بحث:جهانبینی در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'تکیه' به 'تکیه'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'تکیه' به 'تکیه') |
||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
[[جهانبینی]]، یعنی [[تفسیر]] و تحلیل [[جهان]] و [[تعیین]] خطوط اصلی چهره هستی. و به تعبیر [[فیلسوفان]]، جهانبینی عبارت است از اینکه “جهان [[فکری]] [[انسان]] از نظر کلّی شبیه و نمایانگر جهان [[عینی]] گردد” و به تعبیر ساده، جهانبینی یعنی، یک برداشت کلّی از مجموع [[جهان هستی]]<ref>مجموعه آثار، ج۳، ص۲۴.</ref>. جهانبینی یعنی نوع برداشت، تفسیر و نوع تحلیلی که یک انسان درباره هستی و جهان و درباره انسان و [[جامعه]] و [[تاریخ]] دارد<ref>شناخت، ص۱۳.</ref>. جهانبینی یعنی مجموعهای از بینشها و [[تفسیرها]] و تحلیلها درباره جهان و جامعه و انسان که جهان چنین است و یا چنان است، اینچنین [[قانون]] دارد، آنچنان پیش میرود، فلان [[هدف]] را تعقیب میکند یا نمیکند، مبدأ دارد یا ندارد، [[غایت]] دارد یا ندارد و امثال اینها؛ و یا انسان چنین [[سرشت]] و طبیعتی دارد، مثلاً با فطرتی خاص [[آفریده]] شده یا نشده است. مختار و [[آزاد]] است یا مجبور، یک [[واقعیت]] [[انتخاب]] شده در [[طبیعت]] است و به تعبیر [[قرآن]] “اصطفا شده” و یا یک واقعیت تصادفی و یا جامعه مستقل از [[قوانین]] [[حاکم]] بر افراد قانون دارد یا ندارد قوانین حاکم بر جامعه و تاریخ چه قوانینی است و امثال اینها<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۲۲۶.</ref>. جهانبینی که میتوان آن را [[جهانشناسی]] نیز تعبیر کرد<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۲۲۷.</ref>. از کلمه “جهانبینی” که ماده دیدن را در آن به کار رفته است، نباید به [[اشتباه]] بیفتیم و جهانبینی را به معنی “جهان احساسی” تلقی کنیم. جهانبینی به معنی جهانشناسی است و به مسأله معروف “شناخت” مربوط میشود<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۷۶.</ref>. | [[جهانبینی]]، یعنی [[تفسیر]] و تحلیل [[جهان]] و [[تعیین]] خطوط اصلی چهره هستی. و به تعبیر [[فیلسوفان]]، جهانبینی عبارت است از اینکه “جهان [[فکری]] [[انسان]] از نظر کلّی شبیه و نمایانگر جهان [[عینی]] گردد” و به تعبیر ساده، جهانبینی یعنی، یک برداشت کلّی از مجموع [[جهان هستی]]<ref>مجموعه آثار، ج۳، ص۲۴.</ref>. جهانبینی یعنی نوع برداشت، تفسیر و نوع تحلیلی که یک انسان درباره هستی و جهان و درباره انسان و [[جامعه]] و [[تاریخ]] دارد<ref>شناخت، ص۱۳.</ref>. جهانبینی یعنی مجموعهای از بینشها و [[تفسیرها]] و تحلیلها درباره جهان و جامعه و انسان که جهان چنین است و یا چنان است، اینچنین [[قانون]] دارد، آنچنان پیش میرود، فلان [[هدف]] را تعقیب میکند یا نمیکند، مبدأ دارد یا ندارد، [[غایت]] دارد یا ندارد و امثال اینها؛ و یا انسان چنین [[سرشت]] و طبیعتی دارد، مثلاً با فطرتی خاص [[آفریده]] شده یا نشده است. مختار و [[آزاد]] است یا مجبور، یک [[واقعیت]] [[انتخاب]] شده در [[طبیعت]] است و به تعبیر [[قرآن]] “اصطفا شده” و یا یک واقعیت تصادفی و یا جامعه مستقل از [[قوانین]] [[حاکم]] بر افراد قانون دارد یا ندارد قوانین حاکم بر جامعه و تاریخ چه قوانینی است و امثال اینها<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۲۲۶.</ref>. جهانبینی که میتوان آن را [[جهانشناسی]] نیز تعبیر کرد<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۲۲۷.</ref>. از کلمه “جهانبینی” که ماده دیدن را در آن به کار رفته است، نباید به [[اشتباه]] بیفتیم و جهانبینی را به معنی “جهان احساسی” تلقی کنیم. جهانبینی به معنی جهانشناسی است و به مسأله معروف “شناخت” مربوط میشود<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۷۶.</ref>. | ||
در رابطه [[علم]] و [[ایمان]] از دو [[ناحیه]] میتوان سخن گفت: یکی اینکه آیا تفسیر و برداشتی که ایمانزا و [[آرمان]] خیز باشد و در عین حال مورد [[تأیید]] [[منطق]] باشد وجود دارد، یا تمام تفکراتی که علم و [[فلسفه]] به ما میدهد همه بر ضدّ [[ایمانها]] و دلبستگیها و [[امیدها]] و خوشبینیها است؟<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۳۱.</ref>. | در رابطه [[علم]] و [[ایمان]] از دو [[ناحیه]] میتوان سخن گفت: یکی اینکه آیا تفسیر و برداشتی که ایمانزا و [[آرمان]] خیز باشد و در عین حال مورد [[تأیید]] [[منطق]] باشد وجود دارد، یا تمام تفکراتی که علم و [[فلسفه]] به ما میدهد همه بر ضدّ [[ایمانها]] و دلبستگیها و [[امیدها]] و خوشبینیها است؟<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۳۱.</ref>. | ||
نوع برداشت و طرز تفکری که یک [[مکتب]] درباره [[جهان]] و هستی عرضه میدارد، زیر ساز و تکیهگاه [[فکری]] آن مکتب به شمار میرود. این زیر ساز و | نوع برداشت و طرز تفکری که یک [[مکتب]] درباره [[جهان]] و هستی عرضه میدارد، زیر ساز و تکیهگاه [[فکری]] آن مکتب به شمار میرود. این زیر ساز و تکیه گاه اصطلاحاً “جهان بینی” نامیده میشود<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۷۵.</ref>. | ||
یعنی نوع [[تفسیر]] و تحلیل از کلّ [[جهان هستی]] که مبنا و زیرساز عمل [[انسان]] واقع میشود<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۲۶.</ref>. | یعنی نوع [[تفسیر]] و تحلیل از کلّ [[جهان هستی]] که مبنا و زیرساز عمل [[انسان]] واقع میشود<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۲۶.</ref>. | ||