قرآن در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'وسیله' به 'وسیله'
جز (جایگزینی متن - 'موقعیت' به 'موقعیت')
جز (جایگزینی متن - 'وسیله' به 'وسیله')
خط ۳۲: خط ۳۲:
#این کتاب تردیدناپذیر برای [[پیامبر]] بوده {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ}} و در این که [[وحی]] و امری بیرون از [[شخصیت]] اوست، برای [[هدایت]] پرواداران ([[متقیان]]) است {{متن قرآن|هُدًى لِلْمُتَّقِينَ}}؛
#این کتاب تردیدناپذیر برای [[پیامبر]] بوده {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ}} و در این که [[وحی]] و امری بیرون از [[شخصیت]] اوست، برای [[هدایت]] پرواداران ([[متقیان]]) است {{متن قرآن|هُدًى لِلْمُتَّقِينَ}}؛
#به [[حق]] نازل شده {{متن قرآن|نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ}} و از مقامی بالا تنزل یافته تا قابل [[تبلیغ]] باشد و تصدیق‌کننده تجربه [[وحی نبوی]] پیشینیان است. {{متن قرآن|مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ}}؛
#به [[حق]] نازل شده {{متن قرآن|نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ}} و از مقامی بالا تنزل یافته تا قابل [[تبلیغ]] باشد و تصدیق‌کننده تجربه [[وحی نبوی]] پیشینیان است. {{متن قرآن|مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ}}؛
#از سوی [[حکیم]] فرزانه نازل شده، که می‌دانسته چگونه و با چه تناسبی آن را نازل کند {{متن قرآن|كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ}} و دارای تفصیل [[معارف]] و [[احکام]]، [[وسیله]] [[تذکر]] {{متن قرآن|وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}}، {{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ}}، [[بینات]] {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ}}، [[فرقان ]]: {{متن قرآن|تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ}}، [[هدایت]] {{متن قرآن|هُدًى لِلْمُتَّقِينَ}}، [[بشارت]] {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ}}، از [[عزیز]] [[رحیم]] {{متن قرآن|آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ}} و نازله [[عربی]] است {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا}}؛ از اوصاف سلبی مانند: [[عوج]] ندارد {{متن قرآن|قُرْآنًا عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ}}، تردیدآور نیست {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ}}، کسی آن را مس نمی‌کند و به [[درستی]] در نمی‌یابد، مگر [[دل]] خود را [[پاک]] کرده باشد {{متن قرآن|لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ}}؛ این توصیف‌ها نکات کلیدی در معرفی این کتاب است.
#از سوی [[حکیم]] فرزانه نازل شده، که می‌دانسته چگونه و با چه تناسبی آن را نازل کند {{متن قرآن|كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ}} و دارای تفصیل [[معارف]] و [[احکام]]، وسیله [[تذکر]] {{متن قرآن|وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}}، {{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ}}، [[بینات]] {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ}}، [[فرقان ]]: {{متن قرآن|تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ}}، [[هدایت]] {{متن قرآن|هُدًى لِلْمُتَّقِينَ}}، [[بشارت]] {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ}}، از [[عزیز]] [[رحیم]] {{متن قرآن|آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ}} و نازله [[عربی]] است {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا}}؛ از اوصاف سلبی مانند: [[عوج]] ندارد {{متن قرآن|قُرْآنًا عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ}}، تردیدآور نیست {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ}}، کسی آن را مس نمی‌کند و به [[درستی]] در نمی‌یابد، مگر [[دل]] خود را [[پاک]] کرده باشد {{متن قرآن|لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ}}؛ این توصیف‌ها نکات کلیدی در معرفی این کتاب است.


==[[ویژگی‌های قرآن]]==
==[[ویژگی‌های قرآن]]==
خط ۵۷: خط ۵۷:
'''نکات''':
'''نکات''':
#{{متن قرآن|اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ}} بخوان به نام پروردگارت که آفرید و خواند: {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}<ref>«به نام خداوند بخشنده بخشاینده» سوره فاتحه، آیه ۱.</ref>، و این آغاز [[رسالت]] و به قول مورخان [[نخستین آیات]] [[وحی]] و ایجاد [[آمادگی]] [[پیامبر]] برای [[القای وحی]] به صورت تدریجی و مرحله به مرحله است، و هر چند [[فاتحة الکتاب]]، آغاز این [[کتاب آسمانی]] در [[مصحف]] شد، اما پنج [[آیه]] [[سوره علق]] آغاز تنزیل به شمار می‌رود؛
#{{متن قرآن|اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ}} بخوان به نام پروردگارت که آفرید و خواند: {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}<ref>«به نام خداوند بخشنده بخشاینده» سوره فاتحه، آیه ۱.</ref>، و این آغاز [[رسالت]] و به قول مورخان [[نخستین آیات]] [[وحی]] و ایجاد [[آمادگی]] [[پیامبر]] برای [[القای وحی]] به صورت تدریجی و مرحله به مرحله است، و هر چند [[فاتحة الکتاب]]، آغاز این [[کتاب آسمانی]] در [[مصحف]] شد، اما پنج [[آیه]] [[سوره علق]] آغاز تنزیل به شمار می‌رود؛
#ما این‌گونه [[قرآن]] را به تدریج نازل کردیم تا قلبت را به [[وسیله]] آن [[استوار]] گردانیم و [[قرآن]] را بر تو به آرامی خواندیم {{متن قرآن|كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا}}؛
#ما این‌گونه [[قرآن]] را به تدریج نازل کردیم تا قلبت را به وسیله آن [[استوار]] گردانیم و [[قرآن]] را بر تو به آرامی خواندیم {{متن قرآن|كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا}}؛
#شیوه [[القای وحی]] [[محمد]]{{صل}} که چیزی را فراموش نکند و [[مصونیت]] پیدا کند و در آن [[شک]] ننماید که این [[وحی]] است؛
#شیوه [[القای وحی]] [[محمد]]{{صل}} که چیزی را فراموش نکند و [[مصونیت]] پیدا کند و در آن [[شک]] ننماید که این [[وحی]] است؛
#رفع [[نگرانی]] از خاطر [[پیامبر]] در [[تحفظ]] [[قرآن]]. در [[تفسیر]] [[مجمع البیان]] به [[نقل]] از [[ابن عباس]] در [[تفسیر]] این [[آیه]] آمده است که چون [[قرآن]] بر [[پیامبر]] نازل می‌شد پیش از اتمام [[نزول وحی]] [[رسول]] اللَّه به [[خواندن]] مبادرت می‌فرمود. [[خداوند]] او را خطاب می‌کند که در [[خواندن قرآن]] شتاب مکن {{متن قرآن|لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ}} شاید شدت علاقه و [[محبت]] آن [[حضرت]] به [[وحی]] او را به چنین کاری وادار می‌کرد<ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۲۱۹، چاپ دارالتقریب.</ref>.
#رفع [[نگرانی]] از خاطر [[پیامبر]] در [[تحفظ]] [[قرآن]]. در [[تفسیر]] [[مجمع البیان]] به [[نقل]] از [[ابن عباس]] در [[تفسیر]] این [[آیه]] آمده است که چون [[قرآن]] بر [[پیامبر]] نازل می‌شد پیش از اتمام [[نزول وحی]] [[رسول]] اللَّه به [[خواندن]] مبادرت می‌فرمود. [[خداوند]] او را خطاب می‌کند که در [[خواندن قرآن]] شتاب مکن {{متن قرآن|لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ}} شاید شدت علاقه و [[محبت]] آن [[حضرت]] به [[وحی]] او را به چنین کاری وادار می‌کرد<ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۲۱۹، چاپ دارالتقریب.</ref>.
خط ۱۲۶: خط ۱۲۶:
#{{متن قرآن|فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى}}<ref>«پس (خداوند) به بنده خود وحی کرد، آنچه وحی کرد» سوره نجم، آیه ۱۰.</ref>.
#{{متن قرآن|فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى}}<ref>«پس (خداوند) به بنده خود وحی کرد، آنچه وحی کرد» سوره نجم، آیه ۱۰.</ref>.
#{{متن قرآن|تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«اینها آیات خداوند است که بر تو، به حقّ می‌خوانیم پس به کدام گفتار پس از خداوند و آیات او ایمان می‌آورند؟» سوره جاثیه، آیه ۶.</ref>.
#{{متن قرآن|تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«اینها آیات خداوند است که بر تو، به حقّ می‌خوانیم پس به کدام گفتار پس از خداوند و آیات او ایمان می‌آورند؟» سوره جاثیه، آیه ۶.</ref>.
#{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَانًا كَبِيرًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که با تو گفتیم: پروردگارت به مردم چیرگی دارد و خوابی که ما به تو نمایاندیم و درخت لعنت شده در قرآن را جز برای آزمون مردم قرار ندادیم و آنان را بیم می‌دهیم اما جز سرکشی بزرگ، به آنان نمی‌افزاید» سوره اسراء، آیه ۶۰.</ref>. '''نکته''': گاهی [[وحی]] [[پیامبر]] به صورت [[رؤیا]] است که صورتی از معانی به [[پیامبر]] نشان داده می‌شود و به صورت [[تمثیل]] درختی است که [[وسیله]] [[آزمایش]] [[مردم]] است. {{متن قرآن|وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ}} رؤیای [[پیامبر]]{{صل}} و [[شجره ملعونه]]: جمعی از [[مفسران شیعه]] و [[اهل سنت]] [[نقل]] کرده‌اند که: این [[خواب]] اشاره به جریان معروفی است که [[پیامبر]]{{صل}} در [[خواب]] دید میمون‌هایی از [[منبر]] او بالا می‌روند و پایین می‌آیند، بسیار از این مسأله [[غمگین]] شد، آن چنان‌که بعد از آن کمتر می‌خندید – برخی از [[مفسران]] این میمون‌ها را به [[بنی‌امیه]] [[تفسیر]] کرده‌اند که یکی بعد از دیگری بر جای [[پیامبر]]{{صل}} نشستند در حالی که از یکدیگر [[تقلید]] می‌کردند و افرادی فاقد [[شخصیت]] بودند و [[حکومت اسلامی]] و [[خلافت]] [[رسول]] اللّه را به [[فساد]] کشیدند. اما شجره معلونه - در [[قرآن]] ممکن است اشاره به هر گروه [[منافق]] و خبیث و مطرود درگاه [[خدا]]، مخصوصاً گروه‌هایی همانند [[بنی‌امیه]] و [[یهودیان]] سنگدل و لجوج و همه کسانی که در خط آنها گام بر می‌دارند، باشد، و شجره [[زقوم]] در [[قیامت]] تجسّمی از وجود این شجرات خبیثه در [[جهان]] دیگر است، و همه این شجرات خبیثه مایه [[آزمایش]] و [[امتحان]] [[مؤمنان راستین]] در این [[جهان]] هستند<ref>برگزیده تفسیر نمونه، ج۲، ص۶۵۱.</ref>. احتمال دیگر آن است که مراد از شجرة ملعونه، شجرة ممنوعه باشد.
#{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَانًا كَبِيرًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که با تو گفتیم: پروردگارت به مردم چیرگی دارد و خوابی که ما به تو نمایاندیم و درخت لعنت شده در قرآن را جز برای آزمون مردم قرار ندادیم و آنان را بیم می‌دهیم اما جز سرکشی بزرگ، به آنان نمی‌افزاید» سوره اسراء، آیه ۶۰.</ref>. '''نکته''': گاهی [[وحی]] [[پیامبر]] به صورت [[رؤیا]] است که صورتی از معانی به [[پیامبر]] نشان داده می‌شود و به صورت [[تمثیل]] درختی است که وسیله [[آزمایش]] [[مردم]] است. {{متن قرآن|وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ}} رؤیای [[پیامبر]]{{صل}} و [[شجره ملعونه]]: جمعی از [[مفسران شیعه]] و [[اهل سنت]] [[نقل]] کرده‌اند که: این [[خواب]] اشاره به جریان معروفی است که [[پیامبر]]{{صل}} در [[خواب]] دید میمون‌هایی از [[منبر]] او بالا می‌روند و پایین می‌آیند، بسیار از این مسأله [[غمگین]] شد، آن چنان‌که بعد از آن کمتر می‌خندید – برخی از [[مفسران]] این میمون‌ها را به [[بنی‌امیه]] [[تفسیر]] کرده‌اند که یکی بعد از دیگری بر جای [[پیامبر]]{{صل}} نشستند در حالی که از یکدیگر [[تقلید]] می‌کردند و افرادی فاقد [[شخصیت]] بودند و [[حکومت اسلامی]] و [[خلافت]] [[رسول]] اللّه را به [[فساد]] کشیدند. اما شجره معلونه - در [[قرآن]] ممکن است اشاره به هر گروه [[منافق]] و خبیث و مطرود درگاه [[خدا]]، مخصوصاً گروه‌هایی همانند [[بنی‌امیه]] و [[یهودیان]] سنگدل و لجوج و همه کسانی که در خط آنها گام بر می‌دارند، باشد، و شجره [[زقوم]] در [[قیامت]] تجسّمی از وجود این شجرات خبیثه در [[جهان]] دیگر است، و همه این شجرات خبیثه مایه [[آزمایش]] و [[امتحان]] [[مؤمنان راستین]] در این [[جهان]] هستند<ref>برگزیده تفسیر نمونه، ج۲، ص۶۵۱.</ref>. احتمال دیگر آن است که مراد از شجرة ملعونه، شجرة ممنوعه باشد.
#{{متن قرآن|شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ}}<ref>«(روزهای روزه گرفتن در) ماه رمضان است که قرآن را در آن فرو فرستاده‌اند؛ به رهنمودی برای مردم و برهان‌هایی (روشن) از راهنمایی و جدا کردن حقّ از باطل» سوره بقره، آیه ۱۸۵.</ref>.
#{{متن قرآن|شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ}}<ref>«(روزهای روزه گرفتن در) ماه رمضان است که قرآن را در آن فرو فرستاده‌اند؛ به رهنمودی برای مردم و برهان‌هایی (روشن) از راهنمایی و جدا کردن حقّ از باطل» سوره بقره، آیه ۱۸۵.</ref>.
#{{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا}}<ref>«و کافران گفتند: چرا قرآن بر او یکجا فرو فرستاده نشده است؟ این چنین (فرو فرستاده‌ایم) تا دلت را بدان استوار داریم و آن را (بر تو) بسیار آرام خواندیم» سوره فرقان، آیه ۳۲.</ref>.
#{{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا}}<ref>«و کافران گفتند: چرا قرآن بر او یکجا فرو فرستاده نشده است؟ این چنین (فرو فرستاده‌ایم) تا دلت را بدان استوار داریم و آن را (بر تو) بسیار آرام خواندیم» سوره فرقان، آیه ۳۲.</ref>.
خط ۱۳۵: خط ۱۳۵:
# [[قرآن]] امانتی [[الهی]] در دست [[جبرئیل]] هنگام [[نزول]] آن بر [[پیامبر]]: {{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ}}، {{متن قرآن|إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ * ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ * مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ}}؛
# [[قرآن]] امانتی [[الهی]] در دست [[جبرئیل]] هنگام [[نزول]] آن بر [[پیامبر]]: {{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ}}، {{متن قرآن|إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ * ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ * مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ}}؛
# [[مأموریت پیامبر]] برای [[قرائت قرآن]]، همراه با ترتیل {{متن قرآن|... وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا}} [[مأموریت پیامبر]] برای [[قرائت قرآن]]، همراه با ترتیل: {{متن قرآن|... وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا}} و [[القاء]] [[وحی]] از طرف [[خداوند]] و [[پذیرش]] آن سخنی سنگین و مسئولیتی بزرگ برای [[پیامبر]] {{متن قرآن|إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا}} سنگین از نظر محتوا، و مفهوم [[آیات]]! و بیان [[مسؤولیت‌ها]]. سنگین از نظر [[تحمل]] آن بر [[قلوب]] و [[دل‌ها]]، سنگین از نظر [[تبلیغ]]، و [[مشکلات]] راه [[دعوت]]! و [[برنامه‌ریزی]] و اجرای کامل آن! سنگین در ترازوی عمل و در عرصه [[قیامت]].
# [[مأموریت پیامبر]] برای [[قرائت قرآن]]، همراه با ترتیل {{متن قرآن|... وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا}} [[مأموریت پیامبر]] برای [[قرائت قرآن]]، همراه با ترتیل: {{متن قرآن|... وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا}} و [[القاء]] [[وحی]] از طرف [[خداوند]] و [[پذیرش]] آن سخنی سنگین و مسئولیتی بزرگ برای [[پیامبر]] {{متن قرآن|إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا}} سنگین از نظر محتوا، و مفهوم [[آیات]]! و بیان [[مسؤولیت‌ها]]. سنگین از نظر [[تحمل]] آن بر [[قلوب]] و [[دل‌ها]]، سنگین از نظر [[تبلیغ]]، و [[مشکلات]] راه [[دعوت]]! و [[برنامه‌ریزی]] و اجرای کامل آن! سنگین در ترازوی عمل و در عرصه [[قیامت]].
# [[خداوند]] خطاب به [[پیامبر]] می‌گوید: نزدیک بود آنها تو را با وسوسه‌های خود از آنچه بر تو [[وحی]] کردیم بفریبند، تا غیر آن را به ما نسبت دهی؛ و در آن صورت، تو را به [[دوستی]] خود برمی‌گزینند {{متن قرآن|وَإِنْ كَادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لَاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا}} و اگر ما تو را [[ثابت قدم]] نمی‌ساختیم و در پرتو [[مقام عصمت]]، مصون از [[انحراف]] نبودی نزدیک بود به آنان [[تمایل]] کنی {{متن قرآن|وَلَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلًا}} اما این تثبیت [[الهی]] [[مانع]] از آن [[تمایل]] شد. [[علامه طباطبایی]] مینویسد: و معنای [[آیه]] این است که [[مشرکین]] نزدیک شد تو را بلغزانند و از آنچه به تو [[وحی]] نمودیم منحرفت کنند تا مرامی مخالف آن پیش‌گیری و اعمالی بر خلاف آن انجام دهی و بدین [[وسیله]] افترایی به ما ببندی و روش [[اختلاف طبقاتی]] را روشی خداپسندانه جلوه دهی و گفتند که اگر چنین کنی و یک مشت گدا و ژنده‌پوش را از خود برانی، با تو [[رفاقت]] می‌کنیم. {{متن قرآن|وَلَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلًا}} “تثبیت” در اینجا به طوری که از سیاق برمی‌آید به معنای [[عصمت]] و [[حفظ]] [[الهی]] است و اگر جواب “لولا” را خود [[رکون]] قرار نداده و نفرمود “ترکن” بلکه نزدیک شدن به [[رکون]] را قرار داده فرمود: {{متن قرآن|لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ}} برای این بود که با در نظر داشتن اینکه [[رکون]] به معنای کم‌ترین میل است دلالت کند بر اینکه [[رسول خدا]]{{صل}} میل به [[کفار]] که نکرد سهل است؛ بلکه نزدیک به میل هم نشد، و اینکه فرمود{{متن قرآن|إِلَيْهِمْ}} و [[رکون]] را به [[مشرکین]] نسبت دادند به [[اجابت]] خواسته‌های آنان این معنا را تأکید می‌کند. و معنای [[آیه]] این است که اگر ما با [[عصمت]] خود تو را [[پایداری]] نمی‌دادیم نزدیک می‌شدی به اینکه به سوی آنان اندکی میل کنی، لیکن ما تو را [[استوار]] ساختیم، و در نتیجه به آنان کم‌ترین میلی نکردی تا چه رسد به اینکه اجابتشان کنی، پس [[رسول خدا]]{{صل}} ایشان را [[اجابت]] نکرد و ذره‌ای میل به ایشان هم ننمود و نه نزدیک بود میل کند<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۲۳۷.</ref>. و این خود دلیلی است بر زلالی [[وحی]] و [[الهی]] بودن آن؛
# [[خداوند]] خطاب به [[پیامبر]] می‌گوید: نزدیک بود آنها تو را با وسوسه‌های خود از آنچه بر تو [[وحی]] کردیم بفریبند، تا غیر آن را به ما نسبت دهی؛ و در آن صورت، تو را به [[دوستی]] خود برمی‌گزینند {{متن قرآن|وَإِنْ كَادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لَاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا}} و اگر ما تو را [[ثابت قدم]] نمی‌ساختیم و در پرتو [[مقام عصمت]]، مصون از [[انحراف]] نبودی نزدیک بود به آنان [[تمایل]] کنی {{متن قرآن|وَلَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلًا}} اما این تثبیت [[الهی]] [[مانع]] از آن [[تمایل]] شد. [[علامه طباطبایی]] مینویسد: و معنای [[آیه]] این است که [[مشرکین]] نزدیک شد تو را بلغزانند و از آنچه به تو [[وحی]] نمودیم منحرفت کنند تا مرامی مخالف آن پیش‌گیری و اعمالی بر خلاف آن انجام دهی و بدین وسیله افترایی به ما ببندی و روش [[اختلاف طبقاتی]] را روشی خداپسندانه جلوه دهی و گفتند که اگر چنین کنی و یک مشت گدا و ژنده‌پوش را از خود برانی، با تو [[رفاقت]] می‌کنیم. {{متن قرآن|وَلَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلًا}} “تثبیت” در اینجا به طوری که از سیاق برمی‌آید به معنای [[عصمت]] و [[حفظ]] [[الهی]] است و اگر جواب “لولا” را خود [[رکون]] قرار نداده و نفرمود “ترکن” بلکه نزدیک شدن به [[رکون]] را قرار داده فرمود: {{متن قرآن|لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ}} برای این بود که با در نظر داشتن اینکه [[رکون]] به معنای کم‌ترین میل است دلالت کند بر اینکه [[رسول خدا]]{{صل}} میل به [[کفار]] که نکرد سهل است؛ بلکه نزدیک به میل هم نشد، و اینکه فرمود{{متن قرآن|إِلَيْهِمْ}} و [[رکون]] را به [[مشرکین]] نسبت دادند به [[اجابت]] خواسته‌های آنان این معنا را تأکید می‌کند. و معنای [[آیه]] این است که اگر ما با [[عصمت]] خود تو را [[پایداری]] نمی‌دادیم نزدیک می‌شدی به اینکه به سوی آنان اندکی میل کنی، لیکن ما تو را [[استوار]] ساختیم، و در نتیجه به آنان کم‌ترین میلی نکردی تا چه رسد به اینکه اجابتشان کنی، پس [[رسول خدا]]{{صل}} ایشان را [[اجابت]] نکرد و ذره‌ای میل به ایشان هم ننمود و نه نزدیک بود میل کند<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۲۳۷.</ref>. و این خود دلیلی است بر زلالی [[وحی]] و [[الهی]] بودن آن؛
# [[خداوند]] خطاب به [[پیامبر]] می‌فرماید: آن‌چه داری از [[برکت]] [[رحمت]] اوست و اگر بخواهیم آن‌چه را بر تو [[وحی]] فرستاده‌ایم، از تو می‌گیریم {{متن قرآن|وَلَئِنْ شِئْنَا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ}} سپس کسی را نمی‌یابی که در برابر ما از تو [[دفاع]] کند و آن را از ما بازپس گیرد {{متن قرآن|ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنَا وَكِيلًا}} پس این ماییم که این آگاهی‌های [[وحیانی]] را به تو بخشیده‌ایم تا [[رهبر]] و [[هادی]] [[مردم]] باشی، و این ماییم که هرگاه [[صلاح]] بدانیم از تو بازپس می‌گیریم، و هیچ‌کس را در این رابطه دخل و تصرفی نیست. [[علامه طباطبایی]] مینویسد: {{متن قرآن|وَلَئِنْ شِئْنَا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنَا وَكِيلًا}} [[کلامی]] است متصل به ما قبلش، زیرا [[آیه]] قبلی {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«از تو درباره روح می‌پرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی نداده‌اند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref> اگر چه متعرض مطلق [[روح]] بود که خود دارای مراتب مختلفی است اما بر حسب سیاق [[آیات]] مورد بحث که درباره [[قرآن]] [[گفتگو]] داشت می‌فهمیم که مقصود از آن خصوص آن [[روحی]] است که از [[آسمان]] بر [[رسول خدا]]{{صل}} نازل می‌شود و [[قرآن]] را به او [[القاء]] می‌کرد. و بنابراین، معنای [[آیه]] مورد بحث - و [[خدا]] داناتر است - چنین خواهد شد آن [[روح]] که بر تو نازل می‌شود و [[قرآن]] را به امر ما به تو [[القاء]] می‌کند از تحت [[قدرت]] ما خارج نیست و قسم می‌خورم که اگر بخواهیم همان [[روح]] را که کلمه [[القاء]] شده ما به تو است، از بین می‌بریم، آن وقت است که دیگر کسی را که به نفع تو و علیه ما [[وکیل]] به آن باشد نخواهی یافت یعنی کسی را نخواهی جست که از تو [[دفاع]] نموده و ما را محکوم و مجبور به برگرداندن آن نماید<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۲۷۹.</ref>؛
# [[خداوند]] خطاب به [[پیامبر]] می‌فرماید: آن‌چه داری از [[برکت]] [[رحمت]] اوست و اگر بخواهیم آن‌چه را بر تو [[وحی]] فرستاده‌ایم، از تو می‌گیریم {{متن قرآن|وَلَئِنْ شِئْنَا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ}} سپس کسی را نمی‌یابی که در برابر ما از تو [[دفاع]] کند و آن را از ما بازپس گیرد {{متن قرآن|ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنَا وَكِيلًا}} پس این ماییم که این آگاهی‌های [[وحیانی]] را به تو بخشیده‌ایم تا [[رهبر]] و [[هادی]] [[مردم]] باشی، و این ماییم که هرگاه [[صلاح]] بدانیم از تو بازپس می‌گیریم، و هیچ‌کس را در این رابطه دخل و تصرفی نیست. [[علامه طباطبایی]] مینویسد: {{متن قرآن|وَلَئِنْ شِئْنَا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنَا وَكِيلًا}} [[کلامی]] است متصل به ما قبلش، زیرا [[آیه]] قبلی {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«از تو درباره روح می‌پرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی نداده‌اند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref> اگر چه متعرض مطلق [[روح]] بود که خود دارای مراتب مختلفی است اما بر حسب سیاق [[آیات]] مورد بحث که درباره [[قرآن]] [[گفتگو]] داشت می‌فهمیم که مقصود از آن خصوص آن [[روحی]] است که از [[آسمان]] بر [[رسول خدا]]{{صل}} نازل می‌شود و [[قرآن]] را به او [[القاء]] می‌کرد. و بنابراین، معنای [[آیه]] مورد بحث - و [[خدا]] داناتر است - چنین خواهد شد آن [[روح]] که بر تو نازل می‌شود و [[قرآن]] را به امر ما به تو [[القاء]] می‌کند از تحت [[قدرت]] ما خارج نیست و قسم می‌خورم که اگر بخواهیم همان [[روح]] را که کلمه [[القاء]] شده ما به تو است، از بین می‌بریم، آن وقت است که دیگر کسی را که به نفع تو و علیه ما [[وکیل]] به آن باشد نخواهی یافت یعنی کسی را نخواهی جست که از تو [[دفاع]] نموده و ما را محکوم و مجبور به برگرداندن آن نماید<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۲۷۹.</ref>؛
#ساده شدن حقایق [[قرآن]] با زبان گویای [[پیامبر]] هنگام [[تبلیغ]] آن جهت [[تذکر]] و [[بشارت]] به [[تقواپیشگان]]: {{متن قرآن|فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ}}، {{متن قرآن|فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}} و [[انذار]] [[دشمنان]] [[متعصب]]، از [[وظائف]] [[پیامبر]] در [[تبلیغ]] با [[قرآن]]: {{متن قرآن|وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا}}؛
#ساده شدن حقایق [[قرآن]] با زبان گویای [[پیامبر]] هنگام [[تبلیغ]] آن جهت [[تذکر]] و [[بشارت]] به [[تقواپیشگان]]: {{متن قرآن|فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ}}، {{متن قرآن|فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}} و [[انذار]] [[دشمنان]] [[متعصب]]، از [[وظائف]] [[پیامبر]] در [[تبلیغ]] با [[قرآن]]: {{متن قرآن|وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا}}؛
خط ۱۷۳: خط ۱۷۳:
# [[کفایت]] [[گواهی]] [[خداوند]] بر حقّانیت [[نزول قرآن]] بر [[پیامبر]]{{صل}}: {{متن قرآن|لَكِنِ اللَّهُ يَشْهَدُ بِمَا أَنْزَلَ إِلَيْكَ أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَالْمَلَائِكَةُ يَشْهَدُونَ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا}}؛
# [[کفایت]] [[گواهی]] [[خداوند]] بر حقّانیت [[نزول قرآن]] بر [[پیامبر]]{{صل}}: {{متن قرآن|لَكِنِ اللَّهُ يَشْهَدُ بِمَا أَنْزَلَ إِلَيْكَ أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَالْمَلَائِكَةُ يَشْهَدُونَ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا}}؛
# [[محمّد]]{{صل}} از [[ایمان]] آورندگان به [[قرآن]] نازل شده و [[گواهی]] [[خداوند]] بر [[ایمان]] [[پیامبر]] به [[قرآن]]: {{متن قرآن|آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ}}؛
# [[محمّد]]{{صل}} از [[ایمان]] آورندگان به [[قرآن]] نازل شده و [[گواهی]] [[خداوند]] بر [[ایمان]] [[پیامبر]] به [[قرآن]]: {{متن قرآن|آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ}}؛
# [[خداوند]] می‌گوید: و به خاطر بیاورید آن روز را که ما از میان هر امتی [[گواهی]] از خود آنها بر آنها [[مبعوث]] می‌کنیم {{متن قرآن|وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ}} و ما تو را [[شاهد]] و [[گواه]] بر این گروه [[مسلمانان]] قرار می‌دهیم {{متن قرآن|وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلَاءِ}} و از آنجا که قرار دادن [[شهید]] و [[گواه]] فرع بر این است که قبلاً برنامه کامل و جامعی در [[اختیار]] افراد قرار داده شده باشد، به طوری که [[حجت]] بر همگی تمام شود، تا به دنبال آن، مسأله [[نظارت]] و [[مراقبت]] مفهوم صحیحی پیدا کند، لذا بلافاصله می‌گوید: و ما این [[کتاب ]]- [[قرآن]] - را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز است {{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ}} و هم [[هدایت]] است و هم [[رحمت]]، و هم مایه [[بشارت]] برای همه [[مسلمانان]] [[جهان]] {{متن قرآن|وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ}} [[علامه طباطبایی]] درباره معنای اینکه [[قرآن]] بیان کننده همه چیز است {{متن قرآن|تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ}} مینویسد: تبیان برای هر چیزی است و تبیان - به‌طوری که گفته شده - به معنای بیان است، و چون [[قرآن کریم]] [[کتاب هدایت]] برای عموم [[مردم]] است و جز این کار و شانی ندارد لذا ظاهراً مراد از {{متن قرآن|لِكُلِّ شَيْءٍ}} همه آن چیزهایی است که برگشتش به [[هدایت]] باشد از قبیل [[معارف]] [[حقیقی]] مربوط به [[مبدأ و معاد]] و [[اخلاق فاضله]] و [[شرایع الهی]] و قصص و مواعظی که [[مردم]] در اهتداء و راه یافتنشان به آن محتاجند، و [[قرآن]] تبیان همه اینها است - نه اینکه تبیان برای همه [[علوم]] هم باشد - و صفت خصوصی آن‌که مربوط به خصوص [[مسلمین]] است که حاضر شده‌اند در برابر [[حق]] [[تسلیم]] شوند این است که هدایتی است که [[مسلمین]] به [[وسیله]] آن به سوی [[صراط مستقیم]] راه یافته و رحمتی است از [[ناحیه]] [[خدای سبحان]] به سوی ایشان که به [[وسیله]] عمل به آن، به خیر [[دنیا]] و [[آخرت]] رسیده به [[ثواب]] [[خدا]] و [[رضوان]] او نائل می‌گردند، و بشارتی است برای ایشان که به ایشان [[مغفرت]] و [[رضوان]] و بهشت‌های [[خدا]] را که در آن نعیم مقیم است نوید می‌دهد<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۴۶۹.</ref>.
# [[خداوند]] می‌گوید: و به خاطر بیاورید آن روز را که ما از میان هر امتی [[گواهی]] از خود آنها بر آنها [[مبعوث]] می‌کنیم {{متن قرآن|وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ}} و ما تو را [[شاهد]] و [[گواه]] بر این گروه [[مسلمانان]] قرار می‌دهیم {{متن قرآن|وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلَاءِ}} و از آنجا که قرار دادن [[شهید]] و [[گواه]] فرع بر این است که قبلاً برنامه کامل و جامعی در [[اختیار]] افراد قرار داده شده باشد، به طوری که [[حجت]] بر همگی تمام شود، تا به دنبال آن، مسأله [[نظارت]] و [[مراقبت]] مفهوم صحیحی پیدا کند، لذا بلافاصله می‌گوید: و ما این [[کتاب ]]- [[قرآن]] - را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز است {{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ}} و هم [[هدایت]] است و هم [[رحمت]]، و هم مایه [[بشارت]] برای همه [[مسلمانان]] [[جهان]] {{متن قرآن|وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ}} [[علامه طباطبایی]] درباره معنای اینکه [[قرآن]] بیان کننده همه چیز است {{متن قرآن|تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ}} مینویسد: تبیان برای هر چیزی است و تبیان - به‌طوری که گفته شده - به معنای بیان است، و چون [[قرآن کریم]] [[کتاب هدایت]] برای عموم [[مردم]] است و جز این کار و شانی ندارد لذا ظاهراً مراد از {{متن قرآن|لِكُلِّ شَيْءٍ}} همه آن چیزهایی است که برگشتش به [[هدایت]] باشد از قبیل [[معارف]] [[حقیقی]] مربوط به [[مبدأ و معاد]] و [[اخلاق فاضله]] و [[شرایع الهی]] و قصص و مواعظی که [[مردم]] در اهتداء و راه یافتنشان به آن محتاجند، و [[قرآن]] تبیان همه اینها است - نه اینکه تبیان برای همه [[علوم]] هم باشد - و صفت خصوصی آن‌که مربوط به خصوص [[مسلمین]] است که حاضر شده‌اند در برابر [[حق]] [[تسلیم]] شوند این است که هدایتی است که [[مسلمین]] به وسیله آن به سوی [[صراط مستقیم]] راه یافته و رحمتی است از [[ناحیه]] [[خدای سبحان]] به سوی ایشان که به وسیله عمل به آن، به خیر [[دنیا]] و [[آخرت]] رسیده به [[ثواب]] [[خدا]] و [[رضوان]] او نائل می‌گردند، و بشارتی است برای ایشان که به ایشان [[مغفرت]] و [[رضوان]] و بهشت‌های [[خدا]] را که در آن نعیم مقیم است نوید می‌دهد<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۴۶۹.</ref>.


==اهداف تنزیلی و [[تعلیمی]] [[قرآن]]==
==اهداف تنزیلی و [[تعلیمی]] [[قرآن]]==
خط ۱۸۵: خط ۱۸۵:
#{{متن قرآن|كِتَابٌ أُنْزِلَ إِلَيْكَ فَلَا يَكُنْ فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«(این) کتابی است که به سوی تو فرو فرستاده شده است تا بدان بیم‌دهی و یادکردی برای مؤمنان باشد پس نباید از آن تنگدل باشی» سوره اعراف، آیه ۲.</ref>.
#{{متن قرآن|كِتَابٌ أُنْزِلَ إِلَيْكَ فَلَا يَكُنْ فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«(این) کتابی است که به سوی تو فرو فرستاده شده است تا بدان بیم‌دهی و یادکردی برای مؤمنان باشد پس نباید از آن تنگدل باشی» سوره اعراف، آیه ۲.</ref>.
#{{متن قرآن|وَلَقَدْ جِئْنَاهُمْ بِكِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ هُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«و به راستی برای آنان کتابی آوردیم، آن را با دانشی (گسترده) روشن داشتیم که رهنمود و بخشایشی است برای گروهی که ایمان دارند» سوره اعراف، آیه ۵۲.</ref>.
#{{متن قرآن|وَلَقَدْ جِئْنَاهُمْ بِكِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ هُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«و به راستی برای آنان کتابی آوردیم، آن را با دانشی (گسترده) روشن داشتیم که رهنمود و بخشایشی است برای گروهی که ایمان دارند» سوره اعراف، آیه ۵۲.</ref>.
#{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ * بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و ما پیش از تو جز مردانی را که به آنها وحی می‌کردیم نفرستادیم؛ اگر نمی‌دانید از اهل کتاب (آسمانی) بپرسید * آنان را) با برهان‌ها (ی روشن) و نوشته‌ها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۳-۴۴.</ref>. '''نکته''': {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}} در اینجا به بیان کیفیت [[ارسال رسل]] و [[انزال کتب]] که قبلاً اشاره داشت بازگشت نموده است تا برای [[مشرکین]] روشن سازد که [[دعوت دینی]]، دعوتی عادی و معمولی است با این تفاوت که [[خداوند]] به صاحبان این [[دعوت]] [[وحی]] می‌فرستد، و به [[وسیله]] [[وحی]]، آن‌چه که [[صلاح]] [[دنیا]] و [[آخرت]] [[مردم]] است به ایشان می‌رساند. و هیچ یک از فرستادگان [[خدا]] ادعا نکرده و در هیچ یک از کتاب‌های فرستاده شده از [[ناحیه]] [[خدا]] ادعا نشده که [[دعوت دینی]] [[ظهور]] [[قدرت]] غیبیه‌ای است که هر چیزی را مقهور می‌سازد و [[اراده]] تکوینیه‌ای است که می‌تواند [[نظام]] عالم را بر هم زند و [[سنت]] [[اختیار]] را [[باطل]] کند و [[مردم]] را مجبور به قبول نماید تا در پاسخش بگویند: {{متن قرآن|لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ}}<ref>«اگر خداوند می‌خواست نه ما و نه پدرانمان به جای او چیزی را نمی‌پرستیدیم» سوره نحل، آیه ۳۵.</ref> و بنابراین، جمله {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ}} سیاقش [[حصر]] [[رسالت]] است بر [[بشر]] عادی و معمولی منتهی بشری که به او [[وحی]] می‌شود، و این [[حصر]]، در قبال ادعای [[مشرکین]] است که می‌پنداشتند اگر [[خداوند]] بشری را فرستاده خود کند [[نظام طبیعت]] را نقض کرده [[اختیار]] و [[استطاعت]] را از بین برده است<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۳۷۲.</ref>.
#{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ * بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و ما پیش از تو جز مردانی را که به آنها وحی می‌کردیم نفرستادیم؛ اگر نمی‌دانید از اهل کتاب (آسمانی) بپرسید * آنان را) با برهان‌ها (ی روشن) و نوشته‌ها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۳-۴۴.</ref>. '''نکته''': {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}} در اینجا به بیان کیفیت [[ارسال رسل]] و [[انزال کتب]] که قبلاً اشاره داشت بازگشت نموده است تا برای [[مشرکین]] روشن سازد که [[دعوت دینی]]، دعوتی عادی و معمولی است با این تفاوت که [[خداوند]] به صاحبان این [[دعوت]] [[وحی]] می‌فرستد، و به وسیله [[وحی]]، آن‌چه که [[صلاح]] [[دنیا]] و [[آخرت]] [[مردم]] است به ایشان می‌رساند. و هیچ یک از فرستادگان [[خدا]] ادعا نکرده و در هیچ یک از کتاب‌های فرستاده شده از [[ناحیه]] [[خدا]] ادعا نشده که [[دعوت دینی]] [[ظهور]] [[قدرت]] غیبیه‌ای است که هر چیزی را مقهور می‌سازد و [[اراده]] تکوینیه‌ای است که می‌تواند [[نظام]] عالم را بر هم زند و [[سنت]] [[اختیار]] را [[باطل]] کند و [[مردم]] را مجبور به قبول نماید تا در پاسخش بگویند: {{متن قرآن|لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ}}<ref>«اگر خداوند می‌خواست نه ما و نه پدرانمان به جای او چیزی را نمی‌پرستیدیم» سوره نحل، آیه ۳۵.</ref> و بنابراین، جمله {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ}} سیاقش [[حصر]] [[رسالت]] است بر [[بشر]] عادی و معمولی منتهی بشری که به او [[وحی]] می‌شود، و این [[حصر]]، در قبال ادعای [[مشرکین]] است که می‌پنداشتند اگر [[خداوند]] بشری را فرستاده خود کند [[نظام طبیعت]] را نقض کرده [[اختیار]] و [[استطاعت]] را از بین برده است<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۳۷۲.</ref>.
#{{متن قرآن|الر كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ}}<ref>«الف، لام، را، (این) کتابی است که بر تو فرو فرستاده‌ایم تا مردم را به اذن پروردگارشان به سوی راه آن (خداوند) پیروزمند ستوده، از تیرگی‌ها به سوی روشنایی برون آوری» سوره ابراهیم، آیه ۱.</ref>.
#{{متن قرآن|الر كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ}}<ref>«الف، لام، را، (این) کتابی است که بر تو فرو فرستاده‌ایم تا مردم را به اذن پروردگارشان به سوی راه آن (خداوند) پیروزمند ستوده، از تیرگی‌ها به سوی روشنایی برون آوری» سوره ابراهیم، آیه ۱.</ref>.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ * قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ}}<ref>«ای مردم! برای شما پندی از سوی پروردگارتان و شفایی برای دل‌ها و رهنمود و بخشایشی برای مؤمنان آمده است * بگو: به بخشش خداوند و به بخشایش وی- آری، به آن- باید شاد گردند، این از آنچه فراهم می‌آورند بهتر است» سوره یونس، آیه ۵۷-۵۸.</ref>.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ * قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ}}<ref>«ای مردم! برای شما پندی از سوی پروردگارتان و شفایی برای دل‌ها و رهنمود و بخشایشی برای مؤمنان آمده است * بگو: به بخشش خداوند و به بخشایش وی- آری، به آن- باید شاد گردند، این از آنچه فراهم می‌آورند بهتر است» سوره یونس، آیه ۵۷-۵۸.</ref>.
خط ۲۲۴: خط ۲۲۴:
#{{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا حَتَّى إِذَا جَاءُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ}}<ref>«و برخی از آنان کسانی هستند که به تو گوش می‌دهند در حالی که بر دل‌هایشان پوشش‌هایی افکنده‌ایم تا درنیابند و در گوش‌هایشان سنگینی‌یی (نهاده‌ایم) و اگر هر نشانه‌ای ببینند به آن ایمان نمی‌آورند تا آنجا که چون نزد تو آیند با تو چالش می‌ورزند؛ کافران می‌گویند این (چیزی) جز افسانه‌های پیشینیان نیست» سوره انعام، آیه ۲۵.</ref>.
#{{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا حَتَّى إِذَا جَاءُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ}}<ref>«و برخی از آنان کسانی هستند که به تو گوش می‌دهند در حالی که بر دل‌هایشان پوشش‌هایی افکنده‌ایم تا درنیابند و در گوش‌هایشان سنگینی‌یی (نهاده‌ایم) و اگر هر نشانه‌ای ببینند به آن ایمان نمی‌آورند تا آنجا که چون نزد تو آیند با تو چالش می‌ورزند؛ کافران می‌گویند این (چیزی) جز افسانه‌های پیشینیان نیست» سوره انعام، آیه ۲۵.</ref>.
#{{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلَا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئًا هُوَ أَعْلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِ كَفَى بِهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ}}<ref>«بلکه می‌گویند: او خود آن (قرآن) را بربافته است، بگو، اگر من آن را بربافته باشم، شما در برابر (خشم) خداوند برای من کاری نمی‌توانید کرد، او به آنچه در آن (به ناروا) سخن می‌رانید داناتر است، او میان من و شما گواه بس، و او آمرزنده بخشاینده است» سوره احقاف، آیه ۸.</ref>.
#{{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلَا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئًا هُوَ أَعْلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِ كَفَى بِهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ}}<ref>«بلکه می‌گویند: او خود آن (قرآن) را بربافته است، بگو، اگر من آن را بربافته باشم، شما در برابر (خشم) خداوند برای من کاری نمی‌توانید کرد، او به آنچه در آن (به ناروا) سخن می‌رانید داناتر است، او میان من و شما گواه بس، و او آمرزنده بخشاینده است» سوره احقاف، آیه ۸.</ref>.
#{{متن قرآن|يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ * وَآمِنُوا بِمَا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقًا لِمَا مَعَكُمْ وَلَا تَكُونُوا أَوَّلَ كَافِرٍ بِهِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا وَإِيَّايَ فَاتَّقُونِ}}<ref>«ای بنی اسرائیل! نعمت مرا که ارزانی شما داشتم به یاد آورید و به پیمان من وفا کنید تا به پیمان شما وفا کنم و تنها از من بهراسید * و به آنچه فرو فرستاده‌ام، که کتاب نزد شما را راست می‌شمارد، ایمان آورید و نخستین منکر آن نباشید و آیات مرا به بهای ناچیز نفروشید و تنها از من پروا کنید» سوره بقره، آیه ۴۰-۴۱.</ref> '''نکته''': {{متن قرآن|وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا}} آیاتی که مورد معامله قرار می‌گیرد [[شریعت]]، کتاب، [[معابد]]، [[شعائر]] و [[لباس]] [[دین]] است که باید [[خلق]] را به یاد [[خلق]] آورد و همه را در رشته خدایی [[دین]] با هم مربوط گرداند، و [[نفوس]] را [[تربیت]] کند و [[عقل‌ها]] را برانگیزد، این [[آیات]] است که چون در [[تصرف]] [[مردم]] دنیاپرست قرار گرفت در برابر [[مال]] و هوا فروخته می‌شود. [[ارزش]] این [[آیات]] به [[قدر]] [[ارزش]] [[نفوس]] [[آدمی]] است که از هر چه ارزنده‌تر است و به‌دست چنین مردمی چون کالای بی‌ارزش در رهگذر بازار دنیاپرستان گذارده می‌شود، چون [[آیین]] و [[آیات]] [[خداوند]] [[وسیله]] [[زندگی]] و به صورت کالا در آمد اثرش [[جهل]] و پراکندگی و [[ستم]] می‌گردد و خاصیت اصلی خود را از دست می‌دهد و برای مردمی موجب [[نفرت]] و رمیدگی می‌شود، در این معامله و در برابر هواها، هم [[دین]] و [[آیین]] [[پیمبران]] دگرگون می‌شود و [[مردم]] از آن برمی‌گردند، هم استعدادهای بشری زیان می‌بیند، هم [[ادراکات]] و معلومات [[فطری]] از میان می‌رود، باید هوشیار باشند که در برابر از دست دادن این سرمایه‌های [[معنوی]] هر چه به دست آرند اندک و ناچیز است، آن مردمی که گوهر [[آیات]] را در معرض معامله قرار می‌دهند [[مردم]] [[ناتوان]] و خود باخته در مقابل قدرتمندان و دنیاداران می‌باشند، و هر چه [[هراس]] از [[مردم]] [[دنیا]] را بیشتر به [[دل]] راه دهند از [[خدا]] و [[مؤاخذه]] او بیشتر [[غافل]] می‌گردند، و هر چه [[اندیشه]] از [[مؤاخذه]] [[خداوند]] بیشتر باشد [[ترس]] و خودباختگی در برابر مظاهر [[شهوات]] و [[قدرت]] [[دنیا]] کمتر می‌شود، به همین جهت در پایان به صورت [[حصر]] فرمود: {{متن قرآن|وَإِيَّايَ فَاتَّقُونِ}} معنای [[تقوی]] – چنان‌که گفته شد - اندیشناک بودن و [[پروا]] داشتن است. و با [[رهبت]] -[[رهبانیت]] - فرق دارد<ref>پرتوی از قرآن، ج۱، ص۱۴۱.</ref>.
#{{متن قرآن|يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ * وَآمِنُوا بِمَا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقًا لِمَا مَعَكُمْ وَلَا تَكُونُوا أَوَّلَ كَافِرٍ بِهِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا وَإِيَّايَ فَاتَّقُونِ}}<ref>«ای بنی اسرائیل! نعمت مرا که ارزانی شما داشتم به یاد آورید و به پیمان من وفا کنید تا به پیمان شما وفا کنم و تنها از من بهراسید * و به آنچه فرو فرستاده‌ام، که کتاب نزد شما را راست می‌شمارد، ایمان آورید و نخستین منکر آن نباشید و آیات مرا به بهای ناچیز نفروشید و تنها از من پروا کنید» سوره بقره، آیه ۴۰-۴۱.</ref> '''نکته''': {{متن قرآن|وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا}} آیاتی که مورد معامله قرار می‌گیرد [[شریعت]]، کتاب، [[معابد]]، [[شعائر]] و [[لباس]] [[دین]] است که باید [[خلق]] را به یاد [[خلق]] آورد و همه را در رشته خدایی [[دین]] با هم مربوط گرداند، و [[نفوس]] را [[تربیت]] کند و [[عقل‌ها]] را برانگیزد، این [[آیات]] است که چون در [[تصرف]] [[مردم]] دنیاپرست قرار گرفت در برابر [[مال]] و هوا فروخته می‌شود. [[ارزش]] این [[آیات]] به [[قدر]] [[ارزش]] [[نفوس]] [[آدمی]] است که از هر چه ارزنده‌تر است و به‌دست چنین مردمی چون کالای بی‌ارزش در رهگذر بازار دنیاپرستان گذارده می‌شود، چون [[آیین]] و [[آیات]] [[خداوند]] وسیله [[زندگی]] و به صورت کالا در آمد اثرش [[جهل]] و پراکندگی و [[ستم]] می‌گردد و خاصیت اصلی خود را از دست می‌دهد و برای مردمی موجب [[نفرت]] و رمیدگی می‌شود، در این معامله و در برابر هواها، هم [[دین]] و [[آیین]] [[پیمبران]] دگرگون می‌شود و [[مردم]] از آن برمی‌گردند، هم استعدادهای بشری زیان می‌بیند، هم [[ادراکات]] و معلومات [[فطری]] از میان می‌رود، باید هوشیار باشند که در برابر از دست دادن این سرمایه‌های [[معنوی]] هر چه به دست آرند اندک و ناچیز است، آن مردمی که گوهر [[آیات]] را در معرض معامله قرار می‌دهند [[مردم]] [[ناتوان]] و خود باخته در مقابل قدرتمندان و دنیاداران می‌باشند، و هر چه [[هراس]] از [[مردم]] [[دنیا]] را بیشتر به [[دل]] راه دهند از [[خدا]] و [[مؤاخذه]] او بیشتر [[غافل]] می‌گردند، و هر چه [[اندیشه]] از [[مؤاخذه]] [[خداوند]] بیشتر باشد [[ترس]] و خودباختگی در برابر مظاهر [[شهوات]] و [[قدرت]] [[دنیا]] کمتر می‌شود، به همین جهت در پایان به صورت [[حصر]] فرمود: {{متن قرآن|وَإِيَّايَ فَاتَّقُونِ}} معنای [[تقوی]] – چنان‌که گفته شد - اندیشناک بودن و [[پروا]] داشتن است. و با [[رهبت]] -[[رهبانیت]] - فرق دارد<ref>پرتوی از قرآن، ج۱، ص۱۴۱.</ref>.
#{{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ *وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا نُؤْمِنُ بِمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا وَيَكْفُرُونَ بِمَا وَرَاءَهُ وَهُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقًا لِمَا مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِيَاءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«و چون کتابی از سوی خداوند نزدشان آمد که آنچه را با خود داشتند، راست می‌شمرد؛ با آنکه پیش‌تر، (به مژده آمدن آن) در برابر کافران یاری می‌خواستند؛ همین که آنچه می‌شناختند نزدشان رسید، بدان کفر ورزیدند پس لعنت خداوند بر کافران باد * و چون به آنان گفته شود به آنچه خداوند (بر پیامبر اسلام) فرو فرستاده است؛ ایمان آورید؛ می‌گویند: ما به آنچه بر (پیامبر) خودمان فرو فرستاده شده است ایمان می‌آوریم؛ و جز آن را انکار می‌کنند با آنکه آن (قرآن)، راستین است و کتابی را که آنان دارند، راست می‌شمارد؛ (نیز) بگو، اگر ایمان دارید، چرا از این پیش، پیامبران خداوند را می‌کشتید؟» سوره بقره، آیه ۸۹ و ۹۱.</ref>.
#{{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ *وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا نُؤْمِنُ بِمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا وَيَكْفُرُونَ بِمَا وَرَاءَهُ وَهُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقًا لِمَا مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِيَاءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«و چون کتابی از سوی خداوند نزدشان آمد که آنچه را با خود داشتند، راست می‌شمرد؛ با آنکه پیش‌تر، (به مژده آمدن آن) در برابر کافران یاری می‌خواستند؛ همین که آنچه می‌شناختند نزدشان رسید، بدان کفر ورزیدند پس لعنت خداوند بر کافران باد * و چون به آنان گفته شود به آنچه خداوند (بر پیامبر اسلام) فرو فرستاده است؛ ایمان آورید؛ می‌گویند: ما به آنچه بر (پیامبر) خودمان فرو فرستاده شده است ایمان می‌آوریم؛ و جز آن را انکار می‌کنند با آنکه آن (قرآن)، راستین است و کتابی را که آنان دارند، راست می‌شمارد؛ (نیز) بگو، اگر ایمان دارید، چرا از این پیش، پیامبران خداوند را می‌کشتید؟» سوره بقره، آیه ۸۹ و ۹۱.</ref>.
#{{متن قرآن|أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ * أَوَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ وَأَنْ عَسَى أَنْ يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«آیا نیندیشیده‌اند (تا بدانند) که همنشین آنان به هیچ روی دیوانگی ندارد او جز بیم‌دهنده‌ای آشکار نیست * آیا در گستره آسمان‌ها و زمین و هر چیزی که خداوند آفریده است ننگریسته‌اند و در اینکه بسا اجلشان نزدیک شده باشد؛ بنابراین بعد از آن (قرآن) به کدام گفتار ایمان می‌آورند؟» سوره اعراف، آیه ۱۸۴-۱۸۵.</ref>.
#{{متن قرآن|أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ * أَوَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ وَأَنْ عَسَى أَنْ يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«آیا نیندیشیده‌اند (تا بدانند) که همنشین آنان به هیچ روی دیوانگی ندارد او جز بیم‌دهنده‌ای آشکار نیست * آیا در گستره آسمان‌ها و زمین و هر چیزی که خداوند آفریده است ننگریسته‌اند و در اینکه بسا اجلشان نزدیک شده باشد؛ بنابراین بعد از آن (قرآن) به کدام گفتار ایمان می‌آورند؟» سوره اعراف، آیه ۱۸۴-۱۸۵.</ref>.
خط ۲۳۶: خط ۲۳۶:
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِنْ تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْهَا وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! از چیزهایی مپرسید که چون برای شما آشکار گردانند به اندوهتان می‌افکند و اگر هنگامی که قرآن فرو فرستاده می‌شود از آنها بپرسید برای شما روشن می‌شود؛ خداوند از آن (پرسش)‌ها در گذشت؛ و خداوند آمرزنده‌ای بردبار است» سوره مائده، آیه ۱۰۱.</ref>.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِنْ تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْهَا وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! از چیزهایی مپرسید که چون برای شما آشکار گردانند به اندوهتان می‌افکند و اگر هنگامی که قرآن فرو فرستاده می‌شود از آنها بپرسید برای شما روشن می‌شود؛ خداوند از آن (پرسش)‌ها در گذشت؛ و خداوند آمرزنده‌ای بردبار است» سوره مائده، آیه ۱۰۱.</ref>.
#{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}}<ref>«بگو: ای اهل کتاب! تا تورات و انجیل و آنچه را از پروردگارتان به سوی شما فرو فرستاده شده است بر پا ندارید بر حق نیستید؛ و بی‌گمان آنچه از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان می‌افزاید پس بر گروه کافران اندوه مخور» سوره مائده، آیه ۶۸.</ref>.
#{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}}<ref>«بگو: ای اهل کتاب! تا تورات و انجیل و آنچه را از پروردگارتان به سوی شما فرو فرستاده شده است بر پا ندارید بر حق نیستید؛ و بی‌گمان آنچه از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان می‌افزاید پس بر گروه کافران اندوه مخور» سوره مائده، آیه ۶۸.</ref>.
#{{متن قرآن|وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآيَةٍ قَالُوا لَوْلَا اجْتَبَيْتَهَا قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَى إِلَيَّ مِنْ رَبِّي هَذَا بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«و چون برای آنان آیه‌ای (دلخواه آنان) نیاورده‌ای می‌گویند: چرا خود آیه‌ای برنگزیدی؟ بگو من تنها از آنچه از سوی پروردگارم به من وحی می‌شود پیروی می‌کنم؛ این (ها) بینش‌هایی است از سوی پروردگارتان و رهنمود و بخشایشی است برای مردمی که ایمان دارند» سوره اعراف، آیه ۲۰۳.</ref>. '''نکته''': [[خداوند]] بهانه‌جویی‌های جمعی از [[مشرکان]] و [[مخالفان]] [[دعوت]] را مطرح می‌کند و می‌گوید: هنگامی که آیه‌ای برای آنها نیاوری و در [[نزول وحی]] تأخیری افتد می‌گویند پس این [[آیات]] چه شد چرا از پیش خود آنها را تنظیم نمی‌کنی‌؟ مگر همه اینها [[وحی]] آسمانی است {{متن قرآن|وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآيَةٍ قَالُوا لَوْلَا اجْتَبَيْتَهَا}} اما به آنها بگو من تنها از آنچه به سویم [[وحی]] می‌شود [[پیروی]] می‌کنم، و جز آن‌چه [[خدا]] نازل می‌کند، چیزی نمی‌گویم {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَى إِلَيَّ مِنْ رَبِّي}} این [[قرآن]] و [[آیات]] نورانی‌اش [[وسیله]] [[بیداری]] و [[بینایی]] از طرف [[پروردگار]] است، که به هر [[انسان]] آماده‌ای دید و [[روشنایی]] و [[نور]] می‌دهد {{متن قرآن|هَذَا بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ}} و مایه [[هدایت]] و [[رحمت]] برای افراد با [[ایمان]] و آنها که در برابر [[حق]] تسلیمند می‌باشد {{متن قرآن|وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}} ضمناً از این [[آیه]] روشن می‌شود همه سخنان و [[کردار]] [[پیامبر]]{{صل}} از [[وحی]] آسمانی سرچشمه می‌گیرد و آنها که غیر از این می‌گویند، از [[قرآن]] بیگانه‌اند. و [[علامه طباطبایی]] مینویسد: {{متن قرآن|وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآيَةٍ قَالُوا لَوْلَا اجْتَبَيْتَهَا}} “اجتباء” از باب افتعال از “جبایه” و به معنای جمع‌آوری کردن است، و اینکه گفتند: “چرا جمع‌آوری نکردی آن را” [[کلامی]] است از ایشان که به منظور تهکم و سخریه گفته‌اند و معنایش به‌طوری که از سیاق بر می‌آید این است که: تو وقتی آیه‌های [[قرآن]] را برایشان بخوانی تکذیبت می‌کنند، و اگر آیه‌ای برایشان نبری و یا دیر کنی می‌گویند چرا نرفتی از این حرف‌هایی که اسمش را [[آیه]] گذاشته‌ای از این طرف و آن طرف جمع‌آوری کنی و برای ما بیاوری‌؟ {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَى إِلَيَّ مِنْ رَبِّي}} بگو: من از خود چیزی ندارم، تنها [[گوش به فرمان]] دستوراتی هستم که پروردگارم به من [[وحی]] می‌فرستد، {{متن قرآن|هَذَا بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ}} و این [[قرآن]] بصیرت‌هایی است از [[ناحیه]] [[پروردگار]] شما، او می‌خواهد شما را به [[وسیله]] آن [[بینا]] و روشن کند {{متن قرآن|وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۸، ص۴۹۹.</ref>.
#{{متن قرآن|وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآيَةٍ قَالُوا لَوْلَا اجْتَبَيْتَهَا قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَى إِلَيَّ مِنْ رَبِّي هَذَا بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«و چون برای آنان آیه‌ای (دلخواه آنان) نیاورده‌ای می‌گویند: چرا خود آیه‌ای برنگزیدی؟ بگو من تنها از آنچه از سوی پروردگارم به من وحی می‌شود پیروی می‌کنم؛ این (ها) بینش‌هایی است از سوی پروردگارتان و رهنمود و بخشایشی است برای مردمی که ایمان دارند» سوره اعراف، آیه ۲۰۳.</ref>. '''نکته''': [[خداوند]] بهانه‌جویی‌های جمعی از [[مشرکان]] و [[مخالفان]] [[دعوت]] را مطرح می‌کند و می‌گوید: هنگامی که آیه‌ای برای آنها نیاوری و در [[نزول وحی]] تأخیری افتد می‌گویند پس این [[آیات]] چه شد چرا از پیش خود آنها را تنظیم نمی‌کنی‌؟ مگر همه اینها [[وحی]] آسمانی است {{متن قرآن|وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآيَةٍ قَالُوا لَوْلَا اجْتَبَيْتَهَا}} اما به آنها بگو من تنها از آنچه به سویم [[وحی]] می‌شود [[پیروی]] می‌کنم، و جز آن‌چه [[خدا]] نازل می‌کند، چیزی نمی‌گویم {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَى إِلَيَّ مِنْ رَبِّي}} این [[قرآن]] و [[آیات]] نورانی‌اش وسیله [[بیداری]] و [[بینایی]] از طرف [[پروردگار]] است، که به هر [[انسان]] آماده‌ای دید و [[روشنایی]] و [[نور]] می‌دهد {{متن قرآن|هَذَا بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ}} و مایه [[هدایت]] و [[رحمت]] برای افراد با [[ایمان]] و آنها که در برابر [[حق]] تسلیمند می‌باشد {{متن قرآن|وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}} ضمناً از این [[آیه]] روشن می‌شود همه سخنان و [[کردار]] [[پیامبر]]{{صل}} از [[وحی]] آسمانی سرچشمه می‌گیرد و آنها که غیر از این می‌گویند، از [[قرآن]] بیگانه‌اند. و [[علامه طباطبایی]] مینویسد: {{متن قرآن|وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآيَةٍ قَالُوا لَوْلَا اجْتَبَيْتَهَا}} “اجتباء” از باب افتعال از “جبایه” و به معنای جمع‌آوری کردن است، و اینکه گفتند: “چرا جمع‌آوری نکردی آن را” [[کلامی]] است از ایشان که به منظور تهکم و سخریه گفته‌اند و معنایش به‌طوری که از سیاق بر می‌آید این است که: تو وقتی آیه‌های [[قرآن]] را برایشان بخوانی تکذیبت می‌کنند، و اگر آیه‌ای برایشان نبری و یا دیر کنی می‌گویند چرا نرفتی از این حرف‌هایی که اسمش را [[آیه]] گذاشته‌ای از این طرف و آن طرف جمع‌آوری کنی و برای ما بیاوری‌؟ {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَى إِلَيَّ مِنْ رَبِّي}} بگو: من از خود چیزی ندارم، تنها [[گوش به فرمان]] دستوراتی هستم که پروردگارم به من [[وحی]] می‌فرستد، {{متن قرآن|هَذَا بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ}} و این [[قرآن]] بصیرت‌هایی است از [[ناحیه]] [[پروردگار]] شما، او می‌خواهد شما را به وسیله آن [[بینا]] و روشن کند {{متن قرآن|وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۸، ص۴۹۹.</ref>.
#{{متن قرآن|أَوَلَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ يُتْلَى عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَرَحْمَةً وَذِكْرَى لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«و آیا همین برای آنان بسنده نیست که ما بر تو کتاب (آسمانی) را فرو فرستاده‌ایم که بر آنان خوانده می‌شود؟ به راستی در این (کار) بخشایش و یادکردی برای گروه مؤمنان است» سوره عنکبوت، آیه ۵۱.</ref>.
#{{متن قرآن|أَوَلَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ يُتْلَى عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَرَحْمَةً وَذِكْرَى لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«و آیا همین برای آنان بسنده نیست که ما بر تو کتاب (آسمانی) را فرو فرستاده‌ایم که بر آنان خوانده می‌شود؟ به راستی در این (کار) بخشایش و یادکردی برای گروه مؤمنان است» سوره عنکبوت، آیه ۵۱.</ref>.
#{{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ قُلْ سَأَتْلُو عَلَيْكُمْ مِنْهُ ذِكْرًا}}<ref>«و از تو درباره ذو القرنین می‌پرسند بگو: برایتان از او خبری را خواهم خواند» سوره کهف، آیه ۸۳.</ref>.
#{{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ قُلْ سَأَتْلُو عَلَيْكُمْ مِنْهُ ذِكْرًا}}<ref>«و از تو درباره ذو القرنین می‌پرسند بگو: برایتان از او خبری را خواهم خواند» سوره کهف، آیه ۸۳.</ref>.
۲۲۴٬۹۹۹

ویرایش