پرش به محتوا

بحث:فطرت در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز (جایگزینی متن - 'فطرت [[الهی]' به 'فطرت الهی')
 
خط ۱۳: خط ۱۳:
#[[گرایش به خیر]] و [[فضیلت]]؛  
#[[گرایش به خیر]] و [[فضیلت]]؛  
#[[عشق]] و [[پرستش]]. گرایش اخیر، همان است که [[قرآن]] با عنوان "[[فطرت]] [[الله]]" از آن یاد می‌کند<ref>{{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ }}؛سوره روم، آیه ۳۰.</ref> و بر [[یکتاپرستی]]- به عنوان [[آیین]] فطری [[انسان]]- اشارت می‌برد. کاوش‌های بیرونی نیز [[گواهی]] می‌دهند که این گرایش در همه [[انسان‌ها]] وجود دارد<ref>الالهیات‌، ۱/ ۱۱؛ سیر حکمت در اروپا، ۳/ ۳۲۱.</ref>. [[قرآن]] از [[توحید]] فطری فراوان یاد می‌کند و به یاد می‌آورد که اگر از [[مشرکان]] بپرسید، چه کس [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] را آفریده است، می‌گویند: "[[الله]]!"<ref>{{متن قرآن| وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ}}؛ سوره زخرف، آیه ۹؛ {{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ}}؛ سوره عنکبوت، آیه ۶۱.</ref> و اگر بپرسید چه کس شما را آفریده است، پاسخ می‌گویند: "[[الله]]!"<ref>{{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ}}؛ سوره زخرف، آیه ۸۷.</ref> و اگر بپرسید زمان و آنچه در آن است، از آنِ کیست، خواهند گفت: "[[الله]]!"<ref>{{متن قرآن|قُل لِّمَنِ الأَرْضُ وَمَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلا تَذَكَّرُونَ قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلا تَتَّقُونَ قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلا يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ }}؛ سوره مؤمنون، آیه ۸۹- ۸۴.</ref> این بدان سبب است که [[خداشناسی]]، از [[امور فطری]] [[انسان]] است و بدیهی و ضروری است و [[نیازمند]] [[استدلال]] نیست<ref>چهل حدیث‌، ۱۸۵- ۱۸۱.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 362.</ref>.
#[[عشق]] و [[پرستش]]. گرایش اخیر، همان است که [[قرآن]] با عنوان "[[فطرت]] [[الله]]" از آن یاد می‌کند<ref>{{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ }}؛سوره روم، آیه ۳۰.</ref> و بر [[یکتاپرستی]]- به عنوان [[آیین]] فطری [[انسان]]- اشارت می‌برد. کاوش‌های بیرونی نیز [[گواهی]] می‌دهند که این گرایش در همه [[انسان‌ها]] وجود دارد<ref>الالهیات‌، ۱/ ۱۱؛ سیر حکمت در اروپا، ۳/ ۳۲۱.</ref>. [[قرآن]] از [[توحید]] فطری فراوان یاد می‌کند و به یاد می‌آورد که اگر از [[مشرکان]] بپرسید، چه کس [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] را آفریده است، می‌گویند: "[[الله]]!"<ref>{{متن قرآن| وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ}}؛ سوره زخرف، آیه ۹؛ {{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ}}؛ سوره عنکبوت، آیه ۶۱.</ref> و اگر بپرسید چه کس شما را آفریده است، پاسخ می‌گویند: "[[الله]]!"<ref>{{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ}}؛ سوره زخرف، آیه ۸۷.</ref> و اگر بپرسید زمان و آنچه در آن است، از آنِ کیست، خواهند گفت: "[[الله]]!"<ref>{{متن قرآن|قُل لِّمَنِ الأَرْضُ وَمَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلا تَذَكَّرُونَ قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلا تَتَّقُونَ قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلا يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ }}؛ سوره مؤمنون، آیه ۸۹- ۸۴.</ref> این بدان سبب است که [[خداشناسی]]، از [[امور فطری]] [[انسان]] است و بدیهی و ضروری است و [[نیازمند]] [[استدلال]] نیست<ref>چهل حدیث‌، ۱۸۵- ۱۸۱.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 362.</ref>.
==[[دلایل خداشناسی فطری]]==
*[[دلایل]] و شواهد فراوانی در دست‌اند که [[گواهی]] می‌دهند [[خداشناسی]] از [[امور فطری]] است:
#'''واقعیت‌های [[تاریخی]]:''' در [[تاریخ]] و جامعه‌شناسی، ثابت شده است که همه [[جوامع انسانی]] همواره به نوعی [[دین]] پایبند بوده‌اند<ref>تاریخ تمدن‌، ویل دورانت/ ۱/ ۸۹- ۸۷.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 362.</ref>.
#'''شواهد باستان‌شناسی:''' از انسان‌های روزگاران بسیار کهن، آثاری بر جای مانده است که حکایت از [[اعتقاد]] آنان به [[خدا]] و اصل [[معاد]] دارد. [[دفن]] لوازم شخصی و [[زندگی]] و سفر همراه مردگان، مومیایی کردن مردگان و ساختن مقبره‌ها و بناهایی همچون اهرام [[مصر]] بر سر گورها، نشانه‌هایی از [[اعتقاد]] [[انسان]] روزگار گذشته به [[معاد]] است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 362.</ref>.
#'''مطالعات و کشفیات روان‌شناختی:''' چنان که پیش این اشارت رفت، [[پرستش]] از گرایش‌های بنیادی و ذاتی [[انسان]] است و [[دانش]] [[روان‌شناسی]] آن را تأیید می‌کند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 362.</ref>.
#'''ناکامی تبلیغات ضد [[دینی]]:''' با اینکه در دوره‌هایی از [[تاریخ]] [[زندگی]] [[انسان]]، برخی کوشیده‌اند علیه [[دین]] [[تبلیغ]] کنند و [[گرایش به دین]] و [[دینداری]] را از [[جان]] [[انسان]] بزدایند، فروغ [[دین]] هیچ‌گاه به خاموشی نرفته است. ناکامی تبلیغات شدید [[جهان]] [[غرب]] علیه [[دین]] در قرون‌ میانه، از شواهد این مدعا است<ref>فطرت‌، شهید مطهری/ ۱۵۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 362-363.</ref>.
#'''شواهد شخصی:''' [[انسان‌ها]]، هنگام مواجهه با [[سختی‌ها]] و خطرها و [[ترس]] و [[هراس]]، آن گاه که از اسباب ظاهری [[امید]] می‌کننَد، نیرویی در وجودشان [[جان]] می‌گیرد و به کسی توجه می‌کنند که مبدأ همه چیز است و در هر هنگام و مکانی می‌تواند [[بیچارگان]] را [[پناه]] دهد و دستشان را بگیرد. همه [[انسان‌ها]]- هر چند به ظاهر، وجود [[خدا]] را نپذیرند- وقتی به [[سختی]] می‌افتند و در تنگناها گرفتار می‌آیند، به درون خویش باز می‌گردند و احساس می‌کنند که هنوز امیدی هست. وجود [[امید]]، بدون [[باور]] به وجود امیددهنده امکان‌پذیر نیست و این نشان می‌دهد که [[انسان]] به گونه فطری خداجو و [[خداشناس]] است<ref>ر.ک: تفسیر المیزان‌، ۱۲/ ۲۸۹.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 363.</ref>.
#'''[[گواهی]] [[دانشمندان]]:''' بسیاری از [[دانشمندان]] [[جهان]] معترف‌اند که [[خداشناسی]] از درون [[آدمی]] جوشیدن می‌گیرد و از [[نهان]] بر می‌خیزد: "سرچشمه [[زندگی]] مذهبی، [[دل]] است و قبول هم داریم که فرمولها و دستورالعملهای [[فلسفی]]، مانند مطلب ترجمه شده‌ای است که متن اصلی آن، به زبان دیگری است"<ref>سیر حکمت در اروپا، ۲/ ۱۴ و ۳/ ۳۲۱.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 363.</ref>.


==فطرت در فرهنگ اصطلاحات علم کلام==
==فطرت در فرهنگ اصطلاحات علم کلام==
۱۳۳٬۷۶۳

ویرایش