مدیریت اقتصادی در معارف و سیر معصوم: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «==مقدمه== مدیریت اقتصادی<ref>مدیریت، در اصطلاح رایج، مجموعه عملیات سازماندهی مربوط به اشیا و اموال است (توماس سووه، فرهنگ اصطلاحات اجتماعی و اقتصادی، ص۱۶۸) یا به معنای فرایند بهرهوری از وضع یا منابع برای دستیابی به هدف است (علی رامین و دیگر...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | |||
| موضوع مرتبط = مدیریت اقتصادی | |||
| عنوان مدخل = مدیریت اقتصادی | |||
| مداخل مرتبط = [[مدیریت اقتصادی در معارف و سیر معصوم]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
[[مدیریت اقتصادی]]<ref>مدیریت، در اصطلاح رایج، مجموعه عملیات سازماندهی مربوط به اشیا و اموال است (توماس سووه، فرهنگ اصطلاحات اجتماعی و اقتصادی، ص۱۶۸) یا به معنای فرایند بهرهوری از وضع یا منابع برای دستیابی به هدف است (علی رامین و دیگران (زیر نظر)، دانشنامه دانشگستر، ج۱۵، ماده «مدیریت») به دیگرسخن مدیریت، انضباطی است که بر مؤلفههایی همچون اطلاعیابی، برنامهریزی، هدایت و نظارت تأکید دارد.</ref> که سازماندادن درست [[زندگی]] [[اقتصادی]] در محیط و نهادی است که عملیات فنی، [[مالی]] و مانند آن را در بر میگیرد، از موضوعات تأثیرگذار در [[بهرهوری اقتصادی]] (درآمد و [[مصرف]]) به شمار میآید؛ به همین جهت امیرمؤمنان{{ع}} مدیریت و [[برنامهریزی]] را نیمی از زندگی<ref>سید رضی، خصائص الأئمه، ص۱۰۴ ({{متن حدیث|التَّقْدِيرُ نِصْفُ الْعَيْشِ وَ مَا عَالَ امْرُؤٌ اقْتَصَدَ}}).</ref> و مدیریت نیکوی معاش را یکی از سه رکن کمال فرد دانسته که دو رکن دیگر آن، [[دینشناسی]] و [[شکیبایی]] در گرفتاریهاست<ref>ابوحنیفه نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص۲۵۵ ({{متن حدیث|... أَنَّهُ قَالَ: الْكَمَالُ كُلُّ الْكَمَالِ، التَّفَقُّهُ فِي الدِّينِ وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَةِ وَ التَّقْدِيرُ فِي الْمَعِيشَةِ}}).</ref>؛ چنانکه [[امام صادق]]{{ع}} هم این سه رکن را سبب [[اصلاح]] [[مسلمان]] دانسته است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۸۷، ح۴ ({{متن حدیث|... وَ حُسْنُ التَّقْدِيرِ فِي الْمَعِيشَةِ}}). سند روایت معتبر است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۹، ص۳۶).</ref>. این، بدان جهت است که رکن اول، یعنی دینفهمی و [[جهانبینی دینی]]، [[دنیا]] را بستر [[رشد]] و [[سعادت بشر]] میداند<ref>ابنابیجمهور احسائی، عوالی اللئالی فی الاحادیث الدینیه، ج۱، ص۲۶۷ ({{متن حدیث|الدُّنْيَا مَزْرَعَةُ الْآخِرَةِ}}).</ref> و به همۀ [[علوم]] مورد نیاز [[آدمی]] در این مسیر توجه میکند و درنتیجه به پرورش و [[کارآمدی]] [[نیروی انسانی]] میپردازد. رکن دوم که شکیبایی است، آدمی را به داشتن [[پشتکار]] در مسیر [[سعادت]] و زندگی وا میدارد. رکن سوم با تکیه بر دو رکن پیشین میتواند [[مشکلات]] [[امور اقتصادی]] را بهدرستی [[شناسایی]] و حل کند و زندگی را در مسیر صلاح و کمال و [[بندگی]] که [[هدف آفرینش]] است، قرار دهد. اگر [[مدیریت]] و ارزیابی اینچنینی اجرایی نشود، [[معیشت]] ناگزیر دچار [[فقر]] میشود؛ چنانکه [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نداشتن مدیریت و [[برنامهریزی]] و ارزیابی در معیشت را مایۀ [[تنگدستی]] [[آدمی]] دانسته است<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۳۴۸ ({{متن حدیث|وَ تَرْكُ التَّقْدِيرِ فِي الْمَعِيشَةِ يُورِثُ الْفَقْرَ}}).</ref> و در سخنی دیگر برنامهریزی و [[هوشمندی]]، داشتن نقشۀ راه، معیار، [[الگو]] و اندازهگیری را در ورودی هر کاری لازم دانسته، فرمود: «نخست اندازه بگیر، آنگاه برش بده، ابتدا بیندیش و آنگاه سخن بگو. [در هر کاری] اول [[آگاه]] و [[بینا]] شو، سپس به آن بپرداز»<ref>عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۶۱ ({{متن حدیث|قَدِّرْ ثُمَّ اقْطَعْ وَ فَكِّرْ ثُمَّ انْطِقْ وَ تَبَيَّنْ ثُمَّ اعْمَلْ}}).</ref> تا بتوان از این طریق، جلوی افزایش بیجا یا کاهش بیمورد کار را گرفت. | [[مدیریت اقتصادی]]<ref>مدیریت، در اصطلاح رایج، مجموعه عملیات سازماندهی مربوط به اشیا و اموال است (توماس سووه، فرهنگ اصطلاحات اجتماعی و اقتصادی، ص۱۶۸) یا به معنای فرایند بهرهوری از وضع یا منابع برای دستیابی به هدف است (علی رامین و دیگران (زیر نظر)، دانشنامه دانشگستر، ج۱۵، ماده «مدیریت») به دیگرسخن مدیریت، انضباطی است که بر مؤلفههایی همچون اطلاعیابی، برنامهریزی، هدایت و نظارت تأکید دارد.</ref> که سازماندادن درست [[زندگی]] [[اقتصادی]] در محیط و نهادی است که عملیات فنی، [[مالی]] و مانند آن را در بر میگیرد، از موضوعات تأثیرگذار در [[بهرهوری اقتصادی]] (درآمد و [[مصرف]]) به شمار میآید؛ به همین جهت امیرمؤمنان{{ع}} مدیریت و [[برنامهریزی]] را نیمی از زندگی<ref>سید رضی، خصائص الأئمه، ص۱۰۴ ({{متن حدیث|التَّقْدِيرُ نِصْفُ الْعَيْشِ وَ مَا عَالَ امْرُؤٌ اقْتَصَدَ}}).</ref> و مدیریت نیکوی معاش را یکی از سه رکن کمال فرد دانسته که دو رکن دیگر آن، [[دینشناسی]] و [[شکیبایی]] در گرفتاریهاست<ref>ابوحنیفه نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص۲۵۵ ({{متن حدیث|... أَنَّهُ قَالَ: الْكَمَالُ كُلُّ الْكَمَالِ، التَّفَقُّهُ فِي الدِّينِ وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَةِ وَ التَّقْدِيرُ فِي الْمَعِيشَةِ}}).</ref>؛ چنانکه [[امام صادق]]{{ع}} هم این سه رکن را سبب [[اصلاح]] [[مسلمان]] دانسته است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۸۷، ح۴ ({{متن حدیث|... وَ حُسْنُ التَّقْدِيرِ فِي الْمَعِيشَةِ}}). سند روایت معتبر است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۹، ص۳۶).</ref>. این، بدان جهت است که رکن اول، یعنی دینفهمی و [[جهانبینی دینی]]، [[دنیا]] را بستر [[رشد]] و [[سعادت بشر]] میداند<ref>ابنابیجمهور احسائی، عوالی اللئالی فی الاحادیث الدینیه، ج۱، ص۲۶۷ ({{متن حدیث|الدُّنْيَا مَزْرَعَةُ الْآخِرَةِ}}).</ref> و به همۀ [[علوم]] مورد نیاز [[آدمی]] در این مسیر توجه میکند و درنتیجه به پرورش و [[کارآمدی]] [[نیروی انسانی]] میپردازد. رکن دوم که شکیبایی است، آدمی را به داشتن [[پشتکار]] در مسیر [[سعادت]] و زندگی وا میدارد. رکن سوم با تکیه بر دو رکن پیشین میتواند [[مشکلات]] [[امور اقتصادی]] را بهدرستی [[شناسایی]] و حل کند و زندگی را در مسیر صلاح و کمال و [[بندگی]] که [[هدف آفرینش]] است، قرار دهد. اگر [[مدیریت]] و ارزیابی اینچنینی اجرایی نشود، [[معیشت]] ناگزیر دچار [[فقر]] میشود؛ چنانکه [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نداشتن مدیریت و [[برنامهریزی]] و ارزیابی در معیشت را مایۀ [[تنگدستی]] [[آدمی]] دانسته است<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۳۴۸ ({{متن حدیث|وَ تَرْكُ التَّقْدِيرِ فِي الْمَعِيشَةِ يُورِثُ الْفَقْرَ}}).</ref> و در سخنی دیگر برنامهریزی و [[هوشمندی]]، داشتن نقشۀ راه، معیار، [[الگو]] و اندازهگیری را در ورودی هر کاری لازم دانسته، فرمود: «نخست اندازه بگیر، آنگاه برش بده، ابتدا بیندیش و آنگاه سخن بگو. [در هر کاری] اول [[آگاه]] و [[بینا]] شو، سپس به آن بپرداز»<ref>عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۶۱ ({{متن حدیث|قَدِّرْ ثُمَّ اقْطَعْ وَ فَكِّرْ ثُمَّ انْطِقْ وَ تَبَيَّنْ ثُمَّ اعْمَلْ}}).</ref> تا بتوان از این طریق، جلوی افزایش بیجا یا کاهش بیمورد کار را گرفت. | ||
| خط ۷: | خط ۱۴: | ||
بر پایۀ این [[آموزهها]]، برنامهریزی [[اقتصادی]] بخشی از [[مدیریت اقتصادی]] است و بخش دیگرش به مقاومسازی [[انسانها]] از نظر [[شناخت]]، [[عاطفه]] و [[رفتار]] مربوط میشود که در [[تدابیر]] و برنامهریزی باید به هر دو ویژگی توجه شود. شاید به همین جهت بوده که [[امام صادق]]{{ع}} در پاسخ این [[پرسش]] که آیا تدبیر در معیشت نیمی از درآمد و کسب است، فرمود: بلکه همۀ درآمد و کسب، [[برنامهریزی]] معیشتی است<ref>محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۶۷۰، ح۱۷ ({{متن حدیث|... بَلَغَنِي أَنَّ الِاقْتِصَادَ وَ التَّدْبِيرَ فِي الْمَعِيشَةِ نِصْفُ الْكَسْبِ. فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}: لَا، بَلْ هُوَ الْكَسْبُ كُلُّهُ...}}).</ref> و باید گفت اقدام [[امام جواد]]{{ع}} در [[نصب]] [[عبدالله بن مساور]] برای [[تصدی]] [[امور مالی]] [[فرزندان]] آن حضرت به [[وقت]] فقدان او، [[تدبیر]] معیشتی بوده که هر دو بخش [[برنامهریزی]] [[اقتصادی]] و مقاومسازی نیروها از نظر [[شناخت]] و [[عاطفه]] و [[رفتار]] را در برداشت<ref>محمد بن [[یعقوب]] [[کلینی]]، [[الکافی]]، ج۱، ص۳۲۵، ح۳.</ref>؛ چنانکه نامۀ [[امام رضا]]{{ع}} به برخی دوستانش در خصوص [[جمعآوری خمس]]<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۴۷، ح۲۴؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۴۲، ح۱۶۵۲ ({{متن حدیث|... وَ فِي تَوْقِيعَاتِ الرِّضَا{{ع}} إِلَى إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهَمَذَانِيِّ إِنَّ الْخُمُسَ بَعْدَ الْمَئُونَةِ}}).</ref> نمونهای دیگر است. این دو [[امام]]، با نصب متصدیانی برای امور مالی در آن وضعیت، دو نمونه از [[تدبیر مالی]] و [[مدیریت]] صحیح معصومان{{عم}} را در [[تأمین درآمد]] در وضع ویژه<ref>امام جواد{{ع}} در وضعیتی به شهادت رسید که تحت مراقبت معتصم در بغداد به سر میبرد و فرزندانش در مدینه خردسال بودند و به سرپرستی مالی نیاز داشتند. امام رضا{{ع}} هم، در مراقبت عباسیان از جمله مأمون به سر میبرد و خانوادۀ پرجمعیتی در محورش بودند که از امام کاظم{{ع}} برجای مانده بود و سرپرستی آنان را امام رضا{{ع}} بر عهده داشت و این مطلب از نامه آن حضرت به تاجر فارس بر میآید (ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۴۷، ح۲۵؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۴، ص۱۳۹ - ۱۴۰، ح۱۷). هر دو امام در این حالت، برای تأمین معاش یا باید به کشاورزی میپرداختند که برایشان امکان نداشت و یا باید تدبیری دیگر میکردند که تدبیر یادشده در متن، نمونه آن است.</ref> نشان دادند.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|سیره معیشتی معصومان]]، ص ۹۰</ref> | بر پایۀ این [[آموزهها]]، برنامهریزی [[اقتصادی]] بخشی از [[مدیریت اقتصادی]] است و بخش دیگرش به مقاومسازی [[انسانها]] از نظر [[شناخت]]، [[عاطفه]] و [[رفتار]] مربوط میشود که در [[تدابیر]] و برنامهریزی باید به هر دو ویژگی توجه شود. شاید به همین جهت بوده که [[امام صادق]]{{ع}} در پاسخ این [[پرسش]] که آیا تدبیر در معیشت نیمی از درآمد و کسب است، فرمود: بلکه همۀ درآمد و کسب، [[برنامهریزی]] معیشتی است<ref>محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۶۷۰، ح۱۷ ({{متن حدیث|... بَلَغَنِي أَنَّ الِاقْتِصَادَ وَ التَّدْبِيرَ فِي الْمَعِيشَةِ نِصْفُ الْكَسْبِ. فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}: لَا، بَلْ هُوَ الْكَسْبُ كُلُّهُ...}}).</ref> و باید گفت اقدام [[امام جواد]]{{ع}} در [[نصب]] [[عبدالله بن مساور]] برای [[تصدی]] [[امور مالی]] [[فرزندان]] آن حضرت به [[وقت]] فقدان او، [[تدبیر]] معیشتی بوده که هر دو بخش [[برنامهریزی]] [[اقتصادی]] و مقاومسازی نیروها از نظر [[شناخت]] و [[عاطفه]] و [[رفتار]] را در برداشت<ref>محمد بن [[یعقوب]] [[کلینی]]، [[الکافی]]، ج۱، ص۳۲۵، ح۳.</ref>؛ چنانکه نامۀ [[امام رضا]]{{ع}} به برخی دوستانش در خصوص [[جمعآوری خمس]]<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۴۷، ح۲۴؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۴۲، ح۱۶۵۲ ({{متن حدیث|... وَ فِي تَوْقِيعَاتِ الرِّضَا{{ع}} إِلَى إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهَمَذَانِيِّ إِنَّ الْخُمُسَ بَعْدَ الْمَئُونَةِ}}).</ref> نمونهای دیگر است. این دو [[امام]]، با نصب متصدیانی برای امور مالی در آن وضعیت، دو نمونه از [[تدبیر مالی]] و [[مدیریت]] صحیح معصومان{{عم}} را در [[تأمین درآمد]] در وضع ویژه<ref>امام جواد{{ع}} در وضعیتی به شهادت رسید که تحت مراقبت معتصم در بغداد به سر میبرد و فرزندانش در مدینه خردسال بودند و به سرپرستی مالی نیاز داشتند. امام رضا{{ع}} هم، در مراقبت عباسیان از جمله مأمون به سر میبرد و خانوادۀ پرجمعیتی در محورش بودند که از امام کاظم{{ع}} برجای مانده بود و سرپرستی آنان را امام رضا{{ع}} بر عهده داشت و این مطلب از نامه آن حضرت به تاجر فارس بر میآید (ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۴۷، ح۲۵؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۴، ص۱۳۹ - ۱۴۰، ح۱۷). هر دو امام در این حالت، برای تأمین معاش یا باید به کشاورزی میپرداختند که برایشان امکان نداشت و یا باید تدبیری دیگر میکردند که تدبیر یادشده در متن، نمونه آن است.</ref> نشان دادند.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|سیره معیشتی معصومان]]، ص ۹۰</ref> | ||
== منابع == | |||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:IM010608.jpg|22px]] [[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|'''سیره معیشتی معصومان''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
== پانویس == | |||
{{پانویس}} | |||
[[رده:سیره معصوم]] | |||
[[رده:مدیریت اقتصادی]] | |||