الف باب در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۷ اکتبر ۲۰۲۱
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۳: خط ۲۳:
# [[عبدالله بن عمر]]<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، خصال، ج ۲، ص ۶۴۳، ح ۲۳</ref> نیز در گزارش خود از لحظات پایانی [[عمر]] [[پیامبر]]{{صل}}، به مسئله [[خلوت حضرت]] با [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} اشاره و مسئلۀ [[الف باب]] را مطرح و آنگاه [[نقل]] می‌کند، وقتی از [[حضرت]] پرسیده شد آیا آنچه را دریافت نمودی [[حفظ]] نمودی، ایشان در جواب با [[تأیید]] آن، به عمق این [[ادراک]] با عبارت "و عقلته" اشاره می‌فرماید.<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، بهرامی، علیرضا، واکاوی نگاه فریقین به احادیث هزار درب دانش، تحقیقات علوم قرآن و حدیث، ش 26، ص 142</ref>
# [[عبدالله بن عمر]]<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، خصال، ج ۲، ص ۶۴۳، ح ۲۳</ref> نیز در گزارش خود از لحظات پایانی [[عمر]] [[پیامبر]]{{صل}}، به مسئله [[خلوت حضرت]] با [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} اشاره و مسئلۀ [[الف باب]] را مطرح و آنگاه [[نقل]] می‌کند، وقتی از [[حضرت]] پرسیده شد آیا آنچه را دریافت نمودی [[حفظ]] نمودی، ایشان در جواب با [[تأیید]] آن، به عمق این [[ادراک]] با عبارت "و عقلته" اشاره می‌فرماید.<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، بهرامی، علیرضا، واکاوی نگاه فریقین به احادیث هزار درب دانش، تحقیقات علوم قرآن و حدیث، ش 26، ص 142</ref>


==ویژگی [[دانش]] [[الف باب]]==
==ویژگی [[دانش]] الف باب==
* [[روایت]] [[الف باب]] که هنگام [[رحلت پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[تعلیم]] داده شده است بیانگر این است که در این زمان کوتاه، هر باب از [[هزار باب]] اول‌، اصل یا مطلب جامع و کاملی را در بر مـی‌گیرد؛ بـه گونه‌ای‌ که‌ از‌ آن، [[هزار باب]] دیگر از [[علم]] می‌جوشد و [[علوم]] انتقالی هـمراه با تفصیل آن نبوده است. بـه بـیان دیـگر، [[لُب]] و جامع اصول<ref>مؤید این گفتار روایاتی است که در آن راوی از بهره‌مندی عامه از دانش‌ پیامبر سؤال‌ می‌کند و پیشوایان شیعه با تأیید کلی آن، به این تفاوت توجه می‌دهند که اصول‌ و مبانی‌ و فـصل الخطاب دانش در نزد ایشان است و آنچه نزد دیگران است پراکنده و جزئی‌ از‌ دانش‌ پیامبر است؛ به عنوان نمونه، حضرت می‌فرماید: «عندنا‌ اهل البیت اصول العـلم و عـراه و ضیائه و اواخیه» ر. ک: بصائر الدرجات، باب نوزدهم، ص363 و 364؛ الاختصاص، ص308</ref> و سر شاخۀ علومی متعدد در [[اختیار]] [[امام علی]]{{ع}} قرار گرفته است؛ عناوین و موضوعاتی که هر یک، دارای فروعات گـسترده‌ای اسـت و هر‌ فرع‌ از فروعات آن شامل فروعات مـتعدد دیگری است.<ref>خصال، ج1، ص121‌، ح113‌</ref> این سـخن بـا [[علوم]] مختلف کاملاً امکان پذیر است؛ چرا که مهم‌ترین‌ امـر‌ در هـر [[علمی]]، [[صادق بودن]] و [[حقیقت]] داشـتن گـزاره و مـوضوع ریشه‌ای آن و تـرتب صحیح مطالب و عناوین بـعدی بـر آن است، از همین رو، در [[روایات]]، تعبیر مفتاح مطرح‌ شده‌ است‌. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در این زمینه می‌ فرماید‌: «ان‌ فـی صدری هذا لَعلما جماً علّمنیه رسـول [[الله]] لو أجـد له [[حفظة]] یـرعونه حـق رعـایته و یروونه عنی كما یـسمعونه [[منی]] اذاً‌ أودعتهم‌ بعضه‌ فیعلم به كثیراً من العلم. ان العلم مفتاح‌ كل‌ باب، و كل باب یفتح [[الف باب]]؛ هـمانا در سـینه من [[علم]] فشرده‌ای هست که رسـول خـدا بـه مـن آمـوخته‌ است‌. اگر‌ نـگاهبانانی بـیابم که به [[شایستگی]] از آن مخافظت کنند و همان‌گونه‌ که از من شنیده‌اند [[روایت]] کنند، بعض آن را به وی می‌سپارم که بـا هـمان انـدک، [[علم]] زیادی‌ یاد‌ می‌گیرد‌. همانا [[علم]] کـلید هـر بـابی اسـت و هـر بـابی [[هزار باب]] دیگر‌ می‌گشاید».<ref>بصائر الدرجات، ص 305، ح 12؛ خـصال، ج 2، ص 646، ح 29</ref>. <ref>شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 164</ref>
[[روایت]] الف باب که هنگام [[رحلت پیامبر اکرم]]{{صل}} به امیرالمؤمنین{{ع}} [[تعلیم]] داده شده، بیانگر این است که در این [[زمان]] کوتاه، هر باب از [[هزار باب]] اول‌، اصل یا مطلب [[جامع]] و کاملی را در بر می‌گیرد؛ به گونه‌ای‌ که‌ از‌ آن، [[هزار باب]] دیگر از [[علم]] می‌جوشد و [[علوم]] انتقالی همراه با تفصیل آن نبوده است. به بیان دیگر، [[لُب]] و جامع اصول<ref>مؤید این گفتار روایاتی است که در آن راوی از بهره‌مندی عامه از دانش‌ پیامبر سؤال‌ می‌کند و پیشوایان شیعه با تأیید کلی آن، به این تفاوت توجه می‌دهند که اصول‌ و مبانی‌ و فصل الخطاب دانش در نزد ایشان است و آنچه نزد دیگران است پراکنده و جزئی‌ از‌ دانش‌ پیامبر است؛ به عنوان نمونه، حضرت می‌فرماید: {{متن حدیث|عندنا‌ اهل البیت اصول العـلم و عـراه و ضیائه و اواخیه}}؛ ر.ک: بصائر الدرجات، باب نوزدهم، ص۳۶۳ و ۳۶۴؛ الاختصاص، ص۳۰۸.</ref> و سر شاخۀ علومی متعدد در [[اختیار]] [[امام علی]]{{ع}} قرار گرفته است؛ عناوین و موضوعاتی که هر یک، دارای فروعات گسترده‌ای است و هر‌ فرع‌ از فروعات آن شامل فروعات متعدد دیگری است<ref>شیخ صدوق، محمد بن علی، الخصال، ج۱، ص۱۲۱‌، ح۱۱۳‌.</ref>. این [[سخن]] با علوم مختلف کاملاً امکان پذیر است؛ چراکه مهم‌ترین‌ امر‌ در هر [[علمی]]، [[صادق بودن]] و [[حقیقت]] داشتن گزاره و موضوع ریشه‌ای آن و ترتب صحیح مطالب و عناوین بعدی بر آن است، از همین رو، در [[روایات]]، تعبیر مفتاح مطرح‌ شده‌ است‌. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در این زمینه می‌ فرماید‌: "همانا در سینه من علم فشرده‌ای هست که [[رسول خدا]] به من آموخته‌ است‌. اگر‌ نگاهبانانی بیابم که به [[شایستگی]] از آن مخافظت کنند و همان‌گونه‌ که از من شنیده‌اند [[روایت]] کنند، بعض آن را به وی می‌سپارم که با همان اندک، علم زیادی‌ یاد‌ می‌گیرد‌. همانا علم کلید هر بابی است و هر بابی هزار باب دیگر‌ می‌گشاید"<ref>{{متن حدیث|إِنَّ فِی صَدْرِی هَذَا لَعِلْماً جَمّاً عَلَّمَنِیهِ رَسُولُ اللَّهِ صلَوْ أَجِدُ لَهُ حَفَظَةً یَرْعَوْنَهُ حَقَّ رِعَایَتِهِ وَ یَرْوُونَهُ عَنِّی کَمَا یَسْمَعُونَهُ مِنِّی إِذاً أَوْدَعْتُهُمْ بَعْضَهُ فَیَعْلَمُ بِهِ کَثِیراً مِنَ الْعِلْمِ إِنَّ الْعِلْمَ مِفْتَاحُ کُلِّ بَابٍ وَ کُلُّ بَابٍ یَفْتَحُ أَلْفَ بَابٍ}}؛ بصائر الدرجات، ص۳۰۵، ح ۱۲؛ خصال، ج ۲، ص۶۴۶، ح ۲۹.</ref>.
*این بیان با روایاتی که به ازدیاد [[علم امام]] و یا [[تحدیث]] روزانه و [[ارتباط]] همه روزۀ ملائکه‌ با‌ ایشان‌ تصریح دارند، نیز سازگارتر است. از هـمین رو، [[ابوبصیر]] وقتی از شیوع‌ عقیده‌ به‌ مجاری [[علمی]] به‌ نام‌ [[الف باب]] در میان [[شیعیان]] با [[امام صادق]]{{ع}} [[سخن]] می‌گوید، ایشان عقیدۀ وی‌ را‌ [[تأیید]] می‌کند و آن‌گاه که ابوبصیر‌ از‌ سر تعجب‌ یا‌ کنجکاوی‌ می‌پرسد: «هذا و [[الله]] العلم!»، [[امام]] در‌ پاسـخ‌ مـی‌فرماید: «انه لعـلم و ما هو بذلک.».. و در پایان این [[حدیث]] طولانی «ما‌ یحدث‌ باللیل و النهار، الامر من بعد الامر‌ و الشیء بـعد الشیء الی‌ یوم‌ القیامة»<ref>کـافی، ج 1، ص 238</ref> را ـ که در برگیرندۀ‌ تصحیح‌ [[عقیده]] [[راوی]] و توجه او به گـستره عـلم امـام است ـ به عنوان [[علم]] معرفی‌ می‌نماید. مقایسه این تعبیر با روایاتی‌ که‌ سایر‌ محتوای [[علم]] امام‌ را‌ تبیین ‌می‌کنند، تبیین عبارت «انه‌ لعلم و ما هو بذلک» را روشن می‌نماید؛ چرا که [[علم]] ائمـه مجموعه‌ای است که‌ مجاری‌ و سرچشمه‌های آن شامل [[جفر]]، [[جامعه]]، الف‌ باب‌، [[روح]] القدس‌، عمود‌ نور‌، [[الهام]] و [[تحدیث]] و غیره اسـت‌ و در کنار یکدیگر متکامل می‌شوند.<ref>شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 165</ref>
 
*با‌ کمک‌ مجموعه [[احادیث]] مطرح در [[علم امام]] و سرچشمه آن می‌توان گفت، [[علم]] انتقال یافته به [[امام]] در‌ قالب‌ [[الف باب]]، نمی‌تواند شامل تمام تفصیلات و جزئیات‌ باشد‌.<ref>شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 166</ref>
این بیان با روایاتی که به [[ازدیاد علم امام]] و یا [[تحدیث]] روزانه و [[ارتباط]] همه روزۀ ملائکه‌ با‌ ایشان‌ تصریح دارند نیز سازگارتر است. از همین رو، [[ابوبصیر]] وقتی از شیوع‌ عقیده‌ به‌ مجاری [[علمی]] به‌ نام‌ [[الف باب]] در میان [[شیعیان]] با [[امام صادق]]{{ع}} [[سخن]] می‌گوید، ایشان عقیدۀ وی‌ را‌ [[تأیید]] می‌کند و آن‌گاه که ابوبصیر‌ از‌ سر تعجب‌ یا‌ کنجکاوی‌ می‌پرسد: {{متن حدیث|هذا و الله العلم!}}، [[امام]] در‌ پاسخ‌ می‌فرماید: {{متن حدیث|انه لعـلم و ما هو بذلک...}} و در پایان این [[حدیث]] طولانی {{متن حدیث|ما‌ یحدث‌ باللیل و النهار، الامر من بعد الامر‌ و الشیء بعد الشیء الی‌ یوم‌ القیامة}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص۲۳۸.</ref> را ـ که در برگیرندۀ‌ تصحیح‌ [[عقیده]] [[راوی]] و توجه او به [[گستره علم امام]] است ـ به عنوان [[علم]] معرفی‌ می‌نماید. مقایسه این تعبیر با روایاتی‌ که‌ سایر‌ محتوای علم امام‌ را‌ تبیین ‌می‌کنند، تبیین عبارت {{متن حدیث|انه‌ لعلم و ما هو بذلک}} را روشن می‌نماید؛ چراکه [[علم ائمه]] مجموعه‌ای است که‌ مجاری‌ و سرچشمه‌های آن شامل [[جفر]]، [[جامعه]]، الف‌ باب‌، [[روح]] القدس‌، عمود‌ نور‌، [[الهام]] و تحدیث و غیره اسـت‌ و در کنار یکدیگر متکامل می‌شوند.
 
با‌ کمک‌ مجموعه [[احادیث]] مطرح در [[علم امام]] و سرچشمه آن می‌توان گفت، علم انتقال یافته به امام در‌ قالب‌ الف باب، نمی‌تواند شامل تمام تفصیلات و جزئیات‌ باشد‌<ref>[[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[پژوهشی در روایات الف باب (مقاله)|پژوهشی در روایات الف باب]]، مجلۀ علوم حدیث، ش ۶۶، ص۱۶۴ ـ ۱۶۶.</ref>.


==[[الف باب علم]] و [[آگاهی]] ویژه==
==[[الف باب علم]] و [[آگاهی]] ویژه==
۱۳۰٬۵۵۳

ویرایش