پرش به محتوا

آیه تبلیغ در تفسیر و علوم قرآنی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


'''آیه تبلیغ'''، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>، از آخرین آیاتی است که بر [[پیامبر اکرم]] {{صل}} نازل شده است. [[عالمان]] [[شیعه]] و بسیاری از [[اهل سنت]] چنین [[باور]] دارند که این [[آیه]]، در [[حجة‌الوداع]] "[[هجدهم ذی‌حجه]]" در [[غدیر خم]] برای اعلام [[جانشینی]] [[حضرت علی]] {{ع}} از سوی [[پیامبر]] {{صل}} نازل شده است<ref>اسباب‌ النّزول، واحدی، ص ۱۶۵؛ الدّرالمنثور، ج ۳، ص ۱۱۷؛ شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۲۵۰.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[آیه تبلیغ - خراسانی (مقاله)|مقاله «آیه تبلیغ»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]]، ص۴۲۱؛ [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه تبلیغ - سرمدی (مقاله)|مقاله «آیه تبلیغ»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>.
== متن آیه ==
آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref> معروف به آیه تبلیغ و از آخرین آیاتی است که بر [[پیامبر اکرم]] {{صل}} نازل شده است. [[عالمان]] [[شیعه]] و بسیاری از [[اهل سنت]] چنین [[باور]] دارند که این [[آیه]]، در [[حجة‌الوداع]] "[[هجدهم ذی‌حجه]]" در [[غدیر خم]] برای اعلام [[جانشینی]] [[حضرت علی]] {{ع}} از سوی [[پیامبر]] {{صل}} نازل شده است<ref>اسباب‌ النّزول، واحدی، ص ۱۶۵؛ الدّرالمنثور، ج ۳، ص ۱۱۷؛ شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۲۵۰.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[آیه تبلیغ - خراسانی (مقاله)|مقاله «آیه تبلیغ»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]]، ص۴۲۱؛ [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه تبلیغ - سرمدی (مقاله)|مقاله «آیه تبلیغ»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>.


== علت نام‌گذاری به [[آیه تبلیغ]] ==
== علت نام‌گذاری به [[آیه تبلیغ]] ==
[[آیه ۶۷ سوره مائده]]، [[سوره مائده]] به "آیه تبلیغ" مشهور شده است. از آنجا که در این [[آیه]] به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} دستور داده شده [[امامت امیرمؤمنان]] و [[جانشین]] پس از خود را برای [[مردم]] اعلام کند و برای این منظور از واژه {{متن قرآن|بَلِّغْ}} استفاده شده آن را آیه تبلیغ نامیده‌اند<ref> [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه تبلیغ - سرمدی (مقاله)|مقاله «آیه تبلیغ»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]</ref>.
[[آیه ۶۷ سوره مائده]]، [[سوره مائده]] به "آیه تبلیغ" مشهور شده است. از آنجا که در این [[آیه]] به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} دستور داده شده [[امامت امیرمؤمنان]] و [[جانشین]] پس از خود را برای [[مردم]] اعلام کند و برای این منظور از واژه {{متن قرآن|بَلِّغْ}} استفاده شده آن را آیه تبلیغ نامیده‌اند<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه تبلیغ - سرمدی (مقاله)|مقاله «آیه تبلیغ»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>.


== [[شأن نزول]] ==
== [[شأن نزول]] ==
=== قول مشهور [[فریقین]] ===
=== قول مشهور [[فریقین]] ===
====[[امامت]] و [[ولایت امام علی]]{{ع}} ====
====[[امامت]] و [[ولایت امام علی]]{{ع}} ====
[[مفسّران]] و [[محدّثان]] [[شیعه]] و بسیاری از [[مفسران اهل سنت]]، آیه تبلیغ را با واقعه «[[غدیر]]»، مرتبط دانسته‌ و محتوای [[پیام]] آن را [[ولایت]] و [[امامت امام علی]]{{ع}} بیان کرده‌اند. به عنوان نمونه [[علامه امینی]] از ۳۰ منبع [[حدیثی]] و [[تفسیری]] [[اهل]] [[سنّت]]، همچون "کتاب الولایه" از [[ابن جریر طبری]]، "[[تفسیر]] الثعلبی"، کتاب "ما نزل من القرآن فی علی" از [[ابو نعیم اصفهانی]]، "أسباب النزول واحدی" و...، ارتباط این آیه را با [[جریان غدیر]]، نقل کرده است<ref>امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۱، ص۲۱۴-۲۲۳.</ref> گر چه ممکن است بعضی از آنها این ارتباط و آنچه را نقل کرده‌اند، قبول نداشته باشند.
[[مفسّران]] و محدّثان [[شیعه]] و بسیاری از [[مفسران اهل سنت]]، آیه تبلیغ را با واقعه «[[غدیر]]»، مرتبط دانسته‌ و محتوای [[پیام]] آن را [[ولایت]] و [[امامت امام علی]]{{ع}} بیان کرده‌اند. به عنوان نمونه [[علامه امینی]] از ۳۰ منبع [[حدیثی]] و [[تفسیری]] [[اهل]] [[سنّت]]، همچون "کتاب الولایه" از [[ابن جریر طبری]]، "[[تفسیر]] الثعلبی"، کتاب "ما نزل من القرآن فی علی" از [[ابو نعیم اصفهانی]]، "أسباب النزول واحدی" و...، ارتباط این آیه را با [[جریان غدیر]]، نقل کرده است<ref>امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۱، ص۲۱۴-۲۲۳.</ref>، گر چه ممکن است بعضی از آنها این ارتباط و آنچه را نقل کرده‌اند، قبول نداشته باشند.


عیّاشی از مفسّران [[شیعی]]، از [[ابن عبّاس]] و [[جابر بن عبد الله انصاری]] نقل می‌‌کند: [[خداوند]]، به [[پیامبر]]{{صل}} [[امر]] کرد تا علی{{ع}} را به [[امامت]] مردم، [[منصوب]] کند و ولایت او را به آنان خبر دهد. پیامبر{{صل}} ترسید که بگویند: عموزاده‌اش را برگزیده است و در این باره، [[سرکشی]] کنند. پس خداوند به او چنین [[وحی]] کرد: «ای پیامبر! آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده، [[ابلاغ]] کن و اگر نکنی، پیامش را نرسانده‌ای، و [[خدا]]، تو را از گزند مردم، نگاه می‌‌دارد»<ref>تفسیر عیّاشی: ج۱، ص۳۳۱.</ref>.
عیّاشی از مفسّران [[شیعی]]، از [[ابن عبّاس]] و [[جابر بن عبد الله انصاری]] نقل می‌‌کند: [[خداوند]]، به [[پیامبر]]{{صل}} [[امر]] کرد تا علی{{ع}} را به [[امامت]] مردم، [[منصوب]] کند و ولایت او را به آنان خبر دهد. پیامبر{{صل}} ترسید که بگویند: عموزاده‌اش را برگزیده است و در این باره، [[سرکشی]] کنند. پس خداوند به او چنین [[وحی]] کرد: «ای پیامبر! آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده، [[ابلاغ]] کن و اگر نکنی، پیامش را نرسانده‌ای، و [[خدا]]، تو را از گزند مردم، نگاه می‌‌دارد»<ref>تفسیر عیّاشی: ج۱، ص۳۳۱.</ref>.


[[سیوطی]] از مفسّران اهل سنّت نیز، از [[ابو سعید خُدری]] [[روایت]] می‌‌کند که گفت: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ}}، [[روز غدیر خم]]، در باره [[علی بن ابی طالب]]{{ع}}، نازل شد. وی همچنین از [[ابن مسعود]]، [[روایت]] کرده که گفت: «ما در [[زمان پیامبر]] [[خدا]]{{صل}} این [[آیه]] را این گونه قرائت و [[فهم]] می‌‌کردیم: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ}} {{عربی|أنَّ علیّاً مولی المؤمنین}} {{متن قرآن|وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ}}<ref>سیوطی، الدرّ المنثور، ج۲ ص۲۹۸.</ref>.
[[سیوطی]] از مفسّران اهل سنّت نیز، از [[ابو سعید خُدری]] [[روایت]] می‌‌کند که گفت: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ}}، [[روز غدیر خم]]، در باره [[علی بن ابی طالب]]{{ع}}، نازل شد. وی همچنین از [[ابن مسعود]]، [[روایت]] کرده که گفت: «ما در زمان پیامبر [[خدا]]{{صل}} این [[آیه]] را این گونه قرائت و فهم می‌‌کردیم: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ}} {{عربی|أنَّ علیّاً مولی المؤمنین}} {{متن قرآن|وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ}}<ref>سیوطی، الدرّ المنثور، ج۲ ص۲۹۸.</ref>.


با توجه به آنچه گذشت می‌توان گفت که از منظر [[شیعه]] [[آیه تبلیغ]]، در [[آخرین سال عمر پیامبر]] و در [[روز هجدهم ذی‌حجه]] یعنی در [[حجة الوداع]] نازل شده است<ref>ر.ک: [[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[آیه تبلیغ - خراسانی (مقاله)|آیه تبلیغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]]، ص۴۲۱.</ref> و [[سیاق]] آن بیانگر این است که [[پیامبر]]{{صل}} از جانب [[خداوند]] [[مأموریت]] یافته بود که مطلب بسیار مهمی را به [[مردم]] [[ابلاغ]] کند. اهمیت آن تا حدی است که بدون آن، [[رسالت]] او ناقص و نامقبول خواهد بود. بدیهی است پیامبر{{صل}} تا آن [[زمان]] همۀ اصول و [[فروع اسلام]] را به [[مسلمانان]] ابلاغ کرده بود و مسلمانان به آنها عمل می‌کردند. تنها مطلبی که به صورت رسمی و عمومی ابلاغ نشده بود مسئله [[رهبری امت اسلامی]] پس از پیامبر{{صل}} بود. [[نگرانی پیامبر]]{{صل}} این بود که با ابلاغ این [[دستور الهی]]، [[منافقان]] که از هر فرصتی برای ضربه زدن به [[اسلام]] استفاده می‌کردند، چنین وانمود کنند که پیامبر{{صل}} در [[حقیقت]] به همان [[سنت‌های قومی]] و قبیلگی عمل می‌کند و مسئله [[رهبری]] او نیز که به عنوان امری [[الهی]] [[تبلیغ]] می‌شد، ریشه در سنت‌های مزبور دارد. اگر این [[تفکر]] در میان مسلمانان [[نفوذ]] می‌کرد، همه تلاش‌های طاقت‌فرسای پیامبر{{صل}} در طول دوران [[نبوت]]، مخدوش می‌گردید. خداوند به او [[اطمینان]] داد که [[کافران]] و منافقان از نقشه‌های خود طرفی نخواهند بست و بر او لازم است که بدون [[نگرانی]] از این جهت [[مأموریت الهی]] خویش را ابلاغ کند. بر این اساس، پیامبر{{صل}} در [[هیجدهم ذی الحجه]] و در [[غدیر خم]] به مأموریت ویژه خود [[جامه]] عمل پوشانید و علی{{ع}} را به عنوان [[رهبر]] [[امت اسلامی]] پس از خود معرفی کرد<ref>ر.ک: [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|مقاله «امامت امام علی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۴۵۰.</ref>.
با توجه به آنچه گذشت می‌توان گفت که از منظر [[شیعه]] [[آیه تبلیغ]]، در آخرین سال عمر پیامبر و در روز [[هجدهم ذی‌حجه]] یعنی در [[حجة الوداع]] نازل شده است<ref>ر.ک: [[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[آیه تبلیغ - خراسانی (مقاله)|آیه تبلیغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]]، ص۴۲۱.</ref> و سیاق آن بیانگر این است که [[پیامبر]]{{صل}} از جانب [[خداوند]] مأموریت یافته بود که مطلب بسیار مهمی را به [[مردم]] [[ابلاغ]] کند. اهمیت آن تا حدی است که بدون آن، [[رسالت]] او ناقص و نامقبول خواهد بود. بدیهی است پیامبر{{صل}} تا آن [[زمان]] همۀ اصول و فروع اسلام را به [[مسلمانان]] ابلاغ کرده بود و مسلمانان به آنها عمل می‌کردند. تنها مطلبی که به صورت رسمی و عمومی ابلاغ نشده بود مسئله رهبری امت اسلامی پس از پیامبر{{صل}} بود. نگرانی پیامبر{{صل}} این بود که با ابلاغ این [[دستور الهی]]، [[منافقان]] که از هر فرصتی برای ضربه زدن به [[اسلام]] استفاده می‌کردند، چنین وانمود کنند که پیامبر{{صل}} در [[حقیقت]] به همان سنت‌های قومی و قبیلگی عمل می‌کند و مسئله [[رهبری]] او نیز که به عنوان امری [[الهی]] [[تبلیغ]] می‌شد، ریشه در سنت‌های مزبور دارد. اگر این [[تفکر]] در میان مسلمانان نفوذ می‌کرد، همه تلاش‌های طاقت‌فرسای پیامبر{{صل}} در طول دوران [[نبوت]]، مخدوش می‌گردید. خداوند به او [[اطمینان]] داد که [[کافران]] و منافقان از نقشه‌های خود طرفی نخواهند بست و بر او لازم است که بدون نگرانی از این جهت مأموریت الهی خویش را ابلاغ کند. بر این اساس، پیامبر{{صل}} در [[هیجدهم ذی الحجه]] و در [[غدیر خم]] به مأموریت ویژه خود جامه عمل پوشانید و علی{{ع}} را به عنوان [[رهبر]] [[امت اسلامی]] پس از خود معرفی کرد<ref>ر.ک: [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|مقاله «امامت امام علی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۴۵۰.</ref>.


در این هنگام [[پیامبر]]، [[مسلمانان]] را در محلی به نام [[غدیر خم]] جمع کرده و خطبه‌ای [[قراء]] خواندند. سپس شروع به [[معرفی حضرت علی]]{{ع}} به عنوان [[وصی]] و [[جانشینی]] خود کردند. پیامبر ابتدا از [[مردم]] بر [[وحدانیّت]] [[خدا]] و [[رسالت]] خود و [[معاد]]، [[تصدیق]] گرفت آن‌گاه فرمود: «من در راه [[سفر]] آخرتم و برای [[گمراه]] نشدن شما [[کتاب خدا]] و عترتم را به یادگار گذاشتم. پروردگارم مرا باخبر کرده که این دو یادگار تا [[روز قیامت]] از هم جدا نخواهند شد. ای مردم! این دو [[امانت]] [[ارزشمند]] را [[حفظ]] کنید چراکه مادامی که به آن [[متوسل]] می‌‌شوید هرگز گمراه نخواهید شد». در این هنگام پیامبر[[دست]] علی{{ع}} را بالا برد و فرمود: «ای مردم! چه کسی بر [[مؤمنان]] از خود آنها سزاوارتر است؟ مردم جواب دادند: خدا و رسولش داناترند. سپس پیامبر فرمود هر کس که من تاکنون مولای او بودم این علی مولای او است. خداوندا! آن‌کس که علی را [[دوست]] دارد، دوست بدار و آنکه علی را [[دشمن]] میدارد، دشمن بدار! پروردگارا! هر کس را که یاری‌اش می‌کند یاریش کن و [[دشمنان]] او را [[خوار]] کن، خدواندا! او را محور [[حقّ]] قرار بده».
در این هنگام [[پیامبر]]، [[مسلمانان]] را در محلی به نام [[غدیر خم]] جمع کرده و خطبه‌ای غرّاء خواندند. سپس شروع به معرفی [[حضرت علی]]{{ع}} به عنوان [[وصی]] و [[جانشینی]] خود کردند. پیامبر ابتدا از [[مردم]] بر وحدانیّت [[خدا]] و [[رسالت]] خود و [[معاد]]، تصدیق گرفت آن‌گاه فرمود: «من در راه [[سفر]] آخرتم و برای [[گمراه]] نشدن شما [[کتاب خدا]] و عترتم را به یادگار گذاشتم. پروردگارم مرا باخبر کرده که این دو یادگار تا [[روز قیامت]] از هم جدا نخواهند شد. ای مردم! این دو [[امانت]] ارزشمند را حفظ کنید چراکه مادامی که به آن [[متوسل]] می‌‌شوید هرگز گمراه نخواهید شد». در این هنگام پیامبر [[دست]] علی{{ع}} را بالا برد و فرمود: «ای مردم! چه کسی بر [[مؤمنان]] از خود آنها سزاوارتر است؟ مردم جواب دادند: خدا و رسولش داناترند. سپس پیامبر فرمود هر کس که من تاکنون مولای او بودم این علی مولای او است. خداوندا! آن‌کس که علی را [[دوست]] دارد، دوست بدار و آنکه علی را [[دشمن]] میدارد، دشمن بدار! پروردگارا! هر کس را که یاری‌اش می‌کند یاریش کن و [[دشمنان]] او را [[خوار]] کن، خدواندا! او را محور [[حقّ]] قرار بده».


[[پیامبر اکرم]]{{صل}} بعد از اعلام [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} از مردم خواست تا دیگران را از این امر باخبر کرده و به بزرگان [[اصحاب]] [[امر]] کرد که به علی{{ع}} بابت چنین [[ولایتی]] تبریک بگویند<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۳.</ref>. هنوز جمعیّت متفرّق نشده بود که [[پیک وحی]] فرود آمد و آیۀ {{متن قرآن|الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}}<ref>«امروز كسانى كه كافر شده‏‌اند، از [كارشكنى در] دين شما نوميد گرديده ‏اند. پس، از ايشان مترسيد و از من بترسيد. امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم، و اسلام را براى شما [به عنوان‏] آيينى برگزيدم». سوره مائده، آیه ۳.</ref> را نازل کرد<ref>ر.ک: [[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی ۵]]، ص۲۴-۲۶.</ref>.
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} بعد از اعلام [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} از مردم خواست تا دیگران را از این امر باخبر کرده و به بزرگان [[اصحاب]] [[امر]] کرد که به علی{{ع}} بابت چنین [[ولایتی]] تبریک بگویند<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۳.</ref>. هنوز جمعیّت متفرّق نشده بود که [[پیک وحی]] فرود آمد و آیۀ {{متن قرآن|الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}}<ref>« امروز کسانی كه كافر شده‏‌اند، از [كارشكنى در] دين شما نوميد گرديده ‏اند. پس، از ايشان مترسيد و از من بترسيد. امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم، و اسلام را براى شما [به عنوان‏] آيينى برگزيدم». سوره مائده، آیه ۳.</ref> را نازل کرد<ref>ر.ک: [[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی ۵]]، ص۲۴-۲۶.</ref>.


=== اقوال و احتمالات دیگر ===
=== اقوال و احتمالات دیگر ===
برخی از [[مفسران اهل سنت]] [[شأن]] نزول‌های دیگری را برای [[آیه]] ذکر کرده‌اند تا ربطی به مسألۀ [[غدیر]] نداشته و از مؤيّدات [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}}، به [[حساب]] نیاید.
برخی از [[مفسران اهل سنت]] [[شأن]] نزول‌های دیگری را برای [[آیه]] ذکر کرده‌اند تا ربطی به مسألۀ [[غدیر]] نداشته و از مؤيّدات [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}}، به حساب نیاید.


====[[نزول آیه]] پیش از [[حجة الوداع]]====
==== نزول آیه پیش از [[حجة الوداع]] ====
[[ابن تیمیه]] در این زمینه می‌گوید:
[[ابن تیمیه]] در این زمینه می‌گوید: «اهل علم بدون هیچ اختلافی بر این باورند که این آیه از جمله آیاتی است که در اوایل [[هجرت پیامبر به مدینه]] و با فاصله زمانی بسیار پیش از حجة الوداع، نازل شده (هر چند این آیه در [[سوره مائده]] است)؛ زیرا آیه درباره [[ابلاغ]] [[حکم]] [[رجم]] و یا درباره [[حکم]] [[قصاص]] که از ناحیه [[یهودیان]] استفتا شده، می‌باشد و هر دو ماجرا در همان اوایل [[هجرت]] و پیش از [[فتح مکه]] اتفاق افتاده است»<ref>ابن تیمیه، منهاج السنة، ج۲، ص۸۴.</ref>.
«[[اهل علم]] بدون هیچ اختلافی بر این باورند که این آیه از جمله آیاتی است که در اوایل [[هجرت پیامبر به مدینه]] و با فاصله زمانی بسیار پیش از حجة الوداع، نازل شده (هر چند این آیه در [[سوره مائده]] است)؛ زیرا آیه درباره [[ابلاغ]] [[حکم]] [[رجم]] و یا درباره [[حکم]] [[قصاص]] که از ناحیه [[یهودیان]] [[استفتا]] شده، می‌باشد و هر دو ماجرا در همان اوایل [[هجرت]] و پیش از [[فتح مکه]] اتفاق افتاده است»<ref>ابن تیمیه، منهاج السنة، ج۲، ص۸۴.</ref>.


'''نقد و بررسی'''  
'''نقد و بررسی'''  


اینکه گفته شود آیه مذکور درباره بیان حکم [[رجم]] و قصاص نازل شده، ضعف‌های جدی دارد و کسی هم طرفدار آن نیست، جز نسبتی که [[فخر رازی]] و عینی به برخی داده‌اند و از آن با تعبیر {{عربی|قيل}}؛ «گفته شده» یاد کرده‌اند. از میان [[صحابه]] و [[تابعین]] نیز کسی قائل به این قول نیست، چه رسد به این ادعای ابن تیمیه که می‌گوید: «اهل علم بدون [[اختلاف]] بر این قول متفق‌اند».... افزون بر آن، حتی یک نفر همچنین رأیی ندارد که این آیه در اوایل هجرت پیامبر به مدینه نازل شده، بلکه [[اجماع]] [[علما]] بر این است که آیه مذکور جزء آخرین [[آیات]] نازل شده بر [[رسول خدا]]{{صل}} است.<ref>ر.ک: ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۷۹؛ فیروزآبادی، بصائر ذوی التمییز، ج۱، ص۱۷۸.</ref>.<ref>[[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت (کتاب)|بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت]]، ص۱۵۹</ref>.
اینکه گفته شود آیه مذکور درباره بیان حکم [[رجم]] و قصاص نازل شده، ضعف‌های جدی دارد و کسی هم طرفدار آن نیست، جز نسبتی که [[فخر رازی]] و عینی به برخی داده‌اند و از آن با تعبیر {{عربی|قيل}}؛ «گفته شده» یاد کرده‌اند. از میان [[صحابه]] و [[تابعین]] نیز کسی قائل به این قول نیست، چه رسد به این ادعای ابن تیمیه که می‌گوید: «اهل علم بدون [[اختلاف]] بر این قول متفق‌اند...». افزون بر آن، حتی یک نفر همچنین رأیی ندارد که این آیه در اوایل هجرت پیامبر به مدینه نازل شده، بلکه [[اجماع]] [[علما]] بر این است که آیه مذکور جزء آخرین [[آیات]] نازل شده بر [[رسول خدا]]{{صل}} است<ref>ر.ک: ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۷۹؛ فیروزآبادی، بصائر ذوی التمییز، ج۱، ص۱۷۸.</ref>.<ref>[[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت (کتاب)|بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت]]، ص۱۵۹.</ref>


==== نزول آیه در قضیه [[محافظت]] [[پیامبر]] در [[مکه]] و [[مدینه]] ====
==== نزول آیه در قضیه محافظت [[پیامبر]] در [[مکه]] و [[مدینه]] ====
[[اهل سنت]] بر اساس برخی از [[روایات]] می‌گویند: پیش از [[نزول]] این آیه از پیامبر محافظت می‌شد ولی پس از نزول آن و تضمین [[خداوند]] بر [[حفظ جان]] ایشان [[عذر]] [[نگهبانان]] را خواستند و فرمودند: «بروید، [[خداوند]] من را [[حفظ]] خواهد کرد».
[[اهل سنت]] بر اساس برخی [[روایات]] می‌گویند: پیش از نزول این آیه از پیامبر محافظت می‌شد ولی پس از نزول آن و تضمین [[خداوند]] بر حفظ جان ایشان [[عذر]] نگهبانان را خواستند و فرمودند: «بروید، [[خداوند]] من را [[حفظ]] خواهد کرد».


[[سیوطی]] از [[ابن عباس]] نقل می‌کند که از [[رسول خدا]]{{صل}} سؤال شد کدام [[آیه]] بر شما گران آمد؟ حضرت فرمود: در ایام [[موسم حج]] در [[منا]] بودم و [[مشرکان]] [[عرب]] و سایر [[مردم]] در آنجا بودند؛ [[جبرئیل]] بر من نازل شد و گفت {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان»... سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>.... من برخاستم و ندا دادم ای مردم چه کسی مرا [[یاری]] می‌کند تا [[پیام]] پروردگارم را برسانم و برای او [[بهشت]] باشد؟ ای مردم! بگویید: {{{عربی|لا اله الا الله}} و من [[رسول]] خدایم تا [[رستگار]] شده و [[نجات]] یابید و به بهشت روید. پس هیچ کس از مرد وزن و [[کودک]] نبود جز آنکه مرا با خاک و سنگ [[هدف]] قرار دادند و در صورتم آب دهان انداختند و گفتند: [[دروغگو]] است... تا اینکه عموی ایشان آمد و آن حضرت را از دست آنان نجات داد و آنان را به عقب راند». <ref>سیوطی، [[الدر المنثور]]، ج۳، ص۱۷؛ [[آلوسی]]، [[روح المعانی]]، ج۴، ص۲۹۰؛ فتح القدیر، ج۲، ص۶۱.</ref>.
[[سیوطی]] از [[ابن عباس]] نقل می‌کند که از [[رسول خدا]]{{صل}} سؤال شد کدام [[آیه]] بر شما گران آمد؟ حضرت فرمود: در ایام [[موسم حج]] در [[منا]] بودم و [[مشرکان]] [[عرب]] و سایر [[مردم]] در آنجا بودند؛ [[جبرئیل]] بر من نازل شد و گفت {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان»... سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>.... من برخاستم و ندا دادم ای مردم چه کسی مرا [[یاری]] می‌کند تا [[پیام]] پروردگارم را برسانم و برای او [[بهشت]] باشد؟ ای مردم! بگویید: {{متن حدیث|لا اله الا الله}} و من [[رسول]] خدایم تا [[رستگار]] شده و [[نجات]] یابید و به بهشت روید. پس هیچ کس از مرد وزن و کودک نبود جز آنکه مرا با خاک و سنگ [[هدف]] قرار دادند و در صورتم آب دهان انداختند و گفتند: [[دروغگو]] است... تا اینکه عموی ایشان آمد و آن حضرت را از دست آنان نجات داد و آنان را به عقب راند»<ref>سیوطی، [[الدر المنثور]]، ج۳، ص۱۷؛ [[آلوسی]]، [[روح المعانی]]، ج۴، ص۲۹۰؛ فتح القدیر، ج۲، ص۶۱.</ref>.


==== [[نزول آیه]] در [[جنگ]] با [[بنی انمار]] ====
==== نزول آیه در [[جنگ]] با بنی انمار ====
[[ابن ابی‌حاتم]] به نقل از [[جابر بن عبدالله انصاری]] می‌گوید در جنگ [[پیامبر خدا]]{{صل}} با بنی انمار، حضرت بر سر چاهی نشستند. مردی به نام [[وارث]] یا غورث بن حارث از [[بنی نجار]] قصد کشتن حضرت را کرد. وی نزد [[پیامبر]] آمد و گفت شمشیرت را بده تا ببویم. حضرت آن را به وی داد، آنگاه از دستش لیز خورده و افتاد. پیامبر به او فرمود: [[خداوند]] بین تو و آنچه می‌خواستی انجام دهی، مانع شد. آنگاه این آیه نازل شد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>.<ref>ابن کثیر، تفسير القرآن العظيم، ج۴، ص۱۱۷۳، ح۶۶۱۴</ref>.
[[ابن ابی‌حاتم]] به نقل از [[جابر بن عبدالله انصاری]] می‌گوید در جنگ [[پیامبر خدا]]{{صل}} با بنی انمار، حضرت بر سر چاهی نشستند. مردی به نام [[وارث]] یا غورث بن حارث از بنی نجار قصد کشتن حضرت را کرد. وی نزد [[پیامبر]] آمد و گفت شمشیرت را بده تا ببویم. حضرت آن را به وی داد، آنگاه از دستش لیز خورده و افتاد. پیامبر به او فرمود: [[خداوند]] بین تو و آنچه می‌خواستی انجام دهی، مانع شد. آنگاه این آیه نازل شد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>.<ref>ابن کثیر، تفسير القرآن العظيم، ج۴، ص۱۱۷۳، ح۶۶۱۴.</ref>


==== [[نزول آیه]] درباره [[رجم]] و [[قصاص]] ====
==== نزول آیه درباره [[رجم]] و [[قصاص]] ====
برخی از [[اهل سنت]] در [[شأن نزول آیه]] می‌گویند: «[[خداوند]] به پیامبرش دستور داد تا آنچه را که درباره [[حکم]] [[رجم]] و [[قصاص]] بر وی نازل شده [[اعلان]] کند. در واقع ایــن اعلان برخوردی در برابر موضع [[یهود]] بود که می‌خواستند به نحوی از [[حکم]] رجم زنای محصنه و قصاص که در [[تورات]] آمده است، [[فرار]] کنند. از این رو افرادی را نزد [[رسول خدا]]{{صل}} فرستادند تا از ایشان دربارۀ این دو موضوع سؤال کنند، [[جبرئیل]] نازل شد و حکم رجم و قصاص را آورد». <ref>بدرالدین عینی، عمدة القارى، ج۱۸، ص۲۰۶؛ بغوی، تفسیر معالم التنزيل، ج۲، ص۵۱؛ فخر رازی، مفاتيح الغيب، ج۱۲، ص۴۸</ref>. ایشان بر این باورند که [[آیات]] ۴۱ تا ۴۳ که پیش از [[آیه]] مورد بحث در همین [[سوره مائده]] است در این باره است.
برخی از [[اهل سنت]] در [[شأن نزول آیه]] می‌گویند: «[[خداوند]] به پیامبرش دستور داد تا آنچه را که درباره [[حکم]] [[رجم]] و [[قصاص]] بر وی نازل شده [[اعلان]] کند. در واقع این اعلان برخوردی در برابر موضع [[یهود]] بود که می‌خواستند به نحوی از [[حکم]] رجم زنای محصنه و قصاص که در [[تورات]] آمده است، فرار کنند. از این رو افرادی را نزد [[رسول خدا]]{{صل}} فرستادند تا از ایشان دربارۀ این دو موضوع سؤال کنند، [[جبرئیل]] نازل شد و حکم رجم و قصاص را آورد»<ref>بدرالدین عینی، عمدة القارى، ج۱۸، ص۲۰۶؛ بغوی، تفسیر معالم التنزيل، ج۲، ص۵۱؛ فخر رازی، مفاتيح الغيب، ج۱۲، ص۴۸.</ref>. ایشان بر این باورند که [[آیات]] ۴۱ تا ۴۳ که پیش از [[آیه]] مورد بحث در همین [[سوره مائده]] است در این باره است.


==== [[نزول آیه]] درباره [[مکر]] یهود ====
==== نزول آیه درباره [[مکر]] یهود ====
اولین کسی که [[آیه تبلیغ]] را در قضیه مکر یهود [[تفسیر]] کرد، [[مقاتل]] بن سلیمان است. <ref>تفسير مقاتل بن سلیمان، ج۱، ص۴۹۱ و ۴۹۲</ref> و پس از وی [[طبری]] و [[بغوی]] و [[محمد بن ابی بکر]] رازی این قول و تفسیر را [[اختیار]] کرده‌اند. <ref>طبری، جامع البیان، ج۴، ص۳۰۷؛ بغوی، تفسير معالم التنزيل، ج۲، ص۵۱؛ رازی، تفسير اسألة القرآن المجيد و اجوبتها، ص۷۴</ref>. [[فخر رازی]] نیز پس از احتمالات فراوان در مورد نزول آیه مورد بحث، همین قول را برگزیده و تنها دلیل آن را نیز [[سیاق]] یا تناسب آیات قبل و بعد دانسته که جملگی دربارهٔ [[یهودیان]] است. <ref>رازی، مفاتيح الغيب، ج ۱۲، ص۵۰.</ref>.<ref>علی اصغر رضوانی، امامت در قرآن، ص۲۵۸-۲۶۲.</ref>.
اولین کسی که [[آیه تبلیغ]] را در قضیه مکر یهود [[تفسیر]] کرد، [[مقاتل]] بن سلیمان است<ref>تفسير مقاتل بن سلیمان، ج۱، ص۴۹۱ و ۴۹۲.</ref> و پس از وی [[طبری]] و [[بغوی]] و [[محمد بن ابی بکر]] رازی این قول و تفسیر را [[اختیار]] کرده‌اند<ref>طبری، جامع البیان، ج۴، ص۳۰۷؛ بغوی، تفسير معالم التنزيل، ج۲، ص۵۱؛ رازی، تفسير اسألة القرآن المجيد و اجوبتها، ص۷۴.</ref>. [[فخر رازی]] نیز پس از احتمالات فراوان در مورد نزول آیه مورد بحث، همین قول را برگزیده و تنها دلیل آن را نیز [[سیاق]] یا تناسب آیات قبل و بعد دانسته که جملگی دربارّ [[یهودیان]] است<ref>رازی، مفاتيح الغيب، ج ۱۲، ص۵۰.</ref>.<ref>علی اصغر رضوانی، امامت در قرآن، ص۲۵۸-۲۶۲.</ref>


=== سایر اقوال و احتمالات ===
=== سایر اقوال و احتمالات ===
[[اهل سنت]] اقوالی دیگر به صورت احتمال در مورد [[نزول]] این آیه ذکر کرده‌اند که به نظر ما [[ضعیف]] و از [[واقعیت]] دور است و نیازی به طرح و نقد گسترده آنها نیست؛ زیرا افزون بر آنکه دلیلی از [[روایات]] و قرینه‌ای از آیات برای آنها ندارند، خود به خود بطلان آنها با توجه به سبک و [[سیاق آیه]] مورد بحث و جایگاه سوره مائده و نزول آن در اواخر [[بعثت]] روشن می‌شود، به ویژه اگر به [[شأن]] و ویژگی‌های [[رسول خدا]]{{صل}} که در [[قرآن]] ذکر شده - و پیش از آن در بررسی دیدگاه [[شیعه]] گذشت- دقت کنیم. این اقوال عبارت‌اند از:
[[اهل سنت]] اقوالی دیگر به صورت احتمال در مورد نزول این آیه ذکر کرده‌اند که به نظر ما [[ضعیف]] و از واقعیت دور است و نیازی به طرح و نقد گسترده آنها نیست؛ زیرا افزون بر آنکه دلیلی از [[روایات]] و قرینه‌ای از آیات برای آنها ندارند، خود به خود بطلان آنها با توجه به سبک و سیاق آیه مورد بحث و جایگاه سوره مائده و نزول آن در اواخر [[بعثت]] روشن می‌شود، به ویژه اگر به [[شأن]] و ویژگی‌های [[رسول خدا]]{{صل}} که در [[قرآن]] ذکر شده دقت کنیم. این اقوال عبارت‌اند از:
#هنگامی که [[آیه تخییر]] نازل شد و در آن [[خداوند]] فرمود: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا}}<ref>«ای پیامبر! به همسرانت بگو: اگر خواستار زندگی این جهان و آرایه‌های آن هستید بیایید شما را برخوردار سازم و با شیوه‌ای نیکو رهایتان کنم» سوره احزاب، آیه ۲۸.</ref>. [[پیامبر]] [[آیه]] را برای آنان عرضه نکرد؛ زیرا می‌ترسید آنان [[حیات]] [[دنیا]] را [[انتخاب]] کنند<ref>ر.ک: فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۴۹؛ عینی، عمدة القاری، ج۱۸، ص۲۰۶.</ref>.
# هنگامی که آیه تخییر نازل شد و در آن [[خداوند]] فرمود: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا}}<ref>«ای پیامبر! به همسرانت بگو: اگر خواستار زندگی این جهان و آرایه‌های آن هستید بیایید شما را برخوردار سازم و با شیوه‌ای نیکو رهایتان کنم» سوره احزاب، آیه ۲۸.</ref>. [[پیامبر]] [[آیه]] را برای آنان عرضه نکرد؛ زیرا می‌ترسید آنان [[حیات]] [[دنیا]] را [[انتخاب]] کنند<ref>ر.ک: فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۴۹؛ عینی، عمدة القاری، ج۱۸، ص۲۰۶.</ref>.
#این آیه درباره [[زینب]] [[همسر]] [[زید]] - پسرخوانده [[پیامبر خدا]] - نازل شده است که داستان آن در [[سوره احزاب]] آمده است<ref>ر.ک: بغوی، معالم التنزیل، ج۲، ص۵۲؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۴۹؛ تفسیر قرطبی، ج۶، ص۲۴۲؛ عینی عمدة القاری، ج۱۸، ص۲۰۶.</ref>.
# این آیه درباره [[زینب]] [[همسر]] [[زید]] - پسرخوانده [[پیامبر خدا]] - نازل شده است که داستان آن در [[سوره احزاب]] آمده است<ref>ر.ک: بغوی، معالم التنزیل، ج۲، ص۵۲؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۴۹؛ تفسیر قرطبی، ج۶، ص۲۴۲؛ عینی عمدة القاری، ج۱۸، ص۲۰۶.</ref>.
# آیه در مورد [[جهاد]] و [[پیکار در راه خدا]] نازل شده چون [[منافقان]] از پیکار در راه خدا ناخشنود بودند و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز برخی اوقات از [[تشویق]] به جهاد امساک می‌کرد<ref>بغوی، معالم التنزیل، ج۲، ص۵۲.</ref>.
# آیه در مورد [[جهاد]] و پیکار در راه خدا نازل شده چون [[منافقان]] از پیکار در راه خدا ناخشنود بودند و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز برخی اوقات از [[تشویق]] به جهاد امساک می‌کرد<ref>بغوی، معالم التنزیل، ج۲، ص۵۲.</ref>.
#هنگامی که [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ}}<ref>«و به آنهایی که مشرکان به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانند دشنام ندهید تا آنان (نیز) از سر دشمنی به نادانی خداوند را دشنام ندهند» سوره انعام، آیه ۱۰۸.</ref> نازل شد، [[رسول خدا]]{{صل}} از [[عیب‌جویی]] معبودهای [[مشرکان]] [[چشم]] پوشید، ولی پس از [[نزول آیه]] مورد بحث آن را پنهان نکرد و به عیب‌جویی معبودهای آنان پرداخت. [[خدا]] هم [[وعده]] به [[حفظ]] حضرت داده بود<ref>ابن عباس، تنویر المقباس، ص۹۸ و نیز ر.ک: فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۴۹.</ref>.
# هنگامی که [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ}}<ref>«و به آنهایی که مشرکان به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانند دشنام ندهید تا آنان (نیز) از سر دشمنی به نادانی خداوند را دشنام ندهند» سوره انعام، آیه ۱۰۸.</ref> نازل شد، [[رسول خدا]]{{صل}} از [[عیب‌جویی]] معبودهای [[مشرکان]] [[چشم]] پوشید، ولی پس از نزول آیه مورد بحث آن را پنهان نکرد و به عیب‌جویی معبودهای آنان پرداخت. [[خدا]] هم [[وعده]] به [[حفظ]] حضرت داده بود<ref>ابن عباس، تنویر المقباس، ص۹۸ و نیز ر.ک: فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۴۹.</ref>.
# آیه درباره [[حقوق]] [[مسلمانان]] نازل شد؛ آنگاه که پیامبر خدا{{صل}} در [[حجة الوداع]] [[شرایع]] و [[مناسک]] را [[اعلان]] کردند، فرمودند: «آیا رساندم؟» گفتند: آری، و حضرت فرمود: «خدایا، [[گواه]] باش»<ref>عینی، عمدة القاری، ج۱۸، ص۲۰۶؛ ثعلبی نیز احتمال‌های مذکور را درباره آیه نقل کرده است (الکشف و البیان، ج۴، ص۹۱).</ref>.
# آیه درباره [[حقوق]] [[مسلمانان]] نازل شد؛ آنگاه که پیامبر خدا{{صل}} در [[حجة الوداع]] [[شرایع]] و [[مناسک]] را [[اعلان]] کردند، فرمودند: «آیا رساندم؟» گفتند: آری، و حضرت فرمود: «خدایا، [[گواه]] باش»<ref>عینی، عمدة القاری، ج۱۸، ص۲۰۶؛ ثعلبی نیز احتمال‌های مذکور را درباره آیه نقل کرده است (الکشف و البیان، ج۴، ص۹۱).</ref>.
# [[خداوند]] پیامبرش را به [[شتاب]] در رساندن پیامی که برایشان نازل شده، [[امر]] می‌کند؛ از این رو هر چند حضرت تصمیم داشت هر آنچه بر ایشان نازل شده را برساند، لیکن برخی پیام‌ها را به تأخیر انداخت؛ زیرا بر خویش می‌ترسید. ادامه [[آیه]] این احتمال را تقویت می‌کند<ref>رازی، محمد بن ابی بکر، تفسیر اسئلة القرآن المجید و اجوبتها، ص۷۴.</ref> که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ}}<ref>«و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>.
# [[خداوند]] پیامبرش را به [[شتاب]] در رساندن پیامی که برایشان نازل شده، [[امر]] می‌کند؛ از این رو هر چند حضرت تصمیم داشت هر آنچه بر ایشان نازل شده را برساند، لیکن برخی پیام‌ها را به تأخیر انداخت؛ زیرا بر خویش می‌ترسید. ادامه [[آیه]] این احتمال را تقویت می‌کند<ref>رازی، محمد بن ابی بکر، تفسیر اسئلة القرآن المجید و اجوبتها، ص۷۴.</ref> که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ}}<ref>«و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>.
#برخی دیگر می‌گویند: چون [[مکه]] فتح شد و [[اسلام]] گسترش یافت، [[خداوند]] به حضرت{{صل}} دستور داد هر آنچه را برای او فرستاده شده، آشکار و بی‌پرده بدون هیچ [[ترس]] و [[خویشتن‌داری]]، [[ابلاغ]] کند که اگر به این صورت ابلاغ نکند، [[رسالت]] پروردگارش را نرسانده است<ref>ابن قتیبه، کتاب المسائل والاجوبة، ص۲۲۲.</ref>، و یا آیه خطاب به حضرت می‌گوید: آنچه بر تو نازل شد، بدون ترس از هیچ کس برسان و اگر با ترس [[تبلیغ]] کنی، گویی که تمام [[رسالت]] پروردگارت را نرسانده‌ای<ref>بغوی، معالم التنزیل (تفسیر بغوی)، ج۲، ص۵۲ و نیز، ر.ک: تفسیر نسفی، ج۱، ص۲۹۳؛ واحدی نیشابوری، الوسیط، ج۲، ص۲۰۸؛ ابن عطیه، المحرر الوجیز، ج۱، ص۲۱۴؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۴۸ و ابن قتیبه، کتاب المسائل و الاجودة. ص۲۲۲.</ref>. [[ابن انباری]] می‌گوید: «[[پیامبر]] برخی [[آیات قرآن]] را زمانی که در مکه بود، آشکارا ابلاغ کرد و برخی را به خاطر ترس از [[هجوم]] [[مشرکان]] تنها با یارانشان در میان گذاشت، ولی پس از آنکه خداوند اسلام را با [[مؤمنان]] عزیز کرد، به [[حضرت]] دستور داد هر چه بر تو نازل شده، آشکار کن»<ref>به نقل از: واحدی نیشابوری، الوسیط، ج۲، ص۲۰۸؛ ابن عطیه، المحرر الوجیز، ج۱، ص۲۱۴؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۴۸.</ref>.
# برخی دیگر می‌گویند: چون [[مکه]] فتح شد و [[اسلام]] گسترش یافت، [[خداوند]] به حضرت{{صل}} دستور داد هر آنچه را برای او فرستاده شده، آشکار و بی‌پرده بدون هیچ [[ترس]] و [[خویشتن‌داری]]، [[ابلاغ]] کند که اگر به این صورت ابلاغ نکند، [[رسالت]] پروردگارش را نرسانده است<ref>ابن قتیبه، کتاب المسائل والاجوبة، ص۲۲۲.</ref> و یا آیه خطاب به حضرت می‌گوید: آنچه بر تو نازل شد، بدون ترس از هیچ کس برسان و اگر با ترس [[تبلیغ]] کنی، گویی که تمام [[رسالت]] پروردگارت را نرسانده‌ای<ref>بغوی، معالم التنزیل (تفسیر بغوی)، ج۲، ص۵۲ و نیز، ر.ک: تفسیر نسفی، ج۱، ص۲۹۳؛ واحدی نیشابوری، الوسیط، ج۲، ص۲۰۸؛ ابن عطیه، المحرر الوجیز، ج۱، ص۲۱۴؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۴۸ و ابن قتیبه، کتاب المسائل و الاجودة. ص۲۲۲.</ref>. ابن انباری می‌گوید: «[[پیامبر]] برخی [[آیات قرآن]] را زمانی که در مکه بود، آشکارا ابلاغ کرد و برخی را به خاطر ترس از هجوم [[مشرکان]] تنها با یارانشان در میان گذاشت، ولی پس از آنکه خداوند اسلام را با [[مؤمنان]] عزیز کرد، به حضرت دستور داد هر چه بر تو نازل شده، آشکار کن»<ref>به نقل از: واحدی نیشابوری، الوسیط، ج۲، ص۲۰۸؛ ابن عطیه، المحرر الوجیز، ج۱، ص۲۱۴؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۴۸.</ref>.


'''جمع‌بندی اقوال'''
=== جمع‌بندی اقوال ===
این اقوال و نظایر آن چیزی جز استنباط‌ها و به عبارت درست‌تر استحسان‌های این افراد نیست و شواهدی آن را [[همراهی]] نمی‌کند و با دشوارهای جدی روبه‌رو است؛ برای نمونه [[اعتقاد]] به نزول این آیه در جریان [[امر الهی]] به ابلاغ آشکار هر آنچه بر پیامبر نازل شده پس از [[فتح مکه]]، با متن آیه ناسازگار است؛ زیرا در شرایطی که پس از [[فتح مکه]] و یا فتوحات دیگر، [[اسلام]] عزیز شد و گسترش یافت، [[ابلاغ]] پیام‌هایی که پنهان مانده بودند، به [[تهدید]] و تضمین نیاز نداشت و لازم نبود که [[خداوند]] بفرماید: {{متن قرآن|وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ}}<ref>«و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref> و چنین ضمانت کند: {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ}}<ref>«و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>.


این اقوال و نظایر آن چیزی جز استنباط‌ها و به عبارت درست‌تر استحسان‌های این افراد نیست و شواهدی آن را [[همراهی]] نمی‌کند و با دشوارهای جدی روبه‌رو است؛ برای نمونه [[اعتقاد]] به [[نزول]] این آیه در جریان [[امر الهی]] به ابلاغ آشکار هر آنچه بر پیامبر نازل شده پس از [[فتح مکه]]، با متن آیه ناسازگار است؛ زیرا در شرایطی که پس از [[فتح مکه]] و یا [[فتوحات]] دیگر، [[اسلام]] عزیز شد و گسترش یافت، [[ابلاغ]] پیام‌هایی که پنهان مانده بودند، به [[تهدید]] و تضمین نیاز نداشت و لازم نبود که [[خداوند]] بفرماید: {{متن قرآن|وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ}}<ref>«و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref> و چنین ضمانت کند: {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ}}<ref>«و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>.
از سوی دیگر، [[توطئه]] [[مشرکان]] برای [[قتل]] حضرت در [[لیلة المبیت]] در [[مکه]] صورت گرفت؛ بنابراین حضرت بر خود نترسیده و [[ابلاغ پیام]] [[خدا]] را پنهان نکرده است و افزون بر آن، باید پس از نزول این [[آیه]]، آیاتی در همین [[سوره]] یا [[سوره توبه]] که پس از این سوره نازل شده، به چشم بخورد که درباره مشرکان باشد، آن هم با سبک و سیاقی که احتمال نزول آنها در اوایل [[بعثت]] معقول بوده ولی [[ابلاغ]] آنها به تأخیر افتاده باشد تا در این آیه به ابلاغ آنها [[حکم]] شود<ref>[[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت (کتاب)|بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت]]، ص۱۵۳.</ref>. بر دیگر [[شأن]] نزول‌های گفته شده نیز نقدهای جدی وارد است که بخشی از آنها را در ادامه و در بخش دلالت آیه بیان خواهیم کرد. با توجه به آنچه گفته شد، تنها شان نزولی که می‌تواند صحیح و مورد اعتنا باشد، نزول آیه در [[امامت امام علی]]{{ع}} است که با روایاتی معتبر همراه بوده و توسط قاطبه علمای شیعه و برخی علمای اهل سنت نیز [[تأیید]] می‌گردد.
از سوی دیگر، [[توطئه]] [[مشرکان]] برای [[قتل]] حضرت در [[لیلة المبیت]] در [[مکه]] صورت گرفت؛ بنابراین حضرت بر خود نترسیده و [[ابلاغ پیام]] [[خدا]] را پنهان نکرده است و افزون بر آن، باید پس از [[نزول]] این [[آیه]]، آیاتی در همین [[سوره]] یا [[سوره توبه]] که پس از این سوره نازل شده، به چشم بخورد که درباره مشرکان باشد، آن هم با سبک و سیاقی که احتمال نزول آنها در اوایل [[بعثت]] معقول بوده ولی [[ابلاغ]] آنها به تأخیر افتاده باشد تا در این آیه به ابلاغ آنها [[حکم]] شود.<ref>[[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت (کتاب)|بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت]]، ص۱۵۳</ref>. بر دیگر [[شأن]] نزول‌های گفته شده نیز نقدهای جدی وارد است که بخشی از آنها را در ادامه و در بخش دلالت آیه بیان خواهیم کرد. با توجه به آنچه گفته شد، تنها شان نزولی که می‌تواند صحیح و مورد اعتنا باشد، [[نزول آیه]] در [[امامت امام علی]]{{ع}} است که با روایاتی معتبر همراه بوده و توسط قاطبه [[علمای شیعه]] [[و]] برخی [[علمای اهل سنت]] نیز [[تأیید]] می‌گردد.


== [[مفردات]] آیه ==
== [[مفردات]] آیه ==
۱۳۳٬۹۶۹

ویرایش