عبدالمطلب در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'پنهان' به 'پنهان'
جز (جایگزینی متن - 'مطلّب' به 'مطّلب')
جز (جایگزینی متن - 'پنهان' به 'پنهان')
خط ۲۸: خط ۲۸:
* [[مرگ]] ناگوار [[آمنه]] [[مادر]] [[حضرت محمد]]{{صل}}، سبب شد تا عبدالمطّلب در [[حفاظت]] وی توجه بیشتری داشته باشد و اظهار علاقه زیادتری به ایشان نماید<ref>ر.ک: [[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]]، [[عبدالمطلب (مقاله)|عبدالمطلب]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ص۸۲-۸۳؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۴۶؛ [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ص ۵۴۲-۵۴۳.</ref>.
* [[مرگ]] ناگوار [[آمنه]] [[مادر]] [[حضرت محمد]]{{صل}}، سبب شد تا عبدالمطّلب در [[حفاظت]] وی توجه بیشتری داشته باشد و اظهار علاقه زیادتری به ایشان نماید<ref>ر.ک: [[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]]، [[عبدالمطلب (مقاله)|عبدالمطلب]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ص۸۲-۸۳؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۴۶؛ [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ص ۵۴۲-۵۴۳.</ref>.
==[[وفات]] [[عبدالمطلب]]==
==[[وفات]] [[عبدالمطلب]]==
*هشت سال از [[عمر]] [[رسول خدا]]{{صل}} گذشته بود که [[عبدالمطلب]] [[چشم]] از [[جهان]] فروبست و [[اندوه]] تازه‌ای بر اندوه‌های گذشته آن [[حضرت]] افزوده شد. [[عبدالمطلب]]، هنگام [[مرگ]] به [[اختلاف]] مورخان، هشتاد، هشتاد و دو، [[صد]] و ده، [[صد]] و بیست و به گفته جمعی، [[صد]] و [[چهل]] سال داشت<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۶۹؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۸۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۹۵؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۱، ص۱۸۸؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۲۸۲؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۳.</ref>. از کارهای [[عبدالمطلب]]، هنگام [[مرگ]] این بود که [[دختران]] خود را گرد آورد و به آنها گفت: "پیش از [[مرگ]]، بر من [[گریه]] کنید و مرثیه گویید تا آنچه را می‌خواهید پس از [[مرگ]] برایم بگویید، خود پیش از [[مرگ]] آن را بشنوم و [[دختران]] هر کدام، مرثیه‌ای درباره [[پدر]] گفتند و گریستند"<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۶۹ به بعد.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} نیز به دنبال جنازۀ [[عبدالمطلب]] می‌رفت و پیوسته می‌گریست<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۹۵.</ref> تا وقتی که جنازه را به محله "حجون" بردند و در کنار [[قبر]] جدش قصی بن [[کلاب]] [[دفن]] کردند<ref>احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۸۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۹۵؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۳.</ref>. [[قریش]]، [[مرگ]] او را بزرگ شمردند. بدنش را با آب و سدر [[غسل]] دادند و در دو برد از بردهای [[یمنی]] که [[ارزش]] هر یک، معادل دو هزار مثقال طلا بود پوشاندند. پیکر او، چند روز بر دست‌های [[مردم]] [[تشییع]] می‌شد؛ چرا که او را بس بزرگ و بزرگوار می‌داشتند و [[پنهان]] داشتنش را زیر [[خاک]] روا نمی‌شمردند<ref>ر.ک: [[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]]، [[عبدالمطلب (مقاله)|عبدالمطلب]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ص۸۳-۸۴؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۴۶؛ [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ص ۵۴۲-۵۴۳.</ref>.
*هشت سال از [[عمر]] [[رسول خدا]]{{صل}} گذشته بود که [[عبدالمطلب]] [[چشم]] از [[جهان]] فروبست و [[اندوه]] تازه‌ای بر اندوه‌های گذشته آن [[حضرت]] افزوده شد. [[عبدالمطلب]]، هنگام [[مرگ]] به [[اختلاف]] مورخان، هشتاد، هشتاد و دو، [[صد]] و ده، [[صد]] و بیست و به گفته جمعی، [[صد]] و [[چهل]] سال داشت<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۶۹؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۸۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۹۵؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۱، ص۱۸۸؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۲۸۲؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۳.</ref>. از کارهای [[عبدالمطلب]]، هنگام [[مرگ]] این بود که [[دختران]] خود را گرد آورد و به آنها گفت: "پیش از [[مرگ]]، بر من [[گریه]] کنید و مرثیه گویید تا آنچه را می‌خواهید پس از [[مرگ]] برایم بگویید، خود پیش از [[مرگ]] آن را بشنوم و [[دختران]] هر کدام، مرثیه‌ای درباره [[پدر]] گفتند و گریستند"<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۶۹ به بعد.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} نیز به دنبال جنازۀ [[عبدالمطلب]] می‌رفت و پیوسته می‌گریست<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۹۵.</ref> تا وقتی که جنازه را به محله "حجون" بردند و در کنار [[قبر]] جدش قصی بن [[کلاب]] [[دفن]] کردند<ref>احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۸۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۹۵؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۳.</ref>. [[قریش]]، [[مرگ]] او را بزرگ شمردند. بدنش را با آب و سدر [[غسل]] دادند و در دو برد از بردهای [[یمنی]] که [[ارزش]] هر یک، معادل دو هزار مثقال طلا بود پوشاندند. پیکر او، چند روز بر دست‌های [[مردم]] [[تشییع]] می‌شد؛ چرا که او را بس بزرگ و بزرگوار می‌داشتند و پنهان داشتنش را زیر [[خاک]] روا نمی‌شمردند<ref>ر.ک: [[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]]، [[عبدالمطلب (مقاله)|عبدالمطلب]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ص۸۳-۸۴؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۴۶؛ [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ص ۵۴۲-۵۴۳.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۲۲۷٬۳۹۰

ویرایش