مهدویت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'عمومیت' به 'عمومیت'
جز (جایگزینی متن - 'پنهان' به 'پنهان')
جز (جایگزینی متن - 'عمومیت' به 'عمومیت')
خط ۲۷: خط ۲۷:
#[[تعبیر خواب]]؛ [[تأویل]] به این معنا، هشت بار در سوره [[یوسف]] آمده است.
#[[تعبیر خواب]]؛ [[تأویل]] به این معنا، هشت بار در سوره [[یوسف]] آمده است.
#فرجام و حاصل کار؛ بر این اساس [[تأویل]] یک موضوع؛ یعنی، آنچه که آن موضوع، بدان منتهی می‌شود<ref>کهف، آیه ۷۸.</ref>.
#فرجام و حاصل کار؛ بر این اساس [[تأویل]] یک موضوع؛ یعنی، آنچه که آن موضوع، بدان منتهی می‌شود<ref>کهف، آیه ۷۸.</ref>.
#معنای چهارم- که در [[قرآن]] نیامده، ولی در [[کلام]] پیشینیان هست- عبارت است از: انتزاع مفهوم عام و گسترده، از آیه‌ای که در مورد خاصی نازل شده است... از [[تأویل]] به این معنا، گاهی به "بطن"؛ یعنی، معنای ثانوی و پوشیده‌ای که از ظاهر [[آیه]] به دست نمی‌آید، هم تعبیر شده است. در مقابل "ظهر"؛ یعنی، معنای اولیه‌ای که ظاهر [[آیه]] برحسب وضع و کاربرد، آن‌ معنا را می‌فهماند. این معنا دارای دامنه‌ای گسترده و ضامن [[عمومیت]] [[قرآن]] است و موجب می‌شود [[قرآن]] شامل تمام زمان‌ها و دوران‌ها باشد؛ زیرا اگر مفاهیم فراگیر، برگرفته شده از موارد خاص، نباشد؛ بسیاری از [[آیات قرآن]] بی‌ثمر می‌شود و فایده‌ای جز [[ثواب]] [[تلاوت]] و ترتیل آن نخواهد داشت<ref>محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۲۵ و ۲۶.</ref>. بی‌گمان در [[قرآن]]، [[آیات]] متشابهی وجود دارد که باید [[تأویل]] گردد؛ ولی جز [[خداوند]] و [[راسخان در علم]]، کسی آن را نمی‌داند<ref>آل عمران، آیه ۷.</ref>. [[تأویل]] دارای شرایط و ملاک‌هایی است که در کتاب‌های مربوط بیان شده است.
#معنای چهارم- که در [[قرآن]] نیامده، ولی در [[کلام]] پیشینیان هست- عبارت است از: انتزاع مفهوم عام و گسترده، از آیه‌ای که در مورد خاصی نازل شده است... از [[تأویل]] به این معنا، گاهی به "بطن"؛ یعنی، معنای ثانوی و پوشیده‌ای که از ظاهر [[آیه]] به دست نمی‌آید، هم تعبیر شده است. در مقابل "ظهر"؛ یعنی، معنای اولیه‌ای که ظاهر [[آیه]] برحسب وضع و کاربرد، آن‌ معنا را می‌فهماند. این معنا دارای دامنه‌ای گسترده و ضامن عمومیت [[قرآن]] است و موجب می‌شود [[قرآن]] شامل تمام زمان‌ها و دوران‌ها باشد؛ زیرا اگر مفاهیم فراگیر، برگرفته شده از موارد خاص، نباشد؛ بسیاری از [[آیات قرآن]] بی‌ثمر می‌شود و فایده‌ای جز [[ثواب]] [[تلاوت]] و ترتیل آن نخواهد داشت<ref>محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۲۵ و ۲۶.</ref>. بی‌گمان در [[قرآن]]، [[آیات]] متشابهی وجود دارد که باید [[تأویل]] گردد؛ ولی جز [[خداوند]] و [[راسخان در علم]]، کسی آن را نمی‌داند<ref>آل عمران، آیه ۷.</ref>. [[تأویل]] دارای شرایط و ملاک‌هایی است که در کتاب‌های مربوط بیان شده است.
#تطبیق‌: در [[آیات قرآن]]، مطالب فراوانی به لفظ عام بیان شده که در هر زمان، بر عده‌ای قابل انطباق است. گاهی نیز لفظ آیه‌ای "خاص" است؛ ولی معنای آن "[[عمومیت]]" دارد و شامل کسانی نیز می‌شود که شبیه آن عمل از آنان صادر شده است. با توجه به نکات یاد شده، برخی از [[آیات]] مربوط به [[حضرت مهدی]] {{ع}} و [[انقلاب جهانی]] آن [[حضرت]] بدین شرح است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج‌۱، ص۳۱-۳۳.</ref>:
#تطبیق‌: در [[آیات قرآن]]، مطالب فراوانی به لفظ عام بیان شده که در هر زمان، بر عده‌ای قابل انطباق است. گاهی نیز لفظ آیه‌ای "خاص" است؛ ولی معنای آن "عمومیت" دارد و شامل کسانی نیز می‌شود که شبیه آن عمل از آنان صادر شده است. با توجه به نکات یاد شده، برخی از [[آیات]] مربوط به [[حضرت مهدی]] {{ع}} و [[انقلاب جهانی]] آن [[حضرت]] بدین شرح است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج‌۱، ص۳۱-۳۳.</ref>:


==آیه اول==
==آیه اول==
خط ۳۹: خط ۳۹:
*هنگامی که [[بندگان]] باایمان، این [[شایستگی‌ها]] را برای خود فراهم سازند، [[خداوند]] نیز [[یاری]] می‌کند تا آنان بر [[مستکبران]] [[غلبه]] یابند، دست‌های آلوده‌شان را از [[حکومت]] بر روی [[زمین]] کوتاه کنند و دارنده میراث‌های آنها گردند. بنابراین، تنها "[[استضعاف]]" [[دلیل]] بر [[پیروزی]] بر [[دشمنان]] و [[حکومت]] بر روی [[زمین]] نیست؛ بلکه وجود [[ایمان]] و کسب [[شایستگی‌ها]] بایسته است و [[مستضعفان]] [[جهان]] تا زمانی که این دو اصل را زنده نکنند، به [[حکومت]] روی [[زمین]] نخواهند رسید.
*هنگامی که [[بندگان]] باایمان، این [[شایستگی‌ها]] را برای خود فراهم سازند، [[خداوند]] نیز [[یاری]] می‌کند تا آنان بر [[مستکبران]] [[غلبه]] یابند، دست‌های آلوده‌شان را از [[حکومت]] بر روی [[زمین]] کوتاه کنند و دارنده میراث‌های آنها گردند. بنابراین، تنها "[[استضعاف]]" [[دلیل]] بر [[پیروزی]] بر [[دشمنان]] و [[حکومت]] بر روی [[زمین]] نیست؛ بلکه وجود [[ایمان]] و کسب [[شایستگی‌ها]] بایسته است و [[مستضعفان]] [[جهان]] تا زمانی که این دو اصل را زنده نکنند، به [[حکومت]] روی [[زمین]] نخواهند رسید.
*'''نکته‌ها'''
*'''نکته‌ها'''
#[[آل محمد]] {{صل}}‌: در [[تفسیر]] [[آیه شریفه]] از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] شده است: {{متن حدیث|هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ يَبْعَثُ اَللَّهُ مَهْدِيَّهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَيُعِزُّهُمْ وَ يُذِلُّ عَدُوَّهُمْ}}<ref>محمد بن حسن طوسی، کتاب الغیبة، ص ۱۸۴.</ref>؛ "این [[بندگان]] [[صالح]]، همانا [[آل محمد]] هستند که [[خداوند]]، مهدی‌ آنان را پس از کوشش ایشان [[مبعوث]] می‌کند. پس ایشان را [[عزت]] داده، دشمنانشان را ذلیل خواهد کرد". روشن است مفهوم این [[روایت]]، انحصار نیست؛ بلکه بیان یک مصداق عالی و [[آشکار]] است و این تفسیرها، هرگز [[عمومیت]] مفهوم [[آیه]] را محدود نمی‌کند. بنابراین در هر زمان و در هرجا [[بندگان]] [[صالح]] [[خدا]] [[قیام]] کنند، پیروز و موفق خواهند بود و سرانجام [[وارث زمین]] و [[حکومت]] آن خواهند شد.
#[[آل محمد]] {{صل}}‌: در [[تفسیر]] [[آیه شریفه]] از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] شده است: {{متن حدیث|هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ يَبْعَثُ اَللَّهُ مَهْدِيَّهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَيُعِزُّهُمْ وَ يُذِلُّ عَدُوَّهُمْ}}<ref>محمد بن حسن طوسی، کتاب الغیبة، ص ۱۸۴.</ref>؛ "این [[بندگان]] [[صالح]]، همانا [[آل محمد]] هستند که [[خداوند]]، مهدی‌ آنان را پس از کوشش ایشان [[مبعوث]] می‌کند. پس ایشان را [[عزت]] داده، دشمنانشان را ذلیل خواهد کرد". روشن است مفهوم این [[روایت]]، انحصار نیست؛ بلکه بیان یک مصداق عالی و [[آشکار]] است و این تفسیرها، هرگز عمومیت مفهوم [[آیه]] را محدود نمی‌کند. بنابراین در هر زمان و در هرجا [[بندگان]] [[صالح]] [[خدا]] [[قیام]] کنند، پیروز و موفق خواهند بود و سرانجام [[وارث زمین]] و [[حکومت]] آن خواهند شد.
#[[بشارت]] [[حکومت صالحان]] در [[مزامیر داود]]: در [[مزامیر داود]] تعبیر یاد شده و یا مشابه آن، در چند مورد دیده می‌شود و نشان می‌دهد با تمام تحریفات موجود در این کتاب‌ها، این قسمت همچنان از دستبرد مصون مانده است.
#[[بشارت]] [[حکومت صالحان]] در [[مزامیر داود]]: در [[مزامیر داود]] تعبیر یاد شده و یا مشابه آن، در چند مورد دیده می‌شود و نشان می‌دهد با تمام تحریفات موجود در این کتاب‌ها، این قسمت همچنان از دستبرد مصون مانده است.
##"... شریران منقطع می‌شوند و اما متوکلان به [[خداوند]]، [[وارث زمین]] خواهند شد و حال اندک است که شریر نیست می‌شود؛ هرچند مکانش را استفسار نمایی، [[ناپیدا]] خواهد شد"<ref>مزامیر داود، ۳۷، بند ۹.</ref>.
##"... شریران منقطع می‌شوند و اما متوکلان به [[خداوند]]، [[وارث زمین]] خواهند شد و حال اندک است که شریر نیست می‌شود؛ هرچند مکانش را استفسار نمایی، [[ناپیدا]] خواهد شد"<ref>مزامیر داود، ۳۷، بند ۹.</ref>.
خط ۴۵: خط ۴۵:
##"متبرکان [[خداوند]]، [[وارث زمین]] خواهند شد؛ اما ملعونان وی منقطع خواهند شد..."<ref>مزامیر داود، ۳۷، بند ۲۷.</ref>.
##"متبرکان [[خداوند]]، [[وارث زمین]] خواهند شد؛ اما ملعونان وی منقطع خواهند شد..."<ref>مزامیر داود، ۳۷، بند ۲۷.</ref>.
##"صدیقان [[وارث زمین]] شده، همیشه در آن ساکن خواهند بود"<ref>مزامیر داود، ۳۷، بند ۲۹.</ref>.
##"صدیقان [[وارث زمین]] شده، همیشه در آن ساکن خواهند بود"<ref>مزامیر داود، ۳۷، بند ۲۹.</ref>.
##"[[خداوند]] روزهای [[صالحان]] را می‌داند و [[میراث]] ایشان ابدی خواهد شد"<ref>مزامیر داود، ۳۷، بند ۱۸.</ref>. در این عبارت‌ها، عنوان "[[صالحان]]" که در [[قرآن]] آمده، با همان تعبیر در [[مزامیر داود]] به چشم می‌خورد. علاوه بر این تعبیرات دیگری نیز مانند صدیقان، متوکلان، متبرکان و متواضعان، در جمله‌های دیگر ذکر شده است. این تعبیرها، [[دلیل]] بر [[عمومیت]] [[حکومت]] "[[صالحان]]" است و با [[احادیث]] [[قیام حضرت مهدی]] {{ع}} تطبیق می‌کند.
##"[[خداوند]] روزهای [[صالحان]] را می‌داند و [[میراث]] ایشان ابدی خواهد شد"<ref>مزامیر داود، ۳۷، بند ۱۸.</ref>. در این عبارت‌ها، عنوان "[[صالحان]]" که در [[قرآن]] آمده، با همان تعبیر در [[مزامیر داود]] به چشم می‌خورد. علاوه بر این تعبیرات دیگری نیز مانند صدیقان، متوکلان، متبرکان و متواضعان، در جمله‌های دیگر ذکر شده است. این تعبیرها، [[دلیل]] بر عمومیت [[حکومت]] "[[صالحان]]" است و با [[احادیث]] [[قیام حضرت مهدی]] {{ع}} تطبیق می‌کند.
#[[حکومت صالحان]] یکی از [[قوانین]] آفرینش‌: باید دانست تمام این [[حکومت‌ها]]، برخلاف جهت [[آفرینش]] و [[قوانین]] [[جهان]] [[خلقت]] است و آنچه با آن هماهنگ است، همان [[حکومت صالحان]] باایمان است. [[نظام آفرینش]]، [[دلیل]] روشنی‌ بر پذیرش یک [[نظام]] صحیح [[اجتماعی]] در [[آینده]] است و این همان چیزی است که از [[آیه]] یاد شده و [[احادیث]] مربوط به [[قیام]] [[مصلح بزرگ جهانی]] استفاده می‌شود<ref>ر.ک: ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج ۱۳، صص ۵۱۵- ۵۲۴.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج‌۱، ص۳۳، ۳۶.</ref>.
#[[حکومت صالحان]] یکی از [[قوانین]] آفرینش‌: باید دانست تمام این [[حکومت‌ها]]، برخلاف جهت [[آفرینش]] و [[قوانین]] [[جهان]] [[خلقت]] است و آنچه با آن هماهنگ است، همان [[حکومت صالحان]] باایمان است. [[نظام آفرینش]]، [[دلیل]] روشنی‌ بر پذیرش یک [[نظام]] صحیح [[اجتماعی]] در [[آینده]] است و این همان چیزی است که از [[آیه]] یاد شده و [[احادیث]] مربوط به [[قیام]] [[مصلح بزرگ جهانی]] استفاده می‌شود<ref>ر.ک: ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج ۱۳، صص ۵۱۵- ۵۲۴.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج‌۱، ص۳۳، ۳۶.</ref>.


خط ۶۷: خط ۶۷:
و نیز درباره همان‌ها می‌فرماید: {{متن قرآن|وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ}}؛ "ما [[اراده]] کرده‌ایم که [[قوم]] [[مستضعف]] ([[مؤمنان]] [[بنی اسرائیل]]) را در روی [[زمین]] تمکین دهیم (و [[صاحب]] نفوذ و مسلط سازیم)".
و نیز درباره همان‌ها می‌فرماید: {{متن قرآن|وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ}}؛ "ما [[اراده]] کرده‌ایم که [[قوم]] [[مستضعف]] ([[مؤمنان]] [[بنی اسرائیل]]) را در روی [[زمین]] تمکین دهیم (و [[صاحب]] نفوذ و مسلط سازیم)".
#این [[وعده الهی]] از آن کیست؟ در این [[آیه]] [[خداوند]] [[وعده]] [[حکومت]] روی [[زمین]]، [[برتری]] [[دین]] و [[آیین]] و [[امنیت]] کامل را به گروهی از [[مؤمنان]] و [[صالحان]] داده است. اما در اینکه منظور از این گروه چه کسانی‌اند؛ میان [[مفسران]] [[گفت‌وگو]] است.
#این [[وعده الهی]] از آن کیست؟ در این [[آیه]] [[خداوند]] [[وعده]] [[حکومت]] روی [[زمین]]، [[برتری]] [[دین]] و [[آیین]] و [[امنیت]] کامل را به گروهی از [[مؤمنان]] و [[صالحان]] داده است. اما در اینکه منظور از این گروه چه کسانی‌اند؛ میان [[مفسران]] [[گفت‌وگو]] است.
برخی آن را اشاره به [[حکومت]] [[مهدی]] {{ع}} می‌دانند که شرق و غرب [[جهان]]، در زیر لوای [[حکومت]] آن [[حضرت]] قرار می‌گیرد، [[آیین حق]] در همه‌جا نفوذ می‌کند، [[ناامنی]] و [[خوف]] و [[جنگ]] از صفحه [[زمین]] برچیده می‌شود و [[عبادت]] خالی از [[شرک]]، برای جهانیان تحقق می‌یابد<ref>ر.ک: محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج ۱۵، ص ۲۱۸.</ref>. بدون [[شک]] [[آیه]]، هم شامل [[مسلمانان]] نخستین و هم [[حکومت حضرت مهدی]] {{ع}} می‌شود. طبق [[عقیده]] عموم مسلمانان- اعم از [[شیعه]] و اهل تسنن- آن [[حضرت]] سراسر [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] می‌کند و او مصداق کامل این [[آیه]] است؛ ولی با این حال منعی از [[عمومیت]] و گستردگی مفهوم آن نیست. اینکه برخی می‌گویند: کلمه "ارض" مطلق است و تمام روی [[زمین]] را شامل می‌شود و این منحصرا مربوط به [[حکومت امام مهدی]] {{ع}} است، با جمله "کما استخلف..." سازگار نیست؛ زیرا [[خلافت]] و [[حکومت]] پیشینیان به [[یقین]] در تمام پهنه [[زمین]] نبود. به علاوه [[شأن نزول]] [[آیه]] نیز نشان می‌دهد که حداقل نمونه‌ای از این [[حکومت]] در [[عصر پیامبر]] {{صل}} برای [[مسلمانان]] (هرچند در اواخر [[عمر]] آن [[حضرت]])، حاصل شده است. گفتنی است ثمره تمامی کوشش‌های [[پیامبران]] و تبلیغات مستمر و پی‌گیر آنان و نمونه کامل [[حاکمیت]] [[توحید]] و [[امنیت]] کامل و [[عبادت]]، در زمانی تحقق می‌یابد که [[حضرت مهدی]] {{ع}} [[ظهور]] می‌کند<ref>ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج ۱۴، صص ۵۳۰- ۵۳۲.</ref>. همان‌گونه که گفته شد این تفسیرها، به معنای انحصار مصداق [[آیه]] نیست؛ بلکه بیان مصداق کامل است. [[ابو بصیر]] از [[امام صادق]] {{ع}} [[روایت]] کرده است: آن [[حضرت]] ذیل [[آیه شریفه]] چنین فرمود: {{متن حدیث|نَزَلَتْ فِي اَلْقَائِمِ وَ أَصْحَابِهِ}}<ref>محمد بن حسن طوسی، کتاب الغیبة، ص ۱۷۳؛ نعمانی، الغیبة، ص ۲۴۰، ح ۳۵.</ref>؛ " [این آیه‌] درباره [[قائم]] {{ع}} و [[اصحاب]] ایشان نازل شده است". [[علامه طباطبایی]] در این‌باره می‌نویسد: "... این مجتمع طیب و [[طاهر]] با صفاتی که از [[فضیلت]] و [[قداست]] دارد، هرگز تاکنون در [[دنیا]] منعقد نشده و [[دنیا]] از روزی که [[پیامبر]] {{صل}} [[مبعوث]] به [[رسالت]] گشته، تاکنون، چنین جامعه‌ای به خود ندیده است. ناگزیر اگر مصداقی پیدا کند، در روزگار [[حضرت مهدی]] {{ع}} خواهد بود؛ چون [[اخبار]] متواتری که از [[رسول خدا]] {{صل}} و [[ائمه اهل بیت]] {{عم}} در خصوصیات آن [[حضرت]] وارد شده، از تشکیل چنین جامعه‌ای خبر می‌دهد. البته این در صورتی است که روی سخن در [[آیه]] را متوجه مجتمع [[صالح]] بدانیم، نه تنها [[حضرت مهدی]] {{ع}}".
برخی آن را اشاره به [[حکومت]] [[مهدی]] {{ع}} می‌دانند که شرق و غرب [[جهان]]، در زیر لوای [[حکومت]] آن [[حضرت]] قرار می‌گیرد، [[آیین حق]] در همه‌جا نفوذ می‌کند، [[ناامنی]] و [[خوف]] و [[جنگ]] از صفحه [[زمین]] برچیده می‌شود و [[عبادت]] خالی از [[شرک]]، برای جهانیان تحقق می‌یابد<ref>ر.ک: محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج ۱۵، ص ۲۱۸.</ref>. بدون [[شک]] [[آیه]]، هم شامل [[مسلمانان]] نخستین و هم [[حکومت حضرت مهدی]] {{ع}} می‌شود. طبق [[عقیده]] عموم مسلمانان- اعم از [[شیعه]] و اهل تسنن- آن [[حضرت]] سراسر [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] می‌کند و او مصداق کامل این [[آیه]] است؛ ولی با این حال منعی از عمومیت و گستردگی مفهوم آن نیست. اینکه برخی می‌گویند: کلمه "ارض" مطلق است و تمام روی [[زمین]] را شامل می‌شود و این منحصرا مربوط به [[حکومت امام مهدی]] {{ع}} است، با جمله "کما استخلف..." سازگار نیست؛ زیرا [[خلافت]] و [[حکومت]] پیشینیان به [[یقین]] در تمام پهنه [[زمین]] نبود. به علاوه [[شأن نزول]] [[آیه]] نیز نشان می‌دهد که حداقل نمونه‌ای از این [[حکومت]] در [[عصر پیامبر]] {{صل}} برای [[مسلمانان]] (هرچند در اواخر [[عمر]] آن [[حضرت]])، حاصل شده است. گفتنی است ثمره تمامی کوشش‌های [[پیامبران]] و تبلیغات مستمر و پی‌گیر آنان و نمونه کامل [[حاکمیت]] [[توحید]] و [[امنیت]] کامل و [[عبادت]]، در زمانی تحقق می‌یابد که [[حضرت مهدی]] {{ع}} [[ظهور]] می‌کند<ref>ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج ۱۴، صص ۵۳۰- ۵۳۲.</ref>. همان‌گونه که گفته شد این تفسیرها، به معنای انحصار مصداق [[آیه]] نیست؛ بلکه بیان مصداق کامل است. [[ابو بصیر]] از [[امام صادق]] {{ع}} [[روایت]] کرده است: آن [[حضرت]] ذیل [[آیه شریفه]] چنین فرمود: {{متن حدیث|نَزَلَتْ فِي اَلْقَائِمِ وَ أَصْحَابِهِ}}<ref>محمد بن حسن طوسی، کتاب الغیبة، ص ۱۷۳؛ نعمانی، الغیبة، ص ۲۴۰، ح ۳۵.</ref>؛ " [این آیه‌] درباره [[قائم]] {{ع}} و [[اصحاب]] ایشان نازل شده است". [[علامه طباطبایی]] در این‌باره می‌نویسد: "... این مجتمع طیب و [[طاهر]] با صفاتی که از [[فضیلت]] و [[قداست]] دارد، هرگز تاکنون در [[دنیا]] منعقد نشده و [[دنیا]] از روزی که [[پیامبر]] {{صل}} [[مبعوث]] به [[رسالت]] گشته، تاکنون، چنین جامعه‌ای به خود ندیده است. ناگزیر اگر مصداقی پیدا کند، در روزگار [[حضرت مهدی]] {{ع}} خواهد بود؛ چون [[اخبار]] متواتری که از [[رسول خدا]] {{صل}} و [[ائمه اهل بیت]] {{عم}} در خصوصیات آن [[حضرت]] وارد شده، از تشکیل چنین جامعه‌ای خبر می‌دهد. البته این در صورتی است که روی سخن در [[آیه]] را متوجه مجتمع [[صالح]] بدانیم، نه تنها [[حضرت مهدی]] {{ع}}".
آن‌گاه ایشان ادامه می‌دهد: "خواهید گفت: طبق این نظریه چه معنا دارد که روی سخن را در زمان [[نزول]] [[آیه]] به‌ {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ}} کند، در حالی‌که [[مهدی]] {{ع}} آن روز نبود (نه خودش بود و نه یکی از اهل زمانش)؟ در پاسخ می‌گوییم: این سؤال ناشی از این است که پرسش کننده، میان خطاب‌های فردی با خطاب‌های [[اجتماعی]] خلط کرده است؛ چون خطاب ممکن است دو [[جور]] متوجه اشخاص شود: یکی اینکه اشخاصی را مورد خطابی قرار دهند؛ بدین جهت که خصوصیات خود آنان موردنظر است. به‌طور دیگر اینکه همان اشخاص را مورد خطاب قرار دهند- نه از این جهت که شخص خود آنان موردنظر باشد، بلکه- از این جهت که جمعیتی هستند دارای صفاتی معین. در صورت اول، خطاب از مخاطبان به غیر مخاطبان متوجه نمی‌شود و شامل آنها نمی گردد- نه وعده‌اش، نه وعیدش و نه هیچ‌چیز دیگرش- و در قسم دوم اصلا اشخاص دخالتی ندارند و خطاب متوجه دارندگان صفات کذایی است که در این صورت به دیگران نیز متوجه می‌شود.
آن‌گاه ایشان ادامه می‌دهد: "خواهید گفت: طبق این نظریه چه معنا دارد که روی سخن را در زمان [[نزول]] [[آیه]] به‌ {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ}} کند، در حالی‌که [[مهدی]] {{ع}} آن روز نبود (نه خودش بود و نه یکی از اهل زمانش)؟ در پاسخ می‌گوییم: این سؤال ناشی از این است که پرسش کننده، میان خطاب‌های فردی با خطاب‌های [[اجتماعی]] خلط کرده است؛ چون خطاب ممکن است دو [[جور]] متوجه اشخاص شود: یکی اینکه اشخاصی را مورد خطابی قرار دهند؛ بدین جهت که خصوصیات خود آنان موردنظر است. به‌طور دیگر اینکه همان اشخاص را مورد خطاب قرار دهند- نه از این جهت که شخص خود آنان موردنظر باشد، بلکه- از این جهت که جمعیتی هستند دارای صفاتی معین. در صورت اول، خطاب از مخاطبان به غیر مخاطبان متوجه نمی‌شود و شامل آنها نمی گردد- نه وعده‌اش، نه وعیدش و نه هیچ‌چیز دیگرش- و در قسم دوم اصلا اشخاص دخالتی ندارند و خطاب متوجه دارندگان صفات کذایی است که در این صورت به دیگران نیز متوجه می‌شود.
در [[آیه شریفه]]، خطاب از قبیل خطاب‌های دوم است که بیانش گذشت و اغلب خطاب‌های قرآنی- که یا [[مؤمنان]] را مخاطب کرده و یا [[کفار]] را- از این قبیل است"<ref>محمد حسین طباطبایی، ترجمه المیزان، ج ۱۵، ص ۲۲۰.</ref>. در [[مجمع البیان]] در ذیل آیه‌ {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ...}} آمده است: [[مفسران]] در اینکه‌ {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ}} چه کسانی‌اند، [[اختلاف]] دارند و از [[اهل بیت]] {{ع}} [[روایت]] شده که منظور، [[مهدی]] از [[آل محمد]] {{صل}} است.
در [[آیه شریفه]]، خطاب از قبیل خطاب‌های دوم است که بیانش گذشت و اغلب خطاب‌های قرآنی- که یا [[مؤمنان]] را مخاطب کرده و یا [[کفار]] را- از این قبیل است"<ref>محمد حسین طباطبایی، ترجمه المیزان، ج ۱۵، ص ۲۲۰.</ref>. در [[مجمع البیان]] در ذیل آیه‌ {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ...}} آمده است: [[مفسران]] در اینکه‌ {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ}} چه کسانی‌اند، [[اختلاف]] دارند و از [[اهل بیت]] {{ع}} [[روایت]] شده که منظور، [[مهدی]] از [[آل محمد]] {{صل}} است.
۲۲۴٬۸۶۴

ویرایش