جز
جایگزینی متن - ']](' به ']] ('
(←منابع) |
جز (جایگزینی متن - ']](' به ']] (') |
||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
==[[امام حسین]] در دوران [[یزید]]== | ==[[امام حسین]] در دوران [[یزید]]== | ||
*[[معاویه]] در نیمه [[رجب]] سال ۶۰ از [[دنیا]] رفت<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۲۴.</ref>. در پی رسیدن [[نامه]] [[یزید]] و [[دیدار]] شبانه [[امام]] با [[والی مدینه]]، [[عمرو بن سعید]] [[اموی]]، [[امام]] دو [[شب]] مانده به پایان [[رجب]] (۲۷ یا ۲۸ [[رجب]]) همان سال از راه اصلی عازم [[مکه]] شد و این مسیر ۵۰۰ کیلومتری را با شتاب و در ۵ روز پیمود، تا در [[حرم مکه]] بیشتر [[مصونیت]] یابد<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۲۴، ۳۸۱.</ref>. [[امام حسین]]{{ع}} در ماههای [[شعبان]]، [[رمضان]]، [[شوال]]، [[ذی قعده]] برنامههای خود را پی گرفت. نزدیک ۴۰ روز طول کشید تا نخستین [[دعوت]] نامههای اهالی [[کوفه]]، در [[مکه]] به [[امام]] برسد<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۵۲.</ref> و [[دعوت]] نامههای دیگر [[کوفیان]] اندکی پس از آن به [[امام]] رسید<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۵۲.</ref>؛ گویا نامههای دریافتی از [[کوفه]] به گونهای نبودند که [[امام]] [[عزم]] [[کوفه]] کند. به هر روی، خلأ [[رهبران]] و شخصیتهای با [[نفوذ]] برای [[بسیج]] کردن [[قبایل]] [[کوفه]] پس از [[قتل]] [[عمرو بن حمق]] و [[حجر بن عدی]] مشهود بود و [[امام]]{{ع}} برای دریافت جزئیات بیشتر و مطمئن تر، پسر عموی خود [[مسلم بن عقیل]] را در [[نیمه رمضان]]، حدود ۵۰ روز پس از حرکت از [[مدینه]]، به [[کوفه]] فرستاد<ref>مروج الذهب، ج۳، ص۵۴.</ref>. [[مسلم بن عقیل]] بر اثر رخدادهایی در مسیر [[کوفه]]، مدتی از حرکت بازایستاد و پس از مکاتبه با [[امام]]، دوباره عازم [[کوفه]] شد<ref>الاخبار الطوال، ص۲۳۰؛ الفتوح، ص۳۲ - ۳۳.</ref>. به گزارشی، ۵ [[شوال]] به [[کوفه]] رسید؛ نزدیک ۲۰ روز پس از اعزامش از [[مکه]] و ۷۰ روز پس از حرکت [[امام]] از [[مدینه]]<ref>الاخبار الطوال، ص۲۳۰؛ الفتوح، ص۳۲ - ۳۳.</ref>. روشن نیست که [[مسلم بن عقیل]] پس از چند روز اقامت در [[کوفه]]، از [[حمایت]] [[قبایل]] [[کوفه]] [[اطمینان]] یافت و آن را در نامهای برای [[امام]]{{ع}} فرستاد<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۷۵.</ref>. به گزارشی، ۲۷ [[شب]] پس از [[نوشتن]] و فرستادن [[نامه]] به [[امام]]{{ع}} مسلم در [[کوفه]] به [[شهادت]] رسید<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۹۵.</ref>. همزمان با حرکت [[امام]] از [[مکه]]، در ۸ [[ذیحجه]]<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۸۱، ۳۹۵ – ۳۹۷.</ref> یا ۹ [[ذیحجه]]<ref>الارشاد، ج۲، ص۶۶.</ref> - روز [[عرفه]] -[[سال]] ۶۰ قمری. بر این اساس، مسلم باید تقریبا در ۱۱ [[ذیقعده]] یعنی ۳۵ روز پس از آمدن به [[کوفه]] و ۱۰۵ روز پس از حرکت [[امام]] از [[مدینه]]، به وی [[نامه]] نوشته باشد که همه [[کوفیان]] با اویند و [[دل]] در گرو [[بنیامیه]] ندارند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۷۵، ۳۹۵.</ref>. در [[ذیحجه]] همان سال حوادثی در [[مکه]] روی دادند که [[امام]]{{ع}} ادامه ماندن در آنجا را مناسب ندانست. [[یزید]] برای کنترل اوضاع [[حجاز]]، [[حکم]] [[ولایت]] [[مدینه]]، [[مکه]] و [[امارت]] [[حج]] را در [[رمضان]] همان سال برای [[عمرو بن سعید]] [[اموی]] صادر کرد <ref>تاریخ خلیفه، ص۱۴۲؛ انساب الاشراف، ج۵، ص۳۲۶ - ۳۲۷؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۳۴۳.</ref>. [[پدر]] عمرو در دوره [[معاویه]] مدتها [[والی مدینه]]<ref>البدایة والنهایه، ج۸، ص۴۵، ۶۱، ۶۷.</ref> و جدش عاص از [[دشمنان پیامبر]]{{صل}} بود که در [[نبرد]] [[بدر]] به دست [[امام علی]]{{ع}} کشته شد<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۳۵۵؛ السیرة النبویه، ج۱، ص۷۰۸.</ref>. به محض آمدن [[عمرو بن سعید]] به [[مکه]]، [[امام]] آنجا را ترک گفت، زیرا با حضور وی، [[حرم]] مکی برای او [[امن]] نبود؛ ولی [[عمرو بن سعید]] کوشید [[امام]] را به [[مکه]] بازگرداند. با وجود درگیری دو طرف و آسیب دیدن برخی، همراهان [[امام حسین]]{{ع}} کوتاه نیامده و [[ایستادگی]] [[سختی]] از خود نشان دادند و [[عمرو بن سعید]] نیز نتوانست بر اثر فشار جوّ عمومی [[حاجیان]]، [[سختگیری]] بیشتری از خود نشان دهد و پس از آن [[امام]]{{ع}} به حرکت خود ادامه داد<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۸۵؛ البدایة والنهایه، ج۸، ص۱۶۶.</ref>. آن [[حضرت]] تقریبا ۱۳۲ روز پس از حرکتشان از [[مدینه]] از [[مکه]] بیرون رفت. | *[[معاویه]] در نیمه [[رجب]] سال ۶۰ از [[دنیا]] رفت<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۲۴.</ref>. در پی رسیدن [[نامه]] [[یزید]] و [[دیدار]] شبانه [[امام]] با [[والی مدینه]]، [[عمرو بن سعید]] [[اموی]]، [[امام]] دو [[شب]] مانده به پایان [[رجب]] (۲۷ یا ۲۸ [[رجب]]) همان سال از راه اصلی عازم [[مکه]] شد و این مسیر ۵۰۰ کیلومتری را با شتاب و در ۵ روز پیمود، تا در [[حرم مکه]] بیشتر [[مصونیت]] یابد<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۲۴، ۳۸۱.</ref>. [[امام حسین]]{{ع}} در ماههای [[شعبان]]، [[رمضان]]، [[شوال]]، [[ذی قعده]] برنامههای خود را پی گرفت. نزدیک ۴۰ روز طول کشید تا نخستین [[دعوت]] نامههای اهالی [[کوفه]]، در [[مکه]] به [[امام]] برسد<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۵۲.</ref> و [[دعوت]] نامههای دیگر [[کوفیان]] اندکی پس از آن به [[امام]] رسید<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۵۲.</ref>؛ گویا نامههای دریافتی از [[کوفه]] به گونهای نبودند که [[امام]] [[عزم]] [[کوفه]] کند. به هر روی، خلأ [[رهبران]] و شخصیتهای با [[نفوذ]] برای [[بسیج]] کردن [[قبایل]] [[کوفه]] پس از [[قتل]] [[عمرو بن حمق]] و [[حجر بن عدی]] مشهود بود و [[امام]]{{ع}} برای دریافت جزئیات بیشتر و مطمئن تر، پسر عموی خود [[مسلم بن عقیل]] را در [[نیمه رمضان]]، حدود ۵۰ روز پس از حرکت از [[مدینه]]، به [[کوفه]] فرستاد<ref>مروج الذهب، ج۳، ص۵۴.</ref>. [[مسلم بن عقیل]] بر اثر رخدادهایی در مسیر [[کوفه]]، مدتی از حرکت بازایستاد و پس از مکاتبه با [[امام]]، دوباره عازم [[کوفه]] شد<ref>الاخبار الطوال، ص۲۳۰؛ الفتوح، ص۳۲ - ۳۳.</ref>. به گزارشی، ۵ [[شوال]] به [[کوفه]] رسید؛ نزدیک ۲۰ روز پس از اعزامش از [[مکه]] و ۷۰ روز پس از حرکت [[امام]] از [[مدینه]]<ref>الاخبار الطوال، ص۲۳۰؛ الفتوح، ص۳۲ - ۳۳.</ref>. روشن نیست که [[مسلم بن عقیل]] پس از چند روز اقامت در [[کوفه]]، از [[حمایت]] [[قبایل]] [[کوفه]] [[اطمینان]] یافت و آن را در نامهای برای [[امام]]{{ع}} فرستاد<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۷۵.</ref>. به گزارشی، ۲۷ [[شب]] پس از [[نوشتن]] و فرستادن [[نامه]] به [[امام]]{{ع}} مسلم در [[کوفه]] به [[شهادت]] رسید<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۹۵.</ref>. همزمان با حرکت [[امام]] از [[مکه]]، در ۸ [[ذیحجه]]<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۸۱، ۳۹۵ – ۳۹۷.</ref> یا ۹ [[ذیحجه]]<ref>الارشاد، ج۲، ص۶۶.</ref> - روز [[عرفه]] -[[سال]] ۶۰ قمری. بر این اساس، مسلم باید تقریبا در ۱۱ [[ذیقعده]] یعنی ۳۵ روز پس از آمدن به [[کوفه]] و ۱۰۵ روز پس از حرکت [[امام]] از [[مدینه]]، به وی [[نامه]] نوشته باشد که همه [[کوفیان]] با اویند و [[دل]] در گرو [[بنیامیه]] ندارند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۷۵، ۳۹۵.</ref>. در [[ذیحجه]] همان سال حوادثی در [[مکه]] روی دادند که [[امام]]{{ع}} ادامه ماندن در آنجا را مناسب ندانست. [[یزید]] برای کنترل اوضاع [[حجاز]]، [[حکم]] [[ولایت]] [[مدینه]]، [[مکه]] و [[امارت]] [[حج]] را در [[رمضان]] همان سال برای [[عمرو بن سعید]] [[اموی]] صادر کرد <ref>تاریخ خلیفه، ص۱۴۲؛ انساب الاشراف، ج۵، ص۳۲۶ - ۳۲۷؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۳۴۳.</ref>. [[پدر]] عمرو در دوره [[معاویه]] مدتها [[والی مدینه]]<ref>البدایة والنهایه، ج۸، ص۴۵، ۶۱، ۶۷.</ref> و جدش عاص از [[دشمنان پیامبر]]{{صل}} بود که در [[نبرد]] [[بدر]] به دست [[امام علی]]{{ع}} کشته شد<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۳۵۵؛ السیرة النبویه، ج۱، ص۷۰۸.</ref>. به محض آمدن [[عمرو بن سعید]] به [[مکه]]، [[امام]] آنجا را ترک گفت، زیرا با حضور وی، [[حرم]] مکی برای او [[امن]] نبود؛ ولی [[عمرو بن سعید]] کوشید [[امام]] را به [[مکه]] بازگرداند. با وجود درگیری دو طرف و آسیب دیدن برخی، همراهان [[امام حسین]]{{ع}} کوتاه نیامده و [[ایستادگی]] [[سختی]] از خود نشان دادند و [[عمرو بن سعید]] نیز نتوانست بر اثر فشار جوّ عمومی [[حاجیان]]، [[سختگیری]] بیشتری از خود نشان دهد و پس از آن [[امام]]{{ع}} به حرکت خود ادامه داد<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۸۵؛ البدایة والنهایه، ج۸، ص۱۶۶.</ref>. آن [[حضرت]] تقریبا ۱۳۲ روز پس از حرکتشان از [[مدینه]] از [[مکه]] بیرون رفت. | ||
*از [[مکه]] تا [[کوفه]] حدود ۲۷ - ۳۰ منزل راه است<ref>المسالک والممالک، ص۱۸۵؛ الاعلاق النفیسه، ص۱۷۴ - ۱۷۷؛ البلدان، ص۱۵۰.</ref>. در منزلگاه الحاجر (منزل دوازدهم یا سیزدهم) [[امام]]{{ع}} نامهای به [[اهل کوفه]] فرستادند و در آن به [[تاریخ]] حرکت خود اشاره کردند، تا برای آنها زمان احتمالی رسیدن ایشان مشخص گردد <ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۹۴ - ۳۹۵.</ref> و در توقفگاه [[ثعلبیه]](منزل هفدهم یا نوزدهم) خبر [[شهادت]] مسلم به [[امام]] رسید<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۹۷.</ref>. پس از آنکه اوضاع برای [[امام]] روشن شد، در زباله (منزل بیست و یکم یا بیست و دوم و ۷ منزل مانده به [[کوفه]]) در سخنانی برای همراهان خود، وضعیت را به اطلاع آنان رساند و اجازه داد او را ترک گویند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۹۸ - ۳۹۹.</ref> و بیشتر کسانی که در راه به او پیوسته بودند، جدا شدند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۹۹.</ref>. گذر کردن [[امام]] از منزل شَراف مینمایاند که پس از پیمایش مسافتی نزدیک به ۱۴۰۰ کیلومتر، حدود سه منزل و ۵۷ میل (معادل یکصد و اندی کیلومتر) تا [[کوفه]] فاصله داشتند. | *از [[مکه]] تا [[کوفه]] حدود ۲۷ - ۳۰ منزل راه است<ref>المسالک والممالک، ص۱۸۵؛ الاعلاق النفیسه، ص۱۷۴ - ۱۷۷؛ البلدان، ص۱۵۰.</ref>. در منزلگاه الحاجر (منزل دوازدهم یا سیزدهم) [[امام]]{{ع}} نامهای به [[اهل کوفه]] فرستادند و در آن به [[تاریخ]] حرکت خود اشاره کردند، تا برای آنها زمان احتمالی رسیدن ایشان مشخص گردد <ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۹۴ - ۳۹۵.</ref> و در توقفگاه [[ثعلبیه]] (منزل هفدهم یا نوزدهم) خبر [[شهادت]] مسلم به [[امام]] رسید<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۹۷.</ref>. پس از آنکه اوضاع برای [[امام]] روشن شد، در زباله (منزل بیست و یکم یا بیست و دوم و ۷ منزل مانده به [[کوفه]]) در سخنانی برای همراهان خود، وضعیت را به اطلاع آنان رساند و اجازه داد او را ترک گویند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۹۸ - ۳۹۹.</ref> و بیشتر کسانی که در راه به او پیوسته بودند، جدا شدند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۹۹.</ref>. گذر کردن [[امام]] از منزل شَراف مینمایاند که پس از پیمایش مسافتی نزدیک به ۱۴۰۰ کیلومتر، حدود سه منزل و ۵۷ میل (معادل یکصد و اندی کیلومتر) تا [[کوفه]] فاصله داشتند. | ||
*پس از آن بود که نیروهای حر آن [[حضرت]] را محاصره کردند، تا نزد [[ابن زیاد]]، [[والی کوفه]] ببرند؛ ولی [[امام]] [[تسلیم]] خواسته حر نشد و توافق شد [[حضرت]]{{ع}} جز مسیر [[کوفه]] یا [[مدینه]]، به هر سمت که میخواهد برود، تا حر پاسخنامه خود به [[ابن زیاد]] را دریافت کند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۰۲ - ۴۰۳.</ref>. مسیر [[کوفه]] در جهت شمال بود و [[امام]]{{ع}} مسیر خود را به سمت شمال با اندکی [[انحراف]] به سمت [[غرب]] ادامه داد و از [[غرب]] [[کوفه]] [[گذشت]] تا آنکه در هفتاد و اندی کیلومتر شمال [[کوفه]] و در پی آمدن پیک [[ابن زیاد]] از حرکت باز ایستاد<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۰۸.</ref>. به [[دستور]] [[ابن زیاد]]، [[حضرت]] در دوم [[محرم]]، ۲۴ روز پس از حرکت کاروان در منطقهای خشک و دور از قلعهها و برجهایی که روستاها از آن برخوردار بودند متوقف شد<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۰۸.</ref>. [[ابنسعد]] و ۴۰۰۰ نیروی او که عازم [[ری]] بودند، برپایه [[مأموریت]] جدیدشان، در سوم [[محرم]] به [[نینوا]] آمدند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۱۰.</ref> و در روز هفتم و به [[دستور]] [[والی]] [[اموی]] [[کوفه]] و به [[انتقام]] [[خون عثمان]] که [[تشنه]] کشته شد، از دسترسی کاروان [[امام حسین]]{{ع}} به آب جلوگیری کردند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۱۲.</ref>. [[ابنسعد]]، [[فرمانده]] [[سپاهیان]] [[اموی]]، در پی گفت و گوهای چند باره خود با [[امام]]{{ع}} بارها با [[ابنزیاد]] [[والی]] [[اموی]] [[کوفه]] مکاتبه کرد، تا شاید به درگیری پایان دهد<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۱۴.</ref>؛ ولی وی جز به [[تسلیم امام]] [[رضایت]] نداد و در برابر [[تسلیم]] ایشان هیچ تعهدی را نپذیرفت<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۱۵.</ref>. اگر [[امام]] خود را [[تسلیم]] میکرد، او را به [[جرم]] [[قیام]]، [[ناامنی]] و [[آشوب]] [[محاکمه]] کرده و میکشتند و بسا همین شد که [[امام]] به [[نبرد]] تن داد، زیرا در آن وضعیت [[تسلیم]]، [[زبونی]] شمرده میشد<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۲۵ - ۴۲۶.</ref>. در روز [[نبرد]] در ۱۰ [[محرم]]، چند تن از [[سپاهیان]] [[اموی]]، مانند [[حر بن یزید ریاحی]] و [[یزید بن زیاد مهاصر]]، به [[حضرت]] پیوستند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۲۷، ۴۴۵.</ref>. [[امام]] و یارانش تا بعدازظهر روز ۱۰ [[محرّم]] به [[شهادت]] رسیدند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۲۲.</ref>. [[رفتار]] [[سپاهیان]] [[اموی]] با جنازه [[شهدا]] و اسرای بازمانده بسیار خصمانه و کینهتوزانه بود<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۵۳ - ۴۵۵.</ref>. [[ابن سعد]]، ۱۱ [[محرم]] نیز در اردوگاه خود ماند و سپس همراه [[اسرا]] و ۷۲ سر از [[شهدای کربلا]] به [[کوفه]] بازگشت<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۵۲ - ۴۵۳؛ تاریخ الطوال، ص۲۵۹.</ref>. این رخداد از بزرگترین حوادث [[جهان اسلام]] به شمار میآید و روایتهای گوناگونی از آن به دست داده شده است.<ref>[[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[حسین بن علی (مقاله)|مقاله «حسین بن علی»]]،[[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref> | *پس از آن بود که نیروهای حر آن [[حضرت]] را محاصره کردند، تا نزد [[ابن زیاد]]، [[والی کوفه]] ببرند؛ ولی [[امام]] [[تسلیم]] خواسته حر نشد و توافق شد [[حضرت]]{{ع}} جز مسیر [[کوفه]] یا [[مدینه]]، به هر سمت که میخواهد برود، تا حر پاسخنامه خود به [[ابن زیاد]] را دریافت کند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۰۲ - ۴۰۳.</ref>. مسیر [[کوفه]] در جهت شمال بود و [[امام]]{{ع}} مسیر خود را به سمت شمال با اندکی [[انحراف]] به سمت [[غرب]] ادامه داد و از [[غرب]] [[کوفه]] [[گذشت]] تا آنکه در هفتاد و اندی کیلومتر شمال [[کوفه]] و در پی آمدن پیک [[ابن زیاد]] از حرکت باز ایستاد<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۰۸.</ref>. به [[دستور]] [[ابن زیاد]]، [[حضرت]] در دوم [[محرم]]، ۲۴ روز پس از حرکت کاروان در منطقهای خشک و دور از قلعهها و برجهایی که روستاها از آن برخوردار بودند متوقف شد<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۰۸.</ref>. [[ابنسعد]] و ۴۰۰۰ نیروی او که عازم [[ری]] بودند، برپایه [[مأموریت]] جدیدشان، در سوم [[محرم]] به [[نینوا]] آمدند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۱۰.</ref> و در روز هفتم و به [[دستور]] [[والی]] [[اموی]] [[کوفه]] و به [[انتقام]] [[خون عثمان]] که [[تشنه]] کشته شد، از دسترسی کاروان [[امام حسین]]{{ع}} به آب جلوگیری کردند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۱۲.</ref>. [[ابنسعد]]، [[فرمانده]] [[سپاهیان]] [[اموی]]، در پی گفت و گوهای چند باره خود با [[امام]]{{ع}} بارها با [[ابنزیاد]] [[والی]] [[اموی]] [[کوفه]] مکاتبه کرد، تا شاید به درگیری پایان دهد<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۱۴.</ref>؛ ولی وی جز به [[تسلیم امام]] [[رضایت]] نداد و در برابر [[تسلیم]] ایشان هیچ تعهدی را نپذیرفت<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۱۵.</ref>. اگر [[امام]] خود را [[تسلیم]] میکرد، او را به [[جرم]] [[قیام]]، [[ناامنی]] و [[آشوب]] [[محاکمه]] کرده و میکشتند و بسا همین شد که [[امام]] به [[نبرد]] تن داد، زیرا در آن وضعیت [[تسلیم]]، [[زبونی]] شمرده میشد<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۲۵ - ۴۲۶.</ref>. در روز [[نبرد]] در ۱۰ [[محرم]]، چند تن از [[سپاهیان]] [[اموی]]، مانند [[حر بن یزید ریاحی]] و [[یزید بن زیاد مهاصر]]، به [[حضرت]] پیوستند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۲۷، ۴۴۵.</ref>. [[امام]] و یارانش تا بعدازظهر روز ۱۰ [[محرّم]] به [[شهادت]] رسیدند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۲۲.</ref>. [[رفتار]] [[سپاهیان]] [[اموی]] با جنازه [[شهدا]] و اسرای بازمانده بسیار خصمانه و کینهتوزانه بود<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۵۳ - ۴۵۵.</ref>. [[ابن سعد]]، ۱۱ [[محرم]] نیز در اردوگاه خود ماند و سپس همراه [[اسرا]] و ۷۲ سر از [[شهدای کربلا]] به [[کوفه]] بازگشت<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۵۲ - ۴۵۳؛ تاریخ الطوال، ص۲۵۹.</ref>. این رخداد از بزرگترین حوادث [[جهان اسلام]] به شمار میآید و روایتهای گوناگونی از آن به دست داده شده است.<ref>[[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[حسین بن علی (مقاله)|مقاله «حسین بن علی»]]،[[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref> | ||