خلافت ابوبکر: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'رقیب' به 'رقیب'
جز (جایگزینی متن - 'علل' به 'علل') |
جز (جایگزینی متن - 'رقیب' به 'رقیب') |
||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
===دوم: انگیزههای [[دنیوی]] در بیعت سقیفه=== | ===دوم: انگیزههای [[دنیوی]] در بیعت سقیفه=== | ||
* اعضای [[شورای سقیفه]] از دو طیف [[مهاجران]] (ابوبکر، عمر، ابوعبیده جراح) و [[انصار]] (دو [[قبیله اوس]] و [[خزرج]]) شکل گرفته بود، انصار بر [[خلافت]] [[سعد بن عباده]] از [[قبیله خزرج]] توافق نموده بودند، اما با ورود مهاجران و استدلالهای ابوبکر و عمر مبنی بر عدم [[پذیرفتن]] [[حکومت]] انصار از سوی [[عرب]] و [[لزوم انتخاب خلیفه]] از [[نزدیکان پیامبر]] و همچنین وعده [[وزارت]] به انصار آنان به [[تفویض]] حکومت به مهاجران قانع شدند<ref>«قال ابوبکر: فنحن الأمراء و انتم الوزراء لاتفتون بمشورة و لا نقضی دونکم الأمور... قال عمر: و الله لاترضی العرب ان یؤمّروکم و نبیها من غیرکم.»... (تاریخ طبری، ج۲، ص ۵۱۵؛ تاریخ کامل، ج۲، ص ۳۲۵).</ref> علاوه بر این، [[رقابت]] داخلی خود انصار بین دو قبیله اوس و خزرج - که سالیان پیش از [[اسلام]] در [[جنگ]] با یکدیگر بودند - نقش مهمی داشت؛ چراکه انتخاب خلیفه از میان یک [[قبیله]] [[پیروزی]] آن قبیله و به معنای باخت و [[شکست]] قبیله دیگری محسوب میشد؛ لذا هر دو قبیله به [[بازی]] باخت روی آوردند و [[راضی]] شدند که [[خلیفه]] از میان مهاجران [[تعیین]] گردد. نکته دیگر چهبسا درباره [[بیعت با خلیفه]] [[مهاجران]]، [[خزرج]] و [[اوس]] با یکدیگر مسابقه و [[رقابت]] میگرفتند؛ چراکه هر قبیلهای که زودتر با خلیفه مهاجران "[[ابوبکر]]"بیعت کند آن امتیازات بیشتری میتوانست نصیب خود گرداند، چنانکه بعض [[رهبران]] [[قبیله اوس]] خطاب به [[قبیله]] خود گفتند: به [[خدا]] قسم اگر خزرج بر شما [[حکومت]] کند این [[فضیلت]] برای آنان همیشگی خواهد ماند و در آن برای شما بهره و [[نصیبی]] نخواهند داد. پس به [[بیعت ابوبکر]] بشتابید<ref>«و الله لئن ولیتها الخزرج علیکم مرة لا زالت لهم علیکم بذلک الفضیلة و لاجعلوا لکم معهم فیها نصیباً ابدا، فقوموا فبایعوا ابابکر»؛ تاریخ طبری، ج۲، ص ۵۱۵؛ تاریخ کامل، ج۲، ص ۳۲۵.</ref>. به تعبیر صریحتر، [[انصار]] در جریان [[سقیفه]] به جای مراعات اصل [[شایستهسالاری]] در تعین خلیفه به لحاظ [[منافع]] منطقهای و در مرحله بعدی منافع قبیلهای و بالاخره به [[انتخاب]] یا عدم انتخاب از روی [[حسد]] روی آوردند و این مسئله در [[منابع تاریخی]] [[اهل سنت]] گزارش شده است. چنانکه ابوبکر جوهری گزارش میکند که [[بشیر بن سعد خزرجی]] از روی [[جسد]] و [[کینه]] به کاندیدای انصار [[سعد بن عباده]]، به جای [[حمایت]] از او از [[انتخاب خلیفه]] از طرف مهاجران و [[قریش]] [[دفاع]] نمود. ابوبکر جوهری ادامه میدهد که وقتی قبیله اوس [[مشاهده]] کرد یکی از رؤسای قبیله | * اعضای [[شورای سقیفه]] از دو طیف [[مهاجران]] (ابوبکر، عمر، ابوعبیده جراح) و [[انصار]] (دو [[قبیله اوس]] و [[خزرج]]) شکل گرفته بود، انصار بر [[خلافت]] [[سعد بن عباده]] از [[قبیله خزرج]] توافق نموده بودند، اما با ورود مهاجران و استدلالهای ابوبکر و عمر مبنی بر عدم [[پذیرفتن]] [[حکومت]] انصار از سوی [[عرب]] و [[لزوم انتخاب خلیفه]] از [[نزدیکان پیامبر]] و همچنین وعده [[وزارت]] به انصار آنان به [[تفویض]] حکومت به مهاجران قانع شدند<ref>«قال ابوبکر: فنحن الأمراء و انتم الوزراء لاتفتون بمشورة و لا نقضی دونکم الأمور... قال عمر: و الله لاترضی العرب ان یؤمّروکم و نبیها من غیرکم.»... (تاریخ طبری، ج۲، ص ۵۱۵؛ تاریخ کامل، ج۲، ص ۳۲۵).</ref> علاوه بر این، [[رقابت]] داخلی خود انصار بین دو قبیله اوس و خزرج - که سالیان پیش از [[اسلام]] در [[جنگ]] با یکدیگر بودند - نقش مهمی داشت؛ چراکه انتخاب خلیفه از میان یک [[قبیله]] [[پیروزی]] آن قبیله و به معنای باخت و [[شکست]] قبیله دیگری محسوب میشد؛ لذا هر دو قبیله به [[بازی]] باخت روی آوردند و [[راضی]] شدند که [[خلیفه]] از میان مهاجران [[تعیین]] گردد. نکته دیگر چهبسا درباره [[بیعت با خلیفه]] [[مهاجران]]، [[خزرج]] و [[اوس]] با یکدیگر مسابقه و [[رقابت]] میگرفتند؛ چراکه هر قبیلهای که زودتر با خلیفه مهاجران "[[ابوبکر]]"بیعت کند آن امتیازات بیشتری میتوانست نصیب خود گرداند، چنانکه بعض [[رهبران]] [[قبیله اوس]] خطاب به [[قبیله]] خود گفتند: به [[خدا]] قسم اگر خزرج بر شما [[حکومت]] کند این [[فضیلت]] برای آنان همیشگی خواهد ماند و در آن برای شما بهره و [[نصیبی]] نخواهند داد. پس به [[بیعت ابوبکر]] بشتابید<ref>«و الله لئن ولیتها الخزرج علیکم مرة لا زالت لهم علیکم بذلک الفضیلة و لاجعلوا لکم معهم فیها نصیباً ابدا، فقوموا فبایعوا ابابکر»؛ تاریخ طبری، ج۲، ص ۵۱۵؛ تاریخ کامل، ج۲، ص ۳۲۵.</ref>. به تعبیر صریحتر، [[انصار]] در جریان [[سقیفه]] به جای مراعات اصل [[شایستهسالاری]] در تعین خلیفه به لحاظ [[منافع]] منطقهای و در مرحله بعدی منافع قبیلهای و بالاخره به [[انتخاب]] یا عدم انتخاب از روی [[حسد]] روی آوردند و این مسئله در [[منابع تاریخی]] [[اهل سنت]] گزارش شده است. چنانکه ابوبکر جوهری گزارش میکند که [[بشیر بن سعد خزرجی]] از روی [[جسد]] و [[کینه]] به کاندیدای انصار [[سعد بن عباده]]، به جای [[حمایت]] از او از [[انتخاب خلیفه]] از طرف مهاجران و [[قریش]] [[دفاع]] نمود. ابوبکر جوهری ادامه میدهد که وقتی قبیله اوس [[مشاهده]] کرد یکی از رؤسای قبیله رقیب یعنی خزرج با ابوبکر بیعت کرد، [[رئیس]] اوس [[اسید بن حضیر]] از روی حسد با ابوبکر بیعت کرد<ref>«فلما رأی بشیربن سعد الخزرجی ما اجتمعت علیه الأنصار من تأمیر سعدبن عبادة و کان حاسداً له و کان من سادة الخزرج قام فقال... و لما رأت الأرس ان رئیساً من رؤساء الخزرج قد بایع قام اسید بن حضیر و هو رئیس الأوس فبایع حسد السعید ایضاً». (السقیفه و فدک، ص ۵۹).</ref>. از اینجا روشن میشود که [[انگیزه]] اولیه انصار در برپا کردن جریان سقیفه نخست تصاحب حکومت و [[خلافت]] از مهاجران بود و [[رضایت]] و اتفاق اولیه هر دو [[قبیله]] بر [[سعد بن عباده خزرجی]] نیز آن را نشان میدهد، اما اینکه آنان در این [[راه]] ناکام مانده و طیف [[مهاجران]] [[حاضر در سقیفه]] یعنی [[ابوبکر]] و [[عمر]] به [[پیروزی]] رسیدند، بحث دیگری است، اما نتیجه کار [[انگیزه]] مادی و [[دنیوی]] [[انصار]] را از صفحات [[تاریخ]] [[پاک]] نمیکند. به دیگر سخن تاریخ نشان میدهد انصار با این [[عظمت]] و [[فداکاری]] در راه [[اسلام]] و [[پیامبر]]{{صل}} انسانهای [[معصوم]] نبودند، آنان نتوانستند از [[منافع دنیوی]] و منطقهای خود در تصاحب [[حکومت]] [[چشم]] بپوشند و مانند [[علی]]{{ع}} بدون توجه به حوادث و جریانهای [[سیاسی]] [[روز]] به تغسیل، [[تجهیز]] و [[تدفین]] [[برترین انسان]] هستی بپردازند، بلکه با ترک این [[وظیفه]] [[دینی]] به [[فکر]] [[ریاست]] افتادند که از این منظر تاریخ و [[مؤمنان]] و [[عاشقان پیامبر اعظم]]{{صل}} عمل آنان را [[قبیح]] مینماید و حداقل نمیستاید. نکته دیگر اینکه چنانکه ذکر شده مورخان [[اهل سنت]] صریحاً [[انتخاب]] انصار را به [[حسد]] - که [[گناه کبیره]] است - نسبت میدهند و در اینجا هیچ اعتراضی بر [[عدالت صحابه]] وارد نمی-کنند، اما وقتی [[شیعه]] کنار گذاشتن [[نص نبوی]] درباره [[حضرت علی]]{{ع}} را طرح می-کند، [[اعتراض]] [[مظلومیت]] و عدالت صحابه بلند میشود. آیا این نشان نمیدهد که اهل سنت با یک [[منطق]] [[داوری]] نمیکنند و به اصطلاح [[عوام]] مصداق: یک بام و دو هوا نیستند؟! | ||
===سوم: [[بیعت با اکراه]] و [[اجبار]]=== | ===سوم: [[بیعت با اکراه]] و [[اجبار]]=== | ||