آیه سقایة الحاج: تفاوت میان نسخهها
←چهارم: تاویل نادرست آیه بر اساس روایتی مبهم
| خط ۱۵۱: | خط ۱۵۱: | ||
سوم: اگر فرض شود که مزیتی به او اختصاص یافته است، آن مزیت در زمره ویژگیهای امامت نیست و سبب نمیشود که او به صورت مطلق افضل باشد، چرا که خضر به سبب آگاهی از سه مسأله که موسی نمیدانست، مطلقا از موسی برتر نخواهد بود و هُد هُد به خاطر این سخن که به سلیمان گفت: «به چیزی اطلاع یافتم که تو به آن آگاهی نداری»، از سلیمان عالم تر نمیشود. | سوم: اگر فرض شود که مزیتی به او اختصاص یافته است، آن مزیت در زمره ویژگیهای امامت نیست و سبب نمیشود که او به صورت مطلق افضل باشد، چرا که خضر به سبب آگاهی از سه مسأله که موسی نمیدانست، مطلقا از موسی برتر نخواهد بود و هُد هُد به خاطر این سخن که به سلیمان گفت: «به چیزی اطلاع یافتم که تو به آن آگاهی نداری»، از سلیمان عالم تر نمیشود. | ||
چهارم: همانا علی این مسأله را میدانست، اما از کجا معلوم که صحابه دیگر غیر او آن را نمیدانستند؟ پس ادّعای اختصاص علم به این مسأله برای او باطل است؛ از این رو در هر دو صورت اختصاص [فضیلت به علی] باطل است؛ بلکه براساس تواتر معلوم است که جهاد ابوبکر با مال خود بزرگتر از جهاد علی است، چراکه همانا ابوبکر عائلهمند بود، پیامبر{{صل}} درباره او گفت: «هیچ مال همچون مال ابوبکر به من نفع نرساند»، در حالی که علی فقیر بود و ابوبکر در جهاد نفس هم بزرگتر بود»<ref>منهاج السنة، ج۷، ص۱۱۳-۱۱۴ | چهارم: همانا علی این مسأله را میدانست، اما از کجا معلوم که صحابه دیگر غیر او آن را نمیدانستند؟ پس ادّعای اختصاص علم به این مسأله برای او باطل است؛ از این رو در هر دو صورت اختصاص [فضیلت به علی] باطل است؛ بلکه براساس تواتر معلوم است که جهاد ابوبکر با مال خود بزرگتر از جهاد علی است، چراکه همانا ابوبکر عائلهمند بود، پیامبر{{صل}} درباره او گفت: «هیچ مال همچون مال ابوبکر به من نفع نرساند»، در حالی که علی فقیر بود و ابوبکر در جهاد نفس هم بزرگتر بود»<ref>منهاج السنة، ج۷، ص۱۱۳-۱۱۴</ref>. | ||
'''نقد و بررسی''' | '''نقد و بررسی''' | ||
| خط ۱۶۱: | خط ۱۶۱: | ||
در پاسخ لازم است مجددا یادآور شویم که حدیث مطرح شده از سوی وی ابهام دارد و از نظر محتوا و دلالت دچار اشکال است و در مقابل احادیث صحیحی قرار دارد که راویان مشهور و متعددی آن ها را در متون مورد قبول اعتماد سنیان روایت کردهاند. این احادیث محتوایی واضح دارند و به روشنی دلالت میکنند که آیه به جهت بیان فضیلت امیرالمؤمنین{{ع}} نازل شده است و چون در شأن کسی جز امیرالمؤمنین{{ع}} چنین آیه ای نازل نشده است، پس او افضل از دیگران است و این فضیلت تنها به ایشان اختصاص دارد. بر این اساس، تمامی سخنان ابن تیمیه که مطابق معمول اطناب بلا طائل است ابطال میشود. | در پاسخ لازم است مجددا یادآور شویم که حدیث مطرح شده از سوی وی ابهام دارد و از نظر محتوا و دلالت دچار اشکال است و در مقابل احادیث صحیحی قرار دارد که راویان مشهور و متعددی آن ها را در متون مورد قبول اعتماد سنیان روایت کردهاند. این احادیث محتوایی واضح دارند و به روشنی دلالت میکنند که آیه به جهت بیان فضیلت امیرالمؤمنین{{ع}} نازل شده است و چون در شأن کسی جز امیرالمؤمنین{{ع}} چنین آیه ای نازل نشده است، پس او افضل از دیگران است و این فضیلت تنها به ایشان اختصاص دارد. بر این اساس، تمامی سخنان ابن تیمیه که مطابق معمول اطناب بلا طائل است ابطال میشود. | ||
قرطبی در تفسیر آیات یاد شده مینویسد: «از ظاهر آیه این چنین به دست میآید که ابطال کننده سخن کسانی از مشرکان است که به سبب آب رسانی به حاجیان و عمارت مسجد الحرام افتخار میکنند، چنان که سُدّی ذکر کرده و گفته است: عباس به سبب سقایت و شیبه به سبب عمارت فخر فروشی میکردند و علی{{ع}} به سبب اسلام و جهاد تفاخر میکرد، پس خداوند علی{{ع}} را تصدیق و آن دو را تکذیب کرد و خبر داد که به راستی فرمان روایی با کفر جمع نمی شود و هر آیینه با ایمان، عبادت و انجام تکالیف است که سازگاری دارد. این آشکار است و غباری بر روی آن نیست.<ref>تفسیر القرطبیف ج۸، ص۹۱-۹۲.<ref | قرطبی در تفسیر آیات یاد شده مینویسد: «از ظاهر آیه این چنین به دست میآید که ابطال کننده سخن کسانی از مشرکان است که به سبب آب رسانی به حاجیان و عمارت مسجد الحرام افتخار میکنند، چنان که سُدّی ذکر کرده و گفته است: عباس به سبب سقایت و شیبه به سبب عمارت فخر فروشی میکردند و علی{{ع}} به سبب اسلام و جهاد تفاخر میکرد، پس خداوند علی{{ع}} را تصدیق و آن دو را تکذیب کرد و خبر داد که به راستی فرمان روایی با کفر جمع نمی شود و هر آیینه با ایمان، عبادت و انجام تکالیف است که سازگاری دارد. این آشکار است و غباری بر روی آن نیست.<ref>تفسیر القرطبیف ج۸، ص۹۱-۹۲.</ref>. | ||
براساس تفسیر قرطبی، آیه تفاخر و تفاضل امیرالمؤمنین{{ع}} در برابر عباس و شیبه را تصدیق کرده است، نه صرفا نظریه او را. و به تصریح قرطبی، این مطلب بسیار واضح و شفاف است؛ از این رو هر سخنی غیر از این یا نشانه جهل کامل و یا بیان گر تجاهل، تعصب، عناد و لجاج گوینده آن است. قرطبی در ادامه، حدیث مسلم را در ذیل آیه مطرح کرده و اشکالاتی که در متن آن وجود دارد یادآور شده و با این توجیه که از سوی برخی روات در لفظ حدیث تسامح واقع شده، درصدد دفع اشکالات برآمده است و این نشان میدهد که حتی اندیشمندان سنی نیز بر وجود ابهام و اشکال در حدیث مسلم اذعان دارند. با این حال، ابن تیمیه در برابر حدیث منقول از علاّمه آن را مطرح ساخته است! | براساس تفسیر قرطبی، آیه تفاخر و تفاضل امیرالمؤمنین{{ع}} در برابر عباس و شیبه را تصدیق کرده است، نه صرفا نظریه او را. و به تصریح قرطبی، این مطلب بسیار واضح و شفاف است؛ از این رو هر سخنی غیر از این یا نشانه جهل کامل و یا بیان گر تجاهل، تعصب، عناد و لجاج گوینده آن است. قرطبی در ادامه، حدیث مسلم را در ذیل آیه مطرح کرده و اشکالاتی که در متن آن وجود دارد یادآور شده و با این توجیه که از سوی برخی روات در لفظ حدیث تسامح واقع شده، درصدد دفع اشکالات برآمده است و این نشان میدهد که حتی اندیشمندان سنی نیز بر وجود ابهام و اشکال در حدیث مسلم اذعان دارند. با این حال، ابن تیمیه در برابر حدیث منقول از علاّمه آن را مطرح ساخته است! | ||
آلوسی در تفسیر این آیه، درباره مراد از خطاب {{متن قرآن|أَجَعَلْتُمْ}} میگوید: «خطاب آیه یا به مشرکان بر طریق التفات است و اکثر محققان این نظر را برگزیدهاند... و یا خطاب به برخی مؤمنان است که سقایت و عمارت را بر هجرت و جهاد مقدم میکردند. برای این سخن، به حدیثی که مسلم آورده استدلال شده است و براساس آن، از طرق متعدد روایت شده که آیه درباره علی{{ع}} و عباس نازل شده است و مؤید این سخن ـ به این که برای اکتفا در ردّ بر آن کسانی که سقایت و عمارت را بر جهاد مقدم میداشتند ـ همین بیان مناسب است، به جهت بیان عدم تساوی آنها [مجاهدان] نزد خدای تعالی با دسته دوم [اهل سقایت و عمارت]»<ref>تفسیر آلوسی، ج۱۰، ص۶۷ | آلوسی در تفسیر این آیه، درباره مراد از خطاب {{متن قرآن|أَجَعَلْتُمْ}} میگوید: «خطاب آیه یا به مشرکان بر طریق التفات است و اکثر محققان این نظر را برگزیدهاند... و یا خطاب به برخی مؤمنان است که سقایت و عمارت را بر هجرت و جهاد مقدم میکردند. برای این سخن، به حدیثی که مسلم آورده استدلال شده است و براساس آن، از طرق متعدد روایت شده که آیه درباره علی{{ع}} و عباس نازل شده است و مؤید این سخن ـ به این که برای اکتفا در ردّ بر آن کسانی که سقایت و عمارت را بر جهاد مقدم میداشتند ـ همین بیان مناسب است، به جهت بیان عدم تساوی آنها [مجاهدان] نزد خدای تعالی با دسته دوم [اهل سقایت و عمارت]»<ref>تفسیر آلوسی، ج۱۰، ص۶۷</ref>. | ||
از این سخن نکات زیر فهمیده میشود: | از این سخن نکات زیر فهمیده میشود: | ||
# میان حدیث مسلم و حدیثی که مرحوم علاّمه و شرفالدین مطرح کردهاند تعارضی وجود ندارد، چنان که در ضمن مباحث به این نکته اشاره شد؛ | # میان حدیث مسلم و حدیثی که مرحوم علاّمه و شرفالدین مطرح کردهاند تعارضی وجود ندارد، چنان که در ضمن مباحث به این نکته اشاره شد؛ | ||
# حدیث مطرح شده از سوی مرحوم علاّمه و شرفالدین، از طریقهای متعددی روایت شده است نه از یک طریق، چنان که شوکانی هم به این نکته اعتراف و اذعان کرده است<ref>ر.ک: فتح القدیر، ج۲، ص۳۴۶. وی پس از نقل روایت به اسانید طرق متعدّد مینویسد: {{عربی|وقد روی معنی هذا من طرق}}.<ref | # حدیث مطرح شده از سوی مرحوم علاّمه و شرفالدین، از طریقهای متعددی روایت شده است نه از یک طریق، چنان که شوکانی هم به این نکته اعتراف و اذعان کرده است<ref>ر.ک: فتح القدیر، ج۲، ص۳۴۶. وی پس از نقل روایت به اسانید طرق متعدّد مینویسد: {{عربی|وقد روی معنی هذا من طرق}}.</ref>. | ||
# برخی مؤمنان سقایت حاجیان و عمارت مسجد الحرام را بر هجرت و جهاد ترجیح میدادند و این آیه، برای نفی قول آنان نازل شده و بیانگر افضلیت کسی است که به سبب هجرت و جهاد تفاخر میکرده است؛ یعنی حضرت امیرالمؤمنین{{ع}}. | # برخی مؤمنان سقایت حاجیان و عمارت مسجد الحرام را بر هجرت و جهاد ترجیح میدادند و این آیه، برای نفی قول آنان نازل شده و بیانگر افضلیت کسی است که به سبب هجرت و جهاد تفاخر میکرده است؛ یعنی حضرت امیرالمؤمنین{{ع}}. | ||