پرش به محتوا

طمع در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳٬۳۲۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۶ ژوئن ۲۰۲۵
جز (جایگزینی متن - 'شهر مکه' به 'شهر مکه')
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۶: خط ۲۶:
# گروه‌هایی از [[مشرکان]] هنگامی که [[پیامبر]] {{صل}} در [[مکّه]] [[آیات]] [[معاد]] را برای [[مسلمانان]] می‌خواند، آنها از هر گوشه و کنار می‌آمدند و با دیدگاه اشرافی که داشتند می‌گفتند: اگر معادی در کار باشد وضع ما از این افرادی که به تو [[ایمان]] آورده‌اند در آن عالم بهتر است، همان‌گونه که در این [[دنیا]] وضع ما از آنها بهتر می‌باشد [[قرآن]] در پاسخ آنها چنین می‌گوید: این [[کافران]] را چه می‌شود که با سرعت نزد تو می‌آیند {{متن قرآن|فَمَالِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ}}<ref>«و بر سر کافران چه آمده است که به پیش تو شتابانند؟» سوره معارج، آیه ۳۶.</ref> از راست و چپ گروه گروه و آرزوی [[بهشت]] دارند {{متن قرآن|عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ عِزِينَ}}<ref>«از راست و چپ، گروه گروه (گرد می‌آیند)؟» سوره معارج، آیه ۳۷.</ref> آیا هر یک از آنها با این [[اعمال]] زشتش [[طمع]] دارد که او را در [[بهشت]] پر [[نعمت الهی]] وارد کنند؟ {{متن قرآن|أَيَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ}}<ref>«آیا هر یک از آنان آزمند است که او را به بهشتی پرنعمت درآورند؟» سوره معارج، آیه ۳۸.</ref> با کدام [[ایمان]] و با کدام عمل چنین [[شایستگی]] برای خود قائلند؟
# گروه‌هایی از [[مشرکان]] هنگامی که [[پیامبر]] {{صل}} در [[مکّه]] [[آیات]] [[معاد]] را برای [[مسلمانان]] می‌خواند، آنها از هر گوشه و کنار می‌آمدند و با دیدگاه اشرافی که داشتند می‌گفتند: اگر معادی در کار باشد وضع ما از این افرادی که به تو [[ایمان]] آورده‌اند در آن عالم بهتر است، همان‌گونه که در این [[دنیا]] وضع ما از آنها بهتر می‌باشد [[قرآن]] در پاسخ آنها چنین می‌گوید: این [[کافران]] را چه می‌شود که با سرعت نزد تو می‌آیند {{متن قرآن|فَمَالِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ}}<ref>«و بر سر کافران چه آمده است که به پیش تو شتابانند؟» سوره معارج، آیه ۳۶.</ref> از راست و چپ گروه گروه و آرزوی [[بهشت]] دارند {{متن قرآن|عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ عِزِينَ}}<ref>«از راست و چپ، گروه گروه (گرد می‌آیند)؟» سوره معارج، آیه ۳۷.</ref> آیا هر یک از آنها با این [[اعمال]] زشتش [[طمع]] دارد که او را در [[بهشت]] پر [[نعمت الهی]] وارد کنند؟ {{متن قرآن|أَيَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ}}<ref>«آیا هر یک از آنان آزمند است که او را به بهشتی پرنعمت درآورند؟» سوره معارج، آیه ۳۸.</ref> با کدام [[ایمان]] و با کدام عمل چنین [[شایستگی]] برای خود قائلند؟
# [[خداوند]] خطاب به [[پیامبر]] [[طمع]] کارانی که با [[حضرت]] به [[دلیل]] در خطر افتادن [[منافع]] خود در [[شهر مکه]] از در [[مخالفت]] بر آمده، مانند [[ولید]] بن مغیره‌ها که به رغم برخورداری از [[مال]] فراوان و [[فرزندان]]، باز [[طمع]] بیشتر داشته، آنان را [[مذمت]] می‌کند و حتی [[تهدید]] می‌کند که خود می‌دانم که با آنان چه می‌کنم و تو نگران نباش: {{متن قرآن|ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا..... * ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ}}<ref>{{متن قرآن|ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا}} این جمله کلمه تهدید است، و روایات بسیار زیادی وارد شده که این جمله تا تمام بیست آیه بعدش همه درباره ولید بن مغیره نازل شده، که داستانش در بحث روایتی آینده ان شاء اللَّه می‌آید. ترجمه المیزان ج۲۰، ص۱۳۴.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۱۰۶.</ref>.
# [[خداوند]] خطاب به [[پیامبر]] [[طمع]] کارانی که با [[حضرت]] به [[دلیل]] در خطر افتادن [[منافع]] خود در [[شهر مکه]] از در [[مخالفت]] بر آمده، مانند [[ولید]] بن مغیره‌ها که به رغم برخورداری از [[مال]] فراوان و [[فرزندان]]، باز [[طمع]] بیشتر داشته، آنان را [[مذمت]] می‌کند و حتی [[تهدید]] می‌کند که خود می‌دانم که با آنان چه می‌کنم و تو نگران نباش: {{متن قرآن|ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا..... * ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ}}<ref>{{متن قرآن|ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا}} این جمله کلمه تهدید است، و روایات بسیار زیادی وارد شده که این جمله تا تمام بیست آیه بعدش همه درباره ولید بن مغیره نازل شده، که داستانش در بحث روایتی آینده ان شاء اللَّه می‌آید. ترجمه المیزان ج۲۰، ص۱۳۴.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۱۰۶.</ref>.
==طمع==
طمع در منابع لغوی به امید<ref>المصباح، ج ‌۲، ص۳۷۸، «طمع».</ref>، امید [[قوی]]<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ‌۳، ص۴۲۵، «طمع».</ref>، [[آرزو]]<ref>المصباح، ج ‌۲، ص۳۷۸، «طمع».</ref>، [[حرص]]<ref>لسان العرب، ج ‌۸، ص۲۳۹؛ تاج العروس، ج ۱۱، ص۳۲۷، «طمع».</ref> و تمایل شدید نفس به چیزی از روی آرزوی شدید و [[آزمندی]]<ref>مفردات، ص۵۲۴-۵۲۵، «طمع».</ref> معنا شده است و برخی، کاربرد آن را بیشتر در امور قریب الحصول دانسته‌اند<ref>المصباح، ج ‌۲، ص۳۷۸.</ref>. صاحب التحقیق مطابق شیوه خود در تحلیل کاربردهای یک واژه و بازگرداندن آنها به یک معنای اصلی، بر این [[باور]] است که طمع در اصل، به معنای تمایل نفس به چیزی است که در دسترس نباشد<ref>التحقیق، ج ‌۷، ص۱۱۹، «طمع».</ref>. طمع در اصطلاح [[علم اخلاق]] از [[فروع]] [[محبت به دنیا]] و از [[رذایل اخلاقی]] به شمار آمده و به ضد قناعت<ref> إحیاء علوم الدین، ج ۳، ص۲۸۸.</ref> و نیز به ضد استغنای نفس<ref>معراج السعاده، ص۳۷۱.</ref> و چشمداشت به [[مال]] دیگران<ref>معراج السعاده، ص۲۹۰، ۳۶۹.</ref> تعریف و گفته شده تفاوت آن با حرص در این است که حرص به گردآوری [[ثروت]] بیش از حدّ نیاز است<ref>معراج السعاده، ص۳۶۳.</ref>. بعضی از [[علمای اخلاق]] متعلَّق طمع را [[اموال]] دیگران و متعلق حرص را مطلق اموال<ref>نک: جامع‌السعادات، ج ۲، ص۱۰۱، ۱۰۸.</ref> و برخی هم حرص را زاییده طمع و طمع را زاییده [[حسد]] دانسته‌اند<ref>الأخلاق و السیر، ص۱۲۹-۱۳۰.</ref> و از همین رو طمع و حرص [[آدم]] به ترتیب، سبب [[اخراج]] او از [[بهشت]] دانسته شده؛ زیرا ابتدا به [[جاودانه]] زیستن در بهشت طمع کرد و سپس به خوردن از میوه ممنوع حرص ورزید<ref>قوت القلوب، ج ۱، ص۱۵۸.</ref>. برخی هم گفته‌اند طمع شدید، حرص نام دارد<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۱۸۳، «طمع».</ref>. کاربردهای دو واژه طمع و حرص نشان می‌دهند که در هر دو، مفهوم میل و [[رغبت]] نهفته است<ref>نک: الکافى، ج ۲، ص۳۱۷، ۳۱۹ ـ ۳۲۰.</ref>. در واژه حرص مفهوم [[کوشش]] نیز هست؛ برخلاف مفهوم طمع که بیشتر امری [[قلبی]] است. بنابراین [[طمع]] زمینه‌ پیدایش [[حرص]] است، چنان‌که [[امیرمؤمنان علی]] می‌فرماید: اگر [[طمع]] در [[دل انسان]] به [[هیجان]] آید، [[حرص]] او را هلاک می‌کند‌<ref>نهج‌البلاغه، حکمت ۱۰۸.</ref>. به عبارتی حرص اظهار طمعی است که در نفس پنهان است<ref>مداواة النفوس، ج ۱، ص۶۰.</ref>. طمع به معنای [[امید]] نیز آمده است و در روایتی از [[امام صادق]] به ضد [[یأس]] معنا شده<ref>المحجة البیضاء، ج ۱، ص۱۷۵.</ref> و از این جهت با واژه «[[رجاء]]» (امید) هم‌معناست. برخی بر این باورند که کاربرد رجاء در جایی است که سببی برای [[امیدواری]] و نیز [[گمان]] بیشتری به تحقق یافتن امر خیری باشد؛ برخلاف طمع که امیدواری بی‌سبب است<ref>معجم الفروق اللغویه، ج ۱، ص۷۳، «طمع».</ref> و اگر تقویت شود نام رجاء بر آن صادق است<ref>قوت القلوب، ج ۱، ص۳۷۹.</ref> و از همین رو طمع [[نکوهش]] شده است<ref>معجم الفروق اللغویه، ج ۱، ص۷۳، «طمع».</ref>. به نظر می‌رسد که کاربردهای طمع خلاف این نظر را ثابت می‌کنند؛ زیرا طمع به دو قسم [[ممدوح]] و [[مذموم]] قسمت می‌شود و برخی آن را در امری صادق می‌دانند که حصول آن نزدیک باشد<ref>معجم الفروق اللغویه، ج ۱، ص۷۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۵۶۰.</ref>. واژه طمع و مشتقات آن ۱۲ بار در [[قرآن کریم]] به کار رفته‌اند<ref>{{متن قرآن|هُوَ ٱلَّذِى يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَيُنشِئُ ٱلسَّحَابَ ٱلثِّقَالَ}}«اوست که برق را که هم بیم‌آور و هم امیدبخش است به شما می‌نمایاند و ابرهای بارور را پدید می‌آورد» سوره رعد، آیه ۱۲. {{متن قرآن|وَمِنْ ءَايَـٰتِهِۦ يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَيُنَزِّلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَيُحْىِۦ بِهِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَآ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَـٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يَعْقِلُونَ}}«و از نشانه‌های او این است که برق را برای بیم و امید نشانتان می‌دهد و از آسمان، آبی فرو می‌فرستد آنگاه با آن، زمین را پس از مردن آن زنده می‌گرداند؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که خرد می‌ورزند» سوره روم، آیه ۲۴. {{متن قرآن|ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ}}«باز آز دارد که بیفزایم» سوره مدثر، آیه ۱۵.</ref> و مفهوم لغوی آن ([[تمایل]] و [[امید]] به حصول چیزی؛ [[ممدوح]] باشد یا [[مذموم]]) مقصود است، گرچه پس از [[عصر نزول]]، به تدریج معنای اصطلاحی یافته و در منابع [[اخلاقی]] به [[طمع]] [[ناپسند]] و نابجا و به ضد [[قناعت]]<ref>إحیاء علوم الدین، ج ۳، ص۲۸۵‌.</ref> و چشمداشت به [[مال]] دیگری<ref>معراج السعاده، ص۲۹۰، ۳۶۹.</ref> منحصر شده و مدلول شماری از [[آیات]] نیز بر همین اصطلاح منطبق است<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ ٱللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِۦ حَتَّىٰٓ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَـٰزَعْتُمْ فِى ٱلْأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّنۢ بَعْدِ مَآ أَرَىٰكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلْـَٔاخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَٱللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ}}«و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست می‌داشتید به شما نمایاند سرکشی کردید؛ برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را می‌خواستید؛ سپس شما را از (دنبال کردن) آنان روگردان کرد تا بیازمایدتان؛ و از شما در گذشت و خداوند به مؤمنان بخشش دارد» [[سوره]] [[عمران]]، [[آیه]] ۱۵۲. {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُوا۟ ٱلنِّسَآءَ كَرْهًۭا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا۟ بِبَعْضِ مَآ ءَاتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّآ أَن يَأْتِينَ بِفَـٰحِشَةٍۢ مُّبَيِّنَةٍۢ وَعَاشِرُوهُنَّ بِٱلْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَىٰٓ أَن تَكْرَهُوا۟ شَيْـًۭٔا وَيَجْعَلَ ٱللَّهُ فِيهِ خَيْرًۭا كَثِيرًۭا}}«ای مؤمنان! بر شما حلال نیست که از زنان بر خلاف میل آنان (با نگه داشتن در نکاح خود) میراث برید و برای آنکه (با طلاق خلع) برخی از آنچه بدیشان داده‌اید باز برید، با آنان سختگیری نکنید مگر آنکه به زشتکاری آشکاری دست یازیده باشند و با آنان شایسته رفتار کنید و اگر ایشان را نمی‌پسندید (بدانید) بسا چیزی را ناپسند می‌دارید و خداوند در آن خیری بسیار نهاده است» سوره نسا، آیه ۱۹. {{متن قرآن|ٱلَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِن كَانَ لَكُمْ فَتْحٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ قَالُوٓا۟ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ وَإِن كَانَ لِلْكَـٰفِرِينَ نَصِيبٌۭ قَالُوٓا۟ أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَنَمْنَعْكُم مِّنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ فَٱللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ وَلَن يَجْعَلَ ٱللَّهُ لِلْكَـٰفِرِينَ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا}}«آنان که چشم بر شما دارند، اگر از سوی خداوند پیروزی‌یی بهره شما گردد، می‌گویند: آیا با شما نبودیم؟ و اگر کافران را بهره‌ای باشد، می‌گویند آیا ما بر شما دست نیافته‌ایم و شما را از (گزند) مؤمنان باز نداشته‌ایم؟ آری، خداوند در روز رستخیز میان شما داوری خواهد کرد و هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمی‌گشاید» سوره نسا، آیه ۱۴۱.</ref>. فعل‌های {{متن قرآن|دَلَّىٰهُمَا}} و {{متن قرآن|أَدُلُّكَ}} مشتق از «دلو» در [[آیات]] ۲۲سوره [[اعراف]]<ref>{{متن قرآن|فَدَلَّىٰهُمَا بِغُرُورٍۢ فَلَمَّا ذَاقَا ٱلشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ ٱلْجَنَّةِ وَنَادَىٰهُمَا رَبُّهُمَآ أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا ٱلشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَآ إِنَّ ٱلشَّيْطَـٰنَ لَكُمَا عَدُوٌّۭ مُّبِينٌۭ}}«پس آنان را با فریب فرو لغزاند؛ و چون از آن درخت چشیدند شرمگاه‌هایشان بر آنان نمودار گشت و به چسباندن از برگ‌های بهشت بر آنها آغازیدند و پروردگارشان به آن دو ندا داد: آیا شما را از این درخت باز نداشته و به شما نگفته بودم که به راستی شیطان، شما را دشمنی آشکار است؟» سوره اعراف، آیه ۲۲.</ref> و ۱۲۰ [[سوره طه]]<ref>{{متن قرآن|فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ ٱلشَّيْطَـٰنُ قَالَ يَـٰٓـَٔادَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ ٱلْخُلْدِ وَمُلْكٍۢ لَّا يَبْلَىٰ}}«اما شیطان او را وسوسه کرد، گفت: ای آدم! می‌خواهی تو را به درخت جاودانگی و (آن) فرمانروایی که فرسوده نمی‌شود راهبر شوم» سوره طه، آیه ۱۲۰.</ref> نیز به گفته برخی [[اهل لغت]] معنای [[طمع]] را دربردارند<ref>تهذیب اللغه، ج ‌۱۴، ص۱۲۱؛ لسان العرب، ج ‌۱۴، ص۲۶۶، «دلو».</ref>.<ref>[[علی‌جان کریمی|کریمی، علی‌جان]]، [[طمع (مقاله)|مقاله «طمع»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۶۷.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
# [[پرونده:13681050.jpg|22px]] [[علی‌جان کریمی|کریمی، علی‌جان]]، [[طمع (مقاله)|مقاله «طمع»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۲۸۹

ویرایش