دوستی برای خدا: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ':{{متن قرآن' به ': {{متن قرآن'
جز (جایگزینی متن - 'حضرت حق' به 'حضرت حق')
جز (جایگزینی متن - ':{{متن قرآن' به ': {{متن قرآن')
خط ۴۰: خط ۴۰:
*در روایتی معتبر از [[امام باقر]]{{ع}}، چنین می‌‌خوانیم: "چون [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[معراج]] برده شدند، سؤال نمودند: پروردگارا! حال [[مؤمن]] نزد تو چگونه است؟ [[حضرت حق]] فرمود:... [[بنده]] من با هیچ امری به من نزدیک نمی‌شود که نزد من [[دوست]] داشتنی‌تر از [[واجبات]] باشد؛ پس از آن، [[بنده]] با مستحبّات به من نزدیک می‌‌شود، تا آنگاه که من او را [[دوست]] خواهم داشت؛ در این حال من شنوائی او خواهم بود که بدان می‌شنود، و بینائی او که به آن می‌‌بیند، و گویائی او که به آن سخن می‌‌کند، و توانائی او که بدان انجام می‌‌دهد. این [[بنده]] اگر مرا بخواند اجابتش می‌کنم، و اگر درخواستی کند برآورده‌اش می‌سازم"<ref>{{متن حدیث| لَمَّا أُسْرِيَ بِالنَّبِيِّ{{صل}} قَالَ يَا رَبِّ مَا حَالُ الْمُؤْمِنِ عِنْدَكَ؟ قَالَ:... وَ مَا يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ عَبْدٌ مِنْ عِبَادِي بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ إِذاً سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا إِنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ و إِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ}}؛ اصول کافی، ج ۲، ص ۳۵۲.</ref>؛  
*در روایتی معتبر از [[امام باقر]]{{ع}}، چنین می‌‌خوانیم: "چون [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[معراج]] برده شدند، سؤال نمودند: پروردگارا! حال [[مؤمن]] نزد تو چگونه است؟ [[حضرت حق]] فرمود:... [[بنده]] من با هیچ امری به من نزدیک نمی‌شود که نزد من [[دوست]] داشتنی‌تر از [[واجبات]] باشد؛ پس از آن، [[بنده]] با مستحبّات به من نزدیک می‌‌شود، تا آنگاه که من او را [[دوست]] خواهم داشت؛ در این حال من شنوائی او خواهم بود که بدان می‌شنود، و بینائی او که به آن می‌‌بیند، و گویائی او که به آن سخن می‌‌کند، و توانائی او که بدان انجام می‌‌دهد. این [[بنده]] اگر مرا بخواند اجابتش می‌کنم، و اگر درخواستی کند برآورده‌اش می‌سازم"<ref>{{متن حدیث| لَمَّا أُسْرِيَ بِالنَّبِيِّ{{صل}} قَالَ يَا رَبِّ مَا حَالُ الْمُؤْمِنِ عِنْدَكَ؟ قَالَ:... وَ مَا يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ عَبْدٌ مِنْ عِبَادِي بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ إِذاً سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا إِنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ و إِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ}}؛ اصول کافی، ج ۲، ص ۳۵۲.</ref>؛  
*علامه بزرگوار [[مجلسی]] دوّم، در کتاب [[شریف]] "مرآة العقول"، در ذیل این [[روایت]] بیانی از خود، و پس از آن سخنی از [[خواجه طوسی]] آورده، که هر دو در کمال [[اتقان]] است. ما در اینجا به [[نقل]] سخن این دو بزرگوار می‌‌پردازیم: {{عربی| أنّ العارف لمّا تخلّى من شهواته و إرادته، و تجلّى محبّة الحقّ على عقله و روحه و مسامعه و مشاعره، و فوّض جميع اموره إليه و سلّم و رضي بكلّ ما قضى ربّه عليه، يصير الربّ سبحانه متصرّفاً في عقله و قلبه و قواه، و يدبّر اموره على ما يحبّه و يرضاه، فيريد الأشياء بمشيّة مولاه، كما قال سبحانه مخاطباً لهم: }}{{متن قرآن|وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ}}<ref>«و جز آنچه خواست خداوند است، مخواهید که خداوند دانایی فرزانه است» سوره انسان، آیه ۳۰.</ref> {{ عربی| و كما ورد في تأويل هذه الآية في غوامض الأخبار عن معادن الأسرار و الأئمّة الأخيار}}<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۸.</ref>.
*علامه بزرگوار [[مجلسی]] دوّم، در کتاب [[شریف]] "مرآة العقول"، در ذیل این [[روایت]] بیانی از خود، و پس از آن سخنی از [[خواجه طوسی]] آورده، که هر دو در کمال [[اتقان]] است. ما در اینجا به [[نقل]] سخن این دو بزرگوار می‌‌پردازیم: {{عربی| أنّ العارف لمّا تخلّى من شهواته و إرادته، و تجلّى محبّة الحقّ على عقله و روحه و مسامعه و مشاعره، و فوّض جميع اموره إليه و سلّم و رضي بكلّ ما قضى ربّه عليه، يصير الربّ سبحانه متصرّفاً في عقله و قلبه و قواه، و يدبّر اموره على ما يحبّه و يرضاه، فيريد الأشياء بمشيّة مولاه، كما قال سبحانه مخاطباً لهم: }}{{متن قرآن|وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ}}<ref>«و جز آنچه خواست خداوند است، مخواهید که خداوند دانایی فرزانه است» سوره انسان، آیه ۳۰.</ref> {{ عربی| و كما ورد في تأويل هذه الآية في غوامض الأخبار عن معادن الأسرار و الأئمّة الأخيار}}<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۸.</ref>.
*{{عربی| وَ رُویَ عَنِ النَّبیِّ{{صل}}: قَلْبُ الْمُؤْمِنِ بَيْنَ إِصْبَعَيْنِ مِنْ أَصَابِعِ الرَّحْمَنِ يُقَلِّبُهُ كَيْفَ يَشاءُ}}<ref>مرآة العقول، ج ۱۰ ، ص ۳۹۳. </ref>؛ {{عربی| و كذلك يتصرف ربه الأعلى منه في سائر الجوارح و القوى كما قال سبحانه مخاطبا لنبيه صلّى اللّه عليه و آله}}: {{متن قرآن|وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى}}<ref>« و چون تیر افکندی تو نیفکندی بلکه خداوند افکند و (چنین کرد)» سوره انفال، آیه ۱۷.</ref>؛ {{عربی| و قال تعالى}}: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ}}<ref>«بی‌گمان آنان که با تو بیعت می‌کنند جز این نیست که با خداوند بیعت می‌کنند؛ دست خداوند بالای دست‌های آنان است؛ از این روی هر که پیمان شکند به زیان خویش می‌شکند و هر کس به آنچه با خداوند پیمان بسته است وفا کند به زودی به او پاداشی سترگ خواهد داد» سوره فتح، آیه ۱۰.</ref>. {{عربی| فلذلك صارت طاعتهم طاعة اللّه و معصيتهم معصية اللّه}} {{عربی| فاتضح بذلك معنى قوله تعالى: "كُنْتُ سَمْعَهُ اَلَّذِي يَسْمَعُ بِهِ"}}. {{عربی| و هكذا سائر المشاعر یدرك بنوره و یتسیر بتيسيره و تدبيره كما سبحانه}}:{{متن قرآن|فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى}}<ref>«زودا که او را در راه (خیر و) آسانی قرار دهیم» سوره لیل، آیه ۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۸-۲۴۹.</ref>.
*{{عربی| وَ رُویَ عَنِ النَّبیِّ{{صل}}: قَلْبُ الْمُؤْمِنِ بَيْنَ إِصْبَعَيْنِ مِنْ أَصَابِعِ الرَّحْمَنِ يُقَلِّبُهُ كَيْفَ يَشاءُ}}<ref>مرآة العقول، ج ۱۰ ، ص ۳۹۳. </ref>؛ {{عربی| و كذلك يتصرف ربه الأعلى منه في سائر الجوارح و القوى كما قال سبحانه مخاطبا لنبيه صلّى اللّه عليه و آله}}: {{متن قرآن|وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى}}<ref>« و چون تیر افکندی تو نیفکندی بلکه خداوند افکند و (چنین کرد)» سوره انفال، آیه ۱۷.</ref>؛ {{عربی| و قال تعالى}}: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ}}<ref>«بی‌گمان آنان که با تو بیعت می‌کنند جز این نیست که با خداوند بیعت می‌کنند؛ دست خداوند بالای دست‌های آنان است؛ از این روی هر که پیمان شکند به زیان خویش می‌شکند و هر کس به آنچه با خداوند پیمان بسته است وفا کند به زودی به او پاداشی سترگ خواهد داد» سوره فتح، آیه ۱۰.</ref>. {{عربی| فلذلك صارت طاعتهم طاعة اللّه و معصيتهم معصية اللّه}} {{عربی| فاتضح بذلك معنى قوله تعالى: "كُنْتُ سَمْعَهُ اَلَّذِي يَسْمَعُ بِهِ"}}. {{عربی| و هكذا سائر المشاعر یدرك بنوره و یتسیر بتيسيره و تدبيره كما سبحانه}}: {{متن قرآن|فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى}}<ref>«زودا که او را در راه (خیر و) آسانی قرار دهیم» سوره لیل، آیه ۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۸-۲۴۹.</ref>.
*و محقق طوسی می‌فرماید: "عارف چون از درخواست‌ها و اراده‌های خود تهی گردد، و [[محبّت]] [[حضرت حق]] بر [[عقل]] و [[روح]] و ادراکات او [[غلبه]] نماید، و تمامی امور خویش را به او وانهاده به تمامی آنچه او در حقّش [[اراده]] فرموده [[راضی]] گردد؛ [[خداوند متعال]] در [[عقل]] و [[قلب]] و قوای او [[متصرّف]] شده امور او را بنا بر آنچه خود می‌‌پسندد و بدان [[راضی]] است، [[تدبیر]] می‌‌فرماید. در اینجا [[اراده]] عارف در پرتو [[اراده]] [[حضرت حق]] قرار گرفته اشیاء را آنگونه که او [[اراده]] می‌‌فرماید، [[اراده]] می‌‌کند. [[خداوند متعال]] خود درباره اینان فرموده است: "و خود نمی‌خواهند مگر آنکه [[خداوند]] بخواهد"<ref>{{عربی| و قال المحقق الطوسي قدس الله روحه القدوسي: ان العارف إذا انقطع عن نفسه و اتصل بالحق رأى كل قدرة مستغرقة في قدرته المتعلقة بجميع المقدورات، و كل علم مستغرق في علمه الذي لا يعزب عنه شيء من الموجودات، و كل إرادة مستغرقة في إرادته التي لا يتأبى عنها شيء من الممكنات، بل كل وجود و كل كمال وجود فهو صادر عنه فائض من لدنه، فصار الحق حينئذ بصره الذي يبصر به، و سمعه الذي به يسمع، و قدرته التي بها يفعل، و علمه الذي به يعلم، وجوده الذي به يجود، فصار العارف حينئذ متخلقا بأخلاق الله في الحقيقة}}؛ مرآة العقول، ج ۱،۰ ص ۳۹۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۹.</ref>.
*و محقق طوسی می‌فرماید: "عارف چون از درخواست‌ها و اراده‌های خود تهی گردد، و [[محبّت]] [[حضرت حق]] بر [[عقل]] و [[روح]] و ادراکات او [[غلبه]] نماید، و تمامی امور خویش را به او وانهاده به تمامی آنچه او در حقّش [[اراده]] فرموده [[راضی]] گردد؛ [[خداوند متعال]] در [[عقل]] و [[قلب]] و قوای او [[متصرّف]] شده امور او را بنا بر آنچه خود می‌‌پسندد و بدان [[راضی]] است، [[تدبیر]] می‌‌فرماید. در اینجا [[اراده]] عارف در پرتو [[اراده]] [[حضرت حق]] قرار گرفته اشیاء را آنگونه که او [[اراده]] می‌‌فرماید، [[اراده]] می‌‌کند. [[خداوند متعال]] خود درباره اینان فرموده است: "و خود نمی‌خواهند مگر آنکه [[خداوند]] بخواهد"<ref>{{عربی| و قال المحقق الطوسي قدس الله روحه القدوسي: ان العارف إذا انقطع عن نفسه و اتصل بالحق رأى كل قدرة مستغرقة في قدرته المتعلقة بجميع المقدورات، و كل علم مستغرق في علمه الذي لا يعزب عنه شيء من الموجودات، و كل إرادة مستغرقة في إرادته التي لا يتأبى عنها شيء من الممكنات، بل كل وجود و كل كمال وجود فهو صادر عنه فائض من لدنه، فصار الحق حينئذ بصره الذي يبصر به، و سمعه الذي به يسمع، و قدرته التي بها يفعل، و علمه الذي به يعلم، وجوده الذي به يجود، فصار العارف حينئذ متخلقا بأخلاق الله في الحقيقة}}؛ مرآة العقول، ج ۱،۰ ص ۳۹۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۹.</ref>.
*این مطلب در برخی از [[اخبار]] مشکلة معدن‌های [[حکمت]] و [[اسرار]] که به [[تأویل]] این [[آیه]] پرداخته، بیان شده است. از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز [[روایت]] شده که ایشان فرمودند: "[[قلب]] [[مؤمن]] میان دو انگشت از انگشتان [[حضرت حق]] است، که هرگونه خواهد آن را دیگرگون می‌‌سازد". و به همین ترتیب، او در بقیّه جوارح و قوای او تصرّف می‌‌فرماید، همانگونه که او خود در خطاب به پیامبرش فرمود: "و تو هنگامی که تیر می‌‌افکنی تیر را نیافکنده‌ای، بلکه [[خداوند]] است که تیر می‌‌زند"، و همچنین فرمود: "آنان که با تو [[بیعت]] می‌‌کنند بتحقیق که با [[خداوند]] [[بیعت]] می‌‌کنند، دست [[خداوند]] بالای دست آنان است". از این‌روست که [[اطاعت]] از آنان، [[اطاعت خدا]]، و [[مخالفت]] با آنان [[مخالفت]] با خداست<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۰.</ref>.
*این مطلب در برخی از [[اخبار]] مشکلة معدن‌های [[حکمت]] و [[اسرار]] که به [[تأویل]] این [[آیه]] پرداخته، بیان شده است. از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز [[روایت]] شده که ایشان فرمودند: "[[قلب]] [[مؤمن]] میان دو انگشت از انگشتان [[حضرت حق]] است، که هرگونه خواهد آن را دیگرگون می‌‌سازد". و به همین ترتیب، او در بقیّه جوارح و قوای او تصرّف می‌‌فرماید، همانگونه که او خود در خطاب به پیامبرش فرمود: "و تو هنگامی که تیر می‌‌افکنی تیر را نیافکنده‌ای، بلکه [[خداوند]] است که تیر می‌‌زند"، و همچنین فرمود: "آنان که با تو [[بیعت]] می‌‌کنند بتحقیق که با [[خداوند]] [[بیعت]] می‌‌کنند، دست [[خداوند]] بالای دست آنان است". از این‌روست که [[اطاعت]] از آنان، [[اطاعت خدا]]، و [[مخالفت]] با آنان [[مخالفت]] با خداست<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۰.</ref>.
۲۲۴٬۹۹۹

ویرایش