پرش به محتوا

قرآن در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۹ مارس ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۰۷: خط ۳۰۷:


===قرآن کتاب [[معرفت]]، [[برهان]] و بیان===
===قرآن کتاب [[معرفت]]، [[برهان]] و بیان===
[[آیات]] مختلف با عناوین متعدد قرآن را با اوصاف معرفت و برهانبخشی توصیف می‌کند که لازمه آن اعتبار و منبعیت قرآن است. در زیر به بعضی اشاره می‌شود.
[[آیات]] مختلف با عناوین متعدد قرآن را با اوصاف معرفت و برهان‌بخشی توصیف می‌کند که لازمه آن اعتبار و منبعیت قرآن است. در زیر به بعضی اشاره می‌شود.
علم و برهان: در پنج مورد قرآن خطاب به [[پیامبر]] خودش به «علم» توصیف کرده است: {{متن قرآن|مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ}}<ref>«دانشی که به تو رسیده است» سوره بقره، آیه ۱۲۰ و ۱۴۵؛ سوره آل عمران، آیه ۶۱؛ سوره رعد، آیه ۳۷.</ref> و {{متن قرآن|قَدْ جَاءَكُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّكُمْ}}<ref>«به راستی برهانی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است» سوره نساء، آیه ۱۷۴.</ref>.
علم و برهان: در پنج مورد قرآن خطاب به [[پیامبر]] خودش به «علم» توصیف کرده است: {{متن قرآن|مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ}}<ref>«دانشی که به تو رسیده است» سوره بقره، آیه ۱۲۰ و ۱۴۵؛ سوره آل عمران، آیه ۶۱؛ سوره رعد، آیه ۳۷.</ref> و {{متن قرآن|قَدْ جَاءَكُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّكُمْ}}<ref>«به راستی برهانی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است» سوره نساء، آیه ۱۷۴.</ref>.
بیان و [[تبیان]]: {{متن قرآن|هَذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ}}<ref>«این (قرآن) بازگفتی آشکار برای مردم است» سوره آل عمران، آیه ۱۳۸.</ref> و {{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ}}<ref>«و بر تو این کتاب را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز است» سوره نحل، آیه ۸۹.</ref>.
بیان و [[تبیان]]: {{متن قرآن|هَذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ}}<ref>«این (قرآن) بازگفتی آشکار برای مردم است» سوره آل عمران، آیه ۱۳۸.</ref> و {{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ}}<ref>«و بر تو این کتاب را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز است» سوره نحل، آیه ۸۹.</ref>.
وصف «بیان» برای قرآن خاطر نشان میسازد که آن برای بیان و [[ابلاغ]] به [[مردم]] و در نتیجه انتفاع آنان از قرآن نازل شده است که بر منبع و مرجعیتش دلالت می‌‌کند. [[آیه]] دوم منبعیت و بیان بودن قرآن را به صورت صریح برای تمامی عرصه‌ها و [[علوم]] بیان کرده است؛ البته مقصود عرصه‌های مربوط به راه [[تعلیم]] و [[هدایت]] [[انسان]] به سوی [[حق تعالی]] است.
وصف «بیان» برای قرآن خاطر نشان می‌سازد که آن برای بیان و [[ابلاغ]] به [[مردم]] و در نتیجه انتفاع آنان از قرآن نازل شده است که بر منبع و مرجعیتش دلالت می‌‌کند. [[آیه]] دوم منبعیت و بیان بودن قرآن را به صورت صریح برای تمامی عرصه‌ها و [[علوم]] بیان کرده است؛ البته مقصود عرصه‌های مربوط به راه [[تعلیم]] و [[هدایت]] [[انسان]] به سوی [[حق تعالی]] است.


[[بینه]] و [[بینات]]: {{متن قرآن|فَقَدْ جَاءَكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ}}<ref>«به راستی برهانی از پروردگارتان به شما رسیده است» سوره انعام، آیه ۱۵۷؛ سوره هود، آیه ۱۷.</ref>.
[[بینه]] و [[بینات]]: {{متن قرآن|فَقَدْ جَاءَكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ}}<ref>«به راستی برهانی از پروردگارتان به شما رسیده است» سوره انعام، آیه ۱۵۷؛ سوره هود، آیه ۱۷.</ref>.
خط ۳۲۲: خط ۳۲۲:
{{متن قرآن|هَذَا بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ}}<ref>«این (ها) بینش‌هایی است از سوی پروردگارتان» سوره اعراف، آیه ۲۰۳.</ref>؛
{{متن قرآن|هَذَا بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ}}<ref>«این (ها) بینش‌هایی است از سوی پروردگارتان» سوره اعراف، آیه ۲۰۳.</ref>؛
{{متن قرآن|هَذَا بَصَائِرُ لِلنَّاسِ}}<ref>«این روشنگری‌هایی برای مردم است» سوره جاثیه، آیه ۲۰.</ref>.
{{متن قرآن|هَذَا بَصَائِرُ لِلنَّاسِ}}<ref>«این روشنگری‌هایی برای مردم است» سوره جاثیه، آیه ۲۰.</ref>.
پس [[آیات قرآن]] به عنوان کتاب منبع، عامل دیدن و تشخیص راه حق است و چشم [[دل انسان]] را [[بینا]] میسازد تا [[حقایق]] را [[درک]] کند.
پس [[آیات قرآن]] به عنوان کتاب منبع، عامل دیدن و تشخیص راه حق است و چشم [[دل انسان]] را [[بینا]] می‌سازد تا [[حقایق]] را [[درک]] کند.
حاصل آنکه قرآن در آیات متعدد یکی از ویژگی‌های خود را وصف معرفتزایی توصیف کرده است که [[مؤمنان]] برای [[تأمین نیاز]] [[فطری]] [[معرفتی]] خود باید به این منبع عظیم و [[قطعی]] مراجعه نمایند.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۵۰</ref>
حاصل آنکه قرآن در آیات متعدد یکی از ویژگی‌های خود را وصف معرفت‌زایی توصیف کرده است که [[مؤمنان]] برای [[تأمین نیاز]] [[فطری]] [[معرفتی]] خود باید به این منبع عظیم و [[قطعی]] مراجعه نمایند.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۵۰</ref>


===قرآن کتاب حق و [[میزان]]===
===قرآن کتاب حق و [[میزان]]===
اینکه چرا [[قرآن کریم]] کتاب منبع و [[لازم الاتباع]] است؟ یک وجهش به [[حقانیت]] محض بودن آن برمی‌گردد. در آیات متعددی (نزدیک چهل آیه) وصف «حق» به قرآن اطلاق شده است که [[نزول قرآن]] و آیاتش را حق توصیف کرده است که لازمهاش این است قرآن مساوق و مستلزم حق باشد؛ به گونه‌ای که روی برگرداندن از آن جدایی از حق و [[بدبختی]] را در پی خواهد داشت.
اینکه چرا [[قرآن کریم]] کتاب منبع و [[لازم الاتباع]] است؟ یک وجهش به [[حقانیت]] محض بودن آن برمی‌گردد. در آیات متعددی (نزدیک چهل آیه) وصف «حق» به قرآن اطلاق شده است که [[نزول قرآن]] و آیاتش را حق توصیف کرده است که لازمه‌اش این است قرآن مساوق و مستلزم حق باشد؛ به گونه‌ای که روی برگرداندن از آن جدایی از حق و [[بدبختی]] را در پی خواهد داشت.
{{متن قرآن|ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ نَزَّلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِي الْكِتَابِ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ}}<ref>«این ([[عذاب]]) بدان روست که [[خداوند]]، کتاب (خود) را به [[حق]] فرو فرستاده است و آنان که در این کتاب [[اختلاف]] ورزیدند در‌ستیزی ژرفند» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۱۷۶؛ {{متن قرآن|كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}} «[[مردم]] (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند [[پیامبران]] را مژده‌آور و بیم‌دهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند [[داوری]] کند و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهان‌های روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود؛ آنگاه خداوند به [[اراده]] خویش [[مؤمنان]] را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به [[راه راست]] رهنمایی می‌کند» سوره بقره، آیه ۲۱۳؛ {{متن قرآن|نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ}} «(این) کتاب را که [[کتاب‌های آسمانی]] پیش از خود را راست می‌شمارد، به حق بر تو (به تدریج) فرو فرستاد و [[تورات]] و [[انجیل]] را (یکجا) فرو فرستاد» [[سوره آل عمران]]، آیه ۳؛ {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا}} «ما این کتاب (آسمانی) را بر تو، به حق فرو فرستاده‌ایم تا در میان مردم بدانچه خداوند به تو نمایانده است داوری کنی و طرفدار خائنان مباش» [[سوره نساء]]، آیه ۱۰۵؛ {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ}} «و ما این کتاب را به سوی تو به [[درستی]] فرو فرستاده‌ایم که کتاب پیش از خود را راست می‌شمارد و نگاهبان بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه [[خداوند]] فرو فرستاده است [[داوری]] کن و به جای آنچه از [[حق]] به تو رسیده است از خواسته‌های آنان [[پیروی]] مکن، ما به هر یک از شما [[شریعت]] و راهی داده‌ایم و اگر خداوند می‌خواست شما را امّتی یگانه می‌گردانید لیک (نگردانید) تا شما را در آنچه‌تان داده است بیازماید؛ پس در کارهای خیر بر یکدیگر پیشی گیرید، بازگشت همه شما به سوی خداوند است بنابراین شما را از آنچه در آن [[اختلاف]] می‌ورزیدید [[آگاه]] می‌گرداند» [[سوره مائده]]، [[آیه]] ۴۸؛ {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّينَ}} «ما این کتاب را به [[حقّ]] به سوی تو فرو فرستاده‌ایم، از این روی خداوند را در حالی که [[دین]] (خود) را برای او [[ناب]] می‌داری بپرست» [[سوره زمر]]، آیه ۲؛ {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي أَنْزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزَانَ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ}} «خداوند است که کتاب را به حق و ترازو را فرو فرستاد و تو چه می‌دانی؟ شاید [[رستخیز]] نزدیک باشد» [[سوره شوری]]، آیه ۱۷.</ref>.
{{متن قرآن|ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ نَزَّلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِي الْكِتَابِ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ}}<ref>«این ([[عذاب]]) بدان روست که [[خداوند]]، کتاب (خود) را به [[حق]] فرو فرستاده است و آنان که در این کتاب [[اختلاف]] ورزیدند در‌ستیزی ژرفند» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۱۷۶؛ {{متن قرآن|كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}} «[[مردم]] (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند [[پیامبران]] را مژده‌آور و بیم‌دهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند [[داوری]] کند و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهان‌های روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود؛ آنگاه خداوند به [[اراده]] خویش [[مؤمنان]] را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به [[راه راست]] رهنمایی می‌کند» سوره بقره، آیه ۲۱۳؛ {{متن قرآن|نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ}} «(این) کتاب را که [[کتاب‌های آسمانی]] پیش از خود را راست می‌شمارد، به حق بر تو (به تدریج) فرو فرستاد و [[تورات]] و [[انجیل]] را (یکجا) فرو فرستاد» [[سوره آل عمران]]، آیه ۳؛ {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا}} «ما این کتاب (آسمانی) را بر تو، به حق فرو فرستاده‌ایم تا در میان مردم بدانچه خداوند به تو نمایانده است داوری کنی و طرفدار خائنان مباش» [[سوره نساء]]، آیه ۱۰۵؛ {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ}} «و ما این کتاب را به سوی تو به [[درستی]] فرو فرستاده‌ایم که کتاب پیش از خود را راست می‌شمارد و نگاهبان بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه [[خداوند]] فرو فرستاده است [[داوری]] کن و به جای آنچه از [[حق]] به تو رسیده است از خواسته‌های آنان [[پیروی]] مکن، ما به هر یک از شما [[شریعت]] و راهی داده‌ایم و اگر خداوند می‌خواست شما را امّتی یگانه می‌گردانید لیک (نگردانید) تا شما را در آنچه‌تان داده است بیازماید؛ پس در کارهای خیر بر یکدیگر پیشی گیرید، بازگشت همه شما به سوی خداوند است بنابراین شما را از آنچه در آن [[اختلاف]] می‌ورزیدید [[آگاه]] می‌گرداند» [[سوره مائده]]، [[آیه]] ۴۸؛ {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّينَ}} «ما این کتاب را به [[حقّ]] به سوی تو فرو فرستاده‌ایم، از این روی خداوند را در حالی که [[دین]] (خود) را برای او [[ناب]] می‌داری بپرست» [[سوره زمر]]، آیه ۲؛ {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي أَنْزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزَانَ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ}} «خداوند است که کتاب را به حق و ترازو را فرو فرستاد و تو چه می‌دانی؟ شاید [[رستخیز]] نزدیک باشد» [[سوره شوری]]، آیه ۱۷.</ref>.


خط ۳۴۳: خط ۳۴۳:
منبع بودن قرآن نسبت به [[معارف دینی]] منوط به وجود متن شفافی است که ابهام و تأویلی در آن نباشد وگرنه نه تنها منبعیت، بلکه اصل دلالت و اعتبارش زیر سؤال خواهد رفت. از [[تأمل]] در قرآن روشن می‌شود که خود آن کتاب به این نکته اشاره داشته و تأکید دارد که آیاتش به دو قسم شفاف و صریح با عنوان «[[محکمات]]» و غیر شفاف و قابل [[تأویل]] به نام «[[متشابهات]]» تقسیم می‌‌شود<ref>سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۳، ص۴۱.</ref> که [[حجیت]] و منبعیت [[آیات]] قسم اول آن برای [[مؤمنان]] مسلم است، اما معانی و [[حقایق]] [[آیات متشابه]] را می‌‌توان با [[رجوع]] به [[راسخان در علم]] و ارجاع متشابهات به آیات قسم اول به دست آورد که رهاوردش حجیت و منبعیت کل [[قرآن]] است. به تعبیر [[علامه]] با رجوع متشابهات به محکمات، متشابهات نیز [[حکم]] محکمات را پیدا می‌کند<ref>سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۱۶۸؛ ج۳، ص۲۰.</ref>.
منبع بودن قرآن نسبت به [[معارف دینی]] منوط به وجود متن شفافی است که ابهام و تأویلی در آن نباشد وگرنه نه تنها منبعیت، بلکه اصل دلالت و اعتبارش زیر سؤال خواهد رفت. از [[تأمل]] در قرآن روشن می‌شود که خود آن کتاب به این نکته اشاره داشته و تأکید دارد که آیاتش به دو قسم شفاف و صریح با عنوان «[[محکمات]]» و غیر شفاف و قابل [[تأویل]] به نام «[[متشابهات]]» تقسیم می‌‌شود<ref>سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۳، ص۴۱.</ref> که [[حجیت]] و منبعیت [[آیات]] قسم اول آن برای [[مؤمنان]] مسلم است، اما معانی و [[حقایق]] [[آیات متشابه]] را می‌‌توان با [[رجوع]] به [[راسخان در علم]] و ارجاع متشابهات به آیات قسم اول به دست آورد که رهاوردش حجیت و منبعیت کل [[قرآن]] است. به تعبیر [[علامه]] با رجوع متشابهات به محکمات، متشابهات نیز [[حکم]] محکمات را پیدا می‌کند<ref>سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۱۶۸؛ ج۳، ص۲۰.</ref>.


باری در این میان نه مؤمنان، بلکه افرادی که در قلبشان [[بیماری]] و [[انحرافی]] از [[حق]] است، به جای مراجعه به [[آیات محکمات]] برای ایجاد [[فتنه]] به آیات متشابه رجوع می‌کنند که چنین رویکردی از [[سوء نیت]] و سریرتشان و نه از کتاب نشئت میگیرد.
باری در این میان نه مؤمنان، بلکه افرادی که در قلبشان [[بیماری]] و [[انحرافی]] از [[حق]] است، به جای مراجعه به [[آیات محکمات]] برای ایجاد [[فتنه]] به آیات متشابه رجوع می‌کنند که چنین رویکردی از [[سوء نیت]] و سریرتشان و نه از کتاب نشئت می‌گیرد.
{{متن قرآن|مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ}}<ref>«برخی از آن، آیات «محکم» (/ استوار/ یک رویه)‌اند، که بنیاد این کتاب‌اند و برخی دیگر (آیات) «متشابه» (/ چند رویه)‌اند؛ اما آنهایی که در دل کژی دارند، از سر آشوب و تأویل جویی، از آیات متشابه آن، پیروی می‌کنند» سوره آل عمران، آیه ۷.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۵۲</ref>
{{متن قرآن|مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ}}<ref>«برخی از آن، آیات «محکم» (/ استوار/ یک رویه)‌اند، که بنیاد این کتاب‌اند و برخی دیگر (آیات) «متشابه» (/ چند رویه)‌اند؛ اما آنهایی که در دل کژی دارند، از سر آشوب و تأویل جویی، از آیات متشابه آن، پیروی می‌کنند» سوره آل عمران، آیه ۷.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۵۲</ref>


خط ۳۵۳: خط ۳۵۳:
{{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا}}<ref>«آیا به قرآن نیک نمی‌اندیشند که اگر از سوی (کسی) جز خداوند می‌بود در آن اختلاف بسیار می‌یافتند» سوره نساء، آیه ۸۲.</ref>؛
{{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا}}<ref>«آیا به قرآن نیک نمی‌اندیشند که اگر از سوی (کسی) جز خداوند می‌بود در آن اختلاف بسیار می‌یافتند» سوره نساء، آیه ۸۲.</ref>؛
{{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا}}<ref>«آیا در قرآن نیک نمی‌اندیشند یا بر دل‌ها، کلون زده‌اند؟» سوره محمد، آیه ۲۴.</ref>.
{{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا}}<ref>«آیا در قرآن نیک نمی‌اندیشند یا بر دل‌ها، کلون زده‌اند؟» سوره محمد، آیه ۲۴.</ref>.
[[آیات]] فوق منبعیت و [[مرجعیت قرآن]] را در عرصههای مختلف [[اثبات]] می‌کند. لازمه آن [[پذیرفتن]] آیاتی است که بر [[لزوم]] [[تدبر]] و [[تأمل]] در عرصه‌های [[کلامی]] مثل [[خداشناسی]] دلالت می‌کند؛ مانند آیات زیر:
[[آیات]] فوق منبعیت و [[مرجعیت قرآن]] را در عرصه‌های مختلف [[اثبات]] می‌کند. لازمه آن [[پذیرفتن]] آیاتی است که بر [[لزوم]] [[تدبر]] و [[تأمل]] در عرصه‌های [[کلامی]] مثل [[خداشناسی]] دلالت می‌کند؛ مانند آیات زیر:
{{متن قرآن|وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ * وَفِي أَنْفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ}}<ref>«و در زمین برای اهل یقین نشانه‌هایی است * و (نیز) در خودتان، آیا نمی‌نگرید؟» سوره ذاریات، آیه ۲۰-۲۱.</ref>؛
{{متن قرآن|وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ * وَفِي أَنْفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ}}<ref>«و در زمین برای اهل یقین نشانه‌هایی است * و (نیز) در خودتان، آیا نمی‌نگرید؟» سوره ذاریات، آیه ۲۰-۲۱.</ref>؛
{{متن قرآن|سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ}}<ref>«به زودی نشانه‌های خویش را در گستره‌های بیرون و پیکره‌های درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است» سوره فصلت، آیه ۵۳.</ref>؛
{{متن قرآن|سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ}}<ref>«به زودی نشانه‌های خویش را در گستره‌های بیرون و پیکره‌های درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است» سوره فصلت، آیه ۵۳.</ref>؛
خط ۳۶۱: خط ۳۶۱:


'''پاسخ به یک [[پرسش]]''': شاید اینجا گفته شود [[آیات]] فوق به صورت مطلق منبعیت [[قرآن]] را [[اثبات]] می‌کند و دلالت خاصی درباره منبعیت بر [[علم کلام]] ندارد.
'''پاسخ به یک [[پرسش]]''': شاید اینجا گفته شود [[آیات]] فوق به صورت مطلق منبعیت [[قرآن]] را [[اثبات]] می‌کند و دلالت خاصی درباره منبعیت بر [[علم کلام]] ندارد.
در پاسخ باید گفت اولاً از اثبات منبعیت [[معرفتی]] قرآن ولو به صورت مطلق در اثبات مدعا (منبعیت برای علم کلام) کفایت می‌کند؛ چراکه اثبات کل اثبات مثل اثبات [[جسم]] اثبات جز (مولکولهای جسم) است. در مورد بحث هم وقتی قرآن منبع معرفتی برای [[انسان]] [[مؤمن]] در تمام عرصه‌های معرفتی و [[دین]] شد، خود بخود منبعیت آن برای علم کلام نیز محرز می‌‌شود.
در پاسخ باید گفت اولاً از اثبات منبعیت [[معرفتی]] قرآن ولو به صورت مطلق در اثبات مدعا (منبعیت برای علم کلام) کفایت می‌کند؛ چراکه اثبات کل اثبات مثل اثبات [[جسم]] اثبات جز (مولکول‌های جسم) است. در مورد بحث هم وقتی قرآن منبع معرفتی برای [[انسان]] [[مؤمن]] در تمام عرصه‌های معرفتی و [[دین]] شد، خود بخود منبعیت آن برای علم کلام نیز محرز می‌‌شود.
ثانیاً از آنجا که قرآن کتاب جامع و جاودان برای [[هدایت]] [[بشریت]] است، اصول و آموزههای خود را به صورت کلی بیان نموده و وارد جزئیات نمی‌شود؛ لذا به صورت مطلق انسان را [[دعوت]] به فراگیری و [[تشویق]] [[علم]] می‌کند و نهایت در آیاتی [[مؤمنان]] را به [[فراگیری دانش]] [[دینی]] بدون نام بردن از علم خاصی مثل [[فقه]] یا [[کلام]] دعوت می‌کند.
ثانیاً از آنجا که قرآن کتاب جامع و جاودان برای [[هدایت]] [[بشریت]] است، اصول و آموزه‌های خود را به صورت کلی بیان نموده و وارد جزئیات نمی‌شود؛ لذا به صورت مطلق انسان را [[دعوت]] به فراگیری و [[تشویق]] [[علم]] می‌کند و نهایت در آیاتی [[مؤمنان]] را به [[فراگیری دانش]] [[دینی]] بدون نام بردن از علم خاصی مثل [[فقه]] یا [[کلام]] دعوت می‌کند.
افزون بر اینکه در [[زمان نزول قرآن]] به عللی مثل وجود شخص [[پیامبر]]{{صل}} [[علوم]] مختلف دینی شکل نگرفته بود تا از علم خاصی نام برده شود.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۵۳</ref>
افزون بر اینکه در [[زمان نزول قرآن]] به عللی مثل وجود شخص [[پیامبر]]{{صل}} [[علوم]] مختلف دینی شکل نگرفته بود تا از علم خاصی نام برده شود.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۵۳</ref>


۸۰٬۲۸۹

ویرایش