پرش به محتوا

عبدالمطلب در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۸: خط ۱۸:
*وقتی [[عبدالمطلب]] شتران خود را گرفت، به سوی [[مکه]] بازگشت و به [[مردم]] [[دستور]] داد تا به کوه‌ها بروند و [[اموال]] خود را نیز باخود همراه ببرند. بعد از آنکه [[مکه]] خالی شد، نزد [[کعبه]] رفت و حلقه [[کعبه]] را به دست گرفت و به [[دعا]] و [[تضرع]] مشغول شد<ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۵۲-۲۵۳؛ و ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۱، ص۱۱۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۷۴.</ref>. زمانی که [[سپاهیان]] حبشی آماده شدند به [[مکه]] حمله کنند. ناگهان [[آسمان]] تاریک شد، توده عظیمی از مرغان در هوا [[آشکار]] شدند، هر یک سنگریزه‌هایی در منقار داشتند. مرغان هنگام پرواز، سنگریزه‌ها را بر سر مهاجمان می‌ریختند، از سربازان وحشت‌زده که اندام‌هایشان از بدنشان جدا می‌شد و [[جان]] می‌دادند، تعدادی که زنده ماندند، گریختند و به [[یمن]] بازگشتند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۷۴؛ علی بن الحسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۵۴؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۴۴۶.</ref>.<ref>ر.ک: محمدزاده، محسن، عبدالمطلب، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص۷۹-۸۰.</ref>
*وقتی [[عبدالمطلب]] شتران خود را گرفت، به سوی [[مکه]] بازگشت و به [[مردم]] [[دستور]] داد تا به کوه‌ها بروند و [[اموال]] خود را نیز باخود همراه ببرند. بعد از آنکه [[مکه]] خالی شد، نزد [[کعبه]] رفت و حلقه [[کعبه]] را به دست گرفت و به [[دعا]] و [[تضرع]] مشغول شد<ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۵۲-۲۵۳؛ و ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۱، ص۱۱۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۷۴.</ref>. زمانی که [[سپاهیان]] حبشی آماده شدند به [[مکه]] حمله کنند. ناگهان [[آسمان]] تاریک شد، توده عظیمی از مرغان در هوا [[آشکار]] شدند، هر یک سنگریزه‌هایی در منقار داشتند. مرغان هنگام پرواز، سنگریزه‌ها را بر سر مهاجمان می‌ریختند، از سربازان وحشت‌زده که اندام‌هایشان از بدنشان جدا می‌شد و [[جان]] می‌دادند، تعدادی که زنده ماندند، گریختند و به [[یمن]] بازگشتند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۷۴؛ علی بن الحسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۵۴؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۴۴۶.</ref>.<ref>ر.ک: محمدزاده، محسن، عبدالمطلب، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص۷۹-۸۰.</ref>
==حفر [[زمزم]]==
==حفر [[زمزم]]==
*سال‌ها قبل از [[تولد]] عبدالمطلب، قبیله‌ای به نام "[[جرهم]]" بر [[مکه]] [[حکومت]] می‌کردند. [[عمر]] بن [[حارث]] آخرین [[حاکم مکه]] از قبیلۀ "[[جرهم]]" زمانی که دید نمی‌تواند در برابر قبیلۀ [[خزاعه]] [[مقاومت]] کند و به زودی [[شکست]] خواهد خورد به درون [[خانه کعبه]] رفت و جواهرات و هدایای نفیسی را که برای [[کعبه]] آورده بودند را به درون [[چاه زمزم]] ریخت و [[چاه]] را با [[خاک]] پر کرد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۷۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۶۹؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۱، ص۹۵.</ref>. عبدالمطلب پیوسته در [[فکر]] بود تا جای [[چاه]] را یافته و آن را حفر کند تا اینکه روزی در کنار [[خانه کعبه]] خوابیده بود که در [[خواب]]، [[دستور]] حفر [[چاه]] را به او دادند و جای آن را نیز به وی نشان دادند. این [[خواب]] دو سه مرتبه تکرار شد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۶۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۴۲-۱۴۳؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۱، ص۹۳-۹۴.</ref>. عبدالمطلب، [[زمزم]] را حفر کرد و هدایا و جواهرات [[کعبه]] را بیرون آورد و همۀ آن را برای [[کعبه]] و [[زینت]] روی آن [[خرج]] کرد. او کندن [[چاه]] را ادامه داد تا اینکه به آب رسید<ref>ر.ک: محمدزاده، محسن، عبدالمطلب، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص۸۰-۸۱.</ref>.
==[[نذر]] [[عبدالمطلب]]==
==[[نذر]] [[عبدالمطلب]]==
==[[سرپرستی]] [[رسول خدا]]{{صل}}==
==[[سرپرستی]] [[رسول خدا]]{{صل}}==
۱۳۳٬۷۶۳

ویرایش