غلو در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←پرسش مستقیم
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
به طورکلی در [[قرآن]] و [[روایات]] از [[غلو در دین]] [[نهی]] شده است، برای نمونه [[قرآن کریم]] فرموده: {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ}}<ref>«ای اهل کتاب! در دینتان غلوّ نورزید» سوره نساء، آیه ۱۷۱؛ سوره مائده، آیه ۷۷.</ref> و [[پیامبر گرامی اسلام]] فرمودند: «از غلو در دین بپرهیزید زیرا کسانی که قبل از شما بودند به خاطر غلو در دین هلاک شدند»<ref>مسند احمد، ج۱، ص۲۱۵.</ref>. و فرمودند: «دو گروه از [[امت]] من بهرهای از [[اسلام]] ندارند، کسانی که [[دشمن اهل بیت]] من هستند و غلوکنندگان در [[دین]] که از دین خارج شده اند»<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۰۸.</ref>. و [[حضرت علی]]{{ع}} فرمود: «از غلو درباره ما بپرهیزید»<ref>غررالحکم و دررالکلم، ج۲، ص۳۲۴.</ref>. و همچنین فرمودند: «دو گروه درباره من هلاک شدند، [[دوستداران]] غالی و [[دشمنان]] قالی ([[کینهورز]])»<ref>نهج البلاغة، حکمت ۱۱۸، ص۴۸۹.</ref>. | به طورکلی در [[قرآن]] و [[روایات]] از [[غلو در دین]] [[نهی]] شده است، برای نمونه [[قرآن کریم]] فرموده: {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ}}<ref>«ای اهل کتاب! در دینتان غلوّ نورزید» سوره نساء، آیه ۱۷۱؛ سوره مائده، آیه ۷۷.</ref> و [[پیامبر گرامی اسلام]] فرمودند: «از غلو در دین بپرهیزید زیرا کسانی که قبل از شما بودند به خاطر غلو در دین هلاک شدند»<ref>مسند احمد، ج۱، ص۲۱۵.</ref>. و فرمودند: «دو گروه از [[امت]] من بهرهای از [[اسلام]] ندارند، کسانی که [[دشمن اهل بیت]] من هستند و غلوکنندگان در [[دین]] که از دین خارج شده اند»<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۰۸.</ref>. و [[حضرت علی]]{{ع}} فرمود: «از غلو درباره ما بپرهیزید»<ref>غررالحکم و دررالکلم، ج۲، ص۳۲۴.</ref>. و همچنین فرمودند: «دو گروه درباره من هلاک شدند، [[دوستداران]] غالی و [[دشمنان]] قالی ([[کینهورز]])»<ref>نهج البلاغة، حکمت ۱۱۸، ص۴۸۹.</ref>. | ||
همانطور که از [[روایات]] متعدد و [[نصوص]] بالا استفاده میشود [[غلو در دین]] [[حرام]] است و در برخی از موارد به [[کفر]] و [[شرک]] و [[انکار ضروری دین]] میانجامد، و [[حکم]] به [[قتل]] غالی داده میشود. و [[امامان]]{{عم}} همیشه از [[غالیان]] [[برائت]] و [[بیزاری]] میجستند<ref>اصول کافی، ج۲، ص۷۵.</ref>.<ref>[[مصطفی سلیمانیان|سلیمانیان، مصطفی]]، [[مقامات امامان (کتاب)|مقامات امامان]]، ص ۴۱.</ref> | همانطور که از [[روایات]] متعدد و [[نصوص]] بالا استفاده میشود [[غلو در دین]] [[حرام]] است و در برخی از موارد به [[کفر]] و [[شرک]] و [[انکار ضروری دین]] میانجامد، و [[حکم]] به [[قتل]] غالی داده میشود. و [[امامان]]{{عم}} همیشه از [[غالیان]] [[برائت]] و [[بیزاری]] میجستند<ref>اصول کافی، ج۲، ص۷۵.</ref>.<ref>[[مصطفی سلیمانیان|سلیمانیان، مصطفی]]، [[مقامات امامان (کتاب)|مقامات امامان]]، ص ۴۱.</ref> | ||
==عقاید غلات== | |||
در [[علم کلام]] و [[رجال]] [[شیعه]]، غلوبر دو قسم [[غلو]] در ذات و غلو در صفات(به ویژه صفت [[عصمت]] و [[علم غیب]] [[امامان]]) مطرح است و همان طور که ذکر شد آن [[قدر]] موارد غلو از نظر مورد و کیفیت گسترده است که بین خود [[علمای شیعه]] [[اختلافات]] متعددی درباره [[میزان]] و معیار غلو وجود دارد، محقق خویی در این باره میفرماید: غلو دارای درجاتی است و ممکن است شخصی که دارای [[درجه]] پایینی از غلو است، اشخاصِ درجه بالا را از [[غلات]] بداند و آنها را [[لعنت]] کند<ref>معجم الرجال، ج۱۹، ص۱۳۶؛ مثل نصربن صباح.</ref>؛ مثلاً در گذشته [[شیخ صدوق]] و [[دانشمندان]] [[قم]] سهوالنبی را جایز میدانستند و [[معتقد]] بودند [[پیامبر]] میتواند [[سهو]] کند و کسانی که سهوالنبی را قبول نداشتند غالی میشمردند<ref>الفقیه، ص۲۹۶.</ref>. و در مقابل [[شیخ مفید]] و علمای [[بغداد]] سهوالنبی را قبول نداشتند و طرفداران سهوالنبی را مقصّر در [[حق]] [[ائمه]] میدانستند<ref>مقالات کنگره شیخ مفید، ج۱، ص۳۲.</ref>. یا عدهای معتقدند امامان [[علم]] به {{متن حدیث|مَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ}} و همه جزئیات عالم دارند ولی عدهای دیگر معتقدند ائمه{{عم}} فقط در مواردی که [[خداوند]] بخواهد [[علم به جزئیات]] دارند<ref>اوائل المقالات، ص۶۸.</ref>. | |||
همچنین در [[علم رجال]] هم [[راویان]] متعددی را به [[اتهام]] غلو از درجه اعتبار ساقط کرده و [[روایات]] آنها را قبول نمیکنند، در حالی که هیچ مدرکی بر غلو برخی از این راویان وجود ندارد<ref>تنقیح المقال، ج۱، ص۲۱۲؛ کلیات فی علم الرجال، ص۹۲.</ref>. برای نمونه در رجال ابنغضائری راویان بسیاری متهم به غلو شدهاند تا جایی که میگویند تضعیفات ابنغضائری به [[تنهایی]] معتبر نیست<ref>کلیات فی علم الرجال، ص۷۵ و ۱۰۹.</ref>. | |||
به هرحال [[عقاید]] غلات را در سه دسته کلی میتوان تقسیمبندی کرد: | |||
#[[اعتقاد]] به [[الوهیت]] و خدایی امامان و [[اثبات]] صفاتی مثل [[خالقیت]] و رازقیت برای آنها<ref>اختیار معرفة الرجال، ص۱۴۷ و ۱۹۲ و ۱۹۴ و ۲۰۷؛ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۲۶۸، احادیث ۱۰ و ۲۰ و ۲۲ و ۲۱ و ۴۷ و ۵۰ و ۵۳ و ۶۵ و ۶۹.</ref>؛ | |||
#[[اعتقاد]] به [[نبوت]] بعضی از [[ائمه]]{{عم}}<ref>اختیار معرفه الرجال، ص۱۶۰ و ۱۹۴؛ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۲۹۱، ح۴۸ و ۵۷.</ref>؛ | |||
#[[اثبات علم غیب]] ذاتی و مطلق برای ائمه{{عم}}<ref>اختیار معرفه الرجال، ص۱۸۸ و ۱۹۳؛ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۲۹۲، ح۹ و ۵۰ و ۵۳ و ۹۱.</ref>. | |||
یکی از ضررهای [[غلات]] این بود که باعث شدند برخی از [[عقاید]] ناصحیح مثل [[حلول]] و [[تناسخ]] و [[تشبیه]] در [[افکار]] قسمتی از [[شیعیان]] وارد شود، و قسمتی از [[عقاید حقه]] [[شیعه]]، در سایه [[غلو]] [[تحریف]] شود و زمینههای [[استهزاء]] شیعیان را فراهم آورد، در عقاید صحیحی مثل [[خلافت]] حقه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، [[مهدویت]]، [[رجعت]]، [[تأویل قرآن]]، [[بداء]]، [[شفاعت]] و.... مثلاً درباره خلافت حقه امیرالمؤمنین{{عم}} گفته شد: [[عبدالله بن سبا]] اولین کسی است که ادعا کرده [[علی]]{{ع}} [[جانشین پیامبر]] است<ref>مذاهب اسلامیین، ج۲، ص۱.</ref>. درباره مهدویت گفته شد: [[محمد حنفیه]] همان [[مهدی]] است که [[قیام]] میکند<ref>مذاهب اسلامیین، ج۲، ص۷۱؛ مقالات الإسلامیین، ص۱۴.</ref>. درباره رجعت که معنی صحیح آن بازگشت عدهای از [[مردگان]] به این [[دنیا]] در هنگام [[انقلاب مهدی]]{{ع}} و قبل از [[قیامت]] است<ref>الهیات، ج۲، ص۲۸۷.</ref>، گفته شد: رجعت برگشت [[روح]] بعد از مردن به [[بدن]] دیگر است<ref>المقالات و الفرق، ص۴۵.</ref>. درباره بداء گفته شد: بداء یعنی ظاهر شدن چیزی برای [[خداوند]] بعد از خفاء آن و [[تغییر]] نظر در [[تصمیمگیری]] خداوند<ref>ملل و نحل، ج۱، ص۱۴۹؛ بحارالأنوار، ج۲، ص۹۴ و ۱۰۹ و ج۴۷، ص۲۶۹، ح۴۲؛ بدایة المعارف، ج۲، ص۹۷.</ref>. و تأویل قرآن را «[[تفسیر به رأی]] و توجیه [[آیات قرآن]] برطبق عقاید خود و [[حلال]] کردن [[حرامها]]» معرفی کردند<ref>التمهید فی علوم القرآن، ج۳، ص۳۰؛ تفسیر نمونه، ج۲، ص۳۲۰؛ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۹۷، ح۷۴؛ مانند آیات: سوره آل عمران، آیه ۱۴۵؛ سوره مؤمنون، آیه ۴۴؛ سوره مائده، آیه ۳ و ۹۳؛ سوره نساء، آیه ۲۸؛ سوره مجادله، آیه ۱۳؛ سوره شوری، آیه ۵۰.</ref>. و شفاعت را دستمایه [[گناهان]] قرار داده و گفتند هرچه میخواهی [[گناه]] کن که [[ائمه]]{{عم}} آن را [[شفاعت]] خواهند کرد<ref>عدل الهی، ص۲۴۷؛ بحارالأنوار، ج۸، ص۳۴ به بعد؛ المیزان، ج۱، ص۱۵۹.</ref>. | |||
و اما تعریف [[حلول]] و [[تناسخ]] و [[تشبیه]] و [[تفویض]] که از [[عقاید]] [[غلات]] میباشند از این قرار است: | |||
*'''حلول''': در لغت به معنی جای گرفتن چیزی در چیز دیگر است، به نحوی که شیء اول به شیء دوم اختصاص یابد، در این حالت شیء اول را حال و شیء دوم را محلّ گویند<ref>ر.ک: دلائل الصدق، ج۱، ص۱۳۸؛ مقالات الإسلامیین، ص۵ و ۱۲ و ۱۴؛ الغدیر، ج۲، ص۲۳۱ و ۲۵۲.</ref>. | |||
*'''تناسخ''': در اصطلاح مشهور به معنی [[انتقال روح]] از بدنی به [[بدن]] دیگر در همین [[جهان]] میباشد<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ص۳۲۵؛ ملل و نحل، ج۲، ص۵۵؛ بحارالأنوار، ج۴، ص۳۲۶ و ج۲۵، ح۱۸.</ref>. | |||
*'''تشبیه''': مانند کردن [[خداوند]] به موجودات محسوس میباشد<ref>مقالات الإسلامیین، ص۶؛ نهج البلاغه، خ ۱۸۶، فقرة ۱؛ بحارالأنوار، ج۳، ص۲۸۷، ح۲ و ۳ و ۱۰ و ۱۳ و ۱۸ و ۳۰ و ج۲۵، ح۱۸.</ref>. | |||
*'''تفویض''': تفویض در بحث عقاید به معانی گوناگونی استعمال شده است که مهمترین آنها چهار معنی میباشد<ref>غالیان، ص۲۲۶.</ref>. | |||
#[[خدا]] [[انسان]] را [[خلق]] کرده و او را در کارهایش واگذاشته تا هرکاری که میخواهد انجام دهد، بدون اینکه در [[اعمال]] او نقشی داشته باشد. و در همین مورد [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: «نه [[جبر]] است و نه تفویض، بلکه [[امر بین امرین]] است»<ref>بحارالأنوار، ج۴، ص۱۹۷: {{متن حدیث|لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِيضَ، وَ لكِنْ أَمْرٌ بَيْنَ أَمْرَيْنِ}}.</ref>. | |||
#تفویض در [[آفرینش]]: خداوند [[پیامبر]] و [[امامان]] را آفرید و سپس خلق کردن و [[زنده کردن]] و [[میراندن]] و روزی دادن و [[تربیت]] [[انسانها]] را به آنها سپرد، که این نوع از تفویض به دو صورت قابل [[تصور]] است: الف) امامان با [[قدرت]] و [[اراده]] خود و بدون دخالت خداوند چنین کارهایی را انجام میدهند. این صورت، [[کفر]] و [[شرک]] صریح است و عقلاً و نقلاً بطلان آن [[ثابت]] شده است. ب) امامان مقارن با اراده و کمک [[الهی]] و با قدرتی که [[خداوند]] به آنان داده است، چنین کارهایی را انجام میدهند. این صورت اگرچه محال [[عقلی]] نیست و اثباتاً امکان دارد ولی در [[مقام ثبوت]] و وقوع، [[روایات]] ما چنین مطلبی را (به غیر از مورد [[معجزه]]) [[نفی]] میکنند؛ زیرا در معجزه مدعی باید نوعی کار خدایی انجام دهد تا [[ثابت]] شود از طرف [[خدا]] آمده است. | |||
#[[تفویض]] در [[تشریع]] که خود دو نوع است: الف) خداوند [[تعیین]] همه [[حلالها]] و [[حرامها]] را مستقلاً به [[معصومین]]{{عم}} سپرده است؛ که این نوع [[باطل]] است و [[آیه]] ۳ و ۴ [[سوره نجم]] آن را ردّ میکند. ب) از آنجا که [[پیامبر]] به کمال عقلی و [[معنوی]] رسیده و جز [[حق]] و صواب را برنمیگزیند، خداوند تعیین برخی از رکعات [[نماز]] و [[مستحبات]] را به ایشان سپرده و سپس [[تصمیم پیامبر]] را با [[وحی]] [[تأیید]] کرده است. این نوع از تفویض مورد تأیید برخی از روایات است<ref>بحارالأنوار، ج۲۵، ص۳۳۲ و ۳۴۰ و ۳۴۴، و ج۱۰۱، ص۳۴۲؛ ر.ک: چهل حدیث، امام خمینی، حدیث ۳۲.</ref>. | |||
#تفویض در [[اداره جامعه]]: خداوند [[امور اجتماعی]] و [[سیاسی]] و [[تعلیم و تربیت]] [[بندگان]] را به [[اهل بیت]]{{عم}} سپرده و [[مردم]] [[وظیفه]] دارند که در این امور از اهل بیت{{عم}} [[پیروی]] کنند که در [[آیات]] و روایات متعددی به این مطلب اشاره شده است<ref>{{متن قرآن|مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}} «آنچه خداوند از (داراییهای) اهل این شهرها بر پیامبرش (به غنیمت) بازگرداند از آن خداوند و پیامبر و خویشاوند و یتیمان و مستمندان و در راه مانده است تا میان توانگران شما دست به دست نگردد و آنچه پیامبر به شما میدهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز میدارد دست بکشید و از خداوند پروا کنید که خداوند، سخت کیفر است» سوره حشر، آیه ۷؛ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۰۳.</ref>.<ref>[[مصطفی سلیمانیان|سلیمانیان، مصطفی]]، [[مقامات امامان (کتاب)|مقامات امامان]]، ص ۴۵.</ref> | |||
==پرسش مستقیم== | ==پرسش مستقیم== | ||