آزر در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'خروج' به 'خروج'
جز (جایگزینی متن - 'تحقیق' به 'تحقیق')
جز (جایگزینی متن - 'خروج' به 'خروج')
خط ۳۰: خط ۳۰:


==ریشه لغوی==
==ریشه لغوی==
بیش‌تر لغت شناسان چون ابن‌منظور،<ref>لسان‌العرب، ج ۱، ص ۱۳۲، «أزر».</ref> جوهری<ref>الصحاح، ج ۲، ص ۵۷۸، «آزر».</ref> و جوالیقی،<ref> المعرّب، ص ۲۱، «آزر».</ref> آزر را نامی غیر [[عربی]] می‌دانند. گروهی، اصل‌ آن‌ را عبری، <ref>الاتقان، ج ۱، ص ۲۹۱.</ref> و عدّه‌ای [[سریانی]]،<ref> ینابیع الاسلام، ج ۱، ص ۵۶.</ref> و جمعی‌ نیز فارسی <ref>قرطبی، ج ۷، ص ۱۶.</ref> می‌شمرند. جوهری، آزر را برگرفته از {{عربی|"آزَرَ فلانٌ فلاناً"}} به معنای مددکار می‌داند. وی را از آن رو آزر می‌گفتند که قومش را بر [[پرستش]] [[بت‌ها]] [[یاری]] می‌کرد.<ref>الصحاح، ج۲، ص ۵۷۸، «آزر»؛ قرطبی، ج۷، ص ۱۶.</ref> به نظر ابن‌فارس، آزر، مشتق از "اَزْر" به معنای [[قوّت]] است.<ref>مقاییس، ج ۱، ص ۱۰۲، «أزر»؛ قرطبی، ج ۷، ص ۱۶.</ref> برخی واژه پژوهان معاصر، کلمه آزر را معرّب "آزور" به معنای "کمر بسته به [[خدمت]]" و مشابه کلمه [[وزیر]] دانسته‌اند و از آنجا که او وزیر مورد [[اعتماد]] و گرداننده امور [[نمرود]] بود، آزر [[لقب]] گرفت.<ref>التحقیق، ج ۱، ص ۷۶، «آزر».</ref> برخی دیگر به استناد منابع کهن [[عهد عتیق]] که از سریانی به عربی برگردانده شده، آزر را "آثر" ضبط کرده و آن را همان آزر دانسته‌اند که [[ایرانیان]]، به صورت آذر به معنای [[آتش]] می‌نویسند.<ref>ینابیع‌الاسلام، ج ۱، ص ۵۶.</ref> در برابر قول مشهور که آزر نام شخصی است، برخی احتمال داده‌اند نام "[[بت]]"<ref>الکشّاف، ج ۲، ص ۳۹؛ قرطبی، ج ۷، ص ۱۶.</ref> یا برگرفته از "[[وزر]]" به معنای [[گناه]] باشد.<ref> قرطبی، ج ۷، ص ۱۷.</ref> برخی هم گفته‌اند: آزر "صفت" و به معنای "[[منحرف]] از [[حق]]" یا "[[سال‌خورده]]" است.<ref>قرطبی، ج ۷، ص ۱۶.</ref> [[نسب]] آزر در [[منابع اسلامی]] به این صورت آمده: [[آزر بن باعز بن ‌تاخور بن ‌ارغو بن ‌فالغ بن ‌شالخ بن ارفخشد بن‌ سام بن‌ نوح]]<ref> کشف‌الاسرار، ج ۸، ص ۲۸۵.</ref> که برگرفته از [[سفر]] [[تکوین]] [[عهد عتیق]] است.<ref>سفر تکوین، ۱۱: ۱۰ ـ ۳۲.</ref> از [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«و یاد کن که ابراهیم به پدرش  آزر گفت: آیا بت‌ها را به خدایی می‌گزینی؟ من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری می‌یابم» سوره انعام، آیه ۷۴.</ref> و نیز از آیاتی که از "[[اب]] [[ابراهیم]]" [[سخن]] رفته، استفاده می‌شود که وی [[بت‌ها]] و صورت‌های دارای نقش و نگار {{متن قرآن|إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ}}<ref>«هنگامی که به پدر  و قوم خویش، گفت: این تندیس‌ها چیست که شما به (خدمت) آنها ماندگارید؟» سوره انبیاء، آیه ۵۲.</ref> و موجودات بی‌جان و فاقد هرگونه [[شنوایی]] و [[بینایی]] {{متن قرآن|إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لَا يَسْمَعُ وَلَا يُبْصِرُ وَلَا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئًا}}<ref>«هنگامی که به پدر  خویش گفت: ای پدر!  چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه هیچ به کار تو می‌آید؟» سوره مریم، آیه ۴۲.</ref> را به همراه قومش می‌پرستید و [[راه]] [[گمراهی]] {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«و یاد کن که ابراهیم به پدرش  آزر گفت: آیا بت‌ها را به خدایی می‌گزینی؟ من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری می‌یابم» سوره انعام، آیه ۷۴.</ref> و [[پیروی]] از [[شیطان]] {{متن قرآن|يَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا}}<ref>«ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است» سوره مریم، آیه ۴۴.</ref> رامی‌پیمود و به ‌اعتکاف‌ و عبادت ‌در کنار بت‌های خود می‌پرداخت. {{متن قرآن|قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِينَ}}<ref>«گفتند: بت‌هایی را می‌پرستیم و در کنارشان (به خدمت) ماندگاریم» سوره شعراء، آیه ۷۱.</ref> او از روی [[نادانی]] در برابر هدایت‌های مشفقانه ابراهیم{{ع}} [[ایستادگی]] و از [[بت]] و [[بت‌پرستی]]، متعصّبانه [[دفاع]] می‌کرد تا جایی ‌که ابراهیم{{ع}} را به [[مجازات]] سنگ‌سار، [[تهدید]] نمود و به [[خروج]] از [[شهر]] [[فرمان]] داد. {{متن قرآن|قَالَ أَرَاغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يَا إِبْرَاهِيمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا}}<ref>«گفت: ای ابراهیم! آیا تو از خدایان من روی می‌گردانی؟ اگر دست نکشی تو را با سنگ خواهم راند و از من چند گاهی  دور شو» سوره مریم، آیه ۴۶.</ref> این موضوع، نشانه موقعیّت [[اجتماعی]] [[آزر]] در آن [[روزگار]] بود؛ چنان که بر پایه روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} آزر، [[وزیر]] و گرداننده دربار [[نمرود]] معرّفی شده است؛ هم‌چنین گفته‌اند: آزر [[سرپرستی]] امور بت‌خانه را از سوی نمرود به عهده داشت.<ref>البرهان، ج ۲، ص ۴۳۷.</ref> [[عمر]] آزر در برخی منابع، ۲۵۰ یا ۲۶۰ سال گزارش شده است<ref>اعلام القرآن، ص ۱۶.</ref>.<ref>[[علی اکبر ارجی|ارجی]] و [[علی خراسانی|خراسانی]]، [[آزر - ارجی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آزر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref>
بیش‌تر لغت شناسان چون ابن‌منظور،<ref>لسان‌العرب، ج ۱، ص ۱۳۲، «أزر».</ref> جوهری<ref>الصحاح، ج ۲، ص ۵۷۸، «آزر».</ref> و جوالیقی،<ref> المعرّب، ص ۲۱، «آزر».</ref> آزر را نامی غیر [[عربی]] می‌دانند. گروهی، اصل‌ آن‌ را عبری، <ref>الاتقان، ج ۱، ص ۲۹۱.</ref> و عدّه‌ای [[سریانی]]،<ref> ینابیع الاسلام، ج ۱، ص ۵۶.</ref> و جمعی‌ نیز فارسی <ref>قرطبی، ج ۷، ص ۱۶.</ref> می‌شمرند. جوهری، آزر را برگرفته از {{عربی|"آزَرَ فلانٌ فلاناً"}} به معنای مددکار می‌داند. وی را از آن رو آزر می‌گفتند که قومش را بر [[پرستش]] [[بت‌ها]] [[یاری]] می‌کرد.<ref>الصحاح، ج۲، ص ۵۷۸، «آزر»؛ قرطبی، ج۷، ص ۱۶.</ref> به نظر ابن‌فارس، آزر، مشتق از "اَزْر" به معنای [[قوّت]] است.<ref>مقاییس، ج ۱، ص ۱۰۲، «أزر»؛ قرطبی، ج ۷، ص ۱۶.</ref> برخی واژه پژوهان معاصر، کلمه آزر را معرّب "آزور" به معنای "کمر بسته به [[خدمت]]" و مشابه کلمه [[وزیر]] دانسته‌اند و از آنجا که او وزیر مورد [[اعتماد]] و گرداننده امور [[نمرود]] بود، آزر [[لقب]] گرفت.<ref>التحقیق، ج ۱، ص ۷۶، «آزر».</ref> برخی دیگر به استناد منابع کهن [[عهد عتیق]] که از سریانی به عربی برگردانده شده، آزر را "آثر" ضبط کرده و آن را همان آزر دانسته‌اند که [[ایرانیان]]، به صورت آذر به معنای [[آتش]] می‌نویسند.<ref>ینابیع‌الاسلام، ج ۱، ص ۵۶.</ref> در برابر قول مشهور که آزر نام شخصی است، برخی احتمال داده‌اند نام "[[بت]]"<ref>الکشّاف، ج ۲، ص ۳۹؛ قرطبی، ج ۷، ص ۱۶.</ref> یا برگرفته از "[[وزر]]" به معنای [[گناه]] باشد.<ref> قرطبی، ج ۷، ص ۱۷.</ref> برخی هم گفته‌اند: آزر "صفت" و به معنای "[[منحرف]] از [[حق]]" یا "[[سال‌خورده]]" است.<ref>قرطبی، ج ۷، ص ۱۶.</ref> [[نسب]] آزر در [[منابع اسلامی]] به این صورت آمده: [[آزر بن باعز بن ‌تاخور بن ‌ارغو بن ‌فالغ بن ‌شالخ بن ارفخشد بن‌ سام بن‌ نوح]]<ref> کشف‌الاسرار، ج ۸، ص ۲۸۵.</ref> که برگرفته از [[سفر]] [[تکوین]] [[عهد عتیق]] است.<ref>سفر تکوین، ۱۱: ۱۰ ـ ۳۲.</ref> از [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«و یاد کن که ابراهیم به پدرش  آزر گفت: آیا بت‌ها را به خدایی می‌گزینی؟ من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری می‌یابم» سوره انعام، آیه ۷۴.</ref> و نیز از آیاتی که از "[[اب]] [[ابراهیم]]" [[سخن]] رفته، استفاده می‌شود که وی [[بت‌ها]] و صورت‌های دارای نقش و نگار {{متن قرآن|إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ}}<ref>«هنگامی که به پدر  و قوم خویش، گفت: این تندیس‌ها چیست که شما به (خدمت) آنها ماندگارید؟» سوره انبیاء، آیه ۵۲.</ref> و موجودات بی‌جان و فاقد هرگونه [[شنوایی]] و [[بینایی]] {{متن قرآن|إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لَا يَسْمَعُ وَلَا يُبْصِرُ وَلَا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئًا}}<ref>«هنگامی که به پدر  خویش گفت: ای پدر!  چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه هیچ به کار تو می‌آید؟» سوره مریم، آیه ۴۲.</ref> را به همراه قومش می‌پرستید و [[راه]] [[گمراهی]] {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«و یاد کن که ابراهیم به پدرش  آزر گفت: آیا بت‌ها را به خدایی می‌گزینی؟ من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری می‌یابم» سوره انعام، آیه ۷۴.</ref> و [[پیروی]] از [[شیطان]] {{متن قرآن|يَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا}}<ref>«ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است» سوره مریم، آیه ۴۴.</ref> رامی‌پیمود و به ‌اعتکاف‌ و عبادت ‌در کنار بت‌های خود می‌پرداخت. {{متن قرآن|قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِينَ}}<ref>«گفتند: بت‌هایی را می‌پرستیم و در کنارشان (به خدمت) ماندگاریم» سوره شعراء، آیه ۷۱.</ref> او از روی [[نادانی]] در برابر هدایت‌های مشفقانه ابراهیم{{ع}} [[ایستادگی]] و از [[بت]] و [[بت‌پرستی]]، متعصّبانه [[دفاع]] می‌کرد تا جایی ‌که ابراهیم{{ع}} را به [[مجازات]] سنگ‌سار، [[تهدید]] نمود و به خروج از [[شهر]] [[فرمان]] داد. {{متن قرآن|قَالَ أَرَاغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يَا إِبْرَاهِيمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا}}<ref>«گفت: ای ابراهیم! آیا تو از خدایان من روی می‌گردانی؟ اگر دست نکشی تو را با سنگ خواهم راند و از من چند گاهی  دور شو» سوره مریم، آیه ۴۶.</ref> این موضوع، نشانه موقعیّت [[اجتماعی]] [[آزر]] در آن [[روزگار]] بود؛ چنان که بر پایه روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} آزر، [[وزیر]] و گرداننده دربار [[نمرود]] معرّفی شده است؛ هم‌چنین گفته‌اند: آزر [[سرپرستی]] امور بت‌خانه را از سوی نمرود به عهده داشت.<ref>البرهان، ج ۲، ص ۴۳۷.</ref> [[عمر]] آزر در برخی منابع، ۲۵۰ یا ۲۶۰ سال گزارش شده است<ref>اعلام القرآن، ص ۱۶.</ref>.<ref>[[علی اکبر ارجی|ارجی]] و [[علی خراسانی|خراسانی]]، [[آزر - ارجی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آزر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref>


==آیا آزر پدر [[ابراهیم]]{{ع}} بود؟==
==آیا آزر پدر [[ابراهیم]]{{ع}} بود؟==
خط ۵۲: خط ۵۲:
گویا اهتمام ابراهیم به [[ایمان]] آزر، او را بر آن داشت تا در [[کوشش]] هدایت‌گرانه خود تا مرز استغفار برای آزر پیش رود: {{متن قرآن|وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ}}<ref>«و از پدرم  درگذر که او از گمرهان است» سوره شعراء، آیه ۸۶.</ref> در اینجا این [[پرسش]] مطرح می‌شود که چرا ابراهیم برای آزر [[مشرک]] و بت‌پرست آمرزش‌ طلبید؛ در حالی‌ که در [[قرآن]] چنین آمده است: {{متن قرآن|مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ}}<ref>«پیامبر و مؤمنان نباید برای مشرکان پس از آنکه بر ایشان آشکار شد که آنان دوزخیند آمرزش بخواهند هر چند خویشاوند باشند» سوره توبه، آیه ۱۱۳.</ref> دانش‌وران [[اسلامی]] بر این امر اتّفاق نظر دارند: برای مشرکی که در حال [[شرک]] و [[کفر]] از [[دنیا]] رفته، [[طلب آمرزش]] جایز نیست؛ ولی در جواز [[استغفار]] برای [[مشرک]] زنده [[اختلاف]] نظر دارند. [[تفسیر]] عبارت {{متن قرآن|مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ}} در این اختلاف مؤثّر بوده است:
گویا اهتمام ابراهیم به [[ایمان]] آزر، او را بر آن داشت تا در [[کوشش]] هدایت‌گرانه خود تا مرز استغفار برای آزر پیش رود: {{متن قرآن|وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ}}<ref>«و از پدرم  درگذر که او از گمرهان است» سوره شعراء، آیه ۸۶.</ref> در اینجا این [[پرسش]] مطرح می‌شود که چرا ابراهیم برای آزر [[مشرک]] و بت‌پرست آمرزش‌ طلبید؛ در حالی‌ که در [[قرآن]] چنین آمده است: {{متن قرآن|مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ}}<ref>«پیامبر و مؤمنان نباید برای مشرکان پس از آنکه بر ایشان آشکار شد که آنان دوزخیند آمرزش بخواهند هر چند خویشاوند باشند» سوره توبه، آیه ۱۱۳.</ref> دانش‌وران [[اسلامی]] بر این امر اتّفاق نظر دارند: برای مشرکی که در حال [[شرک]] و [[کفر]] از [[دنیا]] رفته، [[طلب آمرزش]] جایز نیست؛ ولی در جواز [[استغفار]] برای [[مشرک]] زنده [[اختلاف]] نظر دارند. [[تفسیر]] عبارت {{متن قرآن|مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ}} در این اختلاف مؤثّر بوده است:


الف. گروهی با استناد به عبارت یاد شده، [[استغفار]] برای [[مشرکان]] را تا زمانی که زنده‌اند، جایز دانسته‌اند؛ زیرا جهنّمی بودن مشرک تا پیش از [[مرگ]] روشن نیست؛ چون تا زمانی که زنده است می‌تواند از شرک دست بردارد و در [[مسیر حق]] قرار گیرد؛ بنابراین می‌توان برای او آمرزش خواست و [[ابراهیم]] تا زمانی که [[آزر]] زنده بود، برایش استغفار می‌کرد؛ ولی وقتی بر شرک و [[بت‌پرستی]] مُرد و جهنّمی بودن او آشکار شد، از او بی‌زاری جست؛ همان‌گونه که در [[آیه]] بعد آمده است: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش  جز بنا به وعده‌ای نبود که به وی داده بود و چون بر او آشکار گشت که وی دشمن خداوند است از وی دوری جست؛ بی‌گمان ابراهیم دردمندی بردبار بود» سوره توبه، آیه ۱۱۴.</ref> [[مؤیّد]] این [[رأی]]، گفته ابن‌عبّاس است که ابراهیم، پیوسته برای آزر استغفار می‌کرد تا او مُرد و چون در حال شرک از دنیا رفت، بر [[حضرت]] آشکار شد که او دشمن خدا است و آن وقت از او بی‌زاری جست.<ref>جامع‌البیان، مج ۷، ج ۱۱، ص ۶۲.</ref> [[مجاهد]]، [[قتاده]] و ضحّاک نیز می‌گویند: با مرگ آزر در حال شرک، بر ابراهیم آشکار شد که او دشمن خدا است.<ref>جامع‌البیان، مج ۷، ج ۱۱، ص ۶۳.</ref> برخی از اینکه موضوع استغفار ابراهیم در آیه {{متن قرآن|وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ}}<ref>«و از پدرم  درگذر که او از گمرهان است» سوره شعراء، آیه ۸۶.</ref> پس از [[گفت‌وگو]] با [[بت‌پرستان]] طرح شده، نتیجه گرفته‌اند که استغفارِ [[حضرت]]، پیش از [[خروج]] از [[بابل]] و در [[زمان]] [[حیات]] [[آزر]] بوده است؛ ازاین‌رو، احتمالِ استغفارِ پس از [[مرگ]] یا پس از خروج از بابل را نمی‌پذیرند.<ref>قاموس قرآن، ج ۱، ص ۷۳.</ref> [[بیضاوی]]، در ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ}}<ref>«پیامبر و مؤمنان نباید برای مشرکان پس از آنکه بر ایشان آشکار شد که آنان دوزخیند آمرزش بخواهند هر چند خویشاوند باشند» سوره توبه، آیه ۱۱۳.</ref> می‌گوید: جهنّمی بودن افراد فقط در صورت مردنشان به حال [[کفر]] آشکار می‌شود. وی آیه را [[دلیل]] بر جواز [[استغفار]] برای [[مشرکان]] در حال حیات دانسته و این استغفار را به [[طلب]] [[توفیق]] در [[ایمان]] معنا کرده است.<ref>بیضاوی، ج ۳، ص ۱۷۶.</ref> [[آلوسی]] نیز آشکار شدن جهنّمی بودن را در صورتی می‌داند که [[کافر]] بر کفر بمیرد و یا جهنّمی بودن او از [[طریق وحی]] آشکار شود؛ از این رو، وی این آیه را دلیل جواز و صحّت استغفار برای مشرکان زنده می‌شمرد.<ref> روح‌المعانی، مج ۱۵، ج ۲۸، ص ۱۰۵ و ۱۰۶.</ref> برخی [[مفسّران]] معاصر نیز {{متن قرآن|تَبَيَّنَ}} را به مرگ یا اعلام [[خداوند]] [[تفسیر]] نموده‌اند و نتیجه می‌گیرند که استغفار برای [[مشرک]] جایز است؛ چه رسد برای کسی که در حال جست و جو و بررسی [[حقیقت]] است و یا کسی که با [[وعده]] استغفار به [[حق]] [[گرایش]] می‌یابد. [[ابراهیم]] نیز از گفته آزر {{متن قرآن|وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا}}<ref>« از من چند گاهی  دور شو» سوره مریم، آیه ۴۶.</ref> استفاده کرده بود که آزر در این مدّت، قصد تحقیق و تفحّص از حق را دارد؛ از این رو به او وعده استغفار داد: {{متن قرآن|سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي}}<ref>« از پروردگارم برای تو آمرزش خواهم خواست» سوره مریم، آیه ۴۷.</ref>.<ref>الفرقان، ج ۱۰ و ۱۱، ص ۳۲۰ و ۳۲۱.</ref> آلوسی، در پاسخ کسانی که استغفار برای مشرک را جایز نمی‌دانند، می‌گوید: [[استغفار]] اگر [[حرام]] باشد، با وعده برطرف نمی‌شود.<ref>روح‌المعانی، مج ۱۵، ج ۲۸، ص ۱۰۵.</ref>
الف. گروهی با استناد به عبارت یاد شده، [[استغفار]] برای [[مشرکان]] را تا زمانی که زنده‌اند، جایز دانسته‌اند؛ زیرا جهنّمی بودن مشرک تا پیش از [[مرگ]] روشن نیست؛ چون تا زمانی که زنده است می‌تواند از شرک دست بردارد و در [[مسیر حق]] قرار گیرد؛ بنابراین می‌توان برای او آمرزش خواست و [[ابراهیم]] تا زمانی که [[آزر]] زنده بود، برایش استغفار می‌کرد؛ ولی وقتی بر شرک و [[بت‌پرستی]] مُرد و جهنّمی بودن او آشکار شد، از او بی‌زاری جست؛ همان‌گونه که در [[آیه]] بعد آمده است: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش  جز بنا به وعده‌ای نبود که به وی داده بود و چون بر او آشکار گشت که وی دشمن خداوند است از وی دوری جست؛ بی‌گمان ابراهیم دردمندی بردبار بود» سوره توبه، آیه ۱۱۴.</ref> [[مؤیّد]] این [[رأی]]، گفته ابن‌عبّاس است که ابراهیم، پیوسته برای آزر استغفار می‌کرد تا او مُرد و چون در حال شرک از دنیا رفت، بر [[حضرت]] آشکار شد که او دشمن خدا است و آن وقت از او بی‌زاری جست.<ref>جامع‌البیان، مج ۷، ج ۱۱، ص ۶۲.</ref> [[مجاهد]]، [[قتاده]] و ضحّاک نیز می‌گویند: با مرگ آزر در حال شرک، بر ابراهیم آشکار شد که او دشمن خدا است.<ref>جامع‌البیان، مج ۷، ج ۱۱، ص ۶۳.</ref> برخی از اینکه موضوع استغفار ابراهیم در آیه {{متن قرآن|وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ}}<ref>«و از پدرم  درگذر که او از گمرهان است» سوره شعراء، آیه ۸۶.</ref> پس از [[گفت‌وگو]] با [[بت‌پرستان]] طرح شده، نتیجه گرفته‌اند که استغفارِ [[حضرت]]، پیش از خروج از [[بابل]] و در [[زمان]] [[حیات]] [[آزر]] بوده است؛ ازاین‌رو، احتمالِ استغفارِ پس از [[مرگ]] یا پس از خروج از بابل را نمی‌پذیرند.<ref>قاموس قرآن، ج ۱، ص ۷۳.</ref> [[بیضاوی]]، در ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ}}<ref>«پیامبر و مؤمنان نباید برای مشرکان پس از آنکه بر ایشان آشکار شد که آنان دوزخیند آمرزش بخواهند هر چند خویشاوند باشند» سوره توبه، آیه ۱۱۳.</ref> می‌گوید: جهنّمی بودن افراد فقط در صورت مردنشان به حال [[کفر]] آشکار می‌شود. وی آیه را [[دلیل]] بر جواز [[استغفار]] برای [[مشرکان]] در حال حیات دانسته و این استغفار را به [[طلب]] [[توفیق]] در [[ایمان]] معنا کرده است.<ref>بیضاوی، ج ۳، ص ۱۷۶.</ref> [[آلوسی]] نیز آشکار شدن جهنّمی بودن را در صورتی می‌داند که [[کافر]] بر کفر بمیرد و یا جهنّمی بودن او از [[طریق وحی]] آشکار شود؛ از این رو، وی این آیه را دلیل جواز و صحّت استغفار برای مشرکان زنده می‌شمرد.<ref> روح‌المعانی، مج ۱۵، ج ۲۸، ص ۱۰۵ و ۱۰۶.</ref> برخی [[مفسّران]] معاصر نیز {{متن قرآن|تَبَيَّنَ}} را به مرگ یا اعلام [[خداوند]] [[تفسیر]] نموده‌اند و نتیجه می‌گیرند که استغفار برای [[مشرک]] جایز است؛ چه رسد برای کسی که در حال جست و جو و بررسی [[حقیقت]] است و یا کسی که با [[وعده]] استغفار به [[حق]] [[گرایش]] می‌یابد. [[ابراهیم]] نیز از گفته آزر {{متن قرآن|وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا}}<ref>« از من چند گاهی  دور شو» سوره مریم، آیه ۴۶.</ref> استفاده کرده بود که آزر در این مدّت، قصد تحقیق و تفحّص از حق را دارد؛ از این رو به او وعده استغفار داد: {{متن قرآن|سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي}}<ref>« از پروردگارم برای تو آمرزش خواهم خواست» سوره مریم، آیه ۴۷.</ref>.<ref>الفرقان، ج ۱۰ و ۱۱، ص ۳۲۰ و ۳۲۱.</ref> آلوسی، در پاسخ کسانی که استغفار برای مشرک را جایز نمی‌دانند، می‌گوید: [[استغفار]] اگر [[حرام]] باشد، با وعده برطرف نمی‌شود.<ref>روح‌المعانی، مج ۱۵، ج ۲۸، ص ۱۰۵.</ref>


ب. بیش‌تر مفسّران، با استناد به آیه {{متن قرآن|مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ}}<ref>«پیامبر و مؤمنان نباید برای مشرکان پس از آنکه بر ایشان آشکار شد که آنان دوزخیند آمرزش بخواهند هر چند خویشاوند باشند» سوره توبه، آیه ۱۱۳.</ref> استغفار برای مشرکانِ زنده را جایز ندانسته و تبیّنِ دوزخی بودن [[کافران]] را به اظهار کفر و [[شرک]] و [[اصرار]] بر آن می‌دانند؛ از این رو، درصدد توجیه [[استغفار]] [[ابراهیم]] برای [[آزر]] [[مشرک]] برآمده‌اند.  
ب. بیش‌تر مفسّران، با استناد به آیه {{متن قرآن|مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ}}<ref>«پیامبر و مؤمنان نباید برای مشرکان پس از آنکه بر ایشان آشکار شد که آنان دوزخیند آمرزش بخواهند هر چند خویشاوند باشند» سوره توبه، آیه ۱۱۳.</ref> استغفار برای مشرکانِ زنده را جایز ندانسته و تبیّنِ دوزخی بودن [[کافران]] را به اظهار کفر و [[شرک]] و [[اصرار]] بر آن می‌دانند؛ از این رو، درصدد توجیه [[استغفار]] [[ابراهیم]] برای [[آزر]] [[مشرک]] برآمده‌اند.  
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش