جز
جایگزینی متن - ':{{متن قرآن' به ': {{متن قرآن'
جز (جایگزینی متن - ':{{متن قرآن' به ': {{متن قرآن') |
|||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
*این [[آیات]] نیز به صورتی خاص نسبت به این نکته [[آگاهی]] میبخشد، که [[شیطان]] و [[یاران]] جنّی و انسیاش، گویا آفریده شده و [[دستور]] یافتهاند که از راههای مختلف به [[گمراهی]] [[آدمیان]] بپردازند. این [[دستور]]، دستوری [[تکوینی]] است، بدان معنی که ذات [[شیاطین]] [[اغواگر]] است و [[گمراهکننده]]؛ تو گویی آنان [[دستور]] دارند که به [[فریب]] [[انسانها]] بپردازند، [[غنا]]، آلات [[لهو و لعب]]، تبلیغات فاسدی که در صورتهای [[فریبنده]] جلوهگر میشود، و حتّی تبلیغات دینیِ بیمحتوا که تنها برای [[فریب]] افراد استفاده میشود، در این شمار قرار دارد. این امور بهویژه اگر با جلوههای جنسی همراه شود، و یا عناوین پر زرق و ظاهری بیابد، بیشتر به [[فریب]] [[مردمان]] موفّق میشود. | *این [[آیات]] نیز به صورتی خاص نسبت به این نکته [[آگاهی]] میبخشد، که [[شیطان]] و [[یاران]] جنّی و انسیاش، گویا آفریده شده و [[دستور]] یافتهاند که از راههای مختلف به [[گمراهی]] [[آدمیان]] بپردازند. این [[دستور]]، دستوری [[تکوینی]] است، بدان معنی که ذات [[شیاطین]] [[اغواگر]] است و [[گمراهکننده]]؛ تو گویی آنان [[دستور]] دارند که به [[فریب]] [[انسانها]] بپردازند، [[غنا]]، آلات [[لهو و لعب]]، تبلیغات فاسدی که در صورتهای [[فریبنده]] جلوهگر میشود، و حتّی تبلیغات دینیِ بیمحتوا که تنها برای [[فریب]] افراد استفاده میشود، در این شمار قرار دارد. این امور بهویژه اگر با جلوههای جنسی همراه شود، و یا عناوین پر زرق و ظاهری بیابد، بیشتر به [[فریب]] [[مردمان]] موفّق میشود. | ||
*در روزگار ما، یکی از پرکاربردترین [[دامهای شیطان]]، جمعآوری [[ثروت]] بهگونه [[حلال]] مخلوط با [[حرام]] است؛ شرکتهای چند ملّیّتی و یا شرکتهای هِرَمی در این شمار است، که بهخصوص در کشورهایی که از نظر معادن زیرزمینی [[غنی]] باشند، بیشتر ظاهر خواهند شد. استفاده از امور جنسی نیز در روزگار ما، دامی شگرف از [[دامهای شیطان]] شده، که بهوسیله آن گروهی به جمع [[ثروت]] میپردازند، و گروهی به ابتلای به انواع [[مفاسد اخلاقی]] دچار میشوند. | *در روزگار ما، یکی از پرکاربردترین [[دامهای شیطان]]، جمعآوری [[ثروت]] بهگونه [[حلال]] مخلوط با [[حرام]] است؛ شرکتهای چند ملّیّتی و یا شرکتهای هِرَمی در این شمار است، که بهخصوص در کشورهایی که از نظر معادن زیرزمینی [[غنی]] باشند، بیشتر ظاهر خواهند شد. استفاده از امور جنسی نیز در روزگار ما، دامی شگرف از [[دامهای شیطان]] شده، که بهوسیله آن گروهی به جمع [[ثروت]] میپردازند، و گروهی به ابتلای به انواع [[مفاسد اخلاقی]] دچار میشوند. | ||
*پُر واضح است که انجام اینگونه آلودگیها، تنها نابودی [[جامعه]] و [[فساد]] نسلهای موجود در آن است:{{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ * وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ * وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ}}<ref>«و از مردم کسی است که گفتارش درباره زندگی این جهان تو را به شگفتی وا میدارد و خداوند را بر آنچه در دل دارد گواه میگیرد و همو کینهتوزترین دشمنان است * و چون به سرپرستی در کاری دسترسی یابد میکوشد که در زمین تبهکاری ورزد و کشت و پشت را نابود کند و خداوند تباهی را دوست نمیدارد * و چون به او گویند: از خداوند پروا کن، خویشتنبینی او را به گناه میکشاند پس دوزخ او را بس و بیگمان، این بستر بد است» سوره بقره، آیه ۲۰۴-۲۰۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۹۰-۱۹۱.</ref>. | *پُر واضح است که انجام اینگونه آلودگیها، تنها نابودی [[جامعه]] و [[فساد]] نسلهای موجود در آن است: {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ * وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ * وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ}}<ref>«و از مردم کسی است که گفتارش درباره زندگی این جهان تو را به شگفتی وا میدارد و خداوند را بر آنچه در دل دارد گواه میگیرد و همو کینهتوزترین دشمنان است * و چون به سرپرستی در کاری دسترسی یابد میکوشد که در زمین تبهکاری ورزد و کشت و پشت را نابود کند و خداوند تباهی را دوست نمیدارد * و چون به او گویند: از خداوند پروا کن، خویشتنبینی او را به گناه میکشاند پس دوزخ او را بس و بیگمان، این بستر بد است» سوره بقره، آیه ۲۰۴-۲۰۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۹۰-۱۹۱.</ref>. | ||
*یکی از مهمترین راههای [[شیطان]] و دامهای او، [[القاء]] [[وسوسه]] دوری از [[دین]] در ذهن [[جوانان]] است. او برای [[جوانان]] بیتجربه چنین وانمود میکند، که دست شستن از مبانی [[استوار]] مذهبی، نشانگر [[آزادی]] [[فکر]]، [[فرهنگ]] [[برتر]]، و روشن [[فکری]] است؛ چه [[دین]] را با [[علم]] نسبتی نیست، و بهویژه در روزگار ما [[علم]] چنان با سرعت به پیش میتازد، که [[دین]] را [[توان]] [[برابری]] با آن نیست!. این [[وسوسه]] از دیرباز در میان [[دامهای شیطان]] جایگاهی ویژه داشته، امّا در این روزگار از کاربردی بیشتر برخوردار شده است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۹۱.</ref>. | *یکی از مهمترین راههای [[شیطان]] و دامهای او، [[القاء]] [[وسوسه]] دوری از [[دین]] در ذهن [[جوانان]] است. او برای [[جوانان]] بیتجربه چنین وانمود میکند، که دست شستن از مبانی [[استوار]] مذهبی، نشانگر [[آزادی]] [[فکر]]، [[فرهنگ]] [[برتر]]، و روشن [[فکری]] است؛ چه [[دین]] را با [[علم]] نسبتی نیست، و بهویژه در روزگار ما [[علم]] چنان با سرعت به پیش میتازد، که [[دین]] را [[توان]] [[برابری]] با آن نیست!. این [[وسوسه]] از دیرباز در میان [[دامهای شیطان]] جایگاهی ویژه داشته، امّا در این روزگار از کاربردی بیشتر برخوردار شده است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۹۱.</ref>. | ||
===[[فریب]] خوردن به وسیله دوستنمایان=== | ===[[فریب]] خوردن به وسیله دوستنمایان=== | ||
*یکی از دامهای همیشگی [[شیطان]]، [[فریب]] [[انسان]] به وسیله دوستانی است که خود رو بهسوی عالم ظلالت نهادهاند. [[قرآن کریم]] به این مطلب نیز توجهی ویژه نشان داده، بهگونه ای که یک [[سوره]] کامل درباره آن نازل شده است. بر همه [[مسلمانان]] - بهویژه [[جوانان]] [[مسلمان]] - [[واجب]] است که از مکر او - که بدین وسیله در مسیر آنان گسترده میشود -، صبحگاه و شامگاه به [[حضرت حق]] [[پناه]] برند، تا ایشان را از آن دام بازرهاند:{{متن قرآن|قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ * مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ * وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ * وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ * وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ}}<ref>«بگو: به پروردگار سپیدهدم پناه میبرم * از بدی آنچه آفرید * و از بدی تاریکی شباهنگامی که فرا رسد * و از بدی زنان افسونگر دمنده در گرهها * و از بدی رشکآورنده هنگامی که به رشک خیزد» سوره فلق، آیه ۱-۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۹۱.</ref>. | *یکی از دامهای همیشگی [[شیطان]]، [[فریب]] [[انسان]] به وسیله دوستانی است که خود رو بهسوی عالم ظلالت نهادهاند. [[قرآن کریم]] به این مطلب نیز توجهی ویژه نشان داده، بهگونه ای که یک [[سوره]] کامل درباره آن نازل شده است. بر همه [[مسلمانان]] - بهویژه [[جوانان]] [[مسلمان]] - [[واجب]] است که از مکر او - که بدین وسیله در مسیر آنان گسترده میشود -، صبحگاه و شامگاه به [[حضرت حق]] [[پناه]] برند، تا ایشان را از آن دام بازرهاند: {{متن قرآن|قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ * مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ * وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ * وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ * وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ}}<ref>«بگو: به پروردگار سپیدهدم پناه میبرم * از بدی آنچه آفرید * و از بدی تاریکی شباهنگامی که فرا رسد * و از بدی زنان افسونگر دمنده در گرهها * و از بدی رشکآورنده هنگامی که به رشک خیزد» سوره فلق، آیه ۱-۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۹۱.</ref>. | ||
*بدون تردید مصداق کامل بدترین آفریدگان، همان شرّی است که از طریق [[دوستان]] [[ناپسند]] به [[آدمی]] میرسد؛ دوستیهای نامحرمان، امروزه بدترین نوع [[دوستی]] است که در میان برخی از [[جوانان]] دیده میشود، و میتواند بهراحتی [[عاقبت]] [[آدمی]] را تباه سازد. برخی از [[مفسران]]، [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ}}<ref>«و از بدی تاریکی شباهنگامی که فرا رسد» سوره فلق، آیه ۳.</ref> را به هیجانات جنسی [[تفسیر]] کردهاند، که چون روی نماید، همچون سیاهی شبْ [[روح]] [[آدمی]] را فرا میگیرد، و او را ناگزیر در آن [[ظلمت]] فرو میبرد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۹۲.</ref>. | *بدون تردید مصداق کامل بدترین آفریدگان، همان شرّی است که از طریق [[دوستان]] [[ناپسند]] به [[آدمی]] میرسد؛ دوستیهای نامحرمان، امروزه بدترین نوع [[دوستی]] است که در میان برخی از [[جوانان]] دیده میشود، و میتواند بهراحتی [[عاقبت]] [[آدمی]] را تباه سازد. برخی از [[مفسران]]، [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ}}<ref>«و از بدی تاریکی شباهنگامی که فرا رسد» سوره فلق، آیه ۳.</ref> را به هیجانات جنسی [[تفسیر]] کردهاند، که چون روی نماید، همچون سیاهی شبْ [[روح]] [[آدمی]] را فرا میگیرد، و او را ناگزیر در آن [[ظلمت]] فرو میبرد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۹۲.</ref>. | ||
*[[سوره]] [[مبارک]] ناس نیز، بدون تردید بر [[لزوم]] [[پناه]] بردن به [[خداوند متعال]] از دست [[وسوسه]] [[دوستان]] [[ناپسند]]، تأکید میکند؛ بهویژه دوستانی که به خوبی از راههای نفوذ در [[قلب]] [[دوست]] خود آگاهند، و میتوانند بهراحتی او را در دام خویش کشند: {{متن قرآن|قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ * مَلِكِ النَّاسِ * إِلَهِ النَّاسِ * مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ * الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ * مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ}}<ref>«بگو: به پروردگار آدمیان پناه میبرم * فرمانفرمای آدمیان * خدای آدمیان * از شرّ آن وسوسهگر واپسگریز * که در دلهای آدمیان وسوسه میافکند * از پریان و آدمیان» سوره ناس، آیه ۱-۶.</ref>؛ | *[[سوره]] [[مبارک]] ناس نیز، بدون تردید بر [[لزوم]] [[پناه]] بردن به [[خداوند متعال]] از دست [[وسوسه]] [[دوستان]] [[ناپسند]]، تأکید میکند؛ بهویژه دوستانی که به خوبی از راههای نفوذ در [[قلب]] [[دوست]] خود آگاهند، و میتوانند بهراحتی او را در دام خویش کشند: {{متن قرآن|قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ * مَلِكِ النَّاسِ * إِلَهِ النَّاسِ * مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ * الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ * مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ}}<ref>«بگو: به پروردگار آدمیان پناه میبرم * فرمانفرمای آدمیان * خدای آدمیان * از شرّ آن وسوسهگر واپسگریز * که در دلهای آدمیان وسوسه میافکند * از پریان و آدمیان» سوره ناس، آیه ۱-۶.</ref>؛ | ||
| خط ۸۸: | خط ۸۸: | ||
*سِرّ این مطلب نیز در [[غلبه]] حواس پنجگانه، و نیز عواطف و احساسات بر [[روح]] [[انسان]] [[جوان]] است؛ چه در این دوران، [[انسان]] از سویی از جسمی [[قوی]]، و از سویی دیگر از قوای [[عقلانی]] ضعیفی برخوردار است؛ ازاینرو گویا [[جوان]] در دریایی بیپایان دست و پا میزند، و خود مهار خویش را بهدست ندارد. بر این اساس سخت به دیوانگان شبیه است، که بر آنچه انجام میدهند، تسلّطی نخواهند داشت<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۹۹.</ref>. | *سِرّ این مطلب نیز در [[غلبه]] حواس پنجگانه، و نیز عواطف و احساسات بر [[روح]] [[انسان]] [[جوان]] است؛ چه در این دوران، [[انسان]] از سویی از جسمی [[قوی]]، و از سویی دیگر از قوای [[عقلانی]] ضعیفی برخوردار است؛ ازاینرو گویا [[جوان]] در دریایی بیپایان دست و پا میزند، و خود مهار خویش را بهدست ندارد. بر این اساس سخت به دیوانگان شبیه است، که بر آنچه انجام میدهند، تسلّطی نخواهند داشت<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۹۹.</ref>. | ||
*با این وجود، نمیتوان از [[فضائل]] بسیاری که این منزل از منازل [[عمر]] [[انسان]] داراست، چشم پوشید. در این زمینه، توجّه به این نکته که لفظ "فَتی" / [[جوان]] / جوانمرد، در مجموعه [[قرآن]] و [[حدیث]] جز بر آنان که به [[فضائل]] و محامد [[اخلاقی]] متّصف شدهاند، بهکار نرفته است، میتواند نشانی از اهمیت این دوره از [[عمر]] را بههمراه آورد. [[حضرت حق]] خود فرموده است: {{متن قرآن|إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى}}<ref>«آنان جوانانی بودند که به پروردگارشان (پنهانی) ایمان آوردند و ما بر رهنمود آنان افزودیم» سوره کهف، آیه ۱۳.</ref>. | *با این وجود، نمیتوان از [[فضائل]] بسیاری که این منزل از منازل [[عمر]] [[انسان]] داراست، چشم پوشید. در این زمینه، توجّه به این نکته که لفظ "فَتی" / [[جوان]] / جوانمرد، در مجموعه [[قرآن]] و [[حدیث]] جز بر آنان که به [[فضائل]] و محامد [[اخلاقی]] متّصف شدهاند، بهکار نرفته است، میتواند نشانی از اهمیت این دوره از [[عمر]] را بههمراه آورد. [[حضرت حق]] خود فرموده است: {{متن قرآن|إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى}}<ref>«آنان جوانانی بودند که به پروردگارشان (پنهانی) ایمان آوردند و ما بر رهنمود آنان افزودیم» سوره کهف، آیه ۱۳.</ref>. | ||
*[[امام صادق]]{{ع}} نیز در روایتی فرمودهاند: "آیا ندانستهای که همه [[اصحاب کهف]] از نظر [[سنّی]] پیرمرد بودند، امّا [[خداوند]] آنان را بهواسطه ایمانشان [[جوان]] خواند؟!"<ref>{{متن حدیث|أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ كَانُوا كُلُّهُمْ كُهُولًا فَسَمَّاهُمُ اللَّهُ فِتْيَةً بِإِيمَانِهِمْ}}؛ بحار الأنوار، ج۱۴، ص۴۲۸.</ref>؛ و باز [[حضرت حق]] میفرماید:{{متن قرآن|وَلَا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا}}<ref>«و کنیزان خود را که خواستار پاکدامنی هستند برای به دست آوردن کالای ناپایدار زندگانی این جهان به زنا واندارید» سوره نور، آیه ۳۳.</ref> | *[[امام صادق]]{{ع}} نیز در روایتی فرمودهاند: "آیا ندانستهای که همه [[اصحاب کهف]] از نظر [[سنّی]] پیرمرد بودند، امّا [[خداوند]] آنان را بهواسطه ایمانشان [[جوان]] خواند؟!"<ref>{{متن حدیث|أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ كَانُوا كُلُّهُمْ كُهُولًا فَسَمَّاهُمُ اللَّهُ فِتْيَةً بِإِيمَانِهِمْ}}؛ بحار الأنوار، ج۱۴، ص۴۲۸.</ref>؛ و باز [[حضرت حق]] میفرماید: {{متن قرآن|وَلَا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا}}<ref>«و کنیزان خود را که خواستار پاکدامنی هستند برای به دست آوردن کالای ناپایدار زندگانی این جهان به زنا واندارید» سوره نور، آیه ۳۳.</ref> | ||
*گویا در این [[آیه شریفه]]، دختران عفیف را به سبب همین ایمانشان "[[جوان]]" خوانده است، ایمانی که در شمار [[برترین]] [[فضائل]] قرار داشته بیشتر نصیب [[جوانان]] خواهد شد. نمونههای این دو [[آیه شریفه]] در [[قرآن کریم]] بسیار بهکار رفته است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۹۹.</ref>. | *گویا در این [[آیه شریفه]]، دختران عفیف را به سبب همین ایمانشان "[[جوان]]" خوانده است، ایمانی که در شمار [[برترین]] [[فضائل]] قرار داشته بیشتر نصیب [[جوانان]] خواهد شد. نمونههای این دو [[آیه شریفه]] در [[قرآن کریم]] بسیار بهکار رفته است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۹۹.</ref>. | ||
*سِرّ این مطلب نیز، در آن است که صفای [[قلب]] و [[نور]] [[معرفت]] در [[جوانان]] بیشتر از [[پیران]] و سالخوردگان است، چه آنان هنوز صفای [[قلب]] خود را در گذر روزگار از دست نداده به مسائل گوناگون حیات آلوده نشدهاند. گذشته از این مطلب، [[قدرت]] آنان بر [[مخالفت]] با [[نفس]] و [[هواهای نفسانی]] نیز بیشتر از [[قدرت]] سالخوردگان است؛ چه سالخوردگان با گذر [[عمر]]، عاداتی یافته و به سُنَنی پایبند شدهاند، که گاه گاه مانعی در [[مسیر کمال]] آنان فراهم میآورد؛ ازاینرو اگر دو مربّیِ داخلی و خارجی - یعنی [[عقل]] و استاد [[اخلاق]] - برای [[تربیت]] [[جوانی]] دست در دست هم گذارند، میتوانند او را به مراتبی برسانند که کهنسالان از رسیدن به آن محرومند؛ مربّیِ داخلی [[عقل]] و [[وجدان]] است، که اگر به [[نصیحت]] و [[مشورت]] تجربهداران زینت یابد ارزشمندتر میگردد؛ و مربّیِ خارجی نیز [[پدر]] و [[مادر]]، [[شهر]]، [[جامعه]]، [[حکومت]]، [[علماء]] [[دینی]] و سرانجام استاد [[اخلاق]] است؛ که چون پیوند این دو با [[ایمان]] قلبی همراه شود، مسیر طولانی مدّت کمال را در مدتی کوتاه فرادست [[جوانان]] مینهد. ازاینرو آنان را بهشدّت توصیه میکنیم که نخست [[ایمان]] خود را تقویت نمایند، آن گاه پیوند با مردان [[دین]] را شدّت بخشند، تا بهگونه طبیعی با بهرهمندی از [[تربیت]] [[خانواده]] به مراتب مورد نظر وارد شوند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۰۰.</ref>. | *سِرّ این مطلب نیز، در آن است که صفای [[قلب]] و [[نور]] [[معرفت]] در [[جوانان]] بیشتر از [[پیران]] و سالخوردگان است، چه آنان هنوز صفای [[قلب]] خود را در گذر روزگار از دست نداده به مسائل گوناگون حیات آلوده نشدهاند. گذشته از این مطلب، [[قدرت]] آنان بر [[مخالفت]] با [[نفس]] و [[هواهای نفسانی]] نیز بیشتر از [[قدرت]] سالخوردگان است؛ چه سالخوردگان با گذر [[عمر]]، عاداتی یافته و به سُنَنی پایبند شدهاند، که گاه گاه مانعی در [[مسیر کمال]] آنان فراهم میآورد؛ ازاینرو اگر دو مربّیِ داخلی و خارجی - یعنی [[عقل]] و استاد [[اخلاق]] - برای [[تربیت]] [[جوانی]] دست در دست هم گذارند، میتوانند او را به مراتبی برسانند که کهنسالان از رسیدن به آن محرومند؛ مربّیِ داخلی [[عقل]] و [[وجدان]] است، که اگر به [[نصیحت]] و [[مشورت]] تجربهداران زینت یابد ارزشمندتر میگردد؛ و مربّیِ خارجی نیز [[پدر]] و [[مادر]]، [[شهر]]، [[جامعه]]، [[حکومت]]، [[علماء]] [[دینی]] و سرانجام استاد [[اخلاق]] است؛ که چون پیوند این دو با [[ایمان]] قلبی همراه شود، مسیر طولانی مدّت کمال را در مدتی کوتاه فرادست [[جوانان]] مینهد. ازاینرو آنان را بهشدّت توصیه میکنیم که نخست [[ایمان]] خود را تقویت نمایند، آن گاه پیوند با مردان [[دین]] را شدّت بخشند، تا بهگونه طبیعی با بهرهمندی از [[تربیت]] [[خانواده]] به مراتب مورد نظر وارد شوند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۰۰.</ref>. | ||