پرش به محتوا

تشخیص رهبر نظام اسلامی چگونه صورت می‌گیرد؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'تکیه' به 'تکیه'
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{پرسش غیرنهایی}} {{جعبه اطلاعات پرسش | موضوع اصلی = فقه سیاسی (پرسش)|بانک ج...» ایجاد کرد)
 
جز (جایگزینی متن - 'تکیه' به 'تکیه')
خط ۲۹: خط ۲۹:
::::::عموم مردم نیز که به دنبال [[زندگی]] سعادتمندانه و سرشار از [[راستی]] و [[نیکی]] در پرتو [[اطاعت]] از ولی‌فقیه [[عادل]] هستند وقتی خبرگان را [[مأمور]] شناسایی و معرفی رهبر واجد شرایط می‌کنند، در [[حقیقت]] حجیت [[پیروی]] از رهبر را به خبرگان مرتبط می‌دانند.
::::::عموم مردم نیز که به دنبال [[زندگی]] سعادتمندانه و سرشار از [[راستی]] و [[نیکی]] در پرتو [[اطاعت]] از ولی‌فقیه [[عادل]] هستند وقتی خبرگان را [[مأمور]] شناسایی و معرفی رهبر واجد شرایط می‌کنند، در [[حقیقت]] حجیت [[پیروی]] از رهبر را به خبرگان مرتبط می‌دانند.
::::::علاوه بر فقاهت، تشخیص ملاک‌های [[عدالت]] و تقوای رهبری را نیز باید [[مجتهد]] و [[اسلام‌شناس]] که ملاک‌های اجتهاد، عدالت و [[تقوا]] را می‌شناسد، تشخیص دهد؛ زیرا این ملاک‌ها از [[دین]] به دست می‌آید و تنها عالمی که در حدّ اجتهاد، توان [[استنباط]] مفاهیم [[دینی]] را داشته باشد، می‌تواند به آنها دست یابد.
::::::علاوه بر فقاهت، تشخیص ملاک‌های [[عدالت]] و تقوای رهبری را نیز باید [[مجتهد]] و [[اسلام‌شناس]] که ملاک‌های اجتهاد، عدالت و [[تقوا]] را می‌شناسد، تشخیص دهد؛ زیرا این ملاک‌ها از [[دین]] به دست می‌آید و تنها عالمی که در حدّ اجتهاد، توان [[استنباط]] مفاهیم [[دینی]] را داشته باشد، می‌تواند به آنها دست یابد.
::::::[[مدیریت]] و [[تدبیر]] رهبری نیز مسائلی نیستند که با [[قواعد]] [[علم]] مدیریت و [[علوم سیاسی]] رایج به [[راحتی]] قابل ارزیابی باشند؛ چون رهبری، [[نظام]] را بر [[اساس اسلام]] و با اهداف و [[ارزش‌های الهی]] برگرفته از [[متون دینی]]، [[هدایت]] و رهبری می‌کند و باید نحوه مدیریت و [[سیاست]] او، در مقایسه با ارزش‌های [[اسلامی]] و قواعد و معیارهای مکتبی سنجیده شود؛ بنابراین تشخیص متخصصین فعلی [[علوم]] مدیریت و سیاست، به [[دلیل]] ناهماهنگی برخی پیش‌فرض‌های این علوم با [[ارزش‌های مکتبی]] و [[تکیه]] این [[دانش‌ها]] بر پاره‌ای از باورهای ناصحیح و احیاناً غیر اسلامی، آنها نمی‌توانند [[حجیت شرعی]] وجود یا عدم این ملاک‌ها را در مورد [[مقام ولایت]] [[فقیه]] تمام کنند؛ همچنین نمی‌توان ویژگی‌های [[رهبری]] را تفکیک نمود و هر کدام از ویژگی‌ها را گروهی از خبرگان تشخیص دهند مثلاً: عده‌ای [[اجتهاد]]، [[عدالت]] و تقوای رهبری و عده‌ای دیگر [[مدیریت]] و [[تدبیر]] او را ارزیابی کنند؛ در نتیجه باید خبرگان تشخیص رهبری، علاوه بر اجتهاد، سایر توانایی‌های تشخیص رهبری را نیز، اعم از [[بینش سیاسی]] - [[اجتماعی]]، [[تقوا]] و عدالت، آشنایی با مبانی اداره و تدبیر [[نظام اسلامی]] را، دارا باشند تا با [[بهترین]] وضعیت، یعنی شکل‌گیری خبرگان و [[انتخاب]] آنها، فردی که صلاحیت و [[شایستگی]] رهبری را داشته باشد، زمام امور را به دست گیرد.
::::::[[مدیریت]] و [[تدبیر]] رهبری نیز مسائلی نیستند که با [[قواعد]] [[علم]] مدیریت و [[علوم سیاسی]] رایج به [[راحتی]] قابل ارزیابی باشند؛ چون رهبری، [[نظام]] را بر [[اساس اسلام]] و با اهداف و [[ارزش‌های الهی]] برگرفته از [[متون دینی]]، [[هدایت]] و رهبری می‌کند و باید نحوه مدیریت و [[سیاست]] او، در مقایسه با ارزش‌های [[اسلامی]] و قواعد و معیارهای مکتبی سنجیده شود؛ بنابراین تشخیص متخصصین فعلی [[علوم]] مدیریت و سیاست، به [[دلیل]] ناهماهنگی برخی پیش‌فرض‌های این علوم با [[ارزش‌های مکتبی]] و تکیه این [[دانش‌ها]] بر پاره‌ای از باورهای ناصحیح و احیاناً غیر اسلامی، آنها نمی‌توانند [[حجیت شرعی]] وجود یا عدم این ملاک‌ها را در مورد [[مقام ولایت]] [[فقیه]] تمام کنند؛ همچنین نمی‌توان ویژگی‌های [[رهبری]] را تفکیک نمود و هر کدام از ویژگی‌ها را گروهی از خبرگان تشخیص دهند مثلاً: عده‌ای [[اجتهاد]]، [[عدالت]] و تقوای رهبری و عده‌ای دیگر [[مدیریت]] و [[تدبیر]] او را ارزیابی کنند؛ در نتیجه باید خبرگان تشخیص رهبری، علاوه بر اجتهاد، سایر توانایی‌های تشخیص رهبری را نیز، اعم از [[بینش سیاسی]] - [[اجتماعی]]، [[تقوا]] و عدالت، آشنایی با مبانی اداره و تدبیر [[نظام اسلامی]] را، دارا باشند تا با [[بهترین]] وضعیت، یعنی شکل‌گیری خبرگان و [[انتخاب]] آنها، فردی که صلاحیت و [[شایستگی]] رهبری را داشته باشد، زمام امور را به دست گیرد.
::::::به این ترتیب تشخیص رهبری در [[نظام]] [[ولایت فقیه]] با [[انتخابات]] دو درجه‌ای یا انتخاب غیرمستقیم انجام می‌گیرد. چنین پدیده یا نوع [[گزینش]]، امر جدید و نامتعارفی نیست؛ بلکه هم، دارای سابقه طولانی است و هم موضوعی متعارف به حساب می‌آید؛ زیرا:
::::::به این ترتیب تشخیص رهبری در [[نظام]] [[ولایت فقیه]] با [[انتخابات]] دو درجه‌ای یا انتخاب غیرمستقیم انجام می‌گیرد. چنین پدیده یا نوع [[گزینش]]، امر جدید و نامتعارفی نیست؛ بلکه هم، دارای سابقه طولانی است و هم موضوعی متعارف به حساب می‌آید؛ زیرا:
:::::#متشرعین در گذشته و حال برای [[شناخت]] [[فقیه جامع‌الشرایط]] [[تقلید]]، به [[خبره]] مراجعه می‌کردند؛ چنانچه به عنوان راهکار شناخت [[مجتهد]] جامع‌الشرایط و [[اعلم]]، در [[رساله‌های عملیه]]، عنوان شده است مثلاً در “عروة الوثقی” آمده است: {{عربی|یعرف اجتهاد المجتهد بالعلم الوجدانی، کما اذا کان المقلد من اهل الخبره و علم باجتهاد شخص و کذا یعرف بشهادة عدلین من اهل الخبره اذا لم تکن معارضة بشهادة آخرین من اهل الخبره ینفیان عنه الاجتهاد}}<ref>طباطبایی یزدی، سید محمد کاظم، العروة الوثقی، ج۱، مبحث تقلید، ص۸.</ref>؛ اجتهاد مجتهد و همچنین [[اعلمیت]]، با سه طریق شناخته می‌شود؛ اول آن‌که: [[علم]] وجدانی حاصل شود، مثل اینکه شخص خود از [[اهل خبره]] و فقیه‌شناس باشد. دوم آن‌که: دو نفر خبره [[عادل]] [[شهادت]] دهند (البته در صورتی که دو [[شاهد]] عادل دیگر [[نفی]] اجتهاد نکنند). سوم آن‌که: اجتهاد فرد به حدی شایع باشد که علم و [[یقین]] به اجتهاد او ایجاد شود. انتخاب رهبری از یک وجه تمایز با انتخاب [[مرجع تقلید]] برخوردار است و آن اینکه، در انتخاب مرجع تقلید، با [[رجوع]] به دو نفر [[خبره]] که [[قدرت]] تشخیص [[مجتهد]] جامع‌الشرایط (یا [[اعلم]]) را داشته باشند، [[حجیت]] [[تقلید]] بر مقلد تمام می‌شود و فرض تزاحمی وجود ندارد؛ زیرا تعدد [[مراجع]] خللی به [[نظام اجتماعی]] وارد نمی‌کند؛ همچنین مانعی ندارد که در مسایل و [[احکام]] فردی، چندین مجتهد [[مرجع تقلید]] [[مردم]] قرار گیرند؛ اما لکن [[ولایت سیاسی]]، تعدد بردار نیست و [[تعدد رهبری]] موجب تزاحم می‌شود؛ در صورت تعدد واجدین [[شرایط رهبری]]، باید [[صالح‌ترین]] و [[شایسته‌ترین]] فرد از بین آنان را [[شناخت]] و به عنوان [[زعامت سیاسی]] از وی [[تبعیت]] نمود؛ یعنی حجیت [[اطاعت]] از شایسته‌ترین [[فقیه]] برای [[ولایت]]، با [[رجوع]] به [[اهل خبره]] حاصل می‌شود.
:::::#متشرعین در گذشته و حال برای [[شناخت]] [[فقیه جامع‌الشرایط]] [[تقلید]]، به [[خبره]] مراجعه می‌کردند؛ چنانچه به عنوان راهکار شناخت [[مجتهد]] جامع‌الشرایط و [[اعلم]]، در [[رساله‌های عملیه]]، عنوان شده است مثلاً در “عروة الوثقی” آمده است: {{عربی|یعرف اجتهاد المجتهد بالعلم الوجدانی، کما اذا کان المقلد من اهل الخبره و علم باجتهاد شخص و کذا یعرف بشهادة عدلین من اهل الخبره اذا لم تکن معارضة بشهادة آخرین من اهل الخبره ینفیان عنه الاجتهاد}}<ref>طباطبایی یزدی، سید محمد کاظم، العروة الوثقی، ج۱، مبحث تقلید، ص۸.</ref>؛ اجتهاد مجتهد و همچنین [[اعلمیت]]، با سه طریق شناخته می‌شود؛ اول آن‌که: [[علم]] وجدانی حاصل شود، مثل اینکه شخص خود از [[اهل خبره]] و فقیه‌شناس باشد. دوم آن‌که: دو نفر خبره [[عادل]] [[شهادت]] دهند (البته در صورتی که دو [[شاهد]] عادل دیگر [[نفی]] اجتهاد نکنند). سوم آن‌که: اجتهاد فرد به حدی شایع باشد که علم و [[یقین]] به اجتهاد او ایجاد شود. انتخاب رهبری از یک وجه تمایز با انتخاب [[مرجع تقلید]] برخوردار است و آن اینکه، در انتخاب مرجع تقلید، با [[رجوع]] به دو نفر [[خبره]] که [[قدرت]] تشخیص [[مجتهد]] جامع‌الشرایط (یا [[اعلم]]) را داشته باشند، [[حجیت]] [[تقلید]] بر مقلد تمام می‌شود و فرض تزاحمی وجود ندارد؛ زیرا تعدد [[مراجع]] خللی به [[نظام اجتماعی]] وارد نمی‌کند؛ همچنین مانعی ندارد که در مسایل و [[احکام]] فردی، چندین مجتهد [[مرجع تقلید]] [[مردم]] قرار گیرند؛ اما لکن [[ولایت سیاسی]]، تعدد بردار نیست و [[تعدد رهبری]] موجب تزاحم می‌شود؛ در صورت تعدد واجدین [[شرایط رهبری]]، باید [[صالح‌ترین]] و [[شایسته‌ترین]] فرد از بین آنان را [[شناخت]] و به عنوان [[زعامت سیاسی]] از وی [[تبعیت]] نمود؛ یعنی حجیت [[اطاعت]] از شایسته‌ترین [[فقیه]] برای [[ولایت]]، با [[رجوع]] به [[اهل خبره]] حاصل می‌شود.
۲۲۷٬۲۳۸

ویرایش