پرش به محتوا

هرمنوتیک در فلسفه دین و کلام جدید: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۸۹: خط ۸۹:
#ادعای اصلی مطرح شده در این دیدگاه [[ضرورت]] [[دخالت]] پیش‌دانسته‌ها در عمل [[فهم]] است. درباره این ادعا باید گفت، ما با انواع مختلفی از پیش‌دانسته‌ها روبه‌رو هستیم که برخی از آنها در حصول فهم لازم هستند؛ از قبیل؛ معلومات ابزاری، مثل لغت، [[ادبیات]]، [[قواعد]] محاوره عقلایی، اطلاعات خواننده و [[مفسر]] درباره [[شخصیت]] مؤلف و گوینده پیش‌دانسته‌های [[یقینی]] مفسر؛ مثل اینکه [[خداوند]] [[جسمانی]] نیست؛ و معلوماتی که امکان به سخن درآوردن متن را فراهم می‌‌کند؛ مثل [[پرسش‌های علمی]] که برای مفسر مطرح است. اما دسته‌ای از پیش‌دانسته‌ها به نام پیش‌دانسته‌های ظنی وجود دارد که استفاده از آنها موجب [[تفسیر به رأی]] می‌شود و در [[تفسیر]] متون باید از چنین پیش‌دانسته‌هایی [[پرهیز]] کرد؛ مانند اینکه کیفیت [[آفرینش]] [[انسان در قرآن]] را بر دیدگاه تکاملی [[داروین]] منطبق کنیم<ref>حسین‌زاده، محمد، درآمدی بر معرفت‌شناسی و مبانی معرفت دینی، ص۱۲۱-۱۲۷.</ref>.
#ادعای اصلی مطرح شده در این دیدگاه [[ضرورت]] [[دخالت]] پیش‌دانسته‌ها در عمل [[فهم]] است. درباره این ادعا باید گفت، ما با انواع مختلفی از پیش‌دانسته‌ها روبه‌رو هستیم که برخی از آنها در حصول فهم لازم هستند؛ از قبیل؛ معلومات ابزاری، مثل لغت، [[ادبیات]]، [[قواعد]] محاوره عقلایی، اطلاعات خواننده و [[مفسر]] درباره [[شخصیت]] مؤلف و گوینده پیش‌دانسته‌های [[یقینی]] مفسر؛ مثل اینکه [[خداوند]] [[جسمانی]] نیست؛ و معلوماتی که امکان به سخن درآوردن متن را فراهم می‌‌کند؛ مثل [[پرسش‌های علمی]] که برای مفسر مطرح است. اما دسته‌ای از پیش‌دانسته‌ها به نام پیش‌دانسته‌های ظنی وجود دارد که استفاده از آنها موجب [[تفسیر به رأی]] می‌شود و در [[تفسیر]] متون باید از چنین پیش‌دانسته‌هایی [[پرهیز]] کرد؛ مانند اینکه کیفیت [[آفرینش]] [[انسان در قرآن]] را بر دیدگاه تکاملی [[داروین]] منطبق کنیم<ref>حسین‌زاده، محمد، درآمدی بر معرفت‌شناسی و مبانی معرفت دینی، ص۱۲۱-۱۲۷.</ref>.
#لازمه این دیدگاه [[نسبی‌گرایی]] است که امری مردود و ناپذیرفته است. همچنین، بر اساس [[هرمنوتیک]] [[فلسفی]] راه نقد و [[انتقاد]] [[تفاسیر]] بسته می‌شود؛ طبق آن چون [[ارزش]] همه تفاسیر یکسان است<ref>خسروپناه، عبدالحسین، کلام جدید، ص۱۱۵-۱۱۸.</ref>.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[هرمنوتیک فلسفی (مقاله)|مقاله «هرمونوتیک فلسفی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۶۳۱.</ref>
#لازمه این دیدگاه [[نسبی‌گرایی]] است که امری مردود و ناپذیرفته است. همچنین، بر اساس [[هرمنوتیک]] [[فلسفی]] راه نقد و [[انتقاد]] [[تفاسیر]] بسته می‌شود؛ طبق آن چون [[ارزش]] همه تفاسیر یکسان است<ref>خسروپناه، عبدالحسین، کلام جدید، ص۱۱۵-۱۱۸.</ref>.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[هرمنوتیک فلسفی (مقاله)|مقاله «هرمونوتیک فلسفی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۶۳۱.</ref>
==[[هرمنوتیک]] و [[تفکر دینی]]==
هرمنوتیک معاصر از دو جهت بر تفکر دینی اثر گذاشته و به خاطر آن پرسش‌های جدیدی درباره آن مطرح شده است:
#در برخی مباحث هرمنوتیک معاصر به [[تفکر]] [[فلسفی]] درباره ماهیت [[فهم]] پرداخته شده است که در آن فهم خاصی مثل فهم [[دینی]] یا [[علمی]] یا [[اجتماعی]] مورد نظر نیست، بلکه مطلق عمل فهمیدن و شرایط حصول آن بررسی و تحلیل می‌شود. قضاوت‌ها و [[احکام]] عام صادرشده در این بررسی [[معرفت دینی]] و فهم و [[تفسیر متون دینی]] را نیز شامل و در نتیجه، میان مباحث هرمنوتیک و معرفت دینی پیوند برقرار می‌‌شود.
#[[ادیان ابراهیمی]] ([[اسلام]]، [[مسیحیت]] و [[یهودیت]]) مبتنی بر [[وحی]] و [[کلام]] الهی‌اند و این امر باعث می‌شود [[فرهنگ دینی]] چنین جوامعی به شدت از [[متون دینی]] و [[تفسیر]] و فهم آنها اثر بپذیرد این پیوند عمیق فرهنگ دینی و مقوله تفسیر متون دینی موجب می‌شود طرح نظریات نو درباره تفسیر و فهم متون بر معرفت دینی و تفسیر متون دینی اثرگذار باشد و [[عالمان دینی]] را با پرسش‌های جدید روبه‌رو کند<ref>حسین‌زاده، محمد، مبانی معرفت دینی، ص۱۵۹-۱۶۰.</ref>.
بر اساس مطالب گفته‌شده درباره هرمنوتیک فلسفی روشن می‌شود که در این دیدگاه بر عناصر و مؤلفه‌هایی مثل امور زیر تأکید می‌‌شود: تأثیر و [[مداخله]] اجتناب‌ناپذیر ذهنیت، پیش‌آگاهی‌ها، [[گرایش‌ها]]، علائق و پرسش‌های [[مفسر]] یک متن که معلول عصر، [[فرهنگ]] و اقتضائات [[تاریخی]] محیط اوست، از یک سو، و نبود معنای نهایی برای متن و بی‌اثر بودن قصد مؤلف در آن از سوی دیگر و [[نفی]] ملاکی برای سنجش و [[ارزیابی]] فهم معتبر از نامعتبر از جانب سوم؛ به [[گمان]] طرفداران هرمنوتیک مدرن، همه این موارد باعث می‌شود تا هرگونه فهمی، از جمله فهم متون دینی، صرفاً دارای [[ارزش]] شخصی و نسبی و نامطابق با واقع تلقی و درباره فهم متون دینی نیز فهم‌های غیرنهایی و پایان‌ناپذیر مطرح شود؛ بنابراین از آنجا که مهم‌ترین متن دینی ما [[مسلمانان]]، [[قرآن کریم]] و [[سخنان پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]] اوست و [[فهم]] آنها برای عمل‌کردن به دستورهای آنها و در نتیجه، رسیدن به [[سعادت ابدی]] [[ضرورت]] دارد، پس، به نکاتی درباره [[هرمنوتیک]] [[فهم قرآن]] و همچنین [[سخنان پیامبر]] و [[معصومین]]{{عم}} اشاره می‌‌شود:
در مقدمه باید به این مطلب توجه کرد که [[فهم]] متعارف و رایج و سنتی از [[متون دینی]] بر چند اصل اساسی مبتنی بوده است:
#هر متنی معنایی مشخص و نهایی دارد که [[متکلم]] یا مؤلف، الفاظ و کلمات را برای رساندن آن معنا به کار برده و [[وظیفه]] [[مفسر]]، [[درک]] و دریافت آن معنا و مراد گوینده است. این معنا امری ثابت و تغییرناپذیر است و ذهنیت مفسر در آن نقشی ندارد.
#حالت آرمانی برای مفسر رسیدن به فهمی [[یقینی]] و اطمینان‌آور از مراد جدی متکلم است، این [[یقین]] در متن‌هایی که «[[نص]]» نامیده می‌شود و دلالتشان بر مراد مؤلف یا گوینده روشن است، حاصل می‌شود؛ یعنی بر یک معنای روشن دلالت می‌کنند که احتمال خلاف آن معنا وجود ندارد، در غیر [[نصوص]] که اصطلاحاً «[[ظواهر]]» نامیده می‌شود، مفسر به قطع و یقین نمی‌رسد؛ چون احتمال معنای خلاف ظاهر در آنها وجود دارد و بنابراین، در مقوله [[تفسیر]] متن به ویژه متون دینی به دنبال دستیابی به فهم [[حجت]] و معتبر هستیم و [[تفسیری]] حجت خواهد بود که روش‌مند، مضبوط و با [[حفظ]] اصول و [[قواعد]] عقلائی [[حاکم]] بر [[گفتگو]] حاصل شده باشد؛ پس درباره متن هر تفسیری را نمی‌توان بیان کرد.
#فاصله زمانی میان پیدایش یک متن و مفسری که به تفسیر آن می‌‌پردازد، مانع دست‌یابی به مراد و مقصود مؤلف متن نخواهد شد.
#فهم، عملی «متن‌محور» و «مؤلف‌محور» است؛ بنابراین مفسر باید دنبال مراد مؤلف باشد.
#«[[نسبی‌گرایی]] تفسیری» پذیرفته نیست؛ یعنی این‌گونه نیست که فهم‌های متنوع از یک متن، معتبر و پذیرفته باشد و ما معیاری برای یقین و [[تمییز]] فهم درست از نادرست نداشته باشیم و فهم [[حقیقی]] از فهم غیرحقیقی تشخیص‌پذیر نباشد<ref>واعظی، احمد، درآمدی بر هرمنوتیک، ص۵۶-۶۰.</ref>.
اکنون با توجه به اصول فهم متعارف از متون، در پاسخ به قائلان امکان [[قرائت‌ها]] و [[تفاسیر]] متعدد یا بی‌پایان از [[قرآن]]، می‌‌توانیم بگوییم که:
#اگر [[قرآن]] سخن خداست که برای [[هدایت]] [[انسان‌ها]] فرستاده است - که هست- به [[حکم عقل]] باید پذیرفت که سخن [[خدا]] سخنی هدف‌دار و معنادار است که مقصود معینی در آن نهفته خدا در صدد انتقال آن به مخاطب خود است؛ چراکه نبود مقصود و منظور معین در هیچ متن [[علمی]] و سخن هیچ گوینده عاقلی پذیرفته نیست، چه رسد به [[کلام خداوند]] [[حکیم]] که نداشتن [[هدف]] معین در کلامش منافی [[حکمت]] او خواهد بود.
#از آنجا که سخن هر متکلمی نشان‌دهنده حدود [[دانش]] و [[قرآن]] هم بازتاب [[علم نامتناهی]] [[الهی]] است، پس، فرض اثر‌پذیری مفاد و محتوای [[قرآنی]] از اوضاع و احوال خارجی و [[فرهنگ زمانه]] و اقتضائات عصری وجود نخواهد داشت.
#با توجه به [[هدف‌داری]]، معناداری و اثرناپذیری گوینده قرآنی از محیط بیرونی و بی‌پایان‌بودن دانش او، فرض طرح معانی [[برتر]] که به [[ذهن]] مؤلف نرسیده باشد و این مسئله مساوی با [[جعل]] و [[تولید]] معنای جدید از نظر خواننده باشد درباره [[تفسیر قرآن]] بی‌معنی است.
#قرآن آخرین [[پیام الهی]] برای [[انسان]] در روی [[زمین]] است که [[آخرین پیامبر خدا]] برای [[انسان‌ها]] تا [[قیامت]] پاسخ‌گوی همه نیازهای [[هدایتی]] [[بشر]]، و مصون از هرگونه کمی و فزونی و [[حجت خدا]] بر [[بندگان]] است. با توجه به این اصل، هرچند [[نزول]] آن در عصر خاصی صورت گرفته است، این هرگز باعث نمی‌شود که متن و محتوای قرآن رنگ و بوی عصری به خود بگیرد و [[پیام]] آن محدود به [[زمان]] نزول باشد.
#با [[اثبات اعجاز قرآن]] [[کریم]]، این احتمال که [[قرآن کریم]] را [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از خود صادر کرده است و چون ایشان انسان و محدود به قیود زمانی و مکانی هستند، برخی امور زمان‌مند و مکان‌مند در آن حضور دارد که همیشگی نیست، نیز برطرف می‌‌شود.
#دیدگاه مفسرمحوری و نسبی‌انگاریِ [[معرفت دینی]]، پایه [[باورهای اعتقادی]] و آئین‌های [[رفتاری]] فرد درباره متن [[دینی]] را به تردید و حتی به [[انکار]] می‌کشاند؛ چون اگر بنا باشد برداشت هرکس صرفاً اعتبار شخصی داشته، هیچ معیاری هم برای [[داوری]] درباره برداشت‌های مختلف نباشد، نتیجه آن، نوعی [[هرج و مرج]] [[فکری]] و [[نفی]] [[دین]] و [[حقایق]] دینی و [[جایگزینی]] آرای افراد [[انسانی]] به جای خواست و مقصود هدایت‌مندانه [[خدا]] خواهد بود. بنابراین، نظریه قرائت‌های پایان‌ناپذیر و نسبی‌گرا (نه طولی و مکمل) در [[تفسیر]]، با این تصور که تفسیر ترکیبی از افق [[ذهنی]] هر [[مفسر]] با متن است، امری مردود خواهد بود<ref>سعیدی روشن، محمدباقر، تحلیل زبان قرآن و روش‌شناسی فهم آن، ص۳۸۹-۳۹۸.</ref>.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[هرمنوتیک و تفکر دینی(مقاله)|مقاله «هرمنوتیک و تفکر دینی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۶۳۳.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۹۵: خط ۱۱۴:
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[هرمونوتیک رمانتیک (مقاله)|مقاله «هرمونوتیک رمانتیک»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[هرمونوتیک رمانتیک (مقاله)|مقاله «هرمونوتیک رمانتیک»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[هرمنوتیک فلسفی (مقاله)|مقاله «هرمونوتیک فلسفی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[هرمنوتیک فلسفی (مقاله)|مقاله «هرمونوتیک فلسفی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[هرمنوتیک و تفکر دینی (مقاله)|مقاله «هرمنوتیک و تفکر دینی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۲٬۰۳۴

ویرایش