ایمان در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار'
جز (جایگزینی متن - 'ثابت' به 'ثابت') |
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار') |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
*بحث از چیستی [[ایمان]] و مفاهیم مقابل آن ([[کفر]]، [[فسق]] و...) از نخستین مباحث [[کلامی]] در [[تاریخ اسلام]] است. نقطۀ عطف این بحث در [[اسلام]]، غائلهای بود که پیرامون [[حکمیت]] در [[جنگ صفین]] رُخ داد و منجر به شکلگیری جماعتی به نام [[خوارج]] شد. [[خوارج]] هر چند به معنای دقیق کلمه از [[اهل]] [[کلام]] به شمار نمیآمدند، اما با مطرح کردن بحث از حدود [[کفر]] و [[ایمان]] پایهگذار نخستین بحث [[کلامی]] در [[تاریخ اسلام]] شدند که واکنش دیگر فرق و نحل از جمله [[مرجئه]]، [[قدریه]]، [[جهمیه]] و [[امامیه]] را به دنبال داشت. [[ابن تیمیه]] بر این [[باور]] است که مباحث پیرامون [[ایمان]] برای نخستین بار به شکلگیری فرق و نحل و شکلگیری پدیدۀ [[تکفیر]] در [[جهان اسلام]] منجر شد<ref>کتاب الإیمان، ص۱۴۲.</ref>. | *بحث از چیستی [[ایمان]] و مفاهیم مقابل آن ([[کفر]]، [[فسق]] و...) از نخستین مباحث [[کلامی]] در [[تاریخ اسلام]] است. نقطۀ عطف این بحث در [[اسلام]]، غائلهای بود که پیرامون [[حکمیت]] در [[جنگ صفین]] رُخ داد و منجر به شکلگیری جماعتی به نام [[خوارج]] شد. [[خوارج]] هر چند به معنای دقیق کلمه از [[اهل]] [[کلام]] به شمار نمیآمدند، اما با مطرح کردن بحث از حدود [[کفر]] و [[ایمان]] پایهگذار نخستین بحث [[کلامی]] در [[تاریخ اسلام]] شدند که واکنش دیگر فرق و نحل از جمله [[مرجئه]]، [[قدریه]]، [[جهمیه]] و [[امامیه]] را به دنبال داشت. [[ابن تیمیه]] بر این [[باور]] است که مباحث پیرامون [[ایمان]] برای نخستین بار به شکلگیری فرق و نحل و شکلگیری پدیدۀ [[تکفیر]] در [[جهان اسلام]] منجر شد<ref>کتاب الإیمان، ص۱۴۲.</ref>. | ||
*[[خوارج]] برای خارج کردن رقبای خود از میدان پس از فاصله گرفتن از [[جماعت]] [[مسلمانان]]، این [[پرسش]] را مطرح کردند که [[پیروان]] [[امام علی]]{{ع}} و [[معاویه]] که [[حکمیت]] را پذیرفتند کافرند یا [[مؤمن]]؟ پاسخ آنان این بود که این [[عمل]] [[گناه کبیره]] به شمار میآید و [[مرتکب کبیره]] هر کس که باشد، [[کافر]] است <ref>الذخیرة فی علم الکلام، ص۵۳۷.</ref>؛ از اینرو همۀ کسانی که [[حکمیت]] را پذیرفتهاند [[کافر]] به شمار میآیند. آنان برای [[اثبات]] این مدعای خود به آیۀ {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ}}<ref>«و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند کافرند» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref> [[استشهاد]] میکردند<ref>الإقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد، ص۲۳۴؛ شرح العقائد النسفیة، ص۷۱، ۷۳.</ref>. فارغ از [[انگیزهها]] و زمینههای [[تاریخی]] این بحث، اغلب [[خوارج]] (به غیر از نجادات) در بحث از [[ایمان]] تأکید افزونی بر عمل داشتند و از اینرو [[مرتکب کبیره]] را [[کافر]] میدانستند. | *[[خوارج]] برای خارج کردن رقبای خود از میدان پس از فاصله گرفتن از [[جماعت]] [[مسلمانان]]، این [[پرسش]] را مطرح کردند که [[پیروان]] [[امام علی]]{{ع}} و [[معاویه]] که [[حکمیت]] را پذیرفتند کافرند یا [[مؤمن]]؟ پاسخ آنان این بود که این [[عمل]] [[گناه کبیره]] به شمار میآید و [[مرتکب کبیره]] هر کس که باشد، [[کافر]] است <ref>الذخیرة فی علم الکلام، ص۵۳۷.</ref>؛ از اینرو همۀ کسانی که [[حکمیت]] را پذیرفتهاند [[کافر]] به شمار میآیند. آنان برای [[اثبات]] این مدعای خود به آیۀ {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ}}<ref>«و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند کافرند» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref> [[استشهاد]] میکردند<ref>الإقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد، ص۲۳۴؛ شرح العقائد النسفیة، ص۷۱، ۷۳.</ref>. فارغ از [[انگیزهها]] و زمینههای [[تاریخی]] این بحث، اغلب [[خوارج]] (به غیر از نجادات) در بحث از [[ایمان]] تأکید افزونی بر عمل داشتند و از اینرو [[مرتکب کبیره]] را [[کافر]] میدانستند. | ||
*[[معتزله]] نیز در قُرون بعد در بحث از ماهیت [[ایمان]] عمدتاً بر فعل مؤمنانه تأکید نمودند و آن را محور [[ایمان دینی]] به شمار آوردند. آنان [[معتقد]] بودند که [[ایمان]] در مرتبۀ نخست [[تبعیت]] عملی از ایجابهای [[عقلی]] است و در درجۀ دوم [[تبعیت]] عملی از ایجابهای [[شرعی]]. در نظر [[معتزله]] نیز مرتکب [[گناهان کبیره]] نمیتواند [[مؤمن]] باشد، چون ارتکاب این [[گناهان]] [[تخلف]] | *[[معتزله]] نیز در قُرون بعد در بحث از ماهیت [[ایمان]] عمدتاً بر فعل مؤمنانه تأکید نمودند و آن را محور [[ایمان دینی]] به شمار آوردند. آنان [[معتقد]] بودند که [[ایمان]] در مرتبۀ نخست [[تبعیت]] عملی از ایجابهای [[عقلی]] است و در درجۀ دوم [[تبعیت]] عملی از ایجابهای [[شرعی]]. در نظر [[معتزله]] نیز مرتکب [[گناهان کبیره]] نمیتواند [[مؤمن]] باشد، چون ارتکاب این [[گناهان]] [[تخلف]] آشکار از [[عمل به وظیفه]] است <ref>دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۰، ص۷۱۴.</ref>. چنین [[انسانی]] در مرتبهای میان [[ایمان]] و [[کفر]] قرار دارد که در اصطلاح ایشان {{عربی|مَنْزِلَةٌ بَيْنَ الْمَنْزِلَتَيْنِ}} گفته میشود<ref>مقالات الإسلامیین، ص۲۶۹، ۲۷۰؛ المنیة و الأمل، ص۸؛ التبصیر فی الدین، ص۵۷-۵۸.</ref>. | ||
*تفاوت میان [[خوارج]] و [[معتزله]] این بود که [[خوارج]] [[مرتکب [[گناه کبیره]] را [[کافر]] و مستحق [[خلود]] در [[نار]] میدانستند؛ همۀ [[گناهان]] نزد [[خوارج]] کبیره به حساب میآمد ولی [[معتزله]] [[گناهان]] را به کبیره و صغیره تقسیم کردند و مرتکب کبائر را نه داخل در [[ایمان]] و نه داخل در [[کفر]] میدانستند و مرتکب [[گناهان]] صغیره را مستحق [[خلود]] در [[جهنم]] نمیدانستند<ref>جامع العلوم، ج۱، ص۲۲۱.</ref>. | *تفاوت میان [[خوارج]] و [[معتزله]] این بود که [[خوارج]] [[مرتکب [[گناه کبیره]] را [[کافر]] و مستحق [[خلود]] در [[نار]] میدانستند؛ همۀ [[گناهان]] نزد [[خوارج]] کبیره به حساب میآمد ولی [[معتزله]] [[گناهان]] را به کبیره و صغیره تقسیم کردند و مرتکب کبائر را نه داخل در [[ایمان]] و نه داخل در [[کفر]] میدانستند و مرتکب [[گناهان]] صغیره را مستحق [[خلود]] در [[جهنم]] نمیدانستند<ref>جامع العلوم، ج۱، ص۲۲۱.</ref>. | ||
*[[مرجئه]] در مقابل این نگرش عملگرایانه، در بحث از ماهیت [[ایمان]] بر امر "معرفت" تأکید کردند و [[ایمان به خدا]] را مساوی با [[معرفت]] وی دانستند و [[کفر]] به [[حق]] را مساوی با [[جهل]] به او. آنان عمل و [[اقرار زبانی]] را در [[حقیقت]] [[ایمان]] دخیل نمیدانستند و بر این [[باور]] بودند که اگر کسی [[مؤمن]] باشد، [[معاصی]] به وی آسیبی نمیزند، کما اینکه اگر [[کافر]] باشد، [[اعمال نیک]] کمکی به وی نمیکند. ایشان [[مرتکب کبیره]] را [[کافر]] نمیدانستند و [[معتقد]] بودند که چنین شخصی [[مؤمن]] [[گناهکار]] یا نهایتاً [[فاسق]] است.[[اشعری]] در گزارشی تفصیلی از جماعات مختلف [[مرجئه]] به این مطلب تصریح میکند<ref>مقالات الإسلامیین، ص۱۳۲.</ref>. | *[[مرجئه]] در مقابل این نگرش عملگرایانه، در بحث از ماهیت [[ایمان]] بر امر "معرفت" تأکید کردند و [[ایمان به خدا]] را مساوی با [[معرفت]] وی دانستند و [[کفر]] به [[حق]] را مساوی با [[جهل]] به او. آنان عمل و [[اقرار زبانی]] را در [[حقیقت]] [[ایمان]] دخیل نمیدانستند و بر این [[باور]] بودند که اگر کسی [[مؤمن]] باشد، [[معاصی]] به وی آسیبی نمیزند، کما اینکه اگر [[کافر]] باشد، [[اعمال نیک]] کمکی به وی نمیکند. ایشان [[مرتکب کبیره]] را [[کافر]] نمیدانستند و [[معتقد]] بودند که چنین شخصی [[مؤمن]] [[گناهکار]] یا نهایتاً [[فاسق]] است.[[اشعری]] در گزارشی تفصیلی از جماعات مختلف [[مرجئه]] به این مطلب تصریح میکند<ref>مقالات الإسلامیین، ص۱۳۲.</ref>. | ||