پرش به محتوا

ولایت فقیه: تفاوت میان نسخه‌ها

۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۰ ژوئن ۲۰۲۰
خط ۳۳: خط ۳۳:
===راه [[نقل]]===
===راه [[نقل]]===
*پاره‌ای از [[روایات]] در این باره چنین‌اند:
*پاره‌ای از [[روایات]] در این باره چنین‌اند:
*'''[[مقبوله عمر بن حنظله]]:''' [[عمر بن حنظله]] گوید: "از [[امام صادق]]{{ع}} در مورد دو فرد از [[شیعیان]] که بین آنها در مورد دَین یا ارثی، [[نزاع]] و [[اختلاف]] در گرفته بود و این دو برای رفع [[مخاصمه]] به نزد سطان یا قاضیان [[جور]] رفتند، سؤال کردم که آیا این کار آنان درست است؟ فرمود: کسی که جهت رسیدگی به [[منازعه]] خود یا دیگری نزد آنان برود اعم از آنکه دعوی به [[حق]] یا [[باطل]] باشد، برای [[دادخواهی]] نزد [[طاغوت]] رفته است و هر چه به [[حکم]] آنان بگیرد [[حرام]] است اگر چه ادعایش [[حق]] و ثابت باشد؛ زیرا آن را به [[طاغوت]] گرفته است... ([[عمر بن حنظله]] می‌گوید) گفتم: پس این دو چه کنند؟ فرمود: کسی را بیابند که از خود شماست و [[حدیث]] ما را [[روایت]] می‌کند و در [[حلال و حرام]] ما نظر و دقّت داشته و [[عارف]] و [[آگاه]] به [[احکام]] ما باشد؛ در این صورت به [[حکم]] و [[قضاوت]] چنین فردی [[رضایت]] دهند؛ زیرا من او را [[حاکم]] بر شما گردانیده‌ام. پس هنگامی که به [[حکم]] ما [[قضاوت]] کرد و از او پذیرفته نشد همانا [[حکم خدا]] سبک گرفته شده است..."<ref>{{متن حدیث|سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} عَنْ رَجُلَيْنِ مِنْ أَصْحَابِنَا بَيْنَهُمَا مُنَازَعَةٌ فِي دَيْنٍ أَوْ مِيرَاثٍ فَتَحَاكَمَا إِلَى السُّلْطَانِ وَ إِلَى الْقُضَاةِ أَ يَحِلُّ ذَلِكَ قَالَ مَنْ تَحَاكَمَ إِلَيْهِمْ فِي حَقٍّ أَوْ بَاطِلٍ فَإِنَّمَا تَحَاكَمَ إِلَى الطَّاغُوتِ وَ مَا يُحْكَمُ لَهُ فَإِنَّمَا يَأْخُذُ سُحْتاً وَ إِنْ كَانَ حَقّاً ثَابِتاً لَهُ لِأَنَّهُ أَخَذَهُ بِحُكْمِ الطَّاغُوتِ... قُلْتُ فَكَيْفَ يَصْنَعَانِ؟ قَالَ: يَنْظُرَانِ مَنْ كَانَ مِنْكُمْ مِمَّنْ قَدْ رَوَى حَدِيثَنَا وَ نَظَرَ فِي حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْكَامَنَا فَلْيَرْضَوْا بِهِ حَكَماً فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِماً فَإِذَا حَكَمَ بِحُكْمِنَا فَلَمْ يُقْبَلُ مِنْهُ فَإِنَّمَا اسْتُخِفَّ بِحُكْمِ اللَّهِ...}} (وسایل الشیعه، ج۱۸، ص۹۹).</ref>.
*'''۱. [[مقبوله عمر بن حنظله]]:''' [[عمر بن حنظله]] گوید: "از [[امام صادق]]{{ع}} در مورد دو فرد از [[شیعیان]] که بین آنها در مورد دَین یا ارثی، [[نزاع]] و [[اختلاف]] در گرفته بود و این دو برای رفع [[مخاصمه]] به نزد سطان یا قاضیان [[جور]] رفتند، سؤال کردم که آیا این کار آنان درست است؟ فرمود: کسی که جهت رسیدگی به [[منازعه]] خود یا دیگری نزد آنان برود اعم از آنکه دعوی به [[حق]] یا [[باطل]] باشد، برای [[دادخواهی]] نزد [[طاغوت]] رفته است و هر چه به [[حکم]] آنان بگیرد [[حرام]] است اگر چه ادعایش [[حق]] و ثابت باشد؛ زیرا آن را به [[طاغوت]] گرفته است... ([[عمر بن حنظله]] می‌گوید) گفتم: پس این دو چه کنند؟ فرمود: کسی را بیابند که از خود شماست و [[حدیث]] ما را [[روایت]] می‌کند و در [[حلال و حرام]] ما نظر و دقّت داشته و [[عارف]] و [[آگاه]] به [[احکام]] ما باشد؛ در این صورت به [[حکم]] و [[قضاوت]] چنین فردی [[رضایت]] دهند؛ زیرا من او را [[حاکم]] بر شما گردانیده‌ام. پس هنگامی که به [[حکم]] ما [[قضاوت]] کرد و از او پذیرفته نشد همانا [[حکم خدا]] سبک گرفته شده است..."<ref>{{متن حدیث|سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} عَنْ رَجُلَيْنِ مِنْ أَصْحَابِنَا بَيْنَهُمَا مُنَازَعَةٌ فِي دَيْنٍ أَوْ مِيرَاثٍ فَتَحَاكَمَا إِلَى السُّلْطَانِ وَ إِلَى الْقُضَاةِ أَ يَحِلُّ ذَلِكَ قَالَ مَنْ تَحَاكَمَ إِلَيْهِمْ فِي حَقٍّ أَوْ بَاطِلٍ فَإِنَّمَا تَحَاكَمَ إِلَى الطَّاغُوتِ وَ مَا يُحْكَمُ لَهُ فَإِنَّمَا يَأْخُذُ سُحْتاً وَ إِنْ كَانَ حَقّاً ثَابِتاً لَهُ لِأَنَّهُ أَخَذَهُ بِحُكْمِ الطَّاغُوتِ... قُلْتُ فَكَيْفَ يَصْنَعَانِ؟ قَالَ: يَنْظُرَانِ مَنْ كَانَ مِنْكُمْ مِمَّنْ قَدْ رَوَى حَدِيثَنَا وَ نَظَرَ فِي حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْكَامَنَا فَلْيَرْضَوْا بِهِ حَكَماً فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِماً فَإِذَا حَكَمَ بِحُكْمِنَا فَلَمْ يُقْبَلُ مِنْهُ فَإِنَّمَا اسْتُخِفَّ بِحُكْمِ اللَّهِ...}} (وسایل الشیعه، ج۱۸، ص۹۹).</ref>.
*در صدر این [[روایت]]، [[امام]]{{ع}} یک [[حکم]] کلّی و عمومی بیان فرموده‌اند که: "هر کسی در مورد دعاوی [[حق]] یا ناحق خود برای [[قضاوت]] به [[سلاطین]] [[جور]] یا قاضیان آنها مراجعه کند، به [[طاغوت]] مراجعه نموده و هر چه به [[حکم]] آنها بگیرد [[حرام]] است". این یک [[حکم فقهی]] - [[سیاسی]] [[اسلام]] است که سبب می‌شود [[مسلمانان]] از مراجعه به [[قضات]] و دستگاه‌های دولتی‌جور، [[خودداری]] نموده و در نتیجه تشکیلات [[قضایی]] و [[حکومتی]] [[جور]]، بی‌رونق و نابود گردد و راه برای [[حکومت]] و [[قضاوت حق]] و [[الهی]] باز شود. این [[حکم]] به نحو کلی و عمومی بیان شده و [[زمان غیبت]] [[امام]] [[معصوم]]{{ع}} را در بر میگیرد و در واقع این [[حکم]]، هم [[مبارزه منفی]] بر ضد [[حکام]] [[جور]] و هم [[دعوت]] به [[تشکیلات حکومتی]] و [[قضایی]] [[مشروع]] و [[الهی]] است.
*در صدر این [[روایت]]، [[امام]]{{ع}} یک [[حکم]] کلّی و عمومی بیان فرموده‌اند که: "هر کسی در مورد دعاوی [[حق]] یا ناحق خود برای [[قضاوت]] به [[سلاطین]] [[جور]] یا قاضیان آنها مراجعه کند، به [[طاغوت]] مراجعه نموده و هر چه به [[حکم]] آنها بگیرد [[حرام]] است". این یک [[حکم فقهی]] - [[سیاسی]] [[اسلام]] است که سبب می‌شود [[مسلمانان]] از مراجعه به [[قضات]] و دستگاه‌های دولتی‌جور، [[خودداری]] نموده و در نتیجه تشکیلات [[قضایی]] و [[حکومتی]] [[جور]]، بی‌رونق و نابود گردد و راه برای [[حکومت]] و [[قضاوت حق]] و [[الهی]] باز شود. این [[حکم]] به نحو کلی و عمومی بیان شده و [[زمان غیبت]] [[امام]] [[معصوم]]{{ع}} را در بر میگیرد و در واقع این [[حکم]]، هم [[مبارزه منفی]] بر ضد [[حکام]] [[جور]] و هم [[دعوت]] به [[تشکیلات حکومتی]] و [[قضایی]] [[مشروع]] و [[الهی]] است.
*در قسمت بعد از [[امام]] سؤال می‌کند که: [[تکلیف]] [[امّت اسلام]] چیست و در [[منازعات]] باید به چه مقامی مراجعه کنند؟ [[حضرت]] در جواب مشخصاتی را بیان میکنند که بر [[مجتهد]] جامع‌الشرایط [[تطبیق]] می‌کند و چنین شخصی از سوی ایشان برای [[قضاوت]] و [[حکومت]] [[منصوب]] شده است. البته هیچ شکّی نیست که [[امام]]{{ع}} در این [[روایت]] و [[روایات]] دیگر، [[فقها]] را برای [[قضاوت]] [[منصوب]] کرده‌اند<ref>در این مورد امام خمینی فرموده است: «منصب قضاء برای فقیه عادل است و این موضوع از ضروریات فقه است و در آن خلافی نیست» (ولایت فقیه، ص۸۷).</ref>. ولی باید فرموده گفت که [[روایت]] [[عمر بن حنظله]] بر [[ولایت]] و [[زعامت]] [[فقیه]] نیز دلالت دارد؛ زیرا [[امام]] فرموده {{متن حدیث|فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِماً}} من چنین فردی ([[فقیه جامع الشرایط]]) را بر شما [[حاکم]] گردانیدم. یعنی [[ولایت]] [[فقیه جامع الشرایط]] از سوی [[امام]]{{ع}} به عنوان [[حاکم]] [[جعل]] شده است و لذا [[امام]]{{ع}} فعل {{متن حدیث|جَعَلْتُهُ}} را به کار برده‌اند و تنها مسئله [[قضاوت]] را در نظر ندارند. همچنین اگر مقصود [[امام]]{{ع}} تنها [[منصب]] [[قضا]] می‌بود تعبیر {{متن حدیث|عَلَيْكُمْ}} را بکار نمی‌برد، بلکه میبایست تعبیر {{عربی|بَيْنَكُمْ}} را بکار برده و یا به‌طور کلّی لفظ {{متن حدیث|عَلَيْكُمْ}} را حذف نموده و می‌فرمود: {{عربی|فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ حَاكِماً}}. [[امام خمینی]] در این زمینه فرموده است: این [[فرمان]] که [[امام]]{{ع}} صادر فرموده، کلّی و عمومی است. همانطور که [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در دوران [[حکومت]] ظاهری خود [[حاکم]]، [[والی]] و [[قاضی]] [[تعیین]] میکرد و عموم [[مسلمانان]] [[وظیفه]] داشتند که از آنها [[اطاعت]] کنند. [[حضرت صادق]]{{ع}} هم چون "[[ولی امر]] مطلق" می‌باشد و بر همه [[علما]]، [[فقها]] و [[مردم]] [[دنیا]] [[حکومت]] دارد، میتواند برای زمان [[حیات]] و مماتش [[حاکم]] و [[قاضی]] [[تعیین]] فرماید و همین کار را هم کرده و این [[منصب]] را برای [[فقها]] قرار داده است و تعبیر به {{متن حدیث|حَاكِماً}} فرموده تا [[خیال]] نشود که فقط امور [[قضایی]] مطرح است و به سایر [[امور حکومتی]] [[ارتباط]] ندارد... این [[روایت]] از واضحات است و در [[سند]] و دلالتش وسوسه‌ای نیست. جای تردید نیست که [[امام]]{{ع}} [[فقها]] را برای [[حکومت]] و [[قضاوت]] [[تعیین]] فرموده است. بر عموم [[مسلمانان]] لازم است که از این [[فرمان امام]]{{ع}} [[اطاعت]] نمایند<ref>ولایت فقیه، ص۱۰۵ – ۱۰۶.</ref><ref>[[عبدالله ابراهیم‌زاده آملی|ابراهیم‌زاده آملی، عبدالله]]، [[ امامت و رهبری - ابراهیم‌زاده آملی (کتاب)| امامت و رهبری]]، ص:۱۵۰-۱۵۲.</ref>.
*در قسمت بعد از [[امام]] سؤال می‌کند که: [[تکلیف]] [[امّت اسلام]] چیست و در [[منازعات]] باید به چه مقامی مراجعه کنند؟ [[حضرت]] در جواب مشخصاتی را بیان میکنند که بر [[مجتهد]] جامع‌الشرایط [[تطبیق]] می‌کند و چنین شخصی از سوی ایشان برای [[قضاوت]] و [[حکومت]] [[منصوب]] شده است. البته هیچ شکّی نیست که [[امام]]{{ع}} در این [[روایت]] و [[روایات]] دیگر، [[فقها]] را برای [[قضاوت]] [[منصوب]] کرده‌اند<ref>در این مورد امام خمینی فرموده است: «منصب قضاء برای فقیه عادل است و این موضوع از ضروریات فقه است و در آن خلافی نیست» (ولایت فقیه، ص۸۷).</ref>. ولی باید فرموده گفت که [[روایت]] [[عمر بن حنظله]] بر [[ولایت]] و [[زعامت]] [[فقیه]] نیز دلالت دارد؛ زیرا [[امام]] فرموده {{متن حدیث|فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِماً}} من چنین فردی ([[فقیه جامع الشرایط]]) را بر شما [[حاکم]] گردانیدم. یعنی [[ولایت]] [[فقیه جامع الشرایط]] از سوی [[امام]]{{ع}} به عنوان [[حاکم]] [[جعل]] شده است و لذا [[امام]]{{ع}} فعل {{متن حدیث|جَعَلْتُهُ}} را به کار برده‌اند و تنها مسئله [[قضاوت]] را در نظر ندارند. همچنین اگر مقصود [[امام]]{{ع}} تنها [[منصب]] [[قضا]] می‌بود تعبیر {{متن حدیث|عَلَيْكُمْ}} را بکار نمی‌برد، بلکه میبایست تعبیر {{عربی|بَيْنَكُمْ}} را بکار برده و یا به‌طور کلّی لفظ {{متن حدیث|عَلَيْكُمْ}} را حذف نموده و می‌فرمود: {{عربی|فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ حَاكِماً}}. [[امام خمینی]] در این زمینه فرموده است: این [[فرمان]] که [[امام]]{{ع}} صادر فرموده، کلّی و عمومی است. همانطور که [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در دوران [[حکومت]] ظاهری خود [[حاکم]]، [[والی]] و [[قاضی]] [[تعیین]] میکرد و عموم [[مسلمانان]] [[وظیفه]] داشتند که از آنها [[اطاعت]] کنند. [[حضرت صادق]]{{ع}} هم چون "[[ولی امر]] مطلق" می‌باشد و بر همه [[علما]]، [[فقها]] و [[مردم]] [[دنیا]] [[حکومت]] دارد، میتواند برای زمان [[حیات]] و مماتش [[حاکم]] و [[قاضی]] [[تعیین]] فرماید و همین کار را هم کرده و این [[منصب]] را برای [[فقها]] قرار داده است و تعبیر به {{متن حدیث|حَاكِماً}} فرموده تا [[خیال]] نشود که فقط امور [[قضایی]] مطرح است و به سایر [[امور حکومتی]] [[ارتباط]] ندارد... این [[روایت]] از واضحات است و در [[سند]] و دلالتش وسوسه‌ای نیست. جای تردید نیست که [[امام]]{{ع}} [[فقها]] را برای [[حکومت]] و [[قضاوت]] [[تعیین]] فرموده است. بر عموم [[مسلمانان]] لازم است که از این [[فرمان امام]]{{ع}} [[اطاعت]] نمایند<ref>ولایت فقیه، ص۱۰۵ – ۱۰۶.</ref><ref>[[عبدالله ابراهیم‌زاده آملی|ابراهیم‌زاده آملی، عبدالله]]، [[ امامت و رهبری - ابراهیم‌زاده آملی (کتاب)| امامت و رهبری]]، ص:۱۵۰-۱۵۲.</ref>.
*'''[[روایت]] {{متن حدیث|اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفَائِي}}:''' [[حضرت علی]]{{ع}} می‌فرماید: [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "خدایا [[جانشینان]] مرا [[رحمت]] کن -و این سخن را سه مرتبه تکرار فرمود- از ایشان سؤال شد: ای [[پیامبر]] [[جانشینان]] شما چه کسانی‌اند؟ فرمود: کسانی که بعد از من می‌آیند، [[حدیث]] و [[سنّت]] مرا [[نقل]] می‌کنند و آن را پس از من به [[مردم]] می‌آموزند<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفَائِي -ثَلَاثَ مَرَّاتٍ- فَقِيلَ لَهُ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ خُلَفَاؤُكَ؟ قَالَ: الَّذِينَ يَأْتُونَ مِنْ بَعْدِي وَ يَرْوُونَ عَنِّي أَحَادِيثِي وَ سُنَّتِي فَيُعَلِّمُونَهَا النَّاسَ مِنْ بَعْدِي}}؛ وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۶۵ و ۱۰۵.</ref>.
*'''۲. [[روایت]] {{متن حدیث|اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفَائِي}}:''' [[حضرت علی]]{{ع}} می‌فرماید: [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "خدایا [[جانشینان]] مرا [[رحمت]] کن -و این سخن را سه مرتبه تکرار فرمود- از ایشان سؤال شد: ای [[پیامبر]] [[جانشینان]] شما چه کسانی‌اند؟ فرمود: کسانی که بعد از من می‌آیند، [[حدیث]] و [[سنّت]] مرا [[نقل]] می‌کنند و آن را پس از من به [[مردم]] می‌آموزند<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفَائِي -ثَلَاثَ مَرَّاتٍ- فَقِيلَ لَهُ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ خُلَفَاؤُكَ؟ قَالَ: الَّذِينَ يَأْتُونَ مِنْ بَعْدِي وَ يَرْوُونَ عَنِّي أَحَادِيثِي وَ سُنَّتِي فَيُعَلِّمُونَهَا النَّاسَ مِنْ بَعْدِي}}؛ وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۶۵ و ۱۰۵.</ref>.
*این [[حدیث]] شامل افرادی می‌شود که [[احکام اسلام]] را بیان کرده و [[علوم اسلامی]] را گسترش می‌دهند؛ و [[سنّت]] [[رسول اکرم]]{{صل}} را به [[مردم]] [[آموزش]] داده و به‌طور کلّی [[اسلام]] را در میان [[مردم]] بسط و نشر می‌دهند. منظور [[پیامبر]]{{صل}} از بیان لفظ "[[خلیفه]]" و خصوصیاتی که برای [[خلیفه]] خویش طرح کرده‌اند، کسانی نیستند که شغل آنها تنها [[نقل حدیث]] و [[تاریخ اسلام]] باشد، ولی [[مجتهد]] نباشند و [[قدرت]] [[استنباط]] و استخراج [[احکام الهی]] را از [[قرآن]] و [[روایات]] نداشته باشند.
*این [[حدیث]] شامل افرادی می‌شود که [[احکام اسلام]] را بیان کرده و [[علوم اسلامی]] را گسترش می‌دهند؛ و [[سنّت]] [[رسول اکرم]]{{صل}} را به [[مردم]] [[آموزش]] داده و به‌طور کلّی [[اسلام]] را در میان [[مردم]] بسط و نشر می‌دهند. منظور [[پیامبر]]{{صل}} از بیان لفظ "[[خلیفه]]" و خصوصیاتی که برای [[خلیفه]] خویش طرح کرده‌اند، کسانی نیستند که شغل آنها تنها [[نقل حدیث]] و [[تاریخ اسلام]] باشد، ولی [[مجتهد]] نباشند و [[قدرت]] [[استنباط]] و استخراج [[احکام الهی]] را از [[قرآن]] و [[روایات]] نداشته باشند.
*منظور از [[خلفا]] در این [[روایت]]، فقهای عادل‌اند که می‌توانند [[احکام]] و [[قوانین الهی]] را از [[قرآن]] و [[روایات]] [[رسول اکرم]]{{صل}} و [[ائمه اطهار]]{{عم}} [[استنباط]] نموده و برای دیگران بیان کنند. آنها هستند که [[احکام واقعی]] را از غیر واقعی و روایاتی را که از روی [[تقیه]] صادر شده، از [[روایات]] دیگر تمیز می‌دهند، و همانا قادرند که در مواقع تعارضِ [[روایات]] و [[ادله]]، [[حکم اسلامی]] را [[استنباط]] نموده و آنها را به [[مردم]] [[تعلیم]] دهند و از آنجا که، [[پیامبر]]{{صل}} کلمه "[[خلیفه]]" را بکار برده و یکی از [[شئون پیامبر]]{{صل}} [[زعامت]] و [[حکومت]] می‌باشد، بنابراین [[خلیفه پیامبر]]{{صل}} هم در این [[شأن]] ([[زعامت]] و [[رهبری]]) [[جانشین]] ایشان بوده و از این [[ولایت]] برخوردار است.
*منظور از [[خلفا]] در این [[روایت]]، فقهای عادل‌اند که می‌توانند [[احکام]] و [[قوانین الهی]] را از [[قرآن]] و [[روایات]] [[رسول اکرم]]{{صل}} و [[ائمه اطهار]]{{عم}} [[استنباط]] نموده و برای دیگران بیان کنند. آنها هستند که [[احکام واقعی]] را از غیر واقعی و روایاتی را که از روی [[تقیه]] صادر شده، از [[روایات]] دیگر تمیز می‌دهند، و همانا قادرند که در مواقع تعارضِ [[روایات]] و [[ادله]]، [[حکم اسلامی]] را [[استنباط]] نموده و آنها را به [[مردم]] [[تعلیم]] دهند و از آنجا که، [[پیامبر]]{{صل}} کلمه "[[خلیفه]]" را بکار برده و یکی از [[شئون پیامبر]]{{صل}} [[زعامت]] و [[حکومت]] می‌باشد، بنابراین [[خلیفه پیامبر]]{{صل}} هم در این [[شأن]] ([[زعامت]] و [[رهبری]]) [[جانشین]] ایشان بوده و از این [[ولایت]] برخوردار است.
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش