پرش به محتوا

ولایت فقیه: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص'
جز (جایگزینی متن - '<ref>مجتبی تونه‌ای، موعودنامه، ص' به '<ref>تونه‌ای، مجتبی، [[موعودنامه (کتا...)
جز (جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
خط ۹: خط ۹:
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


'''[[ولایت فقیه]]''' جهانی و همیشگی بودن [[آیین]] [[اسلام]]، ایجاب می‌کرد که پس از [[رحلت]] [[پیامبر]]، [[حکومت دینی]] آن حضرت تداوم یابد و [[رهبری]] [[امت اسلامی]] پس از او در قالب [[امامت]] و [[ولایت]] [[امام]] [[معصوم]]، برعهدۀ [[اولی الأمر]] باشد. [[غدیر]]، فلسفۀ [[سیاسی]] [[اسلام]] بود و ضامن تداوم آن اهداف و [[نظام]]. به همان [[دلیل]] که با درگذشت [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{ع}} [[اسلام]] پایان نیافت و [[رهبری]] به دوش [[امام علی|امیر مؤمنان]] و [[امامان]] دیگر قرار گرفت، در [[عصر غیبت]] [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}} نیز این [[رهبری]] بر دوش صالح‌ترین و دین‌شناس‌ترین و آگاه‌ترین [[رهبران]] اسلامی است که از آن به "[[ولایت فقیه]]" تعبیر می‌شود. <ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص:۵۹۸.</ref>.
'''[[ولایت فقیه]]''' جهانی و همیشگی بودن [[آیین]] [[اسلام]]، ایجاب می‌کرد که پس از [[رحلت]] [[پیامبر]]، [[حکومت دینی]] آن حضرت تداوم یابد و [[رهبری]] [[امت اسلامی]] پس از او در قالب [[امامت]] و [[ولایت]] [[امام]] [[معصوم]]، برعهدۀ [[اولی الأمر]] باشد. [[غدیر]]، فلسفۀ [[سیاسی]] [[اسلام]] بود و ضامن تداوم آن اهداف و [[نظام]]. به همان [[دلیل]] که با درگذشت [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{ع}} [[اسلام]] پایان نیافت و [[رهبری]] به دوش [[امام علی|امیر مؤمنان]] و [[امامان]] دیگر قرار گرفت، در [[عصر غیبت]] [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}} نیز این [[رهبری]] بر دوش صالح‌ترین و دین‌شناس‌ترین و آگاه‌ترین [[رهبران]] اسلامی است که از آن به "[[ولایت فقیه]]" تعبیر می‌شود. <ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۹۸.</ref>.


==مقدمه==
==مقدمه==
[[ولایت]]، واژه‏‌ای [[عربی]] است که از نگاه لغوی، از ریشه "و ل ی" گرفته شده است و به کسر و [[فتح]] "واو" خوانده می‏‌شود.
[[ولایت]]، واژه‏‌ای [[عربی]] است که از نگاه لغوی، از ریشه "و ل ی" گرفته شده است و به کسر و [[فتح]] "واو" خوانده می‏‌شود.
"ولی" در لغت [[عرب]]، به معنای آمدن چیزی است در پی چیز دیگر؛ بدون آن‏که فاصله‌‏ای میان آن دو باشد؛ از این‌‏رو، این واژه در معانی [[دوستی]]، [[یاری]]، [[پیروی]]، تصدّی امر غیر و [[سرپرستی]] استعمال شده که وجه مشترک همه این معانی، [[قرب]] معنوی است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.</ref>.
"ولی" در لغت [[عرب]]، به معنای آمدن چیزی است در پی چیز دیگر؛ بدون آن‏که فاصله‌‏ای میان آن دو باشد؛ از این‌‏رو، این واژه در معانی [[دوستی]]، [[یاری]]، [[پیروی]]، تصدّی امر غیر و [[سرپرستی]] استعمال شده که وجه مشترک همه این معانی، [[قرب]] معنوی است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص ۴۶۳ - ۴۷۵.</ref>.
*از میان این معانی، معنای [[سرپرستی]] و تصرّف در کار دیگری، با آنچه از [[ولایت فقیه]] [[اراده]] می‏شود، هم‌خوانی بیشتری دارد. کسی که عهده‏‌دار کاری می‌‏شود، بر آن [[ولایت]] یافته و مولا و ولی آن امر محسوب می‏شود؛ بنابراین، کلمه [[ولایت]] و هم‏‌ریشه‌‏های آن "مانند ولی، تولیت، متولّی و [[والی]]" بر معنای [[سرپرستی]]، [[تدبیر]] و تصرّف، دلالت دارد.
*از میان این معانی، معنای [[سرپرستی]] و تصرّف در کار دیگری، با آنچه از [[ولایت فقیه]] [[اراده]] می‏شود، هم‌خوانی بیشتری دارد. کسی که عهده‏‌دار کاری می‌‏شود، بر آن [[ولایت]] یافته و مولا و ولی آن امر محسوب می‏شود؛ بنابراین، کلمه [[ولایت]] و هم‏‌ریشه‌‏های آن "مانند ولی، تولیت، متولّی و [[والی]]" بر معنای [[سرپرستی]]، [[تدبیر]] و تصرّف، دلالت دارد.
*واژه [[فقیه]] در لغت، به معنای کسی است که فهمی عمیق و دقیق دارد و از ریشه "ف ق ه" گرفته شده که به معنای [[غلبه]] [[علم]] و [[فهم]] و [[ادراک]] درباره چیزی است. در اصطلاح، [[فقیه]] کسی است که بتواند [[احکام شرعی]] را از [[آیات]] [[قرآن]] و سخنان [[معصومان]]{{عم}} [[استنباط]] و استخراج کند<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.</ref>.
*واژه [[فقیه]] در لغت، به معنای کسی است که فهمی عمیق و دقیق دارد و از ریشه "ف ق ه" گرفته شده که به معنای [[غلبه]] [[علم]] و [[فهم]] و [[ادراک]] درباره چیزی است. در اصطلاح، [[فقیه]] کسی است که بتواند [[احکام شرعی]] را از [[آیات]] [[قرآن]] و سخنان [[معصومان]]{{عم}} [[استنباط]] و استخراج کند<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص ۴۶۳ - ۴۷۵.</ref>.
*مسأله [[ولایت فقیه]] که پیشینه آن، به آغاز [[فقه]] بازمی‌‏گردد، یکی از مهم‏ترین مسایل [[جامعه]] [[شیعی]] است؛ به گونه‌‏ای که [[اندیشه]] [[سیاسی]] [[پیروان]] [[مکتب]] [[اهل بیت]]{{عم}} در عصر [[غیبت کبرا]]- به ویژه دوران معاصر- با آن گره خورده است. از آن‏جا که در دوران معاصر، بزرگ‏ترین تحوّل اجتماعی در [[امت اسلامی]]، به نام [[انقلاب اسلامی ایران]]، بر این باور سترگ بنا شده، بحث درباره آن، امری ضروری و اجتناب‏ ناپذیر است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.</ref>.
*مسأله [[ولایت فقیه]] که پیشینه آن، به آغاز [[فقه]] بازمی‌‏گردد، یکی از مهم‏ترین مسایل [[جامعه]] [[شیعی]] است؛ به گونه‌‏ای که [[اندیشه]] [[سیاسی]] [[پیروان]] [[مکتب]] [[اهل بیت]]{{عم}} در عصر [[غیبت کبرا]]- به ویژه دوران معاصر- با آن گره خورده است. از آن‏جا که در دوران معاصر، بزرگ‏ترین تحوّل اجتماعی در [[امت اسلامی]]، به نام [[انقلاب اسلامی ایران]]، بر این باور سترگ بنا شده، بحث درباره آن، امری ضروری و اجتناب‏ ناپذیر است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص ۴۶۳ - ۴۷۵.</ref>.
*از سوی دیگر، یگانه فریاد ظلم‏‌ستیزی و مقابله با زیاده‏‌خواهی [[استکبار جهانی]]، برخاسته از این [[تفکر]] ارجمند و اصل مترقی است که دشمنی‌‏های فراوانی را از سوی [[ستمگران]] و [[استکبار جهانی]] در پی داشته است. این خود، اهمیت پرداختن به این بحث را دو چندان ساخته است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.</ref>.
*از سوی دیگر، یگانه فریاد ظلم‏‌ستیزی و مقابله با زیاده‏‌خواهی [[استکبار جهانی]]، برخاسته از این [[تفکر]] ارجمند و اصل مترقی است که دشمنی‌‏های فراوانی را از سوی [[ستمگران]] و [[استکبار جهانی]] در پی داشته است. این خود، اهمیت پرداختن به این بحث را دو چندان ساخته است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص ۴۶۳ - ۴۷۵.</ref>.
==ادله ولایت فقیه‏==
==ادله ولایت فقیه‏==
*[[ولایت فقیه]] هم از راه [[عقل]] و هم از راه [[روایات]] و [[احادیث]] ثابت است. از آن‏جا که در مدخل [[نیابت عام]]، به برخی [[روایات]] در این‏ باره اشاره شد، این‏جا به صورت مختصر به [[دلیل عقلی]] اشاره می‏‌کنیم: از آن‏جا که در [[عصر غیبت]]، دسترسی به پیشوای [[معصوم]]{{ع}} امکان پذیر نیست و [[تشکیل حکومت]] هم ضروری است، باید فردی [[ولایت]] و [[حکومت]] را بر عهده بگیرد. بدین منظور، سه راه پیش رو داریم: یا این که [[ولایت]] غیر [[فقیه]] را بپذیریم یا فقیه‏ غیر [[عادل]] یا [[ولایت فقیه]] [[عادل]] را<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.</ref>.
*[[ولایت فقیه]] هم از راه [[عقل]] و هم از راه [[روایات]] و [[احادیث]] ثابت است. از آن‏جا که در مدخل [[نیابت عام]]، به برخی [[روایات]] در این‏ باره اشاره شد، این‏جا به صورت مختصر به [[دلیل عقلی]] اشاره می‏‌کنیم: از آن‏جا که در [[عصر غیبت]]، دسترسی به پیشوای [[معصوم]]{{ع}} امکان پذیر نیست و [[تشکیل حکومت]] هم ضروری است، باید فردی [[ولایت]] و [[حکومت]] را بر عهده بگیرد. بدین منظور، سه راه پیش رو داریم: یا این که [[ولایت]] غیر [[فقیه]] را بپذیریم یا فقیه‏ غیر [[عادل]] یا [[ولایت فقیه]] [[عادل]] را<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص ۴۶۳ - ۴۷۵.</ref>.
*[[عقل]] هرانسان [[حکم]] می‏‌کند غیر [[فقیه]] و [[فقیه]] غیر [[عادل]] [[شایسته]] [[ولایت]] و [[حکومت]] نیست؛ چرا که این‏جا تشکیل [[حکومت]] اسلامی مورد بحث است و برای پیاده کردن [[حکومت]] اسلامی و [[اجرای احکام]] [[دین]]، باید فردی زمام این امر را به عهده گیرد که به [[احکام اسلامی]] به طور ژرف و اساسی آشنا بوده و شیوه اداره [[حکومت]] را هم بداند در عین‏حال، پرهیزگار و [[متعهد]] باشد، تا امر [[حکومت]] را فدای خواسته‏‌های نفسانی و امیال [[شیطانی]] خود نکند. افزون بر آن، این‏که نه فقط درباره [[حکومت]] اسلامی، بلکه درباره هر حکومتی، [[عقل]] [[حکم]] می‌‏کند جاهلان، جاه‌‏طلبان و هوس‌رانان [[شایستگی]] [[زمامداری]] را ندارند؛ بنابراین فقیهی که به [[احکام اسلامی]] و اوضاع سیاسی- اجتماعی زمان خود [[آگاه]] بوده از [[تقوا]] و [[عدالت]] و [[تدبیر]] و [[مدیریت]] و [[کمالات]] لازم برخوردار باشد، برای [[حکومت]]، شایسته‏‌تر از دیگران است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.</ref>.
*[[عقل]] هرانسان [[حکم]] می‏‌کند غیر [[فقیه]] و [[فقیه]] غیر [[عادل]] [[شایسته]] [[ولایت]] و [[حکومت]] نیست؛ چرا که این‏جا تشکیل [[حکومت]] اسلامی مورد بحث است و برای پیاده کردن [[حکومت]] اسلامی و [[اجرای احکام]] [[دین]]، باید فردی زمام این امر را به عهده گیرد که به [[احکام اسلامی]] به طور ژرف و اساسی آشنا بوده و شیوه اداره [[حکومت]] را هم بداند در عین‏حال، پرهیزگار و [[متعهد]] باشد، تا امر [[حکومت]] را فدای خواسته‏‌های نفسانی و امیال [[شیطانی]] خود نکند. افزون بر آن، این‏که نه فقط درباره [[حکومت]] اسلامی، بلکه درباره هر حکومتی، [[عقل]] [[حکم]] می‌‏کند جاهلان، جاه‌‏طلبان و هوس‌رانان [[شایستگی]] [[زمامداری]] را ندارند؛ بنابراین فقیهی که به [[احکام اسلامی]] و اوضاع سیاسی- اجتماعی زمان خود [[آگاه]] بوده از [[تقوا]] و [[عدالت]] و [[تدبیر]] و [[مدیریت]] و [[کمالات]] لازم برخوردار باشد، برای [[حکومت]]، شایسته‏‌تر از دیگران است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص ۴۶۳ - ۴۷۵.</ref>.
*حقّ [[سرپرستی]] امّت از سوی [[ولیّ فقیه]] و [[هدایت]] و [[رهبری]] [[مردم]] در این روزگار، هم به [[دلایل]] [[نقل]] و روایی و هم به [[دلیل عقلی]] با [[فقیهان]] جامع الشرایط است. آنگونه که [[امامان]] [[حجت]] الهی بر مردمند، [[فقها]] نیز از سوی [[ائمه]] به عنوان [[حجت]] بر [[مردم]] معرفی شده‌اند و به تعبیر [[امام زمان]] در [[حدیث حوادث واقعه]]: {{عربی|فإنّهم حجّتی علیکم و أنا حجّة اللّه}}<ref> وسائل الشیعه، ج ۱۸ ص ۱۰۱</ref>، که می‌رساند آنان [[حجت]] آن حضرت بر مردمند و او [[حجت]] خداست بر [[مردم]]. [[دلیل عقلی]] آن نیز از خود [[قوانین]] [[دین]] و کیفیّت [[آیین]] [[اسلام]] برمی‌آید.
*حقّ [[سرپرستی]] امّت از سوی [[ولیّ فقیه]] و [[هدایت]] و [[رهبری]] [[مردم]] در این روزگار، هم به [[دلایل]] [[نقل]] و روایی و هم به [[دلیل عقلی]] با [[فقیهان]] جامع الشرایط است. آنگونه که [[امامان]] [[حجت]] الهی بر مردمند، [[فقها]] نیز از سوی [[ائمه]] به عنوان [[حجت]] بر [[مردم]] معرفی شده‌اند و به تعبیر [[امام زمان]] در [[حدیث حوادث واقعه]]: {{عربی|فإنّهم حجّتی علیکم و أنا حجّة اللّه}}<ref> وسائل الشیعه، ج ۱۸ ص ۱۰۱</ref>، که می‌رساند آنان [[حجت]] آن حضرت بر مردمند و او [[حجت]] خداست بر [[مردم]]. [[دلیل عقلی]] آن نیز از خود [[قوانین]] [[دین]] و کیفیّت [[آیین]] [[اسلام]] برمی‌آید.
*[[امام خمینی]] می‌فرماید: [[ولایت فقیه]] از موضوعاتی است که تصوّر آنها موجب [[تصدیق]] می‌شود و چندان به [[برهان]] احتیاج ندارد. به این معنی که هرکس [[عقاید]] و [[احکام اسلام]] را حتّی اجمالا دریافته باشد، چون به [[ولایت فقیه]] برسد و آن را به تصور آورد، بی‌درنگ [[تصدیق]] خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد [[شناخت]]<ref>حکومت اسلامی، امام خمینی</ref>.
*[[امام خمینی]] می‌فرماید: [[ولایت فقیه]] از موضوعاتی است که تصوّر آنها موجب [[تصدیق]] می‌شود و چندان به [[برهان]] احتیاج ندارد. به این معنی که هرکس [[عقاید]] و [[احکام اسلام]] را حتّی اجمالا دریافته باشد، چون به [[ولایت فقیه]] برسد و آن را به تصور آورد، بی‌درنگ [[تصدیق]] خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد [[شناخت]]<ref>حکومت اسلامی، امام خمینی</ref>.
*[[ولایت فقیه]] به معنای ادارۀ جامعۀ اسلامی در [[عصر غیبت]] زیر نظر و [[رهبری]] فقیهی است که هم [[علم]] به قانون [[خدا]] داشته باشد و هم [[عدالت]] و [[پاکی]] و لیاقت و مدیریّت و [[کفایت]] داشته باشد و این همان "تداوم [[غدیر]] در [[عصر غیبت]] [[امام]] [[معصوم]]" است. در قانون اساسی [[جمهوری اسلامی]] [[ایران]] نیز [[مشروعیت]] [[نظام]] در سایۀ [[ولایت فقیه]] دانسته شده و [[حدود]] و اختیارات آن ترسیم گشته است<ref>قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل‌های ۵ و ۱۰۷ تا ۱۱۲</ref>. در زمینۀ [[ولایت فقیه]]، مباحثی از این قبیل وجود دارد: [[فقیه]] کیست؟ [[مجتهد]] کیست؟ [[مرجع تقلید]] کدام است؟ چه کسی می‌تواند [[مجتهد]] و [[فقیه]] شود و کدام [[فقیه]] و با چه شرایطی [[ولایت]] دارد؟ [[ولیّ فقیه]] چگونه [[انتخاب]] می‌شود و [[حدود]] و اختیارات و مدّت آن کدام است و... که در کتاب‌های مفصّل‌تر و اختصاصی به این مباحث پرداخته است<ref>از جمله ر.ک: «حکومت اسلامی» امام خمینی، «سرچشمه‌های قدرت» شهید صدر، «حاکمیت در اسلام» موسوی خلخالی «ولایت فقیه و حاکمیت ملّی» طاهری خرّم آبادی، «نظریة ولایة الفقیه» حیدر آل حیدر، «حکومت اسلامی و ولایت فقیه» مصباح یزدی، «ولایت فقیه به زبان ساده» جواد محدثی</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص:۵۹۸.</ref>
*[[ولایت فقیه]] به معنای ادارۀ جامعۀ اسلامی در [[عصر غیبت]] زیر نظر و [[رهبری]] فقیهی است که هم [[علم]] به قانون [[خدا]] داشته باشد و هم [[عدالت]] و [[پاکی]] و لیاقت و مدیریّت و [[کفایت]] داشته باشد و این همان "تداوم [[غدیر]] در [[عصر غیبت]] [[امام]] [[معصوم]]" است. در قانون اساسی [[جمهوری اسلامی]] [[ایران]] نیز [[مشروعیت]] [[نظام]] در سایۀ [[ولایت فقیه]] دانسته شده و [[حدود]] و اختیارات آن ترسیم گشته است<ref>قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل‌های ۵ و ۱۰۷ تا ۱۱۲</ref>. در زمینۀ [[ولایت فقیه]]، مباحثی از این قبیل وجود دارد: [[فقیه]] کیست؟ [[مجتهد]] کیست؟ [[مرجع تقلید]] کدام است؟ چه کسی می‌تواند [[مجتهد]] و [[فقیه]] شود و کدام [[فقیه]] و با چه شرایطی [[ولایت]] دارد؟ [[ولیّ فقیه]] چگونه [[انتخاب]] می‌شود و [[حدود]] و اختیارات و مدّت آن کدام است و... که در کتاب‌های مفصّل‌تر و اختصاصی به این مباحث پرداخته است<ref>از جمله ر.ک: «حکومت اسلامی» امام خمینی، «سرچشمه‌های قدرت» شهید صدر، «حاکمیت در اسلام» موسوی خلخالی «ولایت فقیه و حاکمیت ملّی» طاهری خرّم آبادی، «نظریة ولایة الفقیه» حیدر آل حیدر، «حکومت اسلامی و ولایت فقیه» مصباح یزدی، «ولایت فقیه به زبان ساده» جواد محدثی</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۹۸.</ref>
==ولایت [[فقیه]] در موعودنامه==
==ولایت [[فقیه]] در موعودنامه==
*از یک سو می‌دانیم که در دوران [[غیبت]]، هیچ‌یک از [[احکام اسلام]] تعطیل نشده و باید تا آمدن [[امام عصر]] {{ع}} به همه آن‌چه [[اسلام]] از ما خواسته است، عمل کنیم و از سوی دیگر می‌دانیم که امکان دسترسی به [[امام]] [[معصوم]] {{ع}} و فراگرفتن مستقیم [[احکام دین]] از ایشان برای ما وجود ندارد. در این شرایط‍‌ آیا دست روی دست بگذاریم و به هیچ‌یک از [[احکام اسلام]] عمل نکنیم، یا به هرآن‌چه خود احتمال می‌دهیم درست باشد، عمل کنیم‌؟ قطعا هیچ‌یک از این دو راه ما را به مقصود نمی‌رساند. اما آیا [[امامان معصوم]] {{عم}} فکری برای [[شیعیان]] خود در [[زمان غیبت]] کرده‌اند؟ در پاسخ باید گفت: [[ائمه]] {{عم}}، [[تکلیف]] ما را در [[زمان غیبت]] و عدم دسترسی به [[امام]] [[معصوم]] مشخص کرده و به ما امر فرموده‌اند که به فقهای جامع الشرایط‍‌ مراجعه کنیم. چنان‌که [[امام عصر]] {{ع}} در یکی از [[توقیعات]] خود در پاسخ [[اسحاق بن یعقوب]] می‌فرماید:... و اما در رویدادهایی که پیش می‌آید، به [[راویان حدیث]] ما مراجعه کنید، زیرا آن‌ها [[حجت]] بر شما هستند و من [[حجت خدا]] بر ایشان<ref>کمال الدین، ج ۲، ص ۴۸۳.</ref>.
*از یک سو می‌دانیم که در دوران [[غیبت]]، هیچ‌یک از [[احکام اسلام]] تعطیل نشده و باید تا آمدن [[امام عصر]] {{ع}} به همه آن‌چه [[اسلام]] از ما خواسته است، عمل کنیم و از سوی دیگر می‌دانیم که امکان دسترسی به [[امام]] [[معصوم]] {{ع}} و فراگرفتن مستقیم [[احکام دین]] از ایشان برای ما وجود ندارد. در این شرایط‍‌ آیا دست روی دست بگذاریم و به هیچ‌یک از [[احکام اسلام]] عمل نکنیم، یا به هرآن‌چه خود احتمال می‌دهیم درست باشد، عمل کنیم‌؟ قطعا هیچ‌یک از این دو راه ما را به مقصود نمی‌رساند. اما آیا [[امامان معصوم]] {{عم}} فکری برای [[شیعیان]] خود در [[زمان غیبت]] کرده‌اند؟ در پاسخ باید گفت: [[ائمه]] {{عم}}، [[تکلیف]] ما را در [[زمان غیبت]] و عدم دسترسی به [[امام]] [[معصوم]] مشخص کرده و به ما امر فرموده‌اند که به فقهای جامع الشرایط‍‌ مراجعه کنیم. چنان‌که [[امام عصر]] {{ع}} در یکی از [[توقیعات]] خود در پاسخ [[اسحاق بن یعقوب]] می‌فرماید:... و اما در رویدادهایی که پیش می‌آید، به [[راویان حدیث]] ما مراجعه کنید، زیرا آن‌ها [[حجت]] بر شما هستند و من [[حجت خدا]] بر ایشان<ref>کمال الدین، ج ۲، ص ۴۸۳.</ref>.
*چنان‌که می‌دانید در طول ۶۹ سال [[غیبت صغری]]، (از سال ۲۶۰ تا ۳۲۹ ه‍‌ ق) چهار تن از بزرگان [[شیعه]] به‌عنوان [[نائب خاص]]، واسطه بین [[امام مهدی]] {{ع}} و [[امت]] بودند. آن‌ها پرسش‌های [[علما]] و بزرگان [[شیعه]] و حتی برخی از [[مردم]] معمولی را با آن حضرت مطرح می‌کردند و ایشان نیز پاسخ آن‌ها را می‌دادند. اما با پایان یافتن [[دوران غیبت صغری]] و آغاز [[غیبت کبری]]، دیگر کسی به عنوان [[نائب خاص]] معرفی نشده و [[مردم]] موظف شدند برای یافتن پاسخ پرسش‌های دینی خود به [[راویان احادیث]] [[اهل بیت]] {{عم}} که همان فقهای جامع الشرایط‍‌ بودند، مراجعه کنند. از آن زمان به بعد، [[فقها]] به‌عنوان [[نواب عام]] [[امام عصر]] {{ع}} مطرح شدند و [[رسالت]] [[هدایت]] [[شیعه]] را در [[عصر غیبت]] برعهده گرفتند. بنابراین بر همه [[منتظران]] [[امام عصر]] {{ع}} لازم است که بنا به فرموده [[امامان]] خود، با [[پیروی]] از [[فقها]] و [[مجتهدان]] واجد الشرایط‍‌، اعمال دینی خود را انجام دهند. در زمینه [[امور اجتماعی]] و [[سیاسی]] نیز [[وظیفه]] [[مردم]]، [[اطاعت]] از فقیهی است که از سوی بزرگان [[شیعه]] به‌عنوان "[[ولی فقیه]]" [[انتخاب]] شده است<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص:۷۶۲.</ref>.
*چنان‌که می‌دانید در طول ۶۹ سال [[غیبت صغری]]، (از سال ۲۶۰ تا ۳۲۹ ه‍‌ ق) چهار تن از بزرگان [[شیعه]] به‌عنوان [[نائب خاص]]، واسطه بین [[امام مهدی]] {{ع}} و [[امت]] بودند. آن‌ها پرسش‌های [[علما]] و بزرگان [[شیعه]] و حتی برخی از [[مردم]] معمولی را با آن حضرت مطرح می‌کردند و ایشان نیز پاسخ آن‌ها را می‌دادند. اما با پایان یافتن [[دوران غیبت صغری]] و آغاز [[غیبت کبری]]، دیگر کسی به عنوان [[نائب خاص]] معرفی نشده و [[مردم]] موظف شدند برای یافتن پاسخ پرسش‌های دینی خود به [[راویان احادیث]] [[اهل بیت]] {{عم}} که همان فقهای جامع الشرایط‍‌ بودند، مراجعه کنند. از آن زمان به بعد، [[فقها]] به‌عنوان [[نواب عام]] [[امام عصر]] {{ع}} مطرح شدند و [[رسالت]] [[هدایت]] [[شیعه]] را در [[عصر غیبت]] برعهده گرفتند. بنابراین بر همه [[منتظران]] [[امام عصر]] {{ع}} لازم است که بنا به فرموده [[امامان]] خود، با [[پیروی]] از [[فقها]] و [[مجتهدان]] واجد الشرایط‍‌، اعمال دینی خود را انجام دهند. در زمینه [[امور اجتماعی]] و [[سیاسی]] نیز [[وظیفه]] [[مردم]]، [[اطاعت]] از فقیهی است که از سوی بزرگان [[شیعه]] به‌عنوان "[[ولی فقیه]]" [[انتخاب]] شده است<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۷۶۲.</ref>.
== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
*[[دلایل ولایت فقیه چیست؟ به بیان بهتر چه دلیلی برای اثبات ولایت فقیه وجود دارد؟ (پرسش)]]
*[[دلایل ولایت فقیه چیست؟ به بیان بهتر چه دلیلی برای اثبات ولایت فقیه وجود دارد؟ (پرسش)]]
۲۲۴٬۹۶۶

ویرایش