بحث:جنگ جمل در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۳۵۳: خط ۳۵۳:


بنابراین از نظر علی{{ع}} [[مجازات]] آنان قبل از عمل صحیح نبود و از نظر [[سیاسی]] نیز منطقی نمی‌نمود  نبود؛ زیرا کسانی که علی{{ع}} را متهم به [[قتل عثمان]] کرده‌اند - با اینکه خود [[اقرار]] دارند که در آن شرکت نداشته - با [[دستگیری]] [[طلحه]] و [[زبیر]] بیشتر می‌توانستند [[مردم]] را علیه حضرت بشورانند. این در حالی بود که [[عایشه]] در [[مکه]] علی را متهم کرده بود و [[معاویه]] در [[شام]] [[پیراهن عثمان]] را به [[منبر]] آویخته و علی{{ع}} را متهم می‌کرد<ref>ر.ک: بحار الأنوار، ج۳۲، ص۴۱۶؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۳۲۲ و ج۱۴، ص۴۰؛ تاریخ طبری، ج۳، ص۴۶۴؛ منقری، وقعة صفین، ص۱۲۷، برخی گفته‌اند: هفتاد هزار و برخی شصت هزار مرد اطراف پیراهن عثمان گریه می‌کردند.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۲، ص 324 - 326.</ref>
بنابراین از نظر علی{{ع}} [[مجازات]] آنان قبل از عمل صحیح نبود و از نظر [[سیاسی]] نیز منطقی نمی‌نمود  نبود؛ زیرا کسانی که علی{{ع}} را متهم به [[قتل عثمان]] کرده‌اند - با اینکه خود [[اقرار]] دارند که در آن شرکت نداشته - با [[دستگیری]] [[طلحه]] و [[زبیر]] بیشتر می‌توانستند [[مردم]] را علیه حضرت بشورانند. این در حالی بود که [[عایشه]] در [[مکه]] علی را متهم کرده بود و [[معاویه]] در [[شام]] [[پیراهن عثمان]] را به [[منبر]] آویخته و علی{{ع}} را متهم می‌کرد<ref>ر.ک: بحار الأنوار، ج۳۲، ص۴۱۶؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۳۲۲ و ج۱۴، ص۴۰؛ تاریخ طبری، ج۳، ص۴۶۴؛ منقری، وقعة صفین، ص۱۲۷، برخی گفته‌اند: هفتاد هزار و برخی شصت هزار مرد اطراف پیراهن عثمان گریه می‌کردند.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۲، ص 324 - 326.</ref>
==[[آگاهی]] [[عایشه]] از [[بیعت مردم با علی]]{{ع}}==
عایشه از [[مخالفان]] سرسخت [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بود. [[شیخ مفید]] انگیزه‌های گوناگونی در [[مخالفت]] عایشه با علی{{ع}} نقل می‌کند که ریشه همه آنها به موقعیت حضرت و همسرش نزد [[رسول خدا]]{{صل}} باز می‌گردد<ref>الجمل، ص۲۱۹؛ (چاپ جدید)، ص۴۰۹.</ref>.
عایشه خود می‌گفت: «همواره بین من و علی دوری و نفرتی که میان [[زن]] و [[خویشاوندان]] شوهرش وجود دارد، وجود داشت»<ref>الجمل، ص۸۱.</ref>.
از این روی عایشه به [[مدینه]] بازنگشت وی پس از اتمام [[مراسم حج]]، [[مکه]] را به قصد مدینه ترک کرد و چون به «سَرَف» رسید، مردی از [[بنی لیث]] را (که از خویشاوندان [[مادری]] او بود) به نام [[عبید بن ابی‌سلمه]] مشهور به [[ابن ام کلاب]] دید. عایشه گفت: چه خبر؟ پاسخ داد: [[عثمان]] کشته شد (عایشه با شنیدن این سخن خوشحال شد) و [[مردم]] به اتفاق با علی{{ع}} [[بیعت]] کردند. عایشه ناراحت شد و گفت: ای کاش [[آسمان]] بر [[زمین]] فرود آید اگر کار [[خلافت]] به نفع علی خاتمه یابد. سپس گفت: مرا به مکه برگردانید. او را به مکه بازگرداندند، در حالی که می‌گفت به [[خدا]] عثمان [[مظلوم]] کشته شده. به خدا من به [[خون‌خواهی]] او [[قیام]] خواهم کرد. آن مرد گفت: چرا؟ مگر نخستین کسی که با عثمان مخالفت و [[ستیز]] کرد تو نبودی! تو همیشه می‌‌گفتی نَعْثَل را بکشید او [[کافر]] شده! عایشه گفت: مردم از او خواستند تا [[توبه]] کند و او نیز توبه کرد. اما بعد از توبه او را کشتند. من گفتم و آنها گفتند و گفته آخر من بهتر از اول است.
ابن ام کلاب بعد از شنیدن سخنان عایشه در اشعاری گفت:
{{شعر}}
{{ب|''فَمِنْكِ الْبَدَاءُ وَمِنْكِ الْغِيَرْ ''|2=''وَمِنْكِ الرِّيَاحُ وَمِنْكِ الْمَطَرْ''}}
{{ب|''وَأَنْتِ أَمَرْتِ بِقَتْلِ الإِمَامِ''|2=''وَقُلْتِ لَنَا إِنَّهُ قَدْ كَفَرْ''}}
{{ب|''فَهَبْنَا أَطَعْنَاكِ فِي قَتْلِهِ''|2=''وَقَاتِلُهُ عِنْدَنَا مَنْ أَمَرْ''}}
{{ب|''وَلَمْ يَسْقُطِ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِنَا''|2=''وَلَمْ تنكف شَمْسُنَا وَالْقَمَرْ''}}
{{ب|''وَقَدْ بَايَعَ النَّاسُ ذَا تَدَرّإٍ''|2=''يُزِيلُ الشَّبَا وَيُقِيمُ الصَّعَرْ''}}
{{ب|''وَيَلْبَسُ لِلْحَرْبِ أَثْوَابَهَا''|2=''وَمَا مَنْ وَفَى مِثْلَ مَنْ قَدْ غَدَرْ''<ref>الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۰۵ و مترجم، ج۳، و ص۳۴۲ و بحار الأنوار، ج۳۲، ص۱۴۳؛ ابن قتیبه، الإمامة والسیاسه، ج۱، ص۵۲؛ تذکرة الخواص، ص۶۴.</ref>}}
{{پایان شعر}}
:از تو ای [[عایشه]] [[مخالفت]] آغاز شد و از تو [[تغییر]] وضع پیش آمد. باد و [[باران]] و [[طوفان]]، [[انقلاب]] از توست. تو دستور [[قتل]] [[پیشوا]] را دادی و تو گفتی که او [[کافر]] شده است. چنین بدان که ما، در کشتن او از تو [[اطاعت]] کرده باشیم، بنابراین [[قاتل]] او نزد ما کسی است که [[فرمان]] قتل را صادر کرده است. چیزی اتفاق نیفتاده، نه سقف بر سر ما فرود آمده و نه [[آفتاب]] و مهتاب گرفته است. [[مردم]] با [[بزرگواری]] [[بیعت]] کرده‌اند که خطر و [[بدی]] را زایل می‌کند. او برای [[جنگ]] [[جامه]] و [[زره]] می‌پوشد. آری هرگز شخص با [[وفا]] و [[پاک]]، مانند [[خائن]] و غدّار نیست».
[[ابن ام کلاب]] در اشعارش به مخالفت‌های عایشه با [[عثمان]] اشاره دارد که دو مورد آن را ذکر می‌کنیم:
#در سال سی و دوم [[هجری]] عایشه از عثمان، [[میراث]] خود را از [[اموال]] [[پیامبر]] [[طلب]] کرد. عثمان گفت: آیا تو و [[حفصه]] و مالک بن [[اوس]] [[شهادت]] نداده‌اید که [[پیغمبر]] فرمود: «ما [[پیامبران]] چیزی به [[ارث]] نمی‌گذاریم» و با همین [[روایت]]، [[حق]] [[فاطمه زهرا]]{{س}} دختر پیغمبر را از میان بردید؟ حال مطالبه ارث او را می‌نمایی! عایشه از سخنان عثمان بر آشفت و بسیار سخن‌های [[زشت]] نثار عثمان کرد. عثمان بالای [[منبر]] رفت و گفت: آن [[زن]] [[دشمن]] خداست او و رفیقش حفصه همانند زن نوح و لوط‌اند و آیه‌ای از [[قرآن]] را در [[شأن]] آن دو خواند<ref>{{متن قرآن|ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا}} «خداوند برای کافران، زن نوح و زن لوط را مثل زد که زیر سرپرستی دو بنده شایسته از بندگان ما بودند و به آن دو، خیانت ورزیدند» سوره تحریم، آیه ۱۰.</ref>. [[عایشه]] از شنیدن سخنان [[عثمان]] برآشفت و گفت [[رسول خدا]]{{صل}} تو را [[تشبیه]] به [[نعثل]] [[یهود]] کرده (پیر مردی با ریش بلند) و فریاد زد: «نعثل را بکشید [[خدا]] او را بکشد»<ref>{{متن حدیث|اقْتُلُوا نَعْثَلًا قَتَلَ اللَّهُ نَعْثَلًا}}ملا هاشم، منتخب التواریخ، ص۱۵۷؛ اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۱۰۸؛ بحار الأنوار، ج۳۱، ص۴۸۳؛ رازی، المحصول فی علم اصول الفقه، ج۴، ص۳۴۳.</ref>؛
#برخی نیز نوشته‌اند که عثمان از پرداخت آن مبلغی که [[ابوبکر]] و [[عمر]] برای او از [[بیت المال]] مقرر کرده بودند، مضایقه می‌کرد. از این رو عایشه [[مردم]] را علیه عثمان تحریک میکرد و می‌گفت: ای عثمان تو [[بیت‌المال]] را به خود اختصاص داده‌ای و [[امت پیامبر]] را در [[سختی]] قرار داده و [[خویشان]] خود را در [[مال]] [[مسلمانان]] [[صاحب اختیار]] گردانده‌ای و هر یک را به [[امارت]] منطقه‌ای گماشته‌ای. [[خداوند]] تو را از [[آسمان]] بی‌بهره کند و از [[زمین]] بی‌نصیب گرداند و می‌گفت: هنوز پیراهن [[مصطفی]] کهنه نشده است، ولی عثمان [[شریعت]] او را کهنه ساخته. ای مردم بکشید این پیر کفتار را که خداوند این پیر کفتار را زنده نگذارد<ref>ابن اعثم، الفتوح، ج۲، ص۴۲۱؛ تاریخ اعثم کوفی، ص۱۵۵؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۲۲؛ بحار الأنوار، ج۳۲، ص۱۲۵.</ref>.
[[شیخ مفید]] نمونه‌های متعددی از [[اعتراضات]] عایشه علیه عثمان را ذکر کرده است<ref>مفید، الجمل، ص۷۵.</ref>.
عایشه در حالی از عثمان[[دفاع]] می‌کند که قبل از [[حج]] [[مروان]] از او خواست عثمان را [[یاری]] کند؛ اما او نپذیرفت<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۷۵.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۲، ص 326 - 329.</ref>


==[[انگیزه]] [[مخالفت]] [[ناکثین]] با علی{{ع}}==
==[[انگیزه]] [[مخالفت]] [[ناکثین]] با علی{{ع}}==
۱۳۳٬۷۶۳

ویرایش