غفلت در اخلاق اسلامی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'حضرت حق' به 'حضرت حق'
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
==[[مفاسد]] [[غفلت]]== | ==[[مفاسد]] [[غفلت]]== | ||
#'''[[غفلت]] از نگاهبانانی که همواره در خلوت و جز آن، مراقب آدمیند:''' در بحث از [[قانون]] [[مراقبت]]، به تفصیل از این نگهبانها و [[وظیفه]] آنان سخن گفتیم. اگر [[غفلت]] را هیچ مفسدهای جز از [[فراموشی]] [[حضرت | #'''[[غفلت]] از نگاهبانانی که همواره در خلوت و جز آن، مراقب آدمیند:''' در بحث از [[قانون]] [[مراقبت]]، به تفصیل از این نگهبانها و [[وظیفه]] آنان سخن گفتیم. اگر [[غفلت]] را هیچ مفسدهای جز از [[فراموشی]] [[حضرت حق]] و نظارت دائمی او بر [[انسان]] نبود، همین کافی بود تا در شمار زشتترین صفات قرار گیرد، و [[آدمی]] همّت بر ترک آن گذارد. این [[آیه شریفه]]، که یادآور نظارت دائمی [[خداوند]] بر [[آدمی]] است، چندین و چندبار در کتاب [[کریم]] وارد شده است: {{متن قرآن|وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ}}<ref>«و خداوند از آنچه انجام میدهید غافل نیست» سوره بقره، آیه ۷۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۸۱.</ref>. | ||
#'''[[فراموشی]] [[سخط]] و [[نارضایتی]] [[خداوند]]:''' [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|أَفَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا بَيَاتًا وَهُمْ نَائِمُونَ * أَوَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا ضُحًى وَهُمْ يَلْعَبُونَ * أَفَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلَا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ}}<ref>«پس آیا مردم این شهرها در امانند که عذاب ما شبانه به آنان فرا رسد و آنها خفته باشند؟ * و آیا مردم این شهرها در امانند که عذاب ما میان روز، به آنان فرا رسد و آنان سرگرم بازی (و بازیچه این جهان) باشند؟* آیا از تدبیر خداوند در امانند؟ و از تدبیر خداوند جز گروه زیانکاران خود را در امان نمیدانند» سوره اعراف، آیه ۹۷-۹۹.</ref> و باز میفرماید: {{متن قرآن|وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصَارُ * مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُءُوسِهِمْ لَا يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوَاءٌ}}<ref>«و خداوند را از آنچه ستمگران به جای میآورند غافل مپندار، جز این نیست که (عذاب) آنان را تا روزی که چشمها در آن خیره میگردد پس میافکند * در حالی که شتابان سر را بالا گرفتهاند چشم بر هم نمیزنند و دل در دلشان نیست» سوره ابراهیم، آیه ۴۲-۴۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۸۱-۳۸۲.</ref>. | #'''[[فراموشی]] [[سخط]] و [[نارضایتی]] [[خداوند]]:''' [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|أَفَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا بَيَاتًا وَهُمْ نَائِمُونَ * أَوَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا ضُحًى وَهُمْ يَلْعَبُونَ * أَفَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلَا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ}}<ref>«پس آیا مردم این شهرها در امانند که عذاب ما شبانه به آنان فرا رسد و آنها خفته باشند؟ * و آیا مردم این شهرها در امانند که عذاب ما میان روز، به آنان فرا رسد و آنان سرگرم بازی (و بازیچه این جهان) باشند؟* آیا از تدبیر خداوند در امانند؟ و از تدبیر خداوند جز گروه زیانکاران خود را در امان نمیدانند» سوره اعراف، آیه ۹۷-۹۹.</ref> و باز میفرماید: {{متن قرآن|وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصَارُ * مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُءُوسِهِمْ لَا يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوَاءٌ}}<ref>«و خداوند را از آنچه ستمگران به جای میآورند غافل مپندار، جز این نیست که (عذاب) آنان را تا روزی که چشمها در آن خیره میگردد پس میافکند * در حالی که شتابان سر را بالا گرفتهاند چشم بر هم نمیزنند و دل در دلشان نیست» سوره ابراهیم، آیه ۴۲-۴۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۸۱-۳۸۲.</ref>. | ||
#'''[[غفلت]] از خویشتن، و کمالاتی که ممکن است [[انسان]] به آن دست یازد:''' این [[غفلت]]، باعث میشود که [[انسان]] اینگونه [[کمالات]] را به [[فراموشی]] سپارد، و از اینرو هیچگاه به آنها دست نیافته استعدادهای خویش را به فعلیّت نرساند. در [[قرآن کریم]] آمده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ لَا يَسْتَوِي أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و هر کس باید بنگرد برای (روزی چون) فردا چه پیش فرستاده است و از خداوند پروا کنید که خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است و چون کسانی نباشید که خداوند را فراموش کردند پس (خداوند نیز) آنان را از یاد خودشان برد ؛ آنانند که نافرمانند دوزخیان و بهشتیان برابر نیستند، بهشتیانند که رستگارند » سوره حشر، آیه ۱۸-۲۰.</ref> و هم در این [[کتاب الهی]] میخوانیم: {{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبَادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي}}<ref>«ای روان آرمیده! به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد! آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷-۳۰.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۸۲.</ref>. | #'''[[غفلت]] از خویشتن، و کمالاتی که ممکن است [[انسان]] به آن دست یازد:''' این [[غفلت]]، باعث میشود که [[انسان]] اینگونه [[کمالات]] را به [[فراموشی]] سپارد، و از اینرو هیچگاه به آنها دست نیافته استعدادهای خویش را به فعلیّت نرساند. در [[قرآن کریم]] آمده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ لَا يَسْتَوِي أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و هر کس باید بنگرد برای (روزی چون) فردا چه پیش فرستاده است و از خداوند پروا کنید که خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است و چون کسانی نباشید که خداوند را فراموش کردند پس (خداوند نیز) آنان را از یاد خودشان برد ؛ آنانند که نافرمانند دوزخیان و بهشتیان برابر نیستند، بهشتیانند که رستگارند » سوره حشر، آیه ۱۸-۲۰.</ref> و هم در این [[کتاب الهی]] میخوانیم: {{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبَادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي}}<ref>«ای روان آرمیده! به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد! آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷-۳۰.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۸۲.</ref>. | ||
#'''[[فراموشی]] [[عمر]]، که [[سرمایه]] [[آدمی]] است:''' سرمایهای که نمیتوان هیچ قیمتی بر آن نهاد، چه مایه تحصیل [[سعادت]] و [[نیک فرجامی]] در [[دنیا]] و [[آخرت]]، تنها همین [[سرمایه]] است و بس. [[حضرت | #'''[[فراموشی]] [[عمر]]، که [[سرمایه]] [[آدمی]] است:''' سرمایهای که نمیتوان هیچ قیمتی بر آن نهاد، چه مایه تحصیل [[سعادت]] و [[نیک فرجامی]] در [[دنیا]] و [[آخرت]]، تنها همین [[سرمایه]] است و بس. [[حضرت حق]] میفرماید: {{متن قرآن|وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُمْ مَا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَجَاءَكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ نَصِيرٍ}}<ref>«و آنان در آن فریاد سر میدهند که پروردگارا! ما را بیرون آور تا کاری شایسته جز آنچه (پیشتر) میکردیم در پیش گیریم؛ آیا ما به شما عمر (دراز) ندادیم که در آن آن کس که اهل پند است، پند میگیرد، و (آیا) هشداردهندهای نزدتان نیامد؟ پس (عذاب را) بچشید که ستمک» سوره فاطر، آیه ۳۷.</ref>. و میفرماید: {{متن قرآن| قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا}}<ref>«پروردگارا! مرا باز گردانید! شاید من در آنچه وا نهادهام، (بتوانم) کاری نیکو انجام دهم؛ هرگز! » سوره مؤمنون، آیه ۹۹-۱۰۰.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۸۲-۳۸۳.</ref>. | ||
#'''[[غفلت]] از [[قبر]] و [[قیامت]]، و فراموش نمودن [[بهشت]] و [[جهنم]]:''' [[حضرت | #'''[[غفلت]] از [[قبر]] و [[قیامت]]، و فراموش نمودن [[بهشت]] و [[جهنم]]:''' [[حضرت حق]] میفرماید: {{متن قرآن|ِ أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ }}<ref>«زیادهخواهی شما را سرگرم داشت تا با گورها دیدار کردید» سوره تکاثر، آیه ۱-۲.</ref> و باز میفرماید: {{متن قرآن|يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذَابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ وَصَاحِبَتِهِ وَأَخِيهِ وَفَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْوِيهِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ يُنْجِيهِ كَلَّا إِنَّهَا لَظَى}}<ref>«در حالی که (خویشاوندان) به هم نشان داده میشوند؛ گنهکار دوست میدارد کاش برای فرار از عذاب آن روز، فرزندانش را سربها دهد و همسر و برادرش را و خاندانش که به او، جا (و سامان) میدادند و هر کس را که بر روی زمین است تا (از عذاب) بازش رهاند هرگز! بیگمان، آن زبانهای از آتش است » سوره معارج، آیه ۱۱-۱۵.</ref> و نیز میفرماید: {{متن قرآن|جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ الَّذِي أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ وَلَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٌ وَالَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ نَارُ جَهَنَّمَ لَا يُقْضَى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُوا وَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُمْ مِنْ عَذَابِهَا كَذَلِكَ نَجْزِي كُلَّ كَفُورٍ }}<ref>«بهشتهایی جاودان که بدان درآیند و آنجا به دستبندهایی زرّین و (زیورهایی از) مروارید آراسته گردند و تنپوششان در آن پرند است و میگویند: سپاس خداوند را که اندوه را از (دل) ما برد؛ بیگمان پروردگار ما آمرزندهای سپاسپذیر است همان که ما را از بخشش خود در سرای ماندگار جای داد که در آن نه رنجی به ما میرسد و نه ماندگی و برای کافران آتش دوزخ (آماده) است که (در آن) نه کارشان تمام میشود که بمیرند و نه از عذاب آنان میکاهند؛ بدینگونه هر ناسپاسی را کیفر میدهیم» سوره فاطر، آیه ۳۳-۳۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۸۳.</ref>. | ||
#'''[[غفلت]] از دنیای [[پست]] و [[پستی]] آن:''' این [[غفلت]]، سرانجام [[آدمی]] را در دام و دامن [[دنیا]] مینهد، و او را نیز به [[پستی]] و رذالت [[دنیا]] میآلاید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْمًا لَا يَجْزِي وَالِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَنْ وَالِدِهِ شَيْئًا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ}}<ref>«ای مردم! از پروردگارتان پروا کنید و از روزی بهراسید که هیچ پدری نیست که از فرزندش و هیچ فرزندی نیست که از پدرش چیزی را باز تواند داشت؛ بیگمان وعده خداوند، راستین است پس زندگانی این جهان شما را نفریبد و (زنهار!) آن فریبکار شما را به (آمرزش) خداوند فریف» سوره لقمان، آیه ۳۳.</ref>. به این [[آیه شریفه]] نیز بنگرید: {{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ}}<ref>«و روزی که کافران را بر آتش (دوزخ) عرضه کنند و (به آنان گویند): چیزهای خوشایندتان را در زندگانی دنیا به پایان بردید و از آنها بهرهمند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در زمین و آن نافرمانی که میکردید با عذاب خواریآور کیفر میبینید» سوره احقاف، آیه ۲۰.</ref>. نیز [[حضرت | #'''[[غفلت]] از دنیای [[پست]] و [[پستی]] آن:''' این [[غفلت]]، سرانجام [[آدمی]] را در دام و دامن [[دنیا]] مینهد، و او را نیز به [[پستی]] و رذالت [[دنیا]] میآلاید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْمًا لَا يَجْزِي وَالِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَنْ وَالِدِهِ شَيْئًا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ}}<ref>«ای مردم! از پروردگارتان پروا کنید و از روزی بهراسید که هیچ پدری نیست که از فرزندش و هیچ فرزندی نیست که از پدرش چیزی را باز تواند داشت؛ بیگمان وعده خداوند، راستین است پس زندگانی این جهان شما را نفریبد و (زنهار!) آن فریبکار شما را به (آمرزش) خداوند فریف» سوره لقمان، آیه ۳۳.</ref>. به این [[آیه شریفه]] نیز بنگرید: {{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ}}<ref>«و روزی که کافران را بر آتش (دوزخ) عرضه کنند و (به آنان گویند): چیزهای خوشایندتان را در زندگانی دنیا به پایان بردید و از آنها بهرهمند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در زمین و آن نافرمانی که میکردید با عذاب خواریآور کیفر میبینید» سوره احقاف، آیه ۲۰.</ref>. نیز [[حضرت حق]] میفرماید: {{متن قرآن|وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و اگر میدانستند زندگانی این جهان جز سرگرمی و بازیچهای نیست و بیگمان زندگی سرای واپسین است که زندگی (راستین) است» سوره عنکبوت، آیه ۶۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۸۴-۳۸۵.</ref>. | ||
#'''[[غفلت]] از [[شیطان]]:''' همان [[دشمن]] آشکاری که [[خداوند]] بزرگ، بارها و بارها در [[قرآن]]، [[انسان]] را از او برحذر داشته است. در شمار این [[آیات]] است: {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref>«گفت: پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان مینشینم» سوره اعراف، آیه ۱۶.</ref> و این [[آیه]] نیز: {{متن قرآن|قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«گفت: به ارجمندی تو سوگند که همگی آنان را گمراه خواهم کرد * بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره ص، آیه ۸۲-۸۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۸۵.</ref>. | #'''[[غفلت]] از [[شیطان]]:''' همان [[دشمن]] آشکاری که [[خداوند]] بزرگ، بارها و بارها در [[قرآن]]، [[انسان]] را از او برحذر داشته است. در شمار این [[آیات]] است: {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref>«گفت: پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان مینشینم» سوره اعراف، آیه ۱۶.</ref> و این [[آیه]] نیز: {{متن قرآن|قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«گفت: به ارجمندی تو سوگند که همگی آنان را گمراه خواهم کرد * بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره ص، آیه ۸۲-۸۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۸۵.</ref>. | ||
#'''[[غفلت]] از نعمتهای [[آشکار]] و [[پنهان]] [[الهی]]:''' [[حضرت | #'''[[غفلت]] از نعمتهای [[آشکار]] و [[پنهان]] [[الهی]]:''' [[حضرت حق]] میفرماید: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً}}<ref>«آیا ندیدهاید که خداوند آنچه را در آسمانها و در زمین است برای شما رام کرد و نعمتهای آشکار و پنهان خود را بر شما تمام کرد؟ و برخی از مردم بیهیچ دانش و رهنمود و کتاب روشنی درباره خدا چالش میورزند» سوره لقمان، آیه ۲۰.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۸۵-۳۸۶.</ref>. | ||
#'''[[غفلت]] از [[شکر]] و [[فراموشی]] شکرگذاری [[حضرت | #'''[[غفلت]] از [[شکر]] و [[فراموشی]] شکرگذاری [[حضرت حق]]:''' چه، اگر [[آدمی]] نعمتهای [[آشکار]] و [[پنهان]] [[حضرت حق]] را فراموش نماید، [[شکر]] آن نعمتها را نیز فراموش میکند؛ و هم از اینرو به دام کفران فرو میافتد. [[حضرت حق]] فرموده است: {{متن قرآن|لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارتان اعلام داشت: اگر سپاسگزار باشید به یقین بر (نعمت) شما میافزایم و اگر ناسپاسی کنید بیگمان عذاب من سخت است» سوره ابراهیم، آیه ۷.</ref>؛ و نیز میفرماید: {{متن قرآن|وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ}}<ref>«و خداوند شهری را مثل آورد که در امن و آرامش بود، روزی (مردم) اش از همه جا فراوان میرسید آنگاه به نعمتهای خداوند ناسپاسی کرد و خداوند به کیفر آنچه (مردم آن) انجام میدادند گرسنگی و هراس فراگیر را به (مردم) آن چشانید» سوره نحل، آیه ۱۱۲.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۸۶.</ref>. | ||
#'''[[غفلت]] از [[خداوند]] و [[معصومان]]:''' [[غفلت]] از خودِ [[حضرت | #'''[[غفلت]] از [[خداوند]] و [[معصومان]]:''' [[غفلت]] از خودِ [[حضرت حق]] و [[عبادت]] او، و از پیامبراکرم و خاندانش{{عم}} و [[اطاعت]] از آنان، و از [[قرآن کریم]] و عمل به آن و [[تدبّر]] در آن نیز، در این شمار است. این مفسده، بالاترین مفسدهای است که در اثر [[غفلت]] پدید میآید؛ چه تمامیِ صفات ناشایستی که [[انسان]] میتواند به آن آلوده شود، از این صفت [[پست]] پدید میآید. در این رابطه، تنها توجّه به این [[آیه شریفه]] کافی است تا [[انسان]] را به [[زشتی]] این صفت [[آگاه]] سازد: {{متن قرآن|وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَلِكَ الْيَوْمَ تُنْسَى}}<ref>«و هر که از یادکرد من روی برتابد بیگمان او را زیستنی تنگ خواهد بود و روز رستخیز وی را نابینا بر خواهیم انگیخت میگوید: پروردگارا! چرا مرا نابینا برانگیختی در حالی که من بینا بودم؟ فرمود: بدینگونه بود که نشانههای ما به تو رسید و تو آنها را فراموش کردی و همانگونه امروز تو فراموش میگردی» سوره طه، آیه ۱۲۴-۱۲۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۸۶-۳۸۷.</ref>. | ||
==[[غفلت]] [[قلب]] از [[یاد خدا]]== | ==[[غفلت]] [[قلب]] از [[یاد خدا]]== | ||
*این [[رذیلت]]، موجب میشود که گوش، چشم و [[قلب]] [[بینا]] و شنوا از [[انسان]] گرفته شود؛ از این رو [[انسان]] به حیوانی تبدیل میشود که فقط ظاهر [[انسان]] را داراست، امّا از حیوان نیز پستتر و گمراهتر است!؛ از این رو سرانجام به جهنّم [[مبتلا]] خواهد شد. [[حضرت | *این [[رذیلت]]، موجب میشود که گوش، چشم و [[قلب]] [[بینا]] و شنوا از [[انسان]] گرفته شود؛ از این رو [[انسان]] به حیوانی تبدیل میشود که فقط ظاهر [[انسان]] را داراست، امّا از حیوان نیز پستتر و گمراهتر است!؛ از این رو سرانجام به جهنّم [[مبتلا]] خواهد شد. [[حضرت حق]] درباره این [[رذیلت]] و متّصفان به آن میفرماید: {{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}}<ref>«و بیگمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریدهایم؛ (زیرا) دلهایی دارند که با آن درنمییابند و دیدگانی که با آن نمینگرند و گوشهایی که با آن نمیشنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراهترند؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۱۸۶.</ref>. | ||
*و به ناگزیر چون [[قلب]] از [[خداوند]] تهی شده از او غافل شود، و این [[غفلت]] برای [[قلب]] [[انسان]] حالت ملکه یابد، [[شیاطین]] در آن داخل میشوند؛ شیاطینی که هریک بُتی هستند که [[قلب]] را به بتخانه تبدیل میکنند. این دیدگاه [[قرآن کریم]] در این زمینه است، که مشغولیّتهای [[قلب]] را [[تفسیر]] میفرماید، مشغولیتهایی داخلی یا خارجی، انسانی یا جنّی؛ به این چند [[آیه]] [[مبارک]] بنگرید: {{متن قرآن|أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ}}<ref>«آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را، خدای خویش گرفته است و خداوند او را از روی آگاهی به حال وی در گمراهی واگذاشته و بر گوش و دل او مهر نهاده و بر چشم او پردهای کشیده است؟» سوره جاثیه، آیه ۲۳.</ref>؛ {{متن قرآن|أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}}<ref>«ای فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟» سوره یس، آیه ۶۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنْسَانِ خَذُولًا}}<ref>«و روزی که ستم پیشه، دست خویش (به دندان) میگزد؛ میگوید: ای کاش راهی با پیامبر در پیش میگرفتم! ای وای! کاش فلانی را به دوستی نمیگرفتم! به راستی او مرا از قرآن پس از آنکه به من رسیده بود گمراه کرد و شیطان آدمی را وا مینهد» سوره فرقان، آیه ۲۷-۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا}}<ref>«و آنان را که دین خویش به بازیچه و سرگرمی گرفتند و زندگانی دنیا آنان را فریفت رها کن» سوره انعام، آیه ۷۰.</ref>. | *و به ناگزیر چون [[قلب]] از [[خداوند]] تهی شده از او غافل شود، و این [[غفلت]] برای [[قلب]] [[انسان]] حالت ملکه یابد، [[شیاطین]] در آن داخل میشوند؛ شیاطینی که هریک بُتی هستند که [[قلب]] را به بتخانه تبدیل میکنند. این دیدگاه [[قرآن کریم]] در این زمینه است، که مشغولیّتهای [[قلب]] را [[تفسیر]] میفرماید، مشغولیتهایی داخلی یا خارجی، انسانی یا جنّی؛ به این چند [[آیه]] [[مبارک]] بنگرید: {{متن قرآن|أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ}}<ref>«آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را، خدای خویش گرفته است و خداوند او را از روی آگاهی به حال وی در گمراهی واگذاشته و بر گوش و دل او مهر نهاده و بر چشم او پردهای کشیده است؟» سوره جاثیه، آیه ۲۳.</ref>؛ {{متن قرآن|أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}}<ref>«ای فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟» سوره یس، آیه ۶۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنْسَانِ خَذُولًا}}<ref>«و روزی که ستم پیشه، دست خویش (به دندان) میگزد؛ میگوید: ای کاش راهی با پیامبر در پیش میگرفتم! ای وای! کاش فلانی را به دوستی نمیگرفتم! به راستی او مرا از قرآن پس از آنکه به من رسیده بود گمراه کرد و شیطان آدمی را وا مینهد» سوره فرقان، آیه ۲۷-۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا}}<ref>«و آنان را که دین خویش به بازیچه و سرگرمی گرفتند و زندگانی دنیا آنان را فریفت رها کن» سوره انعام، آیه ۷۰.</ref>. | ||
*نمونه این [[آیات]] در [[قرآن کریم]] بسیار آمده است، بنابراین، [[غفلت]] از او به -جلَّ وعلا! ۔ که ناشی از [[رسوخ]] این [[رذیلت]] به صورت ملکه باشد، با وارد شدن [[شیاطین]] در [[قلب]] [[همراهی]] داشته [[آدمی]] را به [[شرک]] [[مبتلا]] میسازد. این [[شرک]] هرچند از نوع شرکی که در [[علم]] [[فقه]] مورد بحث قرار میگیرد و [[احکام]] خاصّی بر آن مترتّب میگردد نیست، امّا [[شرک]] واقعی است که در کنار [[خداوند متعال]] معبودی دیگر در [[دل]] و ذهن [[انسان]] تولید مینماید. از همین رو است که اخلاقیان برآنند که رسیدن به [[سعادت]] واقعی با [[غفلت]] از [[خداوند]] و یا تغافل از او ممکن نمیباشد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۱۸۷.</ref>. | *نمونه این [[آیات]] در [[قرآن کریم]] بسیار آمده است، بنابراین، [[غفلت]] از او به -جلَّ وعلا! ۔ که ناشی از [[رسوخ]] این [[رذیلت]] به صورت ملکه باشد، با وارد شدن [[شیاطین]] در [[قلب]] [[همراهی]] داشته [[آدمی]] را به [[شرک]] [[مبتلا]] میسازد. این [[شرک]] هرچند از نوع شرکی که در [[علم]] [[فقه]] مورد بحث قرار میگیرد و [[احکام]] خاصّی بر آن مترتّب میگردد نیست، امّا [[شرک]] واقعی است که در کنار [[خداوند متعال]] معبودی دیگر در [[دل]] و ذهن [[انسان]] تولید مینماید. از همین رو است که اخلاقیان برآنند که رسیدن به [[سعادت]] واقعی با [[غفلت]] از [[خداوند]] و یا تغافل از او ممکن نمیباشد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۱۸۷.</ref>. | ||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
*نیز [[گذشت]] که پذیرش تمامی [[اعمال]] در گرو پذیرش [[نماز]] است، و پذیرش [[نماز]] نیز در گرو توجّه و [[حضور قلب]]: "[[پیامبر اکرم]]{{صل}} میفرمایند: شخصی به شصت و یا هفتاد سالگی میرسد، در حالی که [[خداوند]] حتّی یک [[نماز]] از او قبول نمیکند" <ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: يَمْضِي عَلَى الرَّجُلِ سِتُّونَ سَنَةً أَوْ سَبْعُونَ مَا قَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ صَلَاةً وَاحِدَةً}}؛ مستدرک الوسائل، ج۴، ص۱۰۲.</ref>. | *نیز [[گذشت]] که پذیرش تمامی [[اعمال]] در گرو پذیرش [[نماز]] است، و پذیرش [[نماز]] نیز در گرو توجّه و [[حضور قلب]]: "[[پیامبر اکرم]]{{صل}} میفرمایند: شخصی به شصت و یا هفتاد سالگی میرسد، در حالی که [[خداوند]] حتّی یک [[نماز]] از او قبول نمیکند" <ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: يَمْضِي عَلَى الرَّجُلِ سِتُّونَ سَنَةً أَوْ سَبْعُونَ مَا قَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ صَلَاةً وَاحِدَةً}}؛ مستدرک الوسائل، ج۴، ص۱۰۲.</ref>. | ||
*آری! اینکه فعلی بتواند [[تکلیف]] شرعی [[انسان]] را رفع کند و ثوابی بر آن مترتّب شود، مسألهای است و اینکه آن فعلْ [[انسان]] را به ساحت ربوبی نزدیک کرده در مسیر [[سلوک]] عصای دست او باشد، مسألهای دیگر است؛ این دو مسأله سخت از یکدیگر دور است و نمیتوان به صرف حصول یکی، آن دیگری را نیز حاصل شده دانست. به این [[حدیث نبوی]] بنگرید<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۱۹۱.</ref>:[[پیامبر اکرم]]{{صل}} میفرمایند: "دو مرد از [[امّت]] من به [[نماز]] میایستند و [[رکوع]] و سجودی مشابه هم انجام میدهند، امّا فاصله میان [[نماز]] آن دو مانند فاصله میان [[آسمان]] و [[زمین]] است"<ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}:إِنَّ الرَّجُلَيْنِ مِنْ أُمَّتِي يَقُومَانِ فِي الصَّلَاةِ وَ رُكُوعُهُمَا وَ سُجُودُهُمَا وَاحِدٌ وَ إِنَّ مَا بَيْنَ صَلَاتَيْهِمَا مِثْلُ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ}}؛ مستدرک الوسائل، ج۴، ص۹۸.</ref>؛ | *آری! اینکه فعلی بتواند [[تکلیف]] شرعی [[انسان]] را رفع کند و ثوابی بر آن مترتّب شود، مسألهای است و اینکه آن فعلْ [[انسان]] را به ساحت ربوبی نزدیک کرده در مسیر [[سلوک]] عصای دست او باشد، مسألهای دیگر است؛ این دو مسأله سخت از یکدیگر دور است و نمیتوان به صرف حصول یکی، آن دیگری را نیز حاصل شده دانست. به این [[حدیث نبوی]] بنگرید<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۱۹۱.</ref>:[[پیامبر اکرم]]{{صل}} میفرمایند: "دو مرد از [[امّت]] من به [[نماز]] میایستند و [[رکوع]] و سجودی مشابه هم انجام میدهند، امّا فاصله میان [[نماز]] آن دو مانند فاصله میان [[آسمان]] و [[زمین]] است"<ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}:إِنَّ الرَّجُلَيْنِ مِنْ أُمَّتِي يَقُومَانِ فِي الصَّلَاةِ وَ رُكُوعُهُمَا وَ سُجُودُهُمَا وَاحِدٌ وَ إِنَّ مَا بَيْنَ صَلَاتَيْهِمَا مِثْلُ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ}}؛ مستدرک الوسائل، ج۴، ص۹۸.</ref>؛ | ||
*این تفاوت، همان چیزی است که قیمت دو [[نماز]] را مشخّص میکند؛ نمازی که چون بر [[حضرت | *این تفاوت، همان چیزی است که قیمت دو [[نماز]] را مشخّص میکند؛ نمازی که چون بر [[حضرت حق]] عرضه شود او - جلَّ وعلا! - بر آن [[نماز]] احسنت و آفرین زند، و نمازی که نه تنها بدان ننگرد که غضبناک بدان گوید: چه [[نماز]] بیارزشی!؛ | ||
*[[پیامبر اکرم]]{{صل}} میفرمایند: "چون [[بنده]] [[مؤمن]] به [[نماز]] ایستد، [[خداوند]] از ابتدا تا انتهای نمازش به او مینگرد، و [[رحمت]] از فراز سرش تا آخر [[آسمان]] بر او سایه میافکند، و [[فرشتگان]] از اطرافش تا آخر [[آسمان]] گرداگرد او را میگیرند، و [[خداوند]] فرشتهای بالای سرش میگمارد که میگوید: ای نمازگذار! اگر میدانستی که چه کسی به تو مینگرد و تو با چه کسی [[نجوا]] میکنی، هرگز از [[نماز]] خارج نمیشدی و از این محل دور نمیگشتی"<ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: إِذَا قَامَ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ فِي صَلَاتِهِ نَظَرَ اللَّهُ إِلَيْهِ أَوْ قَالَ أَقْبَلَ اللَّهُ عَلَيْهِ حَتَّى يَنْصَرِفَ وَ أَظَلَّتْهُ الرَّحْمَةُ مِنْ فَوْقِ رَأْسِهِ إِلَى أُفُقِ السَّمَاءِ وَ الْمَلَائِكَةُ تَحُفُّهُ مِنْ حَوْلِهِ إِلَى أُفُقِ السَّمَاءِ وَ وَكَّلَ اللَّهُ بِهِ مَلَكاً قَائِماً عَلَى رَأْسِهِ يَقُولُ أَيُّهَا الْمُصَلِّي لَوْ تَعْلَمُ مَنْ يَنْظُرُ إِلَيْكَ وَ مَنْ تُنَاجِي مَا الْتَفَتَّ وَ لَا زُلْتَ مِنْ مَوْضِعِكَ أَبَداً}}؛ مستدرک الوسائل، ج۴، ص۱۰۱.</ref>؛ | *[[پیامبر اکرم]]{{صل}} میفرمایند: "چون [[بنده]] [[مؤمن]] به [[نماز]] ایستد، [[خداوند]] از ابتدا تا انتهای نمازش به او مینگرد، و [[رحمت]] از فراز سرش تا آخر [[آسمان]] بر او سایه میافکند، و [[فرشتگان]] از اطرافش تا آخر [[آسمان]] گرداگرد او را میگیرند، و [[خداوند]] فرشتهای بالای سرش میگمارد که میگوید: ای نمازگذار! اگر میدانستی که چه کسی به تو مینگرد و تو با چه کسی [[نجوا]] میکنی، هرگز از [[نماز]] خارج نمیشدی و از این محل دور نمیگشتی"<ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: إِذَا قَامَ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ فِي صَلَاتِهِ نَظَرَ اللَّهُ إِلَيْهِ أَوْ قَالَ أَقْبَلَ اللَّهُ عَلَيْهِ حَتَّى يَنْصَرِفَ وَ أَظَلَّتْهُ الرَّحْمَةُ مِنْ فَوْقِ رَأْسِهِ إِلَى أُفُقِ السَّمَاءِ وَ الْمَلَائِكَةُ تَحُفُّهُ مِنْ حَوْلِهِ إِلَى أُفُقِ السَّمَاءِ وَ وَكَّلَ اللَّهُ بِهِ مَلَكاً قَائِماً عَلَى رَأْسِهِ يَقُولُ أَيُّهَا الْمُصَلِّي لَوْ تَعْلَمُ مَنْ يَنْظُرُ إِلَيْكَ وَ مَنْ تُنَاجِي مَا الْتَفَتَّ وَ لَا زُلْتَ مِنْ مَوْضِعِكَ أَبَداً}}؛ مستدرک الوسائل، ج۴، ص۱۰۱.</ref>؛ | ||
*[[امام صادق]]{{ع}} نیز میفرمایند: "[[خداوند]] چون بر [[قلب]] بندهای که [[تکبیر]] میگوید امّا در قلبش از [[حقیقت]] [[تکبیر]] رویگردان است مینگرد، به او میفرماید: ای [[دروغگو]]! آیا مرا [[فریب]] میدهی، قسم به [[عزّت]] و جلال خودم تو را از شیرینی یاد خودم [[محروم]] میکنم، و از نزدیکی و [[قرب]] خودم بینصیب میگذارم<ref>{{متن حدیث|قَالَ الصَّادِقُ{{ع}}: فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى إِذَا اطَّلَعَ عَلَى قَلْبِ الْعَبْدِ وَ هُوَ يُكَبِّرُ وَ فِي قَلْبِهِ عَارِضٌ عَنْ حَقِيقَةِ تَكْبِيرِهِ قَالَ يَا كَاذِبُ أَ تَخْدَعُنِي وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَأَحْرِمَنَّكَ حَلَاوَةَ ذِكْرِي وَ لَأَحْجُبَنَّكَ عَنْ قُرْبِي}}؛ مستدرک الوسائل، ج۴، ص۹۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۱۹۲-۱۹۳.</ref>. | *[[امام صادق]]{{ع}} نیز میفرمایند: "[[خداوند]] چون بر [[قلب]] بندهای که [[تکبیر]] میگوید امّا در قلبش از [[حقیقت]] [[تکبیر]] رویگردان است مینگرد، به او میفرماید: ای [[دروغگو]]! آیا مرا [[فریب]] میدهی، قسم به [[عزّت]] و جلال خودم تو را از شیرینی یاد خودم [[محروم]] میکنم، و از نزدیکی و [[قرب]] خودم بینصیب میگذارم<ref>{{متن حدیث|قَالَ الصَّادِقُ{{ع}}: فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى إِذَا اطَّلَعَ عَلَى قَلْبِ الْعَبْدِ وَ هُوَ يُكَبِّرُ وَ فِي قَلْبِهِ عَارِضٌ عَنْ حَقِيقَةِ تَكْبِيرِهِ قَالَ يَا كَاذِبُ أَ تَخْدَعُنِي وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَأَحْرِمَنَّكَ حَلَاوَةَ ذِكْرِي وَ لَأَحْجُبَنَّكَ عَنْ قُرْبِي}}؛ مستدرک الوسائل، ج۴، ص۹۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۱۹۲-۱۹۳.</ref>. | ||
| خط ۵۴: | خط ۵۴: | ||
*این، بدبختیای است که هیچ بدبختیای بدتر از آن به تصور در نمیآید. جای بسی تأسّف است که همه ما در [[غفلت]] به سر میبریم و حتّی در نمازهای [[واجب]] نیز پرده [[غفلت]] را از مقابل چشمانمان کنار نمیزنیم<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۱۹۳.</ref>. | *این، بدبختیای است که هیچ بدبختیای بدتر از آن به تصور در نمیآید. جای بسی تأسّف است که همه ما در [[غفلت]] به سر میبریم و حتّی در نمازهای [[واجب]] نیز پرده [[غفلت]] را از مقابل چشمانمان کنار نمیزنیم<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۱۹۳.</ref>. | ||
===مرتبه دوّم=== | ===مرتبه دوّم=== | ||
*[[غفلت]] از خود [[قلب]] است؛ بدین معنی که [[آدمی]] از [[قلب]] خود غافل شده آنسان که به مادّیات میپردازد، به [[قلب]] خویشتن نپردازد. [[حضرت | *[[غفلت]] از خود [[قلب]] است؛ بدین معنی که [[آدمی]] از [[قلب]] خود غافل شده آنسان که به مادّیات میپردازد، به [[قلب]] خویشتن نپردازد. [[حضرت حق]] با اشاره به این حالت میفرماید: {{متن قرآن|وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}}<ref>«و چون کسانی نباشید که خداوند را فراموش کردند پس (خداوند نیز) آنان را از یاد خودشان برد؛ آنانند که نافرمانند» سوره حشر، آیه ۱۹.</ref>. | ||
*در این حالت، شیطانها [[فرصت]] را [[غنیمت]] شمرده در این [[جایگاه]] بلند مرتبه - که [[امانت]] [[حضرت | *در این حالت، شیطانها [[فرصت]] را [[غنیمت]] شمرده در این [[جایگاه]] بلند مرتبه - که [[امانت]] [[حضرت حق]] نزد [[بنده]] اوست-، داخل شده آن را به تصرّف در میآورند: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا}}<ref>«ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بیگمان او ستمکارهای نادان است» سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref>. | ||
*گویا منظور از "[[امانت]]" در این [[آیه شریفه]]، هرچند به وجه مطابقت با مصادیق بارز باشد، همین [[قلب]] است که در تمامی عوالم وجود هیچ چیزی پر ارزشتر، نفیستر و وسیعتر از آن وجود ندارد. [[حضرت | *گویا منظور از "[[امانت]]" در این [[آیه شریفه]]، هرچند به وجه مطابقت با مصادیق بارز باشد، همین [[قلب]] است که در تمامی عوالم وجود هیچ چیزی پر ارزشتر، نفیستر و وسیعتر از آن وجود ندارد. [[حضرت حق]] در [[حدیثی قدسی]] میفرماید: "مرا آسمانم و زمینم در بر نمی گیرد، اما [[قلب]] [[بنده]] مؤمنم وسعت دارد که مرا در برگیرد"<ref>{{متن حدیث|لَمْ يَسَعْنِي سَمَائِي وَ لَا أَرْضِي وَ وَسِعَنِي قَلْبُ عَبْدِي الْمُؤْمِنِ}}؛ بحارالأنوار، ج۵۵، ص۳۹.</ref>؛ نیز در خبر است که: "[[قلب]] [[مؤمن]] [[عرش]] [[خداوند]] است" <ref>{{متن حدیث|قَلْبُ الْمُؤْمِنِ عَرْشُ الرَّحْمَنِ}}؛ بحارالأنوار، ج۵۵، ص۳۹.</ref>. | ||
*آری! [[انسان]] بر خویشتن به [[سختی]] [[ظلمت]] کرده که [[خداوند]] را با [[شیاطین]] عوض نموده، و پس از آنکه او را از خانهاش خارج ساخته [[شیاطین]] را جایگزین او ساخته است. گذشته از اینکه [[انسان]] بهسختی [[ظالم]] است، [[نادان]] و [[جاهل]] نیز هست!، [[جاهلی]] که نه خود را شناخته و نه [[قدر]] خود را، تا به [[مقام]] لقاء او رسد و دستکم مراتب پایین لقاء را دریابد. [[انسان]] در این دنیای مادّی همچون کرمی که بر خود میتند، در مادّیات [[غوطه]] میخورد تا سرانجام تمامی راههای کمال را برخود بندد و از همه مراتب آن بازماند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۱۹۴.</ref>. | *آری! [[انسان]] بر خویشتن به [[سختی]] [[ظلمت]] کرده که [[خداوند]] را با [[شیاطین]] عوض نموده، و پس از آنکه او را از خانهاش خارج ساخته [[شیاطین]] را جایگزین او ساخته است. گذشته از اینکه [[انسان]] بهسختی [[ظالم]] است، [[نادان]] و [[جاهل]] نیز هست!، [[جاهلی]] که نه خود را شناخته و نه [[قدر]] خود را، تا به [[مقام]] لقاء او رسد و دستکم مراتب پایین لقاء را دریابد. [[انسان]] در این دنیای مادّی همچون کرمی که بر خود میتند، در مادّیات [[غوطه]] میخورد تا سرانجام تمامی راههای کمال را برخود بندد و از همه مراتب آن بازماند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۱۹۴.</ref>. | ||
===مرتبه سوّم=== | ===مرتبه سوّم=== | ||
*[[غفلت]] از [[شیاطین]] است؛ غفلتی که سبب میشود تا شیطانهای جنّی و انسی در [[قلب]] نفوذ کرده [[سرپرستی]] آن را بر عهده گیرند، و آن را به دلخواه خود این سو و آن سو کنند. به این [[آیه شریفه]] بنگرید: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ}}<ref>«که او را بر آنان که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل میکنند چیرگی نیست چیرگی او تنها بر کسانی است که دوستش میدارند» سوره نحل، آیه ۹۹-۱۰۰.</ref>. | *[[غفلت]] از [[شیاطین]] است؛ غفلتی که سبب میشود تا شیطانهای جنّی و انسی در [[قلب]] نفوذ کرده [[سرپرستی]] آن را بر عهده گیرند، و آن را به دلخواه خود این سو و آن سو کنند. به این [[آیه شریفه]] بنگرید: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ}}<ref>«که او را بر آنان که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل میکنند چیرگی نیست چیرگی او تنها بر کسانی است که دوستش میدارند» سوره نحل، آیه ۹۹-۱۰۰.</ref>. | ||
*در حالت توجّه، [[حضرت | *در حالت توجّه، [[حضرت حق]] بر [[قلب]] [[مؤمنین]] [[حکمران]] میشود، در این حال [[قلب]] در میان دست و [[اراده]] او قرار میگیرد: - {{متن قرآن|وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ}}<ref>«و جز آنچه خواست خداوند است، مخواهید که خداوند دانایی فرزانه است» سوره انسان، آیه ۳۰.</ref>- و او خود هرگونه که خواهد، آن را به حرکت در میآورد؛ تا سرانجام از [[ظلمت]] به سوی [[نور]] رهسپارش کند؛ | ||
*در حالت [[غفلت]] امّا، [[شیطان]] این نقش را بر عهده میگیرد. او چنان [[قلب]] [[آدمی]] و به تبع آن [[جان]] و جسم [[انسان]] را به حرکت در میآورد، تا سرانجام آن را از وادی فراخ [[نور]] خارج ساخته به تنگنای [[ظلمت]] و سیاهی راهیاش سازد. در این صورت تنها جهنّم است که میتواند پذیرای چنین [[قلب]] سیاه جهنّمیای شود: {{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«خداوند سرور مؤمنان است که آنان را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون میبرد اما سروران کافران، طاغوتهایند که آنها را از روشنایی به سوی تیرگیها بیرون میکشانند؛ آنان دمساز آتشند، آنها در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۵۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۱۹۵.</ref>. | *در حالت [[غفلت]] امّا، [[شیطان]] این نقش را بر عهده میگیرد. او چنان [[قلب]] [[آدمی]] و به تبع آن [[جان]] و جسم [[انسان]] را به حرکت در میآورد، تا سرانجام آن را از وادی فراخ [[نور]] خارج ساخته به تنگنای [[ظلمت]] و سیاهی راهیاش سازد. در این صورت تنها جهنّم است که میتواند پذیرای چنین [[قلب]] سیاه جهنّمیای شود: {{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«خداوند سرور مؤمنان است که آنان را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون میبرد اما سروران کافران، طاغوتهایند که آنها را از روشنایی به سوی تیرگیها بیرون میکشانند؛ آنان دمساز آتشند، آنها در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۵۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۱۹۵.</ref>. | ||
===مرتبه چهارم=== | ===مرتبه چهارم=== | ||
| خط ۷۳: | خط ۷۳: | ||
:*{{متن قرآن|يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ}}<ref>«(اما) بر آنند که داوری (های خود را) نزد طاغوت برند با آنکه به آنان فرمان داده شده است که به آن کفر ورزند» سوره نساء، آیه ۶۰.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ}}<ref>«(اما) بر آنند که داوری (های خود را) نزد طاغوت برند با آنکه به آنان فرمان داده شده است که به آن کفر ورزند» سوره نساء، آیه ۶۰.</ref>؛ | ||
:*{{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ}}<ref>«مؤمنان در راه خداوند جنگ میکنند و کافران در راه طاغوت پس با یاران شیطان کارزار کنید که نیرنگ شیطان، سست است» سوره نساء، آیه ۷۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۱۹۷.</ref>. | :*{{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ}}<ref>«مؤمنان در راه خداوند جنگ میکنند و کافران در راه طاغوت پس با یاران شیطان کارزار کنید که نیرنگ شیطان، سست است» سوره نساء، آیه ۷۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۱۹۷.</ref>. | ||
*[[غفلت]] از [[یاد خدا]] اگر به صورت ملکه درآید، و بر [[جان]] [[آدمی]] نشیند، گذشته از این عواقب - که نوعاً به [[قیامت]] و مراتب آن باز میگردد -، در [[دنیا]] نیز عواقبی سخت برای [[انسان]] به همراه خواهد داشت؛ عواقبی که میتوان آن را نتایج مادّی [[غفلت]] از [[حضرت | *[[غفلت]] از [[یاد خدا]] اگر به صورت ملکه درآید، و بر [[جان]] [[آدمی]] نشیند، گذشته از این عواقب - که نوعاً به [[قیامت]] و مراتب آن باز میگردد -، در [[دنیا]] نیز عواقبی سخت برای [[انسان]] به همراه خواهد داشت؛ عواقبی که میتوان آن را نتایج مادّی [[غفلت]] از [[حضرت حق]] دانست. کمترین نتیجهای که در این زمینه میتوان به آن اشاره کرد، [[هجوم]] اندوهها، غمها، گرهها و عقدههای روحی و دیگر بیماریهای نفْسی اینگونه است. شماری از این مشکلات روحی و جسمی در [[قرآن کریم]] به اشاره گرفته شده است؛ به این نمونهها بنگرید: | ||
:*{{متن قرآن|وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا}}<ref>«و هر که از یادکرد من روی برتابد بیگمان او را زیستنی تنگ خواهد بود» سوره طه، آیه ۱۲۴.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا}}<ref>«و هر که از یادکرد من روی برتابد بیگمان او را زیستنی تنگ خواهد بود» سوره طه، آیه ۱۲۴.</ref>؛ | ||
:*{{متن قرآن|مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ كَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عَاصِفٍ لَا يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُوا عَلَى شَيْءٍ}}<ref>«حکایت کردار آنان که به پروردگارشان کفر ورزیدند چون (توده) خاکستری است که در روزی بادخیز باد بر آن بوزد؛ از آنچه به چنگ آوردهاند چیزی در کف ندارند؛ این همان گمراهی ژرف است» سوره ابراهیم، آیه ۱۸.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ كَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عَاصِفٍ لَا يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُوا عَلَى شَيْءٍ}}<ref>«حکایت کردار آنان که به پروردگارشان کفر ورزیدند چون (توده) خاکستری است که در روزی بادخیز باد بر آن بوزد؛ از آنچه به چنگ آوردهاند چیزی در کف ندارند؛ این همان گمراهی ژرف است» سوره ابراهیم، آیه ۱۸.</ref>؛ | ||