←حرکت حضرت علی{{ع}} به سمت بصره
(←پانویس) |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
== گفتگوهایی میان [[امام]] {{ع}} و عایشه == | == گفتگوهایی میان [[امام]] {{ع}} و عایشه == | ||
بعد از بیعت مردم [[علی]] {{ع}} نزد [[عایشه]] آمد که در [[خانه]] [[عبد الله بن خلف خزاعی]] بود؛ همو که پسرش به "طلحة الطلحات" معروف بود. [[امام]] {{ع}} فرمود: "ای حُمَیرا! از این حرکتْ دست برنمیداری؟". [[عایشه]] گفت: ای پسر [[ابی طالب]]! [[قدرت]] یافتی، پس [[نرمی]] به [[خرج]] ده! فرمود: "به سوی [[مدینه]] حرکت کن و به همان خانهات بازگرد که [[پیامبر خدا]] تو را [[دستور]] داد در آن بنشینی". گفت: چنین میکنم<ref>[[تاریخ الیعقوبی (کتاب)|تاریخ الیعقوبی]]، ج ۲، ص ۱۸۳.</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۳۷۵.</ref> | بعد از بیعت مردم [[علی]] {{ع}} نزد [[عایشه]] آمد که در [[خانه]] [[عبد الله بن خلف خزاعی]] بود؛ همو که پسرش به "طلحة الطلحات" معروف بود. [[امام]] {{ع}} فرمود: "ای حُمَیرا! از این حرکتْ دست برنمیداری؟". [[عایشه]] گفت: ای پسر [[ابی طالب]]! [[قدرت]] یافتی، پس [[نرمی]] به [[خرج]] ده! فرمود: "به سوی [[مدینه]] حرکت کن و به همان خانهات بازگرد که [[پیامبر خدا]] تو را [[دستور]] داد در آن بنشینی". گفت: چنین میکنم<ref>[[تاریخ الیعقوبی (کتاب)|تاریخ الیعقوبی]]، ج ۲، ص ۱۸۳.</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۳۷۵.</ref> | ||
== خروج [[ناکثین]] از مکه به سمت بصره == | |||
در راه بصره، [[مغیرة بن شعبه]] و [[سعید بن عاص]] نیز به همراه دیگران از مکه خارج شدند و تا یک منزلیِ مکه آنان را [[همراهی]] نمودند؛ اما در اولین استراحتگاه [[مغیره]] به سعید گفت: به [[عقیده]] من بهتر است که از این جمع [[کنارهگیری]] کنیم چون سرانجام [[نیکی]] را برای آن نمیبینم و [[منتظر]] [[آینده]] باشیم. هرکس که [[پیروز]] شد به نزد او میرویم و [[فرمانبرداری]] خود را اعلام میکنیم. پس [[کنارهگیری]] کردند و به [[مکه]] بازگشتند. | |||
کاروانِ [[اصحاب جمل]] به کنار آبهای «حوأب» رسید و سگان بر کاروانیان پارس کردند. [[عایشه]] پرسید این چه مکانی است؟ محمد بن طلحه پاسخ داد به آن حوأب گویند. پس عایشه به یاد سخن پیامبر{{صل}} افتاد و از رفتن [[امتناع]] کرد. [[عبدالله بن زبیر]] پیش آمد و به گروهی [[رشوه]] داد تا به [[دروغ]] [[شهادت]] دهند که آن مکان حواب نیست. | |||
کاروانیان به راه خود ادامه دادند تا در نزدیکی [[بصره]] عایشه، ابنعامر را [[مأمور]] کرد تا مخفیانه به بصره وارده شود و نامه او را به چند تن از سران و بزرگان بصره از جمله، [[احنف بن قیس]] و [[صبرة بن شیمان]] برساند. عایشه نیز به حرکت خود ادامه داد تا به حفیر رسید و منتظر جواب نامهها شد. هنگامی که خبر نزدیک شدن عایشه و کاروانش به بصره رسید، [[عثمان بن حنیف]]، دو تن از بصریان را مأمور کرد تا دلیل آمدن عایشه و کاروانیان به طرف بصره را جویا شوند. یکی از این دو نفر، [[عمران بن حصین]] بود که از [[عامه]] [[مردم]] بود و دیگری [[ابوالاسود دوئلی]] بود که از اکابر و دانشمندان بصره به شمار میآمد. پس به حفیر رفتند و با عایشه و [[طلحه]] و [[زبیر]] دیدار کردند و چون سؤال کردند به چه جهت به بصره آمدهاند؟ پاسخی جز خونخواهی عثمان نشنیدند. | |||
در این حال، عثمان بن حنیف برای آنکه از [[اندیشه]] و رأی مردم بصره [[آگاهی]] یابد، به ترفندی [[متوسل]] شد. مردی را از میان قیسیان [[کوفه]] [[انتخاب]] کرد تا در بین جمع بصریان بگوید که آنان از [[ترس]] [[حکومت]] به بصره نیامدهاند. بلکه برای خونخواهی عثمان آمدهاند؛ ولی ما کشنده عثمان نیستیم. پس بیایید آنان را به شهرشان بازگردانیم. یکی از اهل بصره فریاد زد آنان آمدهاند تا در برابر کشندگان عثمان از ما [[یاری]] بگیرند. سپس با سنگ به مرد قیسی حمله کردند و او را زدند. پس چون [[رأی]] [[مردم بصره]] برای عثمان آشکار شد و دانست [[طلحه]] و [[زبیر]] در [[بصره]] طرفداران زیادی دارند، تصمیم گرفت سپاهی ترتیب دهد و تا آمدن حضرت به بصره، از [[شهر]] [[دفاع]] کند. [[عایشه]] و سپاهیانش از حفیر حرکت کردند و به مربد وارد شدند و بسیاری از بصریان به سپاه عایشه پیوستند؛ بهگونهای که در مربد جایی برای ایستادن نبود<ref>تجاربالامم، ج۱، ص۴۳۸-۴۴۵.</ref>. | |||
در الفتوح آمده است که [[عثمان بن حنیف]] با جماعتی از [[شیعیان امیرالمؤمنین]] از بصره خارج شدند و قصد [[جنگ]] با طلحه و زبیر را داشتند که گروهی میانجیگری کردند و بینشان [[صلح]] برقرار کردند، بهشرطی که [[دارالاماره]] و [[بیتالمال]] در [[اختیار]] [[کارگزار]] حضرت باشد و [[یاران]] طلحه و زبیر نیز در شهر رفت و آمد کنند تا علی{{ع}} برسد<ref>فتوح، ص۴۱۲.</ref>. اما بنا به نقل ابنقتیبه در [[امامت]] و [[سیاست]]، بین بصریان و [[اصحاب جمل]] [[جنگی]] رخ داد که در آن جنگ بصریان[[شکست]] خوردند و بزرگان آنان همه کشته شدند، غیر از [[حرقوص]] بن [[زهیر]] که به همراه یارانش به [[قبیله]] خود، [[بنیسعد]]، پناهنده شد و قومش از آنان دفاع کرد. در این حال گروهی بین آنان صلح برقرار کردند به شرطی که دارالاماره و [[مسجد]] و بیتالمال در اختیار عثمان بن حنیف باشد و یاران وی در هرجایی که خواستند اقامت گزینند. یاران طلحه و زبیر نیز در [[آزادی]] کامل باشند تا [[امام علی]]{{ع}} به بصره آید<ref>امامت و سیاست (تاریخ خلفا)، ص۹۷.</ref>.<ref>[[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری]]، ص۱۳۵.</ref> | |||
== حرکت [[حضرت علی]]{{ع}} به سمت بصره == | == حرکت [[حضرت علی]]{{ع}} به سمت بصره == | ||