←ریشۀ نابسامانیهای جامعه اسلامی
جز (جایگزینی متن - 'جامعۀ اسلامی' به 'جامعۀ اسلامی') |
|||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
*به عبارت دیگر، شرایط [[انحطاط]] [[جامعۀ اسلامی]] و عقبماندگی و [[ذلّت]] و تفرقۀ [[حاکم]] بر [[مسلمین]] در حال حاضر، معلول اوضاعی است که در اثر اقدامات دستگاههای [[حاکم]] بر [[جامعۀ اسلامی]] به وجود آمد. در طول [[تاریخ]] پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} به استثنای یک دورۀ کوتاه، [[حکّام]] در سراسر [[جامعۀ اسلامی]]، در [[فکر]] [[خوشگذرانی]] و عیاشی و [[ظلم]] و جنایت بودند و تودۀ [[مردم]] [[مسلمان]] نیز برخی به [[تقلید]] از [[حکّام]]، [[اخلاق]] و شیوۀ [[رفتار]] [[حاکمان]] را در پیش گرفتند و برخی دیگر از [[خوف]] [[حکّام]]، [[سکوت]] و [[بیتفاوتی]] را پیشۀ خود ساختند و آنان که پیرو [[اسلام]] محمدی بودند و به [[پیروی]] از [[علی]]{{ع}} و [[اولاد]] طاهرین او شناخته میشدند همواره در معرض [[قتل]] و زندان و [[تبعید]] و [[شکنجه]] بودند. این وضعیت، در [[جامعۀ اسلامی]] پس ازرسول [[خدا]]، تداوم داشت. | *به عبارت دیگر، شرایط [[انحطاط]] [[جامعۀ اسلامی]] و عقبماندگی و [[ذلّت]] و تفرقۀ [[حاکم]] بر [[مسلمین]] در حال حاضر، معلول اوضاعی است که در اثر اقدامات دستگاههای [[حاکم]] بر [[جامعۀ اسلامی]] به وجود آمد. در طول [[تاریخ]] پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} به استثنای یک دورۀ کوتاه، [[حکّام]] در سراسر [[جامعۀ اسلامی]]، در [[فکر]] [[خوشگذرانی]] و عیاشی و [[ظلم]] و جنایت بودند و تودۀ [[مردم]] [[مسلمان]] نیز برخی به [[تقلید]] از [[حکّام]]، [[اخلاق]] و شیوۀ [[رفتار]] [[حاکمان]] را در پیش گرفتند و برخی دیگر از [[خوف]] [[حکّام]]، [[سکوت]] و [[بیتفاوتی]] را پیشۀ خود ساختند و آنان که پیرو [[اسلام]] محمدی بودند و به [[پیروی]] از [[علی]]{{ع}} و [[اولاد]] طاهرین او شناخته میشدند همواره در معرض [[قتل]] و زندان و [[تبعید]] و [[شکنجه]] بودند. این وضعیت، در [[جامعۀ اسلامی]] پس ازرسول [[خدا]]، تداوم داشت. | ||
*اگرچه در نتیجۀ [[فتوحات اسلامی]] بعد از عصر [[رسول خدا]]{{صل}}[[رفاه]] مادی چشمگیری نصیب [[جامعۀ اسلامی]] شد و وضع [[زندگی]] [[مردم]] در بعد مادی رونق گرفت و [[علم]] و [[صنعت]] [[پیشرفت]] قابل ملاحظهای کرد، ولی از آنجا که بنیاد [[جامعۀ اسلامی]] -که [[حکومت]] بود- [[فاسد]] و [[منحرف]] بود، به محض آنکه قومی به نام مغول از [[شرق]] بر [[جامعۀ اسلامی]] تاخت و قومی دیگر که اروپاییان بودند، در [[طی]] [[جنگهای صلیبی]]، از [[غرب]] [[جامعۀ اسلامی]] را مورد [[هجوم]] قرار دادند، شیرازۀ [[قدرت]] در [[جامعۀ اسلامی]] از هم گسست و آثار [[ضعف]] و انحلال، در بنیۀ [[امت اسلامی]] ظاهر گشت. | *اگرچه در نتیجۀ [[فتوحات اسلامی]] بعد از عصر [[رسول خدا]]{{صل}}[[رفاه]] مادی چشمگیری نصیب [[جامعۀ اسلامی]] شد و وضع [[زندگی]] [[مردم]] در بعد مادی رونق گرفت و [[علم]] و [[صنعت]] [[پیشرفت]] قابل ملاحظهای کرد، ولی از آنجا که بنیاد [[جامعۀ اسلامی]] -که [[حکومت]] بود- [[فاسد]] و [[منحرف]] بود، به محض آنکه قومی به نام مغول از [[شرق]] بر [[جامعۀ اسلامی]] تاخت و قومی دیگر که اروپاییان بودند، در [[طی]] [[جنگهای صلیبی]]، از [[غرب]] [[جامعۀ اسلامی]] را مورد [[هجوم]] قرار دادند، شیرازۀ [[قدرت]] در [[جامعۀ اسلامی]] از هم گسست و آثار [[ضعف]] و انحلال، در بنیۀ [[امت اسلامی]] ظاهر گشت. | ||
*در همین اثنا، اروپا [[ترقی]] [[علمی]] و صنعتی خود را آغاز کرد و به تدریج، همراه با [[رشد]] [[علمی]] و صنعتی، [[قوت]] و [[قدرت سیاسی]] و [[وحدت]] و [[اقتدار]] مستحکمی یافت. رفتهرفته از یکسو اروپاییان [[قدرت سیاسی]] و ملّی بیشتری مییافتند و از سوی دیگر، بر [[ضعف]] و انحلال [[جامعۀ اسلامی]] افزوده میشد تا به تدریج کاربه جایی رسید که [[امّت اسلامی]]، [[هویت]] خود را به عنوان یک [[جامعه]] از دست داد؛ مشخصههای [[قدرت]] و [[قوت]] آن از بین رفت و به مجموعههای پراکندهای از [[انسانها]] تبدیل شد که از یکسو به [[دلیل]] [[مسلمان]] بودن و عمق [[نفوذ]] باورهای [[اسلامی]]، [[فرهنگ]] [[الحادی]] و [[تمدن]] آلودۀ اروپا را نمیتوانست کاملاً [[باور]] کند و در آن ذوب شود و [[روابط]] [[اعتقادی]] و پیوندهای عمیق [[فرهنگی]] خود را با [[اسلام]] و ارزشهای [[اسلامی]] فراموش کند و از سوی دیگر، همۀ مقومات [[قدرت]] و [[اقتدار]] [[اجتماعی]] خود را که به وسیلۀ آن میتوانست [[هویت]] مستقل [[اسلامی]] خویش را در برابر غول [[فرهنگ]] و [[تمدن]] [[الحادی]] [[اروپا]] [[پاسداری]] کند، از دست داد و در برابر [[هجوم]] نظامی و [[سیاسی]] و [[فرهنگی]] [[تمدن]] [[الحادی]] [[غرب]] از هماوردی و رقابت، و حتی [[ایستادگی]] و | *در همین اثنا، اروپا [[ترقی]] [[علمی]] و صنعتی خود را آغاز کرد و به تدریج، همراه با [[رشد]] [[علمی]] و صنعتی، [[قوت]] و [[قدرت سیاسی]] و [[وحدت]] و [[اقتدار]] مستحکمی یافت. رفتهرفته از یکسو اروپاییان [[قدرت سیاسی]] و ملّی بیشتری مییافتند و از سوی دیگر، بر [[ضعف]] و انحلال [[جامعۀ اسلامی]] افزوده میشد تا به تدریج کاربه جایی رسید که [[امّت اسلامی]]، [[هویت]] خود را به عنوان یک [[جامعه]] از دست داد؛ مشخصههای [[قدرت]] و [[قوت]] آن از بین رفت و به مجموعههای پراکندهای از [[انسانها]] تبدیل شد که از یکسو به [[دلیل]] [[مسلمان]] بودن و عمق [[نفوذ]] باورهای [[اسلامی]]، [[فرهنگ]] [[الحادی]] و [[تمدن]] آلودۀ اروپا را نمیتوانست کاملاً [[باور]] کند و در آن ذوب شود و [[روابط]] [[اعتقادی]] و پیوندهای عمیق [[فرهنگی]] خود را با [[اسلام]] و ارزشهای [[اسلامی]] فراموش کند و از سوی دیگر، همۀ مقومات [[قدرت]] و [[اقتدار]] [[اجتماعی]] خود را که به وسیلۀ آن میتوانست [[هویت]] مستقل [[اسلامی]] خویش را در برابر غول [[فرهنگ]] و [[تمدن]] [[الحادی]] [[اروپا]] [[پاسداری]] کند، از دست داد و در برابر [[هجوم]] نظامی و [[سیاسی]] و [[فرهنگی]] [[تمدن]] [[الحادی]] [[غرب]] از هماوردی و رقابت، و حتی [[ایستادگی]] و [[مقاومت]] باز ماند. | ||
*نتیجۀ این فقدان [[هویت]] و ذوب [[شخصیت]] [[اسلامی]] جامعۀ [[مسلمین]]، این شد که در حال حاضر علیرغم آنکه [[مسلمین]] از نظر نیروی [[انسانی]] کمّی و کیّفی، [[ثروت]] و امکانات طبیعی، و نیز از نظر [[موقعیت]] ویژه جغرافیایی و سوقالجیشی در عالیترین شرایط به سر میبرند، با کمال [[تأسف]] از نظر [[سیاسی]]، [[اقتصادی]]، [[فرهنگی]] و سایر مقومّات [[شخصیت اجتماعی]] در شمار ضعیفترین ملّتها و زیردستترین [[اقوام]] به حساب میآیند تا جایی که امروز در نقاط مختلفی از [[جهان]] نظیر بوسنی و هرزگوین، [[فلسطین]]، کشمیر و لبنان، فجیعترین جنایات ضد بشری را علیه [[مسلمین]] شاهدیم، و [[جامعۀ اسلامی]] از عمل مؤثر در راه [[دفاع]] از خویش و دفع [[ظلم و ستم]] فاحشی که توسط [[دشمنان]] در حقش صورت میگیرد، [[ناتوان]] است. | *نتیجۀ این فقدان [[هویت]] و ذوب [[شخصیت]] [[اسلامی]] جامعۀ [[مسلمین]]، این شد که در حال حاضر علیرغم آنکه [[مسلمین]] از نظر نیروی [[انسانی]] کمّی و کیّفی، [[ثروت]] و امکانات طبیعی، و نیز از نظر [[موقعیت]] ویژه جغرافیایی و سوقالجیشی در عالیترین شرایط به سر میبرند، با کمال [[تأسف]] از نظر [[سیاسی]]، [[اقتصادی]]، [[فرهنگی]] و سایر مقومّات [[شخصیت اجتماعی]] در شمار ضعیفترین ملّتها و زیردستترین [[اقوام]] به حساب میآیند تا جایی که امروز در نقاط مختلفی از [[جهان]] نظیر بوسنی و هرزگوین، [[فلسطین]]، کشمیر و لبنان، فجیعترین جنایات ضد بشری را علیه [[مسلمین]] شاهدیم، و [[جامعۀ اسلامی]] از عمل مؤثر در راه [[دفاع]] از خویش و دفع [[ظلم و ستم]] فاحشی که توسط [[دشمنان]] در حقش صورت میگیرد، [[ناتوان]] است. | ||
*این [[ذلّت]] و خفّت شرمآور، این [[تفرقه]] و پراکندگی بنیانبرانداز و این عقبماندگی و [[انحطاط]] فراگیر و گسترده که دامنگیر [[جامعۀ اسلامی]] امروز ما گردیده است، عاملی جز [[فساد]] [[تاریخی]] دستگاه [[حکومتی]] [[جامعۀ اسلامی]] ندارد. | *این [[ذلّت]] و خفّت شرمآور، این [[تفرقه]] و پراکندگی بنیانبرانداز و این عقبماندگی و [[انحطاط]] فراگیر و گسترده که دامنگیر [[جامعۀ اسلامی]] امروز ما گردیده است، عاملی جز [[فساد]] [[تاریخی]] دستگاه [[حکومتی]] [[جامعۀ اسلامی]] ندارد. | ||