|
|
| خط ۲۳: |
خط ۲۳: |
| *چنانکه میدانید در طول ۶۹ سال [[غیبت صغری]]، (از سال ۲۶۰ تا ۳۲۹ ه ق) چهار تن از بزرگان [[شیعه]] بهعنوان [[نائب خاص]]، واسطه بین [[امام مهدی]] {{ع}} و [[امت]] بودند. آنها پرسشهای [[علما]] و بزرگان [[شیعه]] و حتی برخی از [[مردم]] معمولی را با آن حضرت مطرح میکردند و ایشان نیز پاسخ آنها را میدادند. اما با پایان یافتن [[دوران غیبت صغری]] و آغاز [[غیبت کبری]]، دیگر کسی به عنوان [[نائب خاص]] معرفی نشده و [[مردم]] موظف شدند برای یافتن پاسخ پرسشهای دینی خود به [[راویان احادیث]] [[اهل بیت]] {{عم}} که همان فقهای جامع الشرایط بودند، مراجعه کنند. از آن زمان به بعد، [[فقها]] بهعنوان [[نواب عام]] [[امام عصر]] {{ع}} مطرح شدند و [[رسالت]] [[هدایت]] [[شیعه]] را در [[عصر غیبت]] برعهده گرفتند. بنابراین بر همه [[منتظران]] [[امام عصر]] {{ع}} لازم است که بنا به فرموده [[امامان]] خود، با [[پیروی]] از [[فقها]] و [[مجتهدان]] واجد الشرایط، اعمال دینی خود را انجام دهند. در زمینه [[امور اجتماعی]] و [[سیاسی]] نیز [[وظیفه]] [[مردم]]، [[اطاعت]] از فقیهی است که از سوی بزرگان [[شیعه]] بهعنوان "[[ولی فقیه]]" [[انتخاب]] شده است<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۷۶۲.</ref>. | | *چنانکه میدانید در طول ۶۹ سال [[غیبت صغری]]، (از سال ۲۶۰ تا ۳۲۹ ه ق) چهار تن از بزرگان [[شیعه]] بهعنوان [[نائب خاص]]، واسطه بین [[امام مهدی]] {{ع}} و [[امت]] بودند. آنها پرسشهای [[علما]] و بزرگان [[شیعه]] و حتی برخی از [[مردم]] معمولی را با آن حضرت مطرح میکردند و ایشان نیز پاسخ آنها را میدادند. اما با پایان یافتن [[دوران غیبت صغری]] و آغاز [[غیبت کبری]]، دیگر کسی به عنوان [[نائب خاص]] معرفی نشده و [[مردم]] موظف شدند برای یافتن پاسخ پرسشهای دینی خود به [[راویان احادیث]] [[اهل بیت]] {{عم}} که همان فقهای جامع الشرایط بودند، مراجعه کنند. از آن زمان به بعد، [[فقها]] بهعنوان [[نواب عام]] [[امام عصر]] {{ع}} مطرح شدند و [[رسالت]] [[هدایت]] [[شیعه]] را در [[عصر غیبت]] برعهده گرفتند. بنابراین بر همه [[منتظران]] [[امام عصر]] {{ع}} لازم است که بنا به فرموده [[امامان]] خود، با [[پیروی]] از [[فقها]] و [[مجتهدان]] واجد الشرایط، اعمال دینی خود را انجام دهند. در زمینه [[امور اجتماعی]] و [[سیاسی]] نیز [[وظیفه]] [[مردم]]، [[اطاعت]] از فقیهی است که از سوی بزرگان [[شیعه]] بهعنوان "[[ولی فقیه]]" [[انتخاب]] شده است<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۷۶۲.</ref>. |
| ==[[ادله ولایت فقیه]]== | | ==[[ادله ولایت فقیه]]== |
| *[[ولایت فقیه]] هم از راه [[عقل]] و هم از راه [[روایات]] و [[احادیث]] ثابت است. از آنجا که در مدخل [[نیابت عام]]، به برخی [[روایات]] در این باره اشاره شد، اینجا به صورت مختصر به [[دلیل عقلی]] اشاره میکنیم: از آنجا که در [[عصر غیبت]]، دسترسی به پیشوای [[معصوم]]{{ع}} امکان پذیر نیست و [[تشکیل حکومت]] هم ضروری است، باید فردی [[ولایت]] و [[حکومت]] را بر عهده بگیرد. بدین منظور، سه راه پیش رو داریم: یا این که [[ولایت]] غیر [[فقیه]] را بپذیریم یا فقیه غیر [[عادل]] یا [[ولایت فقیه]] [[عادل]] را<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص ۴۶۳ - ۴۷۵.</ref>.
| |
| *[[عقل]] هرانسان [[حکم]] میکند غیر [[فقیه]] و [[فقیه]] غیر [[عادل]] [[شایسته]] [[ولایت]] و [[حکومت]] نیست؛ چرا که اینجا تشکیل [[حکومت]] اسلامی مورد بحث است و برای پیاده کردن [[حکومت]] اسلامی و [[اجرای احکام]] [[دین]]، باید فردی زمام این امر را به عهده گیرد که به [[احکام اسلامی]] به طور ژرف و اساسی آشنا بوده و شیوه اداره [[حکومت]] را هم بداند در عینحال، پرهیزگار و [[متعهد]] باشد، تا امر [[حکومت]] را فدای خواستههای نفسانی و امیال [[شیطانی]] خود نکند. افزون بر آن، اینکه نه فقط درباره [[حکومت]] اسلامی، بلکه درباره هر حکومتی، [[عقل]] [[حکم]] میکند جاهلان، جاهطلبان و هوسرانان [[شایستگی]] [[زمامداری]] را ندارند؛ بنابراین فقیهی که به [[احکام اسلامی]] و اوضاع سیاسی- اجتماعی زمان خود [[آگاه]] بوده از [[تقوا]] و [[عدالت]] و [[تدبیر]] و [[مدیریت]] و [[کمالات]] لازم برخوردار باشد، برای [[حکومت]]، شایستهتر از دیگران است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص ۴۶۳ - ۴۷۵.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۲۴۲.</ref>.
| |
| *حقّ [[سرپرستی]] امّت از سوی [[ولیّ فقیه]] و [[هدایت]] و [[رهبری]] [[مردم]] در این روزگار، هم به [[دلایل]] [[نقل]] و روایی و هم به [[دلیل عقلی]] با [[فقیهان]] جامع الشرایط است. آنگونه که [[امامان]] [[حجت]] الهی بر مردمند، [[فقها]] نیز از سوی [[ائمه]] به عنوان [[حجت]] بر [[مردم]] معرفی شدهاند و به تعبیر [[امام زمان]] در [[حدیث حوادث واقعه]]: {{عربی|فإنّهم حجّتی علیکم و أنا حجّة اللّه}}<ref> وسائل الشیعه، ج ۱۸ ص ۱۰۱</ref>، که میرساند آنان [[حجت]] آن حضرت بر مردمند و او [[حجت]] خداست بر [[مردم]]. [[دلیل عقلی]] آن نیز از خود [[قوانین]] [[دین]] و کیفیّت [[آیین]] [[اسلام]] برمیآید.
| |
| *[[امام خمینی]] میفرماید: [[ولایت فقیه]] از موضوعاتی است که تصوّر آنها موجب [[تصدیق]] میشود و چندان به [[برهان]] احتیاج ندارد. به این معنی که هرکس [[عقاید]] و [[احکام اسلام]] را حتّی اجمالا دریافته باشد، چون به [[ولایت فقیه]] برسد و آن را به تصور آورد، بیدرنگ [[تصدیق]] خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد [[شناخت]]<ref>حکومت اسلامی، امام خمینی</ref>.
| |
| *[[ولایت فقیه]] به معنای ادارۀ جامعۀ اسلامی در [[عصر غیبت]] زیر نظر و [[رهبری]] فقیهی است که هم [[علم]] به قانون [[خدا]] داشته باشد و هم [[عدالت]] و [[پاکی]] و لیاقت و مدیریّت و [[کفایت]] داشته باشد و این همان "تداوم [[غدیر]] در [[عصر غیبت]] [[امام]] [[معصوم]]" است. در قانون اساسی [[جمهوری اسلامی]] [[ایران]] نیز [[مشروعیت]] [[نظام]] در سایۀ [[ولایت فقیه]] دانسته شده و [[حدود]] و اختیارات آن ترسیم گشته است<ref>قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصلهای ۵ و ۱۰۷ تا ۱۱۲</ref>. در زمینۀ [[ولایت فقیه]]، مباحثی از این قبیل وجود دارد: [[فقیه]] کیست؟ [[مجتهد]] کیست؟ [[مرجع تقلید]] کدام است؟ چه کسی میتواند [[مجتهد]] و [[فقیه]] شود و کدام [[فقیه]] و با چه شرایطی [[ولایت]] دارد؟ [[ولیّ فقیه]] چگونه [[انتخاب]] میشود و [[حدود]] و اختیارات و مدّت آن کدام است و... که در کتابهای مفصّلتر و اختصاصی به این مباحث پرداخته است<ref>از جمله ر.ک: «حکومت اسلامی» امام خمینی، «سرچشمههای قدرت» شهید صدر، «حاکمیت در اسلام» موسوی خلخالی «ولایت فقیه و حاکمیت ملّی» طاهری خرّم آبادی، «نظریة ولایة الفقیه» حیدر آل حیدر، «حکومت اسلامی و ولایت فقیه» مصباح یزدی، «ولایت فقیه به زبان ساده» جواد محدثی</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۹۸.</ref>
| |
|
| |
|
| ==پرسش مستقیم== | | ==پرسش مستقیم== |