بنی هاشم: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۲٬۰۹۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۷ اکتبر ۲۰۲۴
 
(۶۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱۰ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{خرد}}
{{مدخل مرتبط
{{امامت}}
| موضوع مرتبط = خاندان پیامبر خاتم
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| عنوان مدخل =  
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از زیرشاخه‌های بحث '''[[خاندان پیامبر خاتم]]''' و مرتبط با مدخل '''[[پیامبر خاتم]]''' است. "'''[[بنی هاشم]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
| مداخل مرتبط = [[بنی هاشم در قرآن]] - [[بنی هاشم در نهج البلاغه]] - [[بنی هاشم در معارف و سیره حسینی]] - [[بنی هاشم در معارف و سیره رضوی]] - [[بنی هاشم در معارف مهدویت]]
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| پرسش مرتبط  =  
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[بنی هاشم در حدیث]] | [[بنی هاشم در نهج البلاغه]] | [[بنی هاشم در معارف دعا و زیارات]] | [[بنی هاشم در در تاریخ اسلام]]</div>
}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[بنی هاشم (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


==مقدمه==
== مقدمه ==
*فرزندان هاشم بن عبد مناف، جدّ [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}}. بنی هاشم در میان عرب، به پاکی و نجابت و آقایی معروف بودند و [[اهل بیت]] [[عصمت]] از این نسل و تبار و وارث مکارم این خاندانند و پیوسته به "آل هاشم" بودن خود افتخار می‌کردند. [[پیامبر]] فرمود: {{عربی|بغض بنی هاشم نفاق}}<ref>بحار الأنوار، ج ۹۳ ص ۲۲۱</ref>، دشمنی با بنی هاشم نفاق است. [[پیامبر]]، [[امامان]] را که از قریش‌اند، از تیرۀ هاشم می‌داند.<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۴</ref> حضرت امیر نیز تقابل [[بنی‌ امیه]] با بنی هاشم را دیرین شمرده و از نابرابری هاشم و امیّه سخن می‌گوید: {{عربی|لیس امیّة کهاشم و لا حرب کعبد المطّلب}}<ref>نهج البلاغه، نامه۱۷</ref> شجاعت هاشمیان در نبرد با دشمن نیز مشهور است. [[امام علی|امیر المؤمنین]]{{ع}} در یکی از نامه‌هایش به معاویه، سپاه خویش را که از مهاجرین و انصار است و شمشیرهای هاشمی (و سیوف هاشمیّة) را به رخ او می‌کشد<ref>نهج البلاغه، نامه۲۸ دربارۀ بنی هاشم از جمله ر. ک: دائرة المعارف تشیّع، ج ۳ ص ۴۹۵</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۲۹.</ref>.
سرسلسله بنی‌هاشم عمرو نام داشته که به هاشم ملقب بوده است و جایگاهی والا میان خویشاوندانش داشته و فردی اثرگذار بوده است. بنی هاشم جایگاهی بالا و اثرگذار هم پیش از [[اسلام]] و هم بعد از اسلام داشتند. آنها قبل از اسلام مناصبی از جمله سقایت و رفادت را عهده‌دار بودند و همچنین در [[پیمان]] [[حلف]] المطیبین و پیمان [[حلف الفضول]] نقش‌آفرین بودند.
*فرزندان هاشم بن عبد مناف، جد اعلای [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}}. [[امام حسین]]{{ع}} نیز در یکی از رجزهای خویش در روز [[عاشورا]]، به این نسب شریف اشاره کرده و به آن افتخار می‌کند. [[بنی امیه]]، از آغاز با بنی هاشم، مخالفت و دشمنی داشتند و این بغض و عداوت، در دوران [[ائمه]] نیز ادامه داشت. حادثه کربلا اوج عداوت و کینه امویان با بنی هاشم بود. [[پیامبر خاتم|پیامبر اسلام]]{{صل}} فرموده است: {{عربی|بغض بنی هاشم نفاق}}<ref>بحار الانوار، ج ۹۳، ص ۲۲۱</ref> دشمنی و کینه با بنی هاشم، نشانه نفاق است. یزید، چون [[امام حسین|حسین بن علی]]{{ع}} را به شهادت رساند و [[اهل بیت]] او را به اسارت گرفت، در مجلس جشن، با چوب خیزران بر لب‌های حسین می‌زد و این اشعار را می‌خواند: بنی هاشم با ملک و سلطنت بازی کردند، نه خبری آمده و نه وحیی نازل شده است. اگر از فرزندان احمد انتقام نگیرم، از نسل خندف نیستم<ref>مقتل الحسین، مقرم، ص ۴۶۲ در زمینه رابطه عداوت آمیز آل امیه با خاندان رسالت، ر ک.: دایرة المعارف تشیع، ج ۳، ص ۳۹۸</ref><ref>ر. ک. [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]] صفحه ۸۶.</ref>.


==بنی هاشم در موعودنامه==
دوران بنی‌هاشم پس از اسلام به چند بخش تقسیم می‌شود که از [[زمان]] [[بعثت پیامبر]]{{صل}} بیشترین نقش را در حمایت [[پیامبر]]{{صل}} را داشتند به گونه‌ای که بیشتر طوایف [[قریش]] از [[بیم]] [[خون‌خواهی]] بنی‌هاشم از آسیب رساندن به پیامبر{{صل}} [[هراس]] داشتند. در دوره بعد از [[هجرت پیامبر]]{{صل}} به [[مدینه]]، برخی از بنی هاشم همچون علی{{ع}} و [[حمزه]] همراه [[رسول خدا]]{{صل}} به مدینه [[مهاجرت]] کردند و بخشی دیگر مانند [[ابولهب]]، [[عباس بن عبدالمطلب]] و [[ابوسفیان بن حارث]] از مشهورترین ایشان بودند، همچنان در [[مکه]] و در صف [[مشرکان]] ماندند؛ در این دوران نیز [[گرایش]] مشرکان بنی‌هاشم به اسلام به موازات گسترش این [[آیین]] افزایش یافت و حمایت بیشتر افراد این طایفه از پیامبر{{صل}} همچون گذشته ادامه داشت.
*نسل و نبیره هاشم بن [[عبد]] مناف، جدّ [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} است. اینان در میان [[عرب]] به نجابت و [[شرافت]] مشهور و مورد [[احترام]] دیگر قبایل بوده‌اند. از [[حضرت رسول]] {{صل}} [[روایت]] شده که فرمود:[[دشمنی]] با [[امام علی]] {{ع}} [[کفر]] و [[دشمنی]] با بنی هاشم، [[نفاق]] است<ref>بحار الانوار، ج ۹۶، ص ۲۳۴.</ref>. در حدیثی آمده که [[هنگام ظهور]]، [[خداوند]] [[حجاز]] را برای ایشان [[فتح]] می‌کند و هرکس از بنی هاشم در زندان باشد را بیرون می‌آورد و حرکت می‌کند تا در [[بیت المقدس]] فرود می‌آید<ref>روزگار رهایی، ج ۱، ص ۵۱۹.</ref>. در [[حدیث]] دیگر می‌خوانیم: [[قائم]] {{ع}} خارج نمی‌شود تا هنگامی که [[دوازده تن]] از بنی هاشم [[خروج]] کنند که هریکی به سوی خود فرا می‌خواند<ref>روزگار رهایی، ج ۲، ص ۹۰۰.</ref>. و درباره جنبش [[سفیانی]] آمده است: [[سفیانی]] سپاهی را به سوی [[مدینه]] می‌فرستد و [[فرمان]] می‌دهد که هرکس از بنی هاشم در آن‌جا باشد، بکشند. بنی هاشم کشته می‌شوند و به کوه و صحرا فرار می‌کنند تا [[مهدی]] {{ع}} [[ظهور]] کند<ref>همان، ص ۱۱۲۳.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۱۷۹.</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
و اما در دوره بعد از [[رحلت پیامبر]] [[سید]] بنی‌هاشم [[علی بن ابی‌طالب]]{{ع}} بود که به عنوان [[جانشین پیامبر]]{{صل}} از سوی رسول خدا{{صل}} معرفی شده بود؛ ولی برخی [[مهاجران]] و [[انصار]] در [[اجتماع سقیفه]] [[ابوبکر]] را جانشین پیامبر{{صل}} خواندند و این [[ستم]] را در حق امام علی{{ع}} روا داشتند.
 
احادیثی در باب [[فضیلت]] بنی‌هاشم، و این که آنها [[سادات]] [[اهل بهشت]] هستند، [[روایت]] شده‌اند. به خاطر وجود همین [[فضائل]]، اشعار [[شاعران]] سروده شده و کتاب‌هایی در باب فضائل بنی هاشم نوشته شده است<ref>[[رضا کردی|کردی، رضا]]، [[بنی هاشم (مقاله)|مقاله «بنی هاشم»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴]]، ص۵۹۶.</ref>.
 
== نیای اول ==
سرسلسله این طایفه، عمرو نام داشته و به دلیل [[بخشندگی]]، به "هاشم" ملقب بوده است<ref>تاریخ طبری، ج۱، ص۵۰۴؛ الطبقات، ابن‌سعد، ج۱، ص۷۵-۷۶.</ref>. او چهارمین پسر مُغیره معروف به عبدمناف<ref>الآحاد و المثانی، ج۱، ص۱۳۵؛ السیرة النبویه، ج۱، ص۹۴، ۲۳۳.</ref> از زنی به نام عاتکه دختر مُرّة بن هلال سلمی بود<ref>الطبقات، ابن‌سعد، ج۱، ص۶۲، ۶۴.</ref>.
 
از آگاهی‌هایی که درباره‌ هاشم از منابع به دست می‌آید، می‌توان دریافت که وی در همان دوران کوتاه [[زندگی]] میان خویشاوندانش جایگاهی والا به دست آورده است. او فردی هوشمند و اثرگذار و توانا در ایراد خطابه<ref>الاکتفاء، ج۱، ص۱۹.</ref> و دارای دیدگاه نافذ میان [[قریش]] و [[شخصیت]] فعال [[اجتماعی]] میان [[عرب]] بوده است و حتی [[ریاست]] بر قریش را نیز به او نسبت داده‌اند<ref>الطبقات، ابن‌سعد، ج۱، ص۷۵-۷۶، ۷۸.</ref>.<ref>[[رضا کردی|کردی، رضا]]، [[بنی هاشم (مقاله)|مقاله «بنی هاشم»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴]]، ص۵۹۶.</ref>
 
== [[فرزندان]] و نوادگان ==
هاشم چهار پسر و پنج دختر داشت که نام‌هایشان چنین بود: شیبة الحمد ملقب به [[عبدالمطلب]]، نضله، ابوصیفی، اسد، رقیه، [[شفاء]] با کنیه‌ ام‌زبیر،<ref>الاغانی، ج۲۲، ص۶۷.</ref> ضعیفه، حیه<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص۲۳۵.</ref> یا حنه،<ref>الطبقات، ابن‌سعد، ج۱، ص۸۰.</ref> و خالده. وی در رثای پدرش [[شعر]] سرود<ref>نک: الطبقات، ابن‌سعد، ج۱، ص۸۰.</ref>.
 
گویا نضله پسر بزرگ‌تر‌ هاشم بوده است و به همین سبب، وی را ابونضله می‌خوانده‌اند.<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۷۱؛ اعلام النبوه، ص۲۱۵؛ الاصابه، ج۳، ص۹۶.</ref> هاشم در یثرب با سلمی، دختر زید نجاریه بیوه [[احیحة بن جلاح]]، [[ازدواج]] کرد و از این [[ازدواج]]، شیبه زاده شد<ref>الطبقات، ابن‌سعد، ج۱، ص۷۹.</ref>. پس از مرگ‌ هاشم، کودکی شیبه در یثرب می‌گذشت. عمویش مطلب با اصرار فراوان توانست او را به [[مکه]] ببرد. او در آن [[شهر]] به عبدالمطلب [[شهرت]] یافت<ref>الاکتفاء، ج۱، ص۱۹.</ref>.
 
برخی منابع، [[صیفی]] و ابوصیفی را دو تن می‌دانند.<ref>انساب الاشراف، ج۴، ص۴۲۷.</ref> بدین‌ترتیب، شمار پسران‌ هاشم به [[پنج تن]] می‌رسد. صیفی و ابوصیفی از کنیزی سیاه زاده شدند که از [[بازار]] حباشه یثرب متعلق به [[قبیله]] [[یهود]] [[بنی‌قینقاع]] خریداری شده بود. او نخست در [[اختیار]] عمرو بن سلول، عموی عبدالله بن ابیّ [[منافق]] مشهور آغاز [[اسلام]]، بود.<ref>المعالم الاثیره، ص۹۶.</ref> ابوصیفی دو پسر به نام ضحاک و عمرو داشته است.<ref>الطبقات، ابن‌سعد، ج۱، ص۸۵؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۴.</ref> [[کنیز]] وی به نام [[ساره]]، پیش از [[فتح مکه]] نامه‌ای از [[حاطب بن ابی‌بلتعه]] [[صحابی]] نزد سران قریش می‌برد تا [[اخبار]] سرّی نظامی [[مسلمانان]] را افشا کند؛ ولی در میانه راه [[امام علی]]{{ع}} و [[زبیر]] به [[فرمان]] [[رسول خدا]] او را تا [[روضه]] خاخ تعقیب کردند و ضمن دستگیری وی، نامه را از او ستاندند.<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۴۴۹؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۴؛ معجم ما استعجم، ج۲، ص۴۸۳.</ref> ابوصیفی همچنین دختری به نام رقیقه<ref>الطبقات، خلیفه، ص۴۶.</ref> با کنیه‌ ام‌مخرمه داشته که مادر ابوالمسور [[مخرمة بن نوفل]] [[زهری]] بوده است. روایتی از ابوالمسور درباره آغاز اسلام در [[مکه]] از [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} گزارش شده است<ref>الآحاد و المثانی، ج۱، ص۴۴۳.</ref>.
 
رقیقه دختر عموی عباس و دیگر [[فرزندان عبدالمطلب]] بوده و خود نیز دختری به نام [[امیمه]] داشته است.<ref>الاصابه، ج۷، ص۵۱۱، ۶۴۶.</ref> [[نضلة]] بن‌ هاشم دارای پسری به نام ارقم بوده<ref>المنمق، ص۸۷؛ الطبقات، ابن‌سعد، ج۱، ص۸۵.</ref> و اسد بن‌ هاشم دختری به نام [[فاطمه]] داشته است که به همسری [[ابوطالب]] عموی پیامبر{{صل}} درآمد و همه فرزندان ابوطالب یعنی علی{{ع}}، جعفر، [[عقیل]]، طالب و‌ [[ام‌هانی]] با نام [[فاخته]] از او زاده شدند. اسد پسری به نام حنین نیز داشته و در منابع از پسری از او به نام [[عبدالله بن حنین]] یاد شده است.<ref>جمهرة انساب العرب، ص۱۴، ۱۳۰.</ref> با این همه، [[ابن‌حزم]] ادعا کرده که از‌ هاشم جز از طریق [[عبدالمطلب]]، نسلی بر جای نمانده است.<ref>جمهرة انساب العرب، ص۱۴.</ref> اما روشن است که همه فرزندان ابوطالب، جز طالب، صاحب نسل بوده‌اند و آنها هم از تبار عبدالمطلب و هم از سلاله اسد به شمار می‌روند<ref>[[رضا کردی|کردی، رضا]]، [[بنی هاشم (مقاله)|مقاله «بنی هاشم»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴]]، ص۵۹۶-۵۹۷.</ref>.
 
== جایگاه بنی‌هاشم ==
آگاهی‌های مربوط به فرزندان‌ هاشم، به دو دوره قابل تقسیم است:
=== پیش از [[اسلام]] ===
پس از [[مرگ]] زودهنگام‌ هاشم، گزارشی از [[فرزندان]] و [[جانشینان]] او در منابع نمی‌یابیم؛ بدین دلیل که آنها در سن طفولیت به سر می‌برده‌اند و حتی معروف‌ترین آنها [[عبدالمطلب]] هنوز به [[دنیا]] نیامده بود. از آن پس تا هنگامی که فرزندان او به حد [[رشد]] رسیدند، آنها به عنوان شاخه‌ای از [[بنی‌عبدمناف]] شمرده می‌شدند.
==== عهده‌داری هاشم بر منصب سقایت ====
از میان منصب‌هایی که طوایف [[قریش]] پس از ظهور [[قصی بن کلاب]] برای خویش برگزیدند، دو منصب به [[عبدمناف]] و سپس‌ هاشم<ref>اخبار مکه، ازرقی، ج۱، ص۱۱۱.</ref> و فرزندانش رسید که هر دو در تعیین جایگاه آنها و حتی [[کشمکش]] میان [[بنی‌امیه]] و هم‌پیمانانش با بنی‌هاشم و هم‌پیمانانش نقش داشته‌اند. این دو منصب عبارت بودند از سقایت یا آبدهی و رفادت به معنای مهمانی [[حاجیان]] با خوراک. کوشش آنها برای دستیابی به آب‌های زیرزمینی و کندن چاه برای برآوردن آب از اعماق [[زمین]]، نتیجه [[پشتکار]] آنها در انجام [[وظایف]] خود بوده است. بنی‌هاشم با بهره‌گیری از چاه‌های کر [[آدم]]، خم، عجون، [[ردم]] اعلی، بذر، سجله و سرانجام [[زمزم]]،<ref>اخبار مکه، ازرقی، ص۱۱۱-۱۱۳.</ref> در برطرف کردن کمبود آب در [[مکه]] به ویژه در [[موسم حج]] می‌کوشیدند. چاه بذر را‌ هاشم در [[سرزمین]] [[بطحاء]] در دامنه [[کوه خندمه]] و دهانه [[شعب ابی‌طالب]] حفر نمود. این چاه سرانجام به مقوم بن عبدالمطلب رسید. یکی از فرزندان‌ هاشم در [[شعر]] خود نامی از آن چاه برده است.<ref>اخبار مکه، ازرقی، ص۱۱۳.</ref> به [[گمان]] بنی‌هاشم، چاه سَجْله را نیز که روزگاری‌ هاشم در مکه کنده بود، اسد بن‌ هاشم به عدی بن [[نوفل]] بخشید.<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص۲۸۳؛ فتوح البلدان، ص۵۷.</ref> خالده دختر‌ هاشم در این زمینه سروده‌ای دارد.<ref>فتوح البلدان، ص۵۷؛ معجم البلدان، ج۳، ص۱۹۳.</ref> از آن پس که عبدالمطلب [[چاه زمزم]] را به سبب خوابی که دیده بود، حفر کرد،<ref>المنمق، ص۳۳۳؛ انساب الاشراف، ج۴، ص۴۰۶-۴۰۷.</ref> به تدریج چاه‌های دیگر اهمیت خود را از دست دادند<ref>المنمق، ص۳۳۳.</ref>.
 
[[عبدالمطلب]] آب را از [[زمزم]] به [[عرفه]] می‌برد و [[حاجیان]] را آب می‌داد.<ref>الطبقات، ابن‌سعد، ج۱، ص۸۳.</ref> او در [[موسم حج]] شتران فراوانش را گرد می‌آورد و شیر آنها را با عسل و شیره انگور می‌آمیخت تا از [[شوری]] آن کاسته شود.<ref>المنمق، ص۴۲.</ref> با [[مرگ]] عبدالمطلب، پسرش عباس عهده‌دار سقایت شد. [[شاعری]] در فخرورزی به سقایت حاجیان با آب زمزم، درباره [[فرزندان]] عباس شعری سروده است.<ref>نک: مسالک الابصار، ج۴، ص۲۹۵.</ref> عباس در طایف تاکستانی داشت که انگور آن را به [[مکه]] می‌آوردند و آب آن را با آب زمزم می‌آمیختند و در ایام موسم به حاجیان می‌دادند<ref>اخبار مکه، ازرقی، ج۱، ص۱۱۴.</ref>.<ref>[[رضا کردی|کردی، رضا]]، [[بنی هاشم (مقاله)|مقاله «بنی هاشم»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴]]، ص۵۹۷-۵۹۸.</ref>
 
==== عهده‌داری هاشم بر منصب رفادت ====
منصبی دیگر که از‌ هاشم به فرزندانش رسید، رفادت بود. بغدادی گزارشی آورده که نشان می‌دهد‌ هاشم نه تنها در موسم حج بلکه در غیر آن و حتی در سفرهای [[تجاری]] نیز به [[ذبح]] گوسفند، پختن آبگوشت و ریختن نان ثرید در آن و [[دعوت]] از همراهان برای خوردن [[شهرت]] داشته است<ref>المنمق، ص۴۲.</ref>. هاشم در سالی که قحطی [[سختی]] در مکه رخ داد، به [[شام]] رفت و آردی فراوان خرید و با آن نان پخت. در ایام موسم با خشکه‌های نان و گوشت شتر، آبگوشت و ثرید آماده کرد و به [[مردم]] داد<ref>المنمق، ص۴۳.</ref>.
 
ملقب شدن او به‌ هاشم نیز در منصب رفادت وی ریشه داشته است. گویا مرسوم کردن سفرهای زمستانی و تابستانی <ref>الروض الانف، ج۲، ص۶۵.</ref> و گرفتن [[پیمان]] مشهور به [[ایلاف]] از [[قبایل]] شمالی [[جزیرة العرب]] نیز افزون بر [[شخصیت]] و توانایی‌ هاشم، در منصب رفادت او ریشه داشته است. [[پیمان]] ایلاف از آن پس انجام شد که‌ هاشم از قیصر روم روادید ورود و [[تجارت]] در شام را برای [[اعراب]] گرفت. [[قبایل]] ساکن در سرزمین‌های میان [[مکه]] تا [[شام]]، سرمایه خود را فراهم آوردند و آن سرمایه هنگفت را برای فروش به [[شامات]] بردند. اما خود‌ هاشم در این [[سفر]] در غزه درگذشت<ref>المنمق، ص۴۳-۴۴.</ref>.
 
[[شهرت]] خاندان‌ [[هاشمی]] به عملکرد سرسلسله آن محدود نمی‌شود. کوچک‌ترین فرزند‌ هاشم، [[عبدالمطلب]]، بعدها به بزرگ‌ترین و اثرگذارترین فرد [[قریش]] تبدیل شد. [[شخصیت]] عبدالمطلب در درجه نخست قریش را به خود جذب می‌کرد. او برخی [[سنت‌ها]] همچون [[تحنث]] (خلوت‌گزینی) در [[غار حراء]]، [[خضاب]]، و منع [[نکاح]] [[محارم]] را میان همه یا بخشی از قریش رواج داده بود<ref>الطبقات، ابن‌سعد، ج۱، ص۸۶-۸۷؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۰؛ الکامل، ج۲، ص۱۵.</ref>.<ref>[[رضا کردی|کردی، رضا]]، [[بنی هاشم (مقاله)|مقاله «بنی هاشم»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴]]، ص۵۹۸-۵۹۹.</ref>
 
==== صاحبان مناصب بعد از [[مرگ]] هاشم ====
پس از مرگ‌ هاشم، منصب سقایت و رفادت را برادرش مطلب بر عهده گرفت و از آنجا که عبدالمطلب در [[خانه]] مطلب [[رشد]] کرد، همین کار را همراه عموزادگان خود عهده‌دار بود. اما سال‌ها بعد با مرگ مطلب، آن‌گونه که در [[روایت]] [[طبری]] آمده است، [[نوفل]] دیگر عموی عبدالمطلب بر این منصب چنگ افکند. عبدالمطلب به [[خویشاوندان]] خود از [[بنی‌نجار]] [[یثرب]] [[متوسل]] شد و به کمک آنها توانست موقعیت خویش را بازیابد. از آن پس نوفل و فرزندانش با [[فرزندان]] [[عبدشمس]] در برابر بنی‌هاشم و [[بنی‌مطلب]] [[متحد]] گشتند و بنی‌هاشم نیز با [[خُزاعه]] بر ضد [[بنی‌نوفل]] و [[بنی‌عبدشمس]] هم‌پیمان شدند<ref>تاریخ طبری، ج۱، ص۵۰۳؛ السیرة الحلبیه، ج۱، ص۲۳.</ref>.
 
این گزارش با خبر ترتیب مرگ پسران [[عبدمناف]] که در برخی منابع روایت شده، ناسازگار است. بر پایه آن خبر، از چهار پسر عبدمناف، ‌ هاشم زودتر از همه درگذشته است. پس از او عبدشمس در مکه [[وفات]] یافته و [[قبر]] او در [[اجیاد]] است. سپس نوفل در [[سلمان]] در راه [[عراق]] درگذشته و سرانجام مطلب در ردمان [[یمن]] با [[دنیا]] وداع گفته است.<ref>تاریخ طبری، ج۱، ص۵۰۵.</ref> در این صورت، هنگام [[مرگ]] مطلب، [[نوفل]] نمی‌توانسته زنده باشد. بنابراین، باید گفت [[اختلاف]] پدید آمده در [[حقیقت]] میان فرزندان نوفل با [[فرزندان‌]] هاشم بوده است<ref>[[رضا کردی|کردی، رضا]]، [[بنی هاشم (مقاله)|مقاله «بنی هاشم»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴]]، ص۵۹۹.</ref>.
 
====[[پیمان]] [[حلف]] المطیبین ====
رخداد دیگر، پیمانی بود که بنی‌هاشم در بسته شدن آن نقش ایفا کردند و این همان است که تاریخ‌نگاران از آن به عنوان "حلف المطیبین" یاد کرده‌اند. در این رویداد، میان [[بنی‌عبدمناف]] بن قُصَی شامل [[بنی‌عبدشمس]]، بنی‌هاشم، [[بنی‌مطلب]] و [[بنی‌نوفل]] از یک سو و [[بنی‌عبدالدار]] بن قصی از سوی دیگر مشاجره‌ای درگرفت.<ref>التنبیه و الاشراف، ص۱۸۰؛ البدایة و النهایه، ج۲، ص۲۰۹.</ref> گویا سال‌ها پیش از آن، قصی منصب [[حجابت]] (پرده‌داری [[کعبه]])، [[لواء]] ([[پرچم‌داری]])، سقایت (آب‌رسانی به [[حاجیان]]) و رفادت ([[مهمان‌داری]]) را به پسرش عبدالدار سپرده بود؛ اما بنی‌عبدمناف خود را برای انجام این امور شایسته‌تر می‌دانستند. در این گیرودار، [[قریش]] به سه گروه تقسیم شدند: گروهی شامل [[بنی‌اسد بن عبدالعزی]]، [[بنی‌زهرة]] بن [[کلاب]]، [[بنی‌تیم]] بن مُرّه و [[بنی‌حارث بن فهر]] با بنی‌عبدمناف هم‌باور بودند و گروهی دیگر شامل [[بنی‌مخزوم]] بن [[یقظه]]، [[بنی‌سهم]] بن عمرو، بنی‌جُمَح بن عمرو و بنی‌عُدَی بن کعب جانب بنی‌عبدالدار را گرفتند. گروه سوم یعنی [[بنی‌عامر]] بن لؤی و [[بنی‌مُحارب]] بن فهر بی‌طرفی [[اختیار]] کردند<ref>الاکتفاء، ج۱، ص۵۲.</ref>.
 
هر گروه از هم‌پیمانان خود به [[سختی]] [[سوگند]] گرفت که در این رویارویی [[استوار]] بماند. بنی‌عبدمناف خمره‌ای پر از مواد خوشبو کنار کعبه قرار دادند و دستان خود را به آن معطر کردند و به دیوار کعبه مالیدند و سوگند خوردند که بر [[پیمان]] خود استوار بمانند. از این‌رو، به این پیمان "حِلف المطیبین" گفتند. بنی‌عبدالدار نیز با یکدیگر سوگند خوردند<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج۵، ص۱۵۹؛ البدایة و النهایه، ج۲، ص۲۰۹.</ref>.
 
این رخداد به سال‌های پس از مرگ‌ هاشم باز می‌گردد؛ زیرا بزرگ بنی‌عبدمناف در این رویداد عبدشمس بوده که از دیگران سالمندتر بوده است.<ref>الاکتفاء، ج۱، ص۵۲.</ref> این در حالی است که‌ هاشم و عبدشمس همزاد بوده‌اند.<ref>تاریخ طبری، ج۱، ص۵۰۴؛ اعلام النبوه، ص۱۹۲؛ زاد المعاد، ج۵، ص۸۱.</ref> نیز‌ هاشم از جایگاهی والاتر نسبت به عبدشمس برخوردار بوده است.<ref>الطبقات، ابن‌سعد، ج۱، ص۷۵-۷۶.</ref> همچنین [[حلف]] المطیبین هنگامی رخ داده که نه تنها فرزندان‌ هاشم و عبدشمس و نوفل و مطلب، بلکه نوادگان آنها به‌اندازه‌ای بزرگ شده‌ بودند که بتوانند تا آستانه یک [[نبرد]] پیش روند.
 
به [[روایت]] بغدادی، [[بنی‌عبدمناف]] چون [[شرافت]] و فراوانی شمار خود را دیدند، خواستند که تولیت [[خانه کعبه]] را از [[بنی‌عبدالدار]] بستانند. کسی را نزد [[ابوطلحه]] فرستادند و گفتند: کلید کعبه را به ما بده! و این سرآغاز درگیری شد.<ref>المنمق، ص۵۰.</ref>
 
فاکهی گوید: کسی که ماده خوشبو را به جمع هم‌پیمانان آورد، [[عاتکه دختر عبدالمطلب]] بود<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج۵، ص۱۵۹.</ref>. به روایت سهیلی، ‌ام‌حکیم [[بیضاء]] دختر دیگر [[عبدالمطلب]] و خواهر تنی [[عبدالله پدر پیامبر]]{{صل}} این کار را انجام داد<ref>الروض الانف، ج۲، ص۴۲.</ref>.
 
[[طبری]] از [[عبدالرحمن بن عوف]] از [[رسول خدا]]{{صل}} گزارش کرده که فرمود: نوجوان بودم که با عموهایم حلف المطیبین را مشاهده کردم<ref>جامع البیان، ج۵، ص۸۰؛ الفائق، ج۲، ص۳۷۲؛ البدایة و النهایه، ج۲، ص۲۹۱.</ref>.
 
پذیرش گزارش حلف المطیبین، ما را در پذیرش این خبر که‌ هاشم عهده‌دار منصب سقایت و رفادت و انجام‌دهنده کارهای [[قریش]] پس از عبدمناف بوده<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج۴، ص۱۰۸.</ref> و پس از وی منصب سقایت و رفادت به مطلب<ref>تاریخ طبری، ج۱، ص۵۰۳.</ref> و سپس عبدالمطلب رسیده است،<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص۲۷۶؛ تاریخ طبری، ج۱، ص۵۰۳.</ref> با مشکل روبه‌رو می‌کند، مگر آن‌که تصور کنیم بنی‌عبدالدار و هم‌پیمانانشان درصدد بوده‌اند که به پشتوانه [[وصیت]] جدشان قُصَی بن کِلاب، افزون بر منصب [[حجابت]] و [[لواء]]، منصب سقایت و رفادت را نیز از آن خود کنند که با [[ایستادگی]] بنی‌عبدمناف روبه‌رو شدند<ref>[[رضا کردی|کردی، رضا]]، [[بنی هاشم (مقاله)|مقاله «بنی هاشم»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴]]، ص۵۹۹-۶۰۱.</ref>.
 
==== پیمان [[حلف الفضول]] ====
در پیمانی دیگر مشهور به "حلف الفضول"، بنی‌هاشم، [[بنی‌مطلب]]، [[بنی‌زهره]]، [[بنی‌اسد]] و بنی‌تَیم [[تعهد]] سپردند که نگذارند در [[مکه]] به کسی [[ستم]] شود.<ref>الطبقات، ابن‌سعد، ج۱، ص۱۲۸.</ref> برخی افراد خاندان‌ [[هاشمی]] در دوران پیش از اسلام با یکدیگر پیمانی کوچک منعقد کردند. در این [[پیمان]]، [[عبدالمطلب]] با هفت تن از پسران خود و نیز ارقم پسر نضلة بن‌ هاشم و ضحاک و عمر پسران ابوصیفی بن‌ هاشم تعهد سپردند که یکدیگر را [[یاری]] کنند. آنها این [[عهدنامه]] را در [[کعبه]] آویختند<ref>الطبقات، ابن‌سعد، ص۸۵.</ref>.
 
برخی [[اخبار]] نشان می‌دهند که عبدالمطلب تا هنگامی که [[حمیریان]] بر [[یمن]] [[فرمان]] می‌رانده‌اند، در آنجا با بزرگان این [[خاندان]] همچون [[سیف بن ذی یزن]]، واپسین فرمانروای [[حمیری]]، دیدار می‌کرده است.<ref>المنمق، ص۴۲۷؛ معجم قبائل العرب، ج۳، ص۹۴.</ref> پس از اشغال یمن به دست [[حبشیان]] و در [[یورش]] سپاهیان ابرهه اشرم فرمانروای [[حبشی]] یمن به مکه، عبدالمطلب حاضر به ترک [[شهر]] نشد و در دیدار با ابرهه او را تحت تاثیر قرار داد<ref>المنمق، ص۷۵.</ref>.<ref>[[رضا کردی|کردی، رضا]]، [[بنی هاشم (مقاله)|مقاله «بنی هاشم»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴]]، ص۶۰۱.</ref>
==== [[دشمنان]] بنی‌هاشم ====
بزرگ‌ترین دشمنان بنی‌هاشم درون [[قبیله قریش]]، تیره دیگر [[بنی‌عبدمناف]] یعنی [[بنی‌امیة]] بن عبدشمسبودند. ریشه این [[دشمنی]] را در [[حسادت]] [[عبدشمس]] به‌ هاشم جسته‌اند؛ اما نخستین دشمنی آشکار [[بنی‌امیه]] و بنی‌هاشم هنگامی رخ داد که امیه به نشانه قهر مکه را رها کرد و ده سال در [[شام]] اقامت گزید. این تنافر میان عبدالمطلب و [[حرب بن امیه]] نیز وجود داشت؛ به گونه‌ای که حتی [[نجاشی]]، [[حاکم]] [[حبشه]]، میانجیگری میان آن دو را نپذیرفت<ref>تاریخ طبری، ج۱، ص۵۰۵.</ref>.<ref>[[رضا کردی|کردی، رضا]]، [[بنی هاشم (مقاله)|مقاله «بنی هاشم»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴]]، ص۶۰۱-۶۰۲.</ref>
 
==== محل سکونت ====
پیش از [[اسلام]]، بنی‌هاشم و بنی‌امیه و دیگر سادات قریش در بخش‌های مرکزی [[شهر مکه]] و پیرامون کعبه که به بطحاء<ref>معجم البلدان، ج۱، ص۴۴۴.</ref> معروف بود، [[سکونت]] داشتند، شاید از آن روی که هم به [[کعبه]] نزدیک‌تر بود و هم به دلیل قرار داشتن در مسیر سیلاب، دستیابی به آب‌های زیر زمینی آسان‌تر بوده است. بطحاء محل جاری شدن سیل و پر از سنگریزه است. بطحاء [[مکه]] در میانه راه مکه به [[منا]] قرار دارد.<ref>لسان العرب، ج۲، ص۴۱۲، «بطح.</ref> دیگر طوایف [[قریش]] در ظواهر و بیرون شعب مقیم بوده‌اند.<ref>معجم قبائل العرب، ج۳، ص۹۴۸؛ مراصد الاطلاع، ج۱، ص۲۰۳.</ref> همچنین بنی‌هاشم در مکه آبادی‌ای میان یک دره داشتند که از‌ هاشم به [[عبدالمطلب]] رسیده بود. عبدالمطلب در آنجا خانه‌ای داشت. وی در اواخر عمر خویش، پس از کم‌سو شدن دیدگانش، همه آن [[املاک]] را میان فرزندانش تقسیم کرد. [[پیامبر]]{{صل}} نیز سهم پدرش را دریافت کرد.<ref>معجم البلدان، ج۳، ص۳۴۷؛ سبل الهدی، ج۲، ص۳۸۲.</ref> این بخش از مکه به [[شعب ابی‌طالب]] معروف شد<ref>[[رضا کردی|کردی، رضا]]، [[بنی هاشم (مقاله)|مقاله «بنی هاشم»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴]]، ص۶۰۲.</ref>.
 
=== پس از [[اسلام]] ===
دوران بنی‌هاشم پس از اسلام به چند بخش تقسیم می‌شود.
==== از [[بعثت]] تا [[هجرت پیامبر به مدینه]] ====
در این فاصله، حمایت بنی‌هاشم از [[رسول خدا]]{{صل}} بیشترین نقش را در عدم [[توفیق]] دیگر تیره‌های قریش در آسیب رساندن به پیامبر{{صل}} داشت. از آن پس که [[پیغمبر]]{{صل}} مأموریت یافت تا [[خویشاوندان]] نزدیک خود شامل بنی‌هاشم و [[بنی‌مطلب]] را به اسلام فراخواند {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref>، به تدریج گروهی از آنها این [[دعوت]] را پذیرفتند. برخی از آنها نیز در برابر این فراخوان از خود [[ایستادگی]] نشان دادند. بدین‌ ترتیب، میان [[فرزندان عبدالمطلب]] بر سر [[ایمان به پیامبر]] و [[پشتیبانی]] از او [[اختلاف]] پدید آمد.
 
بغدادی مدعی است تنها کسانی از بنی‌عبدالمطلب که اسلام آوردند، [[حمزه]] و عباس بودند.<ref>المنمق، ص۳۶.</ref> اما روشن است که وی کتاب خود را در [[روزگار]] [[عباسیان]] و با محوریت [[عباس بن عبدالمطلب]] و فرزندانش نوشته است. طبیعی است که وی [[ابوطالب]] نیای بزرگ [[علویان]] را در شمار [[مسلمان]] ‌شدگان به شمار نیاورد تا بخشی از فضیلت‌های علویان را [[انکار]] کند. به [[گواهی]] انبوه روایت‌های [[تاریخی]] و نیز اشعاری که از ابوطالب بر جای مانده است، وی از نخستین ایمان‌ آورندگان به [[پیامبر]]{{صل}} بوده است. در این دوره، [[حمزه]] به [[اسلام]] گروید و در زمره حامیان جدی پیامبر درآمد. عباس نیز اگرچه مسلمان نشده بود، از یاری پیامبر{{صل}} دریغ نداشت.
 
از جمله [[دشمنان]] مشهور [[دعوت پیامبر]]{{صل}}، ابولَهَب عبدالعُزی بن [[عبدالمطلب]] عموی او بود. به نظر می‌رسد یکی از علل این [[دشمنی]]، تحریکات همسرش‌ [[ام‌جمیل دختر حرب بن امیه]]، [[خواهر]] [[ابوسفیان]]<ref>الاکتفاء، ج۱، ص۱۹۶.</ref> بوده که در [[قرآن]] {{متن قرآن|وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ}}<ref>«و (نیز) همسرش در حالی که هیزم‌کش (دوزخ) است،» سوره مسد، آیه ۴.</ref> نیز به این موضوع اشاره شده است.
 
[[حلبی]] اسلام نیاوردن گروهی از بنی‌هاشم یا تأخر آنها را در پذیرش اسلام، از جمله حکمت‌های [[الهی]] می‌داند؛ زیرا اگر آنها بی‌درنگ اسلام می‌آوردند، ممکن بود این [[گمان]] پیش آید که گروهی برای فخر‌فروشی [[دینی]] را [[ابداع]] کردند و به آن [[تعصب]] قبیله‌ای یافتند. چون [[بیگانگان]] این [[آیین]] را پذیرفتند، دانسته شد که این [[تعالیم]] از روی بینشی [[صادقانه]] پدید آمده است.<ref>السیرة الحلبیه، ج۲، ص۴۶.</ref> حتی در آن وضعیت که بخشی از بنی‌هاشم اسلام نیاورده بودند، بیشتر طوایف [[قریش]] از [[بیم]] [[خون‌خواهی]] بنی‌هاشم و [[بنی‌زهره]]، به علت انتساب [[مادر رسول خدا]] به آنان، از آسیب رساندن به پیامبر{{صل}} [[هراس]] داشتند. آن‌گاه که [[عمر بن خطاب]] به قصد [[کشتن پیامبر]]{{صل}} حرکت کرد، فردی از او پرسید: آیا از [[انتقام]] بنی‌هاشم و بنی‌زهره نمی‌ترسی؟<ref>انساب الاشراف، ج۱۰، ص۲۸۹؛ اسد الغابه، ج۳، ص۶۴۶.</ref> از آن پس که گروهی از [[مسلمانان]] به انگیزه [[رهایی]] از آزار مشرکان [[مکه]] به [[حبشه]] کوچ کردند، سختگیری بر مسلمانان مکه افزایش یافت.<ref>السیرة النبویه، ج۲، ص۱۶۴؛ الطبقات، ابن‌سعد، ج۱، ص۲۰۷؛ البدایة و النهایه، ج۳، ص۶۶.</ref> آنها حتی تصمیم گرفتند [[پیامبر]]{{صل}} را آشکارا به [[قتل]] برسانند<ref>السیرة النبویه، ج۲، ص۱۸۸؛ تاریخ طبری، ج۱، ص۵۶۶-۵۶۷.</ref>.<ref>[[رضا کردی|کردی، رضا]]، [[بنی هاشم (مقاله)|مقاله «بنی هاشم»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴]]، ص۶۰۲-۶۰۳.</ref>
 
'''هم‌پیمانی بنی‌هاشم:''' در [[محرم]] سال هفتم بعثت، تیره‌های گوناگون [[قریش]] عهدنامه‌ای درباره قطع کامل ارتباط با بنی‌هاشم منعقد کردند. [[قریش]] [[تعهد]] سپردند که هرگز با بنی‌هاشم و [[بنی‌مطلب]]<ref>سیره ابن‌اسحق، ص۱۵۶.</ref> [[داد و ستد]] نکنند، با آنها [[عقد]] نبندند و به خانه‌های ایشان وارد نشوند، مگر اینکه آنها محمد{{صل}} را به [[قریشیان]] بسپارند تا او را بکشند.<ref>سیره ابن‌اسحق، ص۱۵۶.</ref> آنان [[پیمان]] خود را در صحیفه‌ای نوشتند و در [[کعبه]] نهادند.<ref>التحفة اللطیفه، ج۱، ص۱۱.</ref> مراسم نگارش این پیمان در مکانی به نام [[خیف]] [[بنی‌کنانه]] در [[اَبطَح]] مشهور به "عَصَب" در بالاترین نقطه [[مکه]] انجام پذیرفت.<ref>السیرة الحلبیه، ج۳، ص۴۹۸؛ اخبار مکه، فاکهی، ج۳، ص۲۵۳.</ref> از آن پس [[مؤمن]] و [[کافر]] بنی‌هاشم<ref>زاد المعاد، ج۳، ص۳۰.</ref> جز [[ابولهب]]<ref>السیرة النبویه، ج۲، ص۱۹۶؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۳۳۶.</ref> [[بطحاء]] را وانهادند و تا سه سال در [[شعب ابی‌طالب]] محاصره شدند و دشواری‌های فراوان را به [[جان]] خریدند؛ به گونه‌ای که گاهی صدای شیون کودکان گرسنه آنها از درون دره به گوش می‌رسید.<ref>سیره ابن‌اسحق، ص۱۵۹.</ref> سرانجام به [[سال دهم بعثت]]<ref>التحفة اللطیفه، ج۱، ص۱۱.</ref> مردانی از [[بنی‌عبدمناف]] و بنی‌قصی که زنانی از بنی‌هاشم آنها را به [[دنیا]] آورده بودند، تصمیم به ابطال عهدنامه گرفتند<ref>البدایة و النهایه، ج۳، ص۸۴-۸۵.</ref>.<ref>[[رضا کردی|کردی، رضا]]، [[بنی هاشم (مقاله)|مقاله «بنی هاشم»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴]]، ص۶۰۳-۶۰۴.</ref>
 
'''نقشه قتل پیامبر:''' در سال سیزدهم بعثت، سران قریش در [[اجتماع]] [[دار الندوه]] بر آن شدند که پیامبر{{صل}} را به گونه‌ای به قتل برسانند که همه تیره‌های این [[قبیله]] در آن مشارکت داشته باشند و بنی‌هاشم نتوانند [[خون‌خواهی]] کنند.<ref>اعلام النبوه، ص۱۲۸؛ السیرة الحلبیه، ج۲، ص۱۹۱.</ref> این نقشه با [[هجرت]] [[مسلمانان]] و پیامبر{{صل}} از مکه به [[مدینه]] نقش بر آب شد<ref>[[رضا کردی|کردی، رضا]]، [[بنی هاشم (مقاله)|مقاله «بنی هاشم»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴]]، ص۶۰۴.</ref>.
 
==== از [[هجرت]] تا [[رحلت پیامبر]] ====
در این دوره، بخشی از بنی‌هاشم همچون علی{{ع}} و [[حمزه]] همراه [[رسول خدا]]{{صل}} به مدینه [[مهاجرت]] کردند و بخشی دیگر که [[ابولهب]]، [[عباس بن عبدالمطلب]] و [[ابوسفیان بن حارث]] از مشهورترین ایشان بودند، همچنان در [[مکه]] و در صف [[مشرکان]] ماندند. تیره‌های [[قریش]] معمولاً به‌ [[هاشمیان]] ساکن مکه با [[بدگمانی]] می‌نگریستند.
 
مشرکان قریش [[دعوت پیامبر]]{{صل}} را نوعی [[تفاخر]] قبیله‌ای ارزیابی می‌کردند. پیش از [[نبرد بدر]]، [[عاتکه دختر عبدالمطلب]] خوابی هراس‌آور دید؛ اما [[ابوجهل]] آن را به سخره گرفت و به عباس گفت: شما بنی‌هاشم به [[ادعای نبوت]] مردانتان [[راضی]] نشده‌اید که اکنون زنانتان هم ادعای نبوت می‌کنند؟<ref>السیرة الحلبیه، ج۲، ص۳۷۶.</ref> در همین [[نبرد]]، طعنه‌های قریش کار را به آنجا رساند که [[طالب بن ابی‌طالب]] با گروهی از بنی‌هاشم صحنه را ترک کردند<ref>الاکتفاء، ج۲، ص۱۶.</ref>. در این [[جنگ]]، [[پیامبر]]{{صل}} از [[یاران]] خود خواست که آن گروه از بنی‌هاشم را که از روی ناچاری] به نبرد آمده‌اند، نکشند. در این نبرد، سه تن از بنی‌هاشم شامل عباس بن عبدالمطلب، [[عقیل بن ابی‌طالب]]، و [[نوفل]] بن [[حارث بن عبدالمطلب]] به [[اسارت]] [[مسلمانان]] درآمدند<ref>الدرر، ص۱۱۱.</ref>.
 
اندکی پیش از [[فتح مکه]]، عباس بن عبدالمطلب [[مسلمان]] شد. پس از فتح مکه، وی از رسول خدا خواست تا پرده‌داری [[کعبه]] و آب دادن به [[حاجیان]] را به او واگذار کند. پیامبر{{صل}} کنار کعبه ایستاد و فرمود: هر [[خون]]، [[مال]] و عملی که در [[روزگار]] [[جاهلیت]] بوده، زیر پای ما است، مگر آب‌رسانی به حاجیان و سدانت کعبه که این دو را به اهلش وامی‌گذارم. بدین‌ترتیب، عباس این منصب را بار دیگر به دست آورد و پس از او [[عبدالله بن عباس]] و فرزندانش عهده‌دار این منصب بودند.<ref>اخبار مکه، ازرقی، ج۱، ص۱۱۳-۱۱۴.</ref> گفته‌اند پیامبر{{صل}} [[حق]] خود را از [[خانه]] و [[شعب ابی‌طالب]] به [[عقیل]] واگذار کرده بود.<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج۳، ص۲۶۷.</ref> روایت‌های دیگر حکایت از آن دارند که در فاصله [[هجرت]] [[مسلمانان]] به [[مدینه]] تا [[فتح مکه]]، عقیل [[منزل]] [[رسول خدا]]{{صل}} و منازل [[برادران]] خود و بنی‌هاشم را که به مدینه هجرت کرده بودند، فروخت. آن‌گاه که [[پیامبر]]{{صل}} [[مکه]] را فتح کرد، از او پرسیدند: آیا به خانه‌های خود وارد نمی‌شوید؟ فرمود: آیا عقیل برای ما خانه‌ای باقی نهاده است؟<ref>المناقب، ج۱، ص۱۹۶.</ref> در این سال‌ها، [[گرایش]] [[مشرکان]] بنی‌هاشم به [[اسلام]] به موازات گسترش این [[آیین]] افزایش یافت و [[حمایت]] بیشتر افراد این [[طایفه]] از پیامبر{{صل}} همچون گذشته ادامه داشت. هنگامی که در آغاز [[نبرد حنین]]، [[جنگجویان]] [[مسلمان]] از معرکه گریختند، تنها چهار تن همراه رسول خدا{{صل}} باقی ماندند که سه تن آنها از بنی‌هاشم بودند<ref>السیرة الحلبیه، ج۳، ص۶۷.</ref>.<ref>[[رضا کردی|کردی، رضا]]، [[بنی هاشم (مقاله)|مقاله «بنی هاشم»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴]]، ص۶۰۴-۶۰۵.</ref>
 
==== پس از [[رحلت پیامبر]] ====
[[سید]] بنی‌هاشم در این دوره [[علی بن ابی‌طالب]]{{ع}} بود.<ref>الریاض النضره، ج۱، ص۳۰۵؛ السیرة الحلبیه، ج۲، ص۳۳۹.</ref> البته [[عباس بن عبدالمطلب]] عموی پیامبر{{صل}} نیز در نظام قبیله‌ای [[عرب]] [[منزلت]] داشت.<ref>السیرة النبویه، ج۲، ص۲۸۸؛ اسد الغابه، ج۳، ص۶۰-۶۱.</ref>
 
برخی [[مهاجران]] و [[انصار]] در [[اجتماع]] [[سقیفه بنی‌ساعده]]، [[ابوبکر]] عتیق بن عثمان از [[بنی‌عدی]] را به حکمرانی برگزیدند.<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۲۶-۱۲۷؛ البدایة و النهایه، ج۵، ص۲۴۵-۲۴۸.</ref> این در حالی بود که طایفه بنی‌عدی و [[بنی‌تیم]] که [[عمر بن خطاب]] از آنها بود، پیش از اسلام با بنی‌هاشم [[کینه‌ورزی]] داشتند<ref>البحر المحیط، ج۵، ص۴۴۵.</ref>.
 
بنی‌هاشم پس از رویداد [[سقیفه]] در زمره کسانی بودند که حدود شش ماه از بیعت با ابوبکر سر باززدند. سپس ابوبکر به رغم میل عمر، به میان جمع بنی‌هاشم شتافت<ref>الریاض النضره، ج۲، ص۱۹۵، ۲۱۴، ۲۱۷-۲۱۸.</ref> و گویا همین را نشانه [[بیعت]] بنی‌هاشم با [[خلیفه]] شمردند<ref>[[رضا کردی|کردی، رضا]]، [[بنی هاشم (مقاله)|مقاله «بنی هاشم»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴]]، ص۶۰۵.</ref>.
 
===== تیره‌های بنی‌هاشم =====
تقسیم بنی‌هاشم به تیره‌های فرعی بیشتر در این دوره نمود یافته است. این تیره‌ها عبارتند از: آل ابی‌طالب، [[آل عباس]]، [[آل]] [[حارث بن عبدالمطلب]]، و [[آل]] [[ابی‌لهب]].<ref>الطبقات، ابن‌سعد، ج۱، ص۹۴.</ref>
 
[[فرزندان]] عباس عبارت بودند از: فضل، عبدالله، عبیدالله، [[قثم]]، [[معبد]]، عبدالرحمن، تمام و حارث. دختر فضل به [[عقد]] [[ابوموسی اشعری]] درآمد و از او پسری به نام [[موسی]] زاد.<ref>جمهرة انساب العرب، ص۱۸.</ref> در [[روزگار]] [[خلافت علی]]{{ع}} سه تن از فرزندان عباس صاحب منصب شدند. عبدالله از [[یاران]] نزدیک [[امام علی]]{{ع}} بود. عبیدالله حکمران [[یمن]]،<ref>انساب الاشراف، ج۴، ص۷۸؛ اسد الغابه، ج۳، ص۴۲۰.</ref> قثم [[حاکم مدینه]]، و معبد [[زمامدار]] [[مکه]] شدند.<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۵؛ الکامل، ج۳، ص۲۰۴؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۸.</ref> عبیدالله در رویارویی [[امام حسن]]{{ع}} با معاویه، خیانتکارانه به اردوگاه معاویه پیوست<ref>انساب الاشراف، ج۳، ص۲۹۱-۲۹۲.</ref>.
 
در [[قیام]] سال ۶۱ق. [[امام حسین]]{{ع}} معروف به رخداد [[طف]]، برخی فرزندان غیر فاطمی علی{{ع}} شامل [[ابوبکر]]، [[محمد]]، جعفر، عثمان، عبدالله و ابوالفضل عباس معروف به سقا<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۳۴۳؛ عمدة الطالب، ص۳۵۶.</ref> و شماری از فرزندان [[حسن بن علی]]{{ع}} شامل عبدالله، قاسم و ابوبکر همراه عمویشان حسین{{ع}} در [[کربلا]] به [[شهادت]] رسیدند.<ref>مروج الذهب، ج۳، ص۶۱-۶۲.</ref>
 
در دوره [[بنی‌امیه]] [[مروانی]] برخی [[علویان]] همچون [[زید بن علی]] در روزگار هشام بن عبدالملک [[دست]] به قیام زدند.
 
تیره [[بنی‌عباس]] نیز از آغاز سده دوم ق. با [[شعار]] الرضا من آل محمد{{صل}} توانستند اعتماد بسیاری از [[مسلمانان]] را به خود جلب کنند و به [[قدرت]] دست یابند<ref>نک: اخبار الدولة العباسیه.</ref>.
 
از میان تیره‌های بنی‌هاشم، آل ابی‌لهب گویا به سبب انتسابشان به او همواره مورد [[طعن]] بوده‌اند. [[فضل بن عباس]] بن [[عتبة بن ابی‌لهب]] در پاسخ به [[طعنه]] همسرش به سبب جدش [[ابولهب]]، به او گفت: جد ما‌ هاشم است. اگر [[خشمگین]] هستی، چهره‌ات را خراش ده!<ref>تاریخ دمشق، ج۴۸، ص۳۴۱؛ لسان العرب، ج۶، ص۲۹۹.</ref> او در شعری قومش بنی‌هاشم را ستوده است<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج۳، ص۲۶۳.</ref>.<ref>[[رضا کردی|کردی، رضا]]، [[بنی هاشم (مقاله)|مقاله «بنی هاشم»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴]]، ص۶۰۵-۶۰۶.</ref>
 
== [[فضایل]] بنی‌هاشم ==
بنی‌هاشم دست‌کم پس از فراگیر شدن [[دین اسلام]] به سبب آن‌که [[رسول خدا]]{{صل}} از آنها بود، از جایگاهی والا میان [[مسلمانان]] برخوردار بوده‌اند. بر پایه روایتی منسوب به [[پیغمبر]]{{صل}} طایفه بنی‌هاشم به سبب [[رسالت]] او برگزیده از میان [[قریش]] است.<ref>وسیلة الاسلام، ص۳۵.</ref> احادیثی در باب [[فضیلت]] بنی‌هاشم،<ref>ذخائر العقبی، ص۱۴.</ref> [[استحباب]] [[عیادت بیماران]] خاندان‌ هاشم<ref>ذخائر العقبی، ص۱۵.</ref> و اینکه آنها [[سادات]] [[اهل بهشت]] هستند،<ref>ذخائر العقبی، ص۱۵.</ref> [[روایت]] شده‌اند.
 
'''[[حرمت]] [[صدقه]]:''' از دیدگاه [[فقهی]]، [[خداوند]] صدقه را بر بنی‌هاشم به‌طور کلی [[حرام]] کرده است.<ref>السرائر، ج۱، ص۴۵۷.</ref> آنها شامل [[آل علی]]{{ع}}، [[آل جعفر]]، [[آل عقیل]] و [[آل عباس]] هستند.<ref>ذخائر العقبی، ص۱۶.</ref> [[پیامبر]]{{صل}} سهم [[ذوی القربی]] را به بنی‌هاشم و [[بنی‌مطلب]] می‌داد و به [[بنی‌عبدشمس]] و [[بنی‌نوفل]] پرداخت نمی‌کرد و می‌فرمود: بنی‌هاشم و بنی‌مطلب یک طایفه هستند و در [[روزگار]] [[جاهلیت]] و نیز [[اسلام]] از یکدیگر جدا نشده‌اند.<ref>زادالمعاد، ج۳، ص۱۰۴؛ ج۵، ص۸۱.</ref>
 
'''بهترین تیره:''' [[ابن‌عباس]]، بنی‌هاشم را بهترین تیره [[بنی‌عبدمناف]] و [[بنی‌عبدالمطلب]] را بهترین تیره از بنی‌هاشم دانسته است.<ref>السیرة الحلبیه، ج۱، ص۴۶.</ref> البته شمار بنی‌هاشم از غیر طریق [[عبدالمطلب]] چندان قابل توجه نیست. [[اعتقاد]] به [[برتری]] بنی‌هاشم حتی در روزگاری که از مناصب کلیدی [[سیاسی]] [[محروم]] مانده بودند، نیز به گونه‌ای نمود یافته است.
 
'''شایسته [[جانشینی پیامبر]]:''' پس از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} گروهی از مسلمانان، بنی‌هاشم را شایسته [[جانشینی]] وی می‌دانستند. از این‌رو، [[خالد بن سعید]] چند روزی از بیعت با ابوبکر سر باززد.<ref>الاکتفاء، ج۳، ص۱۰۹.</ref> [[ابان بن سعید بن عاص]] [[اموی]] نیز از جمله کسانی بود که از بیعت با ابوبکر سر باز زد تا ببیند بنی‌هاشم چه خواهند کرد.<ref>التحفة اللطیفه، ج۱، ص۵۹-۶۰.</ref> عمر پس از تأسیس [[دیوان]]، [[اهل]] [[بدر]] و سپس بنی‌هاشم و هم‌پیمانان سنتی آنها، بنی‌مطلب، را مقدم داشت.<ref>التراتیب الاداریه، ج۱، ص۲۲۵.</ref> پس از روی کارآمدن [[امویان]]، [[تفاخر]] میان بنی‌هاشم و [[بنی‌امیه]] به آنجا رسید که [[موالی]] آل‌هاشم نیز بر بنی‌امیه فخر می‌فروختند و کارشان به [[ستیز]] انجامید.<ref>تاریخ دمشق، ج۳۷، ص۴۸۷.</ref> حتی به لحاظ جمعیت نیز بنی‌هاشم را پرشمارتر از بنی‌امیه دانسته‌اند.<ref>اعلام النبوه، ص۲۱۵.</ref> این‌ [[اندیشه]] که بنی‌هاشم به دلیل [[قرابت]] نَسَبی با [[رسول خدا]]{{صل}} [[شایستگی]] ذاتی برای [[مقام خلافت]] را دارند، در آغاز سده دوم ق. میان بسیاری از [[مسلمانان]] [[رسوخ]] داشته است. از دیدگاه برخی، تفاوتی میان تیره‌ها و شاخه‌های بنی‌هاشم وجود نداشت. [[خطبه]] سدیف بن میمون، [[شاعر]] بنی‌هاشم،<ref>لسان العرب، ج۱، ص۶۱۵.</ref> در [[مکه]] در روزی که داوود بن علی‌ [[هاشمی]] این [[شهر]] را از دست بنی‌امیه بیرون کرد، در بر دارنده فرازهایی مهم است.<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج۳، ص۱۴۸.</ref>
 
'''اعتبار در درون [[خاندان]]:''' در درون خاندان نیز گاهی افرادی تنها به دلیل داشتن جایگاهی در سلسله نسب، اعتبار [[اجتماعی]] می‌یافتند. [[عبدالله بن حسن بن حسن بن علی]] بن [[ابی‌طالب]] را به دلیل آنکه هم از سوی پدر و هم از سوی مادر [[علوی]] بود، [[عبدالله محض]] می‌خواندند.<ref>نک: مقاتل الطالبیین، ص۱۶۶؛ عمدة الطالب، ص۱۰۱.</ref> همچنین عبدالصمد بن [[علی بن عبدالله]] بن عباس‌ هاشمی را "قُعدُد بنی‌هاشم" می‌خواندند؛ زیرا با کمترین واسطه به جدّ بزرگ‌تر می‌رسید.<ref>لسان العرب، ج۳، ص۳۵۷، «قعد.</ref> توجه به بنی‌هاشم به‌ویژه [[پیامبر]]{{صل}} تا‌ اندازه‌ای بود که در [[خرید و فروش]] خانه‌های آنها از سوی [[حاکمان]] و والیان و حتی در معماری و شهرسازی مکه تاثیر داشته است. در [[روزگار]] [[امویان]]، حجاج بن یوسف برادرش ابویوسف [[محمد]] را [[مأمور]] کرد که [[خانه]] [[عبدالمطلب]] را به یکصد هزار درهم از بنی‌عبدالمطلب بخرد و آن را بازسازی کند. از آن پس [[مردم]] مکه آن را خانه ابی‌یوسف نامیدند<ref>السیرة الحلبیه، ج۱، ص۱۰۱.</ref>.
 
'''باب بنی‌هاشم:'''یکی از درهای [[مسجدالحرام]] «باب بنی‌هاشم» نام داشت و پرچمی سبز بر آن افراشته بودند.<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج۲، ص۱۷۳.</ref> این دروازه در برابر [[بطحاء]] و [[وادی]] بکّه قرار داشته است. به سال ۱۶۷ق. [[مهدی]] [[خلیفه عباسی]] کار نوسازی و افزایش فضای [[مسجدالحرام]] را انجام داد. او [[فرمان]] داد که معماران ساختمان [[مسجد]] را به گونه‌ای طراحی کنند که [[خانه کعبه]] در وسط قرار گیرد. در نتیجه این کار، بر وسعت باب بنی‌هاشم افزوده شد.<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج۲، ص۱۷۳.</ref> این در را «باب [[عباس بن عبدالمطلب]]» نیز می‌گفتند؛ زیرا از یک سوی در برابر [[خانه]] عباس بن عبدالمطلب قرار داشته است. [[نماز]] بر جنازه‌ها در آن مکان برپا می‌شده است.<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج۲، ص۲۰۲.</ref>
 
'''[[ستایش]] از بنی‌هاشم:''' بسیاری از [[شاعران]] و نویسندگان [[مسلمان]] نیز در ستایش بنی‌هاشم از یکدیگر [[سبقت]] می‌جستند. [[ابوعبدالله]] بن ابی‌خصال قصیده‌ای به نام "[[معراج]] المناقب و [[منهاج]] الحسب الثاقب" سروده و آن را به محمد{{صل}}‌ [[هاشمی]] ابطحی که خاتم رسولان است، پیشکش کرده است.<ref>الاکتفاء، ج۱، ص۲۱.</ref> ابوالبرکات [[سعدی]] تونسی در سروده‌اش [[یقین]] می‌ورزد که اگر پس از مردنش در [[بقیع]] در [[مدینه طیبه]] به خاک سپرده شود، در حمایت صاحب آرامگاه یعنی [[پیامبر]]{{صل}} برانگیخته شده از خاندان‌ هاشم قرار خواهد داشت.<ref>التحفة اللطیفه، ج۱، ص۲۰۶.</ref> [[ابوالفرج]] [[علی بن حسین]] [[اصفهانی]] در کتاب [[مقاتل الطالبیین]] نام و شرح حال حدود ۳۰۰ تن از مردان [[خاندان]] [[ابوطالب]] را که تا سال ۳۱۳ق. به [[قتل]] رسیده‌اند و کسانی را که به قتل آنان [[همت]] گماشته‌اند، آورده است. او [[اذعان]] کرده که شاید شماری فراوان از نام‌های خاندان ابوطالب در اثرش نیامده باشد و این بدان سبب است که گزارش آنها به او نرسیده است؛ زیرا این خاندان در [[مشرق]] و [[مغرب]] پراکنده‌اند.<ref>مقاتل الطالبیین، ص۲۴-۲۵.</ref> همچنین [[ابن‌شهرآشوب]] مازندرانی کتابی به نام مناقب آل ابی‌طالب نگاشته است. در سده نهم ق. ابن‌عنبه کتابی با نام عمدة الطالب فی انساب آل ابی‌طالب نگاشت<ref>[[رضا کردی|کردی، رضا]]، [[بنی هاشم (مقاله)|مقاله «بنی هاشم»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴]]، ص۶۰۶-۶۰۹.</ref>.
 
== بنی‌هاشم در عصر ظهور ==
در روایتی آمده که در زمان ظهور مردی از بنی‌هاشم به [[حکومت]] خواهد رسید و بنی‌امیه را قتل عام خواهد کرد، به گونه‌ای که فقط تعداد اندکی از آنان باقی می‌ماند و فقط بنی‌امیه را می‌کشد و با دیگران کاری ندارد. سپس مردی از بنی‌امیه [[قیام]] کرده و به جای هر یک نفر که از بنی‌امیه کشته شده است، دو نفر را به [[قتل]] می‌رساند، تا جایی که فقط [[زن‌ها]] باقی خواهند ماند (و مردهایشان کشته می‌شوند). در آن زمان حضرت مهدی{{ع}} قیام می‌کند<ref>ملاحم، ص۵۹.</ref>.
 
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[حضرت قائم]]{{ع}} نمی‌آید مگر زمانی که دوازده نفر از بنی‌هاشم قیام کنند که هر یک، [[مردم]] را به سوی خود فرا می‌خواند<ref>اثبات الهداة: ج ۲، ص۷۲۶.</ref>.
 
[[محمد بن حنفیه]]، [[فرزند امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌فرماید: مردی از تبار بنی‌هاشم به [[خلافت]] می‌رسد و به [[بیت المقدس]] رفته و [[عدالت]] را در [[زمین]] برپا می‌کند... چهل سال [[حکومت]] می‌نماید و در سال سی و سوم از حکومتش [[روم]] را تصرف خواهد نمود. سپس اطرافیانش به او [[خیانت]] نموده و در سرزمین "عمق" علیه او گرد آمده و او از فرط [[غم]] از [[دنیا]] خواهد رفت. پس از او مردی دیگر از بنی‌هاشم [[حاکم]] می‌شود و مخالفان را سرکوب کرده و [[قسطنطنیه]] را فتح می‌نماید... سپس به بیت المقدس برمی‌گردد و در [[زمان]] حکومت این شخص [[حضرت عیسی بن مریم]]{{ع}} از [[آسمان]] نازل شده و پشت سر او [[نماز]] خواهد گذاشت و [[دجال]] نیز در همین زمان قیام خواهد کرد<ref>ملاحم، ص۸۰.</ref>.<ref>[[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]، ص۱۵۳.</ref>
 
== پرسش مستقیم ==
* [[بنی هاشم در هنگام ظهور امام مهدی به کجا حرکت می‌کنند؟ (پرسش)]]
* [[بنی هاشم در هنگام ظهور امام مهدی به کجا حرکت می‌کنند؟ (پرسش)]]


== جستارهای وابسته ==
== منابع ==
{{پرسش‌های وابسته}}
{{منابع}}
{{ستون-شروع|7}}
# [[پرونده:54567.jpg|22px]] [[رضا کردی|کردی، رضا]]، [[بنی هاشم (مقاله)|مقاله «بنی هاشم»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|'''دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴''']]
* [[آرماگدون]]
# [[پرونده:13681151.jpg|22px]] [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|'''فرهنگنامه آخرالزمان''']]
* [[بحران معنویت]]
{{پایان منابع}}
* [[پارکلیت]]
* [[جیش الغضب]]
* [[حکومت امام زمان]] {{ع}}
* [[خروج جنبنده‌ای از زمین]]
* [[خروج سفیانی]]
* [[خروج منبعث سوم]]
* [[رجعت]]
* [[رویارویی امام مهدی]] {{ع}} با جاهلان
* [[سوشیانس]]
* [[سوشینت]]
* [[صلح و آرامش پایدار|صلح و آرامش پایدار در سرتاسر جهان]]
* [[ظهور امام مهدی]] {{ع}}
* [[ظهور دجال]]
* [[ظهور منجی|ظهور منجی بزرگ بشر]]
* [[فارقلیط]]
* [[ماشیح]]
* [[موعودباوری]]
* [[میتریا]]
* [[ندای آسمانی]]
* [[نزول عیسی]] {{ع}}
* [[نشانه‌های آخر الزمان|نشانه‌ها و رخدادهای مهم آخر الزمان]]
* [[نشانه‌های ظهور]]
* [[وقوع اختلاف‌ها و درگیری‌های بسیار]]
* [[وقوع مصائب]]
* [[هجوم یأجوج و مأجوج]]
* [[هوشیدر]]
* [[هوشیدرماه]]
*[[ابدال]]
*[[ابر رام]]
*[[ابر سخت]]
*[[ابراهیم بن ادریس]]
*[[ابراهیم بن محمد تبریزی]]
*[[ابراهیم بن محمد همدانی]]
*[[ابراهیم بن مهزیار اهوازی]]
*[[ابروهای حضرت]]
*[[ابقع]]
*[[ابن ابی العزاقر]]
*[[ابن ابی زینب]]
*[[ابن الحسین]]
*[[ابن انباری]]
*[[ابن بابویه]]
*[[ابن جنید]]
*[[ابن حسام]]
*[[ابن حوشب]]
*[[ابن خلدون]]
*[[ابن شاذان]]
*[[ابن متیل]]
*[[ابن مغازلی]]
*[[ابن یمین]]
*[[ابو ابراهیم]]
*[[ابو اسحاق ابو عبیده ثقفی]]
*[[ابو الادیان]]
*[[ابو الحسن]]
*[[ابو الدنیا]]
*[[ابو العنبس]]
*[[ابو القاسم حسن بن احمد]]
*[[ابو القاسم]]
*[[ابو بکر بغدادی]]
*[[ابو جعفر]]
*[[ابو حامد عمران بن مفلس]]
*[[ابو دجانه انصاری]]
*[[ابو دلف کاتب]]
*[[ابو سهل نوبختی]]
*[[ابو صالح]]
*[[ابو عبد الله بزوفری]]
*[[ابو عبد الله]]
*[[ابو علی حجدر]]
*[[ابو غالب]]
*[[ابو محمد حسین بن ابراهیم]]
*[[ابو محمد]]
*[[ابو هاشم جعفری]]
*[[اثبات الوصیه]]
*[[اثبات امامت حضرت]]
*[[اثبات وجود مهدی]]
*[[اثنی عشری]]
*[[احبشیه]]
*[[احجار الزیت]]
*[[احسان]]
*[[احکام جدید]]
*[[احمد الکاتب]]
*[[احمد امین مصری]]
*[[احمد بن ابراهیم]]
*[[احمد بن اسحاق اشعری]]
*[[احمد بن عبد الله هاشمی]]
*[[احمد بن محمد زجورجی]]
*[[احمد بن هلال]]
*[[احمد]]
*[[احمدیه]]
*[[احیای سنت محمدی]]
*[[اخباریه]]
*[[اخلاق حضرت]]
*[[اخنس]]
*[[اخیار]]
*[[ادعای ارتباط با حضرت]]
*[[ادعای مهدویت]]
*[[ادعای نیابت]]
*[[ادعیه امام زمان]]
*[[اذاعه]]
*[[اذن سامعه]]
*[[اربعینیات درباره حضرت]]
*[[ارتباط با حضرت]]
*[[ارشاد]]
*[[ارمینیه]]
*[[ارنون]]
*[[ازد]]
*[[ازدواج حضرت]]
*[[اسامی حضرت در کتب ادیان]]
*[[اسب حضرت]]
*[[استخاره امام زمان]]
*[[استخلاف]]
*[[استضعاف]]
*[[استغاثه به حضرت مهدی]]
*[[استکبار جهانی و مهدی‌باوری]]
*[[اسحاق احمر]]
*[[اسحاق بن اسماعیل]]
*[[اسحاق بن یعقوب]]
*[[اسدی]]
*[[اسراء]]
*[[اسرافیل]]
*[[اسکافی]]
*[[اسم اصلی حضرت]]
*[[اسم حضرت]]
*[[اسماعیل بن جعفر الصادق]]
*[[اسماعیل بن صادق]]
*[[اسماعیل بن علی]]
*[[اسماعیل بن موسی بن جعفر]]
*[[اسماعیلیه]]
*[[اشتراط الساعه]]
*[[اشعیا]]
*[[اصحاب حضرت]]
*[[اصحاب طالوت]]
*[[اصحاب کهف]]
*[[اصل]]
*[[اصهب]]
*[[اعاجم]]
*[[اعتقاد به منجی]]
*[[اعتقاد به مهدی]]
*[[اعلام الوری]]
*[[اعلام ظهور]]
*[[اعیان الشیعه]]
*[[افضل الاعمال]]
*[[افیق]]
*[[اقامتگاه حضرت]]
*[[اقتصاد در عصر ظهور]]
*[[اقلیت‌ها در حکومت حضرت]]
*[[البیعه لله]]
*[[الر]]
*[[الغیبه]]
*[[الفصول العشره فی الغیبه]]
*[[المهدی]]
*[[الواح موسی]]
*[[الیاس]]
*[[ام ایمن]]
*[[ام خالد]]
*[[ام محمد]]
*[[امام زمان]]
* [[امام مهدی]] {{ع}}
*[[امامیه]]
*[[امان زمین]]
*[[امت امت]]
*[[امت معدوده]]
*[[امر به منکر]]
*[[امر ناگهانی]]
*[[امکان رجعت]]
*[[امن یجیب]]
*[[امنیت پس از ظهور]]
*[[امنیت پیش از ظهور]]
*[[امیر الامره]]
*[[امیر المومنین]]
*[[انا انزلنا]]
*[[انتظار در مسیحیت]]
*[[انتظار فرج]]
*[[انتظار مثبت]]
*[[انتظار منفی]]
*[[انتظار و بهداشت روان]]
*[[انتظار و صهیونیسم]]
*[[انتظار]]
*[[انجیل و بشارت موعود]]
*[[اندام حضرت]]
*[[انصار حضرت]]
*[[انطاکیه]]
*[[انکار حضرت]]
*[[انگشتر سلیمان]]
*[[انگشتری حضرت]]
*[[انوری]]
*[[اوپانیشاد]]
*[[اوتاد]]
*[[اوقات مخصوص حضرت]]
*[[اوقات و حالات دعا برای حضرت]]
*[[اوقیدمو]]
*[[اولین برنامه حضرت]]
*[[اولین پرچم]]
*[[اولین جنگ حضرت]]
*[[اولین خطبه حضرت]]
*[[اولین دادگاه پس از ظهور]]
*[[اولین رجعت‌کننده]]
*[[اولین سپاه حضرت]]
*[[اولین کشتار]]
*[[اولین مدعی نیابت]]
*[[اولین نایب خاص]]
*[[اهداف نیابت]]
*[[اهل سنت و مهدی]]
*[[اهل کتاب]]
*[[اهلی شیرازی]]
*[[ایام الله]]
*[[ایدی]]
*[[ایرانیان]]
*[[ایزدشناس]]
*[[ایزدنشان]]
*[[ایستاده]]
*[[ایلیا]]
*[[ایوب بن نوح]]
*[[آتش و دود]]
*[[آثار انتظار]]
*[[آثار حضرت]]
*[[آثار دعای فرج]]
*[[آثار ظهور]]
*[[آخر الزمان]]
*[[آخرین دولت]]
*[[آخرین دیدار عمومی حضرت]]
*[[آداب ملاقات با حضرت]]
*[[آدینه]]
*[[آرماگدون]]
*[[آزمون غیبت]]
*[[آزمون یاران حضرت]]
*[[آس]]
*[[آسیب‌شناسی تربیتی مهدویت]]
*[[آشوب‌های جهانی]]
*[[آل اعین]]
*[[آمادگی برای غیبت]]
*[[آینده جهان و نظریه‌پردازان]]
*[[آیین جدید]]
*[[باب الله]]
*[[باب غیبت]]
*[[باب لد]]
*[[باب]]
*[[بابا فغانی شیرازی]]
*[[بابیه]]
*[[باد زرد]]
*[[باد سرخ]]
*[[باد سیاه]]
*[[باران بی‌موقع]]
*[[باران‌های فراوان]]
*[[بازرگانی در عصر ظهور]]
*[[بازوی حضرت]]
*[[باسط]]
*[[باسک]]
*[[باقریه]]
*[[باقطانی]]
*[[بانوی کنیزان]]
*[[باهله]]
*[[بتریه]]
*[[بحر العلوم]]
*[[بخش دوم:برشمردن دعاها و زیارات مربوط به امام عصر]]
*[[بخشش حضرت]]
*[[بداء]]
*[[بدر]]
*[[براق]]
*[[برکت در عصر ظهور]]
*[[برهان الله]]
*[[برهان]]
*[[بشر بن سلیمان]]
*[[بشقاب‌ پرنده]]
*[[بشیریه]]
*[[بصره]]
*[[بطن ارزق]]
*[[بغداد]]
*[[بغوطه]]
*[[بقیه الانبیاء]]
*[[بقیه الله]]
*[[بکمینابدو]]
*[[بلد الامین]]
*[[بنده یزدان]]
*[[بنی اصفر]]
*[[بنی شیبه]]
*[[بنی ضبه]]
*[[بنی قنطوره]]
*[[بنی هاشم]]
*[[بنیان‌گذار بهاییت]]
*[[بواسیر]]
*[[بهاییه]]
*[[بهداشت در عصر ظهور]]
*[[بهرام]]
*[[بیت الحمد]]
*[[بیت المقدس]]
*[[بیداء]]
*[[بیر معطله]]
*[[بیعت]]
*[[بی‌نیازی در عصر ظهور]]
*[[بیوح]]
*[[پاتیکل]]
*[[پایان تاریخ]]
*[[پایان حکومت حضرت]]
*[[پدر حضرت]]
*[[پرچم پیامبر ]]
*[[پرچم پیش از قیام]]
*[[پرچم زرد]]
*[[پرچم سبز]]
*[[پرچم سفید]]
*[[پرچم سیاه]]
*[[پرچم قیام]]
*[[پرچم هدایت]]
*[[پروژه بولیمود]]
*[[پرویز]]
*[[پسر انسان]]
*[[پنج سالگی حضرت]]
*[[پیراهن حضرت ادم]]
*[[پیراهن حضرت]]
*[[پیروان ادیان]]
*[[پیشانی حضرت]]
*[[پیشگویی ارماگدون]]
*[[پیشگویی غیبت]]
*[[پیشگویی ولادت حضرت]]
*[[پیشگویی‌های کتاب مقدس]]
*[[پیشگویی‌های نوستر اداموس]]
*[[پیشگویی‌های واقع شده]]
*[[تابوت سکینه]]
*[[تابوت موسی]]
*[[تادیب]]
*[[تالی کتاب الله]]
*[[تالی]]
*[[تالیف قلوب]]
*[[تایید]]
*[[تجدید دین]]
*[[تخت سلیمان]]
*[[تخریب مساجد]]
*[[تخریب مسجد الاقصی]]
*[[تداوم امامت]]
*[[تذکره]]
*[[تردید در حضرت]]
*[[ترس حضرت]]
*[[ترس]]
*[[تسبیح حضرت]]
*[[تشرف]]
*[[تقیه]]
*[[تکریم اماکن منسوب به حضرت]]
*[[تکریم ایمه از حضرت]]
*[[تکریم پیامبر از حضرت]]
*[[تکریم نام حضرت]]
*[[تمارین]]
*[[تمام]]
*[[تمنیحا]]
*[[تناثر نجوم]]
*[[تورات و بشارت موعود]]
*[[توسل به حضرت]]
*[[توقیت]]
*[[توقیع ابتدایی]]
*[[توقیع اسحاق بن یعقوب]]
*[[توقیع]]
*[[تهران در اخر الزمان]]
*[[ثایر]]
*[[ثویه]]
*[[جابر]]
*[[جابلسا]]
*[[جابلقا]]
*[[جابیه]]
*[[جارودیه]]
*[[جاماسب‌نامه]]
*[[جامعه]]
*[[جاموس]]
*[[جبرییل]]
*[[جبیر بن خابور]]
*[[جده]]
*[[جذام]]
*[[جزیره خضراء]]
*[[جزیه]]
*[[جعفر کذاب]]
*[[جعفر]]
*[[جعفریه]]
*[[جفر]]
*[[جمادی]]
*[[جمعه]]
*[[جمکران]]
*[[جموداندیشان]]
*[[جن]]
*[[جنب]]
*[[جنگ و کشتار]]
*[[جوار الکنس]]
*[[جوانان]]
*[[جویای تبریزی]]
*[[جهان‌گشایی امام]]
*[[جهانی‌سازی حضرت]]
*[[جهینه]]
*[[جیحون]]
*[[جیش الغضب]]
*[[چراغ مخفی]]
*[[چشمان حضرت]]
*[[چهارمین نایب خاص]]
*[[چهره‌شناسی حضرت]]
*[[چهل روز قبل از قیامت]]
*[[چهل]]
*[[چهل‌روزگی حضرت]]
*[[حاجز بن یزید]]
*[[حارث بن حارث]]
*[[حاشر]]
*[[حافظ شیرازی]]
*[[حبابه والبیه]]
*[[حبه]]
*[[حج در اخر الزمان]]
*[[حج کردن به نیابت حضرت]]
*[[حج و مهدی]]
*[[حجاب]]
*[[حجاز]]
*[[حجت پنهان]]
*[[حجت ظاهر]]
*[[حجت]]
*[[حجتیه]]
*[[حجر الاسود]]
*[[حجه الله]]
*[[حجی نبی]]
*[[حدیثه]]
*[[حذیفه بن یمان]]
*[[حرب و قیس]]
*[[حرز حضرت]]
*[[حرستا]]
*[[حزقیال نبی]]
*[[حزین لاهیجی]]
*[[حسن بن حسین عسکری]]
*[[حسن بن علی وجناء]]
*[[حسن بن قاسم بن علا]]
*[[حسن بن مثله]]
*[[حسن بن محبوب]]
*[[حسن خالص]]
*[[حسین بن الحسن العلوی]]
*[[حسین بن روح]]
*[[حسین و مهدی]]
*[[حصینه]]
*[[حضرت شوونیه]]
*[[حق]]
*[[حقوق حضرت بر شیعیان]]
*[[حکم داود]]
*[[حکومت اسلامی در غیبت کبری]]
*[[حکومت واحد جهانی]]
*[[حکیمه]]
*[[حلاج]]
*[[حمد و حامد]]
*[[حملاها]]
*[[حمیری قمی]]
*[[حیره]]
*[[خاتم الایمه]]
*[[خاتم الایمه]]
*[[خازن]]
*[[خاقانی]]
*[[خاک‌سپاری حضرت]]
*[[خال حضرت]]
*[[خاندان نوبختی]]
*[[خبر ولادت حضرت]]
*[[ختم وصایت]]
*[[ختنه]]
*[[خجسته]]
*[[خداشناس]]
*[[خدمت به حضرت]]
*[[خراسان]]
*[[خروج دجال]]
*[[خروج سفیانی]]
*[[خروج یاجوج و ماجوج]]
*[[خروج یمنی]]
*[[خزیمه]]
*[[خسرو]]
*[[خسف بیداء]]
*[[خسف]]
*[[خسوف و کسوف]]
*[[خشک شدن نیل]]
*[[خضر ]]
*[[خطبه امام سجاد]]
*[[خطبه‌های حضرت]]
*[[خلف صالح]]
*[[خلفای دوران غیبت صغری]]
*[[خلفای عباسی]]
*[[خلوت حضرت]]
*[[خلیفه الاتقیاء]]
*[[خلیفه الله]]
*[[خلیل]]
*[[خماهن]]
*[[خمط]]
*[[خنس]]
*[[خواب مخزومی]]
*[[خواجوی کرمانی]]
*[[خورشید پشت ابر]]
*[[خورشید و ماه]]
*[[خون‌خواهی حسین]]
*[[خیر الفوارس]]
*[[دابه الارض]]
*[[دادتگ]]
*[[داعی]]
*[[دام‌پروری در عصر ظهور]]
*[[دانش حضرت]]
*[[دانش در عصر ظهور]]
*[[دانشمندان اخر الزمان]]
*[[دانیال]]
*[[داوری حضرت]]
*[[دجال]]
*[[دروازه اصطخر]]
*[[دروزی]]
*[[دریاچه طبریه]]
*[[دزدان کعبه]]
*[[دست بر سر گذاردن]]
*[[دست حضرت]]
*[[دشواری انتظار]]
*[[دعا برای امام زمان]]
*[[دعا برای سلامتی حضرت]]
*[[دعا برای فرج]]
*[[دعاهایی که در ارتباط غیرمستقیم با حضرت است]]
*[[دعاهایی که در مورد خود حضرت است]]
*[[دعای افتتاح]]
*[[دعای جدید]]
*[[دعای حضرت برای شیعیان]]
*[[دعای حضرت مهدی]]
*[[دعای سمات]]
*[[دعای صلوات]]
*[[دعای عبرات]]
*[[دعای عهد]]
*[[دعای غریق]]
*[[دعای غیبت]]
*[[دعای فرج]]
*[[دعای قنوت]]
*[[دعای ندبه]]
*[[دعای نور]]
*[[دعبل خزاعی]]
*[[دلدل]]
*[[دمنسیان]]
*[[دندان حضرت]]
*[[دو خون]]
*[[دو غیبت]]
*[[دوازده امام]]
*[[دوران حیرت]]
*[[دوشنبه]]
*[[دولت کریمه]]
*[[دومین نایب خاص]]
*[[دید]]
*[[دین اینده جهان]]
*[[دین جدید]]
*[[دین‌داری در عصر غیبت]]
*[[دین‌فروشی]]
*[[ذو السویقتین]]
*[[ذو الفقار]]
*[[ذو القرنین]]
*[[ذی حجه]]
*[[ذی طوی]]
*[[ذی قعده]]
*[[راحت‌طلبان]]
*[[راضی بالله]]
*[[راویان احادیث مهدی از اهل سنت]]
*[[راویان احادیث مهدی از صحابه]]
*[[راه اثبات نیابت]]
*[[راهنما]]
*[[رایقه]]
*[[رب الارض]]
*[[ربا]]
*[[ربیع]]
*[[رجب]]
*[[رجعت امامان]]
*[[رجعت پیامبران]]
*[[رجعت در ادعیه و زیارات]]
*[[رجعت در امت‌های پیشین]]
*[[رجعت در روایات]]
*[[رجعت در قران]]
*[[رجعت زنان]]
*[[رجعت و اندیشمندان]]
*[[رجعت]]
*[[رجعت‌کنندگان]]
*[[رجل]]
*[[رحبه]]
*[[رشوه]]
*[[رشیق]]
*[[رضوی]]
*[[رفاه در عصر ظهور]]
*[[رفتار امام با دشمنان]]
*[[رفقا]]
*[[رقعه حاجت]]
*[[رکن و مقام]]
*[[رمضان]]
*[[رمیله]]
*[[رنگ چهره حضرت]]
*[[روح القدس]]
*[[روز قیام]]
*[[روزها در عصر حضرت]]
*[[رومیان]]
*[[رونی]]
*[[رویای نرجس]]
*[[ری]]
*[[ریحانه]]
*[[ریزش و رویش]]
*[[ریگ ودا]]
*[[زاهره]]
*[[زبور]]
*[[زبیده]]
*[[زرتشت و بشارت موعود]]
*[[زره پیامبر]]
*[[زکریا]]
*[[زلزله]]
*[[زمامداران اخر الزمان]]
*[[زمان ظهور]]
*[[زمانی بیاید]]
*[[زمینه‌سازان ظهور]]
*[[زمینه‌سازی غیبت]]
*[[زنان اخر الزمان]]
*[[زنان در دوران ظهور]]
*[[زنان در غیبت صغری]]
*[[زنج]]
*[[زند افریس]]
*[[زند]]
*[[زندیق]]
*[[زوراء]]
*[[زهد حضرت]]
*[[زیات]]
*[[زیارت ال یاسین]]
*[[زیارت امام زمان]]
*[[زیارت جامعه]]
*[[زیارت عاشورا]]
*[[زیارت مادر حضرت]]
*[[زیارت ناحیه مقدسه]]
*[[زیدیه]]
*[[زیور بیت المقدس]]
*[[ساعت مخصوص حضرت]]
*[[ساعه]]
*[[سال فرد]]
*[[سامرا]]
*[[سباییه]]
*[[سبیکه]]
*[[سبیل]]
*[[ستاره دنباله‌دار]]
*[[سجده حضرت]]
*[[سحاب]]
*[[سخاوت حضرت]]
*[[سدره المنتهی]]
*[[سرخی اسمان]]
*[[سرداب سامرا]]
*[[سردابیه]]
*[[سرگذشت نرجس]]
*[[سرمه در چشم]]
*[[سرور اهل بهشت]]
*[[سروش ایزد]]
*[[سطیح کاهن]]
*[[سعیده]]
*[[سفط]]
*[[سفیانی]]
*[[سلاح حضرت]]
*[[سلاح یاران حضرت]]
*[[سلار]]
*[[سلام بر حضرت]]
*[[سلطان مامول]]
*[[سلمان فارسی]]
*[[سمات]]
*[[سمان]]
*[[سمری]]
*[[سمیه]]
*[[سن حضرت هنگام ظهور]]
*[[سنا]]
*[[سنایی]]
*[[سنت جدید]]
*[[سند دعای ندبه]]
*[[سنگ موسی]]
*[[سنوسی]]
*[[سوار بر ابر]]
*[[سوره کهف]]
*[[سوسن]]
*[[سوشیانس]]
*[[سومین نایب خاص]]
*[[سه جور استخاره امده است]]
*[[سهم امام]]
*[[سیحون]]
*[[سید بن طاووس]]
*[[سید حسنی]]
*[[سید خراسانی]]
*[[سید شمس الدین]]
*[[سید هاشمی]]
*[[سید]]
*[[سیره حضرت]]
*[[سیصد و سیزده]]
*[[سیف]]
*[[سیما]]
*[[سیمای دوران ظهور]]
*[[شاخص‌های دینداری]]
*[[شادمانی جهان از ظهور]]
*[[شاکمونی]]
*[[شام]]
*[[شاهدان ولادت حضرت]]
*[[شب جمعه]]
*[[شباهت حضرت]]
*[[شجاعت حضرت]]
*[[شرعه التسمیه]]
*[[شروسی]]
*[[شرید]]
*[[شریعی]]
*[[شعار پرچم قیام]]
*[[شعار یاران حضرت]]
*[[شعبان]]
*[[شعر مهدوی]]
*[[شعیب بن صالح]]
*[[شفاعت حضرت]]
*[[شکر امام]]
*[[شلمغانی]]
*[[شماطیل]]
*[[شمایل حضرت]]
*[[شمشیرهای اسمانی]]
*[[شمعون]]
*[[شنوءه]]
*[[شواذ ال محمد]]
*[[شوال]]
*[[شورش بر حضرت]]
*[[شوق دیدار]]
*[[شهاب ثاقب]]
*[[شهادت در رکاب حضرت]]
*[[شهادت کنیزان به رویت حضرت]]
*[[شهادت وکلا به رویت حضرت]]
*[[شیخ الاوصیاء]]
*[[شیصبانی]]
*[[شیطان]]
*[[شیعه در عصر ظهور]]
*[[شیعه و مهدی]]
*[[شیلو]]
*[[شیوه حکومت حضرت]]
*[[صاحب الامر]]
*[[صاحب الدار]]
*[[صاحب الدوله الزهراء]]
*[[صاحب الرجعه]]
*[[صاحب الزمان]]
*[[صاحب السیف]]
*[[صاحب العصر]]
*[[صاحب الغیبه]]
*[[صاحب الناحیه]]
*[[صاحب سرداب]]
*[[صاحب کره البیضاء]]
*[[صاحب]]
*[[صاعقه]]
*[[صافیه]]
*[[صالح]]
*[[صاید بن صید]]
*[[صایدیه]]
*[[صبح مسفر]]
*[[صبر بر غیبت]]
*[[صبر حضرت]]
*[[صحاح]]
*[[صدای زمینی]]
*[[صدق]]
*[[صدقه]]
*[[صدوق]]
*[[صراط]]
*[[صفر]]
*[[صفنیا]]
*[[صلوات]]
*[[صله با حضرت]]
*[[صمصام الاکبر]]
*[[صندل]]
*[[صورت حضرت]]
*[[صورتی در خورشید]]
*[[صورتی در ماه]]
*[[صهیونیسم مسیحی]]
*[[صیاح]]
*[[صیانه ماشطه]]
*[[صیحه اسمانی]]
*[[صیقل]]
*[[ضحی]]
*[[ضیاء]]
*[[طاعون]]
*[[طاغوت]]
*[[طالب التراث]]
*[[طالب املی]]
*[[طالب]]
*[[طالقان]]
*[[طلوع خورشید از مغرب]]
*[[طلوم]]
*[[طوسی]]
*[[طول عمر حضرت]]
*[[طی الارض]]
*[[ظریف]]
*[[ظهور]]
*[[عاشورا و انتظار]]
*[[عاشورا]]
*[[عاق والدین]]
*[[عاقبه الدار]]
*[[عالم]]
*[[عاموس نبی]]
*[[عباس فاطمی]]
*[[عبای حضرت]]
*[[عبد الله بن شریک عامری]]
*[[عبد الله بن شریک]]
*[[عبد الله بن صالح]]
*[[عبد الله بن عباس علوی]]
*[[عبد الله]]
*[[عبقری الحسان]]
*[[عثمان بن سعید]]
*[[عجله‌کنندگان]]
*[[عدالت مهدی]]
*[[عدل]]
*[[عذاب ادنی]]
*[[عرب]]
*[[عرض اعمال]]
*[[عرض حاجت به حضرت]]
*[[عرفات]]
*[[عرق و علق]]
*[[عریضه به حضرت]]
*[[عریضه‌نویسی]]
*[[عزاقریه]]
*[[عزه]]
*[[عسکر]]
*[[عسکری]]
*[[عسکریه]]
*[[عصای موسی]]
*[[عصایب]]
*[[عصر امام خمینی]]
*[[عصر]]
*[[عطار نیشابوری]]
*[[عطر حضرت]]
*[[عطسه]]
*[[عقل]]
*[[عقید]]
*[[عقیقه حضرت]]
*[[علامه حلی]]
*[[علت غیبت]]
*[[علم مصبوب]]
*[[علم منصوب]]
*[[علی بن ابراهیم بن مهزیار]]
*[[علی بن بلال]]
*[[علی بن زیاد]]
*[[علی بن عاصم کوفی]]
*[[علی بن فاضل مازندرانی]]
*[[علی بن فرات]]
*[[علی بن محمد سمری]]
*[[علی بن مطهر]]
*[[علی بن مهزیار]]
*[[عمامه حضرت]]
*[[عمانی]]
*[[عمر بن زید]]
*[[عمرو الاهوازی]]
*[[عمری]]
*[[عناطیس]]
*[[عنصری بلخی]]
*[[عوف سلمی]]
*[[عهد عتیق]]
*[[عیسی ]]
*[[عیسی بن مهدی جواهری]]
*[[عین]]
*[[غار انطاکیه]]
*[[غار ثور]]
*[[غانم]]
*[[غایب]]
*[[غایه الطالبین]]
*[[غایه القصوی]]
*[[غرب و اخر الزمان]]
*[[غرب و مهدویت]]
*[[غربت حضرت]]
*[[غرقد]]
*[[غریم]]
*[[غضباء]]
*[[غلام]]
*[[غنی]]
*[[غوث الفقرا]]
*[[غوث]]
*[[غوطه]]
*[[غیب]]
*[[غیبت شانیه]]
*[[غیبت صغری]]
*[[غیبت کبری]]
*[[غیبت]]
*[[فارس الحجاز]]
*[[فارس]]
*[[فاضل]]
*[[فایده امام غایب]]
*[[فایده حضرت]]
*[[فایده غیبت]]
*[[فتح]]
*[[فترت]]
*[[فتن و ملاحم]]
*[[فتنه سرا]]
*[[فتنه فلسطین]]
*[[فتنه]]
*[[فجر]]
*[[فرات]]
*[[فراگیر شدن ظلم]]
*[[فراید السمطین]]
*[[فرج الاعظم]]
*[[فرج المومنین]]
*[[فرج]]
*[[فرخنده]]
*[[فردوس الاکبر]]
*[[فرزندان حضرت]]
*[[فرزندان مهدوی]]
*[[فرشتگان]]
*[[فرقه]]
*[[فرقه‌گرایی]]
*[[فرماندهان سپاه حضرت]]
*[[فرود امدن عیسی]]
*[[فضل بن شاذان]]
*[[فضل بن یحیی]]
*[[فضیلت انتظار]]
*[[فطحیه]]
*[[فطرت و مهدویت]]
*[[فقیه]]
*[[فقیهان]]
*[[فلان]]
*[[فلسفه انتظار]]
*[[فلسفه غیبت]]
*[[فواید الشمسیه]]
*[[فوتوریسم]]
*[[فیذموا]]
*[[فیروز]]
*[[فیض کاشانی]]
*[[قابض]]
*[[قابله حضرت]]
*[[قاتل الکفره]]
*[[قادیانی]]
*[[قاسم انوار]]
*[[قاسم بن علاء]]
*[[قاسم بن علی]]
*[[قاطع]]
*[[قانون ارث]]
*[[قاهر بالله]]
*[[قایم الزمان]]
*[[قایم]]
*[[قبیله کلب]]
*[[قتاد]]
*[[قتل نفس زکیه]]
*[[قد حضرت]]
*[[قدر]]
*[[قدرت حضرت]]
*[[قذف]]
*[[قرامطه]]
*[[قران و بشارت موعود]]
*[[قران]]
*[[قرقیسیا]]
*[[قریش]]
*[[قزوین]]
*[[قسط]]
*[[قسطنطنیه]]
*[[قشری‌گری]]
*[[قصیده ابن عرندس]]
*[[قضای جدید]]
*[[قطایع]]
*[[قطب]]
*[[قطران تبریزی]]
*[[قطع رحم]]
*[[قطوانی]]
*[[قم]]
*[[قنواء]]
*[[قوه]]
*[[قیام با شمشیر]]
*[[قیامت]]
*[[قیس]]
*[[قیم الزمان]]
*[[کار]]
*[[کارگزاران حکومت مهدی]]
*[[کاسر عینه]]
*[[کاشف الغطاء]]
*[[کافور بن ابراهیم]]
*[[کافور]]
*[[کافی]]
*[[کامل بن ابراهیم]]
*[[کامل سلیمان]]
*[[کبریت احمر]]
*[[کتاب جدید]]
*[[کتاب حضرت]]
*[[کتابنامه دعای ندبه]]
*[[کتابنامه رجعت]]
*[[کتاب‌های غیبت]]
*[[کذاب مفتر]]
*[[کرخ]]
*[[کرعه]]
*[[کسادی]]
*[[کسروی]]
*[[کسوف]]
*[[کشاورزی در عصر ظهور]]
*[[کشته شدن شیطان]]
*[[کشف الغمه]]
*[[کشف هیکل]]
*[[کف دست]]
*[[کفایه الاثر]]
*[[کفش حضرت]]
*[[کلمه الحق]]
*[[کلینی]]
*[[کمال الدین و تمام النعمه]]
*[[کمال]]
*[[کمالات در عصر ظهور]]
*[[کمبود باران]]
*[[کمسلیما]]
*[[کنگره]]
*[[کنیز اذری]]
*[[کنیه حضرت]]
*[[کوفه]]
*[[کوکما]]
*[[کهیعص]]
*[[کیسانیه]]
*[[کیقباد دوم]]
*[[گات‌ها]]
*[[گرسنگی]]
*[[گریه کردن برای حضرت]]
*[[گل نرگس]]
*[[گنج‌های نهفته]]
*[[گونه حضرت]]
*[[لا اله الا الله]]
*[[لسان الصدق]]
*[[لطف وجود حضرت]]
*[[لقب حضرت]]
*[[لندیطارا]]
*[[لواء اعظم
*[[لوح فاطمه]]
*[[لوح محو و اثبات]]
*[[ما منا الا مقتول]]
*[[ماء معین]]
*[[مادر حضرت]]
*[[ماریه]]
*[[ماشع]]
*[[مالک اشتر]]
*[[مامور]]
*[[مامول]]
*[[مایده]]
*[[مبدا الایات]]
*[[مبلی السرایر]]
*[[متشحط]]
*[[متمهدی]]
*[[مثلث الهی]]
*[[مثلث برمودا]]
*[[مجازی بالاعمال]]
*[[مجالس المومنین]]
*[[مجالس حضرت]]
*[[مجلسی]]
*[[محاسن حضرت]]
*[[محاضیر]]
*[[محبت حضرت]]
*[[محبوب کردن حضرت]]
*[[محجه]]
*[[محرم]]
*[[محسن]]
*[[محل ظهور حضرت]]
*[[محمد بن ابراهیم بن مهزیار]]
*[[محمد بن احمد قطان]]
*[[محمد بن ادریس]]
*[[محمد بن ایوب بن نوح]]
*[[محمد بن بشیر]]
*[[محمد بن جعفر اسدی]]
*[[محمد بن حسن صیرفی]]
*[[محمد بن شاذان بن نعیم]]
*[[محمد بن عبد الله محض]]
*[[محمد بن عثمان]]
*[[محمد بن علی بن بلال]]
*[[محمد بن فضل موصلی]]
*[[محمد بن نصیر نمیری]]
*[[محمد بن نفیس]]
*[[محمد حنفیه]]
*[[محمد]]
*[[محمد،علی و حسن]]
*[[محمدیه]]
*[[مخالفان حضرت]]
*[[مخبر بما یعلن]]
*[[مخفی بودن ولادت]]
*[[مد هامتان]]
*[[مدبر]]
*[[مدت حکومت حضرت]]
*[[مدعیان مهدویت]]
*[[مدعیان نیابت]]
*[[مدینه فاضله مهدی]]
*[[مدینه]]
*[[مرابطه]]
*[[مراقبه]]
*[[مربوع]]
*[[مرجیه]]
*[[مردان اخر الزمان]]
*[[مردی از قم]]
*[[مرکز بیت المال در عصر ظهور]]
*[[مرکز حکومت حضرت]]
*[[مرکز قضاوت حضرت]]
*[[مرگ جاهلیت]]
*[[مرگ حضرت]]
*[[مرگ سرخ]]
*[[مرگ سفید]]
*[[مرگ ناگهانی]]
*[[مروانی]]
*[[مروزی]]
*[[مریم]]
*[[مزامله]]
*[[مسبحات]]
*[[مستضعفین]]
*[[مستنصر]]
*[[مسجد الحرام]]
*[[مسجد النبی]]
*[[مسجد براثا]]
*[[مسجد جمکران]]
*[[مسجد زید]]
*[[مسجد سهله]]
*[[مسجد صعصعه]]
*[[مسجد کوفه]]
*[[مسخ]]
*[[مسلمیه]]
*[[مسیح الزمان]]
*[[مسیح دروغین]]
*[[مسیح]]
*[[مسیحیت سیاسی امریکا]]
*[[مسیحیت صهیونیستی]]
*[[مسیحیت یهودی]]
*[[مشرق]]
*[[مشیخه]]
*[[مصباح الشدید الضیاء]]
*[[مصحف امیر المومنین ]]
*[[مصحف فاطمه]]
*[[مصر در دوران ظهور]]
*[[مضطر]]
*[[مظهر الفضایح]]
*[[معتضد بالله
*[[معتمد بالله]]
*[[معجزات حضرت مهدی]]
*[[معراج]]
*[[معرفت امام]]
*[[معمرین]]
*[[معنویت پس از ظهور]]
*[[معنویت پیش از ظهور]]
*[[مغرب]]
*[[مغیریه]]
*[[مفاسد اخر الزمان]]
*[[مفتوحه عنوه]]
*[[مفرج اعظم]]
*[[مفضل]]
*[[مفید]]
*[[مقام ابراهیم]]
*[[مقام امام زمان]]
*[[مقبوله عمر بن حنظله]]
*[[مقتدر بالله]]
*[[مقتصر]]
*[[مقداد]]
*[[مقدره]]
*[[مقدس اردبیلی]]
*[[مقدس‌ماب]]
*[[مقنع]]
*[[مکان‌های دعا برای حضرت]]
*[[مکتفی بالله]]
*[[مکه]]
*[[ملاحم]]
*[[ملاقات‌کنندگان حضرت]]
*[[ملاک تعیین نواب]]
*[[ملخ سرخ]]
*[[ملعون ملعون]]
*[[ملیکه]]
*[[ممطوره]]
*[[ممهدون للمهدی]]
*[[من لم یجعل الله له شبیها]]
*[[منادی اسمانی]]
*[[منافقان]]
*[[منان]]
*[[منبر سلیمان]]
*[[منتظر]]
*[[منتظر]]
*[[منتظران حقیقی]]
*[[منتقم]]
*[[منجم یهودی]]
*[[منجی اعظم]]
*[[منجی]]
*[[منصور]]
*[[منعم]]
*[[موالی خاصه]]
*[[موتور]]
*[[موسوعه الامام المهدی]]
*[[موعود در اقوام و ملل]]
*[[موعود یهود]]
*[[موعود]]
*[[مولی]]
*[[مومل]]
*[[مومن ال فرعون]]
*[[موی حضرت]]
*[[مهدویت از دیدگاه اهل سنت]]
*[[مهدویت از دیدگاه شیعه]]
*[[مهدویت شخصیه]]
*[[مهدویت نوعیه]]
*[[مهدویت]]
*[[مهدی بن محمد]]
*[[مهدی در روایات]]
*[[مهدی در قران]]
*[[مهدی سودانی]]
*[[مهدی عباسی]]
*[[مهدی موعود]]
*[[مهدی و نشانه‌های پیامبران]]
*[[مهدی هرعی]]
*[[مهدی]]
*[[مهدی‌باوری در ادیان]]
*[[مهدیه]]
*[[مهمید اخر]]
*[[میراث پیامبر اکرم]]
*[[میراث پیامبران]]
*[[میرزا حسین نوری]]
*[[میرزا علی محمد باب]]
*[[میزان الحق]]
*[[میکاییل]]
*[[میلخاء]]
*[[ناامیدی از ظهور]]
*[[ناجی النجار]]
*[[ناحیه مقدسه]]
*[[ناشناخته بودن حضرت]]
*[[ناصبی‌ها]]
*[[ناطق]]
*[[نافله]]
*[[ناقور]]
*[[ناووسیه]]
*[[نجبا]]
*[[نجف]]
*[[نجم
*[[نجم الثاقب]]
*[[ندای اسمانی]]
*[[نرجس]]
*[[نسب حضرت]]
*[[نسیم
*[[نشانه‌های حتمی ظهور]]
*[[نشانه‌های نزدیک ظهور]]
*[[نظامی گنجوی]]
*[[نعمانی]]
*[[نعمت باطن]]
*[[نعمت حضرت]]
*[[نعمت ظاهر]]
*[[نفس زکیه]]
*[[نفس]]
*[[نقبا]]
*[[نماز امام زمان]]
*[[نماز بر پیکر پدر]]
*[[نماز تسبیح]]
*[[نماز جماعت]]
*[[نماز جمعه]]
*[[نماز حاجت]]
*[[نماز عید]]
*[[نماز هدیه به حضرت]]
*[[نمازگزاران بر پیکر امام عسکری]]
*[[نمک در طعام]]
*[[نمیریه]]
*[[نواب اربعه]]
*[[نوبختیه]]
*[[نور ال محمد]]
*[[نور الاتقیاء]]
*[[نور الاصفیاء]]
*[[نور الرب]]
*[[نور حضرت]]
*[[نوروز]]
*[[نوستر اداموس]]
*[[نهار]]
*[[نهج البلاغه و مهدی]]
*[[نیابت خاصه]]
*[[نیابت عامه]]
*[[نیابت]]
*[[نیمه شعبان]]
*[[نیه الصابرین]]
*[[وادی السلام]]
*[[وادی یابس]]
*[[وارث]]
*[[واعظ قزوینی]]
*[[واقفه]]
*[[واقفیه]]
*[[واقیذ]]
*[[وتر]]
*[[وتر]]
*[[وتیره]]
*[[وتیره]]
*[[وجه]]
*[[وشن جوک]]
*[[وظایف منتظران]]
*[[وظایف نواب خاص]]
*[[وقاتون]]
*[[وقت ظهور]]
*[[وقت معلوم]]
*[[وکالت]]
*[[وکیلان حضرت]]
*[[ولادت حضرت]]
*[[ولایت فقیه]]
*[[ولایتی‌ها]]
*[[ولی الله]]
*[[ولی عصر]]
*[[ولی نعمت]]
*[[وهوه‌ل]]
*[[ویژگی یاران حضرت]]
*[[ویژگی‌های حضرت]]
*[[هادی]]
*[[هالیوود و اخر الزمان]]
*[[هالیوود و مهدویت]]
*[[هدف قیام]]
*[[هراوه]]
*[[هرج‌ومرج]]
*[[هرشا]]
*[[هزاره‌گرایی]]
*[[هفت تکبیر]]
*[[همدان]]
*[[همسر حضرت]]
*[[هندوها و بشارت موعود]]
*[[هوشع نبی]]
*[[یا لثارات الحسین]]
*[[یاجوج و ماجوج]]
*[[یادکرد حضرت]]
*[[یاران حضرت]]
*[[یاری کردن حضرت]]
*[[یاوران حضرت]]
*[[ید الباسطه]]
*[[یشوعا]]
*[[یعسوب الدین]]
*[[یعفور]]
*[[یعقوب بن منقوش]]
*[[یعقوب بن یوسف]]
*[[یک‌سوم]]
*[[یمانی]]
*[[یمن در دوران ظهور]]
*[[یمین]]
*[[ینابیع الموده]]
*[[یوشع بن نون]]
*[[یوفولوژی]]
*[[یوم الخلاص]]
*[[یوم الفتح]]
*[[یوییل نبی]]
*[[یهود در اخر الزمان]]
*[[یهود و مسیح موعود]]
*[[یهود و نصاریو مهدویت]]
*[[یهودا]]
{{پایان}}
{{پایان}}


==منابع==
== پانویس ==
* [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']].
{{پانویس}}
* [[پرونده:13681024.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|'''فرهنگ عاشورا''']].
* [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']].


==پانویس==
[[رده:قریش]]
{{یادآوری پانویس}}
[[رده:قبیله‌های عرب]]
{{پانویس2}}
{{قبایل جزیرة العرب}}
{{امام مهدی}}
{{قبایل عرب}}
{{تبارنامه بنی‌هاشم}}
{{تبارنامه بنی‌هاشم}}
[[رده:بنی هاشم]]
[[رده:مدخل فرهنگ غدیر]]
[[رده:مدخل موعودنامه]]
۱۲۹٬۸۷۷

ویرایش