۳۳٬۷۵۱
ویرایش
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=155%|' به '{{عربی|') |
|||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
*ولایت فقیه هم از راه عقل و هم از راه روایات و احادیث ثابت است. از آنجا که در مدخل نیابت عام، به برخی روایات در این باره اشاره شد، اینجا به صورت مختصر به دلیل عقلی اشاره میکنیم: از آنجا که در عصر غیبت، دسترسی به پیشوای معصوم{{ع}} امکان پذیر نیست و تشکیل حکومت هم ضروری است، باید فردی [[ولایت]] و حکومت را بر عهده بگیرد. بدین منظور، سه راه پیش رو داریم: یا این که [[ولایت]] غیر فقیه را بپذیریم یا فقیه غیر عادل یا ولایت فقیه عادل را<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.</ref>. | *ولایت فقیه هم از راه عقل و هم از راه روایات و احادیث ثابت است. از آنجا که در مدخل نیابت عام، به برخی روایات در این باره اشاره شد، اینجا به صورت مختصر به دلیل عقلی اشاره میکنیم: از آنجا که در عصر غیبت، دسترسی به پیشوای معصوم{{ع}} امکان پذیر نیست و تشکیل حکومت هم ضروری است، باید فردی [[ولایت]] و حکومت را بر عهده بگیرد. بدین منظور، سه راه پیش رو داریم: یا این که [[ولایت]] غیر فقیه را بپذیریم یا فقیه غیر عادل یا ولایت فقیه عادل را<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.</ref>. | ||
*عقل هرانسان حکم میکند غیر فقیه و فقیه غیر عادل شایسته [[ولایت]] و [[حکومت]] نیست؛ چرا که اینجا تشکیل [[حکومت]] اسلامی مورد بحث است و برای پیاده کردن [[حکومت]] اسلامی و اجرای احکام [[دین]]، باید فردی زمام این امر را به عهده گیرد که به احکام اسلامی به طور ژرف و اساسی آشنا بوده و شیوه اداره [[حکومت]] را هم بداند در عینحال، پرهیزگار و متعهد باشد، تا امر [[حکومت]] را فدای خواستههای نفسانی و امیال شیطانی خود نکند. افزون بر آن، اینکه نه فقط درباره [[حکومت]] اسلامی، بلکه درباره هر حکومتی، عقل حکم میکند جاهلان، جاهطلبان و هوسرانان شایستگی زمامداری را ندارند؛ بنابراین فقیهی که به احکام اسلامی و اوضاع سیاسی- اجتماعی زمان خود آگاه بوده از [[تقوا]] و [[عدالت]] و تدبیر و مدیریت و کمالات لازم برخوردار باشد، برای [[حکومت]]، شایستهتر از دیگران است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.</ref>. | *عقل هرانسان حکم میکند غیر فقیه و فقیه غیر عادل شایسته [[ولایت]] و [[حکومت]] نیست؛ چرا که اینجا تشکیل [[حکومت]] اسلامی مورد بحث است و برای پیاده کردن [[حکومت]] اسلامی و اجرای احکام [[دین]]، باید فردی زمام این امر را به عهده گیرد که به احکام اسلامی به طور ژرف و اساسی آشنا بوده و شیوه اداره [[حکومت]] را هم بداند در عینحال، پرهیزگار و متعهد باشد، تا امر [[حکومت]] را فدای خواستههای نفسانی و امیال شیطانی خود نکند. افزون بر آن، اینکه نه فقط درباره [[حکومت]] اسلامی، بلکه درباره هر حکومتی، عقل حکم میکند جاهلان، جاهطلبان و هوسرانان شایستگی زمامداری را ندارند؛ بنابراین فقیهی که به احکام اسلامی و اوضاع سیاسی- اجتماعی زمان خود آگاه بوده از [[تقوا]] و [[عدالت]] و تدبیر و مدیریت و کمالات لازم برخوردار باشد، برای [[حکومت]]، شایستهتر از دیگران است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.</ref>. | ||
*حقّ سرپرستی امّت از سوی ولیّ فقیه و هدایت و رهبری مردم در این روزگار، هم به دلایل نقل و روایی و هم به دلیل عقلی با فقیهان جامع الشرایط است. آنگونه که [[امامان]] [[حجت]] الهی بر مردمند، فقها نیز از سوی [[ائمه]] به عنوان [[حجت]] بر مردم معرفی شدهاند و به تعبیر امام زمان در حدیث حوادث واقعه: {{عربی | *حقّ سرپرستی امّت از سوی ولیّ فقیه و هدایت و رهبری مردم در این روزگار، هم به دلایل نقل و روایی و هم به دلیل عقلی با فقیهان جامع الشرایط است. آنگونه که [[امامان]] [[حجت]] الهی بر مردمند، فقها نیز از سوی [[ائمه]] به عنوان [[حجت]] بر مردم معرفی شدهاند و به تعبیر امام زمان در حدیث حوادث واقعه: {{عربی|فإنّهم حجّتی علیکم و أنا حجّة اللّه}}<ref> وسائل الشیعه، ج ۱۸ ص ۱۰۱</ref>، که میرساند آنان [[حجت]] آن حضرت بر مردمند و او حجت خداست بر مردم. دلیل عقلی آن نیز از خود قوانین دین و کیفیّت آیین [[اسلام]] برمیآید. | ||
*[[امام خمینی]] میفرماید: ولایت فقیه از موضوعاتی است که تصوّر آنها موجب تصدیق میشود و چندان به برهان احتیاج ندارد. به این معنی که هرکس عقاید و احکام اسلام را حتّی اجمالا دریافته باشد، چون به ولایت فقیه برسد و آن را به تصور آورد، بیدرنگ تصدیق خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد شناخت<ref>حکومت اسلامی، امام خمینی</ref>. | *[[امام خمینی]] میفرماید: ولایت فقیه از موضوعاتی است که تصوّر آنها موجب تصدیق میشود و چندان به برهان احتیاج ندارد. به این معنی که هرکس عقاید و احکام اسلام را حتّی اجمالا دریافته باشد، چون به ولایت فقیه برسد و آن را به تصور آورد، بیدرنگ تصدیق خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد شناخت<ref>حکومت اسلامی، امام خمینی</ref>. | ||
*ولایت فقیه به معنای ادارۀ جامعۀ اسلامی در عصر غیبت زیر نظر و رهبری فقیهی است که هم علم به قانون خدا داشته باشد و هم عدالت و پاکی و لیاقت و مدیریّت و کفایت داشته باشد و این همان "تداوم غدیر در عصر غیبت [[امام]] [[معصوم]]" است. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز مشروعیت نظام در سایۀ ولایت فقیه دانسته شده و حدود و اختیارات آن ترسیم گشته است<ref>قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصلهای ۵ و ۱۰۷ تا ۱۱۲</ref>. در زمینۀ ولایت فقیه، مباحثی از این قبیل وجود دارد: فقیه کیست؟ مجتهد کیست؟ مرجع تقلید کدام است؟ چه کسی میتواند مجتهد و فقیه شود و کدام فقیه و با چه شرایطی ولایت دارد؟ ولیّ فقیه چگونه انتخاب میشود و حدود و اختیارات و مدّت آن کدام است و... که در کتابهای مفصّلتر و اختصاصی به این مباحث پرداخته است<ref>از جمله ر.ک: «حکومت اسلامی» امام خمینی، «سرچشمههای قدرت» شهید صدر، «حاکمیت در اسلام» موسوی خلخالی «ولایت فقیه و حاکمیت ملّی» طاهری خرّم آبادی، «نظریة ولایة الفقیه» حیدر آل حیدر، «حکومت اسلامی و ولایت فقیه» مصباح یزدی، «ولایت فقیه به زبان ساده» جواد محدثی</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص:۵۹۸.</ref> | *ولایت فقیه به معنای ادارۀ جامعۀ اسلامی در عصر غیبت زیر نظر و رهبری فقیهی است که هم علم به قانون خدا داشته باشد و هم عدالت و پاکی و لیاقت و مدیریّت و کفایت داشته باشد و این همان "تداوم غدیر در عصر غیبت [[امام]] [[معصوم]]" است. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز مشروعیت نظام در سایۀ ولایت فقیه دانسته شده و حدود و اختیارات آن ترسیم گشته است<ref>قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصلهای ۵ و ۱۰۷ تا ۱۱۲</ref>. در زمینۀ ولایت فقیه، مباحثی از این قبیل وجود دارد: فقیه کیست؟ مجتهد کیست؟ مرجع تقلید کدام است؟ چه کسی میتواند مجتهد و فقیه شود و کدام فقیه و با چه شرایطی ولایت دارد؟ ولیّ فقیه چگونه انتخاب میشود و حدود و اختیارات و مدّت آن کدام است و... که در کتابهای مفصّلتر و اختصاصی به این مباحث پرداخته است<ref>از جمله ر.ک: «حکومت اسلامی» امام خمینی، «سرچشمههای قدرت» شهید صدر، «حاکمیت در اسلام» موسوی خلخالی «ولایت فقیه و حاکمیت ملّی» طاهری خرّم آبادی، «نظریة ولایة الفقیه» حیدر آل حیدر، «حکومت اسلامی و ولایت فقیه» مصباح یزدی، «ولایت فقیه به زبان ساده» جواد محدثی</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص:۵۹۸.</ref> | ||