تشخیص ولی فقیه: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'تکیه' به 'تکیه'
جز (جایگزینی متن - 'تحقیق' به 'تحقیق')
جز (جایگزینی متن - 'تکیه' به 'تکیه')
خط ۱۳: خط ۱۳:
اما قبل از آن باید به این نکته توجه نمود که رهبری در نظام ولایت فقیه تشخیص داده می‌شود، نه اینکه تعیین شود؛ چون در تعیین رهبری، نتیجه کار، محصول [[اراده]] و خواست [[مردم]] و به معنی گماردن [[رهبر]] به این [[منصب]] است؛ اما [[واقعیت]] امر این است که مردم تلاش می‌کنند تا شخصی را که در میان واجدین شرایط حائز بالاترین [[درجه]] [[شایستگی‌ها]] برای [[تصدی]] رهبری است، تشخیص داده و [[کشف]] نمایند؛ بنابراین در اینجا نتیجه کار، محصول [[اراده تشریعی]] [[شارع]] و اراده فاعلی مردم در تشخیص مورد واجد شرایط می‌باشد.<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۲۹۵.</ref>
اما قبل از آن باید به این نکته توجه نمود که رهبری در نظام ولایت فقیه تشخیص داده می‌شود، نه اینکه تعیین شود؛ چون در تعیین رهبری، نتیجه کار، محصول [[اراده]] و خواست [[مردم]] و به معنی گماردن [[رهبر]] به این [[منصب]] است؛ اما [[واقعیت]] امر این است که مردم تلاش می‌کنند تا شخصی را که در میان واجدین شرایط حائز بالاترین [[درجه]] [[شایستگی‌ها]] برای [[تصدی]] رهبری است، تشخیص داده و [[کشف]] نمایند؛ بنابراین در اینجا نتیجه کار، محصول [[اراده تشریعی]] [[شارع]] و اراده فاعلی مردم در تشخیص مورد واجد شرایط می‌باشد.<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۲۹۵.</ref>
==تشخیص رهبری==
==تشخیص رهبری==
بعضی از [[امور اجتماعی]] [[ساده]] و معمولی هستند؛ به طوری که که [[تصمیم‌گیری]] در مورد آن، [[دشواری]] چندانی ندارد و با محاسبات عاقلانه معمولی، درباره آن، اظهارنظر نموده و تصمیم‌گیری کنند عموم مردم می‌توانند و از آنجا که این امور، مسائلی همه [[فهم]] و عرفی‌اند، همه افراد جامعه می‌توانند با [[تکیه]] بر اطلاعات و دانسته‌های فردی و یا از [[راه]] مطالعه، فحص و تحقیق، نسبت به موضوع [[آگاهی]] یافته، در هنگام تصمیم‌گیری، گزینه مناسب را [[انتخاب]] کنند؛ اما گاه اموری هستند که پیچیده و غامض‌اند و به عنوان مسائل “خاص و تخصصی” از ظرایف و دقایق ویژه‌ای برخوردارند که اکثر قریب به اتفاق افراد جامعه نسبت به آنها آشنایی ندارند و نیز از طریق معمول، آگاهی نسبت به آن امور برای آنها مقدور و ممکن نیست و تنها عده‌ای معدود و خاص [[قادر]] به [[شناخت]] این دسته از امور تخصصی هستند.
بعضی از [[امور اجتماعی]] [[ساده]] و معمولی هستند؛ به طوری که که [[تصمیم‌گیری]] در مورد آن، [[دشواری]] چندانی ندارد و با محاسبات عاقلانه معمولی، درباره آن، اظهارنظر نموده و تصمیم‌گیری کنند عموم مردم می‌توانند و از آنجا که این امور، مسائلی همه [[فهم]] و عرفی‌اند، همه افراد جامعه می‌توانند با تکیه بر اطلاعات و دانسته‌های فردی و یا از [[راه]] مطالعه، فحص و تحقیق، نسبت به موضوع [[آگاهی]] یافته، در هنگام تصمیم‌گیری، گزینه مناسب را [[انتخاب]] کنند؛ اما گاه اموری هستند که پیچیده و غامض‌اند و به عنوان مسائل “خاص و تخصصی” از ظرایف و دقایق ویژه‌ای برخوردارند که اکثر قریب به اتفاق افراد جامعه نسبت به آنها آشنایی ندارند و نیز از طریق معمول، آگاهی نسبت به آن امور برای آنها مقدور و ممکن نیست و تنها عده‌ای معدود و خاص [[قادر]] به [[شناخت]] این دسته از امور تخصصی هستند.
اظهار نظر عموم که فاقد شناخت و [[معرفت]] نسبت به امور تخصصی هستند، خلاف [[حکم عقل]] و ناقض [[مصالح اجتماعی]] است، این عمل همانند آن است که برای پیدا کردن و مراجعه به جراح مغز متبحّر، از فردی عامی که هیچ‌گونه سر رشته‌ای از پزشکی و پزشکان متخصص ندارد، [[مشورت]] و [[راهنمایی]] بخواهیم؛ چنانکه در عمل پزشکی، خسارت محتمل [[جان]] یک [[انسان]] و در [[امور اجتماعی]] ممکن است، [[انتخاب]] [[نادرست]] به خساراتی بیانجامد که از حدّ [[تصور]] خارج است؛ بنابراین لازم است در امور تخصصی کلان [[اجتماعی]] نیز متخصصین یا کارشناسان مربوطه، [[قضاوت]] نمایند.
اظهار نظر عموم که فاقد شناخت و [[معرفت]] نسبت به امور تخصصی هستند، خلاف [[حکم عقل]] و ناقض [[مصالح اجتماعی]] است، این عمل همانند آن است که برای پیدا کردن و مراجعه به جراح مغز متبحّر، از فردی عامی که هیچ‌گونه سر رشته‌ای از پزشکی و پزشکان متخصص ندارد، [[مشورت]] و [[راهنمایی]] بخواهیم؛ چنانکه در عمل پزشکی، خسارت محتمل [[جان]] یک [[انسان]] و در [[امور اجتماعی]] ممکن است، [[انتخاب]] [[نادرست]] به خساراتی بیانجامد که از حدّ [[تصور]] خارج است؛ بنابراین لازم است در امور تخصصی کلان [[اجتماعی]] نیز متخصصین یا کارشناسان مربوطه، [[قضاوت]] نمایند.


خط ۳۱: خط ۳۱:
عموم مردم نیز که به دنبال [[زندگی]] سعادتمندانه و سرشار از [[راستی]] و [[نیکی]] در پرتو [[اطاعت]] از ولی‌فقیه [[عادل]] هستند وقتی خبرگان را [[مأمور]] شناسایی و معرفی رهبر واجد شرایط می‌کنند، در [[حقیقت]] حجیت [[پیروی]] از رهبر را به خبرگان مرتبط می‌دانند.
عموم مردم نیز که به دنبال [[زندگی]] سعادتمندانه و سرشار از [[راستی]] و [[نیکی]] در پرتو [[اطاعت]] از ولی‌فقیه [[عادل]] هستند وقتی خبرگان را [[مأمور]] شناسایی و معرفی رهبر واجد شرایط می‌کنند، در [[حقیقت]] حجیت [[پیروی]] از رهبر را به خبرگان مرتبط می‌دانند.
علاوه بر فقاهت، تشخیص ملاک‌های [[عدالت]] و تقوای رهبری را نیز باید [[مجتهد]] و [[اسلام‌شناس]] که ملاک‌های اجتهاد، عدالت و [[تقوا]] را می‌شناسد، تشخیص دهد؛ زیرا این ملاک‌ها از [[دین]] به دست می‌آید و تنها عالمی که در حدّ اجتهاد، توان [[استنباط]] مفاهیم [[دینی]] را داشته باشد، می‌تواند به آنها دست یابد.
علاوه بر فقاهت، تشخیص ملاک‌های [[عدالت]] و تقوای رهبری را نیز باید [[مجتهد]] و [[اسلام‌شناس]] که ملاک‌های اجتهاد، عدالت و [[تقوا]] را می‌شناسد، تشخیص دهد؛ زیرا این ملاک‌ها از [[دین]] به دست می‌آید و تنها عالمی که در حدّ اجتهاد، توان [[استنباط]] مفاهیم [[دینی]] را داشته باشد، می‌تواند به آنها دست یابد.
[[مدیریت]] و [[تدبیر]] رهبری نیز مسائلی نیستند که با [[قواعد]] [[علم]] مدیریت و [[علوم سیاسی]] رایج به [[راحتی]] قابل ارزیابی باشند؛ چون رهبری، [[نظام]] را بر [[اساس اسلام]] و با اهداف و [[ارزش‌های الهی]] برگرفته از [[متون دینی]]، [[هدایت]] و رهبری می‌کند و باید نحوه مدیریت و [[سیاست]] او، در مقایسه با ارزش‌های [[اسلامی]] و قواعد و معیارهای مکتبی سنجیده شود؛ بنابراین تشخیص متخصصین فعلی [[علوم]] مدیریت و سیاست، به [[دلیل]] ناهماهنگی برخی پیش‌فرض‌های این علوم با [[ارزش‌های مکتبی]] و [[تکیه]] این [[دانش‌ها]] بر پاره‌ای از باورهای ناصحیح و احیاناً غیر اسلامی، آنها نمی‌توانند [[حجیت شرعی]] وجود یا عدم این ملاک‌ها را در مورد [[مقام ولایت]] [[فقیه]] تمام کنند؛ همچنین نمی‌توان ویژگی‌های [[رهبری]] را تفکیک نمود و هر کدام از ویژگی‌ها را گروهی از خبرگان تشخیص دهند مثلاً: عده‌ای [[اجتهاد]]، [[عدالت]] و تقوای رهبری و عده‌ای دیگر [[مدیریت]] و [[تدبیر]] او را ارزیابی کنند؛ در نتیجه باید خبرگان تشخیص رهبری، علاوه بر اجتهاد، سایر توانایی‌های تشخیص رهبری را نیز، اعم از [[بینش سیاسی]] - [[اجتماعی]]، [[تقوا]] و عدالت، آشنایی با مبانی اداره و تدبیر [[نظام اسلامی]] را، دارا باشند تا با [[بهترین]] وضعیت، یعنی شکل‌گیری خبرگان و [[انتخاب]] آنها، فردی که صلاحیت و [[شایستگی]] رهبری را داشته باشد، زمام امور را به دست گیرد.
[[مدیریت]] و [[تدبیر]] رهبری نیز مسائلی نیستند که با [[قواعد]] [[علم]] مدیریت و [[علوم سیاسی]] رایج به [[راحتی]] قابل ارزیابی باشند؛ چون رهبری، [[نظام]] را بر [[اساس اسلام]] و با اهداف و [[ارزش‌های الهی]] برگرفته از [[متون دینی]]، [[هدایت]] و رهبری می‌کند و باید نحوه مدیریت و [[سیاست]] او، در مقایسه با ارزش‌های [[اسلامی]] و قواعد و معیارهای مکتبی سنجیده شود؛ بنابراین تشخیص متخصصین فعلی [[علوم]] مدیریت و سیاست، به [[دلیل]] ناهماهنگی برخی پیش‌فرض‌های این علوم با [[ارزش‌های مکتبی]] و تکیه این [[دانش‌ها]] بر پاره‌ای از باورهای ناصحیح و احیاناً غیر اسلامی، آنها نمی‌توانند [[حجیت شرعی]] وجود یا عدم این ملاک‌ها را در مورد [[مقام ولایت]] [[فقیه]] تمام کنند؛ همچنین نمی‌توان ویژگی‌های [[رهبری]] را تفکیک نمود و هر کدام از ویژگی‌ها را گروهی از خبرگان تشخیص دهند مثلاً: عده‌ای [[اجتهاد]]، [[عدالت]] و تقوای رهبری و عده‌ای دیگر [[مدیریت]] و [[تدبیر]] او را ارزیابی کنند؛ در نتیجه باید خبرگان تشخیص رهبری، علاوه بر اجتهاد، سایر توانایی‌های تشخیص رهبری را نیز، اعم از [[بینش سیاسی]] - [[اجتماعی]]، [[تقوا]] و عدالت، آشنایی با مبانی اداره و تدبیر [[نظام اسلامی]] را، دارا باشند تا با [[بهترین]] وضعیت، یعنی شکل‌گیری خبرگان و [[انتخاب]] آنها، فردی که صلاحیت و [[شایستگی]] رهبری را داشته باشد، زمام امور را به دست گیرد.


به این ترتیب تشخیص رهبری در [[نظام]] [[ولایت فقیه]] با [[انتخابات]] دو درجه‌ای یا انتخاب غیرمستقیم انجام می‌گیرد. چنین پدیده یا نوع [[گزینش]]، امر جدید و نامتعارفی نیست؛ بلکه هم، دارای سابقه طولانی است و هم موضوعی متعارف به حساب می‌آید؛ زیرا:
به این ترتیب تشخیص رهبری در [[نظام]] [[ولایت فقیه]] با [[انتخابات]] دو درجه‌ای یا انتخاب غیرمستقیم انجام می‌گیرد. چنین پدیده یا نوع [[گزینش]]، امر جدید و نامتعارفی نیست؛ بلکه هم، دارای سابقه طولانی است و هم موضوعی متعارف به حساب می‌آید؛ زیرا:
۲۲۴٬۹۰۲

ویرایش