ابلیس در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'اطاعت از خداوند' به 'اطاعت از خداوند'
جز (جایگزینی متن - 'پنهان' به 'پنهان') |
جز (جایگزینی متن - 'اطاعت از خداوند' به 'اطاعت از خداوند') |
||
| خط ۷۲: | خط ۷۲: | ||
*در صورتی که [[اثبات]] شود [[شیطان]] از ابتدای وجودش به [[خدا]] [[کافر]] بوده است، این سوال پیش میآید که فلسفۀ وجودی [[شیطان]] برای چیست؟ [[فلاسفه]]، متکلّمان و مفسّران، بر اساس مبانی خود پاسخهای گوناگونی دادهاند: | *در صورتی که [[اثبات]] شود [[شیطان]] از ابتدای وجودش به [[خدا]] [[کافر]] بوده است، این سوال پیش میآید که فلسفۀ وجودی [[شیطان]] برای چیست؟ [[فلاسفه]]، متکلّمان و مفسّران، بر اساس مبانی خود پاسخهای گوناگونی دادهاند: | ||
# [[آفرینش]] [[ابلیس]] به اعتبار وجود نفسانیاش چیزی جز خیر نیست و به اعتبار وجود لغیره (برای دیگران)، هرچند وجودش خیر محض نیست اما نفعش از شرّ او بیشتر است؛ زیرا وجود هر موجودی، به دو گونه اعتبار میشود: وجود فی نفسه یعنی اعتبار موجود به خودش و وجود لغیره (اضافی) یعنی سنجش و اعتبار آن موجود، به موجودات دیگر. بنابراین زمانی که براساس [[حکمت الهی]]، وجود [[نفسانی]] موجودی [[شر]] مطلق باشد و یا وجود او برای دیگران، ضررش بیشتر از نفعش و یا [[خیر و شر]] یکسان باشد، در این صورت چنین خلقتی با [[حکمت خداوند]] سازگار نیست، ولی در غیر اینصورت یعنی زمانی که موجودی وجودش برای دیگران سبب خیر بیشتری نسبت به ضررش برای موجودات دیگر شود [[آفرینش]] و [[حکمت خداوند]] نسبت به [[آفرینش]] چنین موجودی زیر سوال نمیرود. وجود [[ابلیس]]، شرّ محض نیست؛ بلکه شرّ مخلوط به خیر است و چون جنبۀ خیر او از جنبۀ شرّش بیشتر است، در مجموع وجودش برای [[جهان هستی]] [[خیر]] است. بر همین اساس؛ اگر موجودی منفعتی اعظم یا دفع مفسدهای اکبر را در خود نداشته باشد [[آفریده]] نمیشود؛ چنانکه اگر اوهام [[شیطانی]] نبود، [[اولیای الهی]] برای [[کشف]] حقایق به دنبال ادلۀ [[اثبات]] حقایق نمیرفتند. در بعضی از مواقع [[انسانها]] از [[عداوت]] [[دشمن]]، بیشتر از [[محبّت]] [[دوست]] بهرهمند میبرند. چنانکه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} درباره [[هدف خلقت]] [[شیطان]] فرمودند: «[[خدا]] میخواهد کرامتش را بر [[مؤمنان]] ظاهر سازد؛ زیرا اگر [[ابلیس]] و وسوسههایش نبود، [[نور]] [[معرفت]] بر [[دل]] [[مؤمن]] نمیتابید و [[عطر]] [[محبّت]] از آن پیدا نمیشد»<ref>کشف الاسرار، ج ۲، ص ۷۰۱. </ref>.<ref>ر.ک: [[علی محمدی آشنائی|محمدی آشنائی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ص ۵۶۸-۵۷۲.</ref> | # [[آفرینش]] [[ابلیس]] به اعتبار وجود نفسانیاش چیزی جز خیر نیست و به اعتبار وجود لغیره (برای دیگران)، هرچند وجودش خیر محض نیست اما نفعش از شرّ او بیشتر است؛ زیرا وجود هر موجودی، به دو گونه اعتبار میشود: وجود فی نفسه یعنی اعتبار موجود به خودش و وجود لغیره (اضافی) یعنی سنجش و اعتبار آن موجود، به موجودات دیگر. بنابراین زمانی که براساس [[حکمت الهی]]، وجود [[نفسانی]] موجودی [[شر]] مطلق باشد و یا وجود او برای دیگران، ضررش بیشتر از نفعش و یا [[خیر و شر]] یکسان باشد، در این صورت چنین خلقتی با [[حکمت خداوند]] سازگار نیست، ولی در غیر اینصورت یعنی زمانی که موجودی وجودش برای دیگران سبب خیر بیشتری نسبت به ضررش برای موجودات دیگر شود [[آفرینش]] و [[حکمت خداوند]] نسبت به [[آفرینش]] چنین موجودی زیر سوال نمیرود. وجود [[ابلیس]]، شرّ محض نیست؛ بلکه شرّ مخلوط به خیر است و چون جنبۀ خیر او از جنبۀ شرّش بیشتر است، در مجموع وجودش برای [[جهان هستی]] [[خیر]] است. بر همین اساس؛ اگر موجودی منفعتی اعظم یا دفع مفسدهای اکبر را در خود نداشته باشد [[آفریده]] نمیشود؛ چنانکه اگر اوهام [[شیطانی]] نبود، [[اولیای الهی]] برای [[کشف]] حقایق به دنبال ادلۀ [[اثبات]] حقایق نمیرفتند. در بعضی از مواقع [[انسانها]] از [[عداوت]] [[دشمن]]، بیشتر از [[محبّت]] [[دوست]] بهرهمند میبرند. چنانکه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} درباره [[هدف خلقت]] [[شیطان]] فرمودند: «[[خدا]] میخواهد کرامتش را بر [[مؤمنان]] ظاهر سازد؛ زیرا اگر [[ابلیس]] و وسوسههایش نبود، [[نور]] [[معرفت]] بر [[دل]] [[مؤمن]] نمیتابید و [[عطر]] [[محبّت]] از آن پیدا نمیشد»<ref>کشف الاسرار، ج ۲، ص ۷۰۱. </ref>.<ref>ر.ک: [[علی محمدی آشنائی|محمدی آشنائی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ص ۵۶۸-۵۷۲.</ref> | ||
#وجود [[ابلیس]] برای [[نظام]] [[انسانی]] که بر [[سنّت]] [[اختیار]] بنا شده است، [[ضرورت]] دارد. فلسفۀ وجودی [[انسان]] ایجاب میکند [[انسان]] [[آزاد]] و مختار باشد تا بتواند کمال و فعلیّت خویش را از راه [[اختیار]] و [[انتخاب]] به دست آورد؛ از این رو همواره باید بر سر دو راه: {{متن قرآن|وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ}}<ref>«و آیا به او دو راه (خیر و شرّ) را نشان ندادیم؟» سوره بلد، آیه ۱۰.</ref> و میان دو [[دعوت]]: {{متن قرآن|فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا}}<ref>«پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد،» سوره شمس، آیه ۸.</ref> قرار بگیرد. راه راست و [[صراط مستقیم]] همان راه [[سعادت]] و رهایی است که [[فطرت]] و [[فرشته]] وی را به این راه میخوانند و بیراهه و [[فجور]] که [[شیطان]] با وسوسههایش [[انسان]] را به این سمت [[دعوت]] میکند؛ بنابراین، وجود [[شیطان]] برای [[آدمی]] [[ضرورت]] دارد؛ زیرا [[اطاعت | #وجود [[ابلیس]] برای [[نظام]] [[انسانی]] که بر [[سنّت]] [[اختیار]] بنا شده است، [[ضرورت]] دارد. فلسفۀ وجودی [[انسان]] ایجاب میکند [[انسان]] [[آزاد]] و مختار باشد تا بتواند کمال و فعلیّت خویش را از راه [[اختیار]] و [[انتخاب]] به دست آورد؛ از این رو همواره باید بر سر دو راه: {{متن قرآن|وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ}}<ref>«و آیا به او دو راه (خیر و شرّ) را نشان ندادیم؟» سوره بلد، آیه ۱۰.</ref> و میان دو [[دعوت]]: {{متن قرآن|فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا}}<ref>«پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد،» سوره شمس، آیه ۸.</ref> قرار بگیرد. راه راست و [[صراط مستقیم]] همان راه [[سعادت]] و رهایی است که [[فطرت]] و [[فرشته]] وی را به این راه میخوانند و بیراهه و [[فجور]] که [[شیطان]] با وسوسههایش [[انسان]] را به این سمت [[دعوت]] میکند؛ بنابراین، وجود [[شیطان]] برای [[آدمی]] [[ضرورت]] دارد؛ زیرا [[اطاعت از خداوند]] بدون وسوسههایی [[شیطانی]] معنایی ندارد است<ref>ر.ک: [[علی محمدی آشنائی|محمدی آشنائی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ص ۵۶۸-۵۷۲ </ref>. | ||
# [[آفرینش]] [[ابلیس]]، برای [[امتحان]] [[بندگان]] است: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لَهُ عَلَيْهِمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِي شَكٍّ وَرَبُّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ}}<ref>«و او را بر آنان چیرگی نبود مگر برای آنکه: آن کس را که به جهان واپسین ایمان دارد از آن کس که بدان در شک است معلوم داریم. و پروردگار تو بر هر چیزی نگاهبان است» سوره سبأ، آیه ۲۱.</ref> [[خداوند]]، القائات [[شیطان]] را برای بیماردلان و سنگ دلان مایه [[آزمایش]] قرار داده است: {{متن قرآن|لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ}}<ref>«تا آنچه را شیطان (در دلها) میافکند آزمونی برای بیماردلان و سنگدلان کند و ستمگران در ستیزهای ژرف به سر میبرند» سوره حج، آیه ۵۳.</ref>. [[ابلیس]]، با بهرهگیری از [[هوای نفس]] [[انسان]]، او را [[وسوسه]] کرده و در بوته [[آزمایش]] قرار میدهد؛ چنانکه [[تکلیف]] و هدایتپذیری، بدون [[آفرینش]] [[ابلیس]] تحقّق نمییابد. القائات [[شیطانی]]، به منزلۀ [[آزمون]] عامّۀ [[مردم]] است و این امر از سنتهای [[خداوند]] بر عالم [[انسانی]] است که [[سعادت]] و شقاوتِ [[انسان]] بدان بستگی دارد. البتّه [[خداوند]] [[انسان]] را در مقابل وسوسههای [[شیطان]] بیدفاع رها نکرده است؛ بلکه به وسیلۀ [[عقل]]، [[فطرت]] [[پاک]] و [[عشق]] به [[تکامل]]، [[انسان]] را به سوی [[حق]] [[راهنمایی]] میکند. به بیان دیگر میتوان گفت؛ نسبت [[ابلیس]] با [[ملائکه]]، نسبت [[وهم]] به قوّه عقلیه است یعنی همان گونه که وجود [[وهم]] در عالم صغیر (عالم [[انسانی]]) در [[درک]] جزئیات لازم و ضروری است، وجود [[شیطان]] نیز برای عالم [[دنیوی]] [[ضرورت]] دارد و شّر او با [[نور]] [[اسلام]] و [[شریعت]] دفع شدنی است<ref>ر.ک: [[علی محمدی آشنائی|محمدی آشنائی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ص ۵۶۸-۵۷۲؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۶۳.</ref>. | # [[آفرینش]] [[ابلیس]]، برای [[امتحان]] [[بندگان]] است: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لَهُ عَلَيْهِمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِي شَكٍّ وَرَبُّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ}}<ref>«و او را بر آنان چیرگی نبود مگر برای آنکه: آن کس را که به جهان واپسین ایمان دارد از آن کس که بدان در شک است معلوم داریم. و پروردگار تو بر هر چیزی نگاهبان است» سوره سبأ، آیه ۲۱.</ref> [[خداوند]]، القائات [[شیطان]] را برای بیماردلان و سنگ دلان مایه [[آزمایش]] قرار داده است: {{متن قرآن|لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ}}<ref>«تا آنچه را شیطان (در دلها) میافکند آزمونی برای بیماردلان و سنگدلان کند و ستمگران در ستیزهای ژرف به سر میبرند» سوره حج، آیه ۵۳.</ref>. [[ابلیس]]، با بهرهگیری از [[هوای نفس]] [[انسان]]، او را [[وسوسه]] کرده و در بوته [[آزمایش]] قرار میدهد؛ چنانکه [[تکلیف]] و هدایتپذیری، بدون [[آفرینش]] [[ابلیس]] تحقّق نمییابد. القائات [[شیطانی]]، به منزلۀ [[آزمون]] عامّۀ [[مردم]] است و این امر از سنتهای [[خداوند]] بر عالم [[انسانی]] است که [[سعادت]] و شقاوتِ [[انسان]] بدان بستگی دارد. البتّه [[خداوند]] [[انسان]] را در مقابل وسوسههای [[شیطان]] بیدفاع رها نکرده است؛ بلکه به وسیلۀ [[عقل]]، [[فطرت]] [[پاک]] و [[عشق]] به [[تکامل]]، [[انسان]] را به سوی [[حق]] [[راهنمایی]] میکند. به بیان دیگر میتوان گفت؛ نسبت [[ابلیس]] با [[ملائکه]]، نسبت [[وهم]] به قوّه عقلیه است یعنی همان گونه که وجود [[وهم]] در عالم صغیر (عالم [[انسانی]]) در [[درک]] جزئیات لازم و ضروری است، وجود [[شیطان]] نیز برای عالم [[دنیوی]] [[ضرورت]] دارد و شّر او با [[نور]] [[اسلام]] و [[شریعت]] دفع شدنی است<ref>ر.ک: [[علی محمدی آشنائی|محمدی آشنائی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ص ۵۶۸-۵۷۲؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۶۳.</ref>. | ||
# [[فلاسفه]] معتقدند تضادّ و [[کشمکش]] زمینۀ [[فیض]] [[حق]] و سبب [[تکامل]] است. [[فلاسفه]] میگویند: حرکت، بدون وجودِ تضاد ممکن نیست؛ زیرا حرکت، تکاپویی است که با اصطکاک محقّق میشود. تضادّ و [[اختلاف]]، [[زمینهساز]] [[فیض]] و منشأ [[خیرات]] و پیدایش موجودات است به همین [[دلیل]] وجود [[ابلیس]] برای پیدایش هستی و زمینه [[تکامل]]، وجودی ضروی است<ref>ر.ک: [[علی محمدی آشنائی|محمدی آشنائی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ص ۵۶۸-۵۷۲ </ref>. | # [[فلاسفه]] معتقدند تضادّ و [[کشمکش]] زمینۀ [[فیض]] [[حق]] و سبب [[تکامل]] است. [[فلاسفه]] میگویند: حرکت، بدون وجودِ تضاد ممکن نیست؛ زیرا حرکت، تکاپویی است که با اصطکاک محقّق میشود. تضادّ و [[اختلاف]]، [[زمینهساز]] [[فیض]] و منشأ [[خیرات]] و پیدایش موجودات است به همین [[دلیل]] وجود [[ابلیس]] برای پیدایش هستی و زمینه [[تکامل]]، وجودی ضروی است<ref>ر.ک: [[علی محمدی آشنائی|محمدی آشنائی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ص ۵۶۸-۵۷۲ </ref>. | ||