←قرآن و فرهنگ زمانه
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۲۹۸: | خط ۲۹۸: | ||
هنگامی که یک واژه از محیط فرهنگی -حتی در یک زبان مشترک با تفاوتهای فرهنگی دیگر غیر زبانی به یک محیط فرهنگی دیگر منتقل میشود و در این محیط جدید فرهنگی به کار میرود، در [[حقیقت]] همه عناصر فرهنگی را از آن محیط به محیط دوم میبرد. بنابراین نمیتوان بدون توجه به پیشینه فرهنگی یک واژه آن را معنا و [[تفسیر]] کرد. | هنگامی که یک واژه از محیط فرهنگی -حتی در یک زبان مشترک با تفاوتهای فرهنگی دیگر غیر زبانی به یک محیط فرهنگی دیگر منتقل میشود و در این محیط جدید فرهنگی به کار میرود، در [[حقیقت]] همه عناصر فرهنگی را از آن محیط به محیط دوم میبرد. بنابراین نمیتوان بدون توجه به پیشینه فرهنگی یک واژه آن را معنا و [[تفسیر]] کرد. | ||
این امر در انتقال واژگان از دو محیط «فرهنگی - زبانی» بیشتر خود را نشان میدهد؛ زیرا افزون بر تفاوتهای فرهنگی، تفاوتهای زبانی، خود مسأله بسیار مهمی است که به هیچ وجه نمیتوان آن را نادیده گرفت. کاربرد واژگان زبانی در زبان دیگر تنها یک کاربرد واژگانی ساده با معنای سادهتر نیست؛ بلکه به همراه خویش مسایلی را به همراه دارد که تأثیرات نامطلوب در [[جهانبینی]]، [[بینش]] بازتاب، [[سیاسی]]، [[اجتماعی]] و [[اخلاقی]] یکی از پیامدهای | این امر در انتقال واژگان از دو محیط «فرهنگی - زبانی» بیشتر خود را نشان میدهد؛ زیرا افزون بر تفاوتهای فرهنگی، تفاوتهای زبانی، خود مسأله بسیار مهمی است که به هیچ وجه نمیتوان آن را نادیده گرفت. کاربرد واژگان زبانی در زبان دیگر تنها یک کاربرد واژگانی ساده با معنای سادهتر نیست؛ بلکه به همراه خویش مسایلی را به همراه دارد که تأثیرات نامطلوب در [[جهانبینی]]، [[بینش]] بازتاب، [[سیاسی]]، [[اجتماعی]] و [[اخلاقی]] یکی از پیامدهای ناهنجار آن است. ابهامگرایی در چنین واژگانی امری طبیعی است؛ چه ابهامگرایی در واژگان در یک محیط فرهنگی - زبانی امری است که به جهات کاربردهای متعدد معنایی گاه اتفاق میافتد، و این ابهامگرایی اتفاقی هرگاه با انتقال از محیط فرهنگی یا زبانی همراه شود، شدت مییابد؛ از این رو، ابهامگرایی را میتوانیم در این موارد یک واکنش طبیعی و بازتاب عادی انتقال بدانیم. شفافیتگریزی واژگان در هنگام انتقال آنگاه افزایش مییابد که واژه در محیط فرهنگی خویش کاربردهای متعدد معنایی یا مشترک [[معنوی]] و یا کاربردهای تخصصی در [[علوم]] متفاوت داشته باشد. | ||
هنگامی که واژه به محیط فرهنگی دوم -چه در یک زبان و چه در دو زبان متفاوت - منتقل میشود همه عناصر معناشناختی پیوسته و وابسته به خود را به همراه میآورد؛ یعنی همۀ عناصر، خوب و بد وارد محیط [[فرهنگی]] دوم میشود؛ هر چند ممکن است در این میدان جدید بعضی از آنها پذیرفته و یا رد شود ولی همین تصرف محیط دوم در واژه و بار معنایی آن، واژه را از شفافیت بیرون برده و ابهام را در آن پدید آورده یا افزایش میدهد. | هنگامی که واژه به محیط فرهنگی دوم -چه در یک زبان و چه در دو زبان متفاوت - منتقل میشود همه عناصر معناشناختی پیوسته و وابسته به خود را به همراه میآورد؛ یعنی همۀ عناصر، خوب و بد وارد محیط [[فرهنگی]] دوم میشود؛ هر چند ممکن است در این میدان جدید بعضی از آنها پذیرفته و یا رد شود ولی همین تصرف محیط دوم در واژه و بار معنایی آن، واژه را از شفافیت بیرون برده و ابهام را در آن پدید آورده یا افزایش میدهد. | ||