بحث:جنگ جمل در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۳۷۸: خط ۳۷۸:


عایشه در حالی از عثمان[[دفاع]] می‌کند که قبل از [[حج]] [[مروان]] از او خواست عثمان را [[یاری]] کند؛ اما او نپذیرفت<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۷۵.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۲، ص 326 - 329.</ref>
عایشه در حالی از عثمان[[دفاع]] می‌کند که قبل از [[حج]] [[مروان]] از او خواست عثمان را [[یاری]] کند؛ اما او نپذیرفت<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۷۵.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۲، ص 326 - 329.</ref>
==عایشه در [[مکه]]==
عایشه در مسیر مکه به [[مدینه]] وقتی که فهمید علی{{ع}} به [[خلافت]] رسیده است، به مکه بازگشت و به [[حجر اسماعیل]] [[پناه]] برد و چون مردم گرد او جمع شدند، گفت: شورشیانی که از [[شهرها]] و کشتزارها جمع شده بودند، بر این [[مرد]] [[مظلوم]] (عثمان) [[هجوم]] آورده، او را کشتند. ایراد آنها بر عثمان این است که چرا [[جوانان]] خردسال را به کار گماشته، حال آن‌که قبل از او نیز دیگران ([[ابوبکر]] و [[عمر]]) [[جوانان]] را به کار گماشته بودند. دیگر بهانه آنان این بود که بعضی از مناطق را قُرُق کرده است و این نیز سابقه داشت و جز آن [[صلاح]] نبود. در عین حال [[عثمان]] از آنها [[پیروی]] کرد و برای اینکه آنان [[اصلاح]] شوند، [[دست]] از آن [[کارها]] برداشت، ولی چون [[حجت]] و عذری نیافتند، به [[جنبش]] آمدند و [[ستم]] آغاز کردند و [[خون]] [[حرام]] را در [[ماه حرام]] و در [[حرم]] [[مدینه]] ریختند و [[اموال]] حرام را [[تصرف]] کردند. به [[خدا]] [[سوگند]] که یک انگشت عثمان از یک فرد مانند آنان بهتر است. به خدا سوگند اگر چیزهایی که به دستاویز آن عثمان را کشتند، [[گناه]] بود از آن [[پاک]] شد چنان که طلا از [[آلودگی]] پاک می‌شود.
[[عبدالله بن عمرو حضرمی]] که از سوی عثمان [[استاندار مکه]] بود، گفت: من نخستین [[خون‌خواه]] عثمانم. او نخستین داوطلب بود و [[بنی امیه]] که از مدینه به [[مکه]] گریخته بودند، از او پیروی کردند. [[عبدالله بن عامر]] نیز از [[بصره]] با اموال زیادی آمد و [[یعلی بن منیه]] نیز از [[یمن]] با ششصد شتر و ششصد هزار درهم، در بطحا [[اردو]] زد و شتران خود را خواباند.
در این هنگام [[طلحه]] و [[زبیر]] هم از مدینه رسیدند و [[عایشه]] را دیدند. عایشه به آن دو گفت: چه خبر دارید؟ گفتند: از دست غوغا و [[اعراب]] بَدوی از مدینه گریختیم و از قومی جدا شدیم که [[سرگردان]] بودند، نه حقی می‌شناختند و نه از باطلی روگردان بودند و نه می‌توانستند از خود [[دفاع]] کنند<ref>نویری، نهایة الإرب، ج۵، ص۱۱۵؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۰۶.</ref>.
بنابر نقل مفید [[عبدالله بن ابی ربیعه]] که از سوی عثمان [[کارگزار صنعا]] بود به مکه آمد در حالی که رانش شکسته بود. وی در هنگام محاصره عثمان، شتابان برای [[یاری دادن]] او حرکت کرد. در مسیر راه اسب تیز رو [[صفوان بن امیه]] به قاطر عبدالله تنه زد و او به [[زمین]] افتاد و استخوان رانش [[شکست]]. چون میان راه از [[کشته شدن عثمان]] [[آگاه]] شد، به [[مکه]] آمد و وقتی که دید [[عایشه]] [[مردم]] را برای [[خون‌خواهی عثمان]] فرا میخواند، دستور داد برای او تختی فراهم آورند و در [[مسجدالحرام]] نهند. چون او را بر آن تخت نهادند، گفت: هر کس برای خون‌خواهی عثمان بیرون برود من وسایل حرکتش را فراهم میسازم. بدین ترتیب گروه بسیاری را آماده ساخت ولی خود به سبب شکستگی رانش نتوانست با آنان حرکت کند<ref>الجمل، ص۱۲۳.</ref>.
بنابر نقل مفید، [[یعلی بن منیه]] که [[کارگزار عثمان]] بر «جَنَد»<ref>جَنَد: منطقه‌ای از یمن است که یعلی حاکم آنجا بوده و عبدالله بن ابی ربیعه حاکم صنعا بوده است و یمن منطقه سومی نیز داشته که احتمالاً حبیب بن منتجب کارگزار آنجا بود که علی{{ع}} وی را در حکومتش ابقاء کرد و آن منطقه حضرموت است. برخی مترجمان جند را به لشکر ترجمه کرده‌اند (جُنْد) که صحیح نیست. به جلد اول این کتاب فصل کارگزاران یمن مراجعه شود.</ref> بود، آن سال به [[حج]] آمده بود؛ و چون سخن [[عبدالله بن ابی ربیعه]] را شنید، گفت: هر کس به قصد خون‌خواهی عثمان بیرون رَوَد من نیز وسایل او را فراهم سازم. وی با ده هزار دیناری که از [[یمن]] آورده بود، چهارصد شتر خرید و مردان را بر آن سوار می‌کرد. وقتی که حضرت از خبر عبدالله بن ابی ربیعه و یعلی که در راه شوراندن مردم اموالی را [[خرج]] کرده‌اند، آگاه شد، فرمود: به [[خدا]] [[سوگند]]: اگر به آن دو دست یابم، [[اموال]] آنان را در [[راه خدا]] خرج خواهم کرد. سپس فرمود: به من خبر رسیده که یعلی ده هزار دینار برای [[جنگ]] با من پرداخته است. از کجا ده هزار دینار داشته است؟ از اموال یمن [[سوء]] استفاده کرده و آورده است. اگر او را بیابم، نسبت به آن چه [[اقرار]] کرده او را بازخواست خواهم کرد. [[روز]] [[جنگ جمل]] به محض اینکه [[مردم]] پراکنده شدند، یعلی گریخت. [[عایشه]] چون [[اجتماع]] [[مخالفان علی]]{{ع}} را در [[مکه]] دید و متوجه شد که آنان با علی{{ع}} سرستیز دارند و از او در [[جنگ با علی]]{{ع}} [[پیروی]] می‌کنند، برای خروج آماده شد و همه روز منادی او ندا می‌داد که مردم برای خروج آماده شوند<ref>الجمل، ص۱۲۴ و مترجم، نبرد جمل، ص۱۴۰.</ref>.
بنابر نقل [[تاریخ یعقوبی]]، بیشترین تحریک علیه [[عثمان]] از جانب [[طلحه]] و [[زبیر]] و عایشه بود<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۷۵.</ref>. ولی آنان به خاطر [[مخالفت با علی]]{{ع}}، [[خون‌خواهی عثمان]] را مطرح کردند.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۲، ص 329 - 332.</ref>


==[[انگیزه]] [[مخالفت]] [[ناکثین]] با علی{{ع}}==
==[[انگیزه]] [[مخالفت]] [[ناکثین]] با علی{{ع}}==
۱۳۳٬۷۶۳

ویرایش