←عدم تفکیک دقیق معنای اصطلاحی شیعی از معنای لغوی منجر به جهل
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
[[نفی]] «تقدیر و قضای تغییرناپذیر» نکته مهمی است که در بیان [[امام علی]]{{ع}} بر آن تأکید شده است. به [[روایت]] [[محمد بن علی بن بابویه]] [[قمی]] ([[شیخ صدوق]])<ref>صدوق، التوحید، ص۳۸۱-۳۸۰؛ همو، عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۱۴۰-۱۳۸.</ref> هنگام بازگشت [[امام]] از [[نبرد صفین]]، مردی نزد وی آمد و پرسید: «آیا رفتن ما به سوی [[شام]] (برای [[نبرد]] با سپاه معاویه) به حسب [[قضا و قدر الهی]] بوده است؟» پاسخ امام مثبت بود؛ چراکه هیچ حادثهای و هیچ حرکتی در عالم جز به قضا و قدر الهی روی نمیدهد؛ اما امام بیدرنگ افزود که این [[قضا و قدر]]، [[قطعی]] و حتمی نیست؛ زیرا در آن صورت [[ثواب و عقاب]] [[آخرت]] و [[امر و نهی]] [[الهی]] بیمعناست؛ معنای [[وعد و وعید]] از بین میرود، و از آن بالاتر «گناه کار، شایان تقدیر و [[نیکوکار]] درخور نکوهش میشود»<ref>{{متن حدیث|وَ مِنْ [كَلَامِهِ] كَلَامٍ لَهُ ع لِلسَّائِلِ الشَّامِيِّ لَمَّا سَأَلَهُ أَ كَانَ مَسِيرُنَا إِلَى الشَّامِ بِقَضَاءٍ مِنَ اللَّهِ وَ [قَدَرِهِ] قَدَرٍ بَعْدَ كَلَامٍ طَوِيلٍ هَذَا مُخْتَارُهُ وَيْحَكَ لَعَلَّكَ ظَنَنْتَ قَضَاءً لَازِماً وَ قَدَراً حَاتِماً لَوْ كَانَ ذَلِكَ كَذَلِكَ لَبَطَلَ الثَّوَابُ وَ الْعِقَابُ وَ سَقَطَ الْوَعْدُ وَ الْوَعِيد}}، نهج البلاغه، حکمت ۷۸.</ref>. در واقع، اگر [[مقدرات]] [[انسانها]] محتوم و تغییرناپذیر باشد، [[گناهکاران]] از روی [[جبر]] [[مرتکب گناه]] ـ و به تبع آن [[مؤاخذه]] ـ شدهاند. پس به جاست که این مؤاخذه جبران و گناه کار [[تشویق]] شود. این بیان [[امیرمؤمنان]]{{ع}}، هر چند ناظر به نفی جبر در [[افعال]] انسانها است، تصریح آن بر نفی قدر و قضای محتوم الهی در همه امور، و نیز تأکید بر دگرگونی مقدرات انسانها، بر پایه زمینهها و عوامل [[انسانی]] درخور توجه ودقت بسیار است. از این بیان به روشنی برمیآید که همه پدیدههای عالم فقط با تقدیر و [[قضای الهی]] صورت تحقق مییابد و این تقدیرات بارفتار [[انسانها]] پیوسته [[تغییر]] میپذیرد<ref>[[حسن طارمی|طارمی، حسن]]، [[بداء - طارمی (مقاله)| مقاله «بداء»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]]، ص ۲۸۶.</ref>. | [[نفی]] «تقدیر و قضای تغییرناپذیر» نکته مهمی است که در بیان [[امام علی]]{{ع}} بر آن تأکید شده است. به [[روایت]] [[محمد بن علی بن بابویه]] [[قمی]] ([[شیخ صدوق]])<ref>صدوق، التوحید، ص۳۸۱-۳۸۰؛ همو، عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۱۴۰-۱۳۸.</ref> هنگام بازگشت [[امام]] از [[نبرد صفین]]، مردی نزد وی آمد و پرسید: «آیا رفتن ما به سوی [[شام]] (برای [[نبرد]] با سپاه معاویه) به حسب [[قضا و قدر الهی]] بوده است؟» پاسخ امام مثبت بود؛ چراکه هیچ حادثهای و هیچ حرکتی در عالم جز به قضا و قدر الهی روی نمیدهد؛ اما امام بیدرنگ افزود که این [[قضا و قدر]]، [[قطعی]] و حتمی نیست؛ زیرا در آن صورت [[ثواب و عقاب]] [[آخرت]] و [[امر و نهی]] [[الهی]] بیمعناست؛ معنای [[وعد و وعید]] از بین میرود، و از آن بالاتر «گناه کار، شایان تقدیر و [[نیکوکار]] درخور نکوهش میشود»<ref>{{متن حدیث|وَ مِنْ [كَلَامِهِ] كَلَامٍ لَهُ ع لِلسَّائِلِ الشَّامِيِّ لَمَّا سَأَلَهُ أَ كَانَ مَسِيرُنَا إِلَى الشَّامِ بِقَضَاءٍ مِنَ اللَّهِ وَ [قَدَرِهِ] قَدَرٍ بَعْدَ كَلَامٍ طَوِيلٍ هَذَا مُخْتَارُهُ وَيْحَكَ لَعَلَّكَ ظَنَنْتَ قَضَاءً لَازِماً وَ قَدَراً حَاتِماً لَوْ كَانَ ذَلِكَ كَذَلِكَ لَبَطَلَ الثَّوَابُ وَ الْعِقَابُ وَ سَقَطَ الْوَعْدُ وَ الْوَعِيد}}، نهج البلاغه، حکمت ۷۸.</ref>. در واقع، اگر [[مقدرات]] [[انسانها]] محتوم و تغییرناپذیر باشد، [[گناهکاران]] از روی [[جبر]] [[مرتکب گناه]] ـ و به تبع آن [[مؤاخذه]] ـ شدهاند. پس به جاست که این مؤاخذه جبران و گناه کار [[تشویق]] شود. این بیان [[امیرمؤمنان]]{{ع}}، هر چند ناظر به نفی جبر در [[افعال]] انسانها است، تصریح آن بر نفی قدر و قضای محتوم الهی در همه امور، و نیز تأکید بر دگرگونی مقدرات انسانها، بر پایه زمینهها و عوامل [[انسانی]] درخور توجه ودقت بسیار است. از این بیان به روشنی برمیآید که همه پدیدههای عالم فقط با تقدیر و [[قضای الهی]] صورت تحقق مییابد و این تقدیرات بارفتار [[انسانها]] پیوسته [[تغییر]] میپذیرد<ref>[[حسن طارمی|طارمی، حسن]]، [[بداء - طارمی (مقاله)| مقاله «بداء»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]]، ص ۲۸۶.</ref>. | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||