←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۲۵: | خط ۱۲۵: | ||
{{متن قرآن|فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ * فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا * وَيَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا * وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِ * فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا}}<ref>«امّا آنکه کارنامهاش به دست راست وی داده شود * به زودی با حسابی آسان به [[حساب]] او رسیدگی میشود * و شادان نزد خانوادهاش باز میگردد * و اما آنکه کارنامهاش را از پس پشت وی به او دهند * به زودی (به لابه)، [[مرگ]] (خود) را فرا میخواند» [[سوره انشقاق]]، آیه ۷-۱۱.</ref>. | {{متن قرآن|فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ * فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا * وَيَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا * وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِ * فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا}}<ref>«امّا آنکه کارنامهاش به دست راست وی داده شود * به زودی با حسابی آسان به [[حساب]] او رسیدگی میشود * و شادان نزد خانوادهاش باز میگردد * و اما آنکه کارنامهاش را از پس پشت وی به او دهند * به زودی (به لابه)، [[مرگ]] (خود) را فرا میخواند» [[سوره انشقاق]]، آیه ۷-۱۱.</ref>. | ||
اما کسی که کارنامهاش به دست راستش داده شود، بزودیاش حسابی بس آسان کنند، و اما کسی که کارنامهاش از پشت سرش به او داده شود، زودا که هلاک [خویش] خواهد شد.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۳۸۰</ref> | اما کسی که کارنامهاش به دست راستش داده شود، بزودیاش حسابی بس آسان کنند، و اما کسی که کارنامهاش از پشت سرش به او داده شود، زودا که هلاک [خویش] خواهد شد.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۳۸۰</ref> | ||
==[[احباط]]== | |||
در [[آیات]] و به تبع آن [[روایات]] متعدد از [[تباهی]] و پایمال شدن [[اعمال]] [[نیکو]] و [[ثواب]] به مجرد صدور بعض [[گناهان]] از جمله: [[کفر]]، [[شرک]]، [[ارتداد]]، بلند نمودن صدای خود در محضر [[پیامبر]]، سخن رفته است که در اصطلاح [[کلامی]] از آن به احباط تعبیر میشود<ref>عبدالجبار، شرح الأصول الخمسه، ص۴۲۲؛ سعد الدین تفتازانی، شرح المقاصد، ج۵، ص۱۴۱؛ سید شریف جرجانی، شرح المواقف، ج۸، ص۳۰۹؛ ابو اسحاق نوبختی، الیاقوت فی علم الکلام، ص۶۳؛ حمصی رازی، المنقذ من التقلید، ج۲، ص۴۲؛ محقق طوسی، نقد المحصل، ص۵۰۵؛ همو، کشف المراد، ص۳۲۷؛ فاضل مقداد، اللوامع الالهیه، ص۴۳۶.</ref>. اسباب حبط و بطلان اعمال خیر در [[نصوص دینی]] با تعبیرهای مختلف مثل حبط و بطلان، بیان شده است که به برخی اشاره میشود: | |||
# کفر: کفر موجب حبط و بیاثر بودن اعمال خیر [[کافر]] میشود. {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ... * أُولَئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ...}}<ref>«آنان را که به آیات خداوند کفر میورزند... * آنانند که در این جهان و در جهان واپسین کارهاشان تباه است.».. سوره آل عمران، آیه ۲۱-۲۲.</ref>. | |||
# شرک: اگر [[مسلمانی]] بعد از مدتی [[مشرک]] گردد، اعمال خیرش [[باطل]] و کأن لم تلقی میشود. [[آیه]] زیر خطاب به پیامبر{{صل}} میفرماید: {{متن قرآن|لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«اگر شرک بورزی بیگمان کردارت از میان خواهد رفت و بیشک از زیانکاران خواهی بود» سوره زمر، آیه ۶۵.</ref>. | |||
# ارتداد: ارتداد هم موجب [[حبط اعمال]] میشود: {{متن قرآن|وَمَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ}}<ref>«و کردار کسانی از شما که از دین خود بازگردند و در کفر بمیرند، در این جهان و جهان واپسین، تباه است و آنان دمساز آتش و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۱۷.</ref>. | |||
#بلند نمودن صدای خود محضر پیامبر{{صل}}: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تَشْعُرُونَ}}<ref>«ای [[مؤمنان]]! صدایتان را از صدای [[پیامبر]] فراتر نبرید و در گفتار با او بلند سخن مگویید چنان که با یکدیگر بلند سخن میگویید؛ مبادا کردارهایتان بیآنکه خود دریابید تباه گردد» [[سوره حجرات]]، [[آیه]] ۲.</ref>. | |||
# [[منت]] و [[آزار]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى كَالَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ}}<ref>«ای مؤمنان! صدقههای خود را با منّت نهادن و آزردن تباه نسازید، همچون کسی که از سر نمایش دادن به مردم، دارایی خود را میبخشد و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارد، پس داستان وی چون داستان سنگی صاف است که بر آن گرد و خاکی نشسته باشد آنگاه بارانی تند بدان برسد (و آن خاک را بشوید) و آن را همچنان سنگ سختی درخشان (و بیرویش گیاهی بر آن) وا نهد؛ (اینان نیز) از آنچه انجام میدهند هیچ (بهره) نمیتوانند گرفت و خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند» سوره بقره، آیه ۲۶۴.</ref>. | |||
[[قرآن کریم]] یک [[کتاب آسمانی]] است که در طول بیستوسه سال نازل شده است که از ویژگیهای فوق برخوردار<ref>{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ}} «اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» (/ استوار/ یک رویه)اند، که بنیاد این کتاباند و برخی دیگر (آیات) «متشابه» (/ چند رویه) اند» سوره آل عمران، آیه ۷.</ref> و لذا در میان [[مفسران]] مشهور شده است که بعض [[قرآن]] بعض دیگر را [[تفسیر]] میکند. {{عربی|الْقُرْآنُ يُفَسِّرُ بَعْضُهُ بَعْضًا}}<ref>فخر رازی، تفسیر کبیر، ج۱۷، ص۷۷؛ سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۳، صص ۳۶ و ۵۷.</ref>. | |||
بر این اساس اگر در قرآن [[آیات]] مخالف [[احباط و تکفیر]] یافت شود، دلالت آیات بر [[احباط]] لغوی و به تبع آن اصل [[شبهه]] [[متزلزل]] خواهد شد. با نگاهی به آیات دیگر درمییابیم که قرآن در موارد متعدد به یک اصل [[عقلی]]، یعنی نیل [[انسان]] به [[جزای عمل]] خویش و عدم تباه و تضییع عمل هیچ کس و عدم [[ظلم]] [[خداوند]] در [[قیامت]] به هیچ فرد اشاره و تأکید میکند؛ مانند: | |||
{{متن قرآن|فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ * وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ}}<ref>«پس هر کس همسنگ ذرهای نیکی ورزد، آن را خواهد دید * و هر کس همسنگ ذرهای بدی کند، آن را خواهد دید» سوره زلزال، آیه ۷-۸.</ref>. | |||
پس هر کس هموزن ذرهای [[کار خیر]] انجام دهد، آن را میبیند! و هر کس هموزن ذرهای کار بد کرده آن را میبیند! | |||
[[آیات]] مزبور بر جزای هر عمل اعم از [[ثواب]] و [[گناه]] و عدم تضییع هیچ عملی تأکید داشته که لازمهاش رد [[احباط]] به معنای نادیده انگاشتن [[اعمال نیک]] است؛ چراکه در آن نه یک عمل، بلکه [[اعمال]] متعدد [[انسان]] به صرف انجام گناهی تباه و [[باطل]] میشود که آن با ظاهر و [[روح]] آیات فوق [[تعارض]] دارد. | |||
پس روح [[آیات قرآن کریم]] بر [[عدالت]] و عدم [[تباهی]] نتیجه [[اعمال انسان]] دلالت میکند که آن با احباط لغوی و ظاهر بعض آیات سازگار نیست؛ لذا در جمع آیات احباط و آیات مخالف آن باید گفت مقصود آیات احباط در [[حق]] [[مسلمانان]] نه تباهی تمام آثار و [[ثواب اعمال]] خیر (معنای لغوی) بلکه تباهی قسمتی از ثوابهاست. | |||
اما احباط [[حقیقی]] و لغوی - که ظاهر بعض آیات است- آن به [[کافر]] به معنای عام آن (ملحد، [[مشرک]] و [[منافق]]) اختصاص دارد.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۳۸۸</ref> | |||
==تکلم و [[گواهی]] اعضای بدن== | |||
[[قرآن کریم]] در چندین [[آیه]] از وجود شاهدهایی مانند: خود [[خداوند]]، [[پیامبران]]، [[فرشتگان]] در [[قیامت]] خبر داده است<ref>سوره یونس، آیه ۴۶؛ سوره حج، آیه ۱۷ و ۷۸؛ سوره نساء، آیه ۱۴ و ۱۵۹؛ سوره ق، آیه ۱۸-۲۲؛ سوره انفطار، آیه ۱۱ و ۱۳.</ref>؛ یکی از شاهدها اعضای [[بدن انسان]] مانند دست، پا، گوش، [[چشم]] و پوست است که مطابق صریح آیات، آنها با [[امر الهی]] سخن خواهند گفت. {{متن قرآن|يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«روزی که زبان و دست و پای آنها بدانچه میکردهاند به [[زیان]] آنها، گواهی میدهد» [[سوره نور]]، آیه ۲۴؛ {{متن قرآن|الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ}} «امروز بر دهانهایشان مهر مینهیم و از آنچه انجام میدادند دستهایشان با ما سخن میگویند و پاهایشان [[گواهی]] میدهند» [[سوره یس]]، [[آیه]] ۶۵؛ {{متن قرآن|حَتَّى إِذَا مَا جَاءُوهَا شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَأَبْصَارُهُمْ وَجُلُودُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ * وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنَا قَالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}} «تا چون بدانجا رسند گوش و [[چشمها]] و پوستهایشان بر آنان به آنچه میکردند، [[گواهی]] دهند * و به پوستهای تن خود میگویند: چرا به [[زیان]] ما گواهی دادید؟ میگویند: [[خداوند]] ما را به سخن آورد همان که هر چیز را به سخن میآورد و او نخست بار شما را آفرید و به سوی او بازگردانده خواهید شد» [[سوره فصلت]]، [[آیه]] ۲۰-۲۱؛ {{متن قرآن|احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْوَاجَهُمْ وَمَا كَانُوا يَعْبُدُونَ * مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ * وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}} «[[ستمپیشگان]] و همگونان ایشان و آنچه را به جای خداوند میپرستیدند گرد آورید و به راه [[دوزخ]] [[راهنمایی]] کنید * و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد» [[سوره صافات]]، آیه ۲۲-۲۴.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۳۹۰</ref> | |||
==[[پل صراط]]== | |||
[[آیات]] مختلفی از وجود پل و صراطی بر روی [[جهنم]] خبر میدهند که [[اهل آتش]] از آن به جهنم ساقط خواهند شد. | |||
{{متن قرآن|احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْوَاجَهُمْ وَمَا كَانُوا يَعْبُدُونَ * مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ * وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}}<ref>«ستمپیشگان و همگونان ایشان و آنچه را به جای خداوند میپرستیدند گرد آورید و به راه دوزخ راهنمایی کنید * و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد» سوره صافات، آیه ۲۲-۲۴.</ref>. | |||
کسانی را که [[ستم]] کردهاند با همردیفانشان و آنچه غیر از [[خدا]] میپرستیدهاند، گِرد آورید و به سوی راه جهنم رهبریشان کنید! و بازداشتشان نمایید که آنها مسئولند!<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۳۹۰</ref> | |||
==[[تکوینی]] بودن کیفرهای اُخروی== | |||
[[ظاهر آیات]] متعدد در توجیه و تبیین جهنم و [[عذاب]] [[آخرت]] رویکرد تکوینی است. بر اساس این مبنا [[عذاب اخروی]] نه عذاب اعتباری و از پیش آماده و مهیا شده مثل گودالی از [[آتش]] برای [[انسان]] [[گناهکار]] در [[قیامت]]، بلکه از [[باطن]]، یعنی [[اعمال زشت]] انسان نشئت میگیرد و به تعبیری معلول [[تکوینی]] و به تعبیر دقیقتر صورت عمل [[گناه]] و پرتو آن است که به صورت تکوینی و اتوماتیکوار در [[قیامت]] شعلهور شده و [[گناهکار]] را به کام خود خواهد گرفت. | |||
به دیگر سخن، تمام [[اعمال]] [[دنیوی]] [[انسان]] در [[آخرت]] در شکل یک عمل تکوینی [[[عذاب]] برای [[گناهان]] و [[نعمت]] برای اعمال [[نیکو]]] ظاهر و متجسم خواهد شد که از آن به «[[تجسم اعمال]]» تعبیر میشود. | |||
[[قرآن کریم]] در [[آیات]] متعددی اشاره و تصریح به حضور نفس [[اعمال انسانها]] در [[عالم قیامت]] دارد و عذابها و کیفرهای آنجهانی را به خود اعمال نسبت میدهد. در اینجا به بعضی از این آیات اشاره میشود: | |||
#{{متن قرآن|لَا تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«ای کافران! امروز پوزش نخواهید که تنها (برای) آنچه میکردهاید کیفر میبینید» سوره تحریم، آیه ۷.</ref>. | |||
در این [[آیه شریفه]]، [[خداوند]] خطاب به [[مجرمان]] میفرماید: شما امروز معذور نیستید، برای اینکه تنها [[کیفر]] و جزای شما نفس اعمالتان است. | |||
#{{متن قرآن|فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ * وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ}}<ref>«پس هر کس همسنگ ذرهای نیکی ورزد، آن را خواهد دید * و هر کس همسنگ ذرهای بدی کند، آن را خواهد دید» سوره زلزال، آیه ۷-۸.</ref>. در این آیه شریفه به حضور خود اعمال در [[روز قیامت]] تصریح و تأکید شده است و اگر این [[آیه]] را با آیات دال بر کیفر دیدن انسان بر اثر [[رویارویی]] با خود اعمال ضمیمه کنیم، تکوینی بودن کیفر بر ما واضح میشود. | |||
#{{متن قرآن|وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«و شما را جز (برای) آنچه میکردید کیفر نمیدهند» سوره یس، آیه ۵۴.</ref>. | |||
در این آیه کیفرهای آخرت در نفس و ذات اعمال منحصر شده است. | |||
#{{متن قرآن|إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا}}<ref>«جز این نیست که در شکم خود آتش میانبارند» سوره نساء، آیه ۱۰.</ref>. | |||
در این آیه، خداوند میفرماید: [[حقیقت]] اکل [[مال]] [[حرام]]، خوردن [[آتش]] است که وسیله کیفر انسان میشود. | |||
{{متن قرآن|لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ}}<ref>«به راستی تو از این غافل بودی پس ما پرده را از (پیش چشم) تو کنار زدیم و امروز چشمت تیزنگر است» سوره ق، آیه ۲۲.</ref>. | |||
واقعاً که از این [حال] سخت در [[غفلت]] بودی. [ولی] ما پردهات را [از جلوی چشمانت] برداشتیم و دیدهات امروز تیز شد. | |||
در واقع [[بهشت و جهنم]] از سنخ مثالی و [[ملکوتی]] در [[باطن]] [[انسان]] نهفته است، لکن به علت حجابهای [[دنیوی]] انسان از آن [[غافل]] است؛ چنانکه [[قرآن]] میفرماید: {{متن قرآن|لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ}}<ref>«به راستی تو از این غافل بودی پس ما پرده را از (پیش چشم) تو کنار زدیم و امروز چشمت تیزنگر است» سوره ق، آیه ۲۲.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۳۹۰</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||