عصر امام رضا: تفاوت میان نسخه‌ها

۶۱٬۹۰۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۹ مهٔ ۲۰۲۵
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = امام رضا | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==جلوه‌های انحراف در عصر امام رضا{{ع}}== در این بخش انحراف‌های گوناگونی که در روزگار حکومت عباسیان و دوره حکومت هارون و فرزندش محمد (که در سال ۱۹۸ق....» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۷۸: خط ۱۷۸:
# [[نشر]] مفاهیم و اندیشه‌های عاری از [[کژی]].
# [[نشر]] مفاهیم و اندیشه‌های عاری از [[کژی]].
در این دوره علویان به تجدید ساختار نظامی پرداختند تا برای مراحل و دوره‌هایی که در پیش است و شرایطی که حاکمیت و [[امت اسلامی]] در کنار هم آن را [[تجربه]] خواهند کرد، خود را آ[[ماده]] کنند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۰ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۰]]، ص ۱۱۵.</ref>
در این دوره علویان به تجدید ساختار نظامی پرداختند تا برای مراحل و دوره‌هایی که در پیش است و شرایطی که حاکمیت و [[امت اسلامی]] در کنار هم آن را [[تجربه]] خواهند کرد، خود را آ[[ماده]] کنند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۰ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۰]]، ص ۱۱۵.</ref>
==نقش [[امام رضا]]{{ع}} پیش از [[ولایت‌عهدی]]==
[[امام علی بن موسی الرضا]]{{ع}} مورد توجه [[فقیهان]] و [[قبله]] [[قلوب]] جویندگان [[دانش]] بود. حضرتش بر این جایگاه خود [[گواهی]] داده، فرمود: در «[[روضه]]» می‌نشستم و [[شهر مدینه]] آکنده از [[عالمان]] بود، اما هرگاه یکی از آنان در مسأله‌ای دچار مشکل و [[سرگشتگی]] می‌شد، همگان مرا حریف آن دانسته، مسأله را نزد من می‌فرستادند و من پاسخ آن را می‌دادم<ref>اعلام الوری، ج۲، ص۷۴؛ کشف الغمه، ج۳، ص۱۰۷ (به نقل از: اعلام الوری، ج۲، ص۶۴)؛ بحار الانوار، ج۴۹، ص۱۰۰.</ref>.
آن [[بزرگوار]] به [[یاران]] خود می‌فرمود تا [[درک]] و [[تعقل]] [[مردم]] را سنجیده، در حد توان و فهم‌شان آنان را با [[مسائل اعتقادی]] آشنا کنند. در یکی از این موارد حضرتش به «[[محمد بن عبید]]» فرمود: به «[[عباسی]]» بگو: از [[گفت‌وگو]] درباره [[توحید]] و مسائلی مانند آن دست بردار و با مردم درباره آنچه می‌دانند و آن را درک می‌کنند سخن بگو و از چیزی‌که نمی‌دانند و درک آنان بدان نمی‌رسد و از [[شناخت]] آن [[ناتوان]] باشند خودداری کن<ref>التوحید، ص۹۵.</ref>.
===امام رضا{{ع}} و [[اصلاحات]] [[فکری]] و [[دینی]]===
امام رضا{{ع}} ماهیت توطئه‌ای را که برای به [[آشفتگی]] کشاندن [[خرد]] و [[باور]] [[مسلمانان]] [[تدارک]] دیده شده بود، روشن کرده، قاعده‌ای کلی از شیوه و عملکردهایی که [[دشمنان اسلام]] برای خدشه‌دار کردن [[اندیشه‌ها]] و مفاهیم [[اسلامی]] در پیش گرفته بودند، به دست داده، فرمود:
مخالفان و [[دشمنان]] ما سه دسته [[اخبار]] و [[روایات]] در [[فضایل]] ما [[جعل]] کرده‌اند: [[غلوّ]] درباره ما، کوتاهی و نارسایی در امر ([[امامت]]) ما و [[بدگویی]] آشکار از دشمنان ما. پس هرگاه مردم مطالبی آمیخته به غلوّ درباره ما بشنوند، [[شیعیان]] ما را [[تکفیر]] کرده، آنان را [[معتقد]] به [[الوهیت]] ما خواهند خواند و چون روایات تقصیر و کوتاهی را ببینند، آن کوتاهی را از ما خواهند دانست و زمانی که بدگویی صریح و بی‌پرده، همراه با ذکر نام دشمنان ما بشنوند، ما را با ذکر نام به [[بدی]] یاد خواهند کرد<ref>عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۳۰۴.</ref>.
[[امام]]{{ع}} در برخورد با چنین [[آشفتگی]] و [[نابسامانی]] [[فکری]] چندین روش را برگزید که ذیلا تبیین می‌شود:
نخست: '''پاسخ به [[انحراف‌های فکری]]''': [[امام رضا]]{{ع}} به منظور [[گسستن]] پیوند [[منحرفان]] با تمام گونه‌های [[انحرافات فکری]]، گام به میدان [[مبارزه]] نهاد. حضرتش تمام جوانب جریان‌های [[انحراف]] و جریان‌سازان [[منحرف]] را در نظر گرفته، گاهی اصل جریان را و زمانی جریان‌سازان و افرادی را که تحت‌تأثیر آن قرار گرفته بودند مورد نقد قرار داده، آنان را به [[مردم]] می‌شناساند و به تنویر [[افکار]] [[مسلمانان]] می‌پرداخت. یکی از این تفکرهای منحرف که جای پایی در [[جامعه]] آن [[روز]] داشت و کسانی را نیز جذب کرده بود، جریان «مشبّهه» بود که [[خداوند]] - عزّ و جلّ- را به اشیاء [[تشبیه]] می‌کردند.
امام رضا{{ع}} در ردّ [[باور]] و [[اعتقادات]] آنان فرمود:
بار خدایا، قدرتت بی‌هیچ [[سستی]] و کاستی‌ آشکار شد، اما آنان‌ در [[حق]] تو [[جهل]] و [[نابخردی]] ورزیده بر همین اساس و به اندازه [[درک]] خود تو را بزرگ خواندند و نه آن‌گونه که شایسته آنی و در عین‌حال‌ تو را آن‌سان که توصیف کرده‌اند بزرگ نداشتند. پس من - ای خدای من- از آنان که تو را در شکل [[خلقت]] جست‌وجو می‌کنند، بیزارم، چرا که‌ چیزی همانند تو نیست<ref>عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۱۱۷.</ref>.
او همچنین در ردّ «جبریون» و «[[مفوضه]]» فرمود:
هرکس مدعی شود که خداوند [[افعال]] ما را انجام می‌دهد و ما را بدان عمل غیر ارادی‌ [[کیفر]] می‌کند، قائل به «[[جبر]]» است و هرکس بگوید: خدای - عزّ و جلّ-امر [[آفرینش]] و تقسیم روزی را به حجت‌های خود - که [[درود]] بر آنان باد- سپرده است، قائل به «[[تفویض]]» است. و بدانید که‌ قائل به «جبر» [[کافر]] است و قائل به «تفویض» [[مشرک]]<ref>عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۱۲۴.</ref>.
امام رضا{{ع}} در بسیاری از موارد «[[غالیان]]»، «مجسمه» و [[اصحاب]] «[[قیاس]]» و «[[تفسیر به رأی]]» و نیز فرقه‌های غیر [[اسلامی]]، مانند: [[زندیقان]]، [[یهودیان]]، [[نصرانیان]] و... را رد کرده و نظریه آنان را [[باطل]] و مردود خوانده است.
همچنین حضرتش تمام روایاتی را که منحرفان بدان استناد می‌کردند، مردود شمرده، و [[باطل]] بودن انتساب این دسته از [[روایات]] به [[رسول اللّه]]{{صل}} را بر همگان روشن و آشکار کرد و [[مسلمانان]] را با [[روایات صحیح]] و غیر جعلی آشنا فرمود. در روایتی که ساخته و پرداخته [[دشمنان]] بوده [[اسلام]] و به [[رسول خدا]] نسبت داده شده، آمده است: خدای- تبارک و تعالی- هر [[شب جمعه]] به [[آسمان]] [[دنیا]] می‌آید.
حضرت [[علی بن موسی]] الرّضا{{ع}} در رد و [[باطل]] شمردن این [[روایت]] می‌فرماید:
[[خدا]] [[لعنت]] کند کسانی را که کلمات را از جای خود برمی‌گردانند. به خدا [[سوگند]] رسول خدا{{صل}} چنین چیزی نگفت، بلکه فرمود: در ثلث آخرین هر شب و در آغاز شب جمعه، [[خداوند]] فرشته‌ای به آسمان دنیا فرو می‌فرستد و بدو [[فرمان]] می‌دهد تا بانگ برآورد: آیا درخواست‌کننده‌ای هست تا بدو عطا کنم؟ آیا توبه‌کننده‌ای هست تا [[توبه]] او را بپذیرم؟ آیا استغفارکننده‌ای هست تا از او درگذرم؟... این [[حدیث]] را پدرم از پدرانش نقل کرده و آنان از رسول خدا{{صل}} نقل کرده‌اند<ref>عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۱۲۶- ۱۲۷.</ref>.
[[حضرت رضا]]{{ع}} به همین اندازه از [[مذمت]] و برملا کردن [[اندیشه]] باطل گروه‌های [[منحرف]] بسنده نکرده، بلکه از [[مؤمنان]] می‌خواست تا با منحرفانی چون: جبریون، [[مفوضه]] و [[غالیان]] به‌طور کامل [[قطع رابطه]] کنند تا بدین ترتیب [[امت]] را از تأثیرپذیری از [[افکار]] ناسالم آنان دور و از گزند آنان ایمن سازد. او بیانات و رهنمودهای خود را گاهی با استناد به [[احادیث]] و آموزه‌های اجداد خود مستند می‌کرد و زمانی خود ارائه رهنمود می‌کرد.
او در روایت دیگری فرموده است:
هرکس مدعی شد که خداوند [[بندگان]] خود را به [[گناه]] کردن مجبور می‌کند و آنان را به انجام کاری که در توان‌شان نباشد وامی‌دارد، ذبیحه او را (حیوانی که او سر می‌برد) نخورید، گواهی‌اش را نپذیرید، او را به [[امامت نماز]] خویش برنگزینید و چیزی از [[زکات]] به او ندهید<ref>عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۱۲۴.</ref>. [[امام رضا]]{{ع}} درباره قطع رابطه و متارکه با غالیان و مفوضه فرموده است:
{{متن حدیث|الْغُلَاةُ كُفَّارٌ، وَ الْمُفَوِّضَةُ مُشْرِكُونَ، مَنْ جَالَسَهُمْ أَوْ خَالَطَهُمْ، أَوْ آكَلَهُمْ أَوْ شَارَبَهُمْ، أَوْ وَاصَلَهُمْ، أَوْ زَوَّجَهُمْ أَوْ تَزَوَّجَ مِنْهُمْ، أَوْ آمَنُهُمْ أَوِ ائْتَمَنَهُمْ عَلَى أَمَانَةٍ، أَوْ صَدَّقَ حَدِيثَهُمْ، أَوْ أَعَانَهُمْ بِشَطْرِ كَلِمَةٍ، خَرَجَ مِنْ وَلَايَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَلَايَةِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ وَلَايَتِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ}}؛
[[غالیان]] کافرند و [[مفوضه]] [[مشرک]]. هرکس با آنان [[همنشینی]] کند، [[معاشرت]] داشته باشد، با ایشان بر یک خوان بنشیند، در [[حق]] آنان [[نیکی]] کند، به آنان [[همسر]] دهد یا از ایشان همسر گزیند، امان‌شان دهد، امانتی به آنان بسپارد و ایشان را [[امین]] بداند، گفتار ایشان را راست بخواند و یا به نیم کلمه‌ای آنان را [[یاری]] کند، از [[حریم]] [[دوستی خدا]] و [[رسول خدا]] و ما [[اهل‌بیت]]{{عم}} خارج شده است<ref>عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۲۰۳.</ref>.
در روایتی دیگر، حضرتش از [[قطع رابطه]] با تمام گروه‌های غالیان سخن گفته، فرموده است:
{{متن حدیث|لَعَنَ اللَّهُ الْغُلَاةَ أَلَا كَانُوا يَهُوداً، أَلَا كَانُوا مَجُوساً، أَلَا كَانُوا نَصَارَى، أَلَا كَانُوا قَدَرِيَّةً، أَلَا كَانُوا مُرْجِئَةً، أَلَا كَانُوا حَرُورِيَّةً... لَا تُقَاعِدُوهُمْ وَ لَا تُصَادِقُوهُمْ، وَ ابْرَءُوا مِنْهُمْ بَرِئَ اللَّهُ مِنْهُمْ}}<ref>عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۲۰۲.</ref>؛
[[خدا]] غالیان را [[لعنت]] کند که همانند [[یهودیان]]، [[نصرانیان]]، مجوسان، [[قدریان]]، [[مرجئه]]، [[حروریه]] ([[خوارج]]) هستند. با آنان [[مجالست]] و [[دوستی]] نکنید و از ایشان [[بیزاری]] جویید که [[خداوند]] از آنان بیزار است.
از دیگر گروه‌ها و فرقه‌هایی که [[امام رضا]]{{ع}} در برابر آنان موضع‌گیری می‌کرد، [[فرقه]] «[[واقفیه]]» بود. در اینجا به اختصار به موضع‌گیری [[امام]]{{ع}} علیه «واقفیه» می‌پردازیم.
پس از به شهادت رسیدن [[امام کاظم]]{{ع}} [[امام علی بن موسی الرضا]]{{ع}} به شماری از [[وکلای امام کاظم]]{{ع}} دستور داد تا اموالی که به‌عنوان [[نمایندگی]] امام کاظم{{ع}} در [[اختیار]] داشتند برای امام رضا{{ع}} بفرستند، اما آنان [[طمع]] ورزیده، به انگیزه استفاده فردی از این [[اموال]] [[پاسخ]] دادند: «پدرت - که [[درود خدا]] بر او باد- نمرده، همچنان زنده است و به امر [[امامت]] می‌پردازد و هرکس او را مرده بخواند ادعایی [[باطل]] کرده و سخنی ناراست بر زبان رانده‌ است»<ref>طوسی، الغیبه، ص۶۵، حدیث ۶۷؛ بحار الانوار، ج۴۸، ص۲۵۳ (به نقل از: الغیبه، ص۶۵).</ref>.
اینها توانستند در راه [[ترویج]] [[اندیشه]] خود مبنی بر اینکه «امام کاظم{{ع}} نمرده است و همو امام [[منتظر]] است» عده‌ای از [[مردم]] را با خود همدل و همصدا کنند. [[امام رضا]]{{ع}} می‌بایست در نخستین مرحله از برخورد با این [[اندیشه]] ویرانگر، ثابت می‌کرد که پدرش [[حضرت کاظم]]{{ع}} به دیدار [[حق]] شتافته است و به همین منظور گام به میدان [[مبارزه]] با این پدیده شوم [[فکری]] نهاد و با روش‌های گوناگونی به [[رویارویی]] با آنان پرداخت. این در حالی بود که [[حاکمیت]]، از [[افکار]] مخربی همانند افکار [[واقفیه]] [[حمایت]] کرده، آنان را در تداوم فعالیت‌شان [[تشویق]] می‌کرد تا از این رهگذر رشته‌های [[دوستی]] و [[همدلی]] که [[دوستان]] و [[شیعیان]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} را به یکدیگر پیوند می‌داد از هم بگسلاند.
امام رضا{{ع}} با [[درک]] و [[شناخت]] کاملی که از [[دشمن]] و توطئه‌های او داشت راه چاره را در آن دید تا به منظور از میان برداشتن واقفیه و اندیشه [[پلید]] آنان، به طور آشکار با این جریان برخورد کند. از این‌رو حضرتش، در برابر [[یاران]] و [[اصحاب]] خود، واقفیه را [[لعنت]] کرده، فرمود: خدای آنان را لعنت کند که دروغی بس بزرگ پرداخته و ساخته‌اند<ref>رجال کشی، ص۴۵۸، حدیث ۸۶۸.</ref>.
آن‌گاه امام رضا{{ع}} دوستان و شیعیان و دیگر [[مسلمانان]] را از مراوده و [[معاشرت]] با واقفیه منع کرد، باشد که آنان از [[عقاید]] ناسالم خود دست کشیده، [[عقب‌نشینی]] کنند. یک بار امام رضا{{ع}} به «[[محمد بن عاصم]]» فرمود: شنیده‌ام که با واقفیه [[مجالست]] داری؟
محمد گفت: فدایت گردم، آری، اما مخالف آنان هستم.
[[امام]]{{ع}} فرمود: با آنان [[همنشینی]] مکن»<ref>رجال کشی، ص۴۵۷، حدیث ۸۶۴.</ref>.
امام رضا{{ع}} در پاسخ شخصی که درباره واقفیه پرسیده بود، فرمود: [[واقفی]] از حق دوری جسته [[و]] بر [[گناه]] پای‌فشاری می‌کند و اگر با این حال بمیرد جایگاهش [[دوزخ]] است که فرجامی بس بد است<ref>رجال کشی، ص۴۵۵، حدیث ۸۶۰.</ref>.
همچنین حضرتش مسلمانان را از دادن [[زکات]] به واقفیه منع فرمود.
«[[یونس بن یعقوب]]» می‌گوید: «به [[ابو الحسن]] [[رضا]]{{ع}} گفتم: [[اجازه]] دارم‌ به کسانی که معتقدند پدرت همچنان زنده است زکات بدهم؟ امام{{ع}} فرمود: به ایشان زکات‌ ندهید که آنان [[کافر]]، [[مشرک]] و [[زندیق]] می‌باشند<ref>رجال کشی، ص۴۵۶، حدیث ۸۶۲.</ref>.
بدین ترتیب [[امام رضا]]{{ع}} توانست از فعالیت و گسترش [[افکار]] آنان در میان [[یاران]] و [[دوستان]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} جلوگیری کند، اما [[دنیاپرستان]] و [[پیروان]] [[امیال نفسانی]] این [[اندیشه]] نادرست و ویرانگر را پذیرفتند تا بتوانند آن را دستاویزی برای رسیدن به [[مطامع]] خود سازند.
دوم: '''[[نشر]] [[افکار]] سالم''': پس از آن‌که [[امام رضا]]{{ع}} با [[هدف]] به محاصره درآوردن افکار [[منحرفان]] و طرد آن از سوی [[مردم]]، آن را [[باطل]] و مردود خواند و از [[مسلمانان]] خواست تا با پایه‌گذاران این [[جریان‌ها]] و [[معتقدان]] به این نظریه‌ها و آنان که از این جریان تأثیر پذیرفته بودند، [[قطع رابطه]] کنند. از دیگرسو خود به نشر افکار و اندیشه‌های سالم پرداخت تا از این راه حلقه محاصره همه‌جانبه را بر این اندیشه [[منحرف]] تنگ و تنگتر کند. از این‌رو [[امام]]{{ع}} [[تفسیر]] آن دسته از [[آیات قرآن]] را که به اصول و مبانی [[اعتقادی]] و [[شریعت اسلام]] می‌پرداخت در برنامه [[تبلیغی]]- [[اصلاحی]] خویش گنجاند. برنامه دیگر امام رضا{{ع}} [[نشر احادیث]] و معارفی بود که از [[پدران]] گرامی آن حضرت و نیز از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده بود تا این [[آیات]] و [[روایات]]، افکار و تصورات مسلمانان را شکل دهد. حضرت با این هدف، هیچ فرصتی را برای تبیین اندیشه سالم و [[پاک]] و مفاهیم صحیح [[شریعت]] از دست نمی‌داد. یکی از مواردی که امام رضا{{ع}} بسیار بر آن تکیه داشت و در مباحثات او جایگاه ویژه‌ای داشت، مبحث [[توحید]] بود. در اینجا بخشی از بیان امام{{ع}} را می‌خوانیم.
امام رضا{{ع}} حد توحید را چنین بیان فرموده است:
{{متن حدیث|حَسْبُنَا شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ أَحَداً صَمَداً لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً، قَيُّوماً سَمِيعاً بَصِيراً قَوِيّاً قَائِماً بَاقِياً نُوراً، عَالِماً لَا يَجْهَلُ، قَادِراً لَا يَعْجِزُ، غَنِيّاً لَا يَحْتَاجُ، عَدْلًا لَا يَجُورُ، خَلَقَ كُلَّ شَيْ‌ءٍ، لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‌ءٌ، لَا شِبْهَ لَهُ، وَ لَا ضِدَّ، وَ لَا نِدَّ وَ لَا كُفْوَ}}<ref>تحف العقول، ص۳۱۰.</ref>؛ در [[اقرار به یگانگی خداوند]] همین ما را بس است که [[گواهی]] می‌دهیم: خدایی جز [[خدای یگانه]] نیست که [[صمد]] است و [[همسر]] و [[فرزندی]] نگزیده، پاینده، شنوا، [[بینا]]، [[قوی]]، ماندگار و [[نور]] است. [[دانایی]] که [[نادانی]] در او راه نیابد، [[توانایی]] است که [[ناتوان]] نشود، [[بی‌نیازی]] است که نیازمند نگردد، [[دادگری]] است که [[ستم]] روا ندارد و [[خالق]] همه چیز است و مانند و شبیهی، ضد و شریکی و همتایی ندارد.
سپس [[امام رضا]]{{ع}} کسانی را که درباره [[توحید خداوند]] سخن گفته‌اند، به سه دسته تقسیم کرده، فرمود:
[[مردم]] در [[توحید]]، سه راه پیموده‌اند: گروهی آن را [[نفی]]، کرده، گروهی با [[تشبیه]] [[خداوند]] به اشیاء یا اشخاصی، او را [[اثبات]] کرده و گروهی [[یگانگی خدا]] را بدون تشبیه اثبات کرده‌اند. بنابراین، نفی خداوند و اثبات او با تشبیه روا نباشد و [[راه راست]] در راه سوم؛ یعنی [[اثبات وجود خداوند]] بدون تشبیه او به موجودات‌ است<ref>بحار الانوار، ج۳، ص۲۶۳.</ref>.
از امام رضا{{ع}} درباره «[[جبر]]» و «[[اختیار]]» پرسیده شد: «آیا خداوند [[بندگان]] را به کارهایی که در توانشان نباشد [[مکلف]] می‌کند؟
[[امام]]{{ع}} فرمود: او دادگرتر از آن است که چنین ستمی بر آنان روا دارد.
سؤال شد: آیا بندگان می‌توانند هرچه بخواهند بکنند؟
امام{{ع}} پاسخ داد: آنان ناتوانتر از آن هستند که هرچه بخواهند بکنند»<ref>الوافی بالوفیات، ج۲۲، ص۲۴۹.</ref>.
بدین ترتیب می‌بینیم که [[نشر]] [[افکار]] [[اسلامی]]، اصلی اساسی و ابزاری کارآمد در [[اصلاح]] [[فکری]] [[جامعه]] است؛ زیرا [[اندیشه]]، نظریه و [[قانون‌گذاری]] [[باطل]] از میان برداشته، [[قانون]]، اندیشه و نظریه صحیح جایگزین آنها می‌کند و این همان چیزی است که [[مصلحان]] [[حقیقی]] در راه ایفای آن، هر [[سختی]] را به [[جان]] خریده‌اند.
سوم: '''ارجاع [[امت]] به [[عالمان]]''': پس از آن‌که دامنه [[پایگاه مردمی]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} گسترش یافت و [[دیدار امام]] [[رضا]]{{ع}} در هر [[زمان]] سخت می‌نمود، آن حضرت مردم را برای [[فراگیری احکام]] و دستور [[دین]] به عالمان ارجاع می‌داد. از «[[عبد العزیز بن مهتدی]]» نقل شده است که گفت: «به علی بن [[موسی‌]] [[الرضا]] گفتم: هرگاه که بخواهم نمی‌توانم به دیدارت بیایم. [[احکام]] و دستور دین را از که فرابگیرم؟
امام{{ع}} فرمود: [[احکام دین]] خود را از «[[یونس بن عبد الرحمن]]» فراگیر»<ref>رجال کشی، ص۴۸۳، حدیث ۹۱۰.</ref>.
در سراسر گستره [[اسلامی]] فقیهانی بودند که از [[امام]]{{ع}} [[پیروی]] می‌کردند.
[[امام رضا]]{{ع}} [[یاران]] خود و دیگر [[مسلمانان]] را در [[مسائل اعتقادی]] و [[احکام شرعی]] مورد [[ابتلا]] به ایشان ارجاع می‌داد که «[[احمد بن محمد بزنطی]]»، «[[محمد بن فضل کوفی]]»، «‌[[عبدالله بن جندب بجلی]]» و «[[حسین بن سعید اهوازی]]» از آن جمله بودند.
امام رضا{{ع}} از کار و فعالیت [[راویان]] [[غفلت]] نمی‌ورزید و هماره آنان را زیر نظر داشت تا مبادا به [[دروغ]]، روایتی را به پدرانش نسبت دهند. او در برخورد با وضاعان هرگز راه [[مسامحه]] در پیش نمی‌گرفت. حضرتش درباره «[[یونس]]» مولای «[[علی بن یقطین]]» می‌فرمود: خدایش [[لعنت]] کند که بر پدرم دروغ بست (روایتی [[دروغین]] را به پدرم نسبت داد)<ref>بحار الانوار، ج۴۹، ص۲۶۱- ۲۶۲ (به نقل از: السرائر، ج۳، ص۵۸۰).</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۰ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۰]]، ص ۱۱۷.</ref>
===[[اصلاحات اقتصادی]]===
از آنجا که امام رضا{{ع}} در رأس [[قدرت]] و حاکمیتی قرار نداشت تا بتواند به پشتوانه آن به اصلاحات اقتصادی دست بزند؛ لذا به [[نشر]] مفاهیم و [[آموزه‌های اسلامی]] در زمینه [[حیات]] [[اقتصادی]] و [[نظام اقتصادی]] [[اسلامی]] پرداخت. او تمام [[احکام]] اقتصادی [[اسلام]] را در رساله‌ای طولانی گرد آورد.
امام{{ع}} در این رساله، [[تخلف]] از شیوه [[اقتصاد اسلامی]] را از [[گناهان کبیره]] دانسته و مرتکب آن را مستحق [[کیفر]] خواند که از آن جمله است:
و دوری جستن از گناهان کبیره است که آن... [[خوردن مال یتیم]] به [[ستم]]... و خوردن [[ربا]] و [[مال]] [[حرام]] پس از [[آگاه]] شدن از [[حرمت]] آن، قمار کردن و [[کم‌فروشی]]، چه در ترازو، چه در پیمانه... و [[حبس]] [[حقوق مردم]] بدون اینکه در پرداخت آن [[عسر]] و حرجی باشد... و [[اسراف]] می‌باشد<ref>تحف العقول، ص۳۱۶.</ref>.
امام رضا{{ع}} به پرداختن [[زکات]] که یکی از منابع اقتصادی در [[شریعت]] است فرامی‌خواند و می‌فرمود:
[[خداوند]] به انجام سه چیز امر فرمود که با سه چیز دیگر [[قرین]] است: به گزاردن‌ [[نماز]] و دادن‌ زکات امر نمود. پس هرکس نماز گزارد، اما زکات ندهد نمازش پذیرفته نخواهد شد<ref>عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۲۵۸.</ref>.
آن حضرت پیامدهای منفی بدکاری‌ها و [[حق‌کشی‌ها]]، از جمله ندادن [[زکات]] را بیان کرده، می‌فرمود: هرگاه [[والیان]] [[دروغ]] گویند [[آسمان]] [[باران]] خود را دریغ کند، و اگر [[سلطان]] [[ستم]] روا دارد [[دولت]]، حقیر و [[خوار]] شود و اگر از دادن [[زکات]] دریغ شود دام‌ها بمیرند<ref>وسائل الشیعه، ج۹، ص۳۱ (به نقل از: شیخ طوسی، امالی، ج۱، ص۷۷).</ref>.
[[امام رضا]]{{ع}} هماره به رساندن زکات به مستحقان آن [[تشویق]] می‌کرد. چون از آن حضرت درباره دادن زکات به غیر [[مؤمن]] پرسیده شد، حضرت فرمود: نه و [[زکات فطره]] نیز روا نباشد<ref>وسائل الشیعه، ج۹، ص۳۳۹ (به نقل از: کافی، ج۳، ص۵۴۷).</ref>.
و نیز می‌فرمود: و زکات فطره [[واجب]] است... دادن آن جز به [[اهل ولایت]] ([[شیعیان]]) جایز نیست؛ زیرا زکات‌ واجب است<ref>وسائل الشیعه، ج۹، ص۳۳۹.</ref>.
آنچه از زبان امام رضا{{ع}} ذیلا نقل می‌شود، نشان می‌دهد که چگونه [[حاکمان]] [[اموال مسلمانان]] را به [[غارت]] برده و بی‌هیچ محدودیتی و مانعی [[شرعی]] آنها را صرف هوس‌های خود می‌کردند. [[حضرت رضا]]{{ع}} به منظور [[رویارویی]] با چپاولگری‌های [[حاکمان جور]] از [[مردم]] می‌خواست تا [[خمس]] [[اموال]] خود را به [[امامان بر حق]] برسانند و از دادن آن به حاکمی که [[منصب خلافت]] را [[غصب]] کرده و به ناحق بر آن تکیه زده، خودداری کنند. آن حضرت در پاسخ یکی از [[بازرگانان]] فارس نوشت: بدان‌که‌ [[تصرف]] در [[مالی]] جایز و رواست که از راهی که [[خداوند]] روا داشته به دست آید. خمس، ما را بر ادای بدهی و [[هزینه زندگی]] [[خانواده]] و موالی‌مان [[یاری]] می‌دهد و به وسیله آن‌ [[بخشش]] کرده، آبروی خویش را در برابر آن کس که از [[یورش]] او [[بیم]] داریم، [[حفظ]] می‌کنیم، پس آن را از ما دریغ مکنید. [[آگاه]] باشید که‌ دادن خمس کلید روزی شما و مایه [[پاک]] شدن گناهانتان است<ref>وسائل الشیعه، ج۹، ص۵۳۸ (به نقل از: کافی، ج۱، ص۴۶۰).</ref>.
آن حضرت مردم را به [[همراهی]] و [[همیاری]] [[اقتصادی]] فراخوانده، بدان تشویق و [[ترغیب]] می‌کرد. او در این‌باره فرموده است: [[سخاوتمند]] از خوان مردم می‌خورد تا مردم نیز از خوان او بخورند<ref>فرائد السمطین، ج۲، ص۲۲۳.</ref>.
یکبار [[امام رضا]]{{ع}} به [[علی بن یقطین]] فرمود: تأمین نیازهای [[زندگی]] [[کاهلی]] و خانواده‌اش را تضمین کن تا من [[بهشت]] را برای تو تضمین کنم<ref>رجال کشی، ص۴۳۵، حدیث ۸۲۰.</ref>.
[[امام رضا]]{{ع}} با [[اسراف]] سخت [[مخالفت]] می‌کرد. از «[[یاسر خادم]]» نقل است که می‌گفت: «روزی [[غلامان]] مشغول خوردن میوه بودند، اما میوه‌ها را نیم خورده دور می‌انداختند. [[امام]] [[رضا]]{{ع}} که این صحنه را می‌دید، به آنان فرمود:
سبحان [[اللّه]]، اگر شما از این میوه‌ها [[سیر]] و [[بی‌نیاز]] شده‌اید، هستند کسانی که بدان نیازمند باشند<ref>کافی، ج۶، ص۲۹۷.</ref>.
حضرت هرچه را به دست می‌آورد میان [[فقیران]] و [[مستمندان]] تقسیم می‌کرد و در یک‌ [[روز عرفه]] هرچه داشت به آنان داد<ref>بحار الانوار، ج۴۹، ص۱۰۰ (به نقل از: مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۳۹۰).</ref>.
در چنان شرایطی که بر [[جامعه اسلامی]] [[حاکم]] بود، [[حضرت رضا]]{{ع}} در [[بخشش]] و [[صدقه دادن]] چونان الگویی بود که [[امت اسلامی]] بدو [[اقتدا]] می‌کرد و روش او را چونان میزانی برای سنجش میان دو خطمشی [[اقتصادی]] به کار می‌گرفت؛ خط اقتصادی [[اهل‌بیت]]{{عم}} و شیوه‌ای که [[حاکمان]] در عرصه [[اقتصاد]] به کار بسته، [[بیت المال مسلمانان]] را تیول خود دانسته، هرگونه که خوش داشتند از آن استفاده می‌کردند.
از دیگر مواردی که [[امام رضا]]{{ع}} با آن سخت [[مبارزه]] می‌کرد، تصوف و برداشت‌های غلط و مفاهیم نادرستی بود که از [[زهد]] ارائه می‌شد؛ همان چیزی که پایه‌گذاران آن، از حمایت‌های بی‌دریغ حاکمان بهره‌مند بودند،؛ چراکه با این مکتب‌های [[گمراه‌کننده]] [[مردم]] را سرگرم کرده، از عرصه [[سیاست]] و اقتصاد و نیز از مطالبات‌شان و فراخوان به ایجاد [[تعادل]] اقتصادی، دور می‌کردند. با اندک تأملی در [[زندگی]] این مکتب‌سازان می‌بینیم که برخلاف ادعاهایی که داشتند و مردم را بدان فرامی‌خواندند، خود از خوان رنگین حاکمان می‌خورند و از [[اموال]] به یغما رفته [[مسلمانان]] که در دست خلیفگان بود برخوردار بودند، آن‌سان که گویی هرگز مفهوم زهد و تصوف را نشناخته و این واژه‌ها را نشنیده‌اند. همین مدعیان با آن [[رفاه]] و آسایشی که به [[برکت]] «[[جعل]]» خود بدان دست‌یافته بودند، بر امام رضا{{ع}} خرده می‌گرفتند و چنین وانمود می‌کردند که از [[دنیا]] [[دل]] بریده‌اند. از دیگرسو با درنگ در [[زندگی امام رضا]]{{ع}} او را سرآمد زاهدان [[واقعی]] می‌یابیم،؛ چراکه حضرتش در [[خانه]] خود و دور از چشم اغیار، در تابستان بر [[حصیر]] می‌نشست و در زمستان، فرشی از مو ی بز زیرانداز خود کرده، هماره جامه‌های [[خشن]] پشمی بر تن می‌کرد و چون به میان [[مردم]] می‌رفت لباس‌های گرانبها و فاخر می‌پوشید<ref>عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۱۷۸.</ref>.
جمعی از صوفیان بر [[امام رضا]]{{ع}} وارد شده، به حضرتش گفتند: «[[امامت]] از آن کسانی است که خوراکی خشک و ناگوار بخورند، [[جامه]] خشن بپوشند، بر الاغ سوار شوند و به دیدار [[بیماران]] بروند!
[[امام]] [[رضا]]{{ع}} به آنان فرمود: یوسف{{ع}} [[پیامبر]] بود، اما [[لباس]] دیبای زربفت بر تن می‌کرد، بر بالش‌های [[فرعون]] تکیه می‌زد و [[فرمان]] می‌راند. آنچه از امام خواسته شده است [[دادگری]] است و چون سخن گوید [[راستی]] در پیش گیرد و آن‌گاه که [[قضاوت]] کند دادگری ورزد و زمانی که [[وعده]] دهد بدان عمل کند. و بدانید که‌ [[خداوند]] لباسی و خوراکی را [[حرام]] نکرده است<ref>کشف الغمه، ج۳، ص۱۰۳ (به نقل از: آبی، نثر الدرر)؛ الفصول المهمه، ص۲۵۴.</ref>.
بدین ترتیب، امام رضا{{ع}} با [[نفی]] و مردود خواندن مفاهیم نادرست [[زهد]]، گام در میدان مبارزه‌ای نهاد که طرف دیگر [[مبارزه]]، [[حاکمان]] و [[قدرتمندان]] حامی [[نشر]] این [[باورها]] بودند و به مخترعان این مفاهیم [[اجازه]] فعالیت و [[ترویج]] این باورهای غلط را می‌دادند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۰ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۰]]، ص ۱۲۷.</ref>
===[[اصلاحات]] [[اخلاقی]]===
[[اخلاق]]، از دیگر زمینه‌های نیازمند [[اصلاح]] و ساماندهی بود. از این‌رو امام رضا{{ع}} برای اصلاح و [[دگرگونی]] اخلاقی و [[اجتماعی]] و ایجاد وضعیتی غیر از وضعیتی که [[عامه]] مردم با آن خو گرفته بودند، فرصت‌های به دست آمده را از دست نمی‌داد. برای رسیدن به این [[هدف]] والا و مصلحانه، شیوه‌های متعدد [[تربیتی]]- [[اصلاحی]] در پیش گرفت که ذیلا بیان می‌شود:
نخست: '''دمیدن [[روح]] [[پیروی از رسول خدا]]{{صل}}''': اگرچه حاکمان معاصر امام رضا{{ع}} در صورت [[دخالت]] امام{{ع}} در [[امور حکومتی]] و [[اعتراض]] به سیاست‌های آنان، حضرتش را در تنگنا قرار می‌دادند و حلقه محاصره او را تنگتر می‌کردند، اما نمی‌توانستند امام{{ع}} را از بیان ویژگی‌ها و والایی‌های [[اخلاق پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} به‌ویژه [[اخلاق حکومتی]] آن حضرت، بازدارند. از همین‌رو [[حضرت رضا]]{{ع}} [[پیامبر اسلام]]{{صل}} را به‌عنوان نمونه بارز بشری که در [[مقام]] [[حاکم]]، الگوی [[حاکمان]] و در [[مقام]] [[دانش]] الگوی [[فقیهان]] و دیگر [[مسلمانان]] و گروه‌ها بود، به همگان می‌شناساند. او که [[فرصت]] را برای [[دعوت]] به [[پیروی از پیامبر]]{{صل}} مناسب یافته بود، روایاتی درباره [[اخلاق پیامبر]]{{صل}} از [[پدران]] خود نقل می‌کرد.
آن حضرت روایتی از [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} از [[امیر المؤمنین]]{{ع}} درباره اخلاق پیامبر{{صل}} نقل کرده، فرمود:
روش [[رفتاری]] او ([[پیامبر]]{{صل}}) در آن بخش از وقتش که به [[امت]] می‌پرداخت چنین بود که: [[اهل فضل]] را مقدم می‌داشت و این [[وقت]] را براساس [[برتری]] ایشان در [[دینداری]] به آنان اختصاص می‌داد. برخی از این افراد یک [[حاجت]] و برخی دیگر دو حاجت و گروهی چندین حاجت داشتند.
پیامبر{{صل}}‌ به کار آنان می‌پرداخت و با خبرگیری از احوال امت و آنچه که باید، ایشان را به کارهایی می‌گمارد که سامان یافتن آنان در آن می‌بود. آن‌گاه می‌فرمود:
حاضران، غایبان را از آنچه در اینجا گذشت‌ [[آگاه]] کنند. و ای جمع حاضران، آن کس که نمی‌تواند نیاز خود را به اطلاع من برساند شما مرا از نیاز او آگاه کنید...
آن‌گاه امیر المؤمنین{{ع}} فرمود: [[رسول خدا]]{{صل}} تنها در موردی زبان به سخن می‌گشود که به او مربوط بود... بزرگان و کریمان [[قوم]] را گرامی داشته، آنان را بر قوم‌شان می‌گمارد... جویای حال [[اصحاب]] خود می‌شد و از [[مردم]] درباره آنچه در میان ایشان می‌گذشت [[پرسش]] می‌کرد... بهترین ایشان نزد پیامبر{{صل}} کسی بود که در [[دین]] و دانش‌ [[برتر]] و خیرخواهی‌اش برای مسلمانان فراگیرتر بود و آن‌که همدردی‌اش نسبت به دیگران بیشتر، منزلتش نزد پیامبر{{صل}} والاتر بود... [[خوی]] نیکوی او همه مردم را دربرگرفته، او برای آنان چونان [[پدری]] [[مهربان]] بود و در عرصه [[حق]]، آنان از نظر او یکسان بودند. پیوسته [[گشاده‌رو]] و خوش‌مشرب بود... به سه چیز از مردم کار نداشت: کسی را [[نکوهش]] نکرده، از کسی [[عیب‌جویی]] نمی‌کرد و در پی یافتن و [[آشکار کردن]] [[لغزش]] و [[بدی]] کسی برنمی‌آید... [[بردباری]] و [[شکیبایی]] را باهم در خود جمع کرده بود و چیزی او را [[خشمگین]] و سراسیمه نمی‌کرد. او افزون بر [[حذر]] و [[احتیاط]]، چهار [[خصلت]] داشت: [[نیکی]] را برگزیده بود تا دیگران بدان [[اقتدا]] کنند، [[باطل]] را وارهانید تا [[مردم]] از آن بازایستند، تمام تلاش او بیان نظری بود که [[امت]] را به سامان برساند و به کاری می‌پرداخت که خیر [[دنیا]] و [[آخرت]] امت در آن می‌بود<ref>عیون اخبار الرّضا، ج۱، ص۳۱۷- ۳۱۹.</ref>.
[[امام رضا]]{{ع}} با نقل این [[روایت]] و بیان ویژگی‌های [[رسول خدا]]{{صل}} به‌طور غیرمستقیم امت را فرامی‌خواند تا خود به تفکیک میان دو روش [[اخلاقی]] بپردازند؛ روش [[حاکمان]] و روش رسول خدا{{صل}} که بن‌مایه روش و شیوه اخلاقی [[اهل‌بیت]]{{عم}} بود.
بدین ترتیب و پیش از اینکه [[حاکمان عباسی]] بتوانند از [[نشر]] احادیثی که درباره [[اخلاق پیامبر]]{{صل}} رسیده بود، جلوگیری کنند، امام رضا{{ع}} با این [[روایات]] و به‌طور [[مسالمت‌آمیز]] مردم را با [[حقیقت]] و ماهیت خلق‌وخوی حاکمان عباسی آشنا کرد.
دوم: '''امام رضا{{ع}} الگویی کامل''': از آنجا که [[امام]]{{ع}} الگویی کامل و شایسته [[پیروی]] است، امام رضا{{ع}} بر اساس [[ارزش‌ها]] و معیارهای ثابت، [[وظیفه]] خود را به‌عنوان [[الگو]] و نمونه عالی ایفا کرده، عالیترین نمونه [[اخلاق اسلامی]] را به [[مسلمانان]] ارائه نمود. او در [[راستی]] گفتار، [[امانتداری]]، [[وفای به عهد]]، [[فروتنی]]، [[احترام به دیگران]]، توجه و [[عنایت]] به امور مسلمانان و برآوردن نیازهای آنان صدرنشین بود. حضرتش به صورت عملی به [[اصلاح]] [[فساد]] [[حاکم]] بر روابط میان مردم می‌پرداخت. از جمله اقدام‌های عملی امام{{ع}} در این زمینه داستان زیر است:
«روزی امام رضا{{ع}} خوانی گسترانده، [[غلامان]] خود را از سیاه و دیگر نژادها فراخوانده، بر همان خوان در کنار خود نشاند. به امام{{ع}} گفتند: خوب بود خوانی جداگانه برای اینان می‌گستراندی!
امام{{ع}} در پاسخ فرمود: خدای - تبارک و تعالی- یکی و خدای همگان‌ است و مادر مان [[حوا]] یکی است و پدر مان [[آدم]]{{ع}}‌ یکی است و هرکس براساس کردارش [[کیفر]] می‌شود، یا [[پاداش]] می‌گیرد<ref>بحار الانوار، ج۴۹، ص۱۰۲ (به نقل از: فروع کافی).</ref>.
امام رضا{{ع}} حتی غلامان خود را [[تکریم]] و [[احترام]] می‌کرد و تا زمانی که غلامان مشغول خوردن غذا بودند آنان را به کاری نمی‌گمارد. حضرتش به [[خادمان]] خود فرمود: اگر مشغول خوردن غذا بودید و من نزد شما حاضر شدم برای من برنخیزید تا اینکه خود از خوردن غذا دست بکشید<ref>اعلام الوری، ج۲، ص۶۴؛ کشف الغمه، ج۳، ص۱۰۶ (به نقل از: اعلام الوری، ج۲، ص۶۴)؛ مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۳۸۹.</ref>.
«[[ابراهیم بن عباس]]» [[اخلاق]] و [[منش]] والای [[امام رضا]]{{ع}} را [[ستوده]]، می‌گفت:
ندیدم و نشنیدم کسی در [[اخلاق نیکو]] و منش والا به پای [[ابو الحسن الرضا]]{{ع}} برسد. او هرگز به کسی [[ستم]] نکرد، گفتار کسی را قطع نکرد، کسی را [[نومید]] و بدون برآوردن نیاز بازنگرداند، در حضور [[همنشینان]] پای خود را نگستراند، پیشتر از آنان تکیه ننمود، به [[غلامان]] خود [[دشنام]] نداد و [[ناسزا]] نگفت. چون می‌خندید، صدا به قهقهه بلند نمی‌کرد و غلامان خود را بر خوان خویش می‌نشاند و با آنان هم‌غذا می‌شد. بسیار [[نیکی]] می‌کرد و فراوان [[صدقه]] می‌داد که بیشتر آن به‌طور پنهانی و در [[دل]] شب‌ بود<ref>اعلام الوری، ج۲، ص۶۴؛ کشف الغمه، ج۳، ص۱۰۶ (به نقل از: اعلام الوری، ج۲، ص۶۴)؛ مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۳۸۹.</ref>.
[[امام]]{{ع}} در برابر [[مردم]] [[فروتنی]] می‌کرد. روزی وارد حمام شد. شخصی به امام{{ع}} گفت: «ای مرد، مرا شست‌وشو و مشت‌ومال بده. آن حضرت خواسته‌اش را [[اجابت]] کرده، به شست‌وشوی او پرداخت. آنان که امام{{ع}} می‌شناختند، او را به آن مرد معرفی کردند و او که پی به خطای خود برده بود از امام{{ع}} [[پوزش]] خواست، اما امام{{ع}} در حالی‌که او را [[آرامش]] خاطر می‌داد، کار شست‌وشوی او را دنبال می‌کرد»<ref>مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۳۸۹.</ref>.
از دیگر [[ویژگی‌های اخلاقی]] امام رضا{{ع}} [[چشم‌پوشی]] و گذشت بود. آن حضرت هرگز [[بدی]] را با بدی پاسخ نمی‌داد و آن‌چنان [[مهربان]] بود که از کسی [[کینه]] به دل نمی‌گرفت. در [[روزگار]] [[هارون]] شخصی به نام «جلودی» به [[خانه امام رضا]]{{ع}} [[یورش]] برده، زیورآلات [[زنان]] [[خاندان رسالت]] را به یغما برد. امام{{ع}} از [[رفتار]] او چشم پوشیده، از هارون خواست تا به او گزندی نرساند<ref>اعیان الشیعه، ج۲، ص۲۵.</ref>.
آن‌گاه حضرت اخلاق والای خود را در قالب شعری توصیف کرد تا [[امت]]، به حضرتش [[اقتدا]] کنند. [[امام]]{{ع}} در این [[شعر]] فرمود:
«اگر آن‌کس که از سر [[نادانی]] بر من [[ستم]] کرده از من دون مرتبه‌تر باشد؛ برای خویش [[ناپسند]] می‌دانم و نمی‌پذیرم که با او برخورد [[جاهلانه]] کنم.
و چون در [[خرد]] هم‌سنگ من باشد؛ در برابر او [[بردباری]] پیشه می‌کنم تا [[برتر]] از آن باشم که تقاص کنم.
و اگر من در مرتبه و [[برتری]] از او [[پایین‌تر]] باشم؛ با خویشتن‌داری‌ به برتری و مقدم بودن او تن در داده‌ام»<ref>مناقب [[آل ابی طالب]]، ج۴، ص۴۰۲:
{{متن حدیث|إِذَا كَانَ مِنْ دُونِي بُلِيتُ بِجَهْلِهِ *** أَبَيْتُ لِنَفْسِي أَنْ أُقَابِلَ بِالْجَهْلِ
وَ إِنْ كَانَ مِثْلِي فِي مَحَلِّي مِنَ النُّهَى *** أَخَذْتُ بِحِلْمِي كَيْ أَجِلَّ عَنِ الْمِثْلِ
وَ إِنْ كُنْتُ أَدْنَى مِنْهُ فِي الْفَضْلِ وَ الْحِجَى *** عَرَفْتُ لَهُ حَقَّ التَّقَدُّمِ وَ الْفَضْلِ}}</ref>.
سوم: '''[[دعوت]] به [[مکارم اخلاق]]''': [[امام رضا]]{{ع}} هماره [[امت]] را به [[تمسک]] به والایی‌های [[اخلاقی]] فرامی‌خواند و با بیان و [[نشر احادیث]] [[رسول خدا]]{{صل}} این اصل را در میان امت نهادینه می‌کرد؛ احادیثی که [[منش]] و [[رفتار]] سلیم را برای [[مسلمانان]] ترسیم می‌کرد. در این باب مواردی را نقل می‌کنیم:
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: هرکس [[کار نیک]] خود را پنهان دارد، هفتاد برابر [[پاداش]] گیرد و هرکس [[بدی]] دیگران‌ را برملا سازد [[رانده شده]] از [[رحمت الهی]] و نظر مردم‌ است و هرکس آن را پنهان دارد آمرزیده شود<ref>اصول کافی، ج۲، ص۴۲۸.</ref>.
و فرمود: [[خداوند]] مرا به‌عنوان و همراه [[رحمت]] فرستاد، نه برای [[آزردن]] [[خلق]] [[خدا]]<ref>اصول کافی، ج۲، ص۱۵۹.</ref>.
و نیز پیامبر اکرم{{صل}} فرمود: وعده‌ای که [[مؤمن]] می‌دهد همانند [[نذری]] است که باید بدان عمل کند، ولی ترک آن‌ [[کفاره]] ندارد<ref>کشف الغمه، ج۳، ص۵۸. این روایت را«جنابذی» از پیامبر{{صل}} نقل کرده است.</ref>.
حضرت [[علی بن موسی الرضا]]{{ع}} [[جامعه اسلامی]] را به آمیخته شدن با [[ارزش‌ها]] و معیارهای [[اسلامی]]، [[سنت‌های الهی]] و شیوه [[رفتاری]] پیامبر اکرم{{صل}} و اولیای خداوند فرامی‌خواند.
او در این‌باره فرموده است:
زمانی مؤمن، مؤمن واقعی‌ است که از سه [[خصلت]] برخوردار باشد: خصلتی از خداوند، خصلتی از [[پیامبر خدا]] و خصلتی از [[ولی خدا]]. پس با داشتن‌ خصلت خداوندی کارهای خود را از [[مردم]] پنهان دارد و با داشتن‌ [[خصلت]] [[پیامبر]] او، با [[مردم]] راه [[مدارا]] و مهربانی‌ در پیش گیرد و با داشتن‌ [[خصلت]] [[ولی خدا]] در [[سختی‌ها]] [[شکیبایی]] ورزد که چنین کسی [[مؤمن]] است‌<ref>اصول کافی، ج۲، ص۲۴۲.</ref>.
[[امام رضا]]{{ع}} همچنین حدود [[فروتنی]] را به‌عنوان یک [[حرکت]] [[رفتاری]] فراگیر که از فرد آغاز شده، [[جامعه]] را فرامی‌گیرد، ترسیم کرده، فرمود:
فروتنی مراتبی دارد، از جمله: [[انسان]] قدر و [[منزلت]] خود را بشناسد و با دلی [[پاک]] خود را در آن جایگاه قرار دهد، همان‌گونه با [[مردم]] باشد که [[دوست]] دارد با وی [[رفتار]] کنند، اگر از کسی [[بدی]] دید آن بدی را با خوبی بزداید، [[خشم]] خود را فروبخورد و از مردم درگذرد که [[خداوند]] [[نیکوکاران]] را دوست می‌دارد<ref>اصول کافی، ج۲، ص۱۲۴.</ref>.
[[امام علی بن موسی الرضا]]{{ع}} برای رسیدن به اهداف خود در [[اصلاح جامعه]]، از مثل‌ها و داستان‌های نیکوکاران بهره می‌جست تا اصل [[اصلاحات]] در [[ذهن]] و [[جان]] مردم نقش بسته، از خاطره‌ها محو نشود. از جمله آن داستان‌ها ماجرای زیر است:
[[امام]]{{ع}} فرمود: «مردی از [[بنی اسرائیل]] چهل سال خداوند - تبارک و تعالی- را [[عبادت]] کرد، اما عبادتش مقبول درگاه خداوند واقع نشد. با خود اندیشید: هر چه بر تو رود از توست، پس جز تو کسی در این [[حرمان]] دخیل نیست. خداوند به او [[وحی]] ([[الهام]]) فرمود: این خودنکوهی، از عبادت چهل سال [[برتر]] است»<ref>قرب الاسناد، ص۳۹۲.</ref>.
از آنجا که [[شعر]] تأثیری فوق العاده و سریع بر [[احساسات]] و عملکردها می‌گذارد، امام رضا{{ع}} از آن به‌عنوان وسیله‌ای برای [[اصلاح]] [[اخلاق]] جامعه [[سود]] می‌برد.
در یکی از سروده‌های حضرت در زمینه [[روابط اجتماعی]] آمده است:
«[[پوزش]] و عذر برادرت را در خطایش بپذیر؛ و [[عیب]] و بدی او را بپوشان.
و چون [[سفیه]] و [[نادان]] بر تو [[بهتان]] زند خویشتن‌دار باش‌؛ و نیز در برابر تلخی [[روزگار]] [[صبوری]] پیشه کن.
و بزرگوارانه از دادن پاسخ به [[بدکاری]] بدکاران‌ درگذر؛ و [[ستمگر]] را به حسابرس او (خداوند) واگذار»<ref>عیون [[اخبار]] [[الرضا]]، ج۲، ص۱۸۶، [[حدیث]] ۴؛ [[کشف الغمه]]، ج۳، ص۵۹ و ۱۱۹؛ [[اعلام الوری]]، ج۲، ص۶۹: {{متن حدیث|أَعْذِرْ أَخَاكَ عَلَى ذُنُوبِهِ *** وَ اسْتُرْ وَ غَطِّ عَلَى عُيُوبِهِ
وَ اصْبِرْ عَلَى بُهْتِ السَّفِيهِ *** وَ لِلزَّمَانِ عَلَى خُطُوبِهِ
وَ دَعِ الْجَوَابَ تَفَضُّلًا *** وَ كِلِ الظَّلُومَ إِلَى حَسِيبِهِ}}</ref>.
[[حضرت رضا]]{{ع}} از این فن برای پیوند دادن [[مسلمانان]] با [[روز قیامت]] و [[پرهیز]] دادن از [[آرزوهای دراز]] و فریبا و نیز مجسم کردن آن در اذهان [[مردم]] بهره می‌جست،؛ چراکه این یادآوری‌ها که با [[زبان شعر]] صورت می‌گرفت، تأثیر شگرف در [[اصلاح]] [[اخلاق]] [[جامعه]] داشت. او در شعری چنین سروده است:
«همه [[آرزو]] داریم که در اجل‌مان تأخیر افتد؛ در حالی‌که اجل‌ها خود آفت آرزو هستند.
آرزوهای [[بیهوده]] تو را [[مغرور]] نکند و نفریبد؛ پس [[میانه‌روی]] در پیش گیر و بهانه‌ها را واگذار.
[[دنیا]] همانند سایه‌ای فناپذیر است؛ که سواری (کاروانی) در آن اتراق و سپس از آن کوچ کند»<ref>البدایة و النهایه، ج۱۰، ص۲۵۰:
{{متن حدیث|كُلُّنَا نَأْمُلُ مَدّاً فِي الْأَجَلِ *** وَ الْمَنَايَا هُنَّ آفَاتُ الْأَمَلِ
لاَ تَغُرَّنَّكَ أَبَاطِيلُ الْمُنَى *** وَ الْزَمِ الْقَصْدَ وَ دَعْ عَنْكَ الْعِلَلَ
إِنَّمَا الدُّنْيَا كَظِلٍّ زَائِلٍ *** حَلَّ فِيهِ رَاكِبٌ ثُمَّ رَحَلَ}}</ref>.
از دیگر موضوع‌های مورد تأکید [[امام رضا]]{{ع}} [[دعوت]] مسلمانان به ایجاد ارتباط صحیح [[اجتماعی]] بود. حضرتش آنان را به [[برادری]]، [[همدلی]] و [[همدردی]] در [[گرفتاری‌ها]] پرهیز از [[رفتار]] و اخلاق ناشایستی که پیوندها را می‌گسست و روابط آنان را تیره می‌کرد، فرامی‌خواند که از آن جمله: [[دروغ]]، [[غیبت]]، [[خبرچینی]]، [[تهمت زدن]] و [[تجاوز به حقوق]]، [[اموال]] [[آبرو]] و [[جان]] مردم بود.
به یک [[سخن امام رضا]]{{ع}} تمام تلاش خود را به کار می‌بست تا افراد جامعه از نظر [[اخلاقی]] همان شیوه سالم و [[پاک]] [[اسلامی]] را که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[اهل‌بیت]] آن حضرت پایه‌گذار آن بودند، در پیش گیرند و بدین وسیله از [[برهوت]] [[گمراهی]] و [[انحراف اخلاقی]] رسته، در جاده مستقیم والایی‌ها درآیند.
چهارم: '''ایجاد [[جماعت صالحان]]''': همان‌طور که پیشتر گفته شد، امام رضا{{ع}} در پی پاکسازی [[جامعه اسلامی]] از [[کاستی‌ها]] و [[کژی‌ها]] بود و در این راه تمام شیوه‌های [[تبلیغی]] را به کار گرفت. به همین منظور حضرتش نقش [[تربیتی]] خود را در دو سطح ایفا نمود:
#در سطح [[جامعه]] و [[امت اسلامی]].
#در سطح [[برگزیدگان]] و [[جماعت صالحان]].
فعالیت [[امام رضا]]{{ع}} در سطح جامعه و امت اسلامی، همگان را از جمله:
[[حاکمان]]، [[زیردستان]] و [[پیروان]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} که [[جامعه اسلامی]] را تشکیل می‌دادند، فرا می‌گرفت. آن حضرت در راه ایفای [[مسئولیت]] [[امر به معروف و نهی از منکر]] افراد جامعه را به دوری از [[بدی]] و [[انحراف]] و [[گرایش]] به [[اخلاق پسندیده]] [[دعوت]] می‌نمود.
اما فعالیت در زمینه جماعت صالحان به‌گونه‌ای دیگر بود. او باید جماعتی را [[تدارک]] می‌دید که [[مذهب]] اهل‌بیت{{عم}} را به‌عنوان [[شیوه زندگی]] پذیرفته باشند تا آنان را در قالب جریان و الگویی دارای [[مسئولیت الهی]] پرورش دهد که عهده‌دار [[اصلاح]] [[اخلاق]] جامعه و زدودن انحراف [[حاکم]] بر جامعه باشند. برای رسیدن به این [[هدف]] باید تلاش و فعالیت خود را فشرده‌تر و [[عنایت]] بیشتری نسبت به این افراد ابراز می‌کرد تا تعداد چشمگیری از [[مصلحان]] [[حقیقی]] و [[توانمند]] در ایفای [[رسالت]] خویش به جامعه عرضه کند.
از این‌رو می‌بینیم که [[حضرت رضا]]{{ع}} شبانه‌روز با افراد و گروه‌هایی از [[یاران]] خود دیدار می‌نمود و با [[نمایندگان]] و پیروان خود در دیگر [[شهرها]] [[نامه‌نگاری]] می‌کرد تا با رهنمودهای خویش [[سلوک]] آنان را در مسیر درست قرار داده، به [[تهذیب]] [[اخلاقی]] آنان بپردازد و دمی از فعالیت خود در این زمینه [[غفلت]] نمی‌ورزید. از «[[حسن بن حسین]]» نقل شده است که می‌گفت: «[[احمد بن حماد]]، [[مالی]] گران از من به [[ستم]] گرفت. نامه‌ای به [[ابو الحسن]]{{ع}} نوشته، از احمد بن حماد [[شکایت]] کردم. [[امام]]{{ع}} در پاسخ نوشت: او را با یاد کردن [[کیفر خدا]] بترسان.
آنچه که امام{{ع}} گفته بود عمل کردم، اما سودی نبخشید. از این‌رو نامه‌ای دیگر به حضرت نوشته، یادآوری کردم که [[فرمان]] حضرتش را عملی کردم، اما کارساز نشد. امام{{ع}} در پاسخ نوشت: اگر [[ترساندن]] از [[خدا]] در او [[کارگر]] نیفتاد، چگونه بتوانیم‌ او را از خویش بترسانیم؟<ref>رجال کشی، ص۵۶۱، حدیث ۱۰۵۹.</ref>.
امام رضا{{ع}} به [[تبلیغ]] زبانی بسنده نکرده، بلکه در این راه [[اموال]] خود را [[هزینه]] می‌کرد تا بتواند افراد بیشتری را به [[اخلاق اسلامی]] بیاراید. او بردگانی می‌خرید و پس از آن‌که آنان را از زلال [[اخلاق]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} [[سیراب]] می‌کرد و از نظر [[اخلاقی]] کاملا پرورش می‌داد، آزادشان می‌نمود. [[حضرت رضا]]{{ع}} در طول [[زندگی]] خود هزار برده [[آزاد]] کرد که همگی از جام [[معرفت]] او نوشیده و از [[رفتار]] او تأثیر پذیرفته بودند. روشن است که این تعداد [[انسان]] چه تأثیر شگرفی در [[تحول]] روند اخلاقی [[جامعه]] دارد،؛ چراکه هریک از این افراد، پس از پرورش یافتن در کانون [[امامت]] و اخلاق و دریافت [[آموزه‌های دینی]] و اخلاقی خود را ساخته، سپس به جریانی تبدیل شده که همگی روشن‌ضمیر بوده و با [[اخلاص]] و [[روشن‌بینی]] در [[جامعه اسلامی]] و در میان [[امّت]] به [[اصلاح جامعه]] می‌پرداختند.
از میان آزاد شدگان، صدها تن مربی دلسوخته و [[مصلح]] برآمده، وجود آنان سبب شد تا [[مردم]] با [[مشاهده]] [[حسی]] و عینی [[اخلاق اسلامی]] در شمار [[پیروان]] [[امام رضا]]{{ع}} درآیند؛ لذا در [[روزگار]] امام رضا{{ع}} پیروان او فزونی گرفته، [[پایگاه مردمی]] آن حضرت در بیشتر [[سرزمین‌های اسلامی]] گسترش یافت.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۰ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۰]]، ص ۱۳۱.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۲۸۹

ویرایش