی [[عراق]] به امارت [[سرزمین]] ماهان (دینور و [[نهاوند]]) گماشت<ref>ابناعثم، الفتوح، ج۲، ص۴۴۸.</ref>.<ref>اصغر منتظرالقائم و [[زهرا]] حسین هاشمی، نقش قبیله خزاعه در تغییرات اجتماعی سیاسی و فرهنگی جهان اسلام تا سال ۲۶۰ قمری، ص۱۴۳-۱۴۵.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==[[بنی عدی]] و نقش آنان در [[تشیع]] [[ایران]]== | ==[[بنی عدی]] و نقش آنان در [[تشیع]] [[ایران]]== | ||
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
==اعلام و [[رجال]] بنی عدی بن عمرو== | ==اعلام و [[رجال]] بنی عدی بن عمرو== | ||
از رجال و مشاهیر بسیار بنی عدی در [[جاهلیت]] و [[اسلام]]، علاوه بر چهرههای ممتاز و بزرگی همچون [[بدیل بن ورقاء]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۵۴؛ خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۸۱؛ ابن قانع، معجم الصحابه، ج۲، ص۸۰۳. ابن حزم از او با تعبیر: «کان أدهی العرب؛ او باهوشترین اعراب بود» یاد کرده است. (ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۳۹)</ref> و پسرانش نافع<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۲۰؛ ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۴، ص۳۳۰؛ ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۴۸۹.</ref>، ابو عمرو<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۵۴۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۶۹؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۷، ص۱۷۰.</ref>، محمد<ref>شیخ طوسی، رجال، ص۴۹؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۱۸.</ref> و عبداللّه<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۵۴؛ بخاری، التاریخ الکبیر، ج۵، ص۶۷؛ ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۲، ص۴۲۸. برخی منابع، عبدالله بن بدیل را یکی از تابعین معرفی کردهاند. (ابن حبان، الثقات، ج۵، ص۱۲؛ شیخ طوسی، إختیار معرفة الرجال معروف بـه رجال الکشی، ج۲، ص۱۵۹)</ref>، و نیز [[ابوشریح خویلد بن عمرو بن صخر خزاعی]]<ref>ابن قانع، معجم الصحابه، ج۱۰، ص۳۷۱۷؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۶۲۹؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۷، ص۱۷۳.</ref> و دیگر معاریفی که همگی در زمره [[اصحاب پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[امام علی]]{{ع}} قرار داشته، و در متن به نامشان پرداخته شد، میتوان به نام [[عمرو بن فغواء خزاعی]]<ref>ابن قانع، معجم الصحابه، ج۱۰، ص۳۷۷۰-۳۷۷۱؛ ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۹۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۷۵۹. ابونعیم از او با عنوان «عمرو بن ابی فغواء» (ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۹۳) و ابن اثیر از وی با نام و نسب «عمرو بن غقواء» نام بردهاند. (ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۷۵۸)</ref>، [[سلمة بن بدیل بن ورقاء]]<ref>ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۴، ص۱۵۷؛ ابنعبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۲، ص۶۴۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۷۳.</ref>، [[سلمة بن ایاس]]<ref>ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۱۲۳.</ref> و [[حیسمان بن ایاس بن عبدالله]]<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۹۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۵۴۷؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۳.</ref> و به [[نقلی]] [[حیسمان بن حابس]]<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۹۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۳.</ref> -از اشراف و بزرگان [[بنی خزاعه]] و | از رجال و مشاهیر بسیار بنی عدی در [[جاهلیت]] و [[اسلام]]، علاوه بر چهرههای ممتاز و بزرگی همچون [[بدیل بن ورقاء]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۵۴؛ خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۸۱؛ ابن قانع، معجم الصحابه، ج۲، ص۸۰۳. ابن حزم از او با تعبیر: «کان أدهی العرب؛ او باهوشترین اعراب بود» یاد کرده است. (ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۳۹)</ref> و پسرانش نافع<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۲۰؛ ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۴، ص۳۳۰؛ ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۴۸۹.</ref>، ابو عمرو<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۵۴۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۶۹؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۷، ص۱۷۰.</ref>، محمد<ref>شیخ طوسی، رجال، ص۴۹؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۱۸.</ref> و عبداللّه<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۵۴؛ بخاری، التاریخ الکبیر، ج۵، ص۶۷؛ ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۲، ص۴۲۸. برخی منابع، عبدالله بن بدیل را یکی از تابعین معرفی کردهاند. (ابن حبان، الثقات، ج۵، ص۱۲؛ شیخ طوسی، إختیار معرفة الرجال معروف بـه رجال الکشی، ج۲، ص۱۵۹)</ref>، و نیز [[ابوشریح خویلد بن عمرو بن صخر خزاعی]]<ref>ابن قانع، معجم الصحابه، ج۱۰، ص۳۷۱۷؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۶۲۹؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۷، ص۱۷۳.</ref> و دیگر معاریفی که همگی در زمره [[اصحاب پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[امام علی]]{{ع}} قرار داشته، و در متن به نامشان پرداخته شد، میتوان به نام [[عمرو بن فغواء خزاعی]]<ref>ابن قانع، معجم الصحابه، ج۱۰، ص۳۷۷۰-۳۷۷۱؛ ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۹۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۷۵۹. ابونعیم از او با عنوان «عمرو بن ابی فغواء» (ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۹۳) و ابن اثیر از وی با نام و نسب «عمرو بن غقواء» نام بردهاند. (ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۷۵۸)</ref>، [[سلمة بن بدیل بن ورقاء]]<ref>ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۴، ص۱۵۷؛ ابنعبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۲، ص۶۴۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۷۳.</ref>، [[سلمة بن ایاس]]<ref>ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۱۲۳.</ref> و [[حیسمان بن ایاس بن عبدالله]]<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۹۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۵۴۷؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۳.</ref> و به [[نقلی]] [[حیسمان بن حابس]]<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۹۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۳.</ref> -از اشراف و بزرگان [[بنی خزاعه]] و بنی عدی بن عمرو<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۵۶؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۱۲۹.</ref> و نیز از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}}- اشاره کرد. حیسمان همراه با [[مشرکین]] در [[جنگ بدر]] حضور یافته بود<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۵۶.</ref> و همو نخستین کس بود که خبر [[شکست]] و کشته شدن بزرگان [[بدر]] را برای [[اهل مکه]] برده بود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۳-۱۴.</ref>. [[ابوالمعلی زید بن مره عدوی]]<ref>ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۳۲۹.</ref>، [[حسن بن غیلان]]<ref>بیهقی، دلائل النبوه، ج۳، ص۱۱۶؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۱۲۹.</ref>، [[ابو هریره احمد بن عبدالله بن حسن عدوی]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۹، ص۲۵۴.</ref>، [[زید بن عمرو بن نفیل عدوی]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۹، ص۲۵۵.</ref> و پسرش [[سعید بن زید احد العشره]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۹، ص۲۵۵.</ref>، [[خارجة بن حذیفه عدوی]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۹، ص۲۵۵.</ref>، [[بشر بن عبدالله بن سلمة بن بدیل]]<ref>ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۲، ص۳۶۱.</ref>، [[بدیل بن عبدالله بن بشر بن بدیل بن ورقاء خزاعی]]<ref>ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۲، ص۴۲۸.</ref>، همگی از [[راویان]] و [[محدثان اهل سنت]]، [[جمال الدین ابوالفتوح حسین بن علی بن محمد خزاعی نیشابوری]] معروف به «[[ابوالفتوح رازی]]» [[مفسر]] و ادیب نامی [[عرب]]<ref>ابن شهر آشوب، معالم العلما، ص۱۵.</ref>، [[محمد بن ضمرة بن عمرو بن نضله]] از اشراف [[عراق]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۵۴؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۳.</ref> و [[ربیع بن عون بن خارجه عدوی]] که همراه با جمعی از [[مردم مصر]]، جهت [[بیعت]] با ولید بن یزید –خلیفه [[اموی]]- خارج شدند، هم، از دیگر معاریف و مشاهیر این قوماند، که ذکری از ایشان در منابع و متون متقدم به میان رفته است<ref>سمعانی، الانساب، ج۹، ص۲۵۵.</ref>. ضمن این که از [[موالیان]] آنها نیز میتوان از [[ابو انس محمد بن انس عدوی مولی عمر بن خطاب]] و از راویان [[حدیث اهل سنت]] نام برد<ref>سمعانی، الانساب، ج۹، ص۲۵۵.</ref>. | ||
از چهرههای شاخص و ممتاز [[شیعی]] بنی عدی بن عمرو هم، علاوه بر [[عبدالله بن بدیل]] و برادرانش محمد و عبدالرحمن که به نامشان پرداخته شد، باید از بزرگانی چون [[حبیب بن بدیل بن ورقاء]] از [[اصحاب نبی اکرم]]{{صل}} و از [[راویان حدیث غدیر]]<ref>ابن عقده کوفی، کتاب الولایه، ص۱۵۲؛ مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج۳۷، ص۱۸۲؛ امینی، الغدیر، ج۱، ص۱۹۰.</ref>، [[عثمان بن بدیل]] از [[اصحاب]] صغار [[پیامبر]]{{صل}}<ref>ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۵، ص۴۸. و به احتمال از شهدای نبرد صفین. ر.ک: نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۲۴۵.</ref>، [[دعبل بن علی بن رزین خزاعی]] [[شاعر]] بنام شیعی و معاصر با دوران [[امامت امام رضا]]{{ع}}<ref>ابن قتیبه، الشعر و الشعراء، ج۲، ص۸۳۸؛ نجاشی، رجال، ص۱۶۱-۱۶۲؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۷، ص۲۴۵.</ref> و مصنف کتاب «طبقات الشعراء» و کتاب «الوحده فی مثالب العرب و مناقبها»<ref>نجاشی، رجال، ص۱۶۲.</ref>، [[اسماعیل بن علی بن علی بن رزین بن عثمان]] برادرزاده [[دعبل خزاعی]] و از [[محدثان]] معروف شیعی<ref>نجاشی، رجال، ص۳۲، علامه حلی، خلاصة الاقوال، ص۳۱۶؛ ابن داوود حلی، رجال ابن داود، ص۳۰۰.</ref> و صاحب کتاب «تاریخ الائمه» و «کتاب النکاح»<ref>نجاشی، رجال، ص۳۲.</ref>، [[علی بن علی بن رزین]] [[برادر]] [[دعبل بن علی]] از محدثان و [[راویان شیعه]]<ref>نجاشی، رجال، ص۲۷۶-۲۷۷.</ref> و مخاطب نامهای مفصل و مهم از سوی [[امام رضا]]{{ع}}<ref>نجاشی، رجال، ص۲۷۷.</ref> و ابوالشیص محمد بن علی بن عبداللّه بن رزین خزاعی -شاعر [[عرب]] و پسر عموی [[دعبل]]-<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۵۳۸؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۴۱؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۳، ص۱۸.</ref> یاد کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | از چهرههای شاخص و ممتاز [[شیعی]] بنی عدی بن عمرو هم، علاوه بر [[عبدالله بن بدیل]] و برادرانش محمد و عبدالرحمن که به نامشان پرداخته شد، باید از بزرگانی چون [[حبیب بن بدیل بن ورقاء]] از [[اصحاب نبی اکرم]]{{صل}} و از [[راویان حدیث غدیر]]<ref>ابن عقده کوفی، کتاب الولایه، ص۱۵۲؛ مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج۳۷، ص۱۸۲؛ امینی، الغدیر، ج۱، ص۱۹۰.</ref>، [[عثمان بن بدیل]] از [[اصحاب]] صغار [[پیامبر]]{{صل}}<ref>ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۵، ص۴۸. و به احتمال از شهدای نبرد صفین. ر.ک: نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۲۴۵.</ref>، [[دعبل بن علی بن رزین خزاعی]] [[شاعر]] بنام شیعی و معاصر با دوران [[امامت امام رضا]]{{ع}}<ref>ابن قتیبه، الشعر و الشعراء، ج۲، ص۸۳۸؛ نجاشی، رجال، ص۱۶۱-۱۶۲؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۷، ص۲۴۵.</ref> و مصنف کتاب «طبقات الشعراء» و کتاب «الوحده فی مثالب العرب و مناقبها»<ref>نجاشی، رجال، ص۱۶۲.</ref>، [[اسماعیل بن علی بن علی بن رزین بن عثمان]] برادرزاده [[دعبل خزاعی]] و از [[محدثان]] معروف شیعی<ref>نجاشی، رجال، ص۳۲، علامه حلی، خلاصة الاقوال، ص۳۱۶؛ ابن داوود حلی، رجال ابن داود، ص۳۰۰.</ref> و صاحب کتاب «تاریخ الائمه» و «کتاب النکاح»<ref>نجاشی، رجال، ص۳۲.</ref>، [[علی بن علی بن رزین]] [[برادر]] [[دعبل بن علی]] از محدثان و [[راویان شیعه]]<ref>نجاشی، رجال، ص۲۷۶-۲۷۷.</ref> و مخاطب نامهای مفصل و مهم از سوی [[امام رضا]]{{ع}}<ref>نجاشی، رجال، ص۲۷۷.</ref> و ابوالشیص محمد بن علی بن عبداللّه بن رزین خزاعی -شاعر [[عرب]] و پسر عموی [[دعبل]]-<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۵۳۸؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۴۱؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۳، ص۱۸.</ref> یاد کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||