پرش به محتوا

تقیه در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'مانع' به 'مانع'
جز (جایگزینی متن - 'مانع' به 'مانع')
خط ۱۱: خط ۱۱:


==مقدمه==
==مقدمه==
*هرگاه شخص [[مسلمان]] برای دور ماندن از زیان جانی، [[مالی]] یا عِرضی، از اظهار [[عقیده]] [[دینی]] خویشتنداری کند، به کار او [[تقیه]] می‌گویند. [[دانشمندان]] متقدم [[شیعه]]، [[تقیه]] را چنین تعریف کرده‌اند که عبارت از [[کتمان]] [[حق]] و [[اعتقاد]] قلبی است برای پرهیز از زیان [[دینی]] و [[دنیوی]]<ref>مصنفات شیخ مفید، ۵/ ۲/ ۱۳۶.</ref>. هر چند این تعریف، درست است، جامع موارد متعدد [[تقیه]] نیست. تعریف جامع و [[مانع]] این است که [[تقیه]] عبارت از [[پنهان]] ساختن [[حق]] از دیگران یا اظهار خلاف آن است برای مصلحتی که از [[مصلحت]] اظهار، مهمتر است<ref>نقش تقیه در استنباط، ۵۱.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 188.</ref>.
*هرگاه شخص [[مسلمان]] برای دور ماندن از زیان جانی، [[مالی]] یا عِرضی، از اظهار [[عقیده]] [[دینی]] خویشتنداری کند، به کار او [[تقیه]] می‌گویند. [[دانشمندان]] متقدم [[شیعه]]، [[تقیه]] را چنین تعریف کرده‌اند که عبارت از [[کتمان]] [[حق]] و [[اعتقاد]] قلبی است برای پرهیز از زیان [[دینی]] و [[دنیوی]]<ref>مصنفات شیخ مفید، ۵/ ۲/ ۱۳۶.</ref>. هر چند این تعریف، درست است، جامع موارد متعدد [[تقیه]] نیست. تعریف جامع و مانع این است که [[تقیه]] عبارت از [[پنهان]] ساختن [[حق]] از دیگران یا اظهار خلاف آن است برای مصلحتی که از [[مصلحت]] اظهار، مهمتر است<ref>نقش تقیه در استنباط، ۵۱.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 188.</ref>.
*علمای [[اهل تسنن]] [[تقیه]] را روا نمی‌دانند مگر تعدادی انگشت‌شمار همانند [[فخر رازی]]<ref>شیعه و تشیع‌، ۹۹۹- ۱۹۶.</ref>. بنابراین، می‌توان گفت که [[تقیه]] از ویژگی‌های [[اعتقادی]] [[مذهب تشیع]] است. [[شیعیان]] همواره- به خصوص در عصر [[امامان]] {{عم}}- در تنگنا و فشار [[حکومت‌ها]] بوده‌اند. از این رو، بیشتر از [[مسلمانان]] دیگر، به [[تقیه]] [[نیازمند]] شده‌اند. [[تقیه]] با [[علم]] یا [[گمان]] [[قوی]] به ضرر، [[واجب]] می‌شود. اگر خطری نباشد، نه تنها [[تقیه]] [[واجب]] نیست، بلکه [[امر به معروف و نهی از منکر]] نیز- با شرایط خود- [[واجب]] می‌شود؛ زیرا اصل اول در [[دفاع]] از [[دین]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]] است و [[تقیه]]، پس از آن به میان می‌آید. [[تقیه]] اساساً از امور استثنائی و اضطراری است<ref>وسائل الشیعه‌، ۱۱/ باب ۲۵.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 188.</ref>.
*علمای [[اهل تسنن]] [[تقیه]] را روا نمی‌دانند مگر تعدادی انگشت‌شمار همانند [[فخر رازی]]<ref>شیعه و تشیع‌، ۹۹۹- ۱۹۶.</ref>. بنابراین، می‌توان گفت که [[تقیه]] از ویژگی‌های [[اعتقادی]] [[مذهب تشیع]] است. [[شیعیان]] همواره- به خصوص در عصر [[امامان]] {{عم}}- در تنگنا و فشار [[حکومت‌ها]] بوده‌اند. از این رو، بیشتر از [[مسلمانان]] دیگر، به [[تقیه]] [[نیازمند]] شده‌اند. [[تقیه]] با [[علم]] یا [[گمان]] [[قوی]] به ضرر، [[واجب]] می‌شود. اگر خطری نباشد، نه تنها [[تقیه]] [[واجب]] نیست، بلکه [[امر به معروف و نهی از منکر]] نیز- با شرایط خود- [[واجب]] می‌شود؛ زیرا اصل اول در [[دفاع]] از [[دین]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]] است و [[تقیه]]، پس از آن به میان می‌آید. [[تقیه]] اساساً از امور استثنائی و اضطراری است<ref>وسائل الشیعه‌، ۱۱/ باب ۲۵.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 188.</ref>.
*[[تقیه]] شرایطی دارد که بی‌توجهی به آنها ممکن است به [[افراط و تفریط]] بینجامد. از این شرایط است: بی‌فایده بودن اظهار [[حق]]، [[حفظ جان]] و [[مال]] و [[ناموس]] و [[دین]]، مشتاق کردن [[مخالفان]] به راه [[حق]] و [[حفظ وحدت]] [[اسلامی]]. در برخی [[کارها]] به هیچ روی، [[تقیه]] روا نیست؛ مثلًا کسی نمی‌تواند برای [[حفظ جان]]، [[مال]] و یا آبروی خویش، در برابر نابودی [[دین]] [[سکوت]] کند، یا کسی نمی‌تواند برای [[حفظ جان]] خود، کسی دیگر را به ناحق بکشد. به طور کلی، در کارهایی که موجب [[قتل]] [[نفس]] محترم یا رواج [[باطل]] یا [[فساد]] [[دین]] یا ضرر مهمی به [[مسلمانان]] و [[گمراهی]] آنان و یا رواج [[ظلم و جور]] میان آنان می‌شود، [[تقیه]] جایز نیست<ref>پاسخ به شبهاتی پیرامون مکتب تشیع‌، ۱۰۶.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 188.</ref>.
*[[تقیه]] شرایطی دارد که بی‌توجهی به آنها ممکن است به [[افراط و تفریط]] بینجامد. از این شرایط است: بی‌فایده بودن اظهار [[حق]]، [[حفظ جان]] و [[مال]] و [[ناموس]] و [[دین]]، مشتاق کردن [[مخالفان]] به راه [[حق]] و [[حفظ وحدت]] [[اسلامی]]. در برخی [[کارها]] به هیچ روی، [[تقیه]] روا نیست؛ مثلًا کسی نمی‌تواند برای [[حفظ جان]]، [[مال]] و یا آبروی خویش، در برابر نابودی [[دین]] [[سکوت]] کند، یا کسی نمی‌تواند برای [[حفظ جان]] خود، کسی دیگر را به ناحق بکشد. به طور کلی، در کارهایی که موجب [[قتل]] [[نفس]] محترم یا رواج [[باطل]] یا [[فساد]] [[دین]] یا ضرر مهمی به [[مسلمانان]] و [[گمراهی]] آنان و یا رواج [[ظلم و جور]] میان آنان می‌شود، [[تقیه]] جایز نیست<ref>پاسخ به شبهاتی پیرامون مکتب تشیع‌، ۱۰۶.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 188.</ref>.
۲۲۴٬۹۶۷

ویرایش