پرش به محتوا

توحید در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۸٬۸۴۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۸۶: خط ۸۶:


بنابراین، تنها نظریه‌ای که از نظر عقلی قابل قبول است، نظریه وحدت در کثرت و کثرت در وحدت است، این نظریه هم [[نظام]] خارجی عینی موجودات را می‌تواند توجیه کند، و هم نظام ذهنی مفاهیم و ماهیات را، هم با عقل سازگار است و هم با حس. بر اساس این نظریه، حقیقت وجود هم واحد شخصی است و هم کثیر شخصی. اگر به اصل حقیقت ساری در جمیع مراتب نظر کنیم واحد بالشخص است و اگر به مراتب و درجات وجود نظر افکنیم، کثیر بالشخص است<ref>مطهری، مرتضی، اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج۳، ص۵۳-۵۴.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[توحید - ربانی گلپایگانی (مقاله)|مقاله «توحید»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۳]] ص ۴۴-۵۰.</ref>
بنابراین، تنها نظریه‌ای که از نظر عقلی قابل قبول است، نظریه وحدت در کثرت و کثرت در وحدت است، این نظریه هم [[نظام]] خارجی عینی موجودات را می‌تواند توجیه کند، و هم نظام ذهنی مفاهیم و ماهیات را، هم با عقل سازگار است و هم با حس. بر اساس این نظریه، حقیقت وجود هم واحد شخصی است و هم کثیر شخصی. اگر به اصل حقیقت ساری در جمیع مراتب نظر کنیم واحد بالشخص است و اگر به مراتب و درجات وجود نظر افکنیم، کثیر بالشخص است<ref>مطهری، مرتضی، اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج۳، ص۵۳-۵۴.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[توحید - ربانی گلپایگانی (مقاله)|مقاله «توحید»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۳]] ص ۴۴-۵۰.</ref>
==اقسام [[توحید]]==
توحید به معنای [[یگانگی]] و یکتایی [[خداوند]] دارای اقسامی است که عبارت‌اند از:
===[[توحید ذاتی]]===
توحید ذاتی یعنی اینکه [[ذات خداوند]] یکتاست و یکتایی [[ذات]] دو معنا دارد<ref>ربانی گلپایگانی، علی، عقاید استدلالی، ج۱، ص۹۴-۹۵؛ مصباح یزدی، محمدتقی، خداشناسی در قرآن، ص۱۰۵-۱۰۷.</ref>:
نخست. اینکه، در هستی خود [[واجب‌الوجود]] و [[بی‌نیاز]] از علت است؛ بنابراین، همه ذوات و موجودات، نیازمند و معلول‌اند؛ پس، ذات خداوند در [[بی‌نیازی]] از علت، [[بی‌همتا]] و [[شریک]] است. این قسم از توحید با استفاده از [[برهان صدیقین]] چنین [[اثبات]] می‌شود که وجود دارای مرتبه‌ای است که کامل‌تر از آن امکان ندارد، یعنی دارای کمال بی‌نهایت است و چنین موجودی قابل تعدد نیست. نتیجه آنکه، [[خدای متعال]] قابل تعدد نیست.
مقدمه اول این [[برهان]] در واقع همان نتیجه برهان صدیقین است؛ چراکه از برهان مزبور این نتیجه به دست می‌آید که سلسله مراتب وجود باید منتهی به مرتبه‌ای شود که عالی‌ترین و [[کامل‌ترین]] است و هیچ [[ضعف]] و نقصی در آن راه ندارد؛ یعنی دارای کمال نامتناهی است.
حال اگر فرض شود که چنین موجودی تعدد داشته باشد، لازم است که هرکدام از آنها فاقد [[کمالات]] [[واقعی]] دیگری باشد؛ یعنی کمالات هر یک محدود و متناهی باشد؛ در صورتی که بنابر مقدمه اول کمالات واجب‌الوجود، نامتناهی است<ref>مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش فلسفه، ج۲، ص۳۷۸؛ طوسی، محمد بن حسن، کشف المراد، ص۲۹۱.</ref>.
دوم. اینکه، ذات خداوند مرکب از اجزاء نیست و هیچگونه کثرت و تعدد در درون [[ذات الهی]] راه ندارد که این معنا از توحید ذاتی در کتب [[متکلمین]] به عنوان بساطت ذاتی [[الهی]] و [[نفی]] ترکیب آمده است.
دلیل بساطت و نفی ترکیب ذات خداوند آن است که اگر خداوند مرکب باشد، بنابر اصل کلی نیاز هر موجود مرکبی به اجزاء خود، خداوند نیز به اجزای خود نیازمند خواهد بود و این نیاز و افتقار با [[وجوب وجود]] او سازگار نیست<ref>طوسی، محمد بن حسن، کشف المراد، ص۶۱؛ نیز نگاه کنید: سبحانی، جعفر و محمد محمدرضایی، اندیشه اسلامی ۱، ص۱۴۲.</ref>.<ref>[[عبدالرضا آتشین صدف|آتشین صدف، عبدالرضا]]، [[اقسام توحید (مقاله)|مقاله «اقسام توحید»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۶۸.</ref>
===[[توحید صفاتی]]===
توحید صفاتی نیز دارای دو معناست<ref>ربانی گلپایگانی، علی، عقاید استدلالی، ج۱، ص۹۵ به بعد؛ مصباح یزدی، محمدتقی، خداشناسی در قرآن، ص۱۰۶-۱۰۷.</ref>:
نخست. [[خداوند]] در صفات خود بی‌همتاست؛ به دلیل اینکه اولاً، [[صفات خدا]] از خود اوست و کسی آنها را به او نداده و ثانیاً [[صفات کمال]] او غیرمتناهی و نامحدود است و این هر دو مقتضای [[واجب‌الوجود]] بالذات بودن [[خدا]] و [[غنا]] و [[بی‌نیازی]] مطلق اوست.
دوم. صفات کمالی و ذاتی خداوند عین [[ذات]] اویند؛ یعنی گرچه از نظر مفهوم مختلف، ولی از نظر مصداق، متحداند؛ به عبارت دیگر، چنین نیست که [[ذات خداوند]] از یک جهت عالم باشد و از جهت دیگر، [[قادر]] بلکه [[علم]] و [[قدرت]] عین [[حقیقت]] او است<ref>محمد بن حسن، قواعد العقائد، ص۶۳؛ سبحانی، جعفر و محمد محمدرضایی، اندیشه اسلامی ۱، ص۱۴۴.</ref>.
دلیل این امر آن است که اگر هر یک از [[صفات الهی]] مصداق و مابازای جداگانه‌ای داشته باشد، از چند حال خارج نخواهد بود: یا مصادیق آنها در داخل [[ذات الهی]] فرض می‌شوند که در این صورت، ذات الهی مرکب از اجزاء می‌شود و یا اینکه مصادیق آنها خارج از ذات الهی فرض شده‌اند که خود دو حالت دارد: یا اینکه این صفات واجب‌الوجود و [[بی‌نیاز]] از آفریننده و یا ممکن‌الوجود و [[آفریده]] خدا انگاشته می‌شوند. فرض واجب‌الوجود بودن صفات مذکور به معنای تعدد ذات و [[شرک]] صریح است و فرض ممکن‌الوجود بودن صفات مستلزم این است که ذات الهی که بنابر فرض فاقد این صفات است، آنها را بیافریند و سپس به آنها متصف گردد. مثلاً با اینکه ذاتاً فاقد [[حیات]] است موجودی به نام حیات را بیافریند و به کمک آن دارای حیات گردد؛ در صورتی که محال است علت هستی‌بخش ذاتاً فاقد [[کمالات]] [[مخلوقات]] خویش باشد<ref>مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش فلسفه، ج۲، ۴۰۰-۴۰۳؛ همو، آموزش عقاید، ج۱ و ۲، ص۱۶۳-۱۶۴.</ref>.
نظر [[اشاعره]] و [[معتزله]] درباره صفات خدا: اشاعره رسماً منکر این قسم [[توحید]] و به کثرت و مغایرت ذات و صفات<ref>جرجانی، عبدالقاهر، شرح المواقف، ج۸، ص۱۱۰-۱۱۲؛ تفتازانی، سعدالدین، شرح المقاصد، ج۴، ص۱۷۴؛ محمد بن حسن، قواعد العقائد، ص۶۶.</ref> [[و]] در مقابل [[معتزله]] به [[توحید صفات]] قائل هستند؛ اما [[توحید صفاتی]] آنها به معنای [[انکار]] صفات و [[نیابت]] [[ذات]] از صفات است<ref>محمد بن حسن، قواعد العقائد، ص۶۵؛ طوسی، محمد بن حسن، کشف المراد، ص۲۹۶؛ مطهری، مرتضی، «اقسام توحید»، مجله قبسات، ش ۳۰ و ۳۱.</ref>.<ref>[[عبدالرضا آتشین صدف|آتشین صدف، عبدالرضا]]، [[اقسام توحید (مقاله)|مقاله «اقسام توحید»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۶۹.</ref>
===[[توحید در خالقیت]]===
در مورد توحید در خالقیت و [[توحید افعالی]] سه دیدگاه در بین [[اندیشمندان اسلامی]] وجود دارد:
نخست. دیدگاه [[شیعه]]: [[نظام]] این [[جهان]] که شامل مجموعه پدیده‌های بی‌شمار گذشته، حال و [[آینده]] است، مخلوق یک [[آفریدگار]] است و به‌طور کلی [[خالق]] و آفریننده بالذات و مستقل کسی جز [[خداوند]] نیست<ref>سبحانی، جعفر و [[محمد محمدرضایی]]، [[اندیشه]] [[اسلامی]] ۱، ص۱۴۵.</ref>؛ البته درباره این قسم از [[توحید]] نظرات مختلفی وجود دارد. [[متکلمان امامیه]] و [[حکمای اسلامی]] با پذیرش اصل [[انحصار]] [[خالقیت]] در [[ذات الهی]]، نقش اسباب و علل طبیعی و [[غیر طبیعی]] را نیز [[انکار]] نمی‌کنند و از نظر آنان [[فرشتگان]] [[افعال]] ویژه‌ای انجام می‌دهند؛ چنان‌که [[انسان]]، فاعل کارهای خویش است و همچنین اسباب طبیعی مانند [[آتش]] و آب آثار ویژه‌ای دارند، ولی هیچ‌یک فاعل و سبب مستقل و بالذات نیستند<ref>ربانی گلپایگانی، علی، عقاید استدلالی، ج۱، ص۱۰۵؛ مصباح یزدی، محمدتقی، خداشناسی در قرآن، ص۶۴.</ref>.
دیدگاه [[اشاعره]]: ایشان معتقدند، خالقیت اعم از مستقل و غیر مستقل مخصوص خداوند است و در جهان [[خلقت]] جز او فاعل و علتی نیست. به عبارت دیگر، از نظر اشاعره [[اراده]] [[ذات حق]] شامل جمیع حوادث است و هر حادثه‌ای مستقیماً از خود خداوند صادر می‌شود و هیچ چیز دیگر در وجود این حادثه دخیل نیست و اگر آتش می‌سوزاند واقعاً آتش نمی‌سوزاند، بلکه اراده [[حق]] است که پشت سر اینکه بعضی از [[اجسام]] به آتش نزدیک می‌شوند، [[سوزاندن]] را [[خلق]] می‌کند. بنابراین هیچ‌گونه رابطه علی و معلولی بین حوادث جهان وجود ندارد و تمام حوادث مستقیما و به [[اراده حق تعالی]] مربوط است. افعال [[انسان‌ها]] نیز که جزء حوادث این جهان است، همین [[حکم]] را دارد؛ یعنی خود انسان هیچ دخالتی ندارد و آن فعل مستقیماً ناشی از اراده حق است. بر اساس همین [[عقیده]]، اشاعره را جبری نامیده‌اند.
دیدگاه [[معتزله]]: [[عقیده معتزله]] درست نقطه مقابل اشاعره است؛ زیرا به [[اعتقاد]] آنان [[اراده خداوند]] دخالتی در حوادث این [[جهان]] ندارد و [[دخالت]] اراده خداوند صرفاً همین‌قدر است که ابتدا این [[جهان]] را [[تکوین]] کرده است و [[جهان]] بعد از آنکه با [[اراده خداوند]] تکوین یافت، به حسب [[طبع]] خود گردش و جریانی دارد و حوادثی که به تدریج پدید می‌آید، مقتضای طبع خود جهان است عیناً مانند کارخانه‌ای که یک نفر مهندس تأسیس می‌کند و [[دخالت]] آن مهندس فقط در به‌کار انداختن ابتدائی آن کارخانه است ولی بعد از آنکه کارخانه تأسیس و ایجاد شد، به حسب طبع خود کار می‌کند و [[اراده]] مهندس در جریان و ادامه کار این کارخانه دخالت ندارد<ref>اشعری، [[ابوالحسن]]، [[مقالات الاسلامیین]]، ج۱، ص۳۲۱؛ سبحانی، جعفر، الملل والنحل المذاهب الاسلامیه، ص۴۸؛ ربانی گلپایگانی، علی، [[عقاید]] استدلالی، ج۱، ص۱۰۵؛ طباطبائی، [[سید]] محمدحسین، اصول [[فلسفه]]، ج۳، ص۱۶۸.</ref>. از دیگر سو معتزلیان نقش اسباب و علل طبیعی را پذیرفته‌اند ولی معتقدند [[افعال]] اختیاری [[انسان]] مخلوق [[خدا]] نیست، بلکه آنها را فقط فعل انسان می‌دانند. بدین‌جهت آنان را «[[مفوضه]]» نامیده‌اند، یعنی کسانی که معتقدند افعال انسان به او واگذار شده است<ref>ربانی گلپایگانی، علی، عقاید استدلالی، ج۱، ص۱۰۵.</ref>.
استدلالی که [[معتزله]] را بر اتخاذ دیدگاه [[تفویض]] [[سوق]] داده آن است که بنابر پذیرش اصل [[توحید در خالقیت]] لازم می‌آید که کارهای ناروایی که از [[انسان‌ها]] سرمی‌زند، به خدا نسبت داده شود<ref>ربانی گلپایگانی، علی، عقاید استدلالی، ج۱، ص۱۰۶.</ref> و این امر با اصل [[منزه بودن خداوند]] از کارهای ناروا منافات دارد. در [[حقیقت]]، همین مشکل سبب [[اعتقاد]] آنان به [[نظریه تفویض]] بوده است.
نقد و بررسی: منشأ دیدگاه معتزله و [[اشاعره]] این است که [[گمان]] کرده‌اند، اسباب طبیعی یا فاعل‌های بشری در عرض سببییت و فاعلیت [[خداوند]] هستند، درحالی‌که رابطه فاعلیت آنها با [[خالقیت]] خداوند رابطه طولی است؛ یعنی خداوند مستقل بالذات است و آنها فاعل و اسباب غیر مستقل و مسخر خداوندند. از دیگر سو، نظر اشاعره مستلزم مجبور بودن انسان و روشن است که [[جبر]] در افعال با اصل [[تکلیف]]، [[کیفر]] و [[پاداش]] سازگار نیست. دیدگاه مفوضه نیز با توحید در خالقیت و عمومیت [[قدرت الهی]] منافات دارد<ref>سبحانی، جعفر، الملل والنحل المذاهب الاسلامیه، ص۴۸؛ اشعری، ابوالحسن، مقالات الاسلامیین، ج۱، ص۳۲۱.</ref>.
در مورد دلیل [[معتزله]] برای [[تفویض]] توجه به این نکات ضروری است:
# [[افعال]] [[انسان]] از حوادث و رخدادهای [[جهان طبیعت]] و منتسب به [[خداوند]] است و هیچ‌گونه [[قبح]] و [[زشتی]] در آنها راه ندارد؛ زیرا [[واقعیت]] و هستی در مقابل عدم و نیستی از صفت حسن و [[زیبایی]] [[تکوینی]] برخوردار است؛
#کارهای انسان از آن جهت که ناشی از [[اراده]] و [[اختیار]] خود او و منتسب به اوست، متصف به حسن یا قبح [[اخلاقی]] می‌شود.
#گرچه خداوند [[قدرت]] و اختیار انجام کار خوب و بد را به انسان عطا کرده است، ولی از طرف دیگر، با [[اوامر و نواهی]] انسان را به سوی [[خوبی‌ها]] برانگیخته و از [[بدی‌ها]] برحذر داشته است؛ ازاین‌رو، سزاوارتر این است که کارهای خوب انسان به [[خدا]] و [[کارهای بد]] او به خود وی نسبت داده شود چنان‌که خداوند را [[قرآن]] فرموده است: {{متن قرآن|مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ}}<ref>«(ای آدمی!) هر نیکی به تو رسد از خداوند است و هر بدی به تو رسد از خود توست» سوره نساء، آیه ۷۹.</ref>.<ref>ربانی گلپایگانی، علی، عقاید استدلالی، ص۱۰۷.</ref>.<ref>[[عبدالرضا آتشین صدف|آتشین صدف، عبدالرضا]]، [[اقسام توحید (مقاله)|مقاله «اقسام توحید»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۷۰.</ref>
===[[توحید]] استقلالی===
برخی از [[اندیشمندان]] توحید استقلالی را به عنوان یکی از اقسام توحید به صورت جداگانه ذکر و آن را چنین معنا کرده که: [[مخلوقات]] [[الهی]] در کارهای خود [[بی‌نیاز]] از [[خدای متعال]] نیستند و تأثیرهایی که در یکدیگر دارند به [[اذن خدا]] و در [[سایه]] نیرویی است که خداوند به آنها عطا فرموده است و می‌فرماید. در [[حقیقت]]، تنها کسی که مستقل و بدون احتیاج به دیگری در همه جا و همه چیز تأثیر می‌بخشد خدا و فاعلیت و تاثیر دیگران در طول فاعلیت و تأثیر او و در پرتو آن است و به همین دلیل در [[قرآن کریم]] آثار فاعل‌های طبیعی و [[غیر طبیعی]] به خدای متعال نسبت داده می‌شود<ref>مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید، ج۱ و ۲، ص۱۶۵.</ref>.
دلیل این قسم از توحید آن است که علل متوسطه چون خود، معلول [[خدای متعال]] هستند، هیچ‌گونه استقلالی ندارند و اساساً [[افاضه]] وجود به معنای دقیق کلمه مختص به خدای متعال است و سایر علت‌ها به منزله مجاری [[فیض]] وجود هستند که با [[اختلاف]] مراتبی که دارند، نقش واسطه‌ها را بین سرچشمه اصلی وجود و دیگر [[مخلوقات]] ایفا می‌کنند<ref>مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش فلسفه، ج۲، ص۳۹۱.</ref>.<ref>[[عبدالرضا آتشین صدف|آتشین صدف، عبدالرضا]]، [[اقسام توحید (مقاله)|مقاله «اقسام توحید»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۷۲.</ref>
==[[توحید در ربوبیت]]==
یعنی آن‌که [[نظام]] [[جهان]] که مخلوق و [[آفریده]] خداست، تحت [[تدبیر]] [[حکیمانه]] یک [[پروردگار]] اداره می‌گردد؛ زیرا اگر یک یا چند [[آفریدگار]] دیگر می‌بود ارتباطی میان [[آفریدگان]] پدید نمی‌آمد و نظام واحدی بر آنها حکم‌فرما نمی‌شد، بلکه هر مخلوقی را آفریدگار خودش می‌آفرید و به کمک دیگر مخلوقات همان آفریدگار پرورش می‌یافت و در نتیجه نظام‌های متعدد و مستقلی پدید می‌آمد و ارتباط و پیوندی بین آنها برقرار نمی‌شد؛ در صورتی که نظام موجود در جهان نظام واحد هم‌بسته و پیوند بین پدیده‌های آن مشهود است<ref>طباطبائی، سید محمدحسین، اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج۵، ص۱۱۰؛ سبحانی، جعفر و محمد محمدرضایی، اندیشه اسلامی ۱، ص۱۴۶-۱۴۷؛ مصباح یزدی، محمدتقی، خداشناسی در قرآن، ص۶۴.</ref>.
همان‌گونه که از محتوای این [[برهان]] آشکار است، [[خالقیت]] و ریوبیت انکارناپذیرند و پرورش، تدبیر و [[اداره امور]] یک موجود جدای از [[آفرینش]] او و آفریدگان مورد نیاز او نیست. مثلاً، [[روزی دادن]] به [[انسان]] چیزی جدای از [[آفریدن]] دستگاه گوارش برای او و آفریدن مواد خوراکی در محیط [[زندگی]] او نیست؛ بنابراین، با [[اثبات]] [[توحید در خالقیت]]، [[توحید در تدبیر]] امور و سایر [[شئون]] [[ربوبیت]] نیز ثابت می‌گردد<ref>مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش فلسفه، ج۲، ص۳۸۹-۳۸۸؛ همو، آموزش عقاید، ج۱ و ۲، ص۱۵۷- ۱۵۸.</ref>.<ref>[[عبدالرضا آتشین صدف|آتشین صدف، عبدالرضا]]، [[اقسام توحید (مقاله)|مقاله «اقسام توحید»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۷۲.</ref>
==مظاهر و مصادیق توحید در ربوبیت==
# [[توحید در تشریع]] و [[قانون‌گذاری]]: از آنجا که قانون‌گذاری و تعیین [[وظایف]] افراد نوعی [[ولایت]] بر آنان و [[تصرف]] در شئون آنها و از سوی دیگر ولایت و [[تصرف در امور]] جهان به [[حکم]] توحید در ربوبیت مخصوص [[خداوند]] است، کسی جز او [[حق]] قانون‌گذاری و تعیین [[حقوق]] و [[تکالیف]] دیگران را ندارد<ref>سبحانی، جعفر و محمد محمدرضایی، اندیشه اسلامی ۱، ص۱۴۸؛ مصباح یزدی، محمدتقی، خداشناسی در قرآن، ص۶۴.</ref> چنان‌که فرموده است: {{متن قرآن|إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ}}<ref>«داوری جز از آن خداوند نیست، فرمان داده است که جز وی را نپرستید» سوره یوسف، آیه ۴۰.</ref>.
# [[توحید در حاکمیت]]: [[حق حاکمیت]] اولاً: و بالذات به [[خداوند]] اختصاص دارد؛ زیرا [[حاکمیت]] نوعی از [[ولایت]] و [[تدبیر]] است که مختص به خداست. از سوی دیگر، [[حکومت]]، یکی از نیازهای [[اجتماعی]] [[بشر]] و تحقق آن در گرو حاکمیت و [[فرمانروایی]] بشری است. بنابراین دو اصل تنها کسانی که به [[خواست خداوند]] دارای حق حاکمیت باشند می‌توانند با [[رعایت]] اصول و ضوابط [[عقلی]] و [[شرعی]] عهده‌دار [[رهبری جامعه]] و [[اعمال]] حق حاکمیت گردند<ref>سبحانی، جعفر و محمد محمدرضایی، اندیشه اسلامی ۱، ص۱۴۸؛ مصباح یزدی، محمدتقی، خداشناسی در قرآن، ص۶۴.</ref>.
# [[توحید در اطاعت]]: [[حق اطاعت]] اولاً و بالذات مخصوص خداست؛ زیرا او مالک و [[خالق]] [[جهان]] است و به همین دلیل [[اطاعت از خداوند]] همچون [[عبادت]] او بر همگان لازم است.<ref>[[عبدالرضا آتشین صدف|آتشین صدف، عبدالرضا]]، [[اقسام توحید (مقاله)|مقاله «اقسام توحید»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۷۳.</ref>
==[[توحید در عبادت]]==
توحید در عبادت بدین‌معناست که کسی جز [[الله]] سزاوار [[پرستش]] نیست و معبودی جز او وجود ندارد. این قسم در [[حقیقت]]، نتیجه طبیعی اقسام قبل است؛ زیرا وقتی هستی ما از الله است، [[اختیار]] وجود ما هم به دست اوست، تأثیر استقلالی در جهان از اوست و [[حق فرمان دادن]] و وضع [[قانون]] منحصر به اوست، دیگر جای پرستش برای کس دیگری باقی نمی‌ماند<ref>مصباح یزدی، محمدتقی، خداشناسی در قرآن، ص۶۴-۶۵.</ref> همچنان‌که در [[قرآن کریم]] نیز در مسئله توحید در عبادت بر امور زیر تأکید شده است:
[[الوهیت]]، [[مالکیت]] [[خالقیت]] و [[ربوبیت]] یعنی از دیدگاه خداوند تنها آن موجودی شایسته پرستش است که دارای این صفات باشد؛ چنان‌که خداوند فرموده است:
{{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ}}<ref>«این است خداوند پروردگار شما، خدایی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است پس او را بپرستید و او بر هر چیزی نگهبان است» سوره انعام، آیه ۱۰۲.</ref>.
و همچنین فرمود:
{{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ * الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ * مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ * إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ}}<ref>«سپاس، خداوند، پروردگار جهانیان را * آن بخشندۀ بخشاینده * مالک روز پاداش و کیفر * تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم» سوره فاتحه، آیه ۲-۵.</ref>.
همچنان‌که درباره ارتباط [[الوهیت]] و [[عبادت]] فرمود:
{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ}}<ref>«و پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر بدو وحی کردیم که هیچ خدایی جز من نیست پس مرا بپرستید» سوره انبیاء، آیه ۲۵.</ref>.<ref>[[عبدالرضا آتشین صدف|آتشین صدف، عبدالرضا]]، [[اقسام توحید (مقاله)|مقاله «اقسام توحید»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۷۳.</ref>
==نصاب [[توحید]]==
با دقت و بررسی در [[آیات قرآن]] به دست می‌آید که از نظر [[قرآن]]، کسی [[موحد]] است که هم [[واجب‌الوجود]] را هم [[خالق]] را، هم [[رب]] [[تکوینی]] را، هم رب [[تشریعی]] را و هم له و [[معبود]] را منحصر به الله بداند و چون [[اعتقاد]] به الوهیت و [[وحدت]] در الوهیت در مرتبه اخیر واقع شده است ([[توحید در الوهیت]])؛ لذا قرآن: {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}}<ref>«هیچ خدایی جز خداوند نیست» سوره محمد، آیه ۱۹؛ سوره صافات، آیه ۳۵.</ref> را [[شعار]] قرار داد که بر طبق مفاد آن، توحید در مراتب قبل اگرچه لازم است اما کافی نیست، بلکه باید شخص به این اعتقاد برسد که معبودی هم جز الله نیست و پرسنش منحصر به اوست. اینجا حد نصاب، توحید است. بر این اساس، نصاب توحید از نظر [[اسلام]] توحید در الوهیت است که قبل از آن مراتب دیگری از توحید وجود دارد، ولی تا بدین حد نرسد، توحید به نصار خود نرسیده است<ref>مصباح یزدی، محمدتقی، خداشناسی در قرآن، ص۷۶.</ref>. بنابراین، اقسام [[شرک خفی]] مانند [[هواپرستی]]، جاه‌پرستی و [[ریا]] موجب خروج شخص از جرگه [[مسلمانان]] نمی‌شود<ref>سعیدی مهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، ج۱، ص۱۶۲ و ۱۶۳.</ref>. چنان‌که در [[حدیث]] آمده است: «کسی که [[نماز]] و [[روزه]] یا [[آزاد]] ساختن [[بردگان]] و [[حج]] و از اینگونه [[اعمال]] را به [[نیت]] [[ستایش]] [[مردم]] انجام دهد، در [[حقیقت]]، در عمل خویش دیگری را با [[خدا]] [[شریک]] کرده ولی این نوع [[شرک]] قابل گذشت است»<ref>محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج۱، ص۱۰۴.</ref>.<ref>[[عبدالرضا آتشین صدف|آتشین صدف، عبدالرضا]]، [[اقسام توحید (مقاله)|مقاله «اقسام توحید»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۷۳.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۹۷: خط ۱۵۷:
# [[پرونده:1100662.jpg|22px]] [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|'''فرهنگ مطهر''']]
# [[پرونده:1100662.jpg|22px]] [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|'''فرهنگ مطهر''']]
# [[پرونده:1224274.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[توحید - ربانی گلپایگانی (مقاله)|مقاله «توحید»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی، ج۳''']]
# [[پرونده:1224274.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[توحید - ربانی گلپایگانی (مقاله)|مقاله «توحید»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی، ج۳''']]
# [[پرونده:IM010873.jpg|22px]] [[عبدالرضا آتشین صدف|آتشین صدف، عبدالرضا]]، [[اقسام توحید (مقاله)|مقاله «اقسام توحید»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام اسلامی''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۱٬۹۱۳

ویرایش