←مراتب توحید
(صفحهای تازه حاوی «{{خرد}} {{نبوت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font...» ایجاد کرد) |
|||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
==مراتب [[توحید]] و [[شرک]]== | ==مراتب [[توحید]] و [[شرک]]== | ||
*برای [[توحید]]، چهار [[مرتبت]] برشمردهاند: [[توحید ذاتی]]، [[توحید صفاتی]]، [[توحید افعالی]] و [[توحید عبادی]]. سه [[مرتبت]] نخست را "[[توحید]] نظری" گویند و مراتبت چهارم را "[[توحید عملی]]". در برابر هر [[مرتبت]] از [[توحید]]، مرتبتی از [[شرک]] جای دارد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 199-200.</ref>. | *برای [[توحید]]، چهار [[مرتبت]] برشمردهاند: [[توحید ذاتی]]، [[توحید صفاتی]]، [[توحید افعالی]] و [[توحید عبادی]]. سه [[مرتبت]] نخست را "[[توحید]] نظری" گویند و مراتبت چهارم را "[[توحید عملی]]". در برابر هر [[مرتبت]] از [[توحید]]، مرتبتی از [[شرک]] جای دارد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 199-200.</ref>. | ||
==مراتب [[توحید]]== | |||
===[[توحید ذاتی]]=== | |||
*[[اعتقاد]] به [[یگانگی]] [[ذات خدا]] را گویند. [[ذات خداوند]] تعدد نمیپذیرد و دوگانگی برنمیتابد و مثل و مانندی ندارد<ref>{{متن قرآن|فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}}؛ سوره شوری، آیه ۱۱؛ {{متن قرآن| وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ }}؛سوره توحید، آیه ۴.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 199-200.</ref>. | |||
*[[روایات]] برای [[توحید ذاتی]] دو معنا بر شمردهاند: یکی بسیط بودن و جزء نداشتن که آن را "احدیت" ذات میگویند و دیگر، مثل و نظیر نداشتن که آن را "[[وحدانیت]] ذات" میخوانند<ref>التوحید، الصدوق/ ۸۳ و ۱۴۴؛ محاضرات فی الالهیات، ۵۱ و ۵۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 200.</ref>. | *[[روایات]] برای [[توحید ذاتی]] دو معنا بر شمردهاند: یکی بسیط بودن و جزء نداشتن که آن را "احدیت" ذات میگویند و دیگر، مثل و نظیر نداشتن که آن را "[[وحدانیت]] ذات" میخوانند<ref>التوحید، الصدوق/ ۸۳ و ۱۴۴؛ محاضرات فی الالهیات، ۵۱ و ۵۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 200.</ref>. | ||
*'''[[وحدت]] عددی و [[وحدت]] حقه:''' [[وحدت]] را به اعتباری دو قسم دانستهاند: [[وحدت]] عددی و [[وحدت]] حقه. در قسم نخست، [[وحدت]] در برابر کثرت جای دارد. چون هر واحدی محدود است، میتوان برای آن، دوم و بیشتر از آن تصور نمود هر چند در عالم واقع موجود نباشند. اما [[وحدت]] حقه، گونهای [[وحدت]] است که کثرتی در مقابل آن وجود ندارد و به [[دلیل]] عدم محدودیت، همه کثرات را در بر میگیرد و از این رو، دوم ندارد و تصور آن نیز ناممکن است. وجود [[خداوند]]، نامحدود است و بر همه اشیاء احاطه دارد و نه تنها دوم و شریک ندارد، بلکه حتی تصور وجود آن نیز ناممکن است. بدین سان، [[خداوند]] دارای [[وحدت]] حقه است نه [[وحدت]] عددی. [[قرآن کریم]] نیز بر این [[حقیقت]] اشارت برده است؛ مثلًا [[خداوند]] را "[[واحد]] [[قهار]]" میخواند<ref>{{متن قرآن|وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَقَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِّلنَّاسِ عَلَى ظُلْمِهِمْ وَإِنَّ رَبَّكَ لَشَدِيدُ الْعِقَابِ}}؛ سوره رعد، آیه ۶؛ {{متن قرآن| مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ }}؛ سوره یوسف، آیه ۴۰؛ {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا مُنذِرٌ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلاَّ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ }}؛ سوره ص، آیه ۶۵.</ref> که به هیچ شأنی از [[شئون]] خویش محدود نمیشود و بر همه موجودات محیط است و از این رو، دیگر جایی برای غیر نمیگذارد. | *'''[[وحدت]] عددی و [[وحدت]] حقه:''' [[وحدت]] را به اعتباری دو قسم دانستهاند: [[وحدت]] عددی و [[وحدت]] حقه. در قسم نخست، [[وحدت]] در برابر کثرت جای دارد. چون هر واحدی محدود است، میتوان برای آن، دوم و بیشتر از آن تصور نمود هر چند در عالم واقع موجود نباشند. اما [[وحدت]] حقه، گونهای [[وحدت]] است که کثرتی در مقابل آن وجود ندارد و به [[دلیل]] عدم محدودیت، همه کثرات را در بر میگیرد و از این رو، دوم ندارد و تصور آن نیز ناممکن است. وجود [[خداوند]]، نامحدود است و بر همه اشیاء احاطه دارد و نه تنها دوم و شریک ندارد، بلکه حتی تصور وجود آن نیز ناممکن است. بدین سان، [[خداوند]] دارای [[وحدت]] حقه است نه [[وحدت]] عددی. [[قرآن کریم]] نیز بر این [[حقیقت]] اشارت برده است؛ مثلًا [[خداوند]] را "[[واحد]] [[قهار]]" میخواند<ref>{{متن قرآن|وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَقَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِّلنَّاسِ عَلَى ظُلْمِهِمْ وَإِنَّ رَبَّكَ لَشَدِيدُ الْعِقَابِ}}؛ سوره رعد، آیه ۶؛ {{متن قرآن| مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ }}؛ سوره یوسف، آیه ۴۰؛ {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا مُنذِرٌ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلاَّ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ }}؛ سوره ص، آیه ۶۵.</ref> که به هیچ شأنی از [[شئون]] خویش محدود نمیشود و بر همه موجودات محیط است و از این رو، دیگر جایی برای غیر نمیگذارد. | ||
| خط ۲۲: | خط ۲۳: | ||
*مراد از [[وحدت]] در آثار و گفتار حکیمان بزرگ یونان و [[مصر]] و نیز [[فیلسوفان]] بعدی، همان [[وحدت]] عددی است. حتی بوعلی سینا در شفا نیز بر این معنا تأکید کرده است. [[متکلمان]] و [[مفسران]] [[مسلمان]] نیز به [[وحدت]] حقه راه نبردهاند و به ژرفای [[معارف]] [[قرآن]] نرسیدهاند. تنها در [[روایات]] [[امیر مؤمنان]] {{ع}} و [[اهل بیت پیامبر]] {{ع}} بدین [[حقیقت]] اشارت رفته است. در آثار [[فیلسوفان]] [[مسلمان]] از قرن ۱۰ به بعد است که این موضوع به چشم میآید و البته آنان اعتراف کردهاند که این [[حقیقت]] را در [[روایات]] [[امیرمؤمنان]] {{ع}} بازیافتهاند<ref>المیزان، ۶/ ۸۶- ۱۰۵.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 201.</ref>. | *مراد از [[وحدت]] در آثار و گفتار حکیمان بزرگ یونان و [[مصر]] و نیز [[فیلسوفان]] بعدی، همان [[وحدت]] عددی است. حتی بوعلی سینا در شفا نیز بر این معنا تأکید کرده است. [[متکلمان]] و [[مفسران]] [[مسلمان]] نیز به [[وحدت]] حقه راه نبردهاند و به ژرفای [[معارف]] [[قرآن]] نرسیدهاند. تنها در [[روایات]] [[امیر مؤمنان]] {{ع}} و [[اهل بیت پیامبر]] {{ع}} بدین [[حقیقت]] اشارت رفته است. در آثار [[فیلسوفان]] [[مسلمان]] از قرن ۱۰ به بعد است که این موضوع به چشم میآید و البته آنان اعتراف کردهاند که این [[حقیقت]] را در [[روایات]] [[امیرمؤمنان]] {{ع}} بازیافتهاند<ref>المیزان، ۶/ ۸۶- ۱۰۵.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 201.</ref>. | ||
*'''[[تثلیث]]:''' گونهای [[شرک]] و از باورهای بنیادی [[مسیحیت]] [[تحریف]] شده است. بنابراین آموزه، [[خداوند]] در همان حال که [[واحد]] است، سه تن است: [[خداوند]] [[پدر]]، خدای پسر- یا [[حضرت مسیح]] {{ع}}- و [[روح القدس]]. این سه تن را "اقانیم سه گانه" گویند. اینکه چگونه [[خداوند]] در عین [[یگانگی]] سه تن است، برای آن [[تبیین]] و توجیه روشنی به دست نمیدهند. از نظر آنان، [[عقل]] را راهی بدین امر نیست و تنها باید بدان [[ایمان]] آورد. [[متکلمان]] [[مسلمان]] در رد [[تثلیث]] گفتهاند: اگر هر یک از این سه را وجودی مستقل باشد، به معنای آن است که [[خداوند]] مثل و مانند دارد، و اگر هر سه دارای وجودی مستقل نباشند، مرکب بودن [[ذات خداوند]] لازم میآید، و هر دو احتمال با [[توحید ذاتی]] ناسازگارند. بنابراین، [[تثلیث]] گونهای [[شرک]] در [[ذات خداوند]] است<ref>محاضرات فی الالهیات، ۵۴ و ۵۵.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 201.</ref>. | *'''[[تثلیث]]:''' گونهای [[شرک]] و از باورهای بنیادی [[مسیحیت]] [[تحریف]] شده است. بنابراین آموزه، [[خداوند]] در همان حال که [[واحد]] است، سه تن است: [[خداوند]] [[پدر]]، خدای پسر- یا [[حضرت مسیح]] {{ع}}- و [[روح القدس]]. این سه تن را "اقانیم سه گانه" گویند. اینکه چگونه [[خداوند]] در عین [[یگانگی]] سه تن است، برای آن [[تبیین]] و توجیه روشنی به دست نمیدهند. از نظر آنان، [[عقل]] را راهی بدین امر نیست و تنها باید بدان [[ایمان]] آورد. [[متکلمان]] [[مسلمان]] در رد [[تثلیث]] گفتهاند: اگر هر یک از این سه را وجودی مستقل باشد، به معنای آن است که [[خداوند]] مثل و مانند دارد، و اگر هر سه دارای وجودی مستقل نباشند، مرکب بودن [[ذات خداوند]] لازم میآید، و هر دو احتمال با [[توحید ذاتی]] ناسازگارند. بنابراین، [[تثلیث]] گونهای [[شرک]] در [[ذات خداوند]] است<ref>محاضرات فی الالهیات، ۵۴ و ۵۵.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 201.</ref>. | ||
===[[توحید صفاتی]]=== | |||
*به معنای [[یگانگی]] ذات و صفات [[خداوند]] است. صفات [[خداوند]]، حقایقی غیر از ذات نیستند تا [[ذات خدا]] بدانها اتصاف یابد؛ بلکه صفات [[خدا]]، عین یکدیگرند و عین ذات او. این آموزه را "عینیت صفات با ذات" مینامند. [[اختلاف]] ذات با صفات و نیز [[اختلاف]] صفات با یکدیگر، از محدودیت ذات سرچشمه میگیرد؛ اما نامحدود بودن [[خداوند]]، [[اختلاف]] در ذات و صفات را بر نمیتابد. [[توحید صفاتی]] همانند [[توحید ذاتی]]، از اصول [[معارف اسلامی]] و عالیترین اندیشههای بشری است که نمودی ویژه در [[تشیع]] دارد<ref>مجموعه آثار، ۲/ ۱۰۱؛ التوحید، ۱/ ۱۳۹.</ref>. در برابر [[شیعه]] و بیشترینه [[معتزله]]- که به عینیت صفات با ذات معتقدند- [[اشاعره]] صفات را زائد بر ذات میدانند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 202.</ref>. | |||
*در نظرگاه [[اشعری]]، صفات عبارت از معانی ازلی هستند که نه عین ذاتاند و نه غیر ذات، و از گذر آنها، [[ذات خدا]] به [[علم]] و [[قدرت]] و دیگر صفات متصف میگردد<ref>مصنفات الشیخ المفید، ۴/ ۵۲ و ۵۳.</ref>. نظریه [[اشاعره]] افزون بر آنکه موجب محدودیت [[ذات خداوند]] میشود، ذات را- در اوصاف کمالی- به غیر خویش محتاج میانگارد، و احتیاج با غنای ذاتی [[خداوند]] سازگار نیست<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 202.</ref>. | *در نظرگاه [[اشعری]]، صفات عبارت از معانی ازلی هستند که نه عین ذاتاند و نه غیر ذات، و از گذر آنها، [[ذات خدا]] به [[علم]] و [[قدرت]] و دیگر صفات متصف میگردد<ref>مصنفات الشیخ المفید، ۴/ ۵۲ و ۵۳.</ref>. نظریه [[اشاعره]] افزون بر آنکه موجب محدودیت [[ذات خداوند]] میشود، ذات را- در اوصاف کمالی- به غیر خویش محتاج میانگارد، و احتیاج با غنای ذاتی [[خداوند]] سازگار نیست<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 202.</ref>. | ||
*برخی از معتزلیان به "[[نیابت]]" ذات از صفات معتقدند؛ بدین معنا که آنچه از صفات [[ظهور]] مییابد، از ذات نیز ظاهر میشود نه آنکه ذات به واقع دارای این صفات باشد. اینان را "نفاة"- کسانی که صفات خدارا نفی میکنند- میگویند<ref>محاضرات فی الالهیات، ۶۲.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 202.</ref>. | *برخی از معتزلیان به "[[نیابت]]" ذات از صفات معتقدند؛ بدین معنا که آنچه از صفات [[ظهور]] مییابد، از ذات نیز ظاهر میشود نه آنکه ذات به واقع دارای این صفات باشد. اینان را "نفاة"- کسانی که صفات خدارا نفی میکنند- میگویند<ref>محاضرات فی الالهیات، ۶۲.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 202.</ref>. | ||
===[[توحید افعالی]]=== | |||
*بدین معنا است که آنچه در هستی انجام میگیرد، فعل [[خدا]] است و آفریدگان همان سان که در ذات خویش مستقل نیستند، در تأثیر و فعل نیز [[استقلال]] ندارند. [[توحید افعالی]] یا استناد [[افعال]] به [[خداوند]]، به معنای نفی [[قانون علیت]] نیست؛ زیرا [[خداوند]] [[اراده]] کرده است که هر کاری از گذر [[علل]] و اسباب خود انجام پذیرد هر چند [[علل]] و اسباب نیز در تأثیر خویش، مستقل نیستند<ref>الاصول من الکافی، ۱/ ۱۸۳.</ref>. [[توحید افعالی]] به معنای سلب [[اراده]] و [[اختیار]] از [[انسان]] نیز نیست<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 202.</ref>. | |||
*[[خداوند]]، [[انسان]] را مختار آفریده است و [[انسان]] با [[اراده]] خویش و [[یاری]] آنچه [[خداوند]] بدو داده است، منشأ [[افعال]] میشود. [[معتزله]] برای تنزیه [[خدا]] و نسبت ندادن [[گناهان]] و [[افعال]] [[زشت]]- مانند [[ظلم]]- به [[خدا]]، [[علل]] و اسباب را در تأثیر مستقل دانسته و بر آن رفتهاند که ممکنات تنها در ذات خویش به [[خدا]] محتاجاند و در فعل، [[استقلال]] دارند. بدین سان، [[معتزله]]، تأثیر را به [[علل]] و اسباب وا میگذارند و از همین رو است که آنان را "مُفَوضة" نیز گویند. [[معتزله]] در [[حقیقت]]، برای تنزیه [[خدا]] از [[افعال]] [[زشت]]، برای او در [[افعال]] شریک برنهادهاند. در برابر، [[اشاعره]]- برای حفظ [[توحید افعالی]]- همه تأثیرات را به [[خداوند]] نسبت داده و هر گونه علیت و تأثیر را در عالم [[انکار]] کردهاند. آنان معتقدند "عادت [[الهی]]" بر این است که آثار، در پی وجود مؤثر [[آشکار]] گردند بیآنکه مؤثر را دخلی در اثر خود باشد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 202-203.</ref>. | *[[خداوند]]، [[انسان]] را مختار آفریده است و [[انسان]] با [[اراده]] خویش و [[یاری]] آنچه [[خداوند]] بدو داده است، منشأ [[افعال]] میشود. [[معتزله]] برای تنزیه [[خدا]] و نسبت ندادن [[گناهان]] و [[افعال]] [[زشت]]- مانند [[ظلم]]- به [[خدا]]، [[علل]] و اسباب را در تأثیر مستقل دانسته و بر آن رفتهاند که ممکنات تنها در ذات خویش به [[خدا]] محتاجاند و در فعل، [[استقلال]] دارند. بدین سان، [[معتزله]]، تأثیر را به [[علل]] و اسباب وا میگذارند و از همین رو است که آنان را "مُفَوضة" نیز گویند. [[معتزله]] در [[حقیقت]]، برای تنزیه [[خدا]] از [[افعال]] [[زشت]]، برای او در [[افعال]] شریک برنهادهاند. در برابر، [[اشاعره]]- برای حفظ [[توحید افعالی]]- همه تأثیرات را به [[خداوند]] نسبت داده و هر گونه علیت و تأثیر را در عالم [[انکار]] کردهاند. آنان معتقدند "عادت [[الهی]]" بر این است که آثار، در پی وجود مؤثر [[آشکار]] گردند بیآنکه مؤثر را دخلی در اثر خود باشد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 202-203.</ref>. | ||
*این [[باور]] [[اشاعره]]- یعنی نفی تأثیر و علیت- به [[انکار]] [[اراده]] و [[اختیار انسان]] میانجامد که با [[براهین]] [[عقلی]] و [[آیات]] و [[روایات]] صریح ناسازگار است؛ زیرا مفاد [[توحید افعالی]]، نفی [[استقلال]] در تأثیر است نه نفی هر گونه تأثیر. [[قرآن کریم]] به روشنی تمام، حوادث [[جهان]] را به [[علل]] و اسباب نسبت میدهد و [[انسان]] را مختار میداند و در همان حال، همه تأثیرات را از [[خدا]] میداند. بدین سان، [[قانون علیت]] و [[اراده]] و [[اختیار انسان]] هیچ ستیزی با [[توحید افعالی]] ندارد<ref>مفاهیم القرآن فی معالم التوحید، ۱/ ۳۰۰ و ۳۰۱.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 203.</ref>. | *این [[باور]] [[اشاعره]]- یعنی نفی تأثیر و علیت- به [[انکار]] [[اراده]] و [[اختیار انسان]] میانجامد که با [[براهین]] [[عقلی]] و [[آیات]] و [[روایات]] صریح ناسازگار است؛ زیرا مفاد [[توحید افعالی]]، نفی [[استقلال]] در تأثیر است نه نفی هر گونه تأثیر. [[قرآن کریم]] به روشنی تمام، حوادث [[جهان]] را به [[علل]] و اسباب نسبت میدهد و [[انسان]] را مختار میداند و در همان حال، همه تأثیرات را از [[خدا]] میداند. بدین سان، [[قانون علیت]] و [[اراده]] و [[اختیار انسان]] هیچ ستیزی با [[توحید افعالی]] ندارد<ref>مفاهیم القرآن فی معالم التوحید، ۱/ ۳۰۰ و ۳۰۱.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 203.</ref>. | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۴: | ||
*'''گونههای [[توحید افعالی]]:''' میتوان [[توحید افعالی]] را بر دو گونه دانست: [[توحید در خالقیت]] و [[توحید در ربوبیت]]؛ زیرا همان گونه که [[خداوند]] تنها [[خالق]] مستقل است و هر خلق و ایجاد دیگری در طول [[خالقیت]] [[خداوند]] جای دارد، تنها [[مدبر]] مستقل [[جهان]] نیز هست و [[تدبیر]] و [[اراده]] [[جهان]] به دست او است<ref>{{متن قرآن|قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُلِ اللَّهُ قُلْ أَفَاتَّخَذْتُم مِّن دُونِهِ أَوْلِيَاء لاَ يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ أَمْ جَعَلُواْ لِلَّهِ شُرَكَاء خَلَقُواْ كَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ }}؛ سوره رعد، آیه ۱۶؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِن قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُواْ وَجَاءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ وَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ }}؛ سوره یونس، آیه ۱۳.</ref>. در برابر هر یک از اقسام [[توحید افعالی]]، قسمی از [[شرک]] جای دارد. بدین سان، [[شرک]] در [[خالقیت]]، در برابر [[توحید در خالقیت]] قرار میگیرد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 203.</ref>. | *'''گونههای [[توحید افعالی]]:''' میتوان [[توحید افعالی]] را بر دو گونه دانست: [[توحید در خالقیت]] و [[توحید در ربوبیت]]؛ زیرا همان گونه که [[خداوند]] تنها [[خالق]] مستقل است و هر خلق و ایجاد دیگری در طول [[خالقیت]] [[خداوند]] جای دارد، تنها [[مدبر]] مستقل [[جهان]] نیز هست و [[تدبیر]] و [[اراده]] [[جهان]] به دست او است<ref>{{متن قرآن|قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُلِ اللَّهُ قُلْ أَفَاتَّخَذْتُم مِّن دُونِهِ أَوْلِيَاء لاَ يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ أَمْ جَعَلُواْ لِلَّهِ شُرَكَاء خَلَقُواْ كَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ }}؛ سوره رعد، آیه ۱۶؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِن قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُواْ وَجَاءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ وَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ }}؛ سوره یونس، آیه ۱۳.</ref>. در برابر هر یک از اقسام [[توحید افعالی]]، قسمی از [[شرک]] جای دارد. بدین سان، [[شرک]] در [[خالقیت]]، در برابر [[توحید در خالقیت]] قرار میگیرد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 203.</ref>. | ||
*زردشتیان که دو [[خالق]] برای [[جهان]] تصور میکنند- یکی [[خالق]] نیکیها و دیگری [[خالق]] [[زشتیها]]- به [[شرک]] در [[خالقیت]] مبتلایند. [[شرک]] در [[ربوبیت]] نیز در برابر [[توحید در ربوبیت]] قرار میگیرد.[[مشرکان]] روزگار [[جاهلیت]] بدین قسم از [[شرک]] دچار بودند<ref>{{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ}}؛ سوره عنکبوت، آیه ۶۱؛ مفاهیم القرآن، ۱/ ۳۲۸ و ۳۳۷.</ref>.[[توحید]] اقسام دیگری نیز دارد که زیرشاخههای [[توحید]] افعالیاند؛ همانند [[توحید در حاکمیت]]، [[توحید در اطاعت]]، [[توحید در تشریع]] و قانونگذاری<ref>محاضرات فی الالهیات، ۸۶- ۸۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 203.</ref>. | *زردشتیان که دو [[خالق]] برای [[جهان]] تصور میکنند- یکی [[خالق]] نیکیها و دیگری [[خالق]] [[زشتیها]]- به [[شرک]] در [[خالقیت]] مبتلایند. [[شرک]] در [[ربوبیت]] نیز در برابر [[توحید در ربوبیت]] قرار میگیرد.[[مشرکان]] روزگار [[جاهلیت]] بدین قسم از [[شرک]] دچار بودند<ref>{{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ}}؛ سوره عنکبوت، آیه ۶۱؛ مفاهیم القرآن، ۱/ ۳۲۸ و ۳۳۷.</ref>.[[توحید]] اقسام دیگری نیز دارد که زیرشاخههای [[توحید]] افعالیاند؛ همانند [[توحید در حاکمیت]]، [[توحید در اطاعت]]، [[توحید در تشریع]] و قانونگذاری<ref>محاضرات فی الالهیات، ۸۶- ۸۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 203.</ref>. | ||
===[[توحید عبادی]]=== | |||
*به معنای [[یکتاپرستی]] است؛ تنها [[خدا]] را [[بندگی]] کردن و فقط او را [[شایسته]] [[عبادت]] دانستن. [[عبادت]] به معنای [[خضوع]] و تذلل و خشوعی است که از [[باور]] به [[شایستگی]] معبود برخیزد. از این رو [[سجود]] [[ملائکه]] در برابر [[آدم]] {{ع}} و [[سجود]] [[برادران]] [[یوسف]] در برابر [[یوسف]] {{ع}} [[عبادت]] [[آدم]] {{ع}} و [[یوسف]] {{ع}}، به شمار نیامده است. [[قرآن کریم]] [[علت]] وجود [[عبادت]] و [[پرستش]] [[خداوند]] را [[شایستگی]] میداند و اینکه او تنها معبودی است که [[شایسته]] [[عبادت]] است<ref>{{متن قرآن|قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ }}؛ سوره اعراف، آیه ۲۳ و {{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِيَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِي لِلَّذِينَ آمَنُواْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}}؛ آیه ۳۲؛ {{متن قرآن|إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي }}؛ سوره طه، آیه۱۴؛ مفاهیم القرآن، ۱/ ۴۰۷؛ البیان فی تفسیر القرآن، ۱/ ۳۲۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 203.</ref>. | |||
==انگیزههای [[پرستش]] غیر [[خدا]]== | ==انگیزههای [[پرستش]] غیر [[خدا]]== | ||
*اینکه برخی [[انسانها]] به [[گمراهی]] میلغزند و غیر [[خدا]] را میپرستند، در [[قرآن]] سخت [[مذمت]] شده است. [[قرآن]] به پندارهایی که چنین لغزشی را میآفرینند، اشارت برده است: یکی آنکه [[انسان]] [[گمان]] بَرَد [[ذات خدا]] متعدد است؛ دوم اینکه [[خدا]] را از [[بندگان]] دور بینگارند و بپندارند که او از حاجتها و خواستههای [[بندگان]] بیخبر است و سوم، [[معتقد]] باشند که [[خدا]] کار [[تدبیر]] [[جهان]] را به نیروهای طبیعی واگذاشته است. [[قرآن]] در همین حال، با [[براهین]] روشن و متعدد، [[توحید ذاتی]] را اثبات میکند و بیان میفرماید که [[خدا]] به [[بندگان]] نزدیک است و خواستههای آنان را میشناسد و تنها مدیر مستقل [[جهان]] است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 204.</ref>. | *اینکه برخی [[انسانها]] به [[گمراهی]] میلغزند و غیر [[خدا]] را میپرستند، در [[قرآن]] سخت [[مذمت]] شده است. [[قرآن]] به پندارهایی که چنین لغزشی را میآفرینند، اشارت برده است: یکی آنکه [[انسان]] [[گمان]] بَرَد [[ذات خدا]] متعدد است؛ دوم اینکه [[خدا]] را از [[بندگان]] دور بینگارند و بپندارند که او از حاجتها و خواستههای [[بندگان]] بیخبر است و سوم، [[معتقد]] باشند که [[خدا]] کار [[تدبیر]] [[جهان]] را به نیروهای طبیعی واگذاشته است. [[قرآن]] در همین حال، با [[براهین]] روشن و متعدد، [[توحید ذاتی]] را اثبات میکند و بیان میفرماید که [[خدا]] به [[بندگان]] نزدیک است و خواستههای آنان را میشناسد و تنها مدیر مستقل [[جهان]] است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 204.</ref>. | ||