تصمیمگیری در سیره و معارف علوی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
تصمیمگیری درست نیاز به طی مراحلی دارد، در صورتی که این مراحل انجام شود میتوان [[انتظار]] داشت که تصمیم صحیحی گرفته شود<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۴۶.</ref>. | تصمیمگیری درست نیاز به طی مراحلی دارد، در صورتی که این مراحل انجام شود میتوان [[انتظار]] داشت که تصمیم صحیحی گرفته شود<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۴۶.</ref>. | ||
== مرحله اول: کسب اطلاعات == | === مرحله اول: کسب اطلاعات === | ||
لازمه هر تصمیمگیری درست، کسب [[اخبار]] و اطلاعات صحیح و کافی درباره موضوع و بررسی جوانب و اطراف آن است. هیچ اقدامی بدون [[شناخت]] لازم صائب نیست. [[امیرمؤمنان]]{{ع}} به [[کمیل بن زیاد]] فرمود: {{متن حدیث|يَا كُمَيْلُ! مَا مِنْ حَرَكَةٍ إِلَّا وَ أَنْتَ مُحْتَاجٌ فِيهَا إِلَى مَعْرِفَةٍ}}<ref>ابن شعبه الحرانی، تحف العقول، تحقیق علیاکبر غفاری، مؤسسه النشر الاسلامی، قم، الطبعه الثانه، ص۱۷۱.</ref>؛ «ای [[کمیل]] هیچ اقدامی نیست مگر اینکه در آن به [[شناختی]] [[نیازمندی]]». | لازمه هر تصمیمگیری درست، کسب [[اخبار]] و اطلاعات صحیح و کافی درباره موضوع و بررسی جوانب و اطراف آن است. هیچ اقدامی بدون [[شناخت]] لازم صائب نیست. [[امیرمؤمنان]]{{ع}} به [[کمیل بن زیاد]] فرمود: {{متن حدیث|يَا كُمَيْلُ! مَا مِنْ حَرَكَةٍ إِلَّا وَ أَنْتَ مُحْتَاجٌ فِيهَا إِلَى مَعْرِفَةٍ}}<ref>ابن شعبه الحرانی، تحف العقول، تحقیق علیاکبر غفاری، مؤسسه النشر الاسلامی، قم، الطبعه الثانه، ص۱۷۱.</ref>؛ «ای [[کمیل]] هیچ اقدامی نیست مگر اینکه در آن به [[شناختی]] [[نیازمندی]]». | ||
| خط ۸۹: | خط ۸۹: | ||
در شرایط امروزی شیوههای دستیابی به اطلاعات لازم برای مدیران پیشرفتهای زیادی کرده است. در زمینه نرم افزاری بهرهگیری از کارشناس خبره و تجربیات موجود در سایر کشورها و در زمینه سختافزاری ابزارهای متنوع دریافت اطلاعات میتوانند در کسب اطلاعات لازم برای تصمیمگیری مدیران را [[یاری]] کنند. همچنین [[دانش]] آمار و روشهای پیشرفته آمارگیری در این زمینه آخرین اطلاعات را در [[اختیار]] مدیران قرار میدهد. آنچه مهم است توجه ویژه مدیر به داشتن سازوکاری [[توانمند]] در دریافت و پردازش اطلاعات است که در تصمیمگیریها بتواند با دقت و سرعت کافی خدمات لازم را در اختیار گذارد<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۴۸.</ref>. | در شرایط امروزی شیوههای دستیابی به اطلاعات لازم برای مدیران پیشرفتهای زیادی کرده است. در زمینه نرم افزاری بهرهگیری از کارشناس خبره و تجربیات موجود در سایر کشورها و در زمینه سختافزاری ابزارهای متنوع دریافت اطلاعات میتوانند در کسب اطلاعات لازم برای تصمیمگیری مدیران را [[یاری]] کنند. همچنین [[دانش]] آمار و روشهای پیشرفته آمارگیری در این زمینه آخرین اطلاعات را در [[اختیار]] مدیران قرار میدهد. آنچه مهم است توجه ویژه مدیر به داشتن سازوکاری [[توانمند]] در دریافت و پردازش اطلاعات است که در تصمیمگیریها بتواند با دقت و سرعت کافی خدمات لازم را در اختیار گذارد<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۴۸.</ref>. | ||
== مرحله دوم: ارزیابی و یافتن راهحلهای مختلف == | === مرحله دوم: ارزیابی و یافتن راهحلهای مختلف === | ||
بعد از کسب اطلاعات لازم [[مدیر]] مبادرت به یافتن راهحلهایی میکند که میتوانند او را به [[هدف]] برسانند. در این شرایط تصمیم گیرنده نباید به یافتن یک یا دو راهحل ممکن اکتفا نماید و باید سعی کند حتیالامکان راهحلهای متنوعتری را پیشنهاد نماید. در اینجا است که مدیر خلاقیت و عقلانیت خویش را نشان میدهد چه آنکه علی{{ع}} یکی از نشانههای کمال عقل را کثرت احتمالات و راهحلها برای یک امر میدانند. | بعد از کسب اطلاعات لازم [[مدیر]] مبادرت به یافتن راهحلهایی میکند که میتوانند او را به [[هدف]] برسانند. در این شرایط تصمیم گیرنده نباید به یافتن یک یا دو راهحل ممکن اکتفا نماید و باید سعی کند حتیالامکان راهحلهای متنوعتری را پیشنهاد نماید. در اینجا است که مدیر خلاقیت و عقلانیت خویش را نشان میدهد چه آنکه علی{{ع}} یکی از نشانههای کمال عقل را کثرت احتمالات و راهحلها برای یک امر میدانند. | ||
پس از ارائه راهحلهای مختلف مدیر با استفاده از اطلاعاتی که درباره هر یک از آنها جمعآوری کرده است ارزیابی را آغاز کرده و بهترین راه را [[انتخاب]] مینماید. | پس از ارائه راهحلهای مختلف مدیر با استفاده از اطلاعاتی که درباره هر یک از آنها جمعآوری کرده است ارزیابی را آغاز کرده و بهترین راه را [[انتخاب]] مینماید. | ||
=== مشورت در امور === | ==== مشورت در امور ==== | ||
یکی از بهترین راهها برای انتخاب و ارزیابی راهحلهای ممکن مشورت با دیگران است مشورت از چنان اهمیتی برخوردار است که در [[قرآن کریم]] سورهای به نام «[[شوری]]» وجود دارد. در [[قرآن]] مشورت در امور از ویژگیهای [[مؤمنین]] ذکر شده است<ref>{{متن قرآن|وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ}} «و کارشان رایزنی میان همدیگر است» سوره شوری، آیه ۳۸.</ref>. | یکی از بهترین راهها برای انتخاب و ارزیابی راهحلهای ممکن مشورت با دیگران است مشورت از چنان اهمیتی برخوردار است که در [[قرآن کریم]] سورهای به نام «[[شوری]]» وجود دارد. در [[قرآن]] مشورت در امور از ویژگیهای [[مؤمنین]] ذکر شده است<ref>{{متن قرآن|وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ}} «و کارشان رایزنی میان همدیگر است» سوره شوری، آیه ۳۸.</ref>. | ||
| خط ۱۲۶: | خط ۱۲۶: | ||
[[سهل بن حنیف]] که [[شخصیت]] باسابقه انصار بود برخاست و گفت: «نظر ما نظر توست ولی این کار را درباره [[مردم کوفه]] که [[لشکریان]] تو را تشکیل میدهند میبایستی انجام دهی...». امام{{ع}} نیز به پیشنهاد مشورتی سهل عمل کرد و مسأله را با مردم کوفه در میان گذاشت و آنها را برای جهاد با دشمنان خدا ترغیب کرد<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۵۵.</ref>. | [[سهل بن حنیف]] که [[شخصیت]] باسابقه انصار بود برخاست و گفت: «نظر ما نظر توست ولی این کار را درباره [[مردم کوفه]] که [[لشکریان]] تو را تشکیل میدهند میبایستی انجام دهی...». امام{{ع}} نیز به پیشنهاد مشورتی سهل عمل کرد و مسأله را با مردم کوفه در میان گذاشت و آنها را برای جهاد با دشمنان خدا ترغیب کرد<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۵۵.</ref>. | ||
=== مورد مشورت === | ==== مورد مشورت ==== | ||
مشاوره با [[مردم]] و استفاده از آراء آنان در تمام مسائل قابل اجرا است ولی در موردی که [[حکم]] آن از سوی [[دین مقدس اسلام]] مشخص گردیده جایز نیست. | مشاوره با [[مردم]] و استفاده از آراء آنان در تمام مسائل قابل اجرا است ولی در موردی که [[حکم]] آن از سوی [[دین مقدس اسلام]] مشخص گردیده جایز نیست. | ||
| خط ۱۳۳: | خط ۱۳۳: | ||
بر اساس این فراز [[تاریخی]] توقع مشورت با آنان در تمام امور کشوری و [[سیاسی]] بوده است ولی [[امیرمؤمنان]] در جواب آنان فرمودند: «هنگامی که خلافت به من رسید من نگاه کردم به [[قرآن مجید]] و [[دستورها]] و حکم آنها و در همگی [[تبعیت]] نمودم و در [[سنت پیامبر]] نیز از وی [[اقتدا]] کردم، بنابراین نیازی به شما و دیگران نبوده و چیزی که من حکم آن را ندانم پیش نیامده تا با شما و سایر [[مسلمانان]] مشورت نمایم و اگر مسائلی پیش بیاید که حکمش معلوم نباشد، با شما و دیگران تبادل نظر خواهم کرد...»<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱۱، ص۷، ح۱۹۸.</ref>.<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۵۹.</ref> | بر اساس این فراز [[تاریخی]] توقع مشورت با آنان در تمام امور کشوری و [[سیاسی]] بوده است ولی [[امیرمؤمنان]] در جواب آنان فرمودند: «هنگامی که خلافت به من رسید من نگاه کردم به [[قرآن مجید]] و [[دستورها]] و حکم آنها و در همگی [[تبعیت]] نمودم و در [[سنت پیامبر]] نیز از وی [[اقتدا]] کردم، بنابراین نیازی به شما و دیگران نبوده و چیزی که من حکم آن را ندانم پیش نیامده تا با شما و سایر [[مسلمانان]] مشورت نمایم و اگر مسائلی پیش بیاید که حکمش معلوم نباشد، با شما و دیگران تبادل نظر خواهم کرد...»<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱۱، ص۷، ح۱۹۸.</ref>.<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۵۹.</ref> | ||
=== توصیه کارگزاران به مشورت === | ==== توصیه کارگزاران به مشورت ==== | ||
علی{{ع}} همچنان که خود در امور با دیگران به تبادل نظر میپرداخت به کارگزاران خود نیز توصیه میکرد که با دانشمندان و صاحبنظران تبادل نظر داشته باشند. | علی{{ع}} همچنان که خود در امور با دیگران به تبادل نظر میپرداخت به کارگزاران خود نیز توصیه میکرد که با دانشمندان و صاحبنظران تبادل نظر داشته باشند. | ||
از همینرو [[امام علی]]{{ع}} به [[مالک اشتر]] میفرمایند: {{متن حدیث|وَ أَكْثِرْ مُدَارَسَةَ الْعُلَمَاءِ وَ مُنَاقَشَةَ الْحُكَمَاءِ فِي تَثْبِيتِ مَا صَلَحَ عَلَيْهِ أَمْرُ بِلَادِكَ وَ إِقَامَةِ مَا اسْتَقَامَ بِهِ النَّاسُ قَبْلَكَ}}<ref>نهجالبلاغه، نامه ۵۳.</ref>؛ «ای مالک با دانشمندان فراوان گفتوگو کن و با حکیمان سخن فراوان در میان نه و بحث و [[مذاکره]] نما، در آنچه که شهرهایت را [[استوار]] میسازد و در پا داشتن آنچه [[مردم]] پیش از تو بپا داشته و راست و درستکار ماندهاند»<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۵۹.</ref>. | از همینرو [[امام علی]]{{ع}} به [[مالک اشتر]] میفرمایند: {{متن حدیث|وَ أَكْثِرْ مُدَارَسَةَ الْعُلَمَاءِ وَ مُنَاقَشَةَ الْحُكَمَاءِ فِي تَثْبِيتِ مَا صَلَحَ عَلَيْهِ أَمْرُ بِلَادِكَ وَ إِقَامَةِ مَا اسْتَقَامَ بِهِ النَّاسُ قَبْلَكَ}}<ref>نهجالبلاغه، نامه ۵۳.</ref>؛ «ای مالک با دانشمندان فراوان گفتوگو کن و با حکیمان سخن فراوان در میان نه و بحث و [[مذاکره]] نما، در آنچه که شهرهایت را [[استوار]] میسازد و در پا داشتن آنچه [[مردم]] پیش از تو بپا داشته و راست و درستکار ماندهاند»<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۵۹.</ref>. | ||
=== هدف از مشارکت در تصمیمگیری === | ==== هدف از مشارکت در تصمیمگیری ==== | ||
[[مشاوره]] معمولا برای بهدست آوردن نظریه صحیح و پرهیز از مخاطرات احتمالی صورت میپذیرد. در عین حال [[مشورت]] کردن همیشه دلیل بر [[ناآگاهی]] مشورت کننده نیست. مثلا در مورد مشورت [[رسول خدا]]{{صل}} یا امیرالمؤمنین علی{{ع}} با [[اصحاب]] خویش منظور کسب [[آگاهی]] بیشتر نیست بلکه اهداف دیگری برای مشارکت دادن اصحاب در تصمیمگیری وجود دارد که از آن جمله میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: | [[مشاوره]] معمولا برای بهدست آوردن نظریه صحیح و پرهیز از مخاطرات احتمالی صورت میپذیرد. در عین حال [[مشورت]] کردن همیشه دلیل بر [[ناآگاهی]] مشورت کننده نیست. مثلا در مورد مشورت [[رسول خدا]]{{صل}} یا امیرالمؤمنین علی{{ع}} با [[اصحاب]] خویش منظور کسب [[آگاهی]] بیشتر نیست بلکه اهداف دیگری برای مشارکت دادن اصحاب در تصمیمگیری وجود دارد که از آن جمله میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: | ||
# [[شخصیت]] دادن به مردم: تا مردم تصور نکنند که حضرت به آنان اعتنایی ندارد و برای رأی و نظریه ایشان ارزشی قائل نیست. | # [[شخصیت]] دادن به مردم: تا مردم تصور نکنند که حضرت به آنان اعتنایی ندارد و برای رأی و نظریه ایشان ارزشی قائل نیست. | ||
| خط ۱۶۱: | خط ۱۶۱: | ||
آنچه در [[مشورت]] مهم است نوع برخورد [[مدیر]] با مشاورههایی است که در [[اختیار]] او قرار میگیرد. گاه مدیر در مرحله مشورت از همگان نظر میخواهد. اما در عمل اعتنایی به آنها نمیکند و همه ساز و کارهای مشورتی را زیر پا میگذارد. در آن صورت انگیزه [[نخبگان]] برای همفکری و کار مشترک از میان رفته و مشاورین [[توانمند]] مدیر را تنها خواهند گذاشت. در چنین شرایطی مشورت تنها پوششی برای [[خودرأیی]] و [[استبداد]] [[مدیران]] خواهد بود و کارکرد مناسب خویش را نخواهد داشت بنابراین شایسته است که مدیر در حد ممکن برای نظر مشاورین خود اهمیت قائل شود و آنها را ملاک تصمیمگیریهای خویش قرار دهد و حتی نظرات خویش را نیز در قالب جمعبندی دیدگاههای مشاورینش [[اعمال]] نماید<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۶۰.</ref>. | آنچه در [[مشورت]] مهم است نوع برخورد [[مدیر]] با مشاورههایی است که در [[اختیار]] او قرار میگیرد. گاه مدیر در مرحله مشورت از همگان نظر میخواهد. اما در عمل اعتنایی به آنها نمیکند و همه ساز و کارهای مشورتی را زیر پا میگذارد. در آن صورت انگیزه [[نخبگان]] برای همفکری و کار مشترک از میان رفته و مشاورین [[توانمند]] مدیر را تنها خواهند گذاشت. در چنین شرایطی مشورت تنها پوششی برای [[خودرأیی]] و [[استبداد]] [[مدیران]] خواهد بود و کارکرد مناسب خویش را نخواهد داشت بنابراین شایسته است که مدیر در حد ممکن برای نظر مشاورین خود اهمیت قائل شود و آنها را ملاک تصمیمگیریهای خویش قرار دهد و حتی نظرات خویش را نیز در قالب جمعبندی دیدگاههای مشاورینش [[اعمال]] نماید<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۶۰.</ref>. | ||
=== فوائد مشورت برای مدیران [[نظام]] === | ==== فوائد مشورت برای مدیران [[نظام]] ==== | ||
گستردگی و انشعاب روزافزون مسائل مختلف [[زندگی]] و تخصصی شدن بسیاری از مسائل مدیر را ناچار میسازد تا با متخصصان مشورت کند. از اینکه بگذریم هر [[انسانی]] با هر مقدار [[توانایی]]، بالاخره یک [[انسان]] است و در صورت [[آگاهی]] از نظرات دیگران میتواند نقاط مثبت نظرات آنان را بر راهحل پیشنهادی خود بیفزاید تا از این میان نتیجهای مطلوبتر به دست آید؛ لذا علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|اضْرِبُوا بَعْضَ الرَّأْيِ بِبَعْضٍ يَتَوَلَّدُ مِنْهُ الصَّوَابُ}}<ref>آمدی، غررالحکم و دررالکلم ح۲۵۶۷؛ واسطی، [[عیون]] الحکم والمواعظ، ص۹۱.</ref>؛ «[[اندیشهها]] را به یکدیگر بزنید تا [[درستی]] و [[حقیقت]] بهدست آید». در [[حدیث]] دیگری علی{{ع}} میفرماید: «هیچ چیز مانند مشورت راه درست را نشان نمیدهد». | گستردگی و انشعاب روزافزون مسائل مختلف [[زندگی]] و تخصصی شدن بسیاری از مسائل مدیر را ناچار میسازد تا با متخصصان مشورت کند. از اینکه بگذریم هر [[انسانی]] با هر مقدار [[توانایی]]، بالاخره یک [[انسان]] است و در صورت [[آگاهی]] از نظرات دیگران میتواند نقاط مثبت نظرات آنان را بر راهحل پیشنهادی خود بیفزاید تا از این میان نتیجهای مطلوبتر به دست آید؛ لذا علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|اضْرِبُوا بَعْضَ الرَّأْيِ بِبَعْضٍ يَتَوَلَّدُ مِنْهُ الصَّوَابُ}}<ref>آمدی، غررالحکم و دررالکلم ح۲۵۶۷؛ واسطی، [[عیون]] الحکم والمواعظ، ص۹۱.</ref>؛ «[[اندیشهها]] را به یکدیگر بزنید تا [[درستی]] و [[حقیقت]] بهدست آید». در [[حدیث]] دیگری علی{{ع}} میفرماید: «هیچ چیز مانند مشورت راه درست را نشان نمیدهد». | ||
| خط ۱۷۸: | خط ۱۷۸: | ||
همچنین نبود انجمنهای صنفی که بازوی مشورتی [[مدیران]] محسوب میشوند یکی دیگر از دلایل عمده [[ضعف]] [[مسلمین]] در سالهای بعد بود که بر اثر حاکمیتهای [[مستبد]]، جامعه اسلامی از [[تفکر]] جمعی [[محروم]] گردیده بود<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۶۳.</ref>. | همچنین نبود انجمنهای صنفی که بازوی مشورتی [[مدیران]] محسوب میشوند یکی دیگر از دلایل عمده [[ضعف]] [[مسلمین]] در سالهای بعد بود که بر اثر حاکمیتهای [[مستبد]]، جامعه اسلامی از [[تفکر]] جمعی [[محروم]] گردیده بود<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۶۳.</ref>. | ||
=== اوصاف مشاوران === | ==== اوصاف مشاوران ==== | ||
از آنجا که مشورت به منظور [[انتخاب]] راه [[برتر]] صورت میگیرد مشاوران میبایست شرایط لازم را برای چنین امری داشته باشند ازاینرو برای گروه مشاوران شرایطی ذکر شده است از آن جمله: اسلام، [[عقل]]، [[حلم]]، نصح، [[تقوا]]، [[علم]] و [[تجربه]] میباشد. همچنین صفاتی همچون: جبن، [[بخل]]، [[حرص]]، [[جهل]] موجب سلب صلاحیت [[مشاور]] میشود. | از آنجا که مشورت به منظور [[انتخاب]] راه [[برتر]] صورت میگیرد مشاوران میبایست شرایط لازم را برای چنین امری داشته باشند ازاینرو برای گروه مشاوران شرایطی ذکر شده است از آن جمله: اسلام، [[عقل]]، [[حلم]]، نصح، [[تقوا]]، [[علم]] و [[تجربه]] میباشد. همچنین صفاتی همچون: جبن، [[بخل]]، [[حرص]]، [[جهل]] موجب سلب صلاحیت [[مشاور]] میشود. | ||
| خط ۱۸۷: | خط ۱۸۷: | ||
در گروه مشاورین [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} نیز بزرگان [[مهاجر]] و [[انصار]] و همچنین جمعی از [[علما]] و دانشمندان و مردان با تجربه نیز دیده میشود<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۶۵.</ref>. | در گروه مشاورین [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} نیز بزرگان [[مهاجر]] و [[انصار]] و همچنین جمعی از [[علما]] و دانشمندان و مردان با تجربه نیز دیده میشود<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۶۵.</ref>. | ||
== مرحله سوم: عزم و قاطعیت در تصمیم == | === مرحله سوم: عزم و قاطعیت در تصمیم === | ||
یکی از ویژگیهای مهم در [[مدیریت]] عزم در امور است. پس از آنکه [[مدیر]] با کسب اطلاعات لازم و انجام [[رایزنی]] در مورد مسأله راهحلهای مختلف را بررسی و گزینه [[برتر]] را [[انتخاب]] کرد، برای [[موفقیت]] لازم است بر تصمیم خویش [[پایدار]] بماند و از تزلزل در رأی بپرهیزد. انسانهایی که با کوچکترین مانعی به راحتی از تصمیمهای جدی خویش دست برمیدارند هرگز در مدیریت راه به جائی نمیبرند. | یکی از ویژگیهای مهم در [[مدیریت]] عزم در امور است. پس از آنکه [[مدیر]] با کسب اطلاعات لازم و انجام [[رایزنی]] در مورد مسأله راهحلهای مختلف را بررسی و گزینه [[برتر]] را [[انتخاب]] کرد، برای [[موفقیت]] لازم است بر تصمیم خویش [[پایدار]] بماند و از تزلزل در رأی بپرهیزد. انسانهایی که با کوچکترین مانعی به راحتی از تصمیمهای جدی خویش دست برمیدارند هرگز در مدیریت راه به جائی نمیبرند. | ||